خودکشی در ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نگاره اسپهبد خورشید. وی آخرین اسپهبد سلسله دابویگان طبرستان بود که پس از شکست در برابر عرب‌ها، در سال ۷۶۱ میلادی و در سن ۲۷ سالگی، خودکشی کرد.

خودکشی در ایران، پدیده‌ای رو به رشد دانسته شده است. اگرچه میزان خودکشی در ایران از کشورهای اروپایی کم‌تر است، ولی این کشور در میان کشورهای اسلامی در جایگاه سوم از نظر رواج خودکشی قرار دارد.[۱] برپایهٔ آمارها، روزانه بیش از ۱۳ نفر در ایران خودکشی می‌کنند. بیشتر خودکشی‌ها در میان افراد ۱۵ تا ۳۵ ساله روی می‌دهد. پژوهش‌ها نشان داده است که در سال ۱۳۹۲ خورشیدی، به‌طور متوسط از هر ۱۰۰ هزار تن ایرانی، بیش از ۶ تن در سال جان خود را با خودکشی از دست می‌دهند.[۲]

مشکلات اقتصادی، بیماری‌های روانی، جبر فرهنگی، مسایل سیاسی، و فشارهای اجتماعی، برخی از سبب‌های اصلی خودکشی در کشور ایران به‌شمار می‌آیند.[۳][۴]

بازشناسی[ویرایش]

خودکشی در فرهنگ‌های فارسی چون معین، دهخدا، و عمید، به صورت «خود را به وسیله‌ای کشتن»، «انتحار»، و «خودکشی کردن» معنا شده است.[۵] مفهوم خودکشی در فرهنگ معاصر به صورت: «خاتمه دادن عمدی به زندگی به میل خود و به دست خود» آمده است.[۶] تاریخ دقیق نخستین مورد استفاده از واژهٔ خودکشی[یادداشت ۱] مشخص نیست. واژه‌نامهٔ انگلیسی آکسفورد نخستین مورد استفاده از این واژه را به وسیلهٔ والتر چارلتن در ۱۶۵۱ میلادی دانسته است.[۷] ظاهراً واژهٔ خودکشی نخستین بار در ۱۷۳۷ میلادی توسط دفونتن در زبان فرانسه استفاده شده است. بعدها در ۱۷۶۲ میلادی آکادمی علوم فرانسه این اصطلاح را پذیرفته است.[۸] اسلامی‌نسب خودکشی را ترجمهٔ مناسبی برای این واژه می‌داند چرا که suicide از دو واژهٔ لاتین sui به معنای خود و cide به معنای کشتن تشکیل شده است.[۸]

نخستین تحلیل مشهور جامعه‌شناختی از خودکشی توسط امیل دورکیم، جامعه‌شناس فرانسوی ارائه شده است. تعریفی که دورکیم در ۱۸۹۷ میلادی در کتاب خودکشی خود ارائه کرده چنین است: «هر نوع مرگی که نتیجهٔ مستقیم یا غیرمستقیم کردار مثبت یا منفی خود قربانی باشد که پیشاپیش از نتیجهٔ عمل خود آگاه بوده است».[۹] دورکیم در بررسی سبب‌های خودکشی چهار نوع خودکشی را بیان کرده که هر چهار مورد به نوعی به رابطهٔ فرد با جامعه مربوطند: ۱- خودکشی خودخواهانه، که در شرایط فردگرایانه و جدایی از جامعه روی می‌دهد. ۲- خودکشی دگرخواهانه، که زمانی روی می‌دهد که شخص وابستگی زیادی به جامعه داشته باشد. ۳- خودکشی هرج‌ومرج‌گرایانه، که ناشی از نابسامانی، آشفتگی، و بی‌قانونی جامعه است (دورکیم از اصطلاح آنومی برای بیان این وضعیت جامعه استفاده می‌کند). ۴- خودکشی تقدیرگرایانه، که زمانی روی می‌دهد که اراده‌ها، عواطف، و انگیزه‌های اعضای جامعه زیر کنترل شدید جامعه باشند.[۱۰]

در اواخر سدهٔ نوزدهم میلادی، زیگموند فروید نخستین دیدگاه روان‌شناختی را دربارهٔ خودکشی ارائه کرد. او خودکشی را «نهایت خشم معطوف به خود، ناشی از ناخودآگاه فردی» دانست. فروید غریزه‌ها را به دو دستهٔ مرگ (تاناتوس) و زندگی (اروس) تقسیم کرد. به باور او غریزهٔ مرگ بلافاصله پس از زایش آغاز می‌شود و تمایل به بازگشت دارد. این غریزه موجب نیستی، کینه، و انهدام نسل می‌شود، برعکس غریزهٔ زندگی که موجب دوستی، عشق، و تولید نسل می‌گردد.[۱۱] فروید به تدریج نظریهٔ غریزهٔ مرگ خود را که در تضاد با لیبیدو بود، کامل کرد.[۱۲]

استنگل نخستین کسی است که میان خودکشی و قصد خودکشی از نظر روانشناسی تفاوت قائل می‌شود. او پس از پژوهش‌هایی، در ۱۹۶۰ میلادی یک واحد روان‌شناسی مستقل را به تمایل به خودکشی اختصاص داده است.[۱۳] پژوهش‌های روان‌شناسان نشان داده است که برخلاف خودکشی، قصد خودکشی، دارای هدف‌هایی به‌جز «نابودی خویش» است. کیرال، چهار هدف را برای قصد خودکشی ارائه کرده است: ۱- دعوت و خطاب یا تقاضای کمک و حمایت؛ ۲- واکنش در مقابل یک مصیبت، فاجعه، و بلای ناگهانی؛ ۳- سوء استفاده و تهدید شخصی دیگر و ۴- فرار و گریز از موقعیت دشوار.[۱۴] اسلامی‌نسب، پنج مورد افکار خودکشی، تهدید به خودکشی، ژست خودکشانه (آسیب به خود)، اقدام به خودکشی (خودکشی ناموفق)، و خودکشی موفق را زیر عنوان رفتار خودکشانه جای داده است.[۱۵]

در دههٔ ۱۹۶۰ میلادی واژهٔ خودکشی‌شناسی[یادداشت ۲] معرفی شد و رواج یافت. این واژه پیشتر در سال ۱۹۲۹ میلادی توسط دانشمند هلندی به نام بونگر[یادداشت ۳] استفاده شده بود. خودکشی‌شناسی به معنای مطالعهٔ علمی پدیدهٔ خودکشی است.[۱۱][۱۶]

آمارها[ویرایش]

نمودار روش‌های خودکشی مرسوم در ایران.

خودکشی در ایران پدیده‌ای رو به رشد دانسته شده است. ریاضی و نجفیان در پژوهش خود در سال ۱۳۹۴ خورشیدی، ایران را با نرخ خودکشی ۶ نفر در صد هزار نفر، در رتبهٔ ۵۸ جهانی جای داده‌اند.[۱۷] برپایهٔ گزارش سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۱۴ میلادی، نرخ خودکشی در ایران ۵٫۳ در میان ۱۰۰٬۰۰۰ نفر بوده است. این نرخ در میان زنان ۳٫۶ و در میان مردان ۷٫۰ می‌باشد. بالاترین نرخ فصلی خودکشی، ۳۵٫۲٪ و مربوط به تابستان است که ۱۳٪ بالاتر از فصل‌های دیگر است.[۱۸] برپایهٔ یک مطالعهٔ فراتحلیل، میزان اقدام به خودکشی و خودکشی موفق در میان زوج‌های ازدواج‌کرده در ایران بیشتر از سایر افراد است.[۱۹] آمار سازمان پزشکی قانونی ایران نشان می‌دهد که ۵۴ درصد خودکشی‌های منجر به مرگ در میان جوانان زیر ۳۰ سال روی داده است.[۱] همچنین میزان اقدام به خودکشی در مناطق شهری بیشتر از مناطق روستایی است.[۱۸]

در میان سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۸ خورشیدی در استان‌های غربی کشور، میزان خودکشی زنان بیشتر از مردان گزارش شده است. این تفاوت به‌ویژه در استان‌های لر و کردنشین بیشتر است. پدیدهٔ چند همسری و خشونت علیه زنان در این استان‌ها بیشتر از دیگر استان‌ها است. در سال ۱۳۸۰ خورشیدی حدود ۳۰۰۰ خودکشی کامل در ایران انجام شده است (یک درصد کل مرگ و میرها در کشور) که حدود ۶۵ درصد آن از سوی مردان و ۳۵ درصد از سوی زنان بوده است. در ایران حدوداً مردان دو برابر زنان خودکشی کامل دارند. بالاترین میزان خودکشی موفق در استان ایلام (با نرخ ۲۶ از ۱۰۰ هزار نفر) و استان کرمانشاه (با نرخ ۲۳ از ۱۰۰ هزار نفر) است. پس از این دو استان، با فاصلهٔ زیادی استان‌های لرستان، همدان، گلستان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویر احمد، آذربایجان غربی، کرمان، و کردستان جای دارند. تهران و سیستان و بلوچستان هم در آخرین رتبه‌ها قرار دارند.[۱۷]

سبب‌ها[ویرایش]

جدول شمارهٔ ۱: سبب‌های خودکشی در ۷٬۵۵۳ مورد اقدام به آن در بیمارستان لقمان تهران از ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۲ میلادی[۲۰]
سبب‌ها
بازهٔ سنّی
مسائل عشقی مسائل خانوادگی مسائل اجتماعی مسائل مالی
۱۰–۱۴ ۶۷ ۸۶ ۴ ۱
۱۵–۱۹ ۶۳۲ ۱٬۲۶۸ ۱۳۴ ۱۰۸
۲۰–۲۴ ۶۶۹ ۱٬۱۲۱ ۲۷۲ ۱۵۵
۲۵–۳۴ ۳۷۷ ۹۴۴ ۱۳۹ ۷۵
۳۵–۴۴ ۲۶۹ ۴۲۳ ۱۱۶ ۶۷
۴۵–۵۴ ۳۶ ۱۶۱ ۴۴ ۱۰
۵۵–۶۴ ۲۴ ۷۸ ۱۱ ۵
۶۵ به بالا ۹ ۸۷ ۲۶ ۶
نامشخص ۳۵ ۶۱ ۱۷ ۱۵
کل ۲٬۱۱۸ ۴٬۲۲۹ ۷۶۳ ۴۴۳

بر پایهٔ پرسش‌نامه‌های تهیه‌شده از مراجعان بیمارستان لقمان تهران از سال ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۲ میلادی، رایج‌ترین سببِ خودکشی، مسائل خانوادگی با رواج ۵۶ درصد بوده است (جدول ۱). در این پژوهش، مسائل خانوادگی، شامل اختلاف‌های زوج‌های ازدواج‌کرده، اختلاف‌های میان یا با خانواده‌هایشان، و همچنین روابط درون خانواده‌ها مانند روابط میان فرزندان و والدین بوده است. بیشترین رواج مسائل خانوادگی در بازهٔ سنی ۱۵ تا ۱۹ سال بوده است و پس از آن بازهٔ سنی ۲۰ تا ۲۴ سالگان بیشترین فراوانی را شامل بوده است. این دو بازهٔ سنی روی هم ۵۶ درصد کل افرادی که مسائل خانوادگی را به عنوان دلیلی برای خودکشی ذکر کرده‌ند، شامل بوده است. بطور کلی ۸۱ درصد کل افرادی که بخاطر مسائل خانوادگی دست به خودکشی زده بوده‌اند، افراد ۱۰ تا ۳۴ ساله بوده‌اند. مسائل خانوادگی همچنین رایج‌ترین سبب خودکشی در افراد ۱۰ تا ۱۴ ساله بوده است (با رواج ۳۳٪).[۲۰]

در پژوهش بیمارستان لقمان (جدول ۱)، مسائل عشقی با فراوانی ۲۸ درصد، دومین سبب خودکشی بوده و بیشترین فراوانی آن (۶۱٪) در افراد ۱۵ تا ۲۴ ساله روی داده است.[۲۱] در این پژوهش، مشکل خرید خانه، بیکاری، و شکست تحصیلی، زیر عنوان مسائل اجتماعی بررسی شده است[۲۰] که سومین سبب را به خود اختصاص داده و بیشترین شیوع آن در افراد ۲۰ تا ۲۴ ساله بوده است. در این پژوهش آخرین سبب خودکشی مسائل مالی با شیوع ۶٪ بوده است.[۲۱]

در یک پژوهش که بر روی ۲۶۰ خودکشی موفق ارجاع‌شده به سازمان پزشکی قانونی ایران در نیمهٔ نخست سال ۱۳۸۳ خورشیدی، با جمع‌آوری پرسش‌نامه از خانواده‌های افراد خودکشی‌کرده انجام شده است، شایع‌ترین سبب‌های خودکشی در میان مردان به‌ترتیب اختلال‌های روحی (۴۱٪) و مشکل‌های اقتصادی (۳۱٪)،[یادداشت ۴] و شایع‌ترین سبب‌ها در میان زنان به‌ترتیب اختلاف‌های خانوادگی (۵۴٪) و اختلال‌های روحی (۳۱٪) بوده است.[یادداشت ۵] شایع‌ترین اختلال روحی در میان هر دو جنس افسردگی بوده است و در ۲۷٪ موردها سابقهٔ بستری شدن‌های متعدد در بیمارستان وجود داشته است.[۲۲]

مردم‌نگاری[ویرایش]

جدول شمارهٔ ۲: سن و جنسیت افراد اقدام‌کننده به خودکشی با مسمومیت در بیمارستان لقمان تهران از ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۲ میلادی[۲۳]
سال و
جنسیت
بازهٔ سنّی
۱۹۷۰ ۱۹۷۱ ۱۹۷۲ کل
مرد زن کل مرد زن کل مرد زن کل
۱۰–۱۴ ۲۹ ۷۶ ۱۰۵ ۳۰ ۵۰ ۸۰ ۱۱ ۶۱ ۷۲ ۲۵۷
۱۵–۱۹ ۳۶۳ ۸۲۴ ۱٬۱۸۷ ۲۴۳ ۲۸۳ ۵۲۶ ۲۳۷ ۴۶۲ ۶۹۹ ۲٬۴۱۲
۲۰–۲۴ ۴۲۳ ۵۱۲ ۹۳۵ ۲۲۳ ۳۵۰ ۵۷۳ ۳۷۲ ۴۱۶ ۷۸۸ ۲٬۲۹۶
۲۵–۳۴ ۳۳۸ ۴۶۲ ۸۰۰ ۲۶۰ ۳۰۵ ۵۶۵ ۲۵۱ ۴۲۳ ۶۷۴ ۲٬۰۳۹
۳۵–۴۴ ۱۳۶ ۲۳۲ ۳۶۸ ۱۲۰ ۱۵۰ ۲۷۰ ۱۲۵ ۳۷۱ ۴۹۶ ۱٬۱۳۴
۴۵–۵۴ ۳۶ ۵۵ ۹۱ ۵۶ ۸۳ ۱۳۹ ۴۷ ۳۵ ۸۲ ۳۱۲
۵۵–۶۴ ۲۲ ۳۱ ۵۳ ۳۴ ۴۴ ۷۸ ۱۸ ۷ ۲۵ ۱۵۶
۶۵ به بالا ۴۰ ۲۲ ۶۲ ۲۰ ۳۸ ۵۸ ۵ ۳ ۸ ۱۲۸
نامشخص ۴۸ ۲۲ ۷۰ ۳۰ ۴۵ ۷۵ ۲۳ ۲۶ ۴۹ ۱۹۴
کل ۱٬۴۳۵ ۲٬۲۳۶ ۳٬۶۷۱ ۱٬۰۱۶ ۱٬۳۴۸ ۲٬۳۶۴ ۱٬۰۸۹ ۱٬۸۰۴ ۲٬۸۹۳ ۸٬۹۲۸
جستجوگر گوگل با تایپ واژهٔ «روش‌های»، «روش‌های خودکشی» را به‌عنوان نخستین گزینهٔ محتملِ مورد نظرِ جستجوگر فارسی‌زبان پیشنهاد می‌دهد. این نگاره مربوط به تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۹۵ است.

جنسیت[ویرایش]

زنان[ویرایش]

زنان از گروه‌های آسیب‌پذیر در معرض خودکشی در ایران هستند. در سال ۲۰۰۷ میلادی، ایران سومین کشور جهان بوده که در آن شمار خودکشی زنان در حال پیشی گرفتن از مردان بوده است.[۲۴]

بر پایهٔ یک پژوهش که در سال ۱۳۸۷ خورشیدی منتشر شده است، میزان خودکشی زنان ایرانی دو برابر مردان بوده است. این پژوهش همچنین مصرف بیش از حد دارو را شایع‌ترین روش خودکشی در میان ایرانیان یافته است. حلق‌آویز کردن و خودسوزی، به‌ترتیب رایج‌ترین روش‌های خودکشی در میان مردان و زنان بوده‌اند.[۲۵]

مردان[ویرایش]

سن[ویرایش]

کودکان و نوجوانان[ویرایش]

برپایهٔ آمارهای ایران، میان سال‌های ۱۳۶۳ تا ۱۳۷۲ خورشیدی، هر سال حدود ۱۵۰۰ تا ۲۷۰۰ مورد مرگ مشکوک به خودکشی در کودکان و نوجوانان ثبت شده است. بیشترین شیوع سنی خودکشی میان ۱۳ تا ۱۷ سالگی بوده است و از نظر شیوع جنسی، میزان خودکشی میان پسرها چهار برابر دخترها بوده است.[۲۶] شمار کل موارد خودکشی میان سال‌های ۱۳۷۳ تا ۱۳۸۰ خورشیدی حدود ۴۲۵۰ مورد بوده است که نسبت به آمار پیشین افزایش داشته است. جلیلی با کنار گذاشتن موارد استثنایی،[یادداشت ۶] کل موارد خودکشی کودکان و نوجوانان میان سالهای ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۰ خورشیدی را حدود ۳۲۲۵ مورد بدست آورده است.[۲۷] در این بازهٔ زمانی، شیوع جنسی خودکشی ۳٫۷ پسر به ۱ دختر بوده است. رایج‌ترین شیوه‌های خودکشی به‌ترتیب مسمومیت با دارو، حلق‌آویزی، پریدن از ارتفاع، و به ندرت اسلحهٔ گرم بوده است.[۲۷] رایج‌ترین روش‌های خودکشی به تفکیک جنسیت، اسلحه گرم و مواد انفجاری، دارآویختگی و خفه کردن در پسران، و استفاده از سم و دارو در میان دخترها بوده است.[۲۷] شایع‌ترین روش‌های خودکشی در سال‌های پیش از نوجوانی، پریدن از ارتفاع، مسمومیت، دارآویختگی، چاقو زدن، و پریدن وسط جاده بوده است.[۲۸]

در مهر ماه ۱۳۹۴ خورشیدی، فاطمه دانشور رئیس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران اعلام کرد که طی سال‌های ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۳ خورشیدی ۱۱۱ کودک در تهران خودکشی کرده‌اند.[۲۹] این آمار از بیمارستان لقمان تهران و مربوط به خودکشی به روش مسمومیت بوده است و کودکان خودکشی‌کرده ۸ تا ۱۳ سال سن داشته‌اند.[۳۰] مجید محمدی، جامعه‌شناس، پنج دلیل را برای خودکشی کودکان و نوجوانان ایرانی نام برده است که عبارتند از: ۱) تعارض هویت جنسی که موجب خودکشی دگرباشان جنسی می‌شود. ۲) افسردگی معالجه نشده و رها شده. ۳) فشار گروه همسالان و قلدری در مدرسه. ۴) تقلید از تلویزیون و اعدام‌های خیابانی. ۵) ازدواج‌های اجباری در برخی از استان‌های ایران.[۳۱]

یافته‌های پژوهشی که با تهیهٔ پرسش‌نامه از ۳۲۳ (۱۵۹ پسر و ۱۶۴ دختر) دانش‌آموز ۱۴ تا ۱۷ سالهٔ شهر اصفهان انجام و در سال ۱۳۸۰ خورشیدی منتشر شده است،[۳۲] نشان می‌دهد که رواج افسردگی بالینی در میان نوجوانان حدود ۴۳٫۴٪ و رواج افکار خودکشی در میان آن‌ها ۳۲٫۷٪ بوده است.[۳۳][یادداشت ۷] در این پژوهش مشخص شده است که ۵۵٫۵٪ دختران و ۳۰٫۸٪ پسران به افسردگی متوسط یا بالاتر مبتلا بوده‌اند.[۳۴] این پژوهش همچنین نشان داده است که بیش‌ترین رواج افکار خودکشی (۵۸٫۳٪) در میان نوجوانانی وجود داشته که رفتار والدینشان را سختگیرانه (کم‌عاطفه و پرکنترل) توصیف کرده‌اند، و کم‌ترین رواج افکار خودکشی (۱۱٫۶٪) در میان نوجوانانی وجود داشته است که رفتار والدینشان را دموکراتیک (پرعاطفه و کم‌کنترل) ارزیابی کرده‌اند.[۳۳][۳۴] رواج افکار خودکشی در میان دختران بیشتر از پسران بوده است (۳۷٫۷٪ در مقابلِ ۲۷٫۵٪).[۳۵]

جوانان[ویرایش]

برپایهٔ آمارِ میزان خودکشی در سال ۱۳۹۲ خورشیدی که به روزترین آمار تا شهریور ۱۳۹۴ خورشیدی بوده است، ۵۴ درصد کل خودکشی‌ها مربوط به جوانان زیر ۳۰ سال بوده است.[۱]

یک پژوهش که بر روی خودکشی دانشجویان در سال‌های ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۷ خورشیدی انجام شده نشان داده است که حلق‌آویزی بیشترین و بریدن رگ‌های دست کم‌ترین فراوانی را در میان شیوه‌های خودکشی افراد مورد مطالعه داشته است. برپایهٔ این پژوهش، دانشجویان مرد ۲۲ ساله مجرد مشغول به تحصیل در رشتهٔ علوم انسانی در دانشگاه آزاد اسلامی، بیشتر از دیگران اقدام به خودکشی کرده‌اند. این پژوهش همچنین نشان داده است که بیشتر خودکشی‌ها در ایام امتحانات و در تعطیلات میان دو ترم تحصیلی روی داده است.[۳۶]

روش‌ها[ویرایش]

جدول شمارهٔ ۳: آمار روش‌های خودکشی در خودکشی‌های موفق در تهران از ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۴ میلادی، بر پایهٔ آمار پزشکی قانونی[۳۷]
سال حلق‌آویزی شلیک گلوله بریدن رگ آتش زدن پرش از ارتفاع سم شوک الکتریکی نوشیدن بنزین کل
۱۹۷۴ ۱۲ ۸ ۱ ۱ ۱ ۲۳
۱۹۷۳ ۱۸ ۳ ۲ ۵ ۲۸
۱۹۷۲ ۲۰ ۸ ۶ ۱ ۱ ۳۶
۱۹۷۱ ۲۲ ۸ ۲ ۳ ۳ ۳۸
۱۹۷۰ ۱۶ ۱۴ ۲ ۳۲
۱۹۶۹ ۱۷ ۱۳ ۵ ۲ ۳ ۴۰
۱۹۶۸ ۱۲ ۱۰ ۵ ۳ ۱ ۳۱
۱۹۶۷ ۲۰ ۹ ۶ ۴ ۱ ۲ ۴۲
۱۹۶۶ ۲۱ ۱۲ ۲ ۲ ۳ ۱ ۴۱
۱۹۶۵ ۱۹ ۸ ۹ ۱ ۱ ۳۸
۱۹۶۴ ۱۳ ۱۵ ۱ ۱ ۳۰
کل ۱۹۰ ۱۰۸ ۳۹ ۱۹ ۱۰ ۹ ۳ ۱ ۳۷۹

مسمومیت[ویرایش]

خودکشی با دارو شایع‌ترین روش خودکشی در ایران است (نگاره تزئینی است).

پژوهش قریشی و موسوی‌نسب در سال ۱۳۸۵ خورشیدی که ۳٬۴۷۷ نفر را پوشش داده،[۳۸] نشان می‌دهد که بیش‌ترین روش بکار برده شده برای خودکشی مسمومیت دارویی با متوسط ۵۵٫۸٪ بوده است.[۳۹] مطالعهٔ فراتحلیل بیدل و همکاران که بر روی پژوهش‌های انجام‌شده تا فروردین ۱۳۹۱ خورشیدی صورت گرفته، نشان می‌دهد که در میان روش‌های مسمومیت‌زای خودکشی، شیوع مسمومیت با دارو ۷۵٪ و شیوع مسمومیت با سموم (شامل سموم کشاورزی و آفت‌کش‌های خانگی) ۱۳٪ بوده است.[۴۰] برپایهٔ این مطالعه، استان‌های گلستان (۹۰٪)، مرکزی (۸۹٪)، خراسان رضوی (۸۸٪)، و هرمزگان (۸۸٪) به‌ترتیب بیشترین شیوع خودکشی با دارو، و استان‌های ایلام (۲۵٪)، بوشهر (۲۱٪)، و آذربایجان شرقی (۲۰٪) به‌ترتیب بیش‌ترین شیوع خودکشی با سموم را دارا بوده‌اند.[۴۰] بیدل و همکاران، بالا بودن میزان خودکشی با سم در استان ایلام را به دلیل در دسترس بودنِ سم‌های دفع آفت‌های نباتی در آن استان دانسته‌اند.[۴۰]

خودسوزی[ویرایش]

برپایهٔ گزارش سازمان پزشکی قانونی ایران در سال ۱۳۸۰ خورشیدی از افراد درگذشته بر اثر خودکشی، خودسوزی مهم‌ترین روش خودکشی در میان زنان بوده است (۶۹٫۲۹٪).[۴۱] همین گزارش بالاترین درصد خودکشی مردان با روش خودسوزی را ۴۷٪ در استان یزد و بالاترین درصد خودکشی زنان با این روش را ۹۴٫۴٪ در استان بوشهر اعلام کرده است.[۴۲] نظرزاده و همکاران با مطالعهٔ فراتحلیل ۱۹ پژوهشِ انجام‌شده در دو دههٔ قبل از خرداد ۱۳۹۱ خورشیدی که شامل ۲۲٬۴۹۸ مورد اقدام به خودکشی می‌شده است (با کنار گذاشتن پژوهش‌هایی که تنها خودکشی‌های منجر به مرگ را بررسی کرده بوده‌اند)، نتیجه گرفته‌اند که به‌طور کلی در میان روش‌های فیزیکی خودکشی در ایران، خودسوزی با شیوع ۱۳٪ رایج‌ترین روش است.[۴۳] مطالعهٔ آن‌ها نشان داده است که بیش‌ترین شیوع خودسوزی به ترتیب در استان‌های کهگیلویه و بویراحمد (۴۸٪)، ایلام (۲۸٪)، و خراسان جنوبی (۱۰٪) بوده است.[۴۱] به‌گفتهٔ نظرزاده و همکاران، اگرچه خودکشی به‌وسیلهٔ خودسوزی در ایران از کشورهایی مانند هند (۴۰٪)، سریلانکا (۲۴٪)، و مصر (۱۷٪) کم‌تر است؛ ولی شیوع خودسوزی در ایران از کشورهای آفریقایی چون زیمبابوه (۱۱٪) و آفریقای جنوبی و همچنین کشورهای اروپایی چون آلمان بیش‌تر است.[۴۱] پژوهش نظرزاده و همکاران نشان می‌دهد که بدون در نظر گرفتنِ مسمومیت، به‌طور کلی زنان و مردان ایرانی از روش‌های خشنی برای خودکشی استفاده می‌کنند. در این پژوهش مشخص شد که روش‌های خشنی چون خودسوزی، حلق‌آویزی و سلاح گرم دارای شیوع بالایی در استان‌های غربی و جنوب شرقی کشور هستند.[۴۴]

حلق‌آویزی[ویرایش]

جدول شمارهٔ ۴: توزیع فراوانی روش‌های انجام خودکشی در خودکشی‌های موفق ارجاع شده به سازمان پزشکی قانونی ایران در شش‌ماههٔ اول سال ۱۳۸۳ خورشیدی[۴۵]
روش تعداد درصد
حلق‌آویزی ۱۱۸ ۴۵٫۴
دارو ۴۲ ۱۶٫۲
خودسوزی ۴۱ ۱۵٫۸
سقوط ۱۸ ۶٫۹
سموم کشاورزی ۷ ۲٫۷
سلاح سرد ۶ ۲٫۳
سلاح گرم ۵ ۱٫۹
قرص برنج ۵ ۱٫۹
تزریق هروئین ۵ ۱٫۹
منواکسید کربن ۲ ۰٫۸
مواد سوزاننده ۲ ۰٫۸
داروی نظافت ۲ ۰٫۸
خفگی با نایلون ۲ ۰٫۸
سیانور ۲ ۰٫۸
برخور با قطار ۱ ۰٫۴
غرق شدگی ۱ ۰٫۴
کل ۲۶۰ ۱۰۰

برپایهٔ گزارش سازمان پزشکی قانونی ایران در سال ۱۳۸۰ خورشیدی از افراد درگذشته بر اثر خودکشی، حلق‌آویزی مهم‌ترین روش خودکشی در میان مردان بوده است (با شیوع ۵۶٫۵٪).[۴۱][۴۲] داده‌های پزشکی قانونی مربوط به خودکشی‌ها منجر به مرگ در تهران از سال ۱۹۶۴ تا سال ۱۹۷۴ میلادی نشان می‌دهد که ۵۰٫۱٪ کل خودکشی‌ها (۳۷۹ مورد) با روش حلق‌آویزی انجام شده بوده است (جدول ۳).[۴۶] برپایهٔ مطالعهٔ فراتحلیل نظرزاده و همکاران بر روی پژوهش‌های انجام‌شده در دو دههٔ پیش از خرداد ۱۳۹۱ خورشیدی (با کنار گذاشتن پژوهش‌هایی که منحصراً به خودکشی‌های منجر به مرگ پرداخته‌اند)، با ۲۲٬۴۶۸ مورد اقدام به خودکشی، شیوع روش خودکشی با حلق‌آویزی، ۲٪ بوده است. برپایهٔ مشاهدهٔ نظرزاده و همکاران، بیش‌ترین شیوع حلق‌آویزی (۱۷٪) مربوط به پژوهشی در استان کرمانشاه در سال ۱۳۸۵ خورشیدی و کم‌ترین شیوع آن (۱٪) مربوط به پژوهشی در استان گلستان در ۱۳۸۲ خورشیدی بوده است.[۴۷] به‌گفتهٔ نظرزاده و همکاران، رواج خودکشی در ایران به شیوهٔ حلق‌آویزی، از کشورهای غربی و آسیایی کم‌تر است.[۴۴]

جدول شمارهٔ ۴، توزیع فراوانی روش‌های انجام خودکشی در خودکشی‌های موفق ارجاع شده به سازمان پزشکی قانونی ایران در شش‌ماههٔ اول سال ۱۳۸۳ خورشیدی را نشان می‌دهد[۴۵] که برپایهٔ آن، شایع‌ترین روش خودکشی در میان هر دو جنس زن و مرد حلق‌آویزی بوده است (در میان ۱۸۰ مرد و ۸۰ زن). شایع‌ترین روش‌های خودکشی برای مردان، حلق‌آویزی (۵۷٪) و مصرف سم (۱۷٪)، و شایع‌ترین روش‌ها برای زنان، مصرف سم و خودسوزی بوده است (هر دو به تقریب به یک نسبت).[۲۲]

سلاح گرم[ویرایش]

نمودار رواج خودکشی با سلاح گرم در ایران و سایر کشورهایی که داده‌هایشان در دسترس بوده است (تعداد در هر صد هزار نفر)[۴۸]

داده‌های پزشکی قانونی از خودکشی‌های موفق در تهران از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۴ میلادی نشان می‌دهد که ۲۵٫۵٪ کل خودکشی‌ها در آن بازهٔ زمانی با سلاح گرم انجام شده است که دومین فراوانی را پس از حلق‌آویزی نشان می‌دهد (جدول ۳).[۴۶] به‌گفتهٔ خادمی و همکاران، به دلیل وجود محدودیت در استفاده از سلاح گرم در ایران، میزان خودکشی‌ها با این روش نسبت به مسمومیت، خودسوزی، و حلق‌آویزی کم‌تر است.[۴۹] برپایهٔ داده‌های سازمان پزشکی قانونی ایران، در سال ۱۳۸۱ خورشیدی، هشت درصدِ خودکشی‌های منجر به مرگ با سلاح گرم انجام شده (۲۶۹ نفر)، و نرخ خودکشی با سلاح گرم ۰٫۴۲ به ازای هر صد هزار نفر بوده است.[۴۹] در همان سال، ۹۱٫۴٪ خودکشی‌ها با این روش در میان مردان و ۸٫۶٪ در میان زنان روی داده است.[۵۰] همچنین ۶۲٪ خودکشی‌ها با سلاح گرم در مکان‌های نظامی و نگهبانی بوده است. به‌گفتهٔ خادمی و همکاران، موضوع خودکشی با اسلحه در میان سربازان وظیفه یک معضل است و نیازمند توجه بیشتری است.[۵۱]

برپایهٔ آمار سال ۱۳۸۱ خورشیدی، استان‌های کرمانشاه، ایلام، و لرستان (به ترتیب با ۱٫۷۱، ۱٫۶۷، و ۱٫۶۳ خودکشی در میان صد هزار نفر)، بیشترین میزان خودکشی با سلاح گرم و استان‌های قم، زنجان، و مازندران (به ترتیب با ۰، ۰، و ۰٫۰۷ خودکشی در میان صد هزار نفر)، کم‌ترین میزان خودکشی را با این روش داشته‌اند.[۵۲] خادمی و همکاران، بالا بودن نرخ خودکشی با سلاح گرم در استان‌های غربی و شرقی ایران را به دلیل قاچاق اسلحه و دسترسی راحت‌تر مردم به سلاح گرم در آن مناطق دانسته‌اند.[۴۹]

مکان‌ها[ویرایش]

متروی تهران[ویرایش]

در ایران نیز همچون دیگر نقاط جهان، خودکشی با پریدن روی ریل قطار یا مترو صورت می‌گیرد. به گفته مسوولان به طور متوسط هر ماه یک خودکشی موفق در مترو تهران اتفاق می‌افتد.[۵۳] به طور مثال در ۲۴ اردیبهشت سال ۱۳۹۴ یک مرد ۳۵ ساله پس از اقدام به خودکشی در ایستگاه منیریه مصدوم و تحویل عوامل اورژانس تهران داده شد.[۵۴] در ۲۶ دی ماه همان سال نیز یک خانم جوان در ایستگاه دروازه دولت اقدام به خودکشی کرد. به این صورت که هنگام ورود قطار از خط چهار مترو به ایستگاه، نامبرده بدون دخالت عامل خارجی، خود را بر روی ریل قطار پرتاب کرد و بر اثر برخورد با قطار جان خود را از دست داد.[۵۵]

برج میلاد[ویرایش]

پرش از ارتفاع نیز یکی از شیوه‌های مرسوم خودکش‌ها است و اثبات شده که ناهمگنی فضای شهری در بعضی افراد تمایل به خودکشی ایجاد می‌کند.[۵۶] پیش از انقلاب ۱۳۵۷ مکان‌هایی همچون ساختمان پلاسکو و ساختمان آلومینیوم در تهران از جمله مکان‌های مرتفع مورد علاقه خودکش‌ها بوده‌اند و حتی مشاهیری همچون صادق هدایت و نصرت رحمانی قصد خودکشی از فراز این ساختمان‌ها را داشته‌اند. پس از انقلاب برج میلاد به سبب ارتفاع بیش‌تر مورد توجه افرادی که قصد خودکشی دارند، قرار گرفت. تا کنون ۳ مورد خودکشی موفق از فراز این برج در اخبار اعلام شده است.[۵۶]

ابعاد[ویرایش]

قانونی[ویرایش]

خودکشی در قانون مجازات اسلامی جرم‌انگاری نشده است.[۵۷] با این وجود کسی نمی‌تواند از دیگری تقاضای قتل خود را بکند.[۵۷] تهدید به انجام خودکشی هم در قوانین جزایی جرم نیست. مگر آن‌که توسط زندانی و در زندان انجام شود که در آن صورت تخلف انضباطی از آیین‌نامهٔ زندان تلقی شده و با آن برخورد قضایی خواهد شد.[۵۷]

برپایهٔ مادهٔ ۸۳۶ قانون مدنی ایران، هرگاه کسی به قصد خودکشی، اقدامی انجام دهد و پس از آن وصیتی را تنظیم نماید، در صورتی که هلاک گردد، وصیت او باطل خواهد بود و چنانچه زنده بماند وصیتش نافذ خواهد بود.[۵۸]

برپایهٔ نظریهٔ مجرمیت استعاره‌ای، از آن‌جایی که خودکشی قانوناً جرم و قابل مجازات نیست، معاونت در خودکشی هم جرم تلقی نشده و بدون کیفر است.[۵۹] معاونت در خودکشی زمانی جرم دانسته می‌شود که به حد «سببیت» برسد (مثلاً فرد از ناآگاهی کسی سوء استفاده کند و موجب مرگ او به دست خودش شود)، در این حالت معاونت در خودکشی، قتل عمد دانسته می‌شود.[۵۷][۵۹] معاونت در خودکشی همچنین در بند دوم مادهٔ ۱۵ قانون جرایم رایانه‌ای، مصوب ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ خورشیدی، جرم دانسته شده است. این ماده به ترغیب، تحریک، دعوت، تسهیل شیوهٔ ارتکاب، و آموزش خودکشی از طریق سامانه‌های رایانه‌ای و مخابراتی اشاره دارد و برای این اعمال، محکومیت ۹۱ روزه تا یک ساله، یا جزای نقدی ۵ میلیون ریالی تا ۲۰ میلیون ریالی، یا هر دو را معین کرده است.[۵۷]

فلسفی[ویرایش]

دینی[ویرایش]

فرهنگی[ویرایش]

هنری[ویرایش]

صادق هدایت، نویسندهٔ معاصر ایرانی در برخی کارهای خود مانند «زنده‌به‌گور»، پروین دختر ساسان، و «تاریک‌خانه» به موضوع خودکشی پرداخته است.[۶۰] در داستان کوتاه «زنده‌به‌گور» راوی داستان دوست دارد از انسان‌ها دور باشد. او زندگی را بیهوده یافته، هیچ امیدی به ادامهٔ آن نداشته و به روش‌های گوناگون به دنبال خودکشی است. برای او، مرگ وسیلهٔ رسیدن به آرامش است.[۶۱] در نمایش‌نامهٔ پروین دختر ساسان پروین عاشق پرویز است که به جنگ اعراب رفته است تا از رسیدن آن‌ها به ری جلوگیری کند. سرانجام پرویز کشته می‌شود و پروین که مورد توجه یک سردار عرب قرار گرفته است، از ناامدیدی به زندگی خود پایان می‌دهد.[۶۲] در داستان کوتاه «تاریک‌خانه»، راوی با شخص مرموزی همسفر می‌شود که نمی‌خواهد با انسان‌های دیگر ارتباطی داشته و در لذت‌های آن‌ها شریک باشد. او در عوض قصد دارد به درون زهدان مادر بازگردد. در پایان داستان، راوی جسد مردِ منزوی را در اتاق بیضی شکل خود که مانند رحم مادر، عنابی است می‌یابد در حالی که مانند جنینی پاهایش را به درون شکم خود جمع کرده است.[۶۳][۶۴]

فیلم طعم گیلاس به کارگردانی عباس کیارستمی محصول ۱۳۷۶ خورشیدی، دربارهٔ مردی به نام بدیعی است که قصد خودکشی با دارو را دارد و به دنبال فردی می‌گردد که پس از مرگش بر روی او که در قبری دراز خواهد کشید، خاک بریزد. این فیلم در سال ۱۹۹۷ میلادی برندهٔ نخل طلای جشنوارهٔ کن شد.[۶۵]

مقایسه[ویرایش]

یک پژوهش که در سال ۲۰۰۵ میلادی با تهیهٔ پرسشنامه‌هایی از ۱۵۶ دانش‌آموز ایرانی با میانگین سنی ۱۶٫۵، و ۱۶۷ دانش‌آموز سوئدی با میانگین سنی ۱۷ انجام شده است[۶۶] نشان داده است که دانش‌آموزان سوئدی در مقایسه با دانش‌آموزان ایرانی، نگرش آزادی‌خواهانه‌تری نسبت به خودکشی داشته‌اند.[۶۷] به‌عنوان نمونه آن‌ها معتقد بوده‌اند که خودکشی مانند یک حق برای فرد است.[۶۸] در عوض دانش‌آموزان ایرانی معتقد بوده‌اند که انسان مجاز به کشتن خود نبوده، و افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند باید تنبیه شوند. در مقایسه با نوجوانان ایرانی، نوجوانان سوئدی برای دوستی که خودکشی ناموفق داشته است پذیرش بیشتری داشته‌اند. همچنین نسبت نوجوانان ایرانی که معتقد به زندگی پس از مرگ و نیز معتقد به تنبیه پس از مرگ بوده‌اند از نسبت نوجوانان سوئدی که چنین دیدگاه‌هایی داشته‌اند بیشتر بوده است.[۶۷]

نتیجهٔ پژوهش ریاضی و نجفیان‌پور بر روی ۶۰ زن ایرانی و تاجیکی (۳۰ زن از استان ایلام و ۳۰ زن از توابع شهر دوشنبه) که خودکشی ناموفق داشته‌اند[۶۹] نشان داده است که عوامل اجتماعی مؤثر بر خودکشی آن‌ها عبارتند از: احساس فقر نسبی، القای فرهنگی، تعصبات نامعقول و ناموس پرستی (عوامل بیرونی)، نبودِ ارتباط مناسب میان نسل‌ها، خشونت خانوادگی، نبودِ حریم خصوصی در محل زندگی، روابط سرد خانوادگی، ازدواج اجباری، تجربهٔ عشقی ناموفق و چندهمسری (عوامل درونی).[۷۰] از تفاوت‌های یافت‌شده در میان دو کشور می‌توان به خشونت خانگی اشاره کرد که در تاجیکستان به دلیل آن‌که مردان از خانه دور هستند به وسیلهٔ مادرشوهر تشدید می‌شود. مورد دیگر هم چندهمسری است که در ایران بیشتر بصورت پنهانی و با صیغه انجام می‌شود اما در تاجیکستان با وجود منع قانونی، مردان اقدام به ازدواج مجدد می‌کنند و گاهی همسرانشان زندگی مشترک دارند.[۷۱]

نمونه‌ها[ویرایش]

مشاهیر[ویرایش]

در اخبار[ویرایش]

جدول شماره ۵: خودکشی‌های مورد توجه رسانه‌های ایران
تاریخ خبر
۳/۱۱/۱۳۹۲ خودکشی یک دانش‌آموز نوجوان در دبیرستان دخترانه شهر سوق.[۸۷]

جستارهای وابسته[ویرایش]

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. suicide
  2. suicidology
  3. W. A. Bonger
  4. این درصدها مربوط به ۶۱٪ موارد است که در آن‌ها سبب‌های خودکشی مشخص شده است. در ۳۹٪ موارد، خانوادهٔ فرد اظهار بی‌اطلاعی کرده‌اند یا تمایلی به ارایهٔ اطلاعات نداشته‌اند.
  5. این درصدها مربوط به ۶۶٪ موارد است که در آن‌ها سبب‌های خودکشی مشخص شده است. در ۳۴٪ موارد، خانوادهٔ فرد اظهار بی‌اطلاعی کرده‌اند یا تمایلی به ارایهٔ اطلاعات نداشته‌اند.
  6. یکی از این موارد استثنایی، خودکشی جمعیِ عده‌ای از دانش‌آموزان استان سیستان و بلوچستان بوده است که پس از خودکشی معلم محبوبشان رخ داده است.
  7. در این پژوهش ۱۵٫۲ درصد افراد ۱۴ سال، ۳۴٫۴ درصد ۱۵ سال، ۲۸٫۵ درصد ۱۶ سال، و ۲۲ درصد افراد ۱۷ سال داشته‌اند. میانگین سن افراد ۱۵٫۵۷ بوده است.

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ پانته‌آ بهرامی. «بحران خودکشی در ایران». یورونیوز، ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۵. بازبینی‌شده در ۳۰ مارس ۲۰۱۶. 
  2. نیکی محجوب. «چرا جوانان ایرانی دست به خودکشی می‌زنند؟». بی‌بی‌سی فارسی، ۴ مارس ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۳۰ مارس ۲۰۱۶. 
  3. سعید خراط‌ها. «علل و انگیزه‌های خودکشی در ایران». اعتماد، ۲۷ تیر ۱۳۹۱. ۱۴. بازبینی‌شده در ۳۰ مارس ۲۰۱۶. 
  4. محمود صباحی. «آوند و آونگ خودکشی در ایران». رادیو زمانه، ۲۳ اسفند ۱۳۹۳. بازبینی‌شده در ۳۰ مارس ۲۰۱۶. 
  5. فولادی، استراتژی‌ها و برنامه‌های پیشگیری از خودکشی، ۱۵.
  6. آذر و نوحی، خودکشی، ۱۱.
  7. Shneidman و Leenaars، Lives and Deaths، 178.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ اسلامی‌نسب، بحران خودکشی، ۷۳.
  9. عنبری و بهرامی، بررسی آثار فقر و خشونت بر میزان خودکشی در ایران، ۴.
  10. عنبری و بهرامی، بررسی آثار فقر و خشونت بر میزان خودکشی در ایران، ۵.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ فولادی، استراتژی‌ها و برنامه‌های پیشگیری از خودکشی، ۱۳.
  12. آذر و نوحی، خودکشی، ۲۷.
  13. اسلامی‌نسب، بحران خودکشی، ۷۴.
  14. اسلامی‌نسب، بحران خودکشی، ۷۵.
  15. اسلامی‌نسب، بحران خودکشی، ۷۶.
  16. Shneidman و Leenaars، Lives and Deaths، 179.
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ریاضی و نجفیان‌پور، مقایسه عوامل مؤثر فرهنگی، ۱۵۲.
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ "Suicide in Iran". thelancet.com (in English). Retrieved 2016-09-23. 
  19. Nazarzadeh, Milad; Bidel, Zeinab; Ayubi, Erfan; Asadollahi, Khirollah; Carson, Kristin V; Sayehmiri, Kourosh (2013). "Determination of the social related factors of suicide in Iran: a systematic review and meta-analysis". {BMC (Springer Nature) 13 (1). doi:10.1186/1471-2458-13-4. Retrieved 2016-09-23. 
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ ۲۰٫۲ Headley، Suicide in Asia and the Near East، 249.
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ Headley، Suicide in Asia and the Near East، 250.
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ شیرزاد و قره‌داغی، بررسی روش‌ها و علل خودکشی‌های منجر به فوت، ۱۶۸.
  23. Headley، Suicide in Asia and the Near East، 247.
  24. میترا شجاعی. «خودکشی زنان در ایران: رتبه سوم جهان». دویچه‌وله، ۹ سپتامبر ۲۰۰۷. بازبینی‌شده در ۳۰ مارس ۲۰۱۶. 
  25. قریشی و موسوی‌نسب، مرور سیستماتیک بررسی‌های انجام شده در زمینه خودکشی و اقدام به خودکشی در ایران، ۱۱۹.
  26. جلیلی، خودکشی اورژانس‌ترین، اورژانس روانپزشکی اطفال، ۱۲۲.
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ ۲۷٫۲ جلیلی، خودکشی اورژانس‌ترین، اورژانس روانپزشکی اطفال، ۱۲۳.
  28. جلیلی، خودکشی اورژانس‌ترین، اورژانس روانپزشکی اطفال، ۱۲۴.
  29. «انتقاد از نظام آموزشی برای افزایش خودکشی کودکان در ایران». رادیو فردا، ۲۵ دی ۱۳۹۴. بازبینی‌شده در ۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۶. 
  30. میترا شجاعی. «خودکشی کودکان؛ پایانی تلخ برای تلخی‌های بی‌پایان». دویچه وله، ۱۱ نوامبر ۲۰۱۵. بازبینی‌شده در ۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۶. 
  31. مجید محمدی. «خودکشی کودکان و نوجوانان در ایران: چیستی‌ها و چرایی‌ها». رادیو فردا، ۱۷ آبان ۱۳۹۴. بازبینی‌شده در ۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۶. 
  32. ضرغام بروجنی، یزدانی و یزدان‌نیک، ارتباط الگوی رفتاری والدین، ۴۹.
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ ضرغام بروجنی، یزدانی و یزدان‌نیک، ارتباط الگوی رفتاری والدین، ۴۶.
  34. ۳۴٫۰ ۳۴٫۱ ضرغام بروجنی، یزدانی و یزدان‌نیک، ارتباط الگوی رفتاری والدین، ۵۰.
  35. ضرغام بروجنی، یزدانی و یزدان‌نیک، ارتباط الگوی رفتاری والدین، ۵۱.
  36. پناغی، لیلی؛ احمدآبادی، زهره؛ پیروی، حمید؛ ابوالمعصومی، فائزه زهرا. «روند خودکشی دانشجویان در فاصله سال‌های 1382 و 1387». روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، تابستان ۱۳۸۹. ۸۷–۹۸. بازبینی‌شده در ۳۱ مارس ۲۰۱۶. 
  37. Headley، Suicide in Asia and the Near East، 245.
  38. قریشی و موسوی‌نسب، مرور سیستماتیک بررسی‌های انجام شده در زمینه خودکشی و اقدام به خودکشی در ایران، ۱۱۶.
  39. قریشی و موسوی‌نسب، مرور سیستماتیک بررسی‌های انجام شده در زمینه خودکشی و اقدام به خودکشی در ایران، ۱۱۸.
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ ۴۰٫۲ بیدل و دیگران، برآورد شیوع مهم‌ترین روش‌های مسمویت‌زای مورد استفاده در خودکشی در ایران، ۲۶۱.
  41. ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ ۴۱٫۲ ۴۱٫۳ نظرزاده، بیدل و سایه‌مردی، تعیین شیوع روش‌های فیزیکی مورد استفاده برای خودکشی در ایران: یک مرور ساختارمند و متاآنالیز، ۵۰.
  42. ۴۲٫۰ ۴۲٫۱ رضاییان و شریفی‌راد، خودسوزی مهم‌ترین روش خودکشی در استان ایلام، ۲.
  43. نظرزاده، بیدل و سایه‌مردی، تعیین شیوع روش‌های فیزیکی مورد استفاده برای خودکشی در ایران، ۴۴.
  44. ۴۴٫۰ ۴۴٫۱ نظرزاده، بیدل و سایه‌مردی، تعیین شیوع روش‌های فیزیکی مورد استفاده برای خودکشی در ایران، ۴۹.
  45. ۴۵٫۰ ۴۵٫۱ شیرزاد و قره‌داغی، بررسی روش‌ها و علل خودکشی‌های منجر به فوت، ۱۶۷.
  46. ۴۶٫۰ ۴۶٫۱ Headley، Suicide in Asia and the Near East، 244.
  47. نظرزاده، بیدل و سایه‌مردی، تعیین شیوع روش‌های فیزیکی مورد استفاده برای خودکشی در ایران، ۴۸.
  48. خادمی، مرادی و سلیمانی، بررسی تحلیلی خودکشی با سلاح گرم در ایران، ۸۴.
  49. ۴۹٫۰ ۴۹٫۱ ۴۹٫۲ خادمی، مرادی و سلیمانی، بررسی تحلیلی خودکشی با سلاح گرم در ایران، ۸۰.
  50. خادمی، مرادی و سلیمانی، بررسی تحلیلی خودکشی با سلاح گرم در ایران، ۸۳.
  51. خادمی، مرادی و سلیمانی، بررسی تحلیلی خودکشی با سلاح گرم در ایران، ۸۷.
  52. خادمی، مرادی و سلیمانی، بررسی تحلیلی خودکشی با سلاح گرم در ایران، ۸۵.
  53. «فصل خودکشی در مترو». دنیای اقتصاد، ۲۲ آبان ۱۳۹۳. بازبینی‌شده در ۱۶ فروردین ۱۳۹۵. 
  54. «خودکشی مرد 35ساله در مترو تهران». پایگاه خبری تحلیلی صراط، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴. بازبینی‌شده در ۱۵ فروردین ۱۳۹۵. 
  55. «خودکشی یک زن 26 ساله در مترو تهران». تابناک، ۲۶ دی ۱۳۹۴. بازبینی‌شده در ۱۵ فروردین ۱۳۹۵. 
  56. ۵۶٫۰ ۵۶٫۱ «خودکشی در برج میلاد». پایگاه خبری پارسین، ۴ اردیبهشت ۱۳۹۴. بازبینی‌شده در ۱۶ فروردین ۱۳۹۵. 
  57. ۵۷٫۰ ۵۷٫۱ ۵۷٫۲ ۵۷٫۳ ۵۷٫۴ فیروزمند، پایان خودخواسته، ۵۶.
  58. «نگاهی به خودکشی از زاویه قانونی». تابناک، ۲۱ شهریور ۱۳۹۴. بازبینی‌شده در ۵ ژوئن ۲۰۱۶. 
  59. ۵۹٫۰ ۵۹٫۱ امیر شریفی خضارتی. «بررسی انتحار از دیدگاه فقهی و حقوقی». روزنامه اطلاعات، ۸ دی ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۵ ژوئن ۲۰۱۵. 
  60. نذری‌دوست و بهنوش، خودکشی در آثار صادق هدایت و گیدو موپسان، ۱۶۰.
  61. نذری‌دوست و بهنوش، خودکشی در آثار صادق هدایت و گیدو موپسان، ۱۶۸.
  62. نذری‌دوست و بهنوش، خودکشی در آثار صادق هدایت و گیدو موپسان، ۱۶۴.
  63. نذری‌دوست و بهنوش، خودکشی در آثار صادق هدایت و گیدو موپسان، ۱۶۶.
  64. نذری‌دوست و بهنوش، خودکشی در آثار صادق هدایت و گیدو موپسان، ۱۶۷.
  65. Bradshaw, Peter (2012-04-13). "Curzon on demand: Taste of Cherry". the Guardian. Retrieved 2016-09-23. 
  66. Sadrolsadat and Shams Esfandabad, A Comparative Study, 88.
  67. ۶۷٫۰ ۶۷٫۱ Sadrolsadat and Shams Esfandabad, A Comparative Study, 84.
  68. Sadrolsadat and Shams Esfandabad, A Comparative Study, 91.
  69. ریاضی و نجفیان‌پور، مقایسه عوامل مؤثر فرهنگی، ۱۵۱.
  70. ریاضی و نجفیان‌پور، مقایسه عوامل مؤثر فرهنگی، ۱۶۱.
  71. ریاضی و نجفیان‌پور، مقایسه عوامل مؤثر فرهنگی، ۱۵۶.
  72. Pourshariati, Parvaneh (2008). Decline and Fall of the Sasanian Empire: The Sasanian-Parthian Confederacy and the Arab Conquest of Iran. London and New York: I.B. Tauris. p. 317. ISBN 978-1-84511-645-3.  Retrieved 4 Sep 2016
  73. مهدی رستم‌پور. «قصه زندگی بابک قربانی، از غلبه بر قهرمانان المپیک تا قتل و خودکشی». رادیو فردا، ۲۵ آبان ۱۳۹۳. بازبینی‌شده در ۱۰ ژانویه ۲۰۱۷. 
  74. Mohammad Tolouei. “Shahrzad”. Encyclopædia Iranica. Retrieved 10 January 2017. 
  75. «'سیامک پورزند خودکشی کرده است'». بی‌بی‌سی فارسی، ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در ۱۰ ژانویه ۲۰۱۷. 
  76. Homa Katouzian and EIr. “Hedayat, Sadeq”. Encyclopædia Iranica. Retrieved 6 January 2017. 
  77. «یادی از عباس نعلبندیان». توانا: آموزشکده جامعه مدنی. بازبینی‌شده در ۶ ژانویهٔ ۲۰۱۷. 
  78. Bāqer ʿĀqelī. “Davar, Ali-akbar”. Encyclopædia Iranica. Retrieved 13 January 2017. 
  79. «علیرضا پهلوی خودکشی کرد». بی‌بی‌سی فارسی، ۳ ژانویه ۲۰۱۱. بازبینی‌شده در ۶ ژانویه ۲۰۱۷. 
  80. Hasan Mirabedini. “Alizadeh, Ghazaleh”. Encyclopædia Iranica. Retrieved 6 January 2017. 
  81. «علیرضا پهلوی خودکشی کرد». رادیو فردا، ۱۵ دی ۱۳۸۹. بازبینی‌شده در ۹ ژانویه ۲۰۱۷. 
  82. «مرگ "محمد ولی خان سپهدار تنکابنی" (۱۳۰۵ش)». مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی. بازبینی‌شده در ۱۰ ژانویه ۲۰۱۷. 
  83. Khosrow Davami. “Khaksar, Mansour”. Encyclopædia Iranica. Retrieved 13 January 2017. 
  84. com, K.; کتاب, شرکت; Sabeti, P.; ثابتی, پرویز (2012). ‏در دامگه حادثه: dar damgah hadeseh (in Persian). شرکت کتاب. p. 367. ISBN 978-1-59584-334-0. Retrieved 2017-01-13. 
  85. «دوستان هادی پاکزاد دربارهٔ خودکشی او به «اعتماد» می‌گویند: مرگ هادی خودخواسته بود». اعتماد، ۹ خردا ۱۳۹۵. بازبینی‌شده در ۱۲ ژانویه ۲۰۱۷. 
  86. فرشته قاضی. «هما درارابی؛ زنی که در آتش شئونات اسلامی سوخت». رادیو زمانه، ۱۰ بهمن ۱۳۹۴. بازبینی‌شده در ۱۳ ژانویه ۱۳۹۵. 
  87. «جزئیات داستان دردناک خودکشی پسری در دبیرستان دخترانه سوق». ۲۱ بهمن ۱۳۹۳. بازبینی‌شده در ۲۵ مرداد ۱۳۹۵. 

منابع[ویرایش]

کتاب‌ها
  • آذر، ماهیار و سیما نوحی. علیرضا شفیعی. خودکشی. چاپ دوم. تهران: ارجمند، ۱۳۸۹. ۲۱۱. شابک ‎۹۶۴-۴۹۶-۰۳۴-۳. 
  • اسلامی‌نسب، علی. زهرا تقوائی. بحران خودکشی. چاپ اول. تهران: فردوس و مجید، ۱۳۷۱. ۳۶۴. 
  • فولادی، عزت‌الله. استراتژی‌ها و برنامه‌های پیشگیری از خودکشی با تمرکز بر جوانان و نوجوانان. چاپ اول. تهران: فجر اندیشه، ۱۳۸۱. ۲۳۶. شابک ‎۹۶۴-۹۳۹۶۳-۳-۰. 
مقاله‌ها