گویش ملایری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

گویش ملایری گویشی است که مردم شهرستان ملایر در جنوب استان همدان به آن تکلم می‌کنند.

وابستگی زبانی[ویرایش]

فرهنگستان زبان و ادب فارسی این گویش را فارسی می‌داند [۱][۲] برخی منابع نیز ملایری را فارسی معرفی می‌کنند.[۳] رودیگر اشمیت نیز معتقد است این گویش به پارسی میانه نزدیک است.[۴]

ساختمان هجا[ویرایش]

۱- گونه نخست V مانند:

آتیش (آتش)

اُماج (نوعی آش)

۲- گونه دوم CV مانند:

با- فَه (دسته گندم)

پیل- تَه (فیتیله)

۳- گونه سومVC مانند:

اَف- تِو (آفتاب)

اژ- پیژ (شپش)

۴- گونه چهارم CVC مانند:

چی- دار (سقف)

رُ - مِش (ریزش)

۵- گونه پنجم VCCمانند:

اِسم (اسم)

َخم (اخم)

۶- گونه ششم CVCC مانند:

پِشک (قرعه برای تقسیم کار کشاورزی)

پِنگ (جمع شدن آب)[۵][۶]

تفاوت‌های آوایی با فارسی معیار[ویرایش]

۱- تفاوت از نوع حذف صامت

تب (تِو)

درفش (دِرِوش)

آب (اِو)

۲- تفاوت از نوع همگونی (ادغام)

انداختن (اِناختَن)

کندن (کَنَن)

پسته (پِسَّه)

۳- تفاوت از نوع جابه جایی (قلب)

توبره (توربَه)

شکافتن (اِشکافتن)

شنفتن (اِشنفتَن)

۴- تفاوت از نوع دگرگونی مصوت

خانه (خُنَه)

نقره (نُقرَه)

کوزه (کیزَه)

۵- تفاوت از نوع دگرگونی صامت

بیابان (بیابُن)

باز (وا)

چی (شی)[۷][۸]

افعال[ویرایش]

پسوندهای شخصی حال
شخص مفرد جمع
اول شخص –ِم / –ُم /em, om/ –یم /im/
دوم شخص ی /i/ –یت /it/
سوم شخص –َه /æ/ –َن /æn/

ستاک گذشته برخی از فعل‌ها به جای ختم به واکه و همخوان /d/ «د» فقط به واکه ختم می‌شود:

  • دی-، («دید-»)، دا- («داد-»)، خَری- («خرید-»)، بَخشی- («بخشید-»)، اَرزی- («ارزید-»)[۹]
صرف فعل

صرف فعل (ماضی نقلی از مصدر رفتن) در گویش ملایری و مقایسه آن با زبان فارسی معاصر و زبان پهلوی[۱۰]

سنجش میان صرف فعل در گویش ملایری و فارسی معیار و فارسی کهن
صرف فعل در زبان فارسی معیار صرف فعل در زبان پهلوی صرف فعل در گویش ملایری
رفته‌ام raft estēm رفتِم/رفتِسِم/رفتِمَه
رفته‌ای estē --- رفتی/رفتِسی/رفتیَه
رفته است estēd --- رفتَ/رفتِس/رفتَه
رفته‌ایم estēm --- رفتهِ اییم/رفتِسیم/رفتیمَه
رفته‌اید estēd --- رفتهِ ایید (ت)/ رفتِسید/ رفتیتَه
رفته‌اند estēnd --- رفتهَ اَن/ رفتِسَن/رفتِنَه

نمونه صرف فعل برای دیدن:

حالت معلوم
وجه زمان صرف تلفظ پارسی معیار
اخباری حال مینم /meynem/ می‌بینم
اخباری گذشته ساده دیدم /didem/ دیدم
اخباری گذشته استمراری میدم /meydem/ می‌دیدم
اخباری گذشته نقلی دیدم /dida:m/ دیده‌ام
اخباری گذشته نقلی استمراری میدم /meyda:m/ می‌دیده‌ام
اخباری گذشته بعید دیده بیدِم، دیده یدِم dida bidem, dide:jdem/ دیده بودم
اخباری آینده مُخوام بینم، مینم /moxɒm beynem/ /meynem/ خواهم دید، می‌بینم
اخباری حال ملموس دارِم مینم /dɒɾem meynem/ دارم می‌بینم، در حال دیدن هستم
اخباری گذشته ملموس داشدِم میدم /dɒʃdem meydem/ داشتم می‌دیدم، در حال دیدن بودم
التزامی حال بینم /beynem/ ببینم
فعل آینده

فعل آینده از مضارع ساده فعل خواستن + ریشه گذشته صرف نشده فعل ساخته نمی‌شود بلکه مانند بسیاری از گویش‌های ایرانی از حال اخباری + فعل حال التزامی ساخته می‌شود:

  • مُخوام بَخُنِّم (می‌خواهم بخوانم به جای خواهم خواند) برای نفی فعل‌های دارای پیشوند نشانه نفی مثل فارسی معیار پس از پیشوند قرار می‌گیرد:
  • وِرنِمِدارِن /veɾnemedɒɾen/ («برنمی‌دارند»، «ورنمی‌دارن»)
مصدر
  • مصدر از ستاک گذشته + /æn/ («-َن») ساخته می‌شود.

نمونه[ویرایش]

  • بلند شو (ویری/ ویریس) : Viri, Viris
  • بنشین (بَشین/بَنیش): bascin, banisc
  • گذاشتم (هشتم) : hæsctem
  • نگاه کن (سکو) : seko
  • پاره شد (دِرِّس) : dærres, derres
  • آدم بد غذا (دج خور) : dedj hvor
  • به کسی حمله کردن (گیج کسی رفتن): مثلا" علی رفت گیجش یعنی علی بهش حمله کرد. : gidj e kæsi ræfdæn
  • حرف تعجب (باع) : ba
  • آویزان (دُر) : dorr
  • چرا (چنه) : czenæ
  • خشن و زبر (راق) : ragh
  • چی شده (شی شده) : sci scodæ
  • بستگان (قوم) : ghœm
  • دیوانه (چل) : czel
  • آدم چاق و کتوله (گرمله) : gormelæ
  • آدم بد اخلاق (قت و چوت یا گوشت تل) : ghot e czot ja gůsc[t] tæl
  • آدم وراج (چنه دراز) : czenæ draz
  • در اعتراض به کسی که زیاد حرف می‌زند (اکه انه چنه گرفتی)
  • این سو و آن سو (ایلا و اولا) : ila ola
  • لال (لالمونی) : lalemoni
  • میان آب (مین اُو) : min e œ
  • پیشانی (پشنی) : pisceni , piczeni
  • آرنج (مرک) : merk
  • لوچ (گونه) : locz
  • بتوش (تابش بده) : bæ tœsc
  • زبان بسته (زماسه) : zomæsæ , zomæssæ
  • میمون (ممینه) : mæminæ
  • مهمان (میمو) : mejmo
  • جامه و لباس (جمه) : djomæ
  • کوچه (کیچه) : kiczæ
  • انگور (انگیر) : ængir
  • خانه (خونه) : chonæ
  • غذا (آش) : asc
  • غروب، عصر (ایواره) : ivaræ
  • جوراب و دامن ( تنکه جورابی) : Tonekæ Djurabi
  • بزرگ و عظیم (نورد) : næværd
  • گریه (گیربه) : girbæ
  • موی زائد (چخت) : czocht
  • در، باب (دیرا) : dejra
  • لوس (شیتیل) : scitil
  • زنگ، اکسید آهن (ژنگ) : csæng
  • شناختن (اشناختن) : escnachtæn
  • بریدن (بریین) : borijæn
  • دوختن (دخدن) : dochdæn
  • سوختن (سخدن) : sochdæn
  • چاپلوس (هلباش، هلمروس) : hælæbasc, hælæmerœs
  • پستان (پسو) : peso
  • بینی (پت) : pet
  • لب (لو) : lœ
  • آب (او) : œ
  • شب (شو) : scœ
  • خواب (خو) : hvœ
  • تخمه آفتابگردان (چنجه) : czendjæ
  • آفتاب (افتو) : æftœ
  • گنجشک (ملیچه، میلیچ) : mæliczæ , milicz
  • گاو (گِو) : geœ
  • من، تو، او، ما، شما، آنها/ایشان (مه، تو، او، ایما، شما، اونا) : me, to, o, ima, scoma, ona
  • سیلاب (لف) : læf
  • خُنَک (هنک) : honek
  • آخیش "آواواژه برای احساس آسودگی و راحتی" (اوفیش) : ofejsc
  • در "حرف اضافه" (د) : de
  • برای (وری) : verej
  • گوسفند (گوسبن) : Gusbæn
  • طاقچه (طقچه) : tæghczæ
  • سوار (سُآر) : soar
  • تنبان (تمون) : tomon
  • چقدر (چنی) : czæni
  • پایین (دامو) : damo
  • خنده (خنّه) : chænnæ
  • خندان (خنه زیپو) : chænnæzipo
  • کبره کثیفی ( چخمیله ) : czæchmilæ
  • موی فرفری (غج) : ghedj
  • کثیف (پیس) : pis
  • سرگین و پهن (پن، پین) : pen, pejn
  • پهن گاو (لاس) : las
  • ناخن ( ناخی) : nachi
  • توپیدن "مُردن اهریمنی" (توپسن) : tupesæn
  • کپیدن "خواب اهریمنی" (کپسن) : kæpesæn
  • سگ (سِی) : sey
  • مردآزما (مدزما) : mædezma
  • نشستن (نشدن) : neshdæn
  • روبه جلو حل دادن (دِلِک) : delek
  • کَج (هُل) : hol
  • پاشیدن (پِشکیدَن) : peshkidæn

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. صارمی، سهیلا. ساخت فعل در گویش ملایری. زبان و ادبیات، ۱۳۸۶. ۴۵. بازبینی‌شده در ۷ سپتامبر ۲۰۱۴. 
  2. «گویش شناسی». فرهنگستان زبان و ادب فارسی. بازبینی‌شده در ۷ سپتامبر ۲۰۱۴. 
  3. نفیسه حقیقت‌جوان. «ملایر سرزمین آریایی‌ها». روزنامه ایران، ۷ اسفند ۱۳۸۶. بازبینی‌شده در ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۴. 
  4. اشمیت، رودیگر، راهنمای زبان‌های ایرانی، جلد دوم: زبان‌های ایرانی نو، ترجمه پارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: انتشارات ققنوس، ص۴۳۷
  5. رضایی و گنجی، گویش ملایری، ۱۱.
  6. رضایی و گنجی، گویش ملایری، ۱۲.
  7. رضایی و گنجی، گویش ملایری، ۱۶.
  8. رضایی و گنجی، گویش ملایری، ۲۱.
  9. علی‌اکبر ونایی. «VARIOUS STRUCTURE OF “VERB” IN MALAYERI DIALECT (MD)»(انگلیسی)‎. INTERCIENCIA Association. بازبینی‌شده در ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۴. 
  10. آموزگار یگانه و تفضلی، زبان پهلوی، ۷۸.

منابع[ویرایش]