میرزا حسن مستوفیالممالک (۱۳ مهر ۱۲۵۴ برابر ۵ رمضان ۱۲۹۲ ه. ق.[۱] آشتیان - ۶ شهریور ۱۳۱۱ تهران)، معروف به «آقا»، سیاستمرد ایرانی و چند دوره نخستوزیر ایران در دورهٔ قاجار و دورهٔ رضاشاه بود.
میرزا حسن فرزند میرزا یوسف آشتیانی بود. خاندان او بیش از یک قرن مقام و لقب مستوفیالممالکی (وزیر دارائی) داشتند.[۲] تحصیلات را در خانه و زیر نظر معلمین خصوصی آغاز کرد. در سال ۱۳۰۱ از طرف شاه لقب مستوفیالممالک گرفت و دوسال بعد، پس از درگذشت پدرش، تمام مشاغل میرزا یوسف را به ارث برد. میرزا هدایتالله وزیر دفتر (پسر عموی پدرش) پیشکاری او را در اداره امور برعهده داشت.[۲] مستوفی در هنگام درگذشت میرزا یوسف، بیش از دوازده سال نداشت ولی شاه به احترام پدرش او را «آقا» خطاب میکرد.[۳]
او در سال ۱۳۱۸ (مصادف با ۱۲۸۰ هجری خورشیدی) به اروپا رفت. این سفر هفت سال به طول انجامید.[۴]
پس از پیروزی انقلاب مشروطه به دعوت میرزا علی اصغرخان امین السلطان به ایران بازگشت و جمعیتی به نام مجمع انسانیت تشکیل داد و به همراه محمد مصدق به فعالیت سیاسی پرداخت.[۲] در همین زمان به وزارت جنگ نیز منصوب شد و پس از قتل اتابک در چند کابینه دیگر نیز این سمت را حفظ کرد. پانزده روز پیش از به توپ بستن مجلس شورای ملی از وزارت جنگ استعفا داد. مدتی مجددا وزیر جنگ و مدتی وزیر دربار احمدشاه بود. در سال ۱۲۸۸ هجری خورشیدی در نخستین کابینه محمد ولی خان تنکابنی به وزارت مالیه منصوب شد.
مستوفیالممالک نخستین بار در مرداد سال ۱۲۸۹ رئیسالوزرای ایران شد و تا دی ماه همین سال سه کابینه تشکیل داد.
پنجمین و آخرین دوره نخستوزیری او در دوران قاجاریه، از ۲۵ بهمن ۱۳۰۱، در حدود دو سال بعد از کودتای ۱۲۹۹ آغاز شد. رضا خان که در کابینههای بعد از کودتا وزیر جنگ بود در دولت مستوفیالممالک نیز همین سمت را داشت. با قدرت یافتن رضا خان که خود داوطلب مقام نخست وزیری بود، مستوفیالممالک در خرداد ۱۳۰۲ استیضاح مدرس را از وزیر خارجه (محمدعلی فروغی) بهانه کرد و استعفا داد. بخشی از سخنرانی او در پاسخ مدرس مشهور است:
... میدانم فترت در پیش است و ایام فترت دوره برهکشی است و داوطلب صدارت زیاد. آقایان میدانند معده ضعیف من تحمل خوردن گوشت ندارد. وانگهی در این ایام کسی باید سرکار بیاید که آجیل بگیرد و آجیل بدهد. من که آجیلگیر نیستم ناچار به کسی آجیل نمیدهم...
مستوفی در انتخابات مجلس ششم نماینده مجلس شد ولی با شروع جریان تغییر سلطنت قاجار در مجلس حضور نیافت. رضا شاه کمی بعد از تاجگذاری در اردیبهشت ۱۳۰۵ مستوفیالممالک را به نخستوزیری انتخاب کرد. مستوفیالممالک روز ۲۲ خرداد ۱۳۰۵ اعضای کابینه خود را به رضا شاه معرفی کرد.
ششمین و آخرین دوره نخستوزیری مستوفیالممالک قریب یک سال به طول انجامید. ایجاد تشکیلات نوین دادگستری، الغاء کاپیتولاسیون و مقدمات احداث راه آهن سرتاسری ایران در دوران زمامداری او انجام گرفت.
مستوفی در ظهر روز یکشنبه ۶ شهریور ۱۳۱۱ (۲۴ ربیعالثانی ۱۳۵۱) در خانه سردارفاخر حکمت در نزدیکی امامزاده قاسم شمیران، به دلیل سکته قلبی[۲] درگذشت. جنازه او از اختیاریه تا ونک تشییع شد و در آرامگاه خانوادگی مستوفیالممالک در ونک به خاک سپرده شد.[۵]
مستوفی به شکار علاقه بسیار داشت و بیشتر ثروت کلانی را که از پدر و عمهاش به ارث برده بود، در راه شکار و سفر هفت سالهاش به اروپا خرج کرد.[۶] مستوفی بخش بزرگی از املاک پدری خود را وقف کرد و از جمله باغاتی را در ونک برای احداث دانشگاه برای دختران اختصاص داد. «مدرسه عالی دختران» که بعدها دانشگاه الزهرا نام گرفت، در این زمینها ساخته شد.[۷] مستوفی زبان فرانسه را به خوبی میدانست و مانند پدرش درویش مسلک بود. رفتار بزرگمنشانه و گرایشهای ملی او را نزد عموم طبقات مردم محبوب ساخته بود.[۲][۵]
مستوفی در جوانی با عصمتالملوک معیری دختر دوستمحمدخان معیرالممالک و عصمتالدوله (دختر ناصرالدینشاه) ازدواج کرد و صاحب سه پسر و دو دختر شد. پسران میرزا کاظم، میرزا یوسف، میرزا علی و دختران، عفتالملوک و عزتالملوک نام داشتند. عفتالملوک و میرزا یوسف در هنگام حیات پدر درگذشتهاند. مستوفی پس از بازگشت از اروپا همسران متعدد اختیار کرد و از یازده تن از آنان صاحب نوزده فرزند شد. دو تن از دختران او با دوتن از پسران دوستعلی معیری (معیرالممالک) ازدواج کردند.[۸] در دوران رضا شاه فرزندان مستوفی نامخانوادگی «مستوفیالممالکی» را برگزیدند.[۹]
حسن مستوفی (اولین نفر، ایستاده از سمت راست) به همراه خانوادهاش در فرودگاه شخصی در
دوشان تپه
جستارهای وابسته [ویرایش]
پیوند به بیرون [ویرایش]
|
رئیسان مجلس شورای ملی ایران |
|
| دورهٔ اول - دورهٔ سوم |
|
|
| دورهٔ چهارم - دوره نهم |
|
|
| دورهٔ دهم - دورهٔ شانزدهم |
|
|
| دوره هفدهم - دورهٔ بیستم |
|
|
| دوره بیست و یکم - آخرین دوره |
|
|