احساس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

احساس در لغت، به معنی دریافتن، آگاه‌شدن و درک چیزی با یکی از حواس و در روان‌شناسی، بازتاب ذهنی تأثیرات مادی (فیزیکی) است که شالودهٔ همهٔ ادراکات به شمار می‌رود.

این کلمه برای اولین بار در زبان انگلیسی برای توصیف احساس فیزیکی لمس یا از طریق تجربه یا ادراک مورد استفاده قرار گرفت. به طور کلی در لاتین احساس به معنای احساس شنیدن و یا بوی است. در روانشناسی این کلمه معمولاً برای آگاه ذهنی تجربه از احساسات بکار می‌رود.[۱]

احساسات

احساسات[ویرایش]

احساس، نخستین گامی است که باید پس از بیرون آمدن از قلمرو جسم (بدن) و ماده در عالم مجرد نفسانی برداشت. دیگر نفسانیّات از دگرگونی احساس یا آمیختگی با آن پدید می‌آیند. احساس همواره با مادّیات و عوامل جسمانی که عملاً پیش‌نیاز آن به شمار می‌روند، سر و کار دارد بنابراین هر احساس، نیازمند دو مؤلفه است: یکی تحریک بیرونی و دیگری اثرپذیری جسمی (عضوی)[۲]

احساس، امری است همگانی، حتی مراتب ضعیف و گنگ و مبهم آن در بی‌ذوق‌ترین افراد نیز وجود دارد. تقریباً محال است، شخصی فکراً و جسماً سالم باشد و دستخوش احساس بلکه احساس‌های مختلف و متناوب نگردد[۳]

از اوایل سدهٔ بیستم میلادی بسیاری از شاعران و نویسندگان، آزادانه از مفاهیم روان­شناسی احساس و فرآیندهای احساس­گرا ـ به ویژه آن‌هایی که فروید، معرفشان بوده است ـ سود جستند تا در نهایت به هدف مشترکشان که همانا تاثیرگذارتر کردن آثارشان بوده است، دست یابند.[۴]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. feeling - Dictionary definition and pronunciation - Yahoo!
  2. انوشه، حسن؛ فرهنگ­نامه ادبی فارسی، تهران، انتشارات سازمان چاپ و انتشارات، ۱۳۷۶، چاپ اول، ص ۲۶.
  3. صبور اردوبادی، احمد؛ اصالت در هنر و علل انحراف احساس هنرمند، تهران، انتشارات بهمن برنا، ۱۳۸۸، چاپ پنجم، ص ۵۹.
  4. انوشه، حسن؛ فرهنگ­نامه ادبی فارسی، تهران، انتشارات سازمان چاپ و انتشارات، ۱۳۷۶، چاپ اول، ص ۲۷.

پیوند به بیرون[ویرایش]