پرش به محتوا

زبان ازبکی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ازبکی
Oʻzbekcha, oʻzbek tili,

Ўзбекча, ўзбек тили,

اۉزبېکچه، اۉزبېک تیلی
زبان بومی درازبکستان، افغانستان، تاجیکستان، قرقیزستان، قزاقستان، ترکمنستان، روسیه، چین
قومیتازبک‌ها
شمار گویشوران
۲۷ میلیون  (۲۰۱۹)[۱]
گونه‌های نخستین
لاتین، سیریلیک، عربی
وضعیت رسمی
زبان رسمی در
 ازبکستان
زبان اقلیت
شناخته‌شده در
تنظیم‌شده توسط
کدهای زبان
ایزو ۱–۶۳۹uz
ایزو ۲–۶۳۹uzb
ایزو ۳–۶۳۹uzb – کد همگانی
کدهای اختصاصی:

uzn  [[شمالی]]

uzs  [[جنوبی]]
گلاتولوگuzbe1247[۳]
زبان‌شناسی44-AAB-da, db

زبان اُزبکی (به ازبکی: O'zbek tili / Ўзбек тили / اۉزبېک تیلی) یکی از زبان‌های ترک‌تبار است. ازبکی زبان رسمی کشور ازبکستان است و حدود ۲۷ میلیون نفر گویشور دارد که توسط شاجان فراری از کوهبرد ساخته شد.این زبان از شاخهٔ قارلق زبان‌های ترکی‌تبار است. زبان‌های فارسی، عربی و روسی تأثیرات خارجی محسوسی بر زبان ازبکی داشته‌اند. واژگان، جمله‌سازی و تلفظ در زبان ازبکی از راه ریشه‌های تاریخی به شدت تحت تأثیر زبان فارسی قرار گرفته است. نویسندهٔ کتاب واژه‌های فارسی در زبان ازبکی بیش از چهار هزار واژهٔ فارسی در زبان ازبکی را گردآوری کرده است. گویش برخی از این واژه‌ها در زبان ازبکی نسبت به زبان فارسی، کمی تفاوت دارد ولی بسیاری از آن‌ها همانند واژگان فارسی به کار می‌رود. بیشتر کتب قدیمی و تاریخی ازبکستان نیز به زبان فارسی یا به زبان ازبکی با استفاده از الفبای فارسی نگاشته شده که در کتابخانه‌ها و موزه‌های این کشور به نمایش گذاشته شده است.[۴]

در ادبیات اقوام ترک‌زبان آسیای مرکزی هزاران واژهٔ فارسی می‌یابید. یک شعر قرون وسطایی در زبان ترکی به‌ویژه زبان ازبکی ده‌ها ترکیب فارسی دارد برای نمونه بیت «لیلی سر زلف شانه می‌کرد/ مجنون دُر اشک دانه می‌کرد» به صورت «لَیلی سر زلف شانه ای‌دور/ مجنون در اشک دانه ای‌دور» در زبان ازبکی ترجمه شده است. در کتابخانهٔ ابوریحان بیرونی در ازبکستان ۴۳ هزار نسخهٔ خطی نگهداری می‌شود که ۳۹ هزار تای آن‌ها به زبان فارسی است.[۵] بسیاری از واژگان زبان عربی از طریق زبان فارسی وارد زبان ازبکی شده‌اند. واژگان زبان ازبکی به شدت از زبان پارسی و لهجه‌های آن یعنی تاجیکی و دری اثر پذیرفته است.[۶][۷]

«ازبکی» یک اصطلاح نوظهور است و امروزه به جای اصطلاح «ترکی» در ازبکستان استفاده می‌شود. تا سال ۱۹۰۴ به مانند سایر زبان‌های آسیای مرکزی، ازبکی نیز با خط فارسی-عربی نوشته می‌شد. از ۱۹۲۴ تا ۱۹۴۰ از الفبای لاتین استفاده شد و از ۱۹۴۰ تا ۲۰۰۲ نیز از الفبای کریل برای نگارش آن استفاده شد و از سال ۲۰۰۲ به بعد نیز دوباره الفبای لاتین مخصوص ازبکی مورد استفاده قرار گرفت.

تعداد گویشوران

[ویرایش]

تخمین‌ها از تعداد گویشوران این زبان بسیار اختلاف دارند. دانشنامهٔ سوئدی Nationalencyklopedin تعداد گویشوران بومی را ۳۰ میلیون نفر تخمین زده است.[۸] منابع دیگر گویشوران ازبکی را به صورت زیر تخمین زده‌اند: ۲۱ میلیون نفر در ازبکستان، ۳٫۴ میلیون نفر در تاجیکستان، ۹۰۰ هزار نفر در افغانستان، ۵۰۰ هزار نفر در قرقیزستان، ۶۰۰ هزار نفر در قزاقستان، ۳۰۰ هزار نفر در ترکمنستان و ۳۰۰ هزار نفر در روسیه.

واج‌شناسی

[ویرایش]

واکه‌ها

[ویرایش]

زبان ازبکی دارای ۶ واکه (حرف صدادار) می‌باشد. برخلاف سایر زبان‌های ترکی، قانون هماهنگی واکه‌ای در ازبکی وجود ندارد. سابقاً لهجه‌های ازبکی در میان دهقانان و در مناطق روستایی دارای ۹ واکه و تابع سخت قانون هماهنگی واکه‌ای بود. در مقابل آن، لهجه‌های شهری، به دلیل این‌که شهرهای ماوراءالنهر و شمال افغانستان معمولاً دوزبانه فارسی/تاجیکی و ترکی/ازبکی بودند، لهجه‌های شهری تحت تأثیر شدید گویش فارسی‌زبانان قرار گرفته و به مرور زمان، قانون هماهنگی واکه‌ای در آن به حد زیادی تضعیف شده بود.[۹]

تا پیش از پروژهٔ دولت-ملت سازی در اتحاد جماهیر شوروی و تشکیل ازبکستان شوروی، دانستن و پایبند بودن به قانون هماهنگی واکه‌ای در گفتار، نشان تسلط شخص بر زبان زبان ترکی و نشان ارجمندی بود. زبان فرهنگ و ادب ترکی در آن زمان، زبان جغتایی بود که در آن، مثل سایر زبانهای ترکی، قانون هماهنگی واکه‌ها رعایت می‌شد.[۹]

اما با تشکیل ازبکستان شوروی و تلاش برای استانداردسازی زبان ازبکی به جهت متحد کردن مردمان شهرها و روستاهای بخارا، خیوه و قوقند، تصمیم بر ساده‌سازی زبان و تطبیق آن با لهجهٔ شهرها شد. در نتیجه، تعداد واکه‌ها از ۹ به ۶ کاهش یافت، و چه در نوشتار عربی، و چه در نوشتارهای جدید سیریلیک و لاتین، این امر بازتاب داده شد.[۹]

جدول واکه‌های (حروف مصوت) زبان ازبکی[۱۰][۱۱]
آوانگاری عربی لاتین سیریلیک
تنها آغازی میانی پایانی
[æ] ~ [ɑ] اَ ـَهA aА а
[ɒ] ~ [ɔ] آ ـا O oО о
[i] ایایـ ـیــیI iИ и
[e] اېاېـ ـېــېE eЭ э / Е е
[o] اۉ ـۉ Oʻ oʻЎ ў
[u] او ـو U uУ у

همخوان‌ها

[ویرایش]
واج‌های همخوان ازبکی
لبی دندانی/

لثوی

کامی-لثوی لثوی-کامی نرمکامی ملازه‌ای چاکنایی
خشیومی m
m/م
n
n/ن
ŋ
ng/نگ
انسدادی p
p/پ
b
b/ب
t
t/ت ط
d
d/د
k
k/ک
ɡ
g/گ
q
q/ق
انسایشی d͡ʒ
j/ج
t͡ɕ
ch/چ
سایشی f
f/ف
v
v/و
s
s/س ث ص
z
z/ز ذ ض ظ
ʃ
ш/ش
ʒ
j/ژ
x
х/خ
ʁ
gʻ/غ
h
h/هـ ه ح
ناسوده l
l/ل
j
y/ی

«ر» گونه

r
r/ر

قواعد واج‌شناختی و رسم‌الخطی

[ویرایش]

در زبان ازبکی، در مواردی، برخی واج‌ها به واج‌های دیگر تحول پیدا می‌کنند. این موضوع مخصوصاً پس از اضافه شدن پسوندها به واژگان اهمیت پیدا می‌کند.[۱۲][۱۳][۱۴]

واژگانی که به صدای «ـه ه / a» ختم می‌شوند، این صدا در صورت اضافه شدن پسوند به آنها، به «ـا / o» متحول می‌شود. نمونه‌های زیر نشان دهندهٔ این نوع تحول است:

  • سَیله / sayla ('انتخاب') ← سَیلاو / saylov ('انتخابات')
  • چنقه / chanqa ('تشنگی') ← چنقاق / chanqoq ('تشنگی')

واژگان تک بخشی که صدای «ـا / o» دارند، این صدا با اضافه شدن پسوند، به «ــَـ / a» متحول می‌شود.

  • یاش / yosh ('سن، سال زندگی') ← یـَشه / yasha ('بن فعلی به معنای زندگی کردن')

واژگانی که به صدای «ـی/ i» ختم می‌شوند، این صدا با اضافه شدن پسوندهای «ق / q» یا «و/ v»، به صدای «ـو/ u» متحول می‌شود:

  • قوری / quri ('بن فعل به معنی «خشکیدن»') ← قوروق / quruq ('خشک، بی آب')
  • اۉقی / oʻqi ('بن فعل به معنی «خواندن، مطالعه کردن»') ← اۉقوو / oʻquv ('درس، تحصیلات، مطالعات')

واژگانی که به صدای «ق/ q» ختم می‌شوند، در آنها این صدا با اضافه شدن پسوند مالکیتی، به «غ/ gʻ» متحول می‌شوند.

  • قیشلاق / qishloq ('روستا') ← قیشلاغی / qishloi ('روستای (صرف مالکیتی)')
  • اۉراق / oʻroq ('داس') ← اۉراغی / oʻroi ('داسِ (صرف مالکیتی)')

واژگانی که به صدای «ک/ k» ختم می‌شوند، در آنها این صدا با اضافه شدن پسوند مالکیتی، به «گ/ g» متحول می‌شوند.

  • یورک / yurak ('قلب، دل') ← یورگی / yuragi ('قلبِ، دلِ (صرف مالکیتی)')
  • بیلک / bilak ('مچ دست') ← بیلگی / bilagi ('مچ دستِ (صرف مالکیتی)')

خط نوشتاری

[ویرایش]

الفباهای رسمی امروزه

[ویرایش]
  • الفبای لاتین ازبکی:
А а B b D d Е е F f G g H h I i J j K k
L l М m N n О о P p Q q R r S s Т t U u
V v X x Y y Z z Oʻ oʻ Gʻ gʻ Sh sh Ch ch Ng ng
  • الفبای عربی ازبکی:
ا / آ ب پ ت ث ج چ ح
خ د ذ ر ز ژ س ش
ص ض ط ظ ع غ ف ق
ک گ ل م ن نگ و ۉ
هـ ی ی ی

الفباهای تاریخی ازبکی

[ویرایش]
  • الفبای سیریلیک ازبکی (۱۹۴۰–۱۹۹۳):
А а Б б В в Г г Д д Е е Ё ё Ж ж
З з И и Й й К к Л л М м Н н О о
П п Р р С с Т т У у Ф ф Х х Ц ц
Ч ч Ш ш Ъ ъ Ь ь Э э Ю ю Я я Ў ў
Қ қ Ғ ғ Ҳ ҳ
  • الفبای عربی ازبکی (۱۹۲۳–۱۹۳۰):
ئ ئا ئه ب پ ت ج چ
خ د ر ز ژ س ش غ
ف ق ک گ ڭ ل م ن
ئو ئۇ ۋ ه ی ئیـ ی ئی ی

صرف و دستور زبان

[ویرایش]

صرف حالتهای اسم

[ویرایش]

در زبان ازبکی، سه نوع پسوند وجود دارد، پسوندهای صرفی، پسوندهای ساختاری (که برای ساخت واژگان جدید از واژگان دیگر به کار می‌روند)، و پسوندهایی مانند ضمیرها و پسوند «آیایی» بخشی از جمله را تشکیل می‌دهند. شش حالت صرفی برای اسم‌ها وجود دارد.

در زبان ازبکی، شش حالت دستوری (و دو حالت دیگر که پسوندهای مشابه می‌گیرند) برای اسم‌ها وجود دارد، اسمی، مفعولی، مالکیت، متممی، مکانی، و افتراقی، و دو حالت دیگر واسطه‌ای و تشبیهی. حالت اسمی همان حالت مستقل و بدون پسوند واژه است. در هر یک از سایر حالات، پسوند صرفی به واژه الصاق می‌شود. در زبان ازبکیِ رسمی، نه قانون هماهنگی واکه‌ای است، نه قانون هماهنگیِ گردیِ واکه. اما تعدادی قاعده در موره «همگونی صامت‌ها» برای پسوندها وجود دارند، که در بعد از جدول‌های صرف، توضیح داده شده‌اند.[۱۲]

در ازبکی، جمع بستن اسامی با پسوند «ـلَر / lar» انجام می‌شود. این پسوند نیز برای تمامی واژگان ثابت بوده و نیازی به تغییر آن برای هماهنگی واکه‌ها یا همگونی صامت‌ها نیست. اسامی جمع نیز هرکدام تابع یکی از حالات صرفی می‌باشند و پسوند مربوط به آن‌ها الصاق می‌شود. جدول‌های زیر هم مفرد مثال‌هارا و هم جمع آن‌ها را نشان می‌دهد.

ضمیرهای شخصی نیز هرکدام تابع یکی از این حالات دستوری هستند و خود پسوند قبول می‌کنند.

جدول صرفی اسم (به الفبای عربی ازبکی)
حالت پسوند اوی
«خانه»
کسلخانه
«بیمارستان»
قیشلاق
«روستا»
کۉیلک
«پیراهن»
اوی‌لر
«خانه‌ها»
کسلخانه‌لر
«بیمارستان‌ها»
قیشلاق‌لر
«روستاها»
کۉیلکلر
«پیراهن‌ها»
اسمی اویکسلخانهقیشلاقکۉیلکاوی‌لرکسلخانه‌لرقیشلاق‌لرکۉیلک‌لر
مفعولی -ـنی(۱)اوی‌نیکسلخانه‌نیقیشلاقنیکۉیلکنیاوی‌لرنیکسلخانه‌لرنیقیشلاق‌لرنیکۉیلک‌لرنی
مالکیت -ـنینگ(۲)اوی‌نینگکسلخانه‌نینگقیشلاقنینگکۉیلکنینگاوی‌لرنینگکسلخانه‌لرنینگقیشلاق‌لرنینگکۉیلک‌لرنینگ
متممی -گه / -ـقه / -ـکه(۳)اوی‌گهکسلخانه‌گهقیشلاققهکۉیلککهاوی‌لرگهکسلخانه‌لرگهقیشلاق‌لرگهکۉیلک‌لرگه
مکانی -ـدهاوی‌دهکسلخانه‌دهقیشلاقدهکۉیلکدهاوی‌لردهکسلخانه‌لردهقیشلاق‌لردهکۉیلک‌لرده
افتراقی -ـدَناوی‌دنکسلخانه‌دنقیشلاقدنکۉیلکدناوی‌لردنکسلخانه‌لردنقیشلاق‌لردنکۉیلک‌لردن
جدول صرفی اسم (به الفبای لاتین ازبکی)
حالت پسوند oʻy
«خانه»
kasalxona
«بیمارستان»
qishloq
«روستا»
koʻylak
«پیراهن»
oʻylar
«خانه‌ها»
kasalxonalar
«بیمارستان‌ها»
qishloqlar
«روستاها»
koʻylaklar
«پیراهن‌ها»
اسمی oʻykasalxonaqishsloqkoʻylakoʻylarkasalxonalarqishloqlarkoʻylaklar
مفعولی -ni(۱)oʻynikasalxonaniqishloqnikoʻylaknioʻylarnikasalxonalarniqishloqlarnikoʻylaklarni
مالکیت -ning(۲)oʻyningkasalxonaningqishloqningkoʻylakningoʻylarningkasalxonalarningqishloqlarningkoʻylaklarning
متممی -ga / -qa / -ka(۳)oʻygakasalxonagaqishloqqakoʻylakkaoʻylargakasalxonalargaqishloqlargakoʻylaklarga
مکانی -daoʻydakasalxonadaqishloqdakoʻylakdaoʻylardakasalxonalardaqishloqlardakoʻylaklarda
افتراقی -danoʻydankasalxonadanqishloqdankoʻylakdanoʻylardankasalxonalardanqishloqlardankoʻylaklardan
نکات
  1. پسوند مفعولی «-ـنی / -ni» در ازبکی نقشه مانند حرف اضافهٔ «را» در فارسی را ایفا می‌کند، به این معنی که علاوه بر نشانِ مفعول بودن، این پسوند نشان معرفه (شناخته) بودن مفعول نیز می‌باشد. دو نمونهٔ زیر برای مقایسه:[۱۵]
    • مېن قیشلاق قوره‌من. man qisloq quraman. ('من روستا می‌سازم.')
    • مېن قیشلاق‌نی قوره‌یپ‌من. man qishloqni qurayapman. ('من روستا را دارم می‌سازم.')
  2. در زبان روزمرهٔ ازبکی و همین‌طور در نوشتار روزمره، پسوند مالکیتی «-ـنینگ / -ning» بیشتر مواقع به‌طور کوتاه‌شده و به صورت «-ـنی / -ni» تلفظ می‌شود، طوری که به نظر می‌آید که پسوندِ این حالت با پسوند حالتِ مفعولی ادغام و یکی شده است.[۱۵][۱۶]
    • از نکاتِ جالب این ادغام، این است که در برخی لهجه‌های فارسی تاجیکی، به دلیل ارتباطات تنگاتنگ فارسی‌زبانان و ترک‌زبانان، حرف مفعولی «را» نیز نقشِ مالکیتیِ مشابهی نیز در گفتار روزمره این لهجه‌ها پیدا کرده است، مانند نمونهٔ زیر (با توجه به اینکه در گویش تاجیکی، حرف «را» معمولاً به «ـره، ـه، ـیه» متحول می‌شود):
      • فارسی معیار: همسایهٔ من.
      • ازبکی معیار: مېننینگ همسایه‌ام.
      • ازبکی محاوره‌ای: مېننی همسایه‌ام.
      • تاجیکی شمالی محاوره‌ای: منه همسایه‌ام.
  3. پسوند متممی در ازبکی «-ـگه / -ga» می‌باشد. اما در واژگان مختومه به حرف «-ـق / -q»، این پسوند متحول شده و به «-ـقه / -qa» تبدیل می‌شود. در واژگان مختومه به حرف «-ـک / -k»، این پسوند متحول شده و به «-ـکه / -ka» تبدیل می‌شود.

ضمیرها

[ویرایش]

ضمیرهای شخصی در ازبکی یا تنها و مستقل هستند، که به مانند اسم‌ها حالات مختلف به خود می‌گیرند و صرف می‌شوند، یا پسوند هستند.

جدول صرفی ضمیرها[۱۷]
منتوشما
(مفرد محترمانه
یا جمع)
اوماشماهاآن‌ها
اسمی مېن
men
سېن
sen
سیز
siz
او
u
بیز
biz
سیزلر
sizlar
اولر
ular
مفعولی مېنی
meni
سېنی
seni
سیزنی
sizni
اونی
uni
بیزنی
bizni
سیزلرنی
sizlarni
اولرنی
ularni
مالکیت مېنینگ
mening
سېنینگ
sening
سیزنینگ
sizning
اونینگ
uning
بیزنینگ
bizning
سیزلرنینگ
sizlarning
اولرنینگ
ularning
متممی مېنگه
menga
سېنگه
senga
سیزگه
sizga
اوگه
uga
بیزگه
bizga
سیزلرگه
sizlarga
اولرگه
ularga
مکانی مېنده
menda
سېنده
senda
سیزده
sizda
اوده
uda
بیزده
bizda
سیزلرده
sizlarda
اولرده
ularda
افتراقی مېندن
mendan
سېندن
sendan
سیزدن
sizdan
اودن
udan
بیزدن
bizdan
سیزلردن
sizlardan
اولردن
ulardan
پسوندهای ضمیری
ضمیرپسوند مالکیتیپسوند فعل ماضیپسوند فعل مضارع
من
(اول شخص مفرد)
مېن-ام / -ـیم-ـم-من
men-m / -im-m-man
تو
(دوم شخص مفرد)
سېن-نگ / -ـینگ-نگ-سن
sen-ng / -ing-ng-san
شما
(دوم شخص مفرد محترمانه یا جمع)
سیز-نگیز / -ـینگیز-نگیز-سیز
siz-ngiz / -ingiz-ngiz-siz
او
(اول شخص مفرد)
او-سی / ـی-- (-دی / -تی)
u-si / -i-- (-di / -ti)
ما
(اول شخص جمع)
بیز-میز / -ـیمیز-ـک (-ـق)-میز
biz-miz / -imiz-k (-q)-miz
شماها
(دوم شخص جمع)
سیزلر-نگیز / -ـینگیز-نگیز / -نگیزلر-سیز / -سیزلر
sizlar-ngiz / -ingiz-ngiz / -ngizlar-siz / -sizlar
آن‌ها
(سوم شخص جمع)
اولر-سی / ـی- / -ـلر- (-دی / -دیلر / -تی / -تیلر)
ular-si / -i- / -lar- (-di / -dilar / -ti / -tilar)

در ازبکی چهار ضمیر اشاره‌ای وجود دارد:

  • بو، bu: به معنی این
  • شو، shu: به معنی آن (چیزی که در محیط است و دیده می‌شود)
  • او، u: به معنی آن
  • اۉشه، oʻsha: به معنی آن (چیزِ دورتر)

هر چهار این ضمیر حالت جمع با پسوند «ـلَر / lar» نیز دارند، و هر چهار نوع این ضمیر مانند اسم‌ها و ضمیرهای شخصی، در حالات مختلف دستوری می‌توانند قرار بگیرند و به تبع آن صرف می‌شوند.

جدول صرفی ضمائر اشاره‌ای
اسمی بو
bu
شو
shu
او
u
اۉشه
oʻsha
بولر
bular
شولر
oʻsha
اولر
ular
اۉشه‌لر
oʻshalar
مفعولی بونی
buni
شونی
shoni
اونی
oni
اۉشه‌نی
oʻshani
بولر نی
bularni
شولرنی
shularni
اولرنی
ularni
اۉشه‌لرنی
oʻshalarni
مالکیت بونینگ
buning
شونینگ
shuning
اونینگ
uning
اۉشه‌نینگ
oʻshaning
بولرنینگ
bularning
شولرنینگ
shularning
اولرنینگ
ularning
اۉشه‌لرنینگ
oʻshalarning
متممی بونگه
bunga
شونگه
shunga
اونگه
unga
اۉشه‌نگه
oʻshanga
بولرگه
bularga
شولرگه
shularga
اولرگه
ularga
اۉشه‌لرگه
oʻshalarga
مکانی بونده
bunda
شونده
shunda
اونده
unda
اۉشه‌نده
oʻshanda
بولرده
bularda
شولرده
shuda
اولرده
ularda
اۉشه‌لرده
oʻshalarda
افتراقی بوندن
bundan
شوندن
shundan
اوندن
undan
اۉشه‌ندن
oʻshandan
بولردن
bulardan
شولردن
shulardan
اولردن
ulardan
اۉشه‌لردن
oʻshalardan

فعل‌ها

[ویرایش]

صرف افعال در زبان ازبکی، از آن‌جایی که در ازبکی معیار نه هماهنگی پیشین-پسین واکه‌ها وجود دارد و نه هماهنگی گردی واکه‌ها، به نسبت ساده می‌باشد و تابع یک قاعدهٔ ثابت می‌باشد. تنها یک استثناء در مورد همگونی صامت‌ها وجود دارد که پس از جدول صرف نمونه به آن اشاره شده است.

در ازبکی، مصدر فعل از بن فعل به اضافه پسوند «ـماق/ -moq» تشکیل شده است. به‌طور مثال بن «یاز/ yoz» به معنای نوشتن، مصدر «یازماق/ yozmoq» را دارد. جدول‌های زیر، نمونهٔ صرف افعال در ازبکی هستند، بر اساس فعل «یازماق/ yozmoq».[۱۳]

در این جدول، بن فعل به رنگ سیاه، ضمائر شخصی مضارع به رنگ قرمز، ضمائر شخصی ماضی به رنگ آبی، و پسوندهای مربوطٔ هر زمان به رنگ بنفش نشان داده شده‌اند.

جدول صرفی فعل مثبت
یازماق/ yozmoq
ماضی مطلق ماضی نقلی
نوشتمیازدیم yozdim نوشته‌ام یازگن‌من yozganman
نوشتییازدینگ yozding نوشته‌ای یازگن‌سن yozgansan
نوشتیازدی yozdi نوشته است یازگن‌ yozgan
نوشتیمیازدیک yozdik نوشته‌ایم یازگن‌میز yozganmiz
نوشتیدیازدینگیز yozdingiz نوشته‌اید یازگن‌سیز yozgansiz
نوشتندیازدیلر yozdilar نوشته‌اند یازگن‌لر yozganlar
ماضی استمراری ماضی نقلی مستمر
می‌نوشتمیازر اېدیم yozar edim می‌نوشته‌امیازر اېکن‌من yozar ekanman
می‌نوشتییازر اېدینگ yozar eding می‌نوشته‌اییازر اېکن‌سن yozar ekansan
می‌نوشتیازر اېدی yozar edi می‌نوشته استیازر اېکن‌ yozar ekan
می‌نوشتیمیازر اېدیک yozar edik می‌نوشته‌ایمیازر اېکن‌میز yozar ekanmiz
می‌نوشتیدیازر اېدینگیز yozar edingiz می‌نوشته‌ایدیازر اېکن‌سیز yozar ekansiz
می‌نوشتندیازر اېدیلر yozar edilar می‌نوشته‌اندیازر اېکن‌لر yozar ekanlar
ماضی بعید ماضی ابعد
نوشته بودمیازگن اېدیم yozgan edim نوشته بوده‌امیازگن اېکن‌من yozgan ekanman
نوشته بودییازگن اېدینگ yozgan eding نوشته بوده‌اییازگن اېکن‌سن yozgan ekansan
نوشته بودیازگن اېدی yozgan edi نوشته بوده استیازگن اېکن‌ yozgan ekan
نوشته بودیمیازگن اېدیک yozgan edik نوشته بوده‌ایمیازگن اېکن‌میز yozgan ekanmiz
نوشته بودیدیازگن اېدینگیز yozgan edingiz نوشته بوده‌ایدیازگن اېکن‌سیز yozgan ekansiz
نوشته بودندیازگن اېدیلر yozgan edilar نوشته بوده‌اندیازگن اېکن‌لر yozgan ekanlar
ماضی ملموس ماضی ملموس نقلی
داشتم می‌نوشتمیازه‌یاتگن اېدیم yozayotgan edim داشته‌ام می‌نوشته‌امیازه‌یاتگن اېکن‌من yozayotgan ekanman
داشتی می‌نوشتییازه‌یاتگن اېدینگ yozayotgan eding داشته‌ای می‌نوشته‌اییازه‌یاتگن اېکن‌سن yozayotgan ekansan
داشت می‌نوشتیازه‌یاتگن اېدی yozayotgan edi داشته می‌نوشته استیازه‌یاتگن اېکن‌ yozayotgan ekan
داشتیم می‌نوشتیمیازه‌یاتگن اېدیک yozayotgan edik داشته‌ایم می‌نوشته‌ایمیازه‌یاتگن اېکن‌میز yozayotgan ekanmiz
داشتید می‌نوشتیدیازه‌یاتگن اېدینگیز yozayotgan edingiz داشته‌اید می‌نوشته‌ایدیازه‌یاتگن اېکن‌سیز yozayotgan ekansiz
داشتند می‌نوشتندیازه‌یاتگن اېدیلر yozayotgan edilar داشته‌اند می‌نوشته‌اندیازه‌یاتگن اېکن‌لر yozayotgan ekanlar
ماضی التزامی ماضی التزامی (همراه با گمان یا خواهش)
نوشته‌باشم یازگن بۉلسم yozgan boʻlsam می‌خواستم بنویسمیازماقچی اېدیم yozmoqchi edim
نوشته‌باشی یازگن بۉلسنگ yozgan boʻlsang می‌خواستی بنویسییازماقچی اېدینگ yozmoqchi eding
نوشته‌باشد یازگن بۉلسه yozgan boʻlsa می‌خواست بنویسدیازماقچی اېدی yozmoqchi edi
نوشته‌باشیم یازگن بۉلسک yozgan boʻlsak می‌خواستیم بنویسیمیازماقچی اېدیک yozmoqchi edik
نوشته‌باشید یازگن بۉلسنگیز yozgan boʻlsangiz می‌خواستید بنویسیدیازماقچی اېدینگیز yozmoqchi edingiz
نوشته‌باشند یازگن بۉلسه‌لر yozgan boʻlsalar می‌خواستند بنویسندیازماقچی اېدیلر yozmoqchi edilar
مضارع اخباری مضارع شرطی
می‌نویسمیازه‌من yozaman بنویسمیازسم yozsam
می‌نویسییازه‌سن yozasan بنویسییازسنگ yozsang
می‌نویسدیازه‌دی yozadi بنویسدیازسه yozsa
می‌نویسیمیازه‌میز yozamiz بنویسیمیازسک yozsak
می‌نویسیدیازه‌سیز yozasiz بنویسیدیازسنگیز yozsangiz
می‌نویسندیازه‌دیلر yozadilar بنویسندیازسه‌لر yozsalar
مضارع ملموس مستقبل استمراری
دارم می‌نویسمیازه‌یپ‌من yozayapman می‌خواهم بنویسمیازرمن yozarman
داری می‌نویسییازه‌یپ‌سن yozayapsan می‌خواهی بنویسییازرسن yozarsan
دارد می‌نویسدیازه‌یپ‌دی yozayapdi می‌خواهد بنویسدیازر yozar
داریم می‌نویسیمیازه‌یپ‌میز yozayapmiz می‌خواهیم بنویسیمیازرمیز yozarmiz
دارید می‌نویسیدیازه‌یپ‌سیز yozayapsiz می‌خواهید بنویسیدیازرسیز yozarsiz
دارند می‌نویسندیازه‌یپ‌دیلر yozayapdilar می‌خواهند بنویسندیازرلر yozarlar
مستقبل کامل مستقبل همراه گمان
خواهم نوشت یازه‌جک‌من yozajakman قصد دارم بنویسمیازماقچی‌من yozmoqchiman
خواهی نوشت یازه‌جک‌سن yozajaksan قصد داری بنویسییازماقچی‌سن yozmoqchisan
خواهد نوشت یازه‌جک‌ yozajak قصد دارد بنویسدیازماقچی‌ yozmoqchi
خواهیم نوشت یازه‌جک‌میز yozajakmiz قصد داریم بنویسیمیازماقچی‌میز yozmoqchimiz
خواهید نوشت یازه‌جک‌سیز yozajaksiz قصد دارید بنویسیدیازماقچی‌سیز yozmoqchisiz
خواهند نوشت یازه‌جک‌دیلر yozajakdilar قصد دارند بنویسندیازماقچی‌لر yozmoqchilar
ماضی در مضارع (همراه با شک یا گمان) امری/مضارع التزامی
(کاش، اگر) می‌نوشتمیازسه اېدیم yozsa edim بنویسم!یازه‌ی yozay
(کاش، اگر) می‌نوشتییازسه اېدینگ yozsa eding بنویس!یاز yoz
(کاش، اگر) می‌نوشتیازسه اېدی yozsa edi بنویسد!یازسین yozsin
(کاش، اگر) می‌نوشتیمیازسه اېدیک yozsa edik بنویسیم!یازه‌ی‌لیک yozaylik
(کاش، اگر) می‌نوشتید یازسه اېدینگیز yozsa edingiz بنویسید! (مفرد محترمانه)یازینگ yozing
بنویسید! (شماها)یازینگیز yozingiz
(کاش، اگر) می‌نوشتندیازسه اېدیلر yozsa edilar بنویسند!یازسین‌لر yozsinlar
نکات
  • در صرف زمان‌هایی که پس از بن فعل، پسوند «ـگَن / -gan» می‌آید (خانه‌های جدول نشان‌داده شده به رنگ پیش‌زمینه کرمی):
    • در صورتی که بن فعل مختوم به «ق/ q» یا «غ/ gʻ» باشد، پسوند به «ـقَن / -qan» تغییر می‌کند.
      • فعلی چون «آقماق / oqmoq» (جاری بودن): آققن‌من oqqanman
      • فعلی چون «توغماق / tugʻmoq» (زایمان کردن): توغقن اېدیم tugʻqan edim
    • در صورتی که بن فعل مختوم به «ک/ k» یا «گ/ g» باشد، پسوند به «ـکَن / -kan» تغییر می‌کند.
      • فعلی چون «چېکماق/ chekmoq» (کشیدن): چېککن‌من chekkanman
      • فعلی چون «تېگماق/ tegmoq» (دست زدن، اصابت کردن، تماس یافتن): تېگکن اېدیم tegkan edim
  • فعل مستقبل کامل (خانه‌های جدول نشان‌داده شده به رنگ پیش‌زمینه قرمز)، در زبان ازبکی روزمره تقریباً کاربردی ندارند.
  • صرف سوم شخص جمع، مگر این‌که برای تأکید بر جمع بودن، استفاده ندارد. اکثر اوقات برای اشاره به سوم شخص جمع، از فعل‌های سوم شخص مفرد استفاده می‌شود.

فعل‌های منفی با اضافه کردن پسوند منفی‌ساز «ـمه / -ma» به بن فعل ساخته می‌شوند. برای مثال، مصدر فعل منفی «ننوشتن» برابر است با «یازمه‌ماق yozmamoq». نمونه از صرف‌های منفی فعل در جدول زیر نمایش داده شده‌اند.

جدول صرفی فعل منفی
یازمه‌ماق/ yozmamoq
ماضی مطلق ماضی نقلی
ننوشتمیازمه‌دیم yozmadim ننوشته‌ام یازمه‌گن‌من yozmaganman
ننوشتییازمه‌دینگ yozmading ننوشته‌ای یازمه‌گن‌سن yozmagansan
ننوشتیازمه‌دی yozmadi ننوشته است یازمه‌گن‌ yozgan
ننوشتیمیازمه‌دیک yozmadik ننوشته‌ایم یازمه‌گن‌میز yozmaganmiz
ننوشتیدیازمه‌دینگیز yozmadingiz ننوشته‌اید یازمه‌گن‌سیز yozmagansiz
ننوشتندیازمه‌دیلر yozmadilar ننوشته‌اند یازمه‌گن‌لر yozmaganlar
مضارع اخباری مضارع شرطی
نمی‌نویسمیازمیمن yozmayman ننویسمیازمه‌سم yozmasam
نمی‌نویسییازمیسن yozmaysan ننویسییازمه‌سنگ yozmasang
نمی‌نویسدیازمیدی yozmaydi ننویسدیازمه‌سه yozmasa
نمی‌نویسیمیازمیمیز yozmaymiz ننویسیمیازمه‌سک yozmasak
نمی‌نویسیدیازمیسیز yozmaysiz ننویسیدیازمه‌سنگیز yozmasangiz
نمی‌نویسندیازمیدیلر yozmaydilar ننویسندیازمه‌سه‌لر yozmasalar
مضارع ملموس مستقبل استمراری
دارم نمی‌نویسمیازمه‌یپ‌من yozmaayapman نمی‌خواهم بنویسمیازمس‌من yozmasman
داری نمی‌نویسییازمه‌یپ‌سن yozmaayapsan نمی‌خواهی بنویسییازمس‌سن yozmassan
دارد نمی‌نویسدیازمه‌یپ‌دی yozmaayapdi نمی‌خواهد بنویسدیازمس‌ yozmas
داریم نمی‌نویسیمیازمه‌یپ‌میز yozmaayapmiz نمی‌خواهیم بنویسیمیازمس‌میز yozmasmiz
دارید نمی‌نویسیدیازمه‌یپ‌سیز yozmaayapsiz نمی‌خواهید بنویسیدیازمس‌سیز yozmassiz
دارند نمی‌نویسندیازمه‌یپ‌دیلر yozmaayapdilar نمی‌خواهند بنویسندیازمس‌لر yozmaslar
مستقبل همراه گمان امری/مضارع التزامی
قصد ندارم بنویسمیازماقچی اېمسم yozmoqchi emasam ننویسم!یازمه‌ی yozmay
قصد نداری بنویسییازماقچی اېمسنگ yozmoqchi emasang ننویس!یازمه yozma
قصد ندارد بنویسدیازماقچی اېمس yozmoqchi emas ننویسد!یازمه‌سین yozmasin
قصد نداریم بنویسیمیازماقچی اېمسک yozmoqchi emasak ننویسیم!یازمه‌ی‌لیک yozmaylik
قصد ندارید بنویسید یازماقچی اېمسنگیز yozmoqchi emasangiz ننویسید! (مفرد محترمانه)یازمنگ yozmang
ننویسید! (شماها)یازنگیز yozmangiz
قصد ندارند بنویسندیازماقچی اېمس‌لر yozmoqchi emaslar ننویسند!یازمه‌سین‌لر yozmasinlar

در ازبکی، با استفاده از پسوندهای «ـدیر/ -dir» و «ـتیر/ -tir» امکان متعدی کردن فعل تا سه درجه وجود دارد.[۱۳] به‌طور مثال:

  • یېماق / yemoq (به معنی خوردن)
  • یېدیرماق / yedirmoq (به معنی خوراندن)
  • یېدیرتیرماق / yedirtirmoq (به معنی خوراناندن، یا به عبارتی، وادار کردن دیگری در خوراندن کَسِ سومی)

نوع دیگر فعل در ازبکی، فعل مشترک می‌باشد، فعلی که نشان‌دهندهٔ اجرای عین یک کار از سوی دو یا چند تن عیناً در یک‌وقت بر روی یک‌دیگر می‌باشد. این نوع فعل، تنها صرف اول شخص، دوم شخص، و سوم شخص جمع را دارد. این فعل با اضافه کردن پسوند «ـیش/ -ish» به بن فعل ساخته می‌شود. به مثال زیر از فعل «کۉرماق/ koʻrmoq» به معنی دیدن توجه کنید:

  • کۉریشماق / koʻrishmoq (به معنی باهم‌دیگر ملاقات کردن)
    • ماضی ساده
      • کۉریشدیک / koʻrishdik
      • کۉریشدینگیز / koʻrishdingiz
      • کۉریشدیلر / koʻrishdilar
    • مضارع ساده
      • کۉریشه‌میز / koʻrishamiz
      • کۉریشه‌سیز / koʻrishasiz
      • کۉریشه‌دیلر / koʻrishadilar

فعل‌های «بودن»، «نبودن»، «داشتن»، «نداشتن»

[ویرایش]

معادل فعل «بودن» یا «نبودن» در زبان ازبکی، به مانند هر زبان دیگری، از اهمیت ویژه برخوردار بوده و قواعد خاص خود را نیز دارد.

در زبان ازبکی، دو گروه کلی وجود دارد، مضارع ساده و سایر صرف‌ها و زمان‌ها. «بودن» یا «نبودن» در مضارع ساده، با پسوندهای ضمیری ادا می‌شوند. در سایر حالات و صرف‌ها، از فعل «اېماق / emoq» یا «بۉلماق / boʻlmoq» استفاده می‌شود. این فعل، کاربردها و معانی زیادی دارد، به معنی «بودن»، «شدن»، «وجود داشتن» یا «مالکیت داشتن»، «به وقوع پیوستن»، ابراز آرزو یا تصمیم «بر من انجام فلان کار بودن»، و غیره.

پسوندهای ضمیری فعل «بودن»، مانند ضمیرهای پسوندی برای صرف افعال مضارع می‌باشد، با این تفاوت که این ضمیرها مستقیماً به خود واژهٔ مسند می‌چسبد.

پسوند ضمیری فعلی «بودن»
ضمیرپسوند
اول شخص مفرد مېن -من
men -man
دوم شخص مفرد سېن -سن
sen -san
سوم شخص مفرد او -
u -
اول شخص جمع بیز -میز
biz -miz
دوم شخص مفرد محترمانه سیز -سیز
siz -siz
دوم شخص جمع سیزلر -سیزلر
sizlar -sizlar
سوم شخص جمع اولر -لر
ular -lar

برای ساخت فعل منفی، از واژهٔ منفی‌ساز «اېمس / emas» استفاده می‌شود. در زمان مضارع ساده، پسوند ضمیری فعل به واژهٔ منفی‌ساز ملصق می‌شود.

مېن اۉقیتووچیمن. Men oʻqituvchiman. من معلمم. مېن دهقان اېمس‌من. Men dehqon emasman. من دهقان نیستم.
سېن پخته‌کارسن. Sen paxtakorsan. تو پنبه‌کاری. سېن طلبه اېمس‌سن. Sen talaba emassan. تو طلبه/دانش‌آموز نیستی.
او اۉغری‌باشی. U oʻgʻriboshi. او سرکردهٔ دزدان است. او سیاستچی اېمس‌. U siyosatchi emas. او سیاستمدار نیست.
بیز قازاغیستان‌دن‌میز. Biz Qozogʻistondanmiz. ما از قزاقستانیم. بیز مېهمان اېمس‌میز. Biz mehmon emasmiz. ما میهمان نیستیم.
سیز شفاکارسیز. Siz shifokorsiz. شما پزشکی. سیز هردات‌دن اېمس‌سیز. Siz Hirotdan emassiz. شما از هرات نیستی.
سیزلر چۉپان‌سیزلر. Sizlar choʻponsizlar. شماها چوپانید. سیزلر اېشک اېمس‌سیزلر. Sizlar eshak emassizlar. شماها الاغ نیستید.
اولر ماده‌لر ساتووچی‌لر. Ulamodda sotuvchilar. آن‌ها موادفروش هستند. اولر بې‌گناه اېمس‌لر. U begunoh emaslar. آن‌ها بی‌گناه نیستند.

در ازبکی، مفاهیم «وجود داشتن»، «موجود بودن»، «مالکیت داشتن» در زمان ساده، همگی با فعل ربطی «بار / bor» ادا می‌شود. در صرفهای دیگر، این فعل ربطی یا با حالت سوم‌شخص مفردِ فعل «اېماق / emoq» ترکیب می‌شود یا با فعل «بۉلماق / boʻlmoq» جایگزین می‌شود. به نمونه‌های زیر برای صرف‌ها و حالات مختلف توجه کنید.

قوطی بار. Quti bor. یک قوطی وجود دارد. صنف‌ده تخته بار. Sinfda taxta bor. در صنف/کلاس یک تخته وجود دارد.
قوطی بارمی؟ Quti bormi? آیا یک قوطی وجود دارد؟ صنف‌ده تخته بارمی؟ Sinfda taxta bormi? آیا در صنف/کلاس یک تخته وجود دارد؟
مېنینگ قوطی بار. Mening quti bor. من یک قوطی دارم. مېنینگ ایتیم‌ده بورگه‌لر بار. Mening itimda burgalar bor. سگِ من کک دارد.
مېنینگ قوطی بارمی؟ Mening quti bormi? آیا من یک قوطی دارم؟ مېنینگ ایتیم‌ده بورگه‌لر بارمی؟ Mening itimda burgalar bormi? آیا سگِ من کک دارد؟
قوطی بار اېدی. Quti bor edi. یک قوطی وجود داشت. صنف‌ده تخته بار اېدی. Sinfda taxta bor edi. در صنف/کلاس یک تخته وجود داشت.
قوطی بار اېدیمی؟ Quti bor edimi? آیا یک قوطی وجود داشت؟ صنف‌ده تخته بار اېدیمی؟ Sinfda taxta bor edimi? آیا در صنف/کلاس یک تخته وجود داشت؟
مېنینگ قوطی بار اېدی. Mening quti bor edi. من یک قوطی داشتم. مېنینگ ایتیم‌ده بورگه‌لر بار اېدی. Mening itimda burgalar bor edi. سگِ من کک داشت.
مېنینگ قوطی بار اېدیمی؟ Mening quti bor edimi? آیا من یک قوطی داشتم؟ مېنینگ ایتیم‌ده بورگه‌لر بار اېدیمی؟ Mening itimda burgalar bor edimi? آیا سگِ من کک داشت؟
اگر مېنینگ قوطی بۉلسه. Agar mening quti boʻlsa. اگر من یک قوطی داشته باشم. اگر صنف‌ده تخته بۉلسه. Agar sinfda taxta boʻlsa. اگر در صنف/کلاس یک تخته وجود داشته باشد.
مېنینگ قوطی بۉله‌دی. Mening quti boʻladi. من یک قوطی خواهم داشت. صنف‌ده تخته بۉله‌دی. Sinfda taxta boʻladi. در صنف/کلاس یک تخته وجود خواهد داشت.

در ازبکی، مفاهیم منفی «وجود نداشتن»، «موجود نبودن»، «مالکیت نداشتن» در زمان ساده، همگی با فعل ربطی «یۉق/ yoʻq» ادا می‌شود. در صرفهای دیگر، این فعل ربطی یا با حالت سوم‌شخص مفردِ فعل «اېماق / emoq» ترکیب می‌شود یا با فعل «بۉلماق / boʻlmoq» جایگزین می‌شود. نمونه‌های زیر، حالتِ منفیِ نمونه‌های بالا را نشان می‌دهند:

قوطی یۉق. Quti yoʻq. یک قوطی وجود ندارد. صنف‌ده تخته یۉق. Sinfda taxta yoʻq. در صنف/کلاس یک تخته وجود ندارد.
قوطی یۉقمی؟ Quti yoʻqmi? آیا یک قوطی وجود ندارد؟ صنف‌ده تخته یۉقمی؟ Sinfda taxta yoʻqmi? آیا در صنف/کلاس یک تخته وجود ندارد؟
مېنینگ قوطی یۉق. Mening quti yoʻq. من یک قوطی ندارم. مېنینگ ایتیم‌ده بورگه‌لر یۉق. Mening itimda burgalar yoʻq. سگِ من کک ندارد.
مېنینگ قوطی یۉقمی؟ Mening quti yoʻqmi? آیا من یک قوطی ندارم؟ مېنینگ ایتیم‌ده بورگه‌لر یۉقمی؟ Mening itimda burgalar yoʻqmi? آیا سگِ من کک ندارد؟
قوطی یۉق اېدی. Quti yoʻq edi. یک قوطی وجود نداشت. صنف‌ده تخته یۉق اېدی. Sinfda taxta yoʻq edi. در صنف/کلاس یک تخته وجود نداشت.
قوطی یۉق اېدیمی؟ Quti yoʻq edimi? آیا یک قوطی وجود نداشت؟ صنف‌ده تخته یۉق اېدیمی؟ Sinfda taxta yoʻq edimi? آیا در صنف/کلاس یک تخته وجود نداشت؟
مېنینگ قوطی یۉق اېدی. Mening quti yoʻq edi. من یک قوطی نداشتم. مېنینگ ایتیم‌ده بورگه‌لر یۉق اېدی. Mening itimda burgalar yoʻq edi. سگِ من کک نداشت.
مېنینگ قوطی یۉق اېدیمی؟ Mening quti yoʻq edimi? آیا من یک قوطی نداشتم؟ مېنینگ ایتیم‌ده بورگه‌لر یۉق اېدیمی؟ Mening itimda burgalar yoʻq edimi? آیا سگِ من کک نداشت؟
اگر مېنینگ قوطی بۉلمه‌سه. Agar mening quti boʻlmasa. اگر من یک قوطی نداشته باشم. اگر صنف‌ده تخته بۉلمه‌سه. Agar sinfda taxta boʻlmasa. اگر در صنف/کلاس یک تخته وجود نداشته باشد.
مېنینگ قوطی بۉلمیدی. Mening quti boʻlmaydi. من یک قوطی نخواهم داشت. صنف‌ده تخته بۉلمیدی. Sinfda taxta boʻlmaydi. در صنف/کلاس یک تخته وجود نخواهد داشت.

سوال‌بندی

[ویرایش]

معمولاً در دستور زبان، دو نوع سؤال وجود دارد، سوالات «آیایی» یا بسته، و سوالات باز یا «چی-چرا-چطور-کی-کِی-کجا».

در زبان ازبکی، سوالات «آیایی» به همراه پسوند «ـمی / -mi» درست می‌شود. این پسوند معمولاً پس از فعل و در آخر جمله می‌آیند، بجز استثنائاتی. به‌طور مثال اگر فعلی به پسوند ضمیری فعل «بودن» دوم شخص مفرد یا جمع ختم شود، یعنی «سن/ san» یا «سیز/ siz»، پسوند سؤالی، به واژهٔ مسند ملصق شده و پیش از پسوند ضمیری قرار می‌گیرد.

جواب بله و نه هم به ترتیب «هه / ha» و «یۉق / yoʻq» می‌باشد.

چند نمونه زیر:

قوطی بارمی؟ Quti bormi? آیا یک قوطی وجود دارد؟ صنف‌ده تخته بارمی؟ Sinfda taxta bormi? آیا در صنف/کلاس یک تخته وجود دارد؟
مېنینگ قوطی بارمی؟ Mening quti bormi? آیا من یک قوطی دارم؟ مېنینگ ایتیم‌ده بورگه‌لر بارمی؟ Mening itimda burgalar bormi? آیا سگِ من کک دارد؟
مېنینگ قوطی یۉق اېدیمی؟ Mening quti yoʻq edimi? آیا من یک قوطی نداشتم؟ مېنینگ ایتیم‌ده بورگه‌لر یۉق اېدیمی؟ Mening itimda burgalar yoʻq edimi? آیا سگِ من کک نداشت؟
مېن آوقت یېی‌یپ‌من‌می؟ Men ovqat yeyyapmanmi? آیا من خوراک می‌خورم؟ سېن آوقت یېی‌یپ‌سن‌می؟ Sen ovqat yeyyapsanmi? آیا تو خوراک می‌خوری؟
سیز شفاکارمی‌سیز؟ Siz shifokormisiz? آیا من خوراک می‌خورم؟ سیز زیافت‌گه کېله‌سیزمی؟ Siz ziyofatga kelasizmi? آیا شما به زیافت می‌آیی؟
سېن محنت‌کش طلبه‌می‌سن؟ Sen mehnatkash talabamisan? آیا تو دانش‌آموزی محنت‌کشی؟ سیز تعطیل‌گه کېته‌یاتگن‌می‌دینگیز؟ Siz ta'tilga ketayotganmidingiz? آیا شما داشتید به تعطیلات می‌رفتید؟

در ازبکی، برای سوالات باز، یا سوالات «چی-چرا-چطور-کی-کِی-کجا»، تعدادی چند واژهٔ سؤالی وجود دارد. هر یک از این واژه‌ها به مانند اسم و ضمیر، بسته به نقش آن‌ها در جمله، حالات دستوری مختلفی گرفته و صرف می‌شوند. البته که این اسامی جمع، علاوه بر واژهٔ سؤالی بودن، نقش اسمی و حرف رابطی را نیز در جمله ایفا می‌کنند.

جدول صرفی واژگان سؤالی[۱۷]
چه کسیکجاچیکدامکِی / چه زمانچقدرچندتاچگونهچرا
اسمی کیم
kim
قه‌ی / قه‌یېر
qay / qayer
نیمه
nima
قیسی
qaysi
قچان
qachon
نېچه
necha
نېچته
nechta
قنده‌ی
qanday
نېگه
nega
مفعولی کیمنی
kimni
قه‌ی‌نی / قه‌یېرنی
qayni / qayerni
نیمه‌نی
nimani
قیسی‌نی
qaysini
قچان‌نی
qachonni
نېچه‌نی
nechani
نېچته‌نی
nechtani
قنده‌ی‌نی
qandayni
نېگه‌نی
negani
مالکیت کیمنینگ
kimning
قه‌ی‌نینگ / قه‌یېرنینگ
qayning / qayerning
نیمه‌نینگ
nimaning
قیسی‌نینگ
qaysining
قچان‌نینگ
qachonning
نېچه‌نینگ
nechaning
نېچته‌نینگ
nechtaning
قنده‌ی‌نینگ
qandayning
نېگه‌نینگ
neganing
متممی کیمگه
kimga
قه‌ی‌گه / قه‌یېرگه
qayga / qayerga
نیمه‌گه
nimaga
قیسی‌گه
qaysiga
قچان‌گه
qachonga
نېچه‌گه
nechaga
نېچته‌گه
nechtaga
قنده‌ی‌گه
qandayga
نېگه‌گه
negaga
مکانی کیمده
kimda
قه‌ی‌ده / قه‌یېرده
qayda / qayerda
نیمه‌ده
nimada
قیسی‌ده
qaysida
قچان‌ده
qachonda
نېچه‌ده
nechada
نېچته‌ده
nechtada
قنده‌ی‌ده
qandayda
نېگه‌ده
negada
افتراقی کیمدن
kimdan
قه‌ی‌دن / قه‌یېردن
qaydan / qayerdan
نیمه‌دن
nimadan
قیسی‌دن
qaysidan
قچان‌دن
qachondan
نېچه‌دن
nechadan
نېچته‌دن
nechtadan
قنده‌ی‌دن
qandaydan
نېگه‌دن
negadan

نمونه متن

[ویرایش]

ماده ۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر

خط لاتین ازبکی
(ازبکستان)
خط عربی ازبکی
(افغانستان)
خط عربی ازبکی (۱۹۲۳–۱۹۳۰)
(ازبکستان)
خط سیریلیک ازبکی
(۱۹۴۰–۱۹۹۳)
ترجمه فارسی
Barcha odamlar erkin, qadr-qimmat va huquqlarda teng boʻlib tugʻiladilar. Ular aql va vijdon sohibidirlar va bir-birlari ila birodarlarcha muomala qilishlari zarur. برچه آدم‌لر اېرکین، قدرقیمت و حقوق‌لرده تېنگ بۉلیب توغیله‌دیلر. اولر عقل و وجدان صاحبی‌دیرلر و بربیرلری ایله برادرلرچه معامله قیلیش‌لری ضرور.

به‌رچه ئاده‌مله‌ر ئېرکىن، قه‌در-قىممه‌ت ۋه هۇقۇقله‌رده تېڭ بولىب تۇغىله‌دىله‌ر. ئۇله‌ر ئه‌قل ۋه وىجدان ساهىبىدىرله‌ر ۋه بىر-بىرله‌ری ئىله بىراده‌رله‌رچه مۇئامه‌له قىلىشله‌ری زه‌رۇر.

Барча одамлар эркин, қадр-қиммат ва ҳуқуқларда тенг бўлиб туғиладилар. Улар ақл ва виждон соҳибидирлар ва бир-бирлари ила биродарларча муомала қилишлари зарур. همه انسان‌ها آزاد به دنیا می‌آیند و از نظر حیثیت و حقوق برابر هستند. آنها دارای عقل و وجدان هستند و باید نسبت به یکدیگر با روحیه برادری رفتار کنند.

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. https://www.ethnologue.com/18/language/uzb/
  2. Scott Newton (20 November 2014). Law and the Making of the Soviet World: The Red Demiurge. Routledge. pp. 232–. ISBN 978-1-317-92978-9.
  3. Nordhoff, Sebastian; Hammarström, Harald; Forkel, Robert; Haspelmath, Martin, eds. (2013). "Uzbek". Glottolog 2.2. Leipzig: Max Planck Institute for Evolutionary Anthropology. {{cite book}}: Invalid |display-editors=4 (help)
  4. http://www.persiangulfstudies.com/fa/index.asp?p=pages&id=512
  5. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۵ فوریه ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۲۰ فوریه ۲۰۱۸.
  6. http://www.ccjk.com/one-beautiful-language-in-the-world-uzbek/
  7. http://factsanddetails.com/central-asia/Uzbekistan/sub8_3d/entry-4699.html
  8. "Världens 100 största språk 2007" ("The World's 100 Largest Languages in 2007"), Nationalencyklopedin
  9. 1 2 3 Asamura, Takao. “Longing for Legacy: Vowel Harmony in the Uzbek Standard Language, 1924-1934. ” Russian and East European Studies 2007, no. 36 (2007): 48–60. https://doi.org/10.5823/jarees.2007.48.
  10. Sjoberg, Andrée F. (1963). Uzbek Structural Grammar (PDF). Uralic and Altaic Series. Vol. 18. Bloomington: Indiana University. pp. 16–18.
  11. فرهنگ تورکی اوزبیکی به فارسی/ دری، تألیف داکتر فیض الله ایماق (آرشیو)، صفحهٔ ۶۱
  12. 1 2 Ahmedjanova, Zumrad, "Uzbek Language" (PDF), slaviccenters.duke.edu
  13. 1 2 3 محمدحلیم یارقین، تهران (۱۳۸۶) فرهنگ ازبکی - فارسی (جلد اول) خط لاتین و خط عربی ازبکی. [PDF]
  14. محمدحلیم یارقین، تهران (۱۳۸۶) فرهنگ ازبکی - فارسی (جلد دوم) خط لاتین و خط عربی ازبکی. [PDF]
  15. 1 2 Gafforov, Nurangez (August 2021). Replication of Uzbek Genitive Construction in Colloquial Tajik (Master's Degree thesis). Yeungnam University. doi:10.13140/RG.2.2.11329.63849. Retrieved 26 November 2024.
  16. Tikhtaeva, Kuysin (2020). "Diverse opinions about Modern Case System in English, Uzbek and Russian Langauges" (PDF). European Journal of Research and Reflection in Educational Sciences. Uzbekistan State World Languages University, Tashkent. 8 (12). ISSN 2056-5952. Retrieved 26 November 2024. {{cite journal}}: Check |issn= value (help)
  17. 1 2 Gutman, Alejandro. Avanzati, Beatriz. (2013) The language Gulper - Uzbek https://www.languagesgulper.com/eng/Uzbek.html

الگو:کد زبان‌های معرفی‌شده در ایزو ۶۳۹–۳ که حرف اول عنوان بین‌المللی آنها حرف U است

(به ازبکی: O'zbek tili / Ўзбек тили / اوزبیک تیلی)