پاول فایرابند
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
|
|
ممکن است این مقاله نیازمند ویکیسازی باشد تا با استانداردهای کیفی ویکیپدیا همخوانی یابد. خواهشمندیم با افزودن پیوندهای داخلی مرتبط، یا با بهبود چیدمان به بهبود آن کمک کنید.
برای جزئیات بیشتر روی [نمایش] کلیک کنید.
هیچ دلیلی برای این برچسب ویکیسازی ذکر نشدهاست. میتوانید دلیلتان را با استفاده از پارامتر
|
| پاول فایرابند | |
|---|---|
| متولد | 13 ژانویه 1924 وین، اتریش |
| مرگ | 11 فوریه 1994- 70 سال |
| رشته فعالیت | فلسفه علم |
پاول فایرابند چهرهای تاثیر گذار در فلسفه علم است که شهرت او بیشتر به دیدگاه خاص او در این حوزه بر میگردد که وجود متودولوژی خاص در دانش تجربی (science) را نفی میکند.
به نظر فایرابند تلاش برای گسترش آزادی و بالندگی و تلاش برای کشف رموز طبیعت و انسان مستلزم طرد هر گونه معیار جهانشمول و هرگونه سنت جزمی است.
او معتقد است تفکیک علم از غیر علم نه تنها امری تصنعی بلکه برای پیشرفت دانش هم زیانبار است.
فایرابند معتقد است که برای آزمایش یک نظریه یا جهان بینی به نظریه یا جهان بینی کاملاً جدیدی نیاز داریم. تکوین این نظریه جدید زمان زیادی طول میکشد و ممکن است هرگز به آخر نرسد.
پس باید صبر کرد و بسیاری از شواهد تعیین کننده را نادیده گرفت. برای مقایسه و داوری عادلانه باید به نظریههای رقیب فرصت برابری داد. از این رهگذر اولین قدم حفظ نظریه جدید در مقابل موارد نقض آشکار است تا با کمک منابع لازم بتوان آن را تکمیل کرد.
بدین ترتیب با جدا کردن اختیاری نظریه جدید از دادههای مؤید نظریه قبلی، از نظر محتوای تجربی یک گام به عقب بر میداریم. ولی این عقبگرد برای بسط نظریه جدید و برانداختن وضع موجود ضروری است. ما باید دستاوردهای گذشته را کنار بگذاریم و از نو شروع کنیم.
حال چگونه میتوان مردم را از نظریه روشن، پیچیده، و موفق قبلی دور کرد و به سوی یک فرضیه ناتمام و مبهم جلب کرد؟
فایرابند معتقد است که در اینجا از استدلال کاری ساخته نیست و به وسایل غیر عقلانی دیگری مثل تبلیغات، احساسات، فرضیههای اختصاصی و همه گونه تعصبات نیاز است.
او میگوید در این مرحله به ایمان کور نیاز است تا در مرحله بعد با بسط و تقویت نظریه جدید بتوانیم ایمان را به "معرفت" برگردانیم.
ناسازگاری یک نظریه با شواهد و دادههای ما ممکن است به خاطر آلودگی نظری و ناخالص بودن این شواهد باشد و نه نشانگر نادرستی آن نظریه. شواهد و دادههای ما خصلتی تاریخی- فیزیولوژیک داشته و صرفاً یک وضعیت عینی را توصیف نمیکنند، بلکه متضمن نگرشهایی ذهنی هم هستند.
علم نیز مثل هر ایدئولوژی دیگری، خصلتی تاریخی دارد. همه ایدئولوژیها را باید در چشم انداز تاریخی نگاه کرد.
نباید آنرا جدی گرفت.
علم فقط یکی از شیوههای تفکر است که انسان تاکنون در پیش گرفته است، و لزوماً بهترین شیوه تفکر نیست.
علم شباهت زیادی با اسطوره دارد و نگرشهای انتقادی تا حد زیادی از آن رخت بر بسته است.
اقتدار انحصاری علم نوین با زور و سرکوب مخالفین آن حاصل شده است و در آن خبری از نگرش دموکراتیک و کثرت گرایانه نیست.
اشکال زندگی متفاوت با علم یا از بین رفتهاند و یا چنان دچار انحصار شدهاند که هر نوع مقایسه عادلانه غیر ممکن شده است.
سلطه علم جزمیتی را به وجود آورده است که جلوی خلاقیت فردی را گرفته و ما را از کشف مجهولات بیکران عالم باز میدارد. این با انسانیت و باروری شخصیت انسان ناسازگار است.
چه کسی میتواند تضمین کند که روش او بهترین روش برای کشف رموز عالم است؟
به نظر فایرابند تلاش برای گسترش آزادی و بالندگی و تلاش برای کشف رموز طبیعت و انسان مستلزم طرد هر گونه معیار جهانشمول و هر گونه سنت جزمی است.
هنگامی ماهیت علم را بهتر را درک میکنیم که دریابیم در فعالیتهای علمی، عناصر غیر علمی نقش زیادی دارند و پیشرفت علم نیز بدون کمک این عناصر میسر نبوده و نیست.
فایرابند معتقد است تفکیک علم از غیر علم نه تنها امری تصنعی است، بلکه برای پیشرفت دانش هم زیانبار است. فایرابند را می توان از جمله فیلسوفان نسبی گرای فلسفه علم قرار داد.
منابع [ویرایش]
- ویکیپدیای انگلیسی.
|