احمد قوام
احمد قوام |
|
| شناسنامه | |
|---|---|
| نام کامل | میرزا احمد خان قوام |
| سرشناس به | قوامالسلطنه |
| زادروز | ۱۲۵۲ ه. ش. (۱۲۹۰ ه. ق.)، |
| زادگاه | تهران، ایران |
| تاریخ مرگ | ۲۸ تیر ۱۳۳۴ |
| جایگاه مرگ | تهران، ایران |
| فرزندان | یک پسر |
| اطلاعات سیاسی | |
| سمت | نخست وزیر ایران |
| پادشاه | احمد شاه قاجار محمدرضا شاه پهلوی |
| او پنج بار نخست وزیر ایران شد | |
احمد قوام (۱۲۵۲ تهران-۱۳۳۴ تهران) ملقب به قوامالسلطنه، سیاستمدار ایرانیِ پایان دوران قاجار و روزگار پهلوی بود که پنج بار نخستوزیر شد (دو بار در پایان دوران قاجار و سه بار در زمان حکومت محمدرضا پهلوی). او فرزند میرزاابراهیم معتمدالسلطنه و نوهٔ محمد قوامالدوله آشتیانی و برادر کوچکتر وثوقالدوله بود.
قیام کلنل محمد تقی خان پسیان در خراسان در سال ۱۳۰۰ و غائلهٔ آذربایجان در سال ۱۳۲۵ در دوران نخست وزیری قوام رخ داد. او در زمان قاجار لقب قوامالسلطنه یافت و محمدرضا شاه به او لقب حضرت اشرف را داد (پس از بروز اختلاف نظر میان این دو این لقب پس گرفته شده و سپس دوباره اعطا شد). القاب قدیمیتر او عبارتاند از منشی حضور (۱۳۱۵ ه. ق.)، دبیر حضور (حدود ۱۳۲۲ ه. ق.)، و وزیر حضور (۱۳۳۴ ه. ق.)
از جمله فعالیتهای مهم قوام السلطنه نگارش فرمان مشروطیت و نقش او در جریان فرقه دموکرات آذربایجان و خروج نیروهای شوروی از ایران در ۱۳۲۵ و نیز قیام سی تیر بود.
محتویات |
خروج نیروهای شوروی از ایران [ویرایش]
پس از پایان جنگ جهانی دوم، انگلیس و آمریکا به پیمان خود وفا کرده و در ۱۳۲۴ بی هیچ تعهد الزام آوری از ایران خارج شدند. ولی شوروی به بهانههای گوناگون نیروهای خود را در شمال غرب ایران نگه داشت. در واقع شوروی در جریان جنگ جهانی دوم از هیچ نقطهای عقب نشینی نکرد، مگر اینکه در آنجا یک دولت کمونیستی هم پیمان با خود تاسیس کند. در جریان سفر قوام به مسکو او استالین را چنین فریب داد که در ازای خروج نیروهای ارتش سرخ از آذربایجان، قوام امتیاز نفت شمال را برای شوروی خواهد گرفت. پژوهشگران بر سر اینکه اولتیماتوم و فشار آمریکا و سازمان ملل متحد بر تصمیم استالین برای خروج از ایران بیشتر تاثیر داشت یا سیاست ورزی قوام اختلاف نظر دارند. با اینحال به نظر میرسید که غرب علیرغم همه فشارهایش به شوروی برای خروج از ایران، هرگز به خاطر ایران وارد جنگ با شوروی نمیشد. شوروی که عرصه را تنگ یافت، بهتر دید که دستکم یک امتیار اقتصادی مهم از ایران بگیرد. ولی قوام چنین بهانه آورد که اکنون در ایران مجلس وجود ندارد و بدون مجلس نمیتوان امتیاری به خارجیها داد. از این رو شوروی را ترغیب کرد که از ایران خارج شود تا او انتخابات مجلس را برگزار کند و به او تضمین داد که اکثریت مجلس آینده نیروهای وفادار به دولت قوام خواهند بود و امتیار نفت شمال را به شوروی خواهند داد.
پس از خروج ارتش سرخ از شمال غرب ایران، دولت پیشهوری در تبریز و قاضی محمد در مهاباد، مجبور به مذاکره با دولت مرکزی ایران شدند. ایران در آستانه برگزاری انتخابات مجلس پانزدهم بود و لازم بود تا به وضعیت امنیت شمال غرب کشور رسیدگی شود. دولتهای خودمختار فرقه دموکرات آذربایجان و مهاباد نیز از همین قضیه بهره برده و اجازه به برگزاری انتخابات مجلس را مشروط بر پذیرش خواسته هایشان کرده بودند. خواستههایی که به به تعبیر آنها فدرالیسم و به تعبیر مخالفان، تجزیه طلبی بود.
طولانی شدن مذاکرات باعث شد تا نیروهای ملی به مخالفت پردازند. در پایان شاه و رزمآرا (رئیس ستاد ارتش) مقدمات پیشروی نظامی به این استانها را فراهم کرده و قوام را مجبور به همکاری کردند. قوام بعداً تاکید کرد که مخالف این حرکت نظامی بوده و ترجیح میداده مسئله از راه گفتگو حل شود.
در انتخابات مجلس پانزدهم، چنان فضا برای رقیبان دولت تنگ شد که حتی وکیل خوشنام و محبوب تهران دکتر مصدق که در مجلس چهاردهم، شدیدترین حملات را به دولت قوام کرده بود و در اعتراض به دخالت دولت در انتخابات، در دربار متحصن شده بود، نیز از راه یافتن به مجلس باز ماند. و تنها سه نماینده به نامهای ابوالحسن حائری زاده، حسین مکی و مظفر بقایی به عنوان اقلیت به مجلس راه یافتند. با آغاز به کار مجلس با اینکه ظاهراً اکثریت در دست نیروهای هوادار دولت بود. تضعیف همه جانبه قوام از سوی دربار و ارتش و نیروهای سیاسی باعث سقوط دولت او شد. قوام سپس به دلیل تشدید اختلافاتش با محمدرضا شاه مجبور به خروج از کشور شد و از آنجا نامههایی اعتراض آمیز مینوشت. همین باعث شد شاه لقب اعطایی اش را از او باز ستاند.
قیام سی تیر [ویرایش]
با تشدید اختلافات میان محمدرضا شاه و مصدق برای انتخاب وزیر جنگ در سال ۱۳۳۱، مصدق استعفا کرده و شاه با پذیرش استعفای او، دست دوستی به سوی قوام دراز کرد. او در حکم خود، لقب حضرت اشرف را به قوام پس داد. قوام نیز پس از پذیرش نخست وزیری، با دادن اعلامیهای تند که با مصرع «کشتیبان را سیاستی دگر آمد» مشهور شد، هواداران نهضت ملی نفت که چندی پیش رزم آرا را به بدترین شکل از صحنه حذف کرده بودند، را به خشم آورد. همه نیروهای جامعه از فداییان اسلام و بازار و اصناف و روحانیونی چون آیت الله کاشانی تا جبهه ملی و حزب توده به مخالفت با او پرداختند و به تظاهراتی بزرگ دست زدند. با رفتار خشونت آمیز شهربانی در تهران و کشته شدن تظاهر کنندگان در روز سی تیر، شاه، قوام را مجبور به استعفا کرده و با پذیرش درخواستهای مصدق، او را به قدرت برگرداند. مجلس هفدهم پس از این حادثه، قوام را مهدورالدم دانسته و حکم صدور اموالش را به نفع شهدای سی تیر صادر کرد. او در واقع از این تاریخ، با خاطرهای بسیار بد، از صحنه سیاسی ایران حذف شد.
بالاخره روزی خواهد رسید که مردم بی غرضی در این مملکت اوراق تاریخ را ورق بزنند و از میان سطور آن، حقایق مربوط به زمان ما را بخوانند... من میروم و تاریخ ایران قضاوت خواهد کرد که به روزگار این ملت چه آمدهاست و به پاداش فداکاریهای خادمین مملکت چه رفتاری شده است
مشاغل [ویرایش]
- ۵ بار نخست وزیر
- ۱۳ بار وزیر داخله
- ۴ بار وزیر امور خارجه
- ۴ بار وزیر مالیه
- ۲ بار وزیر جنگ
- ۱بار وزیر عدلیه
- ۳ سال فرماندار کل خراسان و سیستان
- وکالت دوره چهارم و پنجم مجلس شورای ملی
تبارنامه [ویرایش]
| تبارنامهٔ خاندان آشتیانی، شاخهٔ میرزا هاشم | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
منابع [ویرایش]
- قوامالسلطنه. از مصاحب، غلامحسین (سرپرست)، دائرةالمعارف فارسی، تهران: امیرکبیر، کتابهای جیبی، ۱۳۸۰، ص ۲۵۸۸.
- اطلاعات تبارنامه از:
امین، سید حسن:. احمد قوام، در: فصلنامه علمی-پژوهشی اباختر،. چاپ سال چهارم، پیاپی ۱۳ و ۱۴. ساری، ۱۳۸۶ خورشیدی، ص۱۲۱.
پیوند به بیرون [ویرایش]
- گفتگو با حمید شوکت، نویسنده کتاب «در تیررس حادثه» پیرامون زندگی سیاسی قوامالسلطنه
- قوام السلطنه در دوران پهلوی
|
|||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||