کتاب استر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
طومار استر، پنجمین بخش مکتوبات تنخ

کتاب استر (به عبری: מגילת אסתר) یکی از بخش‌های عهد عتیق و تنخ یهودی است. شخصیت‌های محوری کتاب استر، اخشورش، ملکه وشتی، مردخای و هامان هستند.

روایت کتاب استر را برخی (ازجمله راوی خود داستان) به دوران خشایارشا و برخی دیگر (ازجمله متن یونانی کتاب) به زمان اردشیر هخامنشی نسبت می دهند. آنچه مسلم است، این روایت به سال های ۱۶۰ تا ۱۵۰ پ م منسوب است. در این ماجرا اردشیر دوم همسر خود را طلاق داده، در جستجوی کسی بود که شایستگی آن را داشته باشد که ملکه امپراتور شود. در این میان دختری به نام استر که تحت سرپرستی خویشاوند خود، مردخای، زندگی می کرد، داوطلب این کار شد. وی که ازجمله یهودیانی بود که به اسارت به بابل آورده شده بودند، در دربار شاه آنچنان مورد مهر و احترام قرار گرفت که موفق شد خیل عظیم یهودیانی را که بنابر توطئه ای از سوی وزیر شاه در معرض هلاکت بودند، از مرگ نجات دهد.[۱]

منتقدان تاریخ روایت استر را روایتی تاریخی نمی شمارند. نخست اینکه هیچ سندی تاریخی در دست نیست که نشان دهد شاهان هخامنشی ملکه ای به نام استر داشته اند. دیگر آنکه هیچ یک از شاهان هخامنشی فرمان به قتل عام یهودیان نداده اند که با میانجیگری ملکه از فرمان خود منصرف شده باشند. بااین همه پاره ای اشارات تاریخی و توصیف هایی که از اوضاع دربار شاهان هخامنشی شده و برخی دیگر از اطلاعات مندرج در این کتاب می تواند برای مورخ مورد استفاده قرار گیرد.[۲]

خلاصهٔ داستان[ویرایش]

مجازات هامان کشیده شده توسط میکل آنژ

استر دختری زیبا و یتیم و دختر عموی مردخای از خادمان دربار هخامنشی بود.[۳] استر به غیر از جمال نیکو، خصائل نیکوی فراوانی داشت و پس از آنکه اخشوروش به دلیل اطاعت نکردن همسرش، وشتی او را از ملکه بودن خلع کرد و تصمیم گرفت زن دیگری را به عنوان ملکه خود برگزیند،[۴] به اطاعت از دستور مردخای، نژاد و دین خود را به پادشاه آشکار نساخت[۵] و به همسری اخشوروش، پادشاه شاهنشاهی ایران درآمد. بنا بر نوشته کتاب استر، وی بر ۱۲۷ ولایت از هند تا حبشه حکمرانی می‌کرد.

از آنجا که مردخای مردی دین‌مدار بود، به ویژه به خاطر خصلت‌های نیکوی خود، مورد مشورت شاهنشاه هخامنشی قرار می‌گرفت. نخست‌وزیر دربار هخامنشی فردی اجنبی از نسل عمالق به نام هامان بود که بنابر تکبر، انتظار داشت همگان در برابرش سجده کنند و به خاک بیفتند. اما مردخای یهودی که می‌دانست سجده کردن در برابر هر فردی یا چیزی جز خدا، به منزله بت‌پرستی و شرک خواهد بود، حاضر نمی‌شد تا در برابرهامان سر سجده خم‌کند.[۶] از این رو هامان عمالقی کینه او را به دل گرفت و در صدد برآمد همه یهودیان ساکن در امپراطوری ایران را قتل‌عام کند و به نسل‌کشی یهودیان بپردازد.

هامان نزد پادشاه چنین وانمود کرد که قوم یهود فرمان پادشاه را اطاعت نمی‌کنند و در میان اقوام و ملل شاهنشاهی ایران تفرقه و نفاق می‌افکنند تا حکومت را تغییر دهند.[۷]هامان فرستادگانی به تمام ولایات ایران فرستاد تا در روز ۱۳ آدار تمامی یهودیان از جوان و پیر و حتی کودکان کشته شوند.[۸]

مردخای وقتی از فرمان‌هامان آگاهی یافت، از استر خواست که در نزد پادشاه برای یهودیان میانجی‌گری نماید. استر به مردخای پیغام فرستاد که تا زمانی که پادشاه او را نخواند، اگر به حیاط اندرونی شاه وارد شود، او را خواهند کشت و این‌که سی‌روز بود که پادشاه او را نخوانده بود.[۹] وقتی مردخای، استر را مطمئن ساخت که خود او نیز شامل فرمان می‌شود، تصمیم گرفت که خودش را بر پادشاه ظاهر سازد.[۱۰] استر و مردخای پادشاه را از نقشه‌های شوم‌هامان آگاه ساختند و توطئه‌های او را برملا کردند.

استر به پادشاه آگاهی داد که خود او از قوم یهود است وهامان قصد دارد همه یهودیان را در امپراطوری ایران از دم تیغ بگذراند. چون پادشاه ایران به این توطئه‌هامان پی‌برد سخت به خشم آمد و دستور داد همان کیفری که‌هامان برای یهودیان در نظر گرفته بود و با ترفند قصد داشت اجازه آن را از پادشاه بگیرد، درباره خود او، خانواده‌اش و افراد قومش اجرا گردد.

پیروزی مردخای، نقاشی اثر پیتر پیترز لاستمان

روز سیزدهم آدار فرا رسید. در این روز، دشمنان یهود امیدوار بودند بر یهودیان غلبه یابند، اما قضیه برعکس شد و یهودیان بر دشمنان خود پیروز شدند.[۱۱] یهودیان به دشمنان خود حمله کردند و آنها را کشتند.[۱۲] آنها در شهر شوش ۵۰۰ نفر از جمله ۱۰ پسرهامان به نام‌های فرشنداتا، دلفون، اسفاتا، فوراتا، ادلیا، اریداتا، فرمشتا، اریسای، اریدای و ویزاتا را کشتند.[۱۳]

بعد از این کشتار استر از پادشاه خواست تا اجساد ده پسرهامان را به دار بیاویزند و از پادشاه خواست تا به یهودیان اجازه بدهد تا کارشان را فردا نیز ادامه بدهند.[۱۴] با موافقت پادشاه[۱۵]، یهودیان ۳۰۰ نفر دیگر را در پایتخت کشتند.[۱۶] در سایر شهرها نیز یهودیان از خود دفاع کردند و آنها ۷۷۰۰۰ نفر از دشمنان خود را کشتند ولی اموالشان را غارت نکردند.[۱۷] این کار در روز سیزدهم ماه آدار انجام گرفت و آنها روز بعد، یعنی چهاردهم آدار پیروزی خود را جشن گرفتند.[۱۸]

یهودیان از آن تاریخ، به یاد این رویداد که به موجب آن از یک توطئه بزرگ نسل‌کشی رهایی یافتند، هر سال در ماه عبری آدار جشن می‌گیرند و آن وقایع را «پوریم» می‌نامند.[۱۹]

زمان نگارش[ویرایش]

از نظر شاکد تاریخ نگارش کتاب استر نامشخص است اما معمولاً بین محققین اتفاق‌نظر وجود دارد که نگارش کتاب کمی بعد از سقوط هخامنشیان، احتمالاً در دوره اشکانیان و حدود قرن دو یا سه قبل از میلاد بوده‌است. نویسنده کتاب نیز ناشناخته‌است. اما معمولاً چنین پنداشته می‌شود که توسط فردی از میان اقلیت یهودی ایران و بابل نوشته شده‌است.[۲۰] اما جعفری دهقی معتقد است که این کتاب در زمان هلنیستی (یونانی مآبی) و حاصل تلقی و برداشت فکری یونانیان و دشمنی آنان با شاهان هخامنشی است.[۲۱]

ابهامات و تضاد تاریخی[ویرایش]

خشایارشا در تخت جمشید

محققین داستان استر را با وقایع تاریخی در تضاد دانسته‌اند و در صحت آن تردید کرده‌اند. این داستان تنها در منابع یهودی بیان شده است و نشانی از آن در گفته مورخان یونانی و آثار به جا مانده از هخامنشیان نیست.

به درستی مشخص نیست که اخشوروش دقیقاً کدام یک از پادشاهان ایران است. سابقاً او را اردشیر درازدست می دانستند اما نام اردشیر در قسمت های دیگر تورات به صورت «اَرتَه خشثتا» آمده است و اگر این حکایت راجع به اردشیر درازدست بود همین نام را می نوشتند.[۲۲] همچنین ویژگی های شخصیتی اخشورش با توجه به تواریخ یونانی به خشایارشای هخامنشی نزدیک است .[۲۳] این در حالی است که در کتیبه های به جا مانده از دوران خشایارشا چهره ای دیگر از وی ترسیم می شود.

برخی از مورخان یونانی تأکید دارند که خشایارشا تنها یک ملکه به نام آمستریس داشته است که به سن پیری رسیده است و براساس این روایات تغییر ملکه در زمان خشایارشا رخ نداده است. [۲۴] تأکید نویسنده کتاب استر بر صدوبیست وهفت ایالت شاهنشاهی ایران[۲۵] با واقعیت تاریخی بیست ساتراپی در تضاد است. بیشتر نام‌هایی که در این کتاب به کار رفته‌است، نام‌های سامی و عبری و نه نام‌های ایرانی است. این تضادها احتمالاً به دلیل ناآگاهی نویسنده از تاریخ ایران بوده‌است.

در کتاب استر ادعا می شود که چگونگی معظم ساخته شدن مردخای توسط پادشاه در کتاب تواریخ مادی و پارسی مکتوب است. [۲۶] اما با منابع کنونی که در دست است نامی از مردخای دیده نمی‌شود.

ابهامات این داستان در گفته پژوهشگران[ویرایش]

نوشتار اصلی: صحت تاریخی داستان استر و مردخای
Rembrandt - Haman Begging the Mercy of Esther.jpg

دانشنامه بریتانیکا در نوشتار مربوط به عید پوریم می‌نویسد: حقیقت تاریخی این واقعه کتاب مقدس، معمولاً مورد سوال است. درمورد جشن پوریم نیز هرچند مشخص است که عید پوریم تا حدود قرن دوم میلادی به سنتی تثبیت شده در میان یهودیان تبدیل شده بوده، ریشه تاریخی این جشن ناشناخته‌است.[۲۷] در این دانشنامه در هنگام بررسی تاثیرات تمدن ایران زمین بر یهودیت چنین آمده‌است که ماجرای پوریم از کتاب استر درواقع یکی از قصه‌های ایرانی درمورد زیرکی و خدعه‌های شهبانوهای ایرانی در درون اندرونی‌های پادشاهان است و خود عید پوریم نیز به نوعی اقتباس یهودیان از عید نوروز می‌باشد.[۲۸]

به گفته تاریخچه دنیای کتاب مقدس چاپ دانشگاه آکسفورد، اگرچه برخی بنیادگرایان کتاب استر را تاریخی می‌پندارند ولی ژانر ادبی کتاب استر، همانند اکثر کتاب دانیال از نوع رمان بوده‌است. نه نویسندگان این کتاب قصد بازگو کردن حوادث گذشته را داشتند، و نه انتظار داشتند که خوانندگان آن را به عنوان تاریخ قلمداد کنند؛ شخصیتی به نام استر وجود خارجی نداشته است. با توجه به ژانر ادبی کتاب چند سؤال مربوطه اینهاست که «چه کسی این کتاب را نوشته؟ قصد آن‌ها از نوشتن این کتاب چه بوده و تا چه حدی به آن رسیده‌اند؟ مخاطبان این کتاب چه کسی بوده؟ از مقایسه این کتاب و مخاطبان آن با موارد مشابه در دنیای یونانی-رومی چه نتایجی حاصل می‌شود؟»[۲۹]

بگفته شائول شاکد، استاد ارشد دانشگاه عبری اورشلیم و پژوهش‌گر نامدار تاریخ یهودیت، در نوشتار مربوط به پوریم در دانشنامه ایرانیکا، گواهی بر صحت این داستان از دیدگاه تاریخی وجود ندارد و معمولاً در مورد واقعیت تاریخی داستان با شک و تردید نگریسته می‌شود. نظریه‌هایی وجود دارد که داستان بر مبنای اساطیر ایلامی و یا بابلی است. هرچند چنین نظری را نمی‌توان با اطمینان پذیرفت. این کتاب را بیشتر می‌توان نمونه‌ای از تم (theme) معروف دسیسه‌های درون دربار و نجات یافتن‌های معجزه آمیز نامید. [۲۰]

بگفته مک‌کولوگ شاید ذراتی از حقیقت در پشت داستان استر باشد ولی کتاب در وضع حاضرش دارای اشتباهات و تناقضاتی است که باید بعنوان یک افسانه تاریخی (نه روایت تاریخی) قلمداد شود. نام همسر خشایارشا به استناد هرودوت، آمستریس دختر اتانس بوده درحالی که هیچ اثری از وشتی یا استر در تاریخ هرودوت نیست[۳۰]

کتاب استر یک رمان تاریخی است که سرنوشت یهودیان تبعیدی را در قرن پنجم پ م تحت حاکمیت اخشورش (یعنی خشایارشا) روایت می‌کند. موضوع رمان در دربابر هخامنشی در شهر شوش رخ می‌دهد. نویسنده آشنایی خوبی نقشه برداری شهر و نقل نام‌های پارسی (مموکن،...)، عیلامی (هامان)، و بابلی (مردخای) دارد. وشتی، زن خشایارشا، از دستور شوهر برای ظاهر شدن در برابر مهمانان سرپیچی می‌کند و درنیجه، از مقالم ملکه‌ای خویش خلع می‌شود و استر یهود، دختر برادر مردخای، جایش را می‌گیرد. مردخای بر طبق رمان، در بابل توسط نبودکدنضر (کسی که بیش از ۱۰۰ سال پیش از خشایارشا زیست) به اسارت گرفته می‌شود. گرچه به نظر می‌رسد این رمان در قرن دوم پ م رخ داده و کمی جزئیات تاریخی دارد، در قسمت مختلفی روایت‌های مورد اطمینان ارائه می‌کند: جزئیات نحوه زندگی دربار سلطنتی و کارایی روحانیون و توصیف سنت‌های پارسی که در کتاب استر آمده است، توسط منابع مستقل تائید شده است.[۳۱]

بگفته تاریخچه یهودیت چاپ دانشگاه کمبریج نویسنده کتاب استر ممکن است نام‌های ایرانی یا ایلامی برای کتابش را می‌دانسته، اما نشان داده نشده که نویسنده اطلاعات دست اولی راجع به وضعیت جغرافیایی قصر در شوش و یا فضای حاکم در دربار ایران داشته‌است. اگر چه تاریخی بودن کتاب به دلیل وجود غیر محتملات [۳۲] و خطاها [۳۳] زیر سؤال می‌رود، اما افسانه بودن داستان به معنی این نیست که از داخل خلأ زاده شده‌است. بدون شک داستان بر پایه اتفاقی تاریخی که در شوش افتاده بنا شده‌است، هرچند تشخیص ماهیت این اتفاق سخت می‌باشد. همچنین عید پوریم قبل از نوشتن شدن کتاب استر جشن گرفته می‌شده و این داستان سعی در توجیه این جشن کرده‌است.[۳۴]

نبود کتاب استر در طومار های دریای مرده[ویرایش]

نوشتار اصلی: طومارهای دریای مرده

یکی از رویداد های مهم باستان شناسی در قرن بیستم میلادی، کشف طومار هایی در منطقه قمران فلسطین بود که به «طومارهای دریای مرده» شهرت یافته اند. در این طومار ها نام همه کتب عهد عتیق به چشم می خورد به جز «کتاب استر».[۳۵]

فرهنگ بابلی در داستان استر[ویرایش]

دروازه بازسازی شدهٔ ایشتار موزه برلین

نام هیچیک از نام‌های ذکر شده در داستان استر یهودی نیست. به استثنای شاه اخشورش، بقیه، نام خدایان بابلی و ایلامی دارند. نام استر معادل نام ایشتار است. بانوی قهرمان داستان حتا «هدسه» و عروس خوانده می‌شود که از القاب خاص ایزد بابلست. استر و مردخای بابلیانی هستند که نقاب یهودی به چهره زده‌اند. دشمن آنهاهامان را می‌توان بر مبنای زبانشناسی با هومان یک خدای ایلامی، یگانه دانست. وشتی مکلهٔ پارس را نیز که استر جای او را می‌گیرد، بر همان ترتیب می‌توان با مشتی ایزد ایلامی تطبیق داد. بر روی هم، همانندی‌ها آنقدر زیاد است که نمی‌توان آنرا تصادفی دانست بلکه تشابه نام‌ها با نام خدایان نشان می‌دهد که مأخذ و منبعی که در ورای این کتاب قرار دارد، دربارهٔ ستیز اساتیری خدایان مشرکان است. از آنجا که مردوک (مردخای) و ایشتار (استر) پیروزی می‌یابند پس این افسانه در بابل پرداخته شده و شواهد تاریخی و زبانی آشکار می‌دارد که عید پوریم به احتمال قوی از بابل سرچشمه گرفته‌است. به نظر می‌رسد غرض ظاهری این افسانه آن بوده‌است که برای جشن گرفتن عید پوریم یک حقانیت و واقعیت تاریخی ذکر شود.در واقع کتاب استر همه چیز می‌تواند باشد جز تاریخ[۳۶]

جستار های وابسطه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. جعفری دهقی، بازشناسی منابع و مآخذ تاریخ ایران باستان، 119-120.
  2. جعفری دهقی، بازشناسی منابع و مآخذ تاریخ ایران باستان، 120.
  3. استر، باب ۲
  4. استر ۱۳:۱
  5. استر ۱۱:۲
  6. استر، باب ۳
  7. استر، ۸:۳
  8. استر، ۱۴:۳
  9. استر، ۱۱:۴
  10. استر، ۱۶:۴
  11. استر، ۱:۹
  12. استر ۵:۹
  13. استر، ۷:۹ - ۱۰:۹
  14. استر، ۱۳:۹
  15. استر، ۱۴:۹
  16. استر، ۱۵:۹
  17. استر، ۱۶:۹
  18. استر ۱۷:۹
  19. استر ۳۲:۹
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ Shaked 1998, pp. 655-657
  21. جعفری دهقی، بازشناسی منابع و مآخذ تاریخ ایران باستان، 120.
  22. دهخدا - استر
  23. عبدالعظیم رضایی - ص 283
  24. هرودوت و اشیل در نمایش حزن انگیز پارسی ها
  25. استر 2:1
  26. استر - باب 10
  27. :: Purim. (۲۰۰۹). In Encyclopædia Britannica. Retrieved March 11, 2009 from Encyclopædia Britannica Online
  28. The Judaic tradition» Jewish myth and legend» Sources and development» Myth and legend in the Persian period. (2009). In Encyclopædia Britannica. Retrieved March 11, 2009, from Encyclopædia Britannica Online
  29. Greenspoon, ‎Leonard J.. Ed: Micheal D. Coogan. The Oxford History of the Biblical World. Oxford University Press, 2001. 322-323. 
  30. McCullough 1985, pp. 634-635
  31. * Dandamayev, M. A. “BIBLE i. As a Source for Median and Achaemenid History”. In Encyclopædia Iranica. vol. 4. New York: Bibliotheca Persica Press, 1990. 199-200. Retrieved ۷/۳۱/۲۰۱۳. 
  32. بگفته تاریخچه یهودیت چاپ دانشگاه کمبریج از جمله غیر محتملاتی که تاریخی بودن کتاب را زیر سؤال می‌برند، می‌توان از جشنی که پادشاه برای افسران اجرایی اش گرفت که صد و هشتاد روز به طول انجامید (۱:۱-۴)؛ نافرمانی ملکه وشتی از پادشاه؛ مکاتبه پادشاه به ملت‌های مختلف در زبان خودشان و فرمان دادن به اینکه هر مردی در خانه خودش ارباب است (زبان رسمی آرامی شاهنشاهی بود)، اعطای مقام‌های بالا به غیر ایرانیان نام برد.
  33. بگفته تاریخچه یهودیت چاپ دانشگاه کمبریج برخی از خطاهای معروف کتاب عبارتند از: ذکر ۱۲۷ ساتراپ (استان) در امپراطوری ایران در حالی که هرودوت ۲۰ ساتراپ را ذکر می‌کند. بگفته هرودوت ملکه خشایار شاه آمستریس بود اگر چه در کتاب استر، استر این عنوان را بین سال‌های هفتم و بیستم پادشاه داشت. قصه مصنوعی کتاب که صحبت از تضادها می‌کند: یهودیان و بت پرستان، وشتی و استر، به دار آویختن‌هامان و قرار دادن مردخای به عنوان وزیر، قتل عام غیر یهودیان و کشتارهای ضد یهودی نیز یک افسانه را پیشنهاد می‌کنند.
  34. Davies, ‎William David. Louis Finkelstein. The Cambridge history of Judaism. William Horbury, John Sturdy, Steven T. Katz. Cambridge University Press, 1990. 366-367. ISBN 0-521-21929-9, 9780521219297. 
  35. The Dead Sea Scrolls and the Old Testament, by Donald W. Parry, and Stephen D. Ricks
  36. پیامبر آریایی به نقل از کتاب آئین شهریاری در شرق، ص ۲۹۲

منابع[ویرایش]

  • جعفری دهقی، محمود. بازشناسی منابع و مآخذ تاریخ ایران باستان. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، 1391. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۴۵۹-۷۸۰-۰. 
  • امید عطایی. پیامبر آریایی، ریشه‌های ایرانی در کیش‌های جهانی. تهران: انتشارات عطائی، ۱۳۸۶. 
  • کتاب مقدس عهد عتیق و عهد جدید. ترجمهٔ فاضل خان همدانی، ویلیام گلن، هنری مرتن. تهران: اساطیر، ۱۳۷۹. ISBN 964-331-068-X. 
  • یاردون سیز. دانشنامه کتاب مقدس. ترجمهٔ بهرام محمدیان. چاپ سوم. تهران: روز نو، ۱۳۸۰. ۱۹۱۲. 
  • جیمز هاکس. قاموس کتاب مقدس. ترجمهٔ عبدالله شیبانی. چاپ سوم. تهران: اساطیر، ۱۳۷۵. ۱۱۴. 
  • عبدالعظیم رضایی. تاریخ ده هزار ساله ایران. چاپ چهاردهم. تهران: اقبال، 1381. 
  • دهخدا. لغت نامه. تهران: موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران. 

دانشنامه[ویرایش]



جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ کتاب استر موجود است.