اتاق چینی
| گُمان میرود حق تکثیر محتویات این صفحه با سیاستهای ویکیپدیا در مورد حق تکثیر سازگاری ندارد. لطفاً اطلاعات بیشتری در این مورد بیفزایید و یا وضعیت حق تکثیر منبع اصلی این مقاله را بررسی کنید. |
| این مقاله نیازمند ویکیسازی است. لطفاً با توجه به راهنمای ویرایش و شیوهنامه، محتوای آن را بهبود بخشید. |
|
|
این مقاله نیازمند تمیزکاری است. لطفاً تا جای امکان آنرا از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید، سپس این الگو را از بالای مقاله بردارید. محتویات این مقاله ممکن است غیر قابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد. |
اتاق چینی یک آزمایش ذهنی است که اولین بار توسط مقاله جان سیرل به نام "Minds, Brains, and Programs” در مجله Behavioral and Brain Sciences در سال ۱۹۸۰ منتشر شد. وی با این سوال که آیا یک برنامه هوشمند مترجم کامپیوتری که توانایی ترجمه از زبان چینی به زبان انگلیسی را دارد ضرورتی برای فهم موضوع مورد ترجمه دارد، و با تشبیه ذهن به یک برنامه هوشمند کامپیوتری این استدلال را در برابر مواضع فلسفی کارکردگرایی و نظریه محاسباتی ذهن که در آنها، ذهن به عنوان یک محاسبهگر یا دستکاری کنندهٔ نماد عمل می کند، قرار دهد. [۱]
محتویات |
[ویرایش] اتاق چینی
مقالهی او نشان می داد این سوال که : اگر یک ماشین بتواند به صورت متقاعدکنندهای یک مکالمهٔ هوشمند را شبیهسازی کند، آیا ضروری است که آن را بفهمد. سرل می گوید: فرض کنید من درون یک اتاق در بسته محبوس شده باشم و یک دسته بزرگ نوشتههای چینی نیز به من داده شده باشد. علاوه بر این فرض کنید (همان طور که واقعا این طور است) من چیزی از زبان چینی نمی دانم نه نوشتن و نه خواندن و حتی من مطمئن نیستم که که بتوانم بین نوشتههای چینی یا زبانهایی شبیه آن مثلا ژاپنی و شکلکهای بی معنی تفاوت قائل شوم. از نظر من نوشتههای چینی فقط پر از شکلکهای بی معنی است. حالا فرض کنید بعد از اولین دسته از نوشتههای چینی، دسته دومی از یادداشتهای چینی به همراه مجموعهای از قواعد که دسته اول را به دسته دوم مربوط می سازد به من داده شده است. قواعد به زبان انگلیسی هستند، و من این قواعد را به همان خوبی می فهمم که یک فرد بومی انگلیسی زبان می فهمد. قواعد مرا قادر می سازند تا یک مجموعه از نمادهای صوری را به یک مجموعه دیگر از نمادهای صوری مرتبط سازم، "صوری” در اینجا فقط به معنای این است که من نمادها را فقط با استفاده از شکلشان شناسایی می کنم. حال همچنین فرض کنید دسته سوم نمادهای نوشته شده چینی به همراه دستورالعملهایی باز هم به زبان انگلیسی به من داده شده است که مرا قادر می سازد تا عناصر دسته سوم را به دو دسته اول مربوط کنم، این قواعد به من چگونگی ارتباط نمادهای چینی خاصی با یک جور اشکال خاص را در پاسخ به یک جور اشکال خاص که در دسته سوم به من داده شده است، تعلیم می دهند. مردمی که تمام این نمادها را به من می دهند به دسته اول می گویند "نمایشنامه" به دسته دوم می گویند "داستان" و به دسته سوم می گویند "سوالها"، این درحالی است که من نمی دانم. به علاوه به نمادهایی که من در پاسخ به دسته سوم به آنها باز می گردانم می گویند "پاسخ به سوالها”. و به مجموعه قواعدی که به زبان انگلیسی است که آنها به من دادند می گویند "برنامه". بعد از آن سرل می گوید که کسانی که در بیرون اتاق هستند و پاسخهای مرا دریافت می کنند تصور می کنند شخصی درون اتاق هست چینی می داند، سرل می گوید این دقیقا همان کاری است که رایانه می کند یعنی یک سری ورودی می گیرد و یک سری خروجی می دهد، اما من که نقش نرم افزار کامپیوتر را داشتم چیزی از آن داستان متوجه شدم؟ آیا آن را فهمیدم؟
اتاق چینیها دقیقا همان طراحی را دارد که هر کامپیوتر مدرنی دارد. و طبق معماری Von Neumann است به طوری که شامل یک برنامه (قواعد به زبان انگلیسی)، مقداری حافظه (دستههای کاغذ)، یک CPU که دستورالعملها را دنبال می کند (انسان) و یک وسیله برای نوشتن نمادها در حافظه (مداد و پاککن) می باشد. یک ماشین با این طراحی در علوم کامپیوتر نظری به عنوان یک ماشین تورینگ کامل شناخته می شود، چون قابلیتهای ضروری این را دارد تا بتواند تمام محاسباتی که توسط ماشین تورینگ انجام می شود را انجام دهد. به بیان دیگر اتاق چینیها می تواند هر آنچه که سایر کامپیوترها انجام می دهند را انجام دهد.
[ویرایش] روش کار اتاق چینی
اتاق چینی (و همه کامپیوترهای مدرن) برای انجام محاسبات و شبیه سازیها اشیا فیزیکی را دستکاری می کنند. محققان هوش مصنوعی Alan Newell و Herbert Simon به این نوع از ماشین "سیستم نماد فیزیکی" می گویند. همچنین این سیستم با سیستم صوری(formal systems) در منطق ریاضیات معادل می باشد. سرل بر روی این حقیقت تاکید دارد که این نوع از دستکاری نماد دستوری(syntactic) است (با قرض گرفتن این واژه از مطالعات گرامری). CPU نمادها را بدون هیچ علمی از معنای(semantics) نمادها، با استفاده از نوعی قواعد دستوری دستکاری می کند.
[ویرایش] نتایج سرل از اطاق چینی
جان سرل توانست بین دو فرضیه مهم تمایز قائل شود و آنها را فرضیه هوش مصوعی قوی و فرضیه هوش مصنوعی ضعیف نامید: فرضیه اول می گوید: یک سیستم هوش مصنوعی می تواند فکر کند و ذهن داشته باشد. فرضیه دوم می گوید: یک سیستم هوش مصنوعی (فقط) می تواند مثل این عمل کند که فکر می کند و ذهن دارد.
[ویرایش] پانویس
- ↑ John R. Searle. «Minds, Brains, and Programs». The Behavioral and Brain Sciences, vol. 3. Copyright 1980 Cambridge University Press.