محمدتقی پسیان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
محمدتقی خان پسیان
Colonel pesian.JPG
محل تولد محله سرخاب تبریز
تاریخ تولد ۱۲۷۰ خورشیدی
محل مرگ قوچان
تاریخ مرگ ۹ مهر ۱۳۰۰
غره صفر ۱۳۴۰ (قمری)
لقب کلنل پسیان
تابعیت ایران ایرانی
درجه سرهنگ
فرماندهی فرمانده ژاندارمری خراسان
جنبش مشروطه
Constitutional forces in Tabriz.jpg
گروهی از مشروطه‌طلبان
شاهان قاجار
نام

دورهٔ پادشاهی

آقامحمد خان

فتحعلی شاه
محمدشاه
ناصرالدین شاه
مظفرالدین شاه
محمدعلی شاه

احمدشاه

۱۱۷۵-۱۱۶۱
۱۲۱۳-۱۱۷۶
۱۲۲۶-۱۲۱۳
۱۲۷۵-۱۲۲۶
۱۲۸۵-۱۲۷۵
۱۲۸۸-۱۲۸۵

۱۳۰۴-۱۲۸۸
نخست‌وزیران قاجار

قائم مقام فراهانی
حاجی میرزا آقاسی
امیر کبیر
میرزا آقا خان نوری
علی‌اصغرخان اتابک
عین‌الدوله
مشیرالدوله
مشیرالدوله پیرنیا
مستوفی‌الممالک
صمصام‌السلطنه بختیاری
سپهدار تنکابنی
قوام‌السلطنه
وثوق‌الدوله

فتح‌الله اکبر
احزاب و گروه‌ها

انجمن‌های جنبش مشروطه
زنان در جنبش مشروطه
مراجع ثلاث
انجمن صفاخانه
سوسیال دموکرات‌ها، اجتماعیون عامیون
کمیته ستار
مرکز غیبی
اعتدالیون
انجمن اخوت
انجمن مخدرات وطن
جامع آدمیت
کمیته مجازات
حزب دموکرات، عامیون
حزب کمونیست ایران
انجمن مقدس ملی اصفهان
شرکت اسلامیه

انجمن اسلامیه
رویدادهای مهم

قاجار
قیام تنباکو
قرارداد رژی
تحصن شاه‌عبدالعظیم (۱۲۸۴)
اشغال تبریز (۱۲۹۰)
جنبش مشروطه
فرمان مشروطیت
استبداد صغیر
فتح تهران
جنبش جنگل
ایران جنگ جهانی اول
کودتای ۱۲۹۹
انحلال سلسله قاجار

قانون اساسی مشروطه
کتاب ها

مقیم و مسافر
تاریخ دخانیه

تنبیه‌الامة و تنزیه‌الملة

کلنل محمدتقی خان پسیان (۱۲۷۰ تبریز - ۱۳۰۰ ش قوچان) از نظامیان اواخر دورهٔ قاجاریه و اولین ایرانی بود که دوره آموزش خلبانی دید.

کودکی[ویرایش]

محمدتقی معروف به کلنل محمدتقی خان پسیان در سال ۱۲۷۰ ش. در تبریز زاده شد.[۱] رستم بیگ جد خاندان پسیان بعد از عهدنامه ترکمنچای و جدایی شهرهای قفقاز از ایران زندگی زیرسلطه بیگانگان روس را برنتابید و به تبریز مهاجرت کرد. رستم بیگ و پدر محمدتقی یاور محمد باقرخان روابط نزدیکی با مقامات با نفوذ تبریز از جمله میرزاتقی خان امیرکبیر داشتند. فرزندان رستم بیگ همگی از مقامات نظامی بودند و بعضی چون علیقلی و غلامرضا در جنگ با انگلیس در شیراز کشته شدند. محمدتقی در منزل و مدرسه لقمانیه تبریز به تحصیل علوم و زبان‌های خارجی پرداخت و در پانزده سالگی به مدرسه نظام تهران راه یافت.

خدمت نظام[ویرایش]

سال ۱۲۹۴

پنج سال در این مدرسه آموزش دید و در سال آخر تحصیل از سوی وزارت جنگ با درجه ستوان دومی خدمت ژاندارمری درآمد. پس از دو سال خدمت به درجه سروانی ارتقا یافت. در ۱۲۹۱ ش با سمت معلم و مترجم در مدرسه ژاندارمری یوسف آباد به کار خود ادامه داد. سپس به عنوان فرمانده گروهان به مأموریت همدان اعزام شد. بعد از برقراری امنیت راه همدان به تهران بازگشت و با اتمام دوره به درجه سرگردی ارتقا یافت و به پاس موفقیت در مأموریت همدان از وزارت جنگ مدال طلای نظامی گرفت.

هم‌زمان با انتصاب او به فرماندهی گردان همدان جنگ جهانی اول آغاز شد. با تشکیل دولت مهاجرین در صف مقدم وطن خواهان حکومت مهاجرین قرار گرفت و در ۱۲۹۴ ش حمله معروف «مصلی» به روس‌ها حمله کرد و ضمن شکست دادن و خلع سلاح آنها همدان را از منطقه نفوذ نیروهای روسیه خارج ساخت. پسیان و یاور عزیزالله خان ضرغامی دفاع از همدان را در مقابل هجوم قوای روسی سازماندهی کردند اما به سبب برتری کمی و کیفی ارتش روسیه ناگزیر از عقب نشینی به کرمانشاه شدند.

در آنجا به سبب عدم اتحاد و کمبود اسلحه پیروزی غیرممکن شد و نیروهای وطن خواه به سرزمین عثمانی پناه بردند. پس از این ناکامی پسیان از فرماندهی قوا کناره گیری کرد و برای درمان به آلمان رفت. در آلمان تحصیلات نظامی را ادامه داد نخست در نیروی هوایی آلمان و سپس در پیاده‌نظام به تحصیل و تمرین همت گمارد.

اولین هوانورد ایران[ویرایش]

محمدتقی پسیان نه تنها صاحب قلم و دارای قریحه هنری و ذوق ادبی بود بلکه نخستین هوانورد ایرانی است که در کشور آلمان ۳۳ بار به هوانوردی پرداخته و می‌خواست این هنر را در ایران به جوانان آموزش دهد.

سیدعلی آذری در فصلی از کتابش زیر عنوان «اولین هوانورد ایرانی در آسمان آلمان» می‌نویسد:

در آن دورانی که از آثار و اختراعات حیرت انگیز و شگفت آور اروپا فقط معدودی اتومبیل در کشور ما راه یافته بود و در آن موقع که از تعمیرات جزئی آن هم عاجز بودیم، کلنل محمدتقی خان پسیان فرزند لایق ایران که نبوغ در سیمای آن پدیدار است، در صفوف لشکریان آلمان با طی ادوار صنوف مختلف، کار زمین را تا حد ممکن ساخت و با عظمت روحی به کار آسمان پرداخت...

... در تمام پروازهایش نگاهش را به سوی آسمان ایران معطوف ساخته و آرزو داشت مکانیسم هوانوردی را که خود طی کرده بود در کشور خود آموزش داده و هنر هواپیمابری را در آسمان کشور خویش نمایان سازد و جوانان وطن را در این کار آموزش و پرورش دهد.

خود کلنل در این زمینه می‌نویسد:

... برای این که هیچ دخالتی در کارها نداشته باشم و ضمناً وقت خود را بی‌خود نگذرانده باشم، با اینکه ضعف اعصاب و چشم و کلیتا علت مزاج مانع از قبول در خدمت هوانوردی بود به تصور حصول مقصود داخل خدمت شدم (دهم شعبان ۱۳۳۶) لیکن پس از ختم شناسایی مکانیکی و ۳۳ مرتبه طیران، سخت مریض شده و نتوانستم تعقیب نمایم.

هم چنین تندیس از ماکت هواپیما و پیکره محمدتقی خان پسیان به عنوان اولین خلبان ایرانی توسط شهرداری تبریز در سال ۱۳۸۷ در سه راهی فرودگاه بین‌المللی تبریز رونمایی شد.

خدمت در خراسان[ویرایش]

به دنبال تغییر اوضاع و پایان گرفتن جنگ جهانی اول در ۱۲۹۷ ش به ایران بازگشت. در همان سال و به دنبال سقوط دولت وثوق الدوله دوباره به خدمت ژاندارمری دعوت شد و به درجه کلنلی (سرهنگی) ارتقا یافت و در دولت مشیرالدوله به فرماندهی ژاندارمری خراسان منصوب گردید.

مأموریت او با والی گری قوام السلطنه در خراسان مصادف بود. کلنل با هدف ساماندهی ژاندارمری خراسان مأموریت خود را آغاز کرد اما پس از چهار ماه فعالیت برای اصلاح امورمالی و اداری ژاندارمری به سبب کمبود منابع مالی و کارشکنی قوام با ناکامی روبرو شد. وی همچنین به بهانه مقابله با هجوم احتمالی بولشویک‌ها به تشکیل نیرویی ملی در کنار نیروی ژاندارمری اقدام کرد.

کلنل روز ۱۳ فروردین ۱۳۰۰ والی را بازداشت کرد و تحت‌الحفظ به تهران اعزام داشت. روز بعد سیدضیاء کلنل را به سمت والی نظامی خراسان منصوب کرد. پانزدهم فروردین در مشهد حکومت نظامی اعلان شد و به دنبال آن در مدتی اندک عشایر خراسان سرکوب شدند. محمدتقی خان بدهی مالیاتی قوام السلطنه را با ضبط اقلام هنگفتی از اموال و املاک او وصول کرد، بهای نان و گوشت را کاهش داد و مواجب عقب افتاده افراد نظامی را پرداخت؛ همچنین رسیدگی به سوءاستفاده‌های متولیان آستان قدس و قوام السلطنه را آغاز کرد.

حکومت سیدضیاءالدین بیش از سه ماه طول نکشید و در ۴ خرداد ۱۳۰۰ فرمان عزل او صادر و به همه ایالات مخابره شد. ده روز بعد قوام السلطنه که ظاهراً در زندان حکم صدارت خود را دریافت کرده بود کابینه خود را به حضور شاه معرفی کرد. امور استحفاظی و انتظامی مرکز و حومه به سردارسپه سپرده شد. پیشتر در ۷ خرداد ۱۳۰۰ فرمان تلگرافی شاه به خراسان رسیده بود که بنابر آن کلنل در فرماندهی قوای نظامی خراسان باقی می‌ماند ولی از دخالت در امور حکومتی منع می‌گردید.

در ۱ مرداد ۱۳۰۰ نجدالسلطنه استعفا کرد و کلنل به استقلال به حکومت پرداخت. دولت نجف قلی خان صمصام السلطنه بختیاری را به ولایت خراسان منصوب کرد و او ضمن تلگرام مورخ ۹ مرداد ۱۳۰۰ کلنل را تا ورود خود به سمت کفیل ایالت تعیین کرد. کلنل ضمن اظهار اطاعت تصریح کرد که اعتقاد و اطمینانی به رئیس‌الوزرا ندارد و به همین دلیل حاضر به قبول هیچ خدمتی نیست و نمی‌تواند «با داشتن ا قتدار ظلم را دیده و چشم پوشی» کند. صمصام السلطنه با تضمین شرافت ایلاتی نسبت به کلنل ابراز اعتماد و از خدمات او قدردانی کرد و کلنل در پاسخ «تشریف فرمایی» صمصام السلطنه را موجب امیدواری دانست.

در حالی که ابراز اعتماد کلنل نسبت به صمصام السلطنه آرامشی در مشهد پدید آورده بود ناگهان صمصام کنار رفت و کلنل گلیروپ رئیس ژاندارمری به خراسان وارد شد. اما محمدتقی خان از آنجا که احساس خطر می‌کرد که کلنل گلیروپ او را عزل کند گلیروپ را به تهران بازگرداند. در خراسان نیز قبایل و عشایر از حکومت ناراضی بودند و فرمانبردار نبودند. پس از بازگرداندن گلیروپ به تهران از اواخر مرداد ۱۳۰۰ روابط کلنل با حکومت مرکزی به بن‌بست رسید.

کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹[ویرایش]

پس از کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ و روی کار آمدن دولت سیدضیاءالدین طباطبایی، کلنل محمدتقی خان پسیان طبق دستور رئیس دولت اقدام به دستگیری قوام‌السلطنه کرد (۱۳ فروردین ۱۳۰۰) و او را تحت‌الحفظ به تهران فرستاد، اما پس از مدتی سید ضیاءالدین متواری شد و قوام‌السلطنه خود به نخست‌وزیری رسید و کشمکش میان کلنل و قوام شروع شد. قوام‌السلطنه نجدالسلطنه را به حکومت خراسان گمارد. اما کلنل که از حکومت قوام‌السلطنه بیمناک شده بود به فکر طغیان افتاد و مصمم گردید که خود زمام امور خراسان را در دست بگیرد. بدین نیت هنوز چند روزی از کفالت نجدالسلطنه نگذشته بود که بدون بهانه و بی مقدمه شخص نامبرده را توقیف کرده، اداره حکومتی را خود در دست گرفت و جمعی از ارباب نفوذ شهر که مخل امنیت می‌شمرد توقیف و تبعید نمود.

در مرداد ۱۳۰۰ دولت بار دیگر صمصام‌السلطنه بختیاری را به حکومت خراسان منصوب کرد و صمصام‌السلطنه نیز او را طی حکمی به کفالت ایالت خراسان منصوب نمود و با او مدارا نمود.

اما در اواخر مرداد ۱۳۰۰ قوام‌السلطنه با کلنل علناً مخالفت کرد و بدو پیشنهاد نمود تحت شرایط زیر کشور ترک کند: ۱. کلنل حقوق دو ساله خود را برداشته به اروپا مسافرت کند. ۲. محاسبات را ظرف ۱۵ روز بسته و امور ایالت را به تولیت آستانه واگذار نماید. ۳. به کلیه افسران ژاندارم و اهالی محل دولت تأمین دهد. ۴. از طرف دولت به قوای ایلیات توصیه خواهد شد که با کلنل مدارا کرده او را به سرحد برسانند.

اما کلنل این پیشنهاد را نپذیرفت و قوام طی تلگرافهایی برای حاکمان و خوانین منطقه کلنل را یاغی و متمرد خواند و دستور شورش علیه او را صادر کرد. بدین ترتیب سردار معزز والی بجنورد، شجاع‌الملک رئیس ایل هزاره، شوکت‌السلطنه و سید حیدر رؤسای طوایف سریری و سالارخان بلوچ جهت جنگ با کلنل بسیج شدند.

امیر شوکت‌الملک خواهان خاتمه قضیه با صلح و آشتی بود و در حالی که شرایط ملاقاتی را با کلنل در گناباد فراهم نمود، سردار معزز با کردهای قوچان به شهر قوچان حمله کرده ژاندارمری را خلع سلاح نموده و قوچان را متصرف شدند.

پایان کار[ویرایش]

دولت کلنل را یاغی و خودسر معرفی کرد و او نیز مستقلاً به حکومت پرداخت و حتی حزب ملی به کمک او در خراسان تشکیل شد. در این هنگام سردار معزز حاکم بجنورد که پیشتر قول همکاری به کلنل داده بود از همکاری با کودتا سر باززد و کردها را به واکنش واداشت. کردهای قوچان با حمله به بجنورد و خلع سلاح ژاندارم‌ها کنترل شهر خویش را در دست گرفتند. کلنل برای دفع مخالفان شبانه با گروهی از افسران و ژاندارم‌ها به سوی قوچان شتافت و در تپه‌های داوودلی جعفرآباد با ایشان روبرو شد و جنگید.

آرامگاه محمدتقی پسیان در باغ آرامگاه نادرشاه افشار

کمی نفرات و کاهش مهمات کودتاگران و تبحر کردها در نبرد (۹ مهر ۱۳۰۰) عرصه را بر کلنل و قوای ژاندارم تنگ کرد. فرستادگان او برای آوردن مهمات از جعفرآباد به جبهه بازنگشتند و فرمانده خود را تنها و بدون مهمات رها کردند. کلنل یکه و تنها در حالی که محاصره شده بود تا آخرین فشنگی که داشت جنگید و کشته شد. کردهای قوچان پس از نبرد سرش را از تن جدا کردند و به قوچان بردند. به این ترتیب کودتای محمدتقی خان پسیان که از ۱۲ فروردین ۱۳۰۰ شروع شده بود در نهم مهر همان سال پایان گرفت. عارف قزوینی در رثای او تصنیف با ترانه خودسروده «گریه کن که گر سیل خون گری، ثمر ندارد...» را ساخت و در سال ۱۳۰۱ در صحنه گراندهتل اجرا کرد. [روح‌الله خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، انتشارات ماهور]

سنگ قبر[ویرایش]

او در کنار قبر نادرشاه افشار در مجموعهٔ باغ نادری مشهد به خاک سپرده شده‌است که طراحی سنگ مزار وی را هوشنگ سیحون برعهده گرفت. در تشییع جنازه کلنل محمدتقی خان پسیان در سال ۱۳۴۰ ق (۱۳۰۰ ش) عارف قزوینی شعری برای وی سرود.

این سر که نشان حق پرستی‌ست امروز رها ز قید هستی‌ست
با دیدهٔ عبرتش ببینید کاین عاقبت وطن‌پرستی‌ست

سخنان منسوب به وی[ویرایش]

از سخنان محمدتقی پسیان:

مرا اگر بکشند قطرات خونم کلمه ایران را ترسیم خواهد کرد و اگر بسوزانند خاکسترم نام وطن را تشکیل خواهد داد.[۲]

پانویس[ویرایش]

  1. مجتهدی، مهدی. رجال آذربایجان در عصر مشروطیت به کوشش غلامرضا طباطبائی مجد انتشارات زرین ص ۸۲
  2. متولی حقیقی، یوسف، از تبریز تا مشهد، سازمان فرهنگی انتشاراتی شرق ایران، مشهد، چ دوم، ۱۳۸۷.

منابع[ویرایش]

  • علی آذری. قیام کلنل محمدتقی خان پسیان در خراسان. چاپ دوم. افست، ۱۳۲۹. 
  • پرویز افسر، تاریخ ژاندارمری ایران، قم ۱۳۳۲
  • علی آذری. قیام کلنل محمدتقی خان پسیان در خراسان.  ص ۵۰۰
  • کلنل محمدتقی خان پسیان. چاپ برلین.  ص ۳۲
  • صمد سرداری نیا. تبریز شهر اولین‌ها. چاپ سوم. اختر.  ص ۴۴۸

پیوند به بیرون[ویرایش]