نام‌های ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نامه‌ای حاوی «کشور عجم»، فرستاده شده از پادشاه امپراطوری عثمانی (سلطان عبدالمجید خان) به فتحعلی‌شاه قاجار

در طول تاریخ برای سرزمین ایران نام‌های فراوانی بکار رفته که مهمترین آنها دو نام "ایران و Persia است. کتاب اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان صفحه ۲۲ تا۴۷ نامهای سرزمین ایران شرح و بسط داده است.[۱] بنابر اسناد تاریخی، شواهد، قراین، فرهنگ شفاهی، کشفیات باستان‌شناسی و زبان‌شناسی می‌توان گفت ۴ نام برای کشور ایران بکار رفته‌است.

این نام‌ها عبارتند از:

  1. سرزمین جم - مملکت العجم- بلاد العجم بلاد عجم بلاد فارس (در ادبیات ایرانی و عربی و ترکی) کشور عجم در ادبیات پارسی و ترکی. در مثالهای متون تاریخی می‌توان به عبارت بحر عجم و خلیج فارس و یا خسروان عجم به معنی شاهانایران اشاره نمود
  2. میدیا در ادبیات اروپایی سرزمین میانه یا اراکستان در جغرافیای اسلامی
  3. سرزمین پارس و پرس در ادبیات اروپایی (مملکت فارس در ادبیات عربی و پارسی)
  4. کشور ایران ایرانویچ (اریانا، ایراک، اراک، عراق و ایلام) از نظر زبانشناسی ریشه‌های واحدی دارند).

آریاییان سرزمین خود را ایریوشَی‌ُنِم یا ایریو دئینگهونام یعنی «مساکن آریائیان» می‌خواندند و بعدها که دارای حکومت و پادشاهی شدند میهنشان را ایریانو خْشَثْرُ یعنی «پادشاهی ایرانیان» خواندند. این نام بعدها اِئران شََتْر و «ایران شَهر» شده که «ایران» کوتاه شده همین نام است.[۲]

ایران[ویرایش]

با وجود اینکه ایران تنها نامی است که نزد ایرانیان بطور مستمر در طول هزاران سال بکار می رفته است و تنها در شاهنامه بیشتر از ۷۲۰ بار و در کتاب عبید زاکانی بیشتر از ۴۰۰ بار واژه ایران و ایرانا بکار رفته است. و نماد و رمز وحدت و تقدس به خود گرفته است اما اروپائیان تا اواخر سده هفده هیچگاه و یا بندرت این نام را بکار نبرده اند و در عوض همواره "پارس " را هم چم و بجای ایران بکار می برده اند. در تمامی اسناد و قراردادها سده های گذشته بین ایران و دولتهای خارجی نیز در متن پارسی ایران و در متن خارجی پارس بکار رفته است. بعضی‌ها ایران ویج را به معنی اقوام ایرانی تعبیر کرده‌اند که این تعبیر اشتباه است. ویج - ویچ - بیج و بیجه همگی یک ریشه دارند و به معنی سرزمین و زمین و کشتکر و کشور است. برای هریک از این نامها نقشه ها و سندهای تاریخی وجود دارد..[۳]

تهران پایتخت و بزرگ‌ترین شهر و مرکز سیاسی ایران است.

واژه ایران به عنوان یک واحدجغرافیای سیاسی در کتاب مسالک الابصار فی ممالک الامصار( شهاب الدین احمد بن فضل الله عمری (۷۰۰ - ۷۴۹ق) ایران را در فصلی بنام مملکت ایرانی ها توضیح داده شده است. اروپایی ها همواره تا سال ۱۳۱۳ ش. از ایران بنام Persia(انگیسی)، Perse(فرانسه)، Persien(آلمانی) و ... یاد کرده اند. دراروپا اشتیلرآلمانی اولین بار بجای Persien نام ایران را در نقشه ها رایج ساخت.

نقشه ایران و توران در دوره قاجاریه نقشه آدولف اشتیلر اولین نقشه اروپایی که بجای Persia و معادلهای اروپایی آن، از ایران استفاده کرده است.

واژهٔ ایران (به پارسی باستان «اَئیریَه‌نا»، به پارسی میانه: ʾylʾnštr' Ērānšahr)، و برگرفته از کلمه «آریانام خْشَترام» و به معنای «سرزمین آریاییان» است که در گذر زمان به ایرانشهر و سپس در دورهٔ ساسانی به ایران تبدیل شده‌است. |کتاب=هفت رخ فرخ ایران |نویسنده = رضاییان، فرزین |ناشر =انتشارات دایره سبز |چاپ=ابیانه |صفحه=۱۷ |سال=۱۳۸۶ |شابک= }}</ref> هرچند «آریانام خْشَترام» هیچ گاه در متون پارسی باستان نیامده است و یک واژه فرضی است.[۶]

واژهٔ «آریا» در زبان‌های اوستایی، پارسی باستان و سانسکریت به ترتیب به شکل‌های «اََئیریه»[۷]، «آریه»[۸]، و «اَریه»[۹] به کار رفته‌است. همچنین در زبان سنسکریت «اریه»[۱۰] به معنی سَروَر و مهتر و «آریکه»[۱۱] به معنی مَردِ شایستهٔ بزرگداشت و حرمت است و آریایی به زبان اوستایی «ائیرین»[۱۲] و به زبان پهلوی و پارسی دری «ایر» خوانده می‌شود و ایرج به زبان آریایی[۱۳] است.[۱۴] ایر در واژه به‌معنی «آزاده» و جمع آن «ایران» به‌معنی «آزادگان» است.«ایران» در واژه به معنی «سرزمین آریاییان» است و مدّت‌ها پیش از اسلام نیز نام بومی آن ایران، اِران، یا ایرانشهر بود.[۱۵]، البته از ۶۰۰ سال پیش از میلاد تا ۱۹۳۵ (۱۳۱۴ خورشیدی) در میان اروپاییان با نام «Persia» شناخته می‌شد.[۱۶][۱۷] که در سال ۱۳۱۴ در شرف تأسیس جامعه ملل با درخواست رسمی رضاشاه پهلوی همان نام بومی کشور (ایران) در عرصهٔ جهانی هم به کار برده شد. نام «Persia» همچنان برابر نام ایران است و در زبان‌های اروپایی به دلیل سابقه تاریخی - فرهنگی‌اش کاربرد دارد، اما امروزه بیشتر نام ایران به کار برده می‌شود.[۱۷]

پارس[ویرایش]

پرس یا پارس یا Persia این واژه را اروپائیان از ۲۵۰۰ سال پیش تا سال 1313 خورشیدی همواره به عنوان نام رسمی کشور ایران بکار برده اند. در حالیکه مردم ایران و کشورهای همجوار کمتر آنرا بکار می بردند. عرب ها - ترکها - فارس ها بیشتر واژه ایران را بکار می بردند. از سده دوم هجری به بعد عرب‌ها نیز به تقلید از یونانیان، واژه فارس (عربی‌شده پارس) را جایگزین واژه عجم کردند. پارس دارای چم (معنی) های متعددی است در گستره و درازای تاریخ پارس( Persia ) دو معنی و کاربردخُرد و کلان یا محدود(مضیق) و گسترده(موسع) داشته است.

پارس .

معنی محدود[ویرایش]

  1. در معنی محدودیا بسته، فارس یعنی کسانی‌که به زبان پارسی صحبت می‌کنندو بیشتر به معنی قومی و (قوم پارس). در مواردی فارس بجای زرتشتی و یا مجوسی و یا مزدکی نیزبکار رفته است(کاربرد دینی). همچنین در مفهوم خُرد به منطقه جنوبی ایران اقلیم فارس گفته شده است.
  2. در مفهوم گسترده یا موسع کاربرد جزء بر کل - که بیشتر در کتابهای تاریخیِ مورد نظر نویسندگان و محققان اروپایی در رشته‌های تاریخ و جغرافیاست - پارس یعنی همه کسانی‌که در فلات ایران زندگی می‌کرده‌اند، و بویژه اقوام آریایی در مفهوم گسترده پارس شامل همه مردمان فلات ایران و جغرافیای سیاسی تمام ایران و ممالک محروسه است.در این معنی همه سرزمین ها و مردمان منطقه گنجانده شده است.( گاهی اروپایی ها جز را بر کل اطلاق می کنند) مثلا همه مسلمانان را عرب می نامیدند.

در معنی گسترده ، پارس شامل همه اقوام و همه سرزمین و فلات ایران، پاکستان و سند و غرب هند، افغانستان و نواحی آسیای میانه و قفقاز نیز می‌شود. اروپاییان کلمه «پرشیا» را برای تمام مردمان و سرزمین این مناطق به‌کار می‌بردند و عرب‌ها برای این اقوام از واژه عجم (برگرفته و معرب از کلمه جم) استفاده می‌کردند، که هر دو مترادف «ایران» محسوب می‌شود. آنها پارس‌ها را به دلیل اهمیتشان «قریش العجم» می‌خواندند؛ همچنان‌که قریش را برترین قبیله عرب می‌شمردند..[۱۸]

اروپایی‌ها کلمه «پرشیا» را در مقابل «عربیا» به‌کار می‌بردند و منظور آنها همه اقوام ایرانی بود؛ ولی وقتی عرب‌ها بتدریج به‌جای کلمه عجم از کلمه فارس (Persia) استفاده کردند، منظور آنها از فارس، بیشتر، فارس زبانان بود و گاهی اوقات نیز کلمه فارس را فقط به استان فارس اطلاق می‌کردند و گاهی نیز کلمه فارس را به معنی مجوس و یا زرتشتی به‌کار می‌بردند. کلمه «پارس» بعد از اسلام در ایران نیز جای خود را به کلمه عربی «فارس» داد و مفهوم اصلی خود را از دست داد. کاربرد محدود و نادرست این عبارت باعث شد که دولت ایران در سال ۱۳۱۳ خورشیدی رسماً از همه کشورهای خارجی بخواهد که به‌جای کلمه دولت فارس (Persia) و یا شاه Persia، از عبارت قدیمی‌تر "ایران" و «شاهنشاه ایران» استفاده کنند. از این زمان به بعد نام Persia که در ادبیات اروپایی واژه‌ای بسیار غنی و متضمن ارزشهای تاریخی و هنری زیادی بود، رنگ باخت و کلمه Persia به تاریخ پیوست؛ در حالی‌که اصالت نام تاریخی Persia و پرس کمتر از نام ایران نبود.[۱۹]

عجم و مملکت عجم[ویرایش]

عجم امروزه با دو مفهوم به کار می رود.

  1. مفهوم کلی و موسع به تمام غیر عرب ها
  2. مفهوم محدود و مضیق به معنی ایرانی و بخصوص پارسها

لفظ عجم غیر از معنای اصلی از نظر استعمال، معنا ومفهوم دیگری دارد که با معنای اصلی آن به طور کامل موافقت نمی کند. چنانکه این معنا بر صاحب (مجمع البحرین) وکتاب (المنجد فی اللغة) پوشیده نمانده وهر دوی آنها، آن را تصریح کرده اند: عبارت کتاب مجمع البحرین چنین است:

  1. العجمی: منسوب الی العجم، بفتحتین، وهم الفرس(پارس ها) وان افصح بالعجمیة.

عجمی منسوب به عجم است وآنان (مردم فارس) می باشند اگر چه در لغت خود فصیح بوده ولکنت زبان نداشته باشند.

  1. عبارت (المنجد) چنین است:
  • العجم: خلاف العرب، سموا بذلک لتعقید السنتهم، الفرس، بلاد الفرس.

عجم به کسی گفته می شود که عرب زبان نباشد، عجم را بدین سبب عجم گفته اند که لغت وزبانشان در نظر عرب مبهم، وپیچیده ونا مفهوم است وعجم، مردم فارسی زبان وسرزمین مردم ایران است. هر چند معنای اصلی کلمه عجم، و مشتقات آن امروزه به معنی لکنت(ال.کند) در زبان وغیر فصیح بودن است اما در عین حال این کلمه در مکتوب های نخست و نزد اعراب، از عناوین و نام های ایرانیان بوده است که گرچه عرب، آن را برای غیر عرب، از عرب، انتخاب نموده ولی مشخصا آن را در مورد (ایرانیان) بکار برده است. بنابراین کلمه ی عجم نیز مانند کلمه (فرس) در لغت عرب یکی از عناوین مشهور ایرانیان است.[۱] واژه عجم در قرآن واژه وکلمه ی عجم در قرآن کریم با لفظ اعجمی آمده است،تفسیرهای نخستین قران مانند تفسیر الضحاک "اعجمی" و عجمی را فارس معنی کرده و منظور سلمان فارسی دانسته اند. [۲]ولی تفسیرهای پسین برای اعجمی و عجمی مفهوم ناروشن بکار برده اندو گفته اند مفهومی که در اصطلاح عرب از همین کلمه ی اعجمی، کلمه ی عجمیت را گرفته وآنرا در مورد ایرانیان بکار برده ومی برند، تفاوت دارد.

  • احمد تفضلی در مفاله" برخی عبارات فارسی میانه در متون کهن فارسی و عربی(۱۷ صفحه - از ۱۷ تا ۳۳) مجله : زبان و ادبیات » نامه فرهنگستان » زمستان ۱۳۷۵ - شماره ۸ » : عناوینی چون کلمات عجم، (بِلِسان عجم)، فرس، فارسی، فهلوی ـ پهلوی که در منابع قدیمی ارائه گشته‌اند چندان دقیق نیستند. این نقل قول‌ها، که عموما در متون تاریخی و جغرافیایی آمده‌اند، در توجیه ریشه‌های فرضیِ اسامیِ اشخاص یا امکنه ذکر شده‌اند.تقریبا در اکثر موارد این ریشه شناسی‌ها عامیانه است واز این رو، به لحاظ علمی نامعقول اند.
  • کتاب اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان در مبحث نامهای ایران

چند صفحه را به ریشه یابی واژه عجم اختصاص داده و با مستندات و منابع پیشین و پسین و زبان شناسی نوین ریشه اصلی آن را از واژه سانسکریت یم یا یمی دانسته است که در زبان فارسی به جم تبدیل شده و سپس به عربی دخیل شده و بصورت اجم و عجم در آمده است.

اعلامیه رسمی دولت ایران[ویرایش]

دولت ایران طی اعلامیه و یادداشتی رسمی روز ۶ دی ۱۳۱۳ شمسی از کشورهای جهان و از تمامی دولت های اروپایی و غربی خواست تا از بکار بردن Persia و معادلهای زبان های باختری نام ایران خوداری نموده و همانند همه ی ایرانیان و همه ی دولت های تاریخی ایران از نام و کلمه ایران استفاده بکنند البته لازم بذکر است این موضوع بیشتر متوجه کشور های باختری بوده است چرا که همواره در منابع عربی موجود و نیز منابع امپراطوری عثمانی نام ایران (و گاهی بلاد فارس) بکار برده شده است. در همین راستا بخشی از مقاله دکتر سعید نفیسی که در تاریخ ۱۰ دی ماه ۱۳۱۳ در تهران منتشر گردید در پی می آید : (( حق همین بود که ما از تمام دول اروپا خواستار شویم که این اصطلاح نادرست را ترک کنند و مملکت ما را همچنان که ما خود همواره نامیده‌ایم ایران و منسوب آن را ایرانی بنامند.)) پارس فقط یک بخش از ایران است. [۳]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. کتاب اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان صفحه 22 تا47 گفتار نام‌های سرزمین ایران
  2. علیرضا شاهپور شهبازی. راهنمای مستند تخت جمشید. بنیاد پژوهشی پارسه-پاسارگاد. چاپ ۱۳۸۴. تهران: انتشارات سفیران و انتشارات فرهنگسرای میردشتی، ۱۳۸۴. 18. شابک ‎۴-۶-۹۱۹۶۰-۹۶۴. 
  3. کتابBook:Documents on the Persian Gulf's name.names of Iran.pp.23-60 molk e Ajam=MOLKE JAM. اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان، دکترمحمد عجم - تهران 1388 ISBN 978-600-90231-4-1PAGE 23-60...
  4. ریشه لغت ایران (انگلیسی)، وب‌گاه ریشهٔ لغاتِ آنلاین. بازدید در ۲۰ تیر ۱۳۹۰.
  5. CIA
  6. نیولی، گراردو. آرمان ایران. چاپ طیف نگار. انتشارات پیشین پژوه، ۱۳۸۷. ۲۹-۳۲. 
  7. airya
  8. āriya
  9. arya
  10. ariya
  11. aryaka
  12. airyana
  13. airya
  14. «ایرج»(فارسی)‎. لغت‌نامه دهخدا. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۰۶ مه ۲۰۱۲. بازبینی‌شده در ۱۰ اسفند ۱۳۹۰. 
  15. MacKenzie, ‎David Niel. “Ērān, Ērānšahr”. In Encyclopædia Iranica, Vol.8. Cosa Mesa: Mazda, 1998. 
  16. CIA - The World Factbook - Iran
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ «Per·sia»(انگلیسی)‎. Google Dictionary. بایگانی‌شده از ,cf.osb&fp=53ada0d311201b98&biw=1366&bih=۶۷۳ نسخهٔ اصلی در ۰۶ مه ۲۰۱۲. بازبینی‌شده در ۱۰ اسفند ۱۳۹۰. 
  18. کتابBook:Documents on the Persian Gulf's name.names of Iran.pp.23-60 molk e Ajam=MOLKE JAM. اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان، محمد عجم - تهران 1388 ISBN 978-600-90231-4-1PAGE 23-60...
  19. کتاب اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان منشر شد

منابع[ویرایش]