زبان قشقایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از زبان ترکی قشقایی)
قشقایی
قاشقایێ ديلى, Qaşqayı dili
زبان بومی درایران
منطقهفارس، چهارمحال و بختیاری، خوزستان، کهگیلویه و بویر احمد، اصفهان، شازند
قومیتقشقایی‌ها
شمار گویشوران
۹۴۹٬۰۰۰  (۲۰۱۵)[۱]
ترکی
  • اغوز
    • اغوز جنوبی
      • قشقایی
عربی، لاتین
کدهای زبان
ایزو ۶۳۹-۳qxq
زبان‌شناسیpart of 44-AAB-a

زبان قشقایی (قاشقایێ ديلى) یکی از لهجه‌های شاخه جنوب غربی زبان ترکی است که قشقایی‌ها بدان تکلم می‌کنند.[۱] قشقایی‌ها به زبانی از شاخه جنوب غربی ترکی (ترکی اغوز) صحبت می‌کنند.

کوالسکی این زبان را نزدیک‌ترین گویش به ترکی افشار خراسان و ترکی آذربایجانی دانسته‌است. این موضوع به شکل‌های گوناگون توسط آنه ماری ون‌گابن و گرهارد دوئرفر نیز بیان شده‌است اما کی.اچ. منگز این زبان را بیشتر به ترکی عثمانی شبیه می‌داند.

در قشقایی مصوت‌های i, e, ä, a, å, ï, u, ü, o, ö و صامت‌های p, b, m, f, v, t, d, n, s, z, š, ž, č, ۳˘, k, g, q, γ, χ, ŋ, l, r, h موجودند. در واژگان قشقایی تأثیر زبان فارسی مشخص است، در متون جمع‌آوری شده توسط دوئرفر و همکارانش از فیروزآباد دخیل‌های فراوان عربی دیده می‌شود. واژگان حکومتی و نظامی مانند پاسبان، پیکان و شاه بیشتر از فارسی وارد این زبان شده‌اند. قاموس دینی بیشتر ریشه عربی دارد اما از فارسی وارد این زبان شده‌اند و ویژگی‌های فارسی‌شان را حفظ کرده‌اند. واژگان پزشکی نیز تحت تأثیر فارسی است مانند بیمار، درد و دارو.[۲]

تعداد گویشوران[ویرایش]

دانشنامه اتنولوگ در سال ۲۰۱۶ میلادی سخنوران زبان قشقایی را حدود ۹۵۹ هزار نفر تخمین زده است.[۳] در سال ۱۹۸۶ کتابخانه کنگره سخنوران قشقایی را حدود نیم میلیون نفر برآورد کرده است.[۴] در آخرین سرشماری جمعیت عشایری سازمان آمار ایران در سال ۱۳۸۷ جمعیت قشقایی‌های کوچرو مستقر در استان‌های فارس، بوشهر ، اصفهان و چهارمحال و بختياري، ۱۱۲ هزار و ۴۳۰ نفر برآورد شده است.[۵]

بنا به یک پژوهش، در فیروزآباد افراد قشقایی‌ها در همه سنین از زبان مادری در حوزه‌های دوستانه و خانوادگی استفاده می‌نمایند، اما در شیراز افراد زیر بیست سال خانواده‌های ترک‌زبان تمایل چندانی به استفاده از زبان مادری ندارند. در شیراز در حوزه‌های مختلف زبان غالب فارسی است و در موقعیت‌های غیررسمی در بعضی از مواقع زبان مادری استفاده می‌شود در صورتی که در فیروزآباد در شرایط مشابه ترکی ترجیح داده می‌شود. ترکی در شیراز به شدت تحت تأثیر فارسی است. زبان قشقایی در میان جوانان به تدریج در حال از دست دادن کاربری‌اش است.[۶]

منطقه گویشوران[ویرایش]

١-استان فارس به عنوان مرکز ایل قشقایی ٢-استان چهارمحال و بختیاری شامل شهرهای: شهرکیان ، طاقانک ، بن ، سامان ، هوره ، یان چشمه ، سفیددشت ، فرادنبه ، بلداجی ، سودجان و جونقان ٣-استان اصفهان شامل شهرهای: زرین شهر ، چادگان ، سمیرم ، داران ، دهاقان ٤-استان خوزستان شامل شهر هفتکل ٥-استان کهگیلویه و بویر احمد ٦-استان بوشهر ٧-استان مرکزی شامل شهر شازند

چند ضرب‌المثل قشقایی[ویرایش]

اؤزؤنگه بیر ایگنه وور، اؤزگه‌یه بیر جوالدوز.[۷]

ائوینگی تمیس ساخلا قوناق گلر، اؤزؤنگؤ تمیس ساخلا اؤلؤم گلر.[۸]

ایت‌اینن یولداش اول؛ چوماغی الدن یئره قویما.[۹]

آیش وختینده چلاقام؛ ییَنده قلچماق.[۱۰]

بیچاق اؤز ساپینه کسمز.[۱۱]

تات گچیسیننگ قرخیمچلیگ اؤرگَنیر.[۱۲]

تاری ایسته‌یه نی قورد یئمز.[۱۳]

توتینگ شرفِه قِردِه طَنَفِه.[۱۴]

خروسونگ قویروغینا اینا نما، تیلکینینگ آندینا.[۱۵]

خوش‌حساب آدام، قاضی قاپسینا گئدمز.[۱۶]

قَلبِر قیلانا دِیِر ایکِه دلیگ وارینگ دِر.[۱۷]

گئری‌دن گلنینگ ایکه داش النه.[۱۸]

وراج کؤپک اِیه‌سئنه قوناق بولار.[۱۹]

هر کسینگ هی وای.[۲۰]

تاره بیمش اشگه شاخ ور میسه

قیزم سنه دیرم گلینم سن اشد

قیچینگ اوزاد یور قانیگ بابه

الم نچه قیریلرده که کج بیته

الاهم بیر بیرم

قرخان گزه چپ دیر

مالینگ گز له قنشسینگ اغیره ادمه

فنشه ایمید نه قالان شام سز فالار

بیر آلانان بیر اورگنر

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Ethnologue report for language code: qxq
  2. Michael Knüppel، دانشنامه ایرانیکا.
  3. https://www.ethnologue.com/country/IR/languages
  4. Library of Congress-Qashqais)
  5. «سازمان امور عشایر ایران». ashayer.ir. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۴-۳۰.
  6. حسین‌آبادی، «زوال تدریجی گویش ترکی قشقایی»، گویش شناسی، ۵۸.
  7. یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به دیگری.
  8. خانه خود را تمیز نگه دار؛ شاید مهمان بیاید و خودت را تمیز نگه دار؛ چون مرگ ناگهان سر می‌رسد.
  9. با سگ دوستی کن؛ اما چماقت را بر زمین مگذار.
  10. وقت کار کردن چلاقم؛ اما زمان خوردن قلچماق.
  11. چاقو دسته خود را نمی‌برد.
  12. با بز روستایی‌ها چیدن موی بز را یادمی‌گیرد - کنایه از آزمایش و تمرین روی مال دیگران
  13. کسی که محبوب خدا باشد، طعمهٔ گرگ نمی‌شود.
  14. شرف رو بگیرین که طناب رو پاره می‌کند - کنایه از عصبانیت و سر و صدا کردن بی‌جا
  15. به زیبایی دم خروس و قسم خوردن روباه اطمینان نداشته باش.
  16. آدم خوش معامله راهش به در خانهٔ قاضی نخواهد افتاد.
  17. از عیب خود اطلاع ندارد
  18. رعایت نکردن حق دیگران
  19. سگی که بی‌جهت عوعو کند، برای صاحبش مهمان پیدا می‌کند.
  20. هر کی به هر کی است.

منابع و توضیحات[ویرایش]

  • Michael Knüppel (15 July 2009). "QAŠQĀʾI TRIBAL CONFEDERACY ii. LANGUAGE". [[دانشنامه ایرانیکا|Encyclopædia Iranica]]. ۱. Bibliotheca Persica Press. ISBN 0710091109. Retrieved 28 March 2013. URL–wikilink conflict (help)