ریچارد داوکینز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

داوکینز به این صفحه تغییر مسیر داده می‌شود. برای دیگر کاربردها داوکینز (ابهام‌زدایی) را ببینید.

ریچارد داوکینز
Dawkins at a signing for his book بزرگ‌ترین نمایش روی زمین: مدرکی برای تکامل in 2009.
متولد ۲۶ مارس ۱۹۴۱ (۷۱ سال)
نایروبی، کنیا
محل زندگی آکسفورد، انگلیس
ملیت بریتانیایی
استاد راهنما نیکو تینبرگن
دلیل شهرت دفاع از بی‌خدایی
نقد دین
فرگشت ژن-محور
طراح مفهوم مم
جوایز انجمن جانورشناسی مدال نقره (۱۹۸۹)
جایزه فارادی (۱۹۹۰)
جایزه کیستلر (۲۰۰۱)
دین بی‌خدا

کلینتون ریچارد داوکینز (به انگلیسی: Clinton Richard Dawkins)‏(زادهٔ ۲۶ مارس ۱۹۴۱) استاد بازنشسته درک عمومی علم در دانشگاه آکسفورد [۱][۲][۳][۴][۵] و همچنین رفتارشناس، زیست‌شناس فرگشتی و نویسندهٔ کتاب‌های علمی برای عموم است.

از جمله افتخارات او، عضویت در انجمن سلطنتی علوم، و انجمن سلطنتی ادبیات است. وی در تفسیر و آموزش عمومی دانش نقش برجسته‌ای در انگلستان دارد. و کتاب‌های مشهوری در زمینهٔ فرگشت نوشته‌است.

نخستین کتاب او با عنوان ژن خودخواه، که در سال ۱۹۷۶ منتشر شده بسیار تأثیرگذار بوده‌است. در این کتاب او نقش کلیدی ژن‌ها را در فرگشت (تکامل) تشریح می‌کند و برای نخستین بار مفهوم میم را مطرح می‌نماید.[۶] از آن پس او چندین کتاب نگاشته که بیش تر عناوینی شاعرانه دارند: ساعت‌ساز نابینا، صعود به قلهٔ ناممکن، گسیختن رنگین‌کمان، داستان نیاکان، پندار خدا، بزرگترین نمایش روی زمین و و جدیدتر از همه جادوی واقعیت: چگونه می‌دانیم چه چیزی واقعا درست است ؛ که هر کدام شرح و بحث جنبه‌هایی از مفهوم انتخاب طبیعی هستند. در این میان فنوتیپ گسترش یافته؛ به نظر خود داوکینز بدیع‌ترین اثر علمی اوست.[۷] در این کتاب که به عنوان اثری مطرح در زمینهٔ زیست‌شناسی فرگشتی به شمار می‌رود، وی این نظریه را مطرح کرد که اثرات فنوتیپی [رخ‌مون] محدود به داخل بدن جانداران نیستند؛ بلکه می‌توانند به بیرون از بدن جاندار گسترش یابند و حتی در بدن دیگر جانداران تاثیر بگذارند.

داوکینز از منتقدان بزرگ آفرینش‌گرایی و یک بی‌خدای مشهور است.[۸][۹][۱۰][۱۱] او همچنین یک آزاداندیش، اومانیست سکولار، شک‌گرا، خردگرای علمی[۱۲] و پشتبان جنبش روشن‌ها (به انگلیسی: Brights Movement) است.[۱۳] داوکینز در کتاب پندار خدا (۲۰۰۶) عنوان نمود که خالق ماوراطبیعه به احتمال قریب به یقین وجود ندارد و ایمان دینی یک پندار [توهم] غلط جا افتاده‌است.[۱۴] در نوامبر سال ۲۰۰۷ فروش این کتاب تنها در زبان انگلیسی به یک و نیم میلیون نسخه رسید. این کتاب به سی و دو زبان؛ از جمله فارسی؛ ترجمه شده‌است.[۱۵]

زندگی‌نامه[ویرایش]

ریچارد داوکینز در ۲۶ مارس ۱۹۴۱ در نایروبی کنیا زاده شد. پدرش یک سرباز بود که در جنگ جهانی دوم از کنیا به انگلیس بازگشت تا به نیروهای متفقین بپیوندد.[۱۶] آنها در سال ۱۹۴۹ زمانی که ریچارد هشت ساله بود به انگلستان بازگشتند. هر دو والدین او به علوم طبیعی علاقه‌مند بودند و پاسخ پرسش‌های داوکینز را به شکل علمی می‌داده‌اند.[۱۷]

داوکینز دوران کودکی خود را یک پرورش معمولی انگلیکان توصیف می‌کند. به گفتهٔ او وی در ۹ سالگی شروع به شک‌کردن در وجود خدا کرد. ولی برهان نظم او را قانع می‌کرد. البته دریافت این نکته که در جهان ادیان گوناگون وجود دارند و مسیحی بودن او کاملاً شانسی بوده و اگر در جای دیگری به دنیا می‌آمد دین دیگری داشت رویش تأثیر گذاشت و فهمید که چون هزاران دین گوناگون وجود دارند همگی نمی‌توانند درست باشند. در ۱۶ سالگی با داروینیسم آشنا شد و دریافت که پیچیدگی‌های جانداران نیازی به خالق و طراح ندارد و ایمان دینیش را از دست داد.[۱۸] بعدها با تحصیل در رشته زیست‌شناسی و هر چه بهتر فهمیدن جوانب قضایا، کاملاً به توضیح مادی و طبیعی حیات و غیرضروری بودن خالق فراطبیعی اذعان نمود.

او به دنبال علاقه‌ای که از کودکی به دنبالش بود؛ یعنی زیست‌شناسی رفت و در رشتهٔ جانورشناسی دانشگاه آکسفورد به تحصیل پرداخت. در آنجا نیکو تینبرگن رفتارشناس جانوری برندهٔ جایزه نوبل استاد راهنما و تز دکترایش بود. او پس از دریافت دکترا یک سال دیگر در آکسفورد ماند و زیر نظر تینبرگن به پژوهش‌های رفتارشناسی جانوران پرداخت.

او در اواخر دههٔ شصت به عنوان استادیار در دانشگاه برکلی کالیفرنیا کار می‌کرد. این دوران مصادف بود با بحبوحهٔ جنگ ویتنام که داوکینز همچون بسیاری از استادان و دانشجویان دانشگاه مخالف آن بودند و او به شدت درگیر فعالیت‌های ضد جنگ شد.[۷] سپس او در ۱۹۷۰ به عنوان استاد در دانشگاه آکسفورد مشغول به کار گردید. در دههٔ هفتاد او به توضیح دانش برای عموم علاقه‌مندان روی آورد. نخستین کتابش را به نام «ژن خودخواه» در سال ۱۹۷۶ نوشت؛ که کتابی مشهور و تاثیرگذار گردید و موجی نو در زیست‌شناسی فرگشتی ایجاد کرد.[۱۹]

داوکینز سخنرانی‌های علمی قابل توجهی داشته‌است. از جمله سخنرانی مایکل فارادی، سخنرانی یادبود توماس هاکسلی و سخنرانی تینبرگن. او همچنین به عنوان نویسنده با مجلات سرشناس علمی و با دانشنامه انکارتا در زمینه دانشنامه فرگشت همکاری داشته‌است. او به عنوان دبیر ارشد با مجلهٔ فری اینکوایری همکاری دارد و جز هیات امنای مجلهٔ اسکپتیک [شک‌گرا] است.

او عضو گروه‌های خبرهٔ بسیاری از جمله آکادمی پادشاهی علوم و آکادمی پادشاهی ادبیات بریتانیا است. او همچنین رییس بخش علوم زیستی انجمن پیشبرد دانش بریتانیا می‌باشد. در سال ۲۰۰۴ کالج بالیول دانشگاه آکسفورد جایزه داوکینز را برای اهدا به پژوهش‌های برجسته در زمینهٔ بوم‌شناسی و رفتارشناسی جانوران در خطر انقراض تاسیس نمود.[۲۰]

داوکینز در سال ۱۹۹۵ به دریافت صندلی فهم عمومی چالرز سیمونی آکسفورد نائل شد؛ که در سپتامبر ۲۰۰۸ به خاطر رسیدن به سن بازنشستگی اجباری دانشگاه باید از آن بازنشست شود.[۲۱][پیوند مرده] او همچنین از ۱۹۷۰ عضو هیات مدیرهٔ نیوکالج آکسفورد بوده‌است.[۲۲]

فعالیت‌ها[ویرایش]

زیست‌شناسی فرگشتی[ویرایش]

برای اطلاعات بیشتر به فرگشت ژن‌محور رجوع کنید.

Dawkins at UT Austin.jpg

از دیدگاه علمی، داوکینز بیشتر به دلیل گسترش و عمومی‌سازی نگرش ژن محور در فرضیه فرگشت شناخته شده‌است. این دیدگاه او به روشنی در کتاب‌هایش بنام‌های ژن خودخواه (سال ۱۹۷۶) و فنوتیپ گسترش یافته (۱۹۸۲) به چشم می‌خورد. داوکینز یک رفتارشناس جانوری است و از این رو به بررسی ارتباط رفتار حیوانات با انتخاب طبیعی علاقه‌مند است. او بر این باور است که ژن واحد اصلی انتخاب در فرایند فرگشت است. او همواره در مورد دیدگاه‌های مربوط به فرایندهای ناسازگارانه در فرگشت و اعتقاد به انتخاب در سطحی بالاتر از ژن، نگرشی بسیار شکاکانه داشته‌است. داوکینز بویژه نسبت به اهمیت انتخاب گروهی به عنوان پایه خیرخواهی و ازخودگذشتگی، نگرشی انتقادآمیز دارد. او با بهره گیری از نقطه نظرات دبلیو دی همیلتون در مورد انتخاب قومی و رابرت تریورز در مورد ازخودگذشتگی متقابل، دیدگاه خود را در مورد از خودگذشتگی در کتاب ژن خودخواه انعکاس داده‌است.

بسیاری از منتقدان داوکینز، در نظر گرفتن ژن به عنوان واحد انتخاب را گمراه کننده دانسته‌اند و نظر داده‌اند که در واقع ژن واحد انتخاب نیست، بلکه واحد فرگشت است. انتقاد دیگر این است که ژن به تنهایی توان بقا ندارد و به منظور ساختن یک موجود زنده، مجبور است با دیگر ژن‌ها همکاری نماید و به همین دلیل نمی‌توان یک ژن را یک واحد مستقل در نظر گرفت. داوکینز در کتاب فنوتیپ گسترش یافته ابراز می‌کند که از دیدگاه یک ژن، بواسطه بازترکیبی ژنتیک و تولید مثل جنسی، تمامی ژن‌های دیگر بخشی از محیط زیستی هستند که آن ژن در آن سازگار شده‌است.

داوکینز و استفن جی گولد (دیرین‌شناس اهل ایالات متحده آمریکا) اختلاف نظر زیادی در مورد مکانیسم‌ها و عوامل اثرگذار در فرگشت داشتند. با این وجود رفتار آن‌ها نسبت به یکدیگر ستیزه‌جویانه نبود و داوکینز بخش عمده‌ای از کتابش بنام " یک موبد شیطان" (سال ۲۰۰۳) را پس از مرگ گولد به او که در سال ۲۰۰۲ از دنیا رفته بود تقدیم کرد.

استفان جی گولد نسبت به موضوع "ژن به عنوان واحد انتخاب طبیعی" انتقاداتی دارد. گولد استدلال می‌کند که ژن‌ها به طور مستقیم در انتخاب طبیعی به چشم نمی‌آیند. در واقع واحد انتخاب طبیعی فنوتیپ است تا ژنوتیپ. برای اینکه این فنوتیپ است که با محیط به عنوان واسطه انتخاب طبیعی به برهمکنش می‌پردازد[۲۳]. کیم استرنلی دیدگاه گولد را این گونه خلاصه می‌کند: "تفاوت‌های ژنی، باعث تغییرات تکاملی در گروه‌ها نمی‌شود، بلکه فقط این تغییرات را به ثبت می‌رساند."[۲۴]. این دیدگاه مطابق با نظر دیگر دیرینه شناس مشهور نیلز الدرج نیز هست[۲۵].

پاتریک بیتسون در این خصوص می‌نویسد، اصرار بر اینکه ژن‌ها واحد تشکیل دهنده انتخاب طبیعی هستند مانند این است که بگوییم، علت خرید ماشینها توسط مردم فشارهای هیدرولیکی و دیگر اجزای تشکیل دهنده ماشین‌ها هستند (که آن را به حرکت در می‌آورند)[۲۶]

داوکینز در صحنه پایانی فیلم "اخراجی" بیان می‌دارد که با توجه به منطق پیچیده‌ای که در کد ژنتیکی وجود دارد، کاملاً ممکن است حیات بر روی زمین توسط تمدنی پیشرفته تر که از فضا آمده بنا نهاده شده باشد.[۲۷].

میم[ویرایش]

برای اطلاعات بیشتر به میم رجوع کنید.
داوکینز کلمهٔ میم (معادل فرهنگی ژن) را به منظور توضیح این که چگونه اصول داروینی ممکن است برای تشریح گسترش عقاید و پدیده‌های فرهنگی بکار روند، ابداع کرد. این کار منجر به بوجود آمدن رشته‌ای بنام میمتیک گردید. میم به هر موضوع فرهنگی که یک ناظر بتواند آنرا یک همانندساز در نظر گیرد، اشاره دارد. فرض داوکینز این است که بسیاری از پدیده‌های فرهنگی، بویژه هنگام روبرو شدن با انسان‌ها (انسان‌ها بواسطه روند تکاملی خود به شکل نسبتاً کارآمدی توانایی کپی کردن اطلاعات و رفتار را دارند) قابل همانند سازی هستند. میم‌ها همیشه بدون اشتباه کپی نمی‌شوند و در معرض تعدیل، ترکیب و تغییر بوسیله عقاید دیگر قرار دارند و این روند می‌تواند به تولید میم‌های جدید بینجامد. این میم‌های جدید خود می‌توانند همانند سازهای کارآمد تر و یا ناتوان تری از نیاکانشان باشند و این زمینه‌ای است برای فرضیه فرگشت فرهنگی (تکامل فرهنگی) که متناظر با فرگشت بیولوژیک بر پایه ژن است. داوکینز پس از تعیین خطوط اصلی نظراتش در کتاب ژن خودخواه، وظیفه گسترش این نظریه را به عهده دیگران از جمله سوزان بلک مور گذاشت.

انتقاد از آفرینش‌گرایی[ویرایش]

برای اطلاعات بیشتر به بوئینگ ۷۴۷ غایی رجوع کنید.

داوکینز در حاشیه سخنرانی در ایسلند، ۲۴ ژوئن ۲۰۰۶

داوکینز یکی از منتقدان شاخص آفرینش‌گرایی (اعتقاد دینی مبنی بر اینکه انسانها، موجودات زنده و تمامی جهان بوسیله خدا آفریده شده و تکامل یا فرگشت در به وجود آمدن آنها نقشی نداشته‌است) محسوب می‌شود. او اعتقاد به آفرینش‌گرایی اخیر دنیا (نوعی از آفرینش‌گرایی که بر پایه تعالیم انجیل و تورات، سن زمین و جهان را تنها چند هزار سال می‌داند) را اشتباهی ابلهانه و مخالف عقل سالم می‌داند. داوکینز در سال ۱۹۸۶ در کتاب خود به نام "ساعت‌ساز نابینا" بحث مربوط به طراحی را که یکی از مهم‌ترین مباحثی است که آفرینش‌گرایان به آن تکیه می‌کنند، به باد انتقاد گرفت. او در این کتاب با مثال مشهور ویلیام پیلی الهیدان قرن هجدهم به مخالفت پرداخته‌است. پی لی در کتاب خود " خداشناسی طبیعی" ذکر می‌کند "همان‌گونه که یک ساعت بواسطه این که بسیار پیچیده و کارآمد است نمی‌تواند خودبخود و تنها از روی تصادف به وجود آمده باشد، تمامی موجودات زنده که به مراتب پیچیده‌ترند باید هدفمندانه طراحی شده باشند." داوکینز معتقد است که انتخاب طبیعی برای توضیح کارآمدی آشکار و پیچیدگی غیر تصادفی دنیای بیولوژیک و موجودات زنده کافی است. او می‌گوید انتخاب طبیعی گرچه فرایندی خودبخود، فاقد شعور و کور است، در طبیعت همان نقش ساعت‌ساز را بازی می‌کند.

در دسامبر ۲۰۰۴ داوکینز در مناظره تلویزیونی با بیل مویرز گوشزد کرد "در میان آنچه که دانش مدعی دانستنشان است، فرگشت یکی از چیزهایی است که مشمول این ادعا می‌شود". هنگامی که مویرز از او درباره فرضیه بودن فرگشت پرسید، داوکینز پاسخ داد: "فرگشت مورد ارزیابی قرار گرفته‌است. نکته در این جاست که ارزیابی در زمان بوقوع پیوستن فرگشت نبوده‌است." او اضافه می‌کند: "این حالت مانند حضور یک کارآگاه در یک صحنه قتل است. گرچه کارآگاه به طور مستقیم قتل را مشاهده نکرده‌است، ولی دیدن شواهد و قراین فراوان می‌تواند کلید بسیار مهمی برای حل معما باشد. چنین شواهدی حتی می‌توانند چگونگی وقوع حادثه را تشریح کنند."

داوکینز به‌شدت با گنجاندن مباحث مربوط به آفرینش‌گرایی در تدریس علوم مخالف است زیرا وی آفرینش‌گرایی را یک بحث دینی می‌داند و معتقد است که آفرینش‌گرایی یک بحث علمی نیست. در مقابل گفته می‌شود که ایمان مذهبی مترادف آفرینش‌گرایی نیست[۲۸].

خداناباوری و منطق گرایی[ویرایش]

Richard dawkins lecture.jpg

داوکینز آشکارا خداناباور است و از منتقدان بنام مذهب بشمار می‌آید. برخی او را بی خدایی ستیزه جو (گروهی از خداناباوران که نسبت به مذهب نگرشی ستیزه جویانه دارند) می‌دانند. داوکینز خداناباوریش را نتیجه منطقی درک خود از نظریه فرگشت و درک این که دین و علم ناسازگارند می‌داند.

داوکینز در سال ۱۹۸۶ در کتاب ساعت ساز نابینا می‌نویسد:"پیش از کشف تکامل توسط علم یک خداناباور بر پایه نظرات هیوم می‌توانست بگوید: "من برای اشکال پیچیده بیولوژیک توضیحی ندارم. تنها می‌توانم بگویم که خدا توضیح خوبی در این رابطه نیست. بهتر است که صبر کنیم و چشم امید داشته باشیم تا شخصی با نظری بهتر از راه برسد." بدون شک این دیدگاه، گرچه از نظر منطقی درست بنظر می‌رسید، ولی توان متقاعد ساختن افراد را به طور کامل نداشت. هرچند بی خدایی ممکن است پیش از داروین نیز قابل دفاع کردن بوده باشد، ولی این داروین بود که این امکان را فراهم کرد که یک فرد خداناباور، و در همان حال از نظر ذهنی متقاعد و راضی باشد."[۲۹]

برخی از نویسندگان منتقد یاد آور شده‌اند که نظریه تکامل داروین لزوماً منتفی کننده اعتقاد به خدا نیست. به عنوان مثال، دیوید برلینکسی، در کتاب "توهم شیطان" از زیست شناس معروف، کنث میلر نقل می‌کند که وی تضادی بین ایمان کاتولیک خود با نظریه فرگشت نمی‌بیند. علاوه بر این او از فرانسیس کالینز مثال می‌آورد که سرپرست پروژه ژنوم انسان بود و نظری مشابه در مورد عقاید مذهبی دارد.[۳۰]

در سال ۱۹۹۱ او در مقاله خود بنام "ویروس‌های ذهن" این امکان را مطرح کرد که بتوان بر اساس نظریه میمتیک به توضیح پدیده ایمان مذهبی و برخی دیگر از نمودهای دینی (مانند اعتقاد به مجازات بی ایمانان در آخرت) پرداخت.

به نظر داوکینز ایمان یکی از بزرگترین آفت‌های جهان است. ایمان به معنی اعتقادی است که بر پایه شواهد نیست. او ایمان را مانند آبله می‌داند بااین تفاوت که ریشه کنی ایمان بسیار دشوارتر است. برخی از اینکه داوکینز بین بنیاد گرایی مذهبی و مذهب معتدل فرقی نمی‌گذارد از وی انتقاد کرده‌اند. آنها این باور داوکینز را در مقابل ایده تساهل و تسامح می‌دانند که از پایه‌های یک جامعه دمکراتیک و مورد قبول بسیاری از جمله خداناباوران سنتی است.[۳۱]

پس از واقعه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱، هنگامی که نظر او را در مورد تغییراتی که جهان از این پس به خود خواهد دید جویا شدند، داوکینز پاسخ داد: "بسیاری از ما دین و مذهب را تنها به شکل چرندیاتی بی ضرر نگاه می‌کردیم. ما فکر می‌کردیم که گرچه ایمان ممکن است هیچ شاهدی برای اثبات خود نداشته باشد، ولی می‌تواند همانند چوب زیر بغل، تکیه گاه و تسلی خاطری برای افراد باشد و از این رو آن را بی ضرر می‌دانستیم. ۱۱ سپتامبر همه این دیدگاه‌ها را زیر و رو کرد. این واقعه به ما نشان داد که مذهب چرندیاتی بی ضرر نیست بلکه می‌تواند به چرندیاتی بسیار خطرناک و مرگبار تبدیل شود. مذهب خطرناک است زیرا به افراد اطمینان کامل و غیر قابل تغییری نسبت به بر حق بودنشان می‌دهد. مذهب خطرناک است زیرا به افراد شجاعت کاذبی برای کشتن خود می‌دهد. چنین شجاعتی به نوبه خود تمامی مرزهایی که جلوی کشتن دیگران را می‌گیرد از میان برمی دارد. مذهب خطرناک است زیرا دشمنی و کینه را نسبت به دیگران، تنها به دلیل این که رسوم به ارث رسیده متفاوتی دارند، بر می‌انگیزد. مذهب خطرناک است زیرا ما جملگی پذیرای احترام غریبی نسبت به آن هستیم که موجب شده‌است تا مذهب از هر گونه نقد و انتقادی مصون باشد. بیایید تا همگی چنین احترام احمقانه‌ای را کنار بگذاریم."

برخی نویسندگان با اشاره به تحقیق دانشمند علوم سیاسی رابرت پیپ که همه عملیات‌های شهادت طلبانه از سال ۱۹۸۰ را بررسی کرده است با اظهار نظر داوکینز مخالفت کرده‌اند. در این تحقیق[۳۲] که در سال ۲۰۰۳ چاپ شده، نویسنده نتیجه می‌گیرد ایمان مذهبی (از هر نوعش) نه لازم و نه کافی برای خلق عاملین این انفجار هاست. پیپ معتقد است انگیزه اصلی سیاسی است.[۳۳][۳۴][۳۵][۳۶][۳۷][۳۸]

داوکینز در سال ۲۰۰۶ کتابی بنام توهمی بنام خدا (به فارسی به نام پندار خدا ترجمه شده‌است) نوشت. این کتاب از کلیه آثار دیگرش در سطح جهانی فروش بالاتری داشته‌است. بسیاری از اندیشمندان نگارش این کتاب را تقدیر کردند. از آن جمله می‌توان از سر هارلد کروتو (برنده جایزه نوبل شیمی در سال ۱۹۹۶), استیون پینکر (روانشناس) و جیمز دی واتسون (برنده جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی در سال ۱۹۶۲) نام برد. برخی نیز همچون فیلسوف خدا ناباور مایکل روس، منتقد ادبی تری ایگلتون و فیلسوف مسیحی کیث وارد کتاب وی را به باد انتقاد گرفتند. داوکینز معتقد است که "وجود خداوند یک فرضیه علمی همانند هر فرضیه علمی دیگر است." او با نظر استفن جی گولد مبنی بر این که علم و دین دو حیطه کاملاً جدا از هم هستند (اصطلاح گولد در این رابطه حوزه‌های ناهمپوش است که به آن در انگلیسی به طور مخفف نوما (NOMA) هم می‌گویند.) مخالف است. داوکینز استدلال می‌کند «وجود خداوند مانند هر چیز دیگری یک فرض علمی است».[۳۹] او با اصل مجیستریای غیر همپوشانی کننده استفن جی گولد مخالف است. داوکینز در مصاحبه با مجله تایم گفت:

من فکر می‌کنم بخشهای مجزای گولد یک اقدام سیاسی برای جذب طبقه متوسط میانه به اردوگاه علم بود. ولی خیلی ایده توخالی ای ست. هر گونه اعتقاد به معجزه نه تنها با واقعیات علم بلکه با روح علم در تناقض است[۴۰].

در سپتامبر سال ۲۰۰۸ دادگاهی در ترکیه دسترسی به وب سایت داوکینز را در ترکیه به اتهام "توهین شخصیتی" مسدود کرد. این تصمیم در پی شکایت آفرینش گرای اسلامی هارون یحیی گرفته شد.

در سال ۲۰۱۰ در ملبورن استرالیا داوکینز از عبارت "پاپ نازی" هنگام صحبت درباره پاپ پیوس دوازدهم استفاده کرد(در اشاره به رفتار بحث انگیز پاپ در مورد هولوکاست در طول جنگ جهانی دوم) که این عمل داوکینز با انتقاداتی مواجه گردید.

واکنش ها[ویرایش]

به دنبال وارد شدن داوکینز به حوزه فلسفه و الهیات، گروهی از متفکرین به او انتقادهایی را وارد نمودند. در میان این افراد، الهی دانان مسیحی، فیلسوفان، و بعضاً برخی از خدا ناباوران و شک گرایان دیده می‌شوند.

  • الوین پلانتینگا، در مقاله‌ای در نقد کتاب پندار خدا با تایید این امر که داوکینز یک نویسنده با استعداد در زمینه‌های علمی است می‌نویسد: "با وجود اینکه این کتاب [پندار خدا] در اصل فلسفی است، داوکینز فیلسوف نیست. او یک زیست شناس است... واقعیت این است که بسیاری از استدلال‌های او در کلاس درس فلسفه نمره قبولی نمی‌گیرند."[۴۱] او در ادامه به یکی از این نوع استدلال‌های اشتباه داوکینز اشاره می‌کند:
We know of no irrefutable objections to its being possible that p;Therefore p is true
  • آلیستر مکگرات الهی دان آکسفورد، در مقابل موضع گیری داوکینز که از علوم طبیعی به نتیجه‌ای فلسفی (مبنی بر عدم وجود خدا) رسیده‌است، گفتاری از دیگر دانشمندان می‌آورد که علم محدود است و از فلسفه و الهیات جداست:

--زیست شناس شک گرا، استفان جی گولد:

علم با ابزارهای قانونی خود قادر نیست در مورد موضوع سرپرستی احتمالی خدا بر طبیعت قضاوت کند. ما نه آن را تایید و نه آن را رد می‌کنیم؛ بلکه به عنوان دانشمند از نظر دادن در مورد آن خود داری می‌کنیم.[۴۲][۴۳]

--پیتر مداوار برنده جایزه نوبل در فیزیولوژی پزشکی:

اینکه برای دانش مرزی هست، به دلیل وجود پرسشهایی که نمی‌تواند به آن پاسخ دهد بسیار محتمل شده‌است و هیچ پیشرفتی در علم نخواهد توانست علم را قادر به پاسخگویی آنها کند.[۴۴][۴۵]

--مارتین ریس اختر فیزیکدان و رئیس سابق انجمن سلطنتی بریتانیا:

معمای بزرگ این است که چرا اصلاً چیزی وجود دارد. چه چیزی زندگی را به معادلات فیزیک می‌افزاید و آنها را در یک گیتی واقعی فعال می‌کند. این پرسشها در ماورای علم هستند و در محدوده فیلسوفان و دین شناسان قرار می‌گیرند.[۴۶][۴۷]
  • در سال ۲۰۰۴ کتابی به چاپ رسید با عنوان خدای داوکینز. در این کتاب نویسنده، آلیستر مکگرات، نکاتی را در مقابل استنتاج‌های ضّد دینی داوکینز بیان می‌کند. از جمله می‌نویسد که نظریه فرگشت لزوماً موید هیچ مرام و مسلکی نیست، چه الحاد و چه ایمان. وی تأکید می‌کند که موافقت با داروین لزوماً منتهی به خدا ناباوری نمی‌شود. مایکل شرمر، پایه گذار جامعه شکاکان -که داوکینز نیز عضو آن است- با ذکر این مطلب که این کتاب اثباتی برای وجود خدا نمی‌آورد می‌نویسد:

    دفاع [مکگرات] از ایمان دینی یک دفاع جانانه و محترمانه‌است و او نشان می‌دهد که برخی از ارزیابی‌های داوکینز در مورد مذهب قطعاً بیش از اندازه ساده انگارانه یا گزینشی هستند.

    [۴۸][۴۹]مک‌گرات معتقد است که داوکینز از الهیات مسیحی ناآگاه است و نتیجتاً نمی‌تواند به طرز هوشمندانه‌ای با دین و ایمان ارتباط برقرار کند[۵۰]. داوکینز، در پاسخ، می‌پرسد «آیا برای باور نکردن لپرکان‌ها لازمست لپرکان شناسی خوانده باشید؟»،[۵۱] و در نسخه با جلد کاغذی پندار خدا - او به پی زی میرز زیست‌شناس آمریکایی که این خط استدلال را با «پاسخ درباری» خواندن به سخره گرفته بود اشاره کرد.[۵۲] داوکینز در فستیوال ادبی ساندی تامیز در ۲۰۰۷ مناظره مفصلی با مک‌گرات داشت.[۵۳]
  • تری ایگلتون -که از او با عنوان یکی از تاثیر گذارترین منتقدین زنده بریتانیا نام برده می‌شود- در "نقد کتاب لندن" نظرات داوکینز در مورد الهیات را به نظرات کسی شبیه می‌داند که در مورد زیست شناسی داد سخن می‌دهد ولی اطلاعات او در این موضوع در حد کتاب پرندگان بریتانیاست. [۵۴]
  • مجله پراسپکت که سال قبل از انتشار کتاب پندار خدا، داوکینز را در زمره سه شخصیت روشنفکر برتر معرفی کرده بود، در تغییر موضعی قابل توجه در مقاله‌ای به قلم اندرو براون این کتاب را بی دقت و غیر منسجم خواند.[۵۵]
  • مایکل روس در باره این کتاب نوشت: "[کتاب] پندار خدا مرا از خدا ناباوری خود خجل می‌کند." وی با ذکر مثالی از استدلال‌های فلسفی داوکینز، اظهار می‌دارد که خدا ناباوران جدید، دانشوری را جدی نمی‌گیرند.[۵۶]
  • ژورنال فلسفه فرگشتی، در مقاله‌ای به قلم رابرت استوارت، داوکینز را متهم به این می‌کند که مفاهیم سوال برانگیز را با واژه‌های علمی می‌پوشاند تا به آنها چهره موجه بدهد. او به این مساله اشاره می‌کند که داوکینز مبحث "تکامل کیهانی" را در لوای تکامل زیست شناسی به خواننده القا می‌نماید بدون اینکه ذره‌ای دلیل برای اثبات آن بیاورد.[۵۷]

اسلام[ویرایش]

داوکینز بین اسلام و ادیان دیگر تفاوتهایی قایل است و برخی را خطرناکتر از برخی دیگر می‌داند. او در این میان اسلام را بزرگترین خطر جهان می‌داند و معتقد است[۵۸][۵۹]:

اسلام یکی از بزرگترین نیروهای اهریمنی جهان است.

موضع گیری اختصاصی داوکینز در مورد اسلام انتقاد برخی نویسندگان غربی را بر انگیخته است.[۶۰][۶۱] از جمله اوئن جونز در پاسخ به یکی از اظهارات داوکینز نوشت[۶۲]:

اگر خداناباوری به معنای تعصب یک جانبه در مورد مسلمانان، یا تلاش برای اخراج مؤمنان از زندگی اجتماعی است در آن صورت من خداناباور نیستم.

آثار[ویرایش]

کتاب‌ها[ویرایش]

نوشتار اصلی: فهرست آثار چاپی ریچارد داوکینز

فیلم‌های مستند[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Charles Simonyi Professor of the Public Understanding of Science http://users.ox.ac.uk/~dawkins/
  2. "The Simonyi Professorship Home Page". The University of Oxford. Retrieved 2008-03-08. 
  3. "The Third Culture: Richard Dawkins". Edge.org. Retrieved 2008-03-08. 
  4. Staff (2008). "(Clinton) Richard Dawkins". Who's Who. London: en:A & C Black. 
  5. List of Fellows of en:New College, Oxford – داوکینز از این سمت بازنشسته شده.
  6. [۱], Sciencedaily.com news, adapted from the original material from the European Science Foundation workshop on the subject, Copenhagen, Denmark, 2-5 November 2008.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ مصاحبه‌ای با ریچارد داوکینز
  8. Positive Atheism's Big List of Richard Dawkins Quotations
  9. Smith, Alexandra (27 November 2006). "Dawkins campaigns to keep God out of classroom". London: The Guardian. Retrieved 2007-01-15. 
  10. Chittenden, Maurice; Waite, Roger (23 December 2007). "Dawkins to preach atheism to US". London: The Sunday Times. Retrieved 2008-04-01. 
  11. Persuad, Raj (2003-03-20). "Holy visions elude scientists". London: The Daily Telegraph. Retrieved 2008-04-17. 
  12. Why I am a Secular Humanist
  13. http://en.wikipedia.org/wiki/Christopher_Hitchens
  14. Dawkins, ‎Richard. The God Delusion. Transworld Publishers, 2006. 5. ISBN 0-593-05548-9. 
  15. ریچارد داوکینز
  16. Biography of Richard Dawkins
  17. BBC NEWS | In Depth | Newsmakers | Richard Dawkins: The foibles of faith
  18. Simon Hattenstone meets Richard Dawkins | World news | The Guardian
  19. 3.07: Revolutionary Evolutionist
  20. Balliol College - The Dawkins Prize for Animal Conservation and Welfare
  21. Further particulars: The Isaac Wolfson Professorship of Materials
  22. The first Simonyi Professor: Richard Dawkins
  23. Gould, Stephen Jay (1990). "Caring Groups and Selfish Genes". The Panda's Thumb: More Reflections in Natural History. Harmondsworth: Penguin Books. pp. 72–78.
  24. Sterelny, Kim (2007). Dawkins vs. Gould: Survival of the Fittest. Cambridge: Icon Books. p. 83
  25. Eldredge, Niles (2004). Why We Do It: Rethinking Sex and The Selfish Gene. New York City: W. W. Norton. p. 233.
  26. Richard Dawkins: How a scientist Changed the Way We Think, p. 166
  27. Religion and the New Atheism: A Critical Appraisal By Amarnath Amarasingam, p. 65. Originally mentioned by Dawkins in 2008 film Expelled
  28. Darwin's Angel: An angelic riposte to The God Delusion, John Cornwell, p. 25
  29. Dawkins, Richard (1986). The Blind Watchmaker. New York: Norton. p. 6. ISBN 0-393-31570-3. 
  30. David Berlinski, "The Devil's Delusion", p. 1
  31. God and the New Atheism By John F. Haught, p. 9
  32. http://danieldrezner.com/research/guest/Pape1.pdf
  33. The Dawkins Delusion, p. 80
  34. A Place for Truth: Leading Thinkers Explore Life's Hardest Questions, p. 105
  35. Beyond Opinion: Living the Faith We Defend, p. 27
  36. The New Atheist Novel: Fiction, Philosophy and Polemic after 9/11, p. 113
  37. Reason, Faith, and Revolution: Reflections on the God Debate, p. 110
  38. Atheism Explained: From Folly to Philosophy, Postscript to part III
  39. Dawkins, Richard (2006). The God Delusion. Boston: Houghton Mifflin Co.. p. 50. ISBN 0-618-68000-4.
  40. God vs. Science - TIME
  41. The Dawkins Confusion: Naturalism ad absurdum - Alvin Plantinga - RichardDawkins.net
  42. Stephen Jay Gould: "Impeaching a Self-Appointed Judge," Scientific American 267,no. 1(1992)
  43. Dawkins' Delusion, Allister McGrath, p. 11
  44. The limits of science, Peter Madawar, p. 66
  45. The Dawkins Delusion?: Atheist Fundamentalism…, by Alister McGrath, Joanna Collicutt McGrath, p. 39
  46. Our Cosmic Habitat, By Martin J. Rees, p. xi
  47. The Dawkins Delusion?: Atheist Fundamentalism…, by Alister McGrath, Joanna Collicutt McGrath, p. 34
  48. "[McGrath's defense of religious faith is a passionate and honorable one and he demonstrates that some of Dawkins's characterizations of religion are indeed overly simplistic or selective, but he never delivers an answer to the God question. The closest thing to an argument for God's existence I could find in the book is this: "Why should God require an explanation at all? He might just be an 'ultimate,'...one of those things we have to accept as given and is thus amenable to description, rather than explanation." That may be, but like all other arguments made in favor of God's existence, this only works as a reason to believe if you already believe. If you do not already believe, science cannot help you."]
  49. The Courtier’s Reply – Pharyngula
  50. McGrath, Alister (2004). Dawkins' God: Genes, Memes, and the Meaning of Life. Oxford, England: Blackwell Publishing. p. 81. ISBN 1-4051-2538-1.
  51. Do you have to read up on leprechology before disbelieving in them? - Richard Dawkins, The Independent - RichardDawkins.net
  52. The Courtier’s Reply – Pharyngula
  53. The Times | UK News, World News and Opinion
  54. Terry Eagleton reviews ‘The God Delusion’ by Richard Dawkins · LRB 19 October 2006
  55. Dawkins the dogmatist
  56. "The God Delusion made me ashamed to be an atheist"
  57. Review - The God Delusion by Richard Dawkins
  58. Video: Richard Dawkins "Islam Is One Of The Great Evils In The World" | EuropeNews
  59. Dr. Richard Dawkins Takes on Islam | FaithFreedom.org
  60. http://www.huffingtonpost.com/scott-stephens/can-a-religious-believer-be-a-serious-journalist-richard-dawkins-and-the-unbearable-smugness-of-tweeting_b_3141971.html
  61. http://www.guardian.co.uk/commentisfree/2013/apr/22/richard-dawkins-islamophobic
  62. http://www.huffingtonpost.co.uk/2013/04/21/richard-dawkins-mehdi-hasan_n_3127629.html

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

جستجو در ویکی‌گفتاورد مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به ریچارد داوکینز در ویکی‌گفتاورد موجود است.
جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ ریچارد داوکینز موجود است.
جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ ریچارد داوکینز موجود است.