فوزیه و محمدرضا پهلوی
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
محمدرضا پهلوی ولیعهد ایران و فوزیه بنت فواد شاهزاده مصری در سال ۱۳۱۷ با هم ازدواج کردند. این ازدواج در نهایت مدتی پس از به سلطنت رسیدن محمدرضا به طلاق میانجامد.
محتویات |
انتخاب فوزیه[ویرایش]
در سال ۱۳۱۷ مسئله ازدواج محمدرضا پهلوی و فوزیه بنت فواد مطرح گردید. او زیبایی چشمگیری داشت که حتی نظر هالیوود را نیز به خود جلب کرده بود.[نیازمند منبع] خانواده اش ترکیبی از نژادهای مصری، آلبانیایی و فرانسوی بود[نیازمند منبع]و مهمتر از همه، خانواده او نیز همچون پهلویها به انگلستان وامدار بود.[نیازمند منبع]فوزیه و محمدرضا سه سال قبل ملاقاتی کاملا تصادفی و بسیار کوتاه در سوئیس داشتند.[نیازمند منبع][۱]
قانون اساسی[ویرایش]
بزرگترین مشکل برای این ازدواج، اصل سی و هفتم متمم قانون اساسی ایران بود که بر اساس آن مادر ولیعهد الزاما باید ایرانی تبار میبود. مجلس در اقدامی بی سابقه نه تنها به فوزیه تابعیت ایران داد، بلکه او را ایرانی تبار نامید.[۱] [۲]
ازدواج[ویرایش]
مراسم خواستگاری بلافاصله توسط نمایندگان ویژه پیگیری شد و محمدرضا برای اجرای مراسم عقد کنان به مصر رفت. کاخ قبه برای اقامت او وهمراهان در نظر گرفته شد. محمدرضا به همراه فوزیه، نازلی (مادر زنش) و هیات همراه در فروردین ماه ۱۳۱۸ به تهران بازگشت. اقامت کوتاه خانواده فوزیه در تهران موجب بروز چالشهایی با رضاشاه شد.[نیازمند منبع] [۱]
در تاریخ ۱۵ مارس ۱۹۳۹ میلادی، محمدرضا پهلوی با شاهدخت فوزیه فؤاد، در کاخ عابدین ازدواج کرد. پس از ازدواج، رابطه رضا با عروسش بسیار خوب بود. به طوری که بجز در سفر، هیچگاه بدون حضور وی نهار خانوادگی نخورد.[نیازمند منبع] شمس نیز زیاد مراعات فوزیه را میکرد. ولی رابطه اشرف با عروس جدید چندان دوستانه نبود.[نیازمند منبع] [۱][۳]
طلاق[ویرایش]
فوزیه به فعالیتهای اجتماعی چندان علاقهای نداشت.[نیازمند منبع] روابط او نیز منحصر به میهمانیهای پر تکلف درباری بود.[نیازمند منبع] تنها میهمانانی که مرتبا به دعوت فوزیه به کاخ میآمدند، سفیر مصر و همسرش بودند.[نیازمند منبع] اولین فرزند محمدرضا برخلاف توقعات،[نیازمند منبع] دختر شد و نام او را شهناز پهلوی (بعدها همسر اردشیر زاهدی) گذاشتند. [۱][۳]
با درگذشت رضاشاه در آفریقای جنوبی، جسد وی از مسیر مصر به تهران آمد. جنازه برای مدتی(تا زمان آماده شدن آرامگاه شاه عبدالعظیم) در مسجد رفاعی به امانت گزارده شد. در این مدت شمشیر جواهر نشان و مدالهای وی به سرقت رفت. همه مطلع بودند که ملک فاروق به چنین چیزهایی برای تکمیل کلکسیونهای شخصی اش نیاز و علاقه فراوانی دارد.[نیازمند منبع] این ماجرا و رابطه عاشقانه اشرف با یکی از مخالفان رژیم خدیوی مصر، نقطه آغاز درگیریهای لفظی، توهینها و تحقیرها به فوزیه بود.[نیازمند منبع][۱] فوزیه ظاهرا برای استراحت و تمدد اعصاب به مصر رفت و دیگر هیچگاه بازنگشت. محمدرضا به طور غیابی وی را طلاق داد. [۱] [۳]
متن نامه درخواست طلاق فوزیه[ویرایش]
همسر عزیزم
از عالیجناب سفیر مصر در ایران شنیدم که شما مایل هستید مستقیما از طرف من بشنوید که مایل به پایان دادن به زندگی زناشوئی خود هستم… در حقیقت من چنین تصمیمی را گرفتهام و به سفیر شما در مصر اطلاع دادهام و این یادداشت تاکیدی است بر این تصمیم نهایی من…
ازدواج ما، برای اعلیحضرت و من، آن سعادتی را که حق هر دوی ماست، به ارمغان نیاورد و بعد از تفکر زیاد به این نتیجه رسیدم که تنها طلاق است که میتواند سعادت ما را به صورت جداگانه تامین کند. از شما درخواست میکنم موافقت کنید نقطه پایانی را به این وضع که ادامه بیشتر آن امکان ندارد، بگذاریم. من میدانم که طلاق برای هر دوی ما دردآور است ولی ما باید در راه کشورهای خود فداکاری کنیم. اعلی حضرت میتوانند همیشه در انتظار دوستی صادقانه اینجانب باشند. از درگاه خداوند خواهان سعادت آن اعلی حضرت و رفاه کشورتان هستم.
امضاء : فوزیه احمد فواد[نیازمند منبع]
متن اعلام طلاق از طرف شاه[ویرایش]
متن اعلام طلاق از دربار ایران که محمدرضا خود شخصاً از رادیو برای ملتش خواند :
سه سال پیش علیا حضرت ملکه فوزیه بنا به دلایل پزشکی ایران را ترک گفتند و اخیرا تقاضای طلاق کردهاند، زیرا اقامت معظم لها در تهران برایشان از نظر سلامت جسمانی مضر است. در اجابت به این درخواست، ما محمدرضا پهلوی شاهنشاه ایران طلاق خود را از همسرم علیاحضرت فوزیه اعلام میکنیم… این طلاق در روابط ایران و مصر اثری نخواهد داشت، بلکه این روابط بهتر از گذشته خواهد بود.
منابع[ویرایش]
|
|||||||||||||||||||||||||