میرزا آقاخان نوری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
میرزا آغاخان نوری
صدراعظم قاجاریان
پادشاه ناصرالدین‌شاه
پس از امیرکبیر
پیش از میرزا جعفر خان مشیرالدوله
اطلاعات شخصی
تولد ۱۱۸۶ خورشیدی
،
مرگ ۲۸ اسفند ۱۲۴۳
قم،
ملیت  ایران
فرزندان حاجی واشنگتن
پیشه سیاستمدار
دین اسلام
توطئه قتل امیرکبیر
عهدنامه پاریس

میرزا آغاخان نوری (زاده ۱۱۸۶ - درگذشته ۱۲۴۳ ش) مشهور به اعتمادالدوله دومین صدراعظم ناصرالدین شاه قاجار بود.

زندگی نامه[ویرایش]

کودکی[ویرایش]

میرزا نصرالله خان نوری (بعداً معروف به میرزا آغاخان یا میرزا آغاخان و ملقب به اعتمادالدوله) در سال ۱۱۸۶ ش متولد شد. پدرش "میرزا اسدالله" از اهالی نور مازندران و جزو اولین کسانی بود که به هنگام جمع آوری سپاه توسط "آقامحمدخان" در مازندران به وی پیوست و راه رشد و ترقی را پیمود تا به منصب "لشکرنویسی باشی" (وزیر لشکر) رسید. هنگامی که "میرزا اسدالله خان" از دنیا رفت چند تن از فرزندان او در خدمت فتحعلی شاه مشغول انجام وظیفه بودند، کوچکترین آنها میرزا آقاخان بود، گر چه وی نوجوانی بیش نبود؛ اما به سبب جوهر ذاتی و غیر فطری، ارشد و بالاتر از سایرین بود وی در دربار قاجار "عارض سپاه" و "لشکر نویس" درگاه گردید و بعد چندی به منصب "وزارت لشکر" رسید.[۱]

قبل از صدارت[ویرایش]

میرزا آغاخان قبل از رسیدن به منصب لشکر نویسی در خدمت اللهیارخان آصف الدوله مشغول انجام وظیفه بود که تمایلات جانبداری از انگلیسی­ها را داشت. او در جوانی با هوش و با استعداد و چرب‌زبان بود به همین دلیل توانست در دستگاه قاجاریهٔ و مخصوصا حکومت فتحعلی شاه و محمد شاه ترقی کند و از طریق شغل لشکر نویسی به ثروت زیادی دست یافت و در سال ۱۲۱۴ه. ش عنوان لشکر نویسی را به وزارت لشکر تغییر داد. او حتی در زمان صدارت هم این شغل را داشت تا در اواسط صدارت به دستور "ناصرالدین شاه" به "میرزا عنایت الله امین لشکر" واگذار شد. و پس از مرگ عنایت الله میرزا آقاخان فرزند خود "داودخان" را که پانزده سال بیشتر نداشت وزیر لشکر نمود و او تا سال ۱۲۳۸ ه. ش یعنی سال عزل پدر در این سمت بود.[۲]

جنبش مشروطه
Constitutional forces in Tabriz.jpg
گروهی از مشروطه‌طلبان
شاهان قاجار
نام

دورهٔ پادشاهی

آقامحمد خان

فتحعلی شاه
محمدشاه
ناصرالدین شاه
مظفرالدین شاه
محمدعلی شاه

احمدشاه

۱۱۷۵-۱۱۶۱
۱۲۱۳-۱۱۷۶
۱۲۲۶-۱۲۱۳
۱۲۷۵-۱۲۲۶
۱۲۸۵-۱۲۷۵
۱۲۸۸-۱۲۸۵

۱۳۰۴-۱۲۸۸
نخست‌وزیران قاجار

قائم مقام فراهانی
حاجی میرزا آقاسی
امیر کبیر
میرزا آقا خان نوری
علی‌اصغرخان اتابک
عین‌الدوله
مشیرالدوله
مشیرالدوله پیرنیا
مستوفی‌الممالک
صمصام‌السلطنه بختیاری
سپهدار تنکابنی
قوام‌السلطنه
وثوق‌الدوله

فتح‌الله اکبر
احزاب و گروه‌ها

انجمن‌های جنبش مشروطه
زنان در جنبش مشروطه
مراجع ثلاث
انجمن صفاخانه
سوسیال دموکرات‌ها، اجتماعیون عامیون
کمیته ستار
مرکز غیبی
اعتدالیون
انجمن اخوت
انجمن مخدرات وطن
جامع آدمیت
کمیته مجازات
حزب دموکرات، عامیون
حزب کمونیست ایران
انجمن مقدس ملی اصفهان
شرکت اسلامیه

انجمن اسلامیه
رویدادهای مهم

قاجار
قیام تنباکو
قرارداد رژی
تحصن شاه‌عبدالعظیم (۱۲۸۴)
اشغال تبریز (۱۲۹۰)
جنبش مشروطه
فرمان مشروطیت
استبداد صغیر
فتح تهران
جنبش جنگل
ایران جنگ جهانی اول
کودتای ۱۲۹۹
انحلال سلسله قاجار

قانون اساسی مشروطه
کتاب ها

مقیم و مسافر
تاریخ دخانیه

تنبیه‌الامة و تنزیه‌الملة

در زمان محمد شاه او با حاج میرزا آقاسی صدر اعظم وقت کدورت پیدا کرد و این مسئله باعث شد که او را به همراه برادر بزرگش میرزا فضل الله خان امیردیوان به کاشان تبعید کنند و این تا مرگ محمد شاه ادامه داشت. او به مجرد خبر مرگ محمد شاه بدون اجازه عازم تهران گردید به این امید که بتواند سمت صدراعظمی ناصرالدین شاه را کسب نماید تا رسیدن شاه جدید به پایتخت، مهدعلیا، مادر ناصرالدین شاه عهده‌د­ار امور پایتخت بود و اطرافیان وی از آمدن میرزا آقاخان به تهران چندان راضی نبودند، وی نیز برای حفظ جان خویش به وزارت انگلیس رفت و تابعیت این کشور را بدست آورد.[۳]

امیرکبیر نیز به خاطر، اولاً، حمایت انگلستان و ثانیاً، طرفداری مهدعلیا، مادر ناصرالدین شاه و ثالثاً، بخاطر کمک میرزا آقاخان در خواباندن شورش سربازانی که علیه وی (امیرکبیر) قیام کرده بودند، دگر بار او را به کاشان تبعید نکرد و او را وارد کارهای دولتی کرد و لقب «اعتماد الدوله» به وی داده شد. میرزا آقاخان چون مردی جاه‌طلب بود و از طرفی از حمایت انگلیسی­ها برخوردار بود با توطئه توانست امیرکبیر را از قدرت برکنار و با همدستی مخالفان دیگر امیرکبیر او را به قتل رساند و راه را برای صدارت خود هموار کند.[۴]

دوران صدارت[ویرایش]

میرزا آغاخان نوری بعد از مرگ امیرکبیر در ۱۰ آذر سال ۱۲۳۰ش که عید ولادت سلطانی بود به صدارت اعظمی انتخاب گردید و با در خواست ناصرالدین شاه قبل از عهده­دار شدن صدارت با نوشتن نامه به وزیر مختار انگلیس در ایران، از تابعیت این کشور خارج شد.[۵] و با دو شرط این سمت را پذیرفت اول اینکه امیرکبیر از میان برداشته شود و دوم اینکه اگر قصوری در امر وزارت از او سر زد جان او محفوظ باشد ناصرالدین شاه هم با هر دو شرط او موافقت کرد.[۶]

در اوایل صدارت میرزا آغاخان نوری سوء قصد پیروان باب علیه ناصرالدین شاه اتفاق افتاد که در مرداد سال ۱۲۳۱ در شمیران بود. این ترور ناموافق ماند و عاملین آن که شش نفر بودند اعدام شدند.[۷] تحولات بین‌المللی و تلاش دولت­های روسیه و انگلستان و عثمانی جهت جلب دوستی ایران در جنگهای کریمه و نتایج این جنگ و جدایی افغانستان از ایران از مهمترین حوادث دوران صدارت میرزا آقاخان نوری است.[۸] میرزا آغاخان بعد از یک سال بعد از قتل امیرکبیر به پاس قدردانی از حمایت انگلیسی­ها از وی، بدون مقدمه و هیچ دلیل آشکاری قباله شهر هرات را تنظیم نموده به انگلیسی­ها واگذار کرد. و حمله به هرات و افغانستان در سال­های بعد یکی دیگر از اتفاقات دوران صدارت میرزا آقاخان می­باشد که در پی آن انگلیسی­ها وارد جنوب ایران شدند و این باعث شد که ایران دست از جنگ با افغانستان بردارد و استقلال آن را به رسمیت بشناسد و افغانستان برای همیشه از ایران جدا شود.[۹]

دوران صدارت میرزا آغاخان نوری برای انگلستان دورهٔ پیشرفت و تحکیم نفوذ سیاسی و اقتصادی و نظامی و اقتصادی بود و آنجه عمال این دولت خواستند انجام شد و مسئله جدایی هرات بزرگترین ضربتی بود که در این دوران به ایران وارد شد.[۱۰]

مرگ[ویرایش]

میرزا آغاخان نوری بعد از عزل از صدارت، از آنجا که ناصرالدین شاه در ابتدای صدارت میرزا آقاخان به وی قول داده بود که جان وی از آسیب محفوظ بماند از کشتن او خوداری نمود. وی نیز مدتی به ورامین رفت و سپس مدتی در اراک، یزد، اصفهان و سپس به قم رفت و شش سال بعد از عزل از صدارت در قید حیات بود تا اینکه در ۲۸ اسفند ۱۲۴۳ در سن ۵۹ سالگی فوت و جنازه وی به کربلا انتقال و در صحن مسجدی که از ثلث اموال امیرکبیر ساخته شده بود دفن گردید.[۱۱]

وضع کار وی[ویرایش]

بی کفایتی وی در اداره مملکت سبب بازگشت اوضاع آشفته قبل از امیر کبیر شد و در همین زمان بود که افغانستان از ایران جدا شد.

منش و بینش[ویرایش]

فتحعلی شاه برای نوری شاهنشاهی نمونه بود و نوری چنان که در بسیاری از مکاتباتش به چشم می‌خورد، حسرت دوران حکومت او را می‌خورد و آرزوی بازگشت به آن دوران را داشت. دلبستگی او به تجمل و القاب و نشان‌ها همه متاثر از محیط دربار فتحعلی شاه بود. او در عین حال توجه بسیاری به حفظ تشریفات و سلسله مراتب دیوانی داشت.[۱۲] کنت گوبینو که در سال ۱۲۷۲ هجری قمری نوری را ملاقات کرده بود، در سفرنامه خود او را چنین توصیف کرد:

«[نوری] فقط چند ساعت در اوایل صبح می‌خوابد و سراسر روز و تقریباً تمامی شب را کار می‌کند. می‌خواهد همه چیز را، داخله، خارجه، مالی، جزائی، تجاری، زیر نظر داشته باشد. باقی وزرا اسمی بیش نیستند و اهمیتی ندارند؛ و صدراعظم وظایف آنان را انجام می‌دهد. جمع منشی دائماً دورش حلقه زده‌اند و او حکم صادر می‌کند و آن‌ها در حضورش می‌نویسند و مهر می‌کند و خود شخصاً به پیک می‌سپارد... حرفی خانگی در تهران یا جای دیگر نیست که وی لطیفه‌ای درباره آن نداند و از آن جا که حافظه‌ای تحسین برانگیز و روحیه‌ای بشاش دارد، و کلیه خانواده‌ها و خویشان و بستگان آن‌ها را در ایران می‌شناسد، یکی از دل پذیرترین و سرزنده ترین قصه گویانی است که می‌توان پای صحبتشان نشست.»[۱۳]

فرزندان[ویرایش]

میرزا آغاخان فرزندان زیادی داشت که عده­ای از آنها در زمان حیات وی و عده­ای نیز بعد از فوت وی مصدر خدماتی بودند از جمله "میرزا کاظم خان نظام الملک" که به پیشکاری "امیر نظام"، ولیعهد اول ناصرالدین شاه انتحاب گردید همچنین "حسینقلی خان صدرالسلطنه" (حاجی واشنگتن) که اولین سفیر ایران در آمریکا بود.[۱۴]

پانویس[ویرایش]

  1. خورموجی، محمد جعفر؛ حقایق الاخبر ناصری، به کوشش حسین خدیوجم، تهران، نشر نی، چاپ دوم، ۱۳۶۳، ص ۱۰۶.
  2. بامداد، مهدی؛ شرح حال رجال ایران، تهران، گلشن، چاپ سوم، ۱۳۶۲، ج ۴، ص۳۶۴.
  3. امداد، مهدی؛ شرح حال رجال ایران، تهران، گلشن، چاپ سوم، ۱۳۶۲، ج ۴، ص۳۶۶.
  4. محمود، محمود؛ تاریخ روابط ساسی ایران و انگلیس، تهران، چاپ اول، ج۲، ص۶۳۱.
  5. رائین، اسماعیل؛ حقوق بگیران انگلیس در ایران، تهران، علمی، چاپ نهم، ۱۳۷۳، ص ۲۵۷-۲۵۶.
  6. اعتماد السلطنه، محمد حسن خان؛ صدر التواریخ، تهران، وحید، چاپ اول، ۱۳۴۹، ص ۲۳۷.
  7. محمود، محمود؛ تاریخ روابط ساسی ایران و انگلیس، پیشین، ج۲، ص۶۴۰.
  8. مهدوی، هوشنگ؛ تاریخ روابط خارجی ایران، تهران، سپهر، چاپ اول، ۱۳۴۹، ص ۱۵۱.
  9. محمود، محمود؛ تاریخ روابط ساسی ایران و انگلیس، پیشین، ج ۲، ص۶۵۰.
  10. رائین، اسماعیل؛ حقوق بگیران انگلیس در ایران، ص ۲۵۸.
  11. ساسانی، خان ملک؛ سیاستگران دوره قاجار، تهران، بابک، بی تا، ج ۱، ص۵۸.
  12. امانت، عباس، ص۲۷۹
  13. امانت، عباس، ص۲۸۰
  14. اعتماد السلطنه، محمد حسن خان؛ صدر التواریخ، پیشین، ص۲۴۸.
  • امانت، عباس. قبلهٔ عالم. تهران: کارنامه، ۱۳۸۴. ISBN 964-431-049-7.