افسردگی (حالت)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
تصویری از فردی که دچار افسردگی شده است
ویژگی‌های ظاهری فردی که دچار افسردگی شده است

افسردگی (به انگلیسی: Depression) یک حالت خلقی شامل بی‌حوصلگی و گریز از فعالیت یا بی‌علاقگی و بی‌میلی است و می‌تواند بر روی افکار، رفتار، احساسات و خوشی و تندرستی یک فرد تأثیر بگذارد.

افرادی که دارای حالت افسردگی هستند، می‌توانند احساس ناراحتی، اضطراب، پوچی، ناامیدی، درماندگی، بی‌ارزشی، شرمساری یا بی‌قراری داشته باشند. ممکن است آنها اشتیاق خود در انجام فعالیت‌هایی که زمانی برایشان لذت‌بخش بوده از دست بدهند، نسبت به غذا بی‌میل و کم‌اشتها شوند، تمرکز خود را از دست بدهند، در به خاطر سپردن جزئیات و تصمیم‌گیری دچار مشکل شوند، در روابط خود به مشکل برخورد کنند و به خودکشی فکر کرده، قصد آن را داشته باشند و حتی خودکشی کنند. افسردگی هم‌چنین ممکن است باعث بی‌خوابی، خواب بیش از حد، احساس خستگی و کوفتگی، مشکلات گوارشی، و یا کاهش انرژی بدن شود.

افسردگی یکی از ویژگی‌های برخی از نشانگان[۱] روانی از جمله اختلال افسردگی اساسی است. اما ممکن است یک واکنش طبیعی نسبت به رویدادهای زندگی مانند مرگ اطرافیان، اثرات بیماری‌های بدنی یا عوارض جانبی مصرف بعضی از داروها و درمان‌های پزشکی باشد، البته تا زمانی که این حالت در یک مدت زمان طولانی باقی نمانده باشد. یک تشخیص راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی، افسردگی به شکل یک عادت که فرد می‌تواند به عنوان بخشی از زندگی خود تجربه کند را متمایز می‌کند.

علت‌های افسردگی[ویرایش]

رویدادهای زندگی[ویرایش]

سختی‌های دوران کودکی مانند از دست دادن نزدیکان، فروگذاری در نگه‌داری و تربیت، سوء استفاده جنسی و جسمی و تبعیض رفتاری والدین با فرزندان به بروز افسردگی در بزرگسالی کمک می‌کند. سوء استفاده‌های جسمی و جنسی در دوران کودکی نقش ویژه و قابل توجهی در احتمال بروز افسردگی در مراحل مختلف زندگی دارد.

رویدادها و تغییر و تحولات زندگی که ممکن است باعث افزایش بروز افسردگی شوند عبارتند از: زایمان، یائسگی، مشکلات مالی، بیکاری، استرس کاری، تشخیص‌های پزشکی (سرطان، ایدز و غیره)، قلدری، از دست دادن یک دوست، بلایای طبیعی، انزوای اجتماعی، تجاوز، مشکلات رابطه‌ای یا زناشویی، حسادت، جدایی و آسیب‌های جبران ناپذیر. نوجوانان ممکن است به واسطهٔ عدم پذیرش اجتماعی، فشار و قلدری از طرف هم‌سالان در معرض افسردگی قرار گیرند. هم‌چنین کودکانی که در معرض مادران افسرده قرار می‌گیرند رشدشان تا ۱۲ ماهگی به تأخیر می‌افتد.

شخصیت[ویرایش]

افرادی که در پرسشنامه‌های مربوط به افسردگی نمرات بالاتری از عامل روان‌رنجوری می‌گیرند، بیشتر دچار افسردگی و اختلال افسردگی اساسی هستند. هم‌چنین افراد افسرده معمولاً درون‌گراتر از سایر افراد هستند.[۲]

درمان‌های پزشکی[ویرایش]

افسردگی ممکن است ناشی از دورهٔ درمان باشد، از جمله مصرف داروهایی که باعث افسردگی می‌شوند. درمان با افسردگی مرتبط است که شامل اینترفرون تراپی، متابلاکرها، داروهای ایزوترتینوئین، ضد بارداری، ضد تشنج، ضد میگرن، ضد روان‌پریشی، عوامل قلبی و عوامل هورمونی می‌شود.

مواد مخدر و روان‌گردان[ویرایش]

چندین سوء مصرف مواد می‌تواند باعث تشدید افسردگی شود چه در خماری و چه در ترک و هم‌چنین از آثار به‌جای مانده از مصرف. این مورد شامل نوشیدنی‌های الکلی، آرام‌بخش‌ها (از جمله بنزودیازوپین تجویزی)، مخدرها (از جمله مسکن‌های تجویزی و مواد مخدر مانند هروئینمحرک‌ها (مانند کوکائین و آمفتامینروان‌گردان‌ها و مواد استنشاقی می‌شود.

بیماری‌های غیر روانی[ویرایش]

خلق افسرده می‌تواند ناشی از برخی بیماری‌های عفونی، کمبودهای تغذیه‌ای، شرایط عصبی و مشکلات فیزیولوژیکی، از جمله آندروژن (در مردان)، بیماری آدیسون، نشانگان[۱] کوشینگ، کم‌کاری تیروئید، بیماری لایم، اِم اِس، بیماری پارکینسون، درد مزمن، سکته مغزی، دیابت و سرطان باشد.

نشانگان[۱] روانی[ویرایش]

افسردگی به عنوان علائم اصلی نشانگان[۱] روانی است. اختلال خلقی گروهی از اختلالات اولیه خلقی به حساب می‌آید. این شامل اختلال افسردگی اساسی (MDD یا افسردگی اساسی یا افسردگی بالینی) می‌شود که فرد در آن حداقل دو هفته حالت افسردگی دارد و تقریباً شوق و علاقهٔ خود را نسبت به هر فعالیتی از دست می‌دهد و کج‌خلقی که علائم آن به شدت نشانه‌های اختلال اساسی نیستند. اختلال دو قطبی نیز یکی دیگر از اختلالات خلقی است که منجر به افسردگی می‌شوند.

میراث تاریخی[ویرایش]

پژوهشگران گمان می‌کنند میراث تاریخی نژادپرستی و استعمار ممکن است باعث به وجود آمدن شرایط افسردگی شود.

تشخیص[ویرایش]

ارائهٔ پرسشنامه‌ها و چک‌لیست‌ها مانند «پرسشنامه افسردگی بِک» یا «پرسشنامه افسردگی کودکان» از طرف یک ارائه کننده خدمات درمانی می‌تواند برای کمک در تشخیص و ارزیابی افسردگی و شدت آن استفاده شود. از مصاحبهٔ نیمه‌ساختار یافته از جمله پرسشنامهٔ بچه‌گانه (کیدی) برای اختلالات عاطفی و اسکیزوفرنی (مخفف انگلیسی: KSADS) و مصاحبهٔ بالینی برای DSM نوع ۳ (مخفف انگلیسی: SCID) برای اطمینان و تأیید افسردگی استفاده می‌شود.

درمان[ویرایش]

خلق افسرده ممکن است به درمان حرفه‌ای نیازی نداشته و یک واکنش طبیعی نسبت به رویدادهای زندگی، علائم برخی از شرایط پزشکی و یا عوارض جانبی ناشی از مصرف بعضی داروها و درمان‌های پزشکی باشد.

همه‌گیرشناسی[ویرایش]

مسئله نژادی[ویرایش]

زمانی که شهروندان ایالات محتده آمریکا که با افسردگی مواجه‌اند در نظر گرفته می‌شوند، تفاوت‌های نژادی خود را نشان می‌دهد. به طور مثال احتمال بروز روان‌پریشی و تنش‌های روانی در سیاه‌پوستان آمریکایی ۲۰ درصد بیشتر از سفیدپوستان گزارش شده است. هم‌چنین آمار مردان سیاه‌پوست آمریکایی که از بیماری‌های مزمن جدی مانند دیابت و سرطان رنج می‌برند به میزان بیشتری از مردان سفیدپوست است و این بیماری‌ها و اختلالات به عنوان عوامل عمدهٔ بروز افسردگی شناخته می‌شوند.

حدود سال ۲۰۱۶ میلادی فقدان عظیمی در زمینهٔ متخصصان روان درمانی در بین سیاه‌پوستان وجود داشت. سفیدپوستان در حرفهٔ روان‌شناسی و روان‌پزشکی تسلط دارند در حالی که تنها ۲ درصد از متخصصان روان درمانی سیاه‌پوست هستند و حدود سه چهارم از آنها نیز زن هستند. بسیاری از مردان سیاه‌پوست آمریکایی در افشای احساسات و درونیات خود به کسانی که در زمینهٔ فرهنگ با آنها وجه اشتراکی ندارند، احساس ناراحتی می‌کنند و کمبود درمانگران مرد سیاه‌پوست به معنی فقدان مدل و نشانه‌ها برای محققانی که در آینده می‌خواهند بر روی جامعهٔ خود تحقیق کنند، می‌باشد. بر اساس تحقیقی که توسط سیری النگ یکی از استادیاران جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی دانشگاه لیهای پنسیلوانیا انجام شده، نشان می‌دهد که بسیاری از سیاه‌پوستان آمریکایی به افسردگی به عنوان یک ضعف نگاه می‌کنند و نه یک مسئله در حوزهٔ سلامت.

تفاوت‌های جنسیتی[ویرایش]

افسردگی در زنان بیشتری از مردان است؛ و در همین حال زنان به میزان بیشتری دارای نشانه‌های جسمانی مانند کم‌اشتهایی، اختلال خواب و خستگی همراه با درد و اضطراب نسبت به مردان هستند، این تفاوت جنسیتی بسیار کوچک‌تر از دیگر جنبه‌های افسردگی است.

موارد خودکشی در مردان نسبت به زنان بیشتر است. گزارش‌هایی از دانشگاه لوند سوئد و دانشگاه استنفورد نشان داده، مردان تقریباً ۳ برابر زنان در سوئد خودکشی می‌کنند و مرکز کنترل و پیشگیری بیماری و مرکز ملی پیشگیری و کنترل آسیب کشور آمریکا گزارش داده که در آمریکا خودکشی در بسیاری از مردان تقریباً ۳ برابر بیشتر از زنان است. با این حال زنان بیشتر از مردان به خودکشی فکر می‌کنند و به آن دست می‌زنند. تفاوتی که به مردان نسبت داده می‌شود به این دلیل است که آنها از راه‌های مؤثرتری برای خودکشی استفاده می‌کنند و میزان موفقیت آنها در این کار بیشتر است. تحقیقات نشان داده است، زنان تمایل بیشتری برای بحث در مورد افسردگی خود دارند در حالی که مردان سعی می‌کنند آن را از دیگران مخفی کنند. ویژگی ابراز تمایلات و درونیات در زنان بیشتر است و این می‌تواند عامل مؤثری در وقوع این رویداد یعنی خودکشی باشد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ معادل فارسی واژه «سندروم»، فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
  2. رباب بشارت قراملکی، زینب خانجانی و جلیل باباپور خیرالدین. «مقایسهٔ پنج عامل بزرگ شخصیت در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی و اختلال وسواسی ـ اجباری با افراد بهنجار». دانش و پژوهش در روانشناسیی کاربردی, ش. 1 (بهار 1392): صفحات 110 تا 117. 

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «(Depression (mood» ویکی‌پدیای انگلیسی.