انگیختگی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

واژه انگیختگی (به انگلیسی: Arousal) بیان یک وضعیت فیزیولوژیکی و روانی از بیدار شدن، هشیاری یا به محرکی واکنش نشان دادن است. این اتفاق مجموعه‌ای است شامل دخالت دستگاه فعال کننده مشبک در ساقه مغز، سامانه عصبی خودگردان و غده درون‌ریز، که منجر به افزایش ضربان قلب و فشار خون و وضعیت هوشیاری حسی، تحرک و آمادگی برای پاسخ می‌شود.

مجموعه بسیاری از سیستم‌های عصبی مختلف درگیر در این چیزی‌ست که در مجموع از آن به عنوان «سامانه انگیختگی» یاد می‌شود. پنج سیستم اصلی با منشاءشان در ساقه مغز، مبتنی بر انتقال دهنده‌های عصبی مانند استیل کولین، نوراپی نفرین، دوپامین، هیستامین و سروتونین با اتصالاتی عصبی که در سراسر مغز گسترده شده‌اند جزو این مجموعه محسوب می‌شوند، و هنگامی که این سیستم آغاز به عمل می‌کند، مناطق عصبی دریافت‌کننده حساس می‌شوند و آماده پاسخ به سیگنال‌های دریافتی می‌گردند.
تفاوت انگيختگي، اضطراب و استرس
انگيختگي ممكن است به عنوان تنوعي از فعاليت‌هاي كلي فيزيولوژيكي و روانشناختي در پيوستاري از خواب عميق تا هيجان شديد تعريف شود (گلد و كرين ، 1992)[۱]. وقتي خسته، آرام يا در خواب هستيم، حالت انگيختگي در ما پائين است. وقتي هيجان زده، خشمگين يا مضطرب مي‌شويم، حالت انگيختگي در ما بالا مي‌رود. حالت هاي انگيختگي بالا يا پائين به خودي خود الزاماً خوشايند يا ناخوشايند نيستند. از طرف ديگر اضطراب به عنوان احساس ناخوشايند تعريف مي شود: حالت هيجاني منفي، عصبانيت، ناراحتي و تشويش كه با فعاليت يا انگيختگي جسماني نيز همراه است. بدين ترتيب مي‌توانيم تصور كنيم كه اضطراب يك حالت ناخوشايند يا انگيختگي بالا است (وينبرگ و گلد ، 1999) [۲]. استرس، معناي وسيع‌تري نسبت به اضطراب دارد. استرس فرايندي است كه به وسيله آن شخص تهديدي را دريافت مي كند و با يك سري از تغييرات فيزيولوژيكي و روانشناختي همراه با افزايش در انگيختگي و تجربه اضطراب به آن پاسخ مي‌دهد. وقتي با خواسته‌هايي سروكار داريم كه ارضاء آنها دشوار است، تمايل بيشتري به تجربه استرس داريم، اما آنچه كه پيامدهاي جدي را در پي دارد زماني است كه ما براي برآورده کردن آنها با شكست مواجه شويم. اگر استرس طولاني مدت يا مزمن شود، مي‌تواند موجب آسيب جدي هم از لحاظ بهداشت رواني و هم جسماني شود. در حالي كه تجربه ميزاني از اضطراب قبل از رقابت كاملاً عادي است و آن را كاملاً مفيد تصور مي كنند، اجرا کنندگان مهارت نبايد داراي اضطراب دائمي باشند و خودشان را با نزاع غير قابل حلّي تصور كنند (هاردي، مولن و جونز، 1996)[۳]


نظریه ها و مدل های انگيختگي
1. نظريه U وارونه
نظريه U وارونه از يركيس و دادسون (امریکا- 1908) نشأت گرفته است. عقيده بر اين است كه برای احرای بهینه تكليف، سطح متوسطی از انگيختگي مورد نیاز است طوری که با کاهش یا افزايش انگيختگي از اين سطح، عملكرد بسته به شیب کاهش یا افزایش افت خواهد كرد.[۴]
2. نظريه سائق
اين نظريه توسط هال در سال 1943 در امریکا ارائه شد و علي رغم پيچيدگي آن داراي كاربردي ساده براي عملكرد است. مطابق با اين نظريه برای فردی که در یک مهارت یا تکلیف به سطح مهارت بسیار بالایی دست یافته است بیشترین میزان انگیختگی باعث بهترین عملکرد می شود. [۵]
3. نظريه وارونگی
نظريه وارونگي (در بریتانیا توسعه یافت) نخست به عنوان يك چارچوب به عاطفه هيجاني و انگيختگي (‌اپتر، 1982) اختصاص يافت و اظهار مي كند كه رابطه بين انگيختگي و عاطفه به تفسير شناختي انگيختگي (بازهم ارزيابي شناختي مهم است) بستگي دارد. انگيختگي بالا ممكن است در عباراتي مثبت مثل انگيختگي يا به طور منفي به عنوان اضطراب تفسير شود. همينطور انگيختگي كم ممكن است به عنوان آرامش يا ملال تفسير شود. هم انگيختگي و هم تفسير عاطفي درطول يك پيوستار متنوع مي باشد و نظريه وارونگي نيز اضافه مي كند كه يك شخص ممكن است از يك پيوستار به پيوستار ديگر در نوسان باشد. نظريه وارونگي براي اضطراب همراه با انگيختگي و ابعاد مثبت استرس ارائه شده است كه چهار حالت را به بار مي آورد: بسيار محرك (اضطراب)، تحريك بسيار اندك (ملال)، خواب و انگيختگي. شايد مهمترين دستورالعمل نظريه وارونگي اين باشد كه انگيختگي ممكن است مثبت يا منفي باشد و تفسير شناختي در كل رابطه عملكرد با اضطراب را متنوع مي سازد. به عبارت دیگر برای افرادی که زیادی انگیختگی هیجان ایجاد می کند و و برای افرادی که کمی انگیختگی آرامش به ارمغان می آورد اجرا بهینه می شود ولی افرادی که با زیاد شدن انگیختگی مضطرب می شوند و افرادی که کم شدن انگیختگی آن ها را کسل می کند اجرایشان تضعیف می شود [۶]
4. مدل فاجعه
طراحان این مدل هاردی و فازی (1987) از کشور امریکا می باشند. بر اساس این مدل، با افزایش انگیختگی اجرا بهبود پیدا می کند ولی اگر از یک حد معین فراتر رود اجرا نه به صورت تدریجی (انگونه که در یو وارونه می باشد) بلکه به صورت ناگهانی و فاجعه وار افت می کند. [۷]
5. مدل عملکرد بهینه
ابداع کننده این مدل یوری هنین (1999) از کشور روسیه است. این مدل بیان می کند که هر فردی دارای حدودی و دامنه ای از انگیختگی است که در آن دامنه بهترین اجرای او ایجاد می شود. [۸]
6. مدل ویژگی انگیختگی
آخرین مدل انگیختگی توسط احمدرضا موحدی (2007) از کشور ایران توسعه یافت. بر اساس این نظریه کم بودن و زیاد بودن انگیختگی برای اجرای یک تکلیف مهم نیست. مهم عادت کردن به سطح انگیختگی است. اگر در جلسات تمرین تکلیف، انگیختگی کم باشد در جلسه آزمون و یا مسابقه، انگیختگی باید کم باشد تا بهترین اجرا برای آن تکلیف صورت پذیرد و بر عکس اگر در جلسات تمرین انگیختگی زیاد باشد در جلسه آزمون و مسابقه هم انگیختگی باید زیاد باشد تا بهترین اجرا صورت پذیرد. [۹]

منابع[ویرایش]

  1. Gould, D. & Krane, V. (1992). The arousal-athletic performance relationship: Current status and future directions. In T.S. Horn (Ed.) Advances in Sport Psychology. (pp. 119-141). Champaing, IL: Human Kinetics.
  2. Weinberg, R. S. & Gould D. (1999). Foundations of Sport and Exercise Psychology. (pp. 80-86). Champaign, IL: Human Kinetics.
  3. Hardy, L., Mullen, R. & Jones, G. (1996). Knowledge and conscious control of motor actions under stress. British Journal of Psychology, 87, 621–636.
  4. Yerkes, R. M. & Dodson, J. D. (1908). The relation of strength of stimulus to rapidity of habit-formation. Journal of Comparative Neurology and Psychology, 18, 459-482
  5. Hull, C. (1943). Principles of Behavior. New York: Apleton-Century-Croft
  6. Apter, M. J. (1982). The experience of motivation: The theory of psychological reversals. London: Academic Press.
  7. Fazey, J. A., & Hardy, L. (1988). The Inverted-U Hypotheses: A Catastrophe for Sport Psychology. British Association of Sport Sciences, Monograph No. 1 National Coaching Foundation, Leeds
  8. Hanin, Y. L. (1999). Individual zones of optimal functioning (IZOF) model: Emotions–performance relationships in sport. In Y. L. Hanin (Ed.), Emotions in sport (pp. 65–89). Champaign, IL: Human Kinetics
  9. Movahedi, A., et al. (2007). A practice-specificity-based model of arousal for achieving peak performance. Journal of motor behavior, 39(6), 457-462