فلسفه زبان
فلسفهٔ زبان (Philosophy of language) از مهم ترین جریانهای فلسفه تحلیلی است که عبارت است از این تفکر که معنا و محتوای الفاظ فلسفی با عمل زبانی تبیین میشوند و فیلسوف باید به استعمالات حقیقی واژههایی که ملازم با مفاهیم فلسفی اند، توجه نماید.
اهم مباحث فلسفه زبان [ویرایش]
الف) مباحث مربوط به نظریه معنا:
۱) چیستی معنا، که به طور کلی سه نظریه عمده در این باب وجود دارد: حکایی، تصوری و رفتاری.
۲) هم معنایی: تعریف هم معنایی، ارتباط آن با معنای وصفی، تقسیم هم معنایی به تام و غیرتام و...
۳) معناداری؛
۴) تحلیلی بودن: وجود یا عدم قضایای تحلیلی، نسبی و مطلق بودن تحلیلیت، نسبت تحلیلیت با پیشین و پسین بودن و...
۵) استلزام.
ب) مباحث مربوط به نظریه حکایت یا ارجاع: ۶) نام گذاری: چیستی نام خاص، نسبت آن با لفظ خاص و وصف معین،
۷) چیستی صدق، که اهم دیدگاهها در این باب عبارتند از: نظریه مطابقت، نظریه تلائم، نظریه پراگماتیستی، نظریه حشو زائد، نظریه نقل قول بد و نظریه معناشناختی؛
۸) دلالت: فرق میان مدلول یا محکی با معنی یا مفهوم،
۹) گستره مصادیق: فرق گستره مصادیق با محکی، گستره مصادیق جملههای اخباری، و گستره مصادیق تعابیر محمولی؛
۱۰) مقادیر متغیرها: افراد، قضایا، عمل گرهای نحوشناختی یا منطقی مانند سورها به عنوان پارهای از مقادیر متغیرها، ثوابت منطقی، متغیرهای وابسته یا ظاهری و...
ج) مباحث مربوط به کاربردشناسی فلسفی:
۱۱) وحدت جمله و کثرت معانی که از جمله فهمیده میشود؛
۱۲) نظریه افعال گفتاری؛
۱۳) نظریه مکامله یا نظریه معانی ضمنی.
جستارهای وابسته [ویرایش]
منابع و پیوند به بیرون [ویرایش]
- این نوشتار اقتباسی است از این مقاله
- بدفهمیدن زبان، مقالهای پیرامون زبانشناسی کاربردی جامعهشناسانه و شناختی (انگلیسی)
|
|||||||||||||||||
| این یک نوشتار خُرد فلسفه است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |