کرتیر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نگاره کرتیر در نقش رجب.

کرتیر یا کردیر موبد پرنفوذ دوران ساسانی بود. گمان می‌رود که کرتیر در زمان پادشاهی هفت شاهنشاه ساسانی به ترتیب اردشیر بابکان، شاپور یکم، هرمز یکم، بهرام یکم، بهرام دوم، بهرام سوم و نرسه می‌زیسته‌است. گمان می‌رود که اقدامات کرتیر نه تنها در پیدایش دین رسمی ایران بلکه در کار سیاست داخلی کشور نیز دارای اهمیت قاطع و فراوان بوده‌است. او توانست دین زرتشتی را که در آن زمان، باورهای چندی بدان پیوسته بودند، یکدست کند و به اوستا تقدس بخشد. کرتیر با آئین مانی به عنوان یک بدعت به مبارزه برخاست.

زندگی سیاسی[ویرایش]

پایه گذاری سیاست اتحاد دین و دولت در ایران قبل از اسلام به اردشیر بابکان پایه گذار دولت ساسانی نسبت داده شده است. بر طبق روایت طبری خاندان اردشیر متولی آتشکدهٔ ناهید در استخر قدیم فارس بوده‌اند و طبیعی است هنگامی که اردشیر به قدرت رسید در پی این بوده باشد که دین مزدیسنی را که در زمان اشکانیان در کنار حکومت قرار داشت با حکومت یکی سازد و از آن به عنوان حربهٔ سیاسی بهره برد. عامل اجرای این سیاست از زمان اردشیر به بعد موبدی به نام کرتیر بوده که در مدت سلطنت شش پادشاه از اردشیر یکم تا نرسه می‌زیسته‌است.[۱]

کرتیر در زمان اردشیر بابکان (بنیانگذار سلسله ساسانی) مقام عمده‌ای نداشته‌است.[۲] او در کتیبه کرتیر در کعبه زرتشت ذکر کرده‌است که در زمان شاپور یکم (زمان پادشاهی از ۲۴۱ تا سال ۲۷۱ میلادی) دومین شاهنشاه ساسانی، به سمت رئیس بزرگ همهٔ روحانیون موبدان موبد سراسر کشور منصوب شده‌است اما به نظر برخی مورخین، کرتیر در معرفی خود در کتیبه‌اش گزافه‌گویی کرده‌است و احتمالاً در دوران شاپور همچنان مقام هیربدی داشته‌است.[۳][۴] از روایت‌های گوناگون چنین بر می‌آید که شاپور نسبت به ادیان و مذاهب و افکار خارجی تسامح داشته‌است. مانی در زمان شاپور ظهور کرد و به حضور شاپور رسید و اجازه یافت، دین خود را تبلیغ کند. انتشار مانویت در قلمرو ساسانی که اثر دیرپایی داشت، مدیون همین روحیهٔ تسامح بود که بی‌تردید پسند خاطر کرتیر نبود.[۵] هرمز یکم نیز نسبت به مانی نظر تأئید و مساعدت داشته‌است و او را یک چند در دستگرد بابل، در کاخ خویش، از تعقیب مخالفان پناه داد. وی نسبت به کرتیر دشمن مانی، هم علاقه نشان داده و حتی با اعطای کلاه و کمر که نشانه‌های اشرافیت بود، به این موبد پرشور متعصب او را در ردیف بزرگان عصر درآورد.[۶] در دوران یکسالهٔ پادشاهی هرمزد هنوز تسامح دینی دوران پدرش شاپور یکم حکمفرما بود. به نظر می‌رسد که قدرت واقعی کرتیر از زمان بهرام یکم آغاز می‌شود.[۷]

کرتیر که از دشمنان سرسخت مانی بود و سرانجام سبب زندانی شدن و مرگ مانی در سال (۲۷۶ میلادی)، در دوران پادشاهی بهرام یکم شد. تعقیب و شکنجه و آزار مانویان از اقدامات بعدی او بود که تا پایان دوران بهرام سوم ادامه داشت. با مرگ بهرام سوم و به تخت نشستن نرسه، ستاره بخت وی رو به افول نهاد و او نیز در سنی بالا درگذشت.[۸]

او در زمان بهرام دوم، به قدرت بسیاری دست یافت. از سوی او آزار بسیاری بر پیروان آیینهای جهود، مانوی، ترسایی و بودایی رفت. کرتیر در زمان همین پادشاه بود که جایگاه داور داوران یا قاضی القضاتی را نیز به دست آورد. او همچنین آموزشگاه‌هایی، را برای پرورش روحانیان، زرتشتی ساخت.[۹]

پایان قدرت کرتیر[ویرایش]

قیام نرسی و پادشاهی وی، در واقع به قدرت کرتیر پایان داد و از آن پس تا یک چند سایهٔ آتشگاه از فراز تاج و تخت دور شد. بعد از آن دوران خاطرات دوران کرتیر چنان فراموش شد که حتی در اوایل دورهٔ اسلام هم وقتی مزدیسنان کتاب پهلوی دینکرت را تدوین می‌کردند، ذکری از نام او در آن کتاب نکردند و در عصری که بخاطر تسامح خویش درخشندگی خاص داشت، کسی را که مظهر تعصب بود و جز تعقیب و آزار مخالفان حاصل دیگری هم عاید آیین زرتشت نکرده‌بود، در ردیف موبدان و هیربدان بزرگ و نام‌آور دوران گذشته، یاد ننمودند.[۱۰]

یکی دانستن تنسر و کرتیر[ویرایش]

بعضی از دانشمندان بین تنسر و کرتیر شباهت‌هایی یافته و به این نتیجه رسیده‌اند که کرتیر لقبی برای تنسر بوده‌است. اما این نظر کاملاً رد شده‌است زیرا کرتیر و تنسر هر دو نام خاصند نه عنوان. به علاوه اینکه تنسر در زمان اردشیر یکم میزیسته اما فعالیت کرتیر از دوران شاپور یکم شروع شده‌است. از روایت‌های پهلوی چنین استنباط می‌شود که فعالیت‌های تنسر با کرتیر تفاوت داشته‌است. بنا به روایت دینکرد کتاب چهارم،۴۱۲ اردشیر شاهنشاه پسر بابک، به راهنمایی درست تنسر آن نوشته‌های دینی را که پراگنده بود در دربار گرد آورد. تنسر اقدام کرد و آن بخشی را که مورد قبول بود پذیرفت و مطالب دیگر را از اعتبار ساقط دانست و این را نیز فرمان داد که «از این پس در نظر ما هر تعلیمی همان است که از دین مزدیسنا باشد زیرا که اکنون از هیچگونه آگاهی و دانش عاری نیست.» در کتاب‌های پهلوی هنگامی نام تنسر ذکر می‌شود که سخن از تدوین کتاب دینی زردشتیان است که این موبد در تدوین آن در زمان اردشیر یکم نقش اساسی داشته‌است و از این روست که نام وی در این مورد در کتاب‌های زرتشتی برجای مانده‌است و از سوی دیگر سعی کرتیر به استقرار حکومت دینی و تشکیلات دینی و تلفیق دین و دولت معطوف بوده‌است و از اسناد باقی‌ماندهٔ خود او استنباط نمی‌شود که به مسائل علمی دینی علاقه‌ای داشته است. بنابراین شاید بتوان گفت تنسر نقش اجرایی چندانی در سیاست دینی اوائل دوران ساسانی نداشته‌است و بیشتر فرضیه پرداز و مدون آثار مذهبی بوده‌است تا سیاستمدار دینی در حالی که کرتیر برعکس مجری سخت گیر سیاست‌های دینی بوده و توجه و علاقهٔ بیش از حد او به سیاست نام او را از نوشته‌های دینی زدوده است.[۱۱]

سنگ‌نوشته‌ها[ویرایش]

از کرتیر چهار سنگ‌نوشته در استان فارس برجای مانده‌است. کتیبه‌های کرتیر بطورکلی به شرح جایگاه و پایهٔ کرتیر و بیان کارهای خداپرستانهٔ کرتیر و شرح معراج او اختصاص دارد. و به زبان پارسی میانه و خط پهلوی می‌باشد.[۱۲] [۱۳]

این سنگ‌نوشته‌ها شامل:

نقش برجسته‌های کرتیر[ویرایش]

نگارخانه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. دکتر تفضلی، ص ۷۲۱
  2. دکتر تفضلی، ص ۷۲۶
  3. یکی قطره باران، ۷۲۹
  4. تمدن ایران ساسانی، ص ۱۴۰
  5. یکی قطره باران، ۷۲۸
  6. زرین کوب، ص ۴۳۵
  7. دکتر تفضلی، ۷۲۹
  8. بررسیهای تاریخی. شماره مخصوص دوهزار و پانصدمین سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران. مهر ۱۳۵۰ دکتر پرویز رجبی
  9. بررسیهای تاریخی. شماره مخصوص دوهزار و پانصدمین سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران. مهر ۱۳۵۰ دکتر پرویز رجبی
  10. زرین کوب، ص ۴۴۵
  11. دکتر تفضلی، ص ۷۳۶
  12. بررسیهای تاریخی. شماره مخصوص دوهزار و پانصدمین سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران. مهر ۱۳۵۰ دکتر پرویز رجبی
  13. تمدن ایرانی ساسانی، ص ۱۳۹
  14. بررسیهای تاریخی. شماره مخصوص دوهزار و پانصدمین سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران. مهر ۱۳۵۰ دکتر پرویز رجبی
  15. تمدن ایران ساسانی، ص ۱۴۵

منابع[ویرایش]

  • لوکونین، گریگورویچ ولادمیر. ترجمه عنایت الله رضا. تمدن ایران ساسانی. تهران: انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب، سال ۱۳۵۰
  • زرین کوب، عبدالحسین . تاریخ مردم ایران. تهران: انتشارات امیر کبیر، ۱۳۶۴
  • تفضلی، احمد. یکی قطره باران، جشن نامهٔ استاد دکتر عباس زریاب خوئی. تهران: چاپخانه مهارت، ۱۳۷۰