فلسفه زبان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

فلسفهٔ زبان (Philosophy of language) از مهم ترین جریان‌های فلسفه تحلیلی است که عبارت است از این تفکر که معنا و محتوای الفاظ فلسفی با عمل زبانی تبیین می‌شوند و فیلسوف باید به استعمالات حقیقی واژه‌هایی که ملازم با مفاهیم فلسفی اند، توجه نماید.

اهم مباحث فلسفه زبان[ویرایش]

الف) مباحث مربوط به نظریه معنا:

۱) چیستی معنا، که به طور کلی سه نظریه عمده در این باب وجود دارد: حکایی، تصوری و رفتاری.

۲) هم معنایی: تعریف هم معنایی، ارتباط آن با معنای وصفی، تقسیم هم معنایی به تام و غیرتام و...

۳) معناداری؛

۴) تحلیلی بودن: وجود یا عدم قضایای تحلیلی، نسبی و مطلق بودن تحلیلیت، نسبت تحلیلیت با پیشین و پسین بودن و...

۵) استلزام.

ب) مباحث مربوط به نظریه حکایت یا ارجاع: ۶) نام گذاری: چیستی نام خاص، نسبت آن با لفظ خاص و وصف معین،

۷) چیستی صدق، که اهم دیدگاه‌ها در این باب عبارتند از: نظریه مطابقت، نظریه تلائم، نظریه پراگماتیستی، نظریه حشو زائد، نظریه نقل قول بد و نظریه معناشناختی؛

۸) دلالت: فرق میان مدلول یا محکی با معنی یا مفهوم،

۹) گستره مصادیق: فرق گستره مصادیق با محکی، گستره مصادیق جمله‌های اخباری، و گستره مصادیق تعابیر محمولی؛

۱۰) مقادیر متغیرها: افراد، قضایا، عمل گرهای نحوشناختی یا منطقی مانند سورها به عنوان پاره‌ای از مقادیر متغیرها، ثوابت منطقی، متغیرهای وابسته یا ظاهری و...

ج) مباحث مربوط به کاربردشناسی فلسفی:

۱۱) وحدت جمله و کثرت معانی که از جمله فهمیده می‌شود؛

۱۲) نظریه افعال گفتاری؛

۱۳) نظریه مکامله یا نظریه معانی ضمنی.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع و پیوند به بیرون[ویرایش]