زنده‌به‌گور (داستان کوتاه)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

زنده‌به‌گور[۱] داستان کوتاهی است از مجموعه ای به همین نام به قلم صادق هدایت در ۱۱ اسفند ۱۳۰۸ در پاریس نگاشته شد.

هدایت در این اثر حالات روحی یک بیمار روان‌گسیخته را به تصویر می‌کشد. جوانی سرخورده، وازده و بیچاره که از جامعهٔ انسانی بدور است و بیزار از ادامهٔ زندگی که شرح حال خویش را می‌نویسد. بسیاری این اثر را پاره‌ای از زندگی خود هدایت می‌دانند. این اثر به چندین زبان زنده دنیا از جمله فرانسه و انگلیسی ترجمه شده است.

بند اول داستان[ویرایش]

نفسم پس می‌رود، از چشم‌هایم اشک می‌ریزد، دهانم بدمزه است، سرم گیج می‌خورد، قلبم گرفته، تنم خسته و کوفته و شل، بدون اراده در تختخواب افتاده. بازوهایم از سوزن انژ کسیون سوراخ است. رختخواب بوی عرق و بوی تب می‌دهد، به ساعتی که روی میز کوچک بغل رختخواب گذاشته شده نگاه می‌کنم، ساعت ده روز یکشنبه است. سقف اتاق را می‌نگرم که چراغ برق میان آن آویخته، دور اتاق را نگاه می‌کنم، کاغذ دیوار گل و بته سرخ و پشت گلی دارد. فاصله بفاصله آن دو مرغ سیاه که جلو یکدیگر روی شاحه نشسته‌اند، یکی از آنها تکش را باز کرده مثل اینست که با دیگری گفتگو می‌کند. این نقش مرا از جا در می‌کند، نمی‌دانم چرا از هر طرف که غلت می‌زنم جلو چشمم است. روی میز اتاق پر از شیشه، فیتله و جعبه دواست. بوی الکل سوخته بوی اتاق ناخوش در هوا پراکنده است. می‌خواهم بلند بشوم و پنجره را باز بکنم ولی یک تنبلب سرشاری مرا روی تخت میخکوب کرده، می‌خواهم سیگار بکشم میل ندارم. ده دقیقه نمی‌گذرد ریشم را کخ بلند شده بود تراشیدم. آمدم در رختخواب افتادم، در اینه که نگاه کردم دیدم خیلی تکیده و لاغر شده ام. به دشواری راه می‌رفتم، اتاق درهم و برهم است. من تنها هستم.

منابع[ویرایش]