کیخسرو شاهرخ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
کیخسرو شاهرخ
Keykhosrow shahrokh01.jpg
شناسنامه
معروف به ارباب کیخسرو
زادروز ۷ تیر ۱۲۵۴
زادگاه کرمان، ایران
تاریخ مرگ ۱۱ تیر ۱۳۱۹
محل مرگ تهران، ایران
همسر(ان) فیروزه کریمدادفرهی
کتایون قباد
فرزندان افلاتون، منوچهر، شاه بهرام، شاه بهمن، فریدون، داریوش، فرنگیس، هما و پروین
دین زرتشتی
اطلاعات سیاسی
سمت نماینده مجلس (کرسی جامعه زرتشتیان) از سال ۱۲۸۸ تا ۱۳۱۹
رییس انجمن زرتشتیان تهران
سمت‌های پیشین مدیر اداره تلفن، مدیر راه‌آهن دولتی
فعالیت‌ها ساخت کتابخانه مجلس، ساخت آرامگاه فردوسی، خیر مدرسه‌ساز

کیخسرو شاهرخ ملقب به ارباب کیخسرو (زادروز ۷ تیر ۱۲۵۴ کرمان، مرگ ۱۱ تیر ۱۳۱۹ تهران). وی از سال ۱۲۸۸ تا ۱۳۱۹ (از دوره دوم تا یازدهم) نماینده مجلس شورای ملی(کرسی جامعه زرتشتیان) و رییس انجمن زرتشتیان تهران بود.[۱] چندین‌بار به اروپا، روسیه، هند و آمریکا سفر کرد. به درست‌کاری و سلامت مالی معروف بود. چندین مدرسه و دبیرستان از خود به جای گذاشت. در آخرین سال حکومت رضا شاه و در سن ۶۵ سالگی، به طرز مشکوکی در تهران کشته شد. او بانی کتابخانه مجلس در تهران و آرامگاه فردوسی در طوس است.

زندگی‌نامه[ویرایش]

در سال ۱۲۵۳ شمسی در یک خانواده زرتشتی در شهر کرمان زاده شد. پدرش شاهرخ زرتشتی وقتی او نوزاد بود درگذشت. اجدادش در شغل تجارت و منجمی دربارهای زند و قاجار فعالیت داشتند.[۲] پس از مرگ پدر، مادرش به بافندگی روی‌آورد و مخارج او و برادرش را از همین راه تامین کرد. در کودکی به کارگری پرداخت[۳] و همزمان در مکتبخانه زرتشتیان کرمان، مختصر سوادی تحصیل کرد.[۴]

در ۱۲ سالگی به تهران رفت. در تهران در مدرسه شبانه‌روزی آمریکایی‌ها مشغول به تحصیل شد و همزمان در بیمارستان آمریکایی‌ها کار می‎کرد. در ۱۶ سالگی با پس‌انداز خود سفری یک‌ساله به هندوستان داشت.[۵] و در دارالفنون بمبئی به تحصیل ادامه داد. در ۲۱ سالگی از طرف انجمن خیریه پارسیان بمبئی به مدیریت مدرسه زرتشتیان کرمان رسید[۶] و به کرمان بازگشت و به فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی زرتشتیان مشغول شد.[۷] از جمله این فعالیت‌ها تاسیس ۳ مدرسه دخترانه، ۲ مدرسه پسرانه و یک دبیرستان به نام دبیرستان ملی زرتشتیان بود.[۸] زمین این مدارس در محله‌های فرموتن و محله شهر به‌وسیله ارباب جمشید جمشیدیان اهدا شد و به همین سبب به مدارس جمشیدیه معروف گشت.[۹]

در همین سال‌ها زبان‌های انگلیسی، روسی و عربی را آموخت و قرآن و ترجمه آن را فراگرفت.[۱۰] در سال ۱۲۸۳ از راه خراسان به بندر ادسا در روسیه رفت، ولی به علت همزمانی با جنگ روسیه و ژاپن، پس از مدتی به ایران بازگشت.[۱۱] در سی سالگی برای دومین بار به تهران مهاجرت کرد. در یک صرافی مشغول به کار شد.[۱۲]

زندگی سیاسی[ویرایش]

تصویر متن نامه به روزنامه شفق سرخ در مورد مسئله گندم

در سی سالگی در جنبش مشروطه شرکت داشت[۱۳] و از مشروطه‌خواهان بود.[۱۴] در سال ۱۲۹۵ رئیس اداره تلفن شد. در این سمت او برای نخستین‌بار شرکت زیمنس آلمان را به عنوان فروشنده تجهیزات تلفن کشور انتخاب نمود و با آن قرارداد بست.[۱۵] او بعدها مدتی مدیر بنگاه راه آهن دولتی ایران شد.[۱۶]

در زمان قرارداد ۱۹۱۹ ارباب کیخسرو در آمریکا بود و رهبری مخالفان قرارداد در خارج از کشور را در استکهلم و ایالات متحده برعهده داشت.[۱۷] در اواخر دوره احمد شاه در مقطعی انگلیسی‌ها پرداخت درآمدهای نفتی به دولت ایران را مشروط به «تشکیل کمسیون مالی» نمودند تا اختیار مالی ایران را به‌دست بگیرند. به همین دلیل گندم نایاب شده بود و هزاران ایرانی در قحطی بزرگ ایران (۱۲۹۸–۱۲۹۶) تلف شدند. ارباب کیخسرو مامور خرید گندم برای تولید نان نانوایی‌ها گردید.[۱۸] در این هنگام محتکرین پایتخت قیمت گندم را بالا برده بودند. انبارهای حکومتی که متعلق به احمدشاه بود مملو از گندم بود. ولی احمدشاه حاضر نبود گندم را به قیمتی کمتر از محتکرین تهران بفروشد. ارباب کیخسرو با شاه ملاقات کرد و سوگند پادشاهی وی را به یادش آورد و تلاش کرد تا او را به قیمتی کمتر راضی کند. شاه راضی نشد و شاهرخ به ناچار گندم را به قیمت سایر محتکران از احمدشاه خرید و میان نانوایان توزیع کرد.[۱۹]

در سال ۱۲۸۸ به نمایندگی زرتشتیان در دوره دوم مجلس شورای ملی انتخاب شد و تا دوره دوازدهم و سال ۱۳۱۹ که کشته شد، در این سمت باقی‌ماند.[۲۰] در سال ۱۳۰۴ برای خرید لوازم چاپ برای راه‌اندازی چاپخانه مجلس به آلمان سفر کرد و چاپخانه مجلس را راه‌اندازی کرد.[۲۱]

مرگ مشکوک[ویرایش]

به گفته باستانی‌پاریزی، ارباب کیخسرو در پایان عمر سخت زیر نظر بود. چندبار اداره شهربانی دستور داشت با وسایلی او را تلف کند ولی موفق نشد.[۲۲]

در جریان جنگ جهانی دوم، پسر کیخسرو، گوینده رادیو برلن بود[۲۳] و برعلیه رضا شاه و بریتانیا بدگویی می‌کرد.[۲۴] حملات این رادیو رضا شاه را بسیار عصبانی کرده بود.[۲۵] به گفته پروین شاهرخ (کوچکترین دختر او) ارباب کیخسرو پیش از کشته‌شدن تلاش کرد تا نامه‌ای به پسرش بنویسد و او را از بدگویی برعلیه منافع انگلستان و رضا شاه برحذر بدارد. ولی اجازه ارسال این نامه به او داده نشد.[۲۶]

پروین شاهرخ می‌گوید در یکی از شب‌های تیرماه ۱۳۱۹ او را در یک مجلس عروسی دستگیر و همان شب کشتند و جنازه وی را در مسیر منزلش انداختند.[۲۷] به گفته حسین مکی به دلیل حملات بهرام شاهرخ در رادیو برلین، رضا شاه دستور مرگ پدر وی یعنی ارباب کیخسرو را صادر کرد. ولی باقر عاقلی گفته که وی درحال عبور از پیاده‌رو خیابان کاخ(فلسطین فعلی) بود که اتومبیلی وارد پیاده‌رو شد و او را زیر گرفت.[۲۸]

با آن‌که مرگ ارباب کیخسرو در اواخر شب دهم و ساعات اولیه بامداد یازدهم تیر ۱۳۱۹ رخ داد، ولی روزنامه اطلاعات روز ۱۳ تیر این خبر را منتشر نمود.[۲۹] جسد او در پیاده‌رو کوچه سزاوار خیابان کاخ پیدا شد.[۳۰]

شخصیت[ویرایش]

پرتره ارباب کیخسرو اثر جعفر چهره‌نگار موجود در موزه مجلس شورای اسلامی

کیخسرو شاهرخ شخصیت تاریخی برجسته زرتشتی ایرانی بود. او در زمینه‌های مختلفی فعالیت می‌کرد تا کشور خود را از آن سال‌های تاریک خارج کند. همزمان او برای تعالی و ترقی جامعه زرتشتیان نیز تلاش می‌کرد.[۳۱] او به درستکاری شهرت داشت و به همین دلیل نمایندگان مجلس در همه ی دوره ها، کارپردازی مجلس[۳۲] و ریاست اداره مباشرت و ملزومات مجلس را بر عهده او گذاشته بودند. به گفته مهدی بامداد صداقت و درستی او (که نماینده جامعه زرتشتیان بود) چنان بود که سید حسن مدرس در یکی از جلسات مجلس پشت تریبون گفت: «در مجلس ما فقط یک نفر مسلمان پیدا می‌شود که آنهم ارباب کیخسرو شاهرخ است»[۳۳]

در یک سند وزارت خارجه بریتانیا درباره ارباب کیخسرو آمده‌است: «ارباب کیخسرو بر زردشتیان ایران ریاست دارد و در کاردانی و درستکاری نامبردار است. او یک مرد ملی نامداری است و هرگز تحت تأثیر افسونهای خارجیان قرار نگرفته‌است»[۳۴]

همچنین مورگان شوستر درباره او می‌نویسد: «او کسی بود که هیچ‌وقت از اوقات شبانه روزی،از پیشرفت مقاصد و اصلاحات مملکتی کوتاهی نمی‌نمود.در دورهٔ قریب شش ساله مجلس با خرابی وضع مالی کشوری، با سیاست و تدبیر غریب، آن دوره را طی نمود. تا دورهٔ فترت منقضی و باز مجلس شروع به کار کرد. در جنگ بین الملل اول بود که با خطرات جانی که متوجه مشار الیه بود، از طرف مستوفی الممالک، در مرتبهٔ مأمور مذاکره با کمیتهٔ دفاع ملی قم شد.»[۳۵]

ملک‌الشعرا بهار با دیدن وکلای فاسد و وابسته دوره چهاردهم مجلس شورای ملی قصیده فصیحی سرود و به نمایندگان واقعی دوره‌های پیش افسوس خورد. در بخشی از این قصیده آمده‌است:[۳۶]

به بهارستان افتاد مرا دوش عبور جنتی دیدم بی حور و سراپای قصور
جای کیخسرو، بگرفته فلان گبر به زر جای مستوفی، بنشسته فلان رند به زور

یادگارها[ویرایش]

پس از آن‌که احمد شاه تاجگذاری کرد، به همت ارباب کیخسرو پارک امین‌الملک خریداری شد و در آن مدرسه‌ای به نام احمدیه (به افتخار احمد شاه) تاسیس شد. به همین دلیل، وزارت معارف به ارباب کیخسرو نشان درجه یک علمی را اهدا کرد.[۳۷] ارباب کیخسرو در طول دوران نمایندگی مجلس کتابخانه مجلس، چاپخانه مجلس، موزه مجلس و نیایشگاه آدریان را تاسیس کرد.[۳۸][بهبود منبع]

او تلاش زیادی برای تامین حقوق اقلیت‌های دینی کرد. او تاسیسات فرهنگی متعددی در تهران، کرمان و یزد برپا کرد. دبیرستان پسرانه فیروزبهرام، دبیرستان دخترانه انوشیروان،[۳۹] مدارس جمشیدجم، ایرج و گیو[۴۰] و تاسیس گورستان زرتشتیان تهران در قصر فیروزه از یادگارهای او است.[۴۱] همچنین ساخت آرامگاه فردوسی به‌وسیله او انجام پذیرفت.[۴۲] درواقع او بود که نخستین‌بار محل دقیق دفن فردوسی را کشف کرد.[۴۳]

ارباب کیخسرو از موسسین انجمن آثار ملی ایران در سال ۱۳۰۴ بود[۴۴] که بعدها به همت همین انجمن، بسیاری از بناهای تاریخی کشور مورد بازسازی قرار گرفت.[۴۵] پس از درگذشت او، زرتشتیان کرمان دبیرستان دخترانه‌ای تاسیس نموده و به یاد او «دبیرستان دخترانه کیخسرو شاهرخ» نام‌گذاری کردند.[۴۶]

قرآن تذهیب شده[ویرایش]

نگاره و دستخط مندرج در چاپ دوم آئین مزدیسنی. نگارنده این کتاب را به پسر کشته‌شده‌اش شاهرخ تقدیم کرده‌است

یکی از خوانین یزد قرآن تذهیب شده‌ای خوش جلدی داشته که ابوالحسن حائری‌زاده آن را گرفته و از طریق ارباب کیخسرو به کتابخانه مجلس هدیه نموده بود. تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ نمایندگان مجلس شورای ملی در آغاز هر دوره مجلس به این قرآن قسم می‌خوردند و همین امر، دستمایه شاعری طنزپرداز شده بود.[۴۷]

حائری‌زاده که قرآن خوانین را برد نزد کیخسرو، در پارلمانش بسپرد
گفت با جمع وکیلان که پی حفظ وطن با همین مصحف «قاچاق» قسم باید خورد

توبه‌نامه باب[ویرایش]

دعوت از زرتشتیان برای گرویدن به آئین بهائی، نقطه آغاز اختلاف ارباب کیخسرو با بهائیان و اردشیر جی بود. دامنه این اختلاف به جامعه زرتشتیان و ارباب جمشید جمشیدیان نیز رسید. این اختلافات در مقطعی از زمان حتی باعث تهدید ارباب کیخسرو شد.[۴۸]

با تاسیس کتابخانه مجلس، اصل توبه‌نامه علی‌محمد باب به دست ارباب کیخسرو افتاد. او زرتشتیان را از پیوستن به آئین بهائی منع می‌کرد و از رهبران آن بیزاری می‌جست. هنگامی که یکی از فرزندان وی در سفر به اروپا در کالسکه پرنس ارفع به‌دست اشرار در نزدیکی ایزدخواست کشته شد، عباس افندی درباره او نوشت: «... رسوایی کیخسرو کرمانی، آن نیز اگر اندکی هوش و دانش داشت البته متنبه و متذکر می‌شد که اسباب خدائی بود...»[۴۹]

به هرحال توبه‌نامه باب به‌دست ارباب کیخسرو در کتابخانه مجلس ضبط شده و او شرحی درباره چگونگی به‌دست‌آمدن آن به خط خود نوشته و بر روی صندوق محل نگهداری توبه‌نامه الصاق کرد.[۵۰]

کتاب‌ها[ویرایش]

  • پیشگویی‌های زرتشت
  • آینه ی آیین مزدیسنی[۵۱]
  • زرتشت، پیامبری که از نو باید شناخت[۵۲]
  • فروغ مزدیسنی[۵۳]
  • آئین‌نامه زرتشتیان[۵۴]
  • یادداشت‌های کیخسرو شاهرخ(اتوبیوگرافی به زبان انگلیسی نگارش سال ۱۳۱۷ در آلمان)[۵۵] ویرایش به‌وسیله نوه او شاهرخ شاهرخ[۵۶]

پانویس[ویرایش]

  1. منصوره تدین‌پور، ۲.
  2. منصوره تدین‌پور، ۲.
  3. غلامحسین صدری‌افشار، ۴۰۷.
  4. منصوره تدین‌پور، ۲.
  5. غلامحسین صدری‌افشار، ۴۰۷.
  6. منصوره تدین‌پور، ۲.
  7. غلامحسین صدری‌افشار، ۴۰۷.
  8. منصوره تدین‌پور، ۲.
  9. فاطمه‌بیگم روح‌الامینی، ۶۴.
  10. منصوره تدین‌پور، ۲.
  11. منصوره تدین‌پور، ۲.
  12. غلامحسین صدری‌افشار، ۴۰۷.
  13. غلامحسین صدری‌افشار، ۴۰۷.
  14. بیات ستاریان، 14.
  15. زهرا صادقی، 202.
  16. منصوره تدین‌پور، ۴.
  17. جواد شیخ‌الاسلامی، ۶۵۸.
  18. امیر هاشمی‌مقدم، ۶۵.
  19. پرویز شهریاری، ۴.
  20. خاطرات وحید.
  21. منصوره تدین‌پور، ۲-۴.
  22. پروین شاهرخ.
  23. Malcolm Yapp، Paul Preston و Michael Patridge، ۱۹۳.
  24. پروین شاهرخ.
  25. منصوره تدین‌پور، ۴.
  26. پروین شاهرخ.
  27. پروین شاهرخ.
  28. منصوره تدین‌پور، ۴.
  29. جلال متینی، ۳۵.
  30. منصوره تدین‌پور، ۴.
  31. shahroukh shahroukh و Rashna Writer.
  32. غلامحسین صدری‌افشار، ۴۰۷.
  33. منصوره تدین‌پور، ۴.
  34. ابوالفضل قاسمی، ۳۹۹.
  35. بیات ستاریان، 14.
  36. مظفر شاهدی، 86.
  37. الهام ملک‌زاده، ۲۳۳.
  38. مراسم بزرگداشت ارباب کیخسرو شاهرخ، خبرگزاری فارس
  39. غلامحسین صدری‌افشار، ۴۰۷.
  40. منصوره تدین‌پور، ۴.
  41. Suad Joseph و Afsaneh Najmabadi، ۸۰۳.
  42. منصوره تدین‌پور، ۴.
  43. بررسی‌های تاریخی, ۸۰.
  44. آینده, ۱۳۸.
  45. عیسی صدیق، ۱۰۴۴.
  46. طهمورث‌زاده کرمانی، ۱۴۳-۱۴۴.
  47. سیدحسن امین، ۱۱۸.
  48. حسین آبادیان، ۱۵۲-۱۵۵.
  49. احسان‌اله شکراللهی‌طالقانی، ۱۷۳.
  50. احسان‌اله شکراللهی‌طالقانی، ۱۷۳.
  51. غلامحسین صدری‌افشار، ۴۰۷.
  52. ماهنامه چیستا, ۲۶۷.
  53. محمدمهدی خدیوی‌زند، ۵۹.
  54. منصوره تدین‌پور، ۴.
  55. غلامحسین صدری‌افشار، ۴۰۷.
  56. shahroukh shahroukh و Rashna Writer.

منابع[ویرایش]

  • Shahroukh, Kikhusraw and Shahrokh Shahrokh. Rashna Writer. ed. The memoirs of Keikhosrow Shahrokh (Book, 1994). New York: The Edwin Mellen Press, 1994. 230. ISBN ‎ISBN 978-0-7734-9135-9. Retrieved 13 بهمن 1390. 
  • Najmabadi, Afsaneh and Suad Joseph. Encyclopedia of Women & Islamic Cultures: Family, law, and politics. vol. 2. New York: Brill Academic Publishers, 2005. 837. ISBN ‎ISBN 978-90-04-12818-7. 
  • شاهرخ، پروین. «به مناسبت سالگرد زایش و مرگ کیخسرو شاهرخ». تارنمای خبری زرتشتیان، ۲۰۰۹. بازبینی‌شده در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰. 
  • Patridge, Michael and Paul Preston. Malcolm Yapp. British documents on foreign affairs. US: University Publications of America, 1997. 664. ISBN ‎ISBN 978-1-55655-671-5. 
  • صدری‌افشار، غلامحسین. «نقد کتاب خاطرات ارباب کیخسرو شاهرخ». ماهنامه چیستا (تهران)، ش. ۲۰۴ و ۲۰۵ (دی و بهمن ۱۳۸۲). 
  • طهمورث‌زاده کرمانی. «ارباب شهریار راوری». ماهنامه یغما (تهران)، ش. ۷۱ (خرداد ۱۳۳۳). 
  • تدین‌پور، منصوره. «مجلس انس (ارباب کیخسرو شاهرخ بنیانگذار کتابخانه مجلس)». ماهنامه پیام بهارستان- نشریه داخلی کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی (تهران: مجلس شورای اسلامی)، ش. ۳ (خرداد ۱۳۸۰). 
  • ملک‌زاده، الهام. «وضعیت امور خیریه تهران در دوره مشروطیت». فصلنامه علمی-پژوهشی گنجینه اسناد (تهران)، ش. ۶۲ (تابستان ۱۳۸۵). doi:ISSN: 1023-3652. 
  • و، س. «انتخابات زردشتیان». دوماهنامه خاطرات وحید:گوشه‌هایی از تاریخ معاصر ایران (تهران)، ش. ۲۰ (خرداد ۱۳۵۲). 
  • قاسمی، ابوالفضل. «سیاستمداران ایران در اسناد محرمانه وزارت خارجه بریتانیا (بخش دهم)». ماهنامه سیاسی-ادبی آینده (تهران) ۱۹، ش. ۴-۶ (تابستان ۱۳۷۲). 
  • آبادیان، حسین. «ریپورترها و تحولات تاریخ معاصرایران». فصلنامه مطالعات تاریخی (تهران)، ش. ۲ (بهار ۱۳۸۳). 
  • «نظری به اوضاع و اخبار». آینده (تهران)، ش. ۲ (شهریور ۱۳۰۴). 
  • صدیق، عیسی. «چگونه آرامگاه فردوسی بوجود آمد؟». ماهنامه وحید (تهران)، ش. ۱۸۸ (بهمن ۱۳۵۴). 
  • شیخ‌الاسلامی، جواد. «سیمای احمد شاه قاجار بعد از گذشت نیم قرن (۱۲)». ماهنامه یغما (تهران)، ش. ۳۲۹ (بهمن ۱۳۵۴). 
  • شهریاری، پرویز. «اشاره - نکته‌هایی دربارهٔ انقلاب مشروطه». ماهنامه چیستا (تهران)، ش. ۲۲۱ (مهر ۱۳۸۴). 
  • هاشمی‌مقدم، امیر. «بازتاب: نسل کشی بزرگ در تاریخ معاصر (قحطی بزرگ)». ماهنامه کتاب ماه تاریخ و جغرافیا (تهران)، ش. ۱۲۶ (آبان ۱۳۸۷). 
  • «شمه‌ای از پیشینه امور باستان شناسی در ایران». دوماهنامه بررسی‌های تاریخی (تهران: نشریه ستاد بزرگ ارتشتاران- کمیته تاریخ نظامی)، ش. ۶۵ (مهر و آبان ۱۳۵۵). 
  • امین، سیدحسن. «سوگند در ایران و اسلام». ماهنامه کانون. ۴۸ (تهران) ۲، ش. ۵۶ (اردیبهشت و خرداد ۱۳۸۴). 
  • «کتاب‌هایی که به دفتر چیستا رسیده است». ماهنامه چیستا (تهران)، ش. ۱۹۲و۱۹۳ (آبان و آذر ۱۳۸۱). 
  • روح‌الامینی، فاطمه‌بیگم. «مدارس کرمان در دوره مشروطه». فصلنامه گنجینه اسناد (تهران)، ش. ۶۶ (تابستان ۱۳۸۶). 
  • متینی، جلال. «دکتر محمد مصدق در دوره‌های پنجم و ششم مجلس شورای ملی (۲)». فصلنامه ایران شناسی (تهران)، ش. ۵۳ (تابستان ۱۳۸۱). 
  • خدیوی‌زند، محمدمهدی. «ایران باستان و روان‌درمانی». فصلنامه تازه‌های رواندرمانی(هیپنوتیزم) (تهران)، ش. ۵۹ (بهار و تابستان ۱۳۷۹). 
  • ستاریان، بیات. «نقش زرتشتیان در انقلاب مشروطیت ایران». ماهنامه رشد آموزش تاریخ (تهران: سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزش)، ش. ۱۶ (بهار و تابستان ۱۳۷۹). 
  • صادقی، زهرا. «نقش کمپانی زیمنس در توسعه صنعتی ایران (۱۲۸۴ - ۱۳۶۰ ق / ۱۲۴۶ - ۱۳۲۰ ش)». فصلنامه تاریخ روابط خارجی (تهران: مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه)، ش. ۳۳ (زمستان ۱۳۸۶). 
  • شاهدی، مظفر. «انتخابات و مجالس دهه ۱۳۲۰ ش از نگاه ادبیات سیاسی منظوم». فصلنامه مطالعات تاریخی (تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی)، ش. ۲۳ (زمستان ۱۳۸۷).