رفتار
| بخشی از دنباله |
| روانشناسی |
|---|
رفتار در روانشناسی و علوم رفتاری به فعالیتها و کنشهای یک جاندار در ارتباط با شرایط یا محرکهای بیرونی و درونی گفته میشود.[۱] دامنهٔ دقیق این اصطلاح بسته به رشته و چارچوب نظری متفاوت است. در بسیاری از کاربردهای روانشناختی، میان رفتار و فرایندهایی مانند شناخت و هیجان تمایز مفهومی گذاشته میشود، هرچند این فرایندها میتوانند با رفتار تعامل داشته باشند و بر آن اثر بگذارند.[۲]
رفتار موضوع مطالعه در رشتههای گوناگونی از جمله روانشناسی، روانشناسی اجتماعی، روانشناسی تطبیقی، علوم اعصاب رفتاری و دیگر شاخههای علوم رفتاری است. پژوهش دربارهٔ رفتار میتواند انسان یا دیگر جانوران را در محیط طبیعی، شرایط آزمایشگاهی یا موقعیتهای اجتماعی بررسی کند.
تعریف
[ویرایش | اشتراکگذاری]تعریف رفتار در تاریخ روانشناسی و میان رویکردهای نظری مختلف یکسان نبوده است. در تعریف گستردهٔ فرهنگ روانشناسی انجمن روانشناسی آمریکا، رفتار با فعالیتهای جاندار در ارتباط با محرکهای بیرونی یا درونی مرتبط دانسته میشود.[۱]
به همین دلیل، رفتار را نمیتوان صرفاً «واکنش به یک محرک بیرونی» تعریف کرد. رفتار ممکن است با شرایط محیطی، وضعیت فیزیولوژیک، تجربهٔ پیشین، یادگیری، اهداف، انگیزش، شناخت، هیجان و زمینهٔ اجتماعی ارتباط داشته باشد.
اصطلاح پاسخ معمولاً به رویدادی مشخصتر اشاره میکند که در ارتباط با یک محرک، رویداد پیشایند یا پیامد بررسی میشود. کنش میتواند به فعالیتی اشاره داشته باشد که از سوی جاندار انجام میشود و در برخی موارد هدفمند است. در مقابل، شناخت شامل فرایندهایی مانند ادراک، حافظه، تفکر و تصمیمگیری است و با رفتار مترادف نیست. هیجان نیز مجموعهای از فرایندهای روانشناختی و فیزیولوژیک است که میتواند با شناخت و رفتار تعامل داشته باشد.[۲]
رفتار در روانشناسی و علوم رفتاری
[ویرایش | اشتراکگذاری]مطالعهٔ علمی رفتار بر روش علمی، مشاهدهٔ نظاممند، تعریف عملیاتی متغیرها، اندازهگیری و آزمون فرضیهها تکیه دارد. پژوهشگران بسته به پرسش پژوهش ممکن است از مشاهدهٔ مستقیم، آزمایش، تکالیف رفتاری، گزارش شخصی، ثبت دادههای دیجیتال یا دیگر روشهای اندازهگیری استفاده کنند.[۳]
مشاهدهٔ یک رفتار بهتنهایی همیشه علت یا فرایندهای مرتبط با آن را مشخص نمیکند. رفتار مشابه ممکن است در افراد یا موقعیتهای متفاوت با فرایندهای شناختی، هیجانی، زیستی یا محیطی متفاوتی همراه باشد. ازاینرو، روانشناسی معاصر بسته به پرسش پژوهش میتواند دادههای رفتاری را در کنار دادههای شناختی، هیجانی، فیزیولوژیک و اجتماعی بررسی کند.[۲]
عوامل مؤثر بر رفتار
[ویرایش | اشتراکگذاری]رفتار معمولاً حاصل یک عامل منفرد نیست و شکلگیری و تغییر آن میتواند با تعامل عوامل زیستی، تجربه و یادگیری، فرایندهای شناختی و هیجانی و شرایط اجتماعی و فرهنگی مرتبط باشد.
عوامل زیستی
[ویرایش | اشتراکگذاری]فعالیت دستگاه عصبی، وضعیت فیزیولوژیک و دیگر سازوکارهای زیستی میتوانند با آمادگی جاندار برای بروز رفتارهای مختلف ارتباط داشته باشند. در روانشناسی و علوم اعصاب، این عوامل معمولاً در تعامل با تجربه، محیط و دیگر فرایندهای روانشناختی بررسی میشوند.[۲]
یادگیری و تجربه
[ویرایش | اشتراکگذاری]یادگیری از فرایندهای مهم مرتبط با تغییر رفتار بر اثر تجربه است. با این حال، یادگیری در روانشناسی یک مفهوم نظری است و تعریف آن به یک سازوکار واحد محدود نمیشود. یکی از تعریفهای کارکردی، یادگیری را بر اساس تغییر رفتار جاندار در نتیجهٔ نظمها و تجربههای محیطی بررسی میکند.[۴]
یادگیری ممکن است از راه فرایندهای متفاوتی مانند شرطیشدن کلاسیک، شرطیشدن فعال، مشاهده و دیگر شکلهای کسب تجربه رخ دهد.
شناخت، هیجان و انگیزش
[ویرایش | اشتراکگذاری]ادراک موقعیت، حافظه، انتظارها، ارزیابی پیامدها، انگیزش و هیجان میتوانند با رفتار ارتباط داشته باشند. پژوهشهای روانشناسی و علوم اعصاب شناختی نشان دادهاند که فرایندهای شناختی و هیجانی در بسیاری از موقعیتها مستقل از یکدیگر عمل نمیکنند و تعامل میان آنها میتواند در شکلگیری پاسخ و رفتار نقش داشته باشد.[۲]
عوامل اجتماعی و فرهنگی
[ویرایش | اشتراکگذاری]رفتار انسان در زمینههای اجتماعی و فرهنگی رخ میدهد. هنجارها، روابط اجتماعی، محیط زندگی، شیوههای فرهنگی و شرایط بومشناختی میتوانند با فرایندهای شناختی، هیجانی و انگیزشی و در نتیجه با رفتار مرتبط باشند.[۵]
ازاینرو، نتایج پژوهشهای رفتاری در یک جمعیت یا فرهنگ را نمیتوان بدون بررسی زمینهٔ پژوهش به همهٔ جمعیتها تعمیم داد.[۵]
مشاهده و سنجش رفتار
[ویرایش | اشتراکگذاری]مشاهدهٔ رفتاری یکی از روشهای پژوهش در روانشناسی و علوم رفتاری است. در این روش، رفتار مورد مطالعه بهگونهای تعریف میشود که مشاهدهگران بتوانند رخداد آن را بر اساس معیارهای ازپیشتعیینشده ثبت یا کدگذاری کنند.[۳]
بسته به هدف پژوهش میتوان ویژگیهایی مانند وقوع، فراوانی، مدت، شدت یا ترتیب رفتارها را ثبت کرد. در مطالعاتی که بیش از یک مشاهدهگر رفتارها را کدگذاری میکند، ارزیابی توافق میان ارزیابان و قابلیت اعتماد کدگذاری اهمیت دارد.[۳]
مشاهده ممکن است در محیطهای طبیعی یا در شرایط کنترلشده انجام شود. انتخاب محیط، واحد مشاهده، نظام کدگذاری و شیوهٔ نمونهگیری رفتاری باید متناسب با پرسش پژوهش باشد.[۳]
چند مفهوم توصیفی مرتبط با رفتار
[ویرایش | اشتراکگذاری]جدول زیر چند مفهوم رایج در توصیف رفتار را نشان میدهد و یک طبقهبندی جامع یا انحصاری از انواع رفتار نیست.
| مفهوم | توضیح | نمونه |
|---|---|---|
| رفتار آشکار | فعالیتی که امکان مشاهده یا ثبت مستقیم آن وجود دارد | حرکت، گفتار یا انجام یک تکلیف |
| پاسخ بازتابی | پاسخی نسبتاً خودکار که در ارتباط با محرک مشخص رخ میدهد | پلکزدن در واکنش به نزدیکشدن ناگهانی یک محرک |
| رفتار آموختهشده | رفتاری که تجربه و فرایندهای یادگیری در شکلگیری یا تغییر آن نقش دارند | اجرای یک مهارت پس از تمرین |
| رفتار هدفمند | رفتاری که در جهت دستیابی به یک هدف یا پیامد سازمان مییابد | جستوجوی اطلاعات برای حل یک مسئله |
این مفاهیم در سنتها و حوزههای مختلف روانشناسی ممکن است تعریفهای عملیاتی متفاوتی داشته باشند.[۱][۴]
رفتارگرایی و تاریخ مطالعهٔ علمی رفتار
[ویرایش | اشتراکگذاری]
رفتارگرایی یکی از جریانهای اثرگذار در تاریخ روانشناسی قرن بیستم بود، اما مطالعهٔ علمی رفتار به رفتارگرایی محدود نمیشود.
جان بی. واتسون در سال ۱۹۱۳ در مقالهٔ مشهور Psychology as the Behaviorist Views It از رویکردی عینیتر و آزمایشیتر به روانشناسی دفاع کرد که مطالعهٔ رفتار را در مرکز توجه قرار میداد.[۶]
با این حال، شکلگیری رفتارگرایی محصول یک رویداد منفرد نبود. پیش از مقالهٔ واتسون نیز تحولاتی در روانشناسی آمریکا رخ داده بود که پژوهشگران را به سوی روشهای عینیتر، مطالعهٔ یادگیری و رفتار جانوران و فاصلهگرفتن از اتکای انحصاری به دروننگری سوق میداد.[۷]
رفتارگرایی بعدها به سنتها و نظریههای متفاوتی گسترش یافت. پژوهش دربارهٔ شرطیشدن، یادگیری و رابطهٔ رفتار با شرایط و پیامدهای محیطی از موضوعات مهم این سنت بود. بی. اف. اسکینر نیز با پژوهش دربارهٔ رفتار کنشگر و شرطیشدن فعال نقش مهمی در توسعهٔ رفتارگرایی داشت.[۷]
تقلیل همهٔ رفتارگرایی به فرمول سادهٔ «محرک–پاسخ» دقیق نیست؛ رفتارگرایان مختلف دربارهٔ ماهیت رفتار، یادگیری، رویدادهای درونی و شیوهٔ تبیین رفتار دیدگاههای یکسانی نداشتهاند.[۷]
رفتار آشکار و فرایندهای درونی
[ویرایش | اشتراکگذاری]در بسیاری از پژوهشهای رفتاری، رفتار آشکار به فعالیتی گفته میشود که میتوان آن را بهطور مستقیم مشاهده، ثبت یا کدگذاری کرد؛ مانند حرکت، گفتار یا عملکرد در یک تکلیف.[۳]
در مقابل، افکار، خاطرات، انتظارها و تجربههای ذهنی مستقیماً برای مشاهدهگر بیرونی قابل مشاهده نیستند. چنین فرایندهایی ممکن است از طریق گزارش شخصی، عملکرد فرد در تکالیف، اندازهگیریهای فیزیولوژیک یا دیگر روشهای پژوهشی بررسی شوند.
این تمایز به معنای جدایی کامل رفتار از فرایندهای درونی نیست. برای نمونه، پژوهشهای مربوط به رابطهٔ شناخت و هیجان نشان دادهاند که فرایندهای ذهنی و هیجانی میتوانند با یکدیگر تعامل داشته باشند و با رفتار مرتبط باشند.[۲]
در نتیجه، در بخش بزرگی از روانشناسی معاصر دادههای رفتاری، شناختی، هیجانی و زیستی بسته به پرسش پژوهش میتوانند مکمل یکدیگر باشند.
کاربردهای مطالعهٔ رفتار
[ویرایش | اشتراکگذاری]مطالعهٔ رفتار در حوزههای متعددی از روانشناسی و علوم رفتاری کاربرد دارد.
در روانشناسی بالینی، مشاهده و اندازهگیری رفتار میتواند یکی از منابع اطلاعات در فرایند ارزیابی باشد و همراه با مصاحبه، آزمونهای روانشناختی و دیگر دادهها بررسی شود.
در پژوهشهای مربوط به یادگیری، تغییرات رفتار در ارتباط با تجربه و شرایط محیطی مطالعه میشود.[۴]
در روانشناسی اجتماعی، رفتار انسان در تعامل با دیگران و در موقعیتهای اجتماعی بررسی میشود و در روانشناسی صنعتی و سازمانی و رفتار سازمانی، رفتار افراد و گروهها در محیطهای کاری از موضوعات پژوهش است.
رفتار جانوران نیز در حوزههایی مانند روانشناسی تطبیقی، علوم اعصاب رفتاری و رشتههای مرتبط مطالعه میشود.
بنابراین، «رفتار» مفهومی پایه در چندین حوزهٔ علمی است و نباید آن را با یک نظریهٔ خاص مانند رفتارگرایی، یک نوع مشخص از پاسخ یا مجموعهای از ویژگیهای شخصیتی یکسان دانست.
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 1 2 3 "behavior". APA Dictionary of Psychology (in English). American Psychological Association. Retrieved 2026-07-29.
- 1 2 3 4 5 6 Phelps, Elizabeth A. (2006). "Emotion and Cognition: Insights from Studies of the Human Amygdala". Annual Review of Psychology (in English). 57: 27–53. doi:10.1146/annurev.psych.56.091103.070234. PMID 16318588.
- 1 2 3 4 5 Thorson, Katherine R.; West, Tessa (2024). "Behavioral Observation and Coding". In Reis, Harry T.; West, Tessa; Judd, Charles M. (eds.). Handbook of Research Methods in Social and Personality Psychology (in English). Cambridge University Press. pp. 378–403. doi:10.1017/9781009170123.017.
- 1 2 3 De Houwer, Jan; Barnes-Holmes, Dermot; Moors, Agnes (2013). "What is learning? On the nature and merits of a functional definition of learning". Psychonomic Bulletin & Review (in English). 20 (4): 631–642. doi:10.3758/s13423-013-0386-3. PMID 23359420.
- 1 2 Kitayama, Shinobu; Salvador, Cristina E. (2024). "Cultural Psychology: Beyond East and West". Annual Review of Psychology (in English). 75: 495–526. doi:10.1146/annurev-psych-021723-063333.
- ↑ Watson, John B. (1913). "Psychology as the Behaviorist Views It". Psychological Review (in English). 20 (2): 158–177. doi:10.1037/h0074428.
- 1 2 3 Greenwood, John D. (2015). "Functionalism, behaviorism, and mental testing". A Conceptual History of Psychology: Exploring the Tangled Web (in English). Cambridge University Press. pp. 344–409. doi:10.1017/CBO9781107414914.011.