گرگیاس
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
|
|
| تاریخ فلسفه |
|---|
| ریشههای اندیشه فلسفی |
| بر پایهٔ تمدن و مکان: |
| فلسفه شرقی |
| فلسفه هندی |
| فلسفه چینی |
| فلسفه ایرانی |
| فلسفه اسلامی |
| فلسفه یهودی |
| فلسفه مسیحی |
| فلسفه کرهای |
| فلسفه یونان |
| بر پایهٔ دوره و زمان: |
| فلسفه پیشاسقراطی |
| فلسفه دوران باستان |
| فلسفه قرون وسطی |
| فلسفه عصر نوزائی |
| سدهٔ هفده: عصر خرد |
| سدهٔ هجده: عصر روشنگری |
| سدهٔ نوزده: آرمانگرایی، مادهگرایی |
| فلسفه مدرن |
| فلسفه معاصر |
گرگياس (یونانی: Γοργίας) سوفسطایی و فیلسوف یونانی بود. او و پروتاگوراس از نخستین سوفسطاییان یونان بودند.
گورگیاس فرزند خارمانتیداس بود و در سال ۴۸۷ پیش از میلاد در شهر لئونتینی، از متصرفات یونان در سیسیل زاده شد. گرگیاس برادری به نام هرودیکوس، و نیز خواهری داشت که تندیس او را وقف پرستشگاه خدای دلفی کرد. گرگیاس شصتساله بود که همشهریانش او را در سال ۴۲۷ پیش از میلاد به آتن فرستادند تا از آتنیان در برابر هجوم سیراکوزیها درخواست کمک کند. گرگیاس در آتن به سخنرانی پرداخت، و به آموزش فنّ سخنوری مشغول شد. ایسوکراتیس، پریکلس، کریتیاس، آلکیبیادس، توسیدید، آگاتون، کرفون، پولوس و کالیرس از شاگردان او بودند.
گرگیاس نخستین سوفسطایی بود که راهنمای فن سخنوری را نوشت، و به شاگردانش توصیه کرد که در استدلال مجابکننده سخنرانیها را سرمشق خود قرار دهند. طولانیترین سخنرانی گرگیاس دفاع وی از هلنه همسر منلائوس فرمانروای اسپارت بود، که با مخالفت افلاطون روبهرو شد. یکی از کتابهای گرگیاس، درباره طبیعت نام دارد. اصل کتاب در دست نیست ولی یادکردهایی از آن در آثار دیگران یافت میشود. در این کتاب گرگیاس ادعا کرد که هیچ چیز وجود ندارد، و به فرض وجود برای انسان شناختنی نیست، و اگر هم برای انسان شناختنی باشد، نمیتوان آن را به دیگران آموزش داد. گرگیاس اعتقاد داشت که چیزی که در هیچجا نیست، هیچ است و بدین وسیله وجود همه چیز را انکار میکرد.
گرگیاس سال ۳۷۶ پیش از میلاد در سن صد و یازده سالگی در لاریسا در تسالی مُرد.
[ویرایش] منابع
- مصاحب، غلامحسین، دائرةالمعارف فارسی، شرکت سهامی کتابهای جیبی، تهران ۱۳۵۶

