بخارا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۹°۴۶′ شمالی ۶۴°۲۶′ شرقی / ۳۹.۷۶۷° شمالی ۶۴.۴۳۳° شرقی / 39.767; 64.433

بخارا
Buxoro, Буҳоро
مدرسه میرعرب
مدرسه میرعرب
بخارا در ازبکستان واقع شده‌است
بخارا
مختصات: ۳۹°۴۶′ شمالی ۶۴°۲۶′ شرقی / ۳۹.۷۶۷° شمالی ۶۴.۴۳۳° شرقی / 39.767; 64.433
کشور  ازبکستان
استان استان بخارا
دولت
 • حاکم قیام‌الدین قهاروویچ رستموف
جمعیت (۱۳۸۸)
 • شهری ۲۸۳٬۴۰۰
 • مترو ۳۲۸٬۴۰۰
منطقه زمانی GMT +5
کد پستی ۲۰۰۱ХХ
پیش‌شماره(های) تلفن محلی ۳۶۵, بین‌المللی. ۹۹۸۶۵+
وب‌گاه http://www.buxoro.uz/

بُخارا یا بخارای شریف[۱] (به ازبکی: Buxoro)، پنجمین شهر بزرگ ازبکستان، و مرکز استان بخارا است. شهر بخارا در جلگهٔ واقع در مسیر سفلای رود زرافشان و کنار کانال شاهرود (شهر رود) واقع است. جمعیت این شهر بر اساس برآورد سال ۲۰۰۹ حدود ۲۶۳٫۴۰۰ نفر و به همراه حومه حدود ۳۸۳٫۴۰۰ نفر بوده‌است.

بخارا (همراه با سمرقند) یکی از دو شهر عمدهٔ تاجیکنشین و فارسی‌زبان ازبکستان[۲] است. اکثریت مردم بخارا تا امروز نیز به زبان فارسی با گویش ویژه آسیای مرکزی که امروزه به زبان فارسی تاجیکی معروف شده حرف می‌زنند که برخی منابع میزان فارسی‌زبانان این شهر را ۹۰٪ هم ذکر کرده‌اند.[۳] ازبکها و یهودیان بخارایی هم در بخارا زندگی می‌کنند.[۴]

بخارا از قدیمی‌ترین شهرهای فرارود است که خود شهر بیش از ۲۵۰۰ سال قدمت دارد اما سابقهٔ سکونت انسان‌ها در محلی که این شهر بر آن بنا شده به هزاره دوم پیش از میلاد می‌رسد. بخارا در کنار جادهٔ ابریشم قرار گرفته و کامل‌ترین نمونه یک شهر سده‌های میانه در منطقه آسیای مرکزی به شمار می‌رود که نمای تاریخی باستانی آن تا حد زیادی دست‌نخورده باقی مانده‌است. از مهمترین بناهای تاریخی واقع در آن مقبره امیر اسماعیل سامانی که از شاهکارهای معماری مسلمانان در سده دهم میلادی به شمار می‌رود و تعداد زیادی مدرسه متعلق به سده هفدهم میلادی است. هسته تاریخی مرکزی بخارا در فهرست میراث تاریخی جهانی بشر یونسکو به ثبت رسیده‌است.[۵]

پنبه و آلو از مهم‌ترین محصولات کشاورزی بخارا به شمار می‌آیند، چنانکه آلوی بخارا در ایران به طور کامل شناخته شده‌است.

نام شناسی[ویرایش]

دربارهٔ نام بخارا نظرها متفاوت است. بعضی برآنند که بخارا به معنای پرستشگاه است که در زبان سنسکریت به صورت «ویهارا» آمده‌است. جوینی بخارا را مجمع بزرگان هردین نامیده و بخارا را مشتق از «بخار» دانسته‌است. بعقیدهٔ وی این واژه به واژهٔ بت‌پرستان اویغور و ختای نزدیک است که معابد ایشان را بخار گویند و در زمان گذشته نام شهر بُمْجِکَث بوده‌است. به گفتهٔ فرای: شهری به نام بُخار در ایالت بیهار هند وجود داشت که ریشهٔ هر دو نام را ویهارا گفته‌اند که بر معابد بودایی اطلاق می‌شود. احتمال دیگر آن است که نام بخارا مشتق از بخارک سغدی باشد.

چینیان از سدهٔ پنجم آن را «نومی» نوشته‌اند که با نام نومیجکت مشهور در عهد اسلامی مطابقت دارد. بخارا که نام چینی آن را «بوخو» نوشته‌اند نخستین‌بار به احتمال در نوشتهٔ هسیوآن تسانگ جهانگرد بودایی چینی که در ۶۲۹ م از بخارا دیدن کرده، آمده‌است.

مقدسی بنابر قولی ریشهٔ نام بخارا را «کوه خوران» نوشته که گویا «ه» و «و» را برای تخفیف انداخته‌اند که «کخارا» شد. سپس «ک» را به «ب» بدل کردند تا ریشه‌اش از مردم پنهان ماند.

بر سکه‌های مسین بخارا این نام به صورت «پوخار» آمده‌است. «رویداد نامهٔ مسیحی سغدی» عنوان پارسی «خواتو» را درمورد بخارا به کار برده که به معنای خدا و بزرگ است و حالت جمع آن در متون بودایی به صورت «گودائوته» (= قوقائوته) آمده‌است. عنوان فرمانروایان بخارا، بخار خدات (سغدی: بوکارکودات) بود، که بخار خدات را متأثر از زبان عربی، و اصل آن را بخار خدا دانسته‌است). عنوان سغدی «گَوْ» (= قو) از قدیم‌ترین عنوانهای آسیای مرکزی است که پیش از سدهٔ چهارم بر سکه‌های ضرب شده در بخارا دیده شده‌است. بر سکه‌های مسین بخارا نخست واژهٔ «پوخار» و در سمت چپ آن عنوان «گَو» ضرب شده‌است واژهٔ پوخار را می‌توان برآمده از واژهٔ سغدی «فوخار» به معنای نیکبخت دانست. گرشویچ و هنینگ آن را صورتی از واژهٔ «فرخ» در پارسی میانه دانسته‌اند. در متنهای سغدی مسیحی «فوخار» به معنای فرخ صورت دیگری از واژهٔ یاد شده در پارسی میانه‌است.

تاریخچه[ویرایش]

نوشتار اصلی: تاریخ بخارا
سکه ای متعلق به دولت یونانی بلخ یافت شده در بخارا

یافته‌های باستان‌شناسی و وجود اشیائی از عصر مفرغ، نشانه‌ای بر وجود زیستگاههایی در بخارا طی هزارهٔ دوم پیش از میلاد است.[۵] در عهد باستان، ایرانیان در اطراف رود زرافشان جایگاه‌ها و شهرهایی داشتند. در واقع بخارا یکی از آبادی‌های متعددی بوده که در دهانه رود زرافشان واقع شده بودند. مدرکی وجود ندارد که در آن دوران رود زرافشان به آمودریا رسیده باشد در نتیجه می‌توان تصور کرد که در هزاره نخست پیش از میلاد با استفاده از تکنیک‌های آبیاری آن زمان جمعیت در حال افزایشی در این منطقه سکونت داشته‌اند که از آب زرافشان برای گسترش زمین‌های قابل کشت این آبادی‌ها استفاده می‌کردند.[۶] نام واحهٔ بخارا در کتیبهٔ داریوش در بیستون، «تاریخ» هرودت و نیز در اوستا نیامده‌است. می‌توان چنین تصور کرد که بخارا در در روزگار هخامنشیان جزو ساتراپ‌نشین سغدیانا (سغد) بوده‌است. در سال ۳۳۰ ق. م. در تصرف اسکندر مقدونی درآمد. بعد جزء دولت یونانی باختری گردید. در سدهٔ ششم م. ترکان بیابانگرد آن را متصرف شدند و در سدهٔ هفتم چینی‌ها. در سال ۷۰۵ م. اعراب آن را تصرف کردند و تا سدهٔ نهم در تصرف خلفای اموی و عباسی بود.

سکه‌هایی با نوشته‌های به زبان سغدی بخارایی (همریشه با زبان پارسی) و با الفبایی آرامی (خط عربی و فارسی نیز ریشه‌ای آرامی دارد) متعلق به سدهٔ چهارم و پنجم میلادی به در این منطقه کشف شده‌است.[۷]

دوران خلافت اسلامی[ویرایش]

هم‌زمان با ظهور اسلام در فرارود، در بخارا زنی حکومت می‌کرده‌است که نام او در تاریخ‌نامه‌ها نمانده‌است. به نوشته تاریخ بخارا هنگامی که بخارا-خداه (فرمانروای بخارا) که بیدون نام داشت، درگذشت، «از وی پسری شیرخواره ماند نام او طغشاده».[۸] به‌همین دلیل، مادر طغشاده که زنی بسیار مقتدر بود، به نیابت از فرزندش زمام امور بخارا را به دست گرفت.[۹]

در سال ۵۳ هـ. ق. عبیدالله بن زیاد از جانب معاویه والی خراسان شد.[۱۰] ملکه بخارا در سال ۵۴ قمری یعنی در آن هنگام که عبیداللّه بن زیاد برای گرفتن شهر بخارا آماده می‌شد از ترکان ساکن در پیرامون قلمرو خویش کمک خواست.[۱۱] وی در حالی‌که در انتظار نیروی کمکی ترکان به سر می‌برد، با شگردی مناسب، حمله عبیداللّه بن زیاد را به مدت دو هفته به تأخیر انداخت. خاتون بخارا و حامیان ترک او جنگ‌های متعددی با مسلمانان به رهبری عبیداللّه بن زیاد داشتند اما سرانجام کاری از پیش نبردند و ملکه بخارا پس از پراکندگی سپاهیان به ارگ شهر بازگشت.[۱۲] در میان غنایم بسیاری که در این نبرد به دست مسلمانان افتاد جورابی زرین و مرصع به جواهر از آن ملکه بخارا بود که دویست هزار درهم ارزش داشت.[۱۳]

با آن‌که مسلمانان در نبرد با سپاهیان فرمانروای بخارا پیروزی‌های مهمی به دست آوردند، شهر بخارا همچنان در برابر سپاه عبیداللّه بن زیاد مقاومت می‌کرد. سرانجام، ملکه بخارا با فرستادن نمایندگان خویش به نزد عبیدالله بن زیاد، امان طلبید و براساس مفاد پیمان صلح میان طرفین مقرر گردید که خاتون بخارا سالیانه یک میلیون درهم (به عنوان هزینه آشتی) به عبیداللّه بن زیاد بپردازد.[۱۴][۹]

از امیران سامانی تا امیران منغیت[ویرایش]

امیر عالم خان آخرین امیر بخارا

بخارا از بزرگ‌ترین شهرهای فرارود و یکی از کانون‌های دانش و ادب ایران پس از اسلام است. در ۱۰۰۰ م. در تصرف سامانیان درآمد و پایتخت سامانیان بود. در ۱۰۲۷ سلجوقیان آن را تصرف نمودند. در ۱۲۱۹ توسط چنگیز فتح و ویران شد و در ۱۳۸۳ در تصرف تیمور لنگ درآمد. بعد در ۱۵۰۵ در تصرف ازبکان که از نوادگان تیمور بودند (شیبانیان) و به عنوان پایتخت خانات بخارا درآمد، نادرشاه افشار در ۱۷۴۰ میلادی این منطقه را به تصرف خود درآورد اما با مرگ او حکومت دوباره به ازبکان شیبانی رسید و در نیمه‌های سده نوزدهم میلادی روس‌ها با غلبه بر خان بخارا آن را ضمیمه امپراتوری خود کردند. پس از آن اگرچه خان بخارا حاکم تشریفاتی این شهر بود ولی در حقیقت جزیی از خاک روسیه محسوب می‌گردید.

نخستین روزنامهٔ فارسی آسیای میانه با نام بخارای شریف در سال ۱۲۹۰ خورشیدی در بخارا منتشر شد. دیگر روزنامه‌های نخستین بخارا که به فارسی تاجیکی بود، سمرقند، آیینه، صدای فرغانه و صدای ترکستان بودند. همچنین در ابتدای قرن بیستم، در قلمرو بخارا به دنبال تلاشهای معارف پروران، نهضت تجددگرایان ظهور کرد که با نامهای بخاراییان جوان و جدیدها مشهور شد.[۱۵]

حکومت شوراها[ویرایش]

بمباران ارگ بخارا در ۱۹۲۰ توسط ارتش سرخ

با انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ در روسیه، سوسیالیست‌ها در آسیای میانه به قدرت رسیده و جمهوری شوروی خلق بخارا را تأسیس کردند که بیشتر بخش‌های ازبکستان و تاجیکستان کنونی را در قلمرو خود داشت. آکادمیسین محمد جان شکوری در کتاب فتنهٔ انقلاب در بخارا با استناد به داده‌های تاریخی و دانسته‌های خود می‌گوید که آنچه روز ۲ سپتامبر ۱۹۲۰ در بخارا اتفاق افتاد، انقلاب نبود، بلکه تعرض روسیه همراه با بلوای بلشویکهای پان‌ترکیست بود که کمر فرهنگ ایرانی منطقه را شکست[۱]. در سال ۱۹۲۴ میلادی تقسیمات کشوری آسیای میانه تغییر گرد و بخارا جزئی از جمهوری شوروی ازبکستان اعلام شد، هرچند تاجیک‌ها به این تقسیم‌بندی معترض بوده و خواهان الحاق بخارا و سمرقند به جمهوری تاجیکستان شده بودند.

پس از شوروی[ویرایش]

دولت ازبکستان با سیاست فارسی‌ستیزی خود همچنان محدودیت‌های آموزشی و رسانه‌ای سختی بر ضد زبان فارسی پیاده کرده‌است.

جغرافیا[ویرایش]

اقلیم[ویرایش]

بخارا زمستان های بسیار سرد و تابستان های بسیار گرمی دارد . میانگین بارش سالانه شهر بسیار پایین است . دمای هوا در مرداد ماه به اوج خود (نزدیک ۵۰ درجه سلسیوس) می رسد.[۱۶]

Weather-rain-thunderstorm.svgآب و هوای بخاراNuvola apps kweather.svg
ژانویه فوریه مارس آوریل مـــــه ژوئـن ژوئیـه اوت سپتامبر اکتبـر نوامبر دسامبر
گرم‌ترین
۵ ۹ ۱۵ ۲۳ ۳۰ ۳۴ ۳۷ ۳۵ ۳۰ ۲۲ ۱۴ ۸


سردترین
۳ ۱۰ ۱۵ ۱۹ ۲۱ ۱۹ ۱۳ ۶ ۲
بارش
mm
۲۵ ۲۰ ۳۳ ۲۵ ۱۲ ۱ ۰ ۰ ۱ ۶ ۱۴ ۲۰


منبع: سایت وب تو تراول[۱۷] ۴ ژوئن ۲۰۰۹

مردم شناسی[ویرایش]

ساکنان عمده بخارا تاجیکان و ازبکها هستند.[۱۸] تا آغاز قرن بیستم بخارا محل سکونت یهودیان بخارایی بود که از دوره‌های کهن ساکن این شهر بودند. بیشتر این یهودیان بین سال‌های ۱۹۲۵ تا ۲۰۰۰ میلادی به اسرائیل و ایالات متحده کوچ کردند.[۴] پس از اخراج ایرانیان از مرو در ۱۲۰۰ هجری توسط شاهمرادخان حاکم منغیت بخارا و کوچ اجباریشان به بخارا به ایشان اجازه ورود به بخارا داده نشد. ایرانیان بیرون از دروازه‌های بخارا سکونت گزیدند و کوچه خاص ایرانی‌ها را بنیاد نهادند. با گذشت سال‌ها همین مردم وارد بخارا شدند . این مردم که در بخارا به ایرانیان مشهورند در عین حفظ ارتباطشان با تاجیکان فرهنگ خود را نیز حفظ کرده اند به گونه ای که در فیلارمونی بخارا گروه ویژه موسیقی خود (موسیقی مروگی) را دارند.[۱۹] [۲۰]

بخارا در اساطیر[ویرایش]

در بعضی نوشته‌های اساطیری کهن بخارا دیه و جایگاه پادشاهان بوده که گویا افراسیاب آن را بنا کرده‌است. پس از آن، به صورت شهر درآمد و پادشاهان در فصل زمستان بدین شهر می‌آمدند. مغان گفته‌اند که در بخارا آتشکده‌ای برپا بود و گویا گور افراسیاب به دروازهٔ آتشکده بر در شهر بخارا بوده‌است.
استوره پیر شالیار نیز با بخارا پیوند دارد. گفته می‌شود دختر حاکم بخارا که بیمار شده و زبانش بند آمده بود، چون حکایت پیر شالیار را می‌شنود به سوی هورامان می‌رود و در نزدیکی آن جا از کرامات پیر شفا می‌یابد. در واقع مراسم پیر شالیار که امروزه در هورامان بر‌گزار می‌شود سال روز عروسی دختر حاکم بخارا با پیر شالیار است.[۲۱]

جایگاه بخارا در فرهنگ فارسی‌زبانان[ویرایش]

سامانیان که می‌خواستند امپراتوری ساسانی را زنده کنند در اندیشه تبدیل بخارا به تیسفونی دیگر بودند. از این رو بود که به پیشگامی اسماعیل سامانی کوشیدند تا بخارا را پایگاه زبان، هنر، فرهنگ و تمدن ایرانی سازند. بخارای سامانیان رفته رفته در فرهنگ با بغداد به رقابت پرداخت در این باره بیتی منصوب به رودکی است[۲۲]:

صفحهٔ اول نخستین شمارهٔ بخارای شریف

امروز به هر حالی، بغداد بخاراست / کجا میر خراسان است، پیروزی آنجاست

مولوی:

ز دی بگذر سبک برپر که نی جان بهاری تو / بخارای جهان جان که معدنگاه علم آن است

ابوسعید ابوالخیر:

باد که از سوی بخارا بمن آید / با بوی گل و مشک و نسیم سمن آید

حافظ:

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را / به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

نقش بخارا در فرهنگ فارسی‌زبانان تنها به دوران کهن محدود نمی‌شود، در دوران معاصر نیز می‌توان این نقش پررنگ را مشاهده کرد. بخارا محل انتشار یکی از نخستین روزنامه‌های فارسی زبان با نام بخارای شریف است. اهمیت این روزنامه به حدی است که صدرالدین عینی پس از بنیادگذاریش نوشته بود که تاجیکان در روز ۱۱ مارس صاحب زبان خود شده‌اند.[۲۳] صدرالدین عینی شاعر نوگرای اهل بخارا یکی از نخستین سرایندگان شعر نو فارسی است پنج سال پیش از آنکه نیما افسانه (که مبدأ شعر نو فارسی شناخته می‌شود) را بسراید عینی در همان وزن شعری سروده به نام مارش حریت.[۲۴]
هم چنین از سال ۱۳۷۷ دو ماهنامه‌ای به نام بخارا به سرپرستی علی دَهباشی در تهران منتشر می‌شود که به ادبیات و هنر ایران و جهان می‌پردازد.[۲۵]

مکتب نگارگری بخارا[ویرایش]

نوشتار اصلی: مکتب بخارا

با فروپاشی مکتب نگارگری هرات در بخارا شیبانیان روی کار آمدند. اینان با الگوبرداری از تیموریان به تشویق هنرمندان پرداختند و تعدادی از هنرمندان مکتب هرات را به کار گرفتند، این هنرمندان به تصویرپردازی و کتابتِ کتاب‌های گوناگون پرداختند و کم کم مکتب بخارا را بنیان گذاشتند.[۲۶]

بزرگان و مشاهیر بخارا[ویرایش]

بخارا
Bukhara01.jpg
اطلاعات اثر
کشور ازبکستانازبکستان
نوع فرهنگی
معیار ثبت (ii)(iv)(vi)
شمارهٔ ثبت ۶۰۲
منطقه آسیا و اقیانوس آرام
تاریخچه
تاریخچهٔ ثبت ۱۹۹۳ (طی نشست نامشخص)
منطقهٔ بر پایهٔ دسته‌بندی یونسکو

در سده‌های دوم و سوم هجری (۸ و ۹ میلادی) بغداد بزرگ‌ترین حوزهٔ علمی مسلمانان و تنها مرکز علوم عقلی در محدودهٔ ممالک اسلامی محسوب می‌شد. پس از بغداد حوزه‌های دیگری در جهان اسلام پدید آمدند که ماوراءالنهر یکی از آنها بود و بخارا به صورت یکی از مراکز علمی ماوراءالنهر درآمد. در فهرست زیر، نام برخی از بزرگان و مشاهیر اسلامی که در بخارا زاده شده یا زیسته‌اند آمده‌است:

اماکن و ابنیه تاریخی[ویرایش]

از چپ به راست: مدرسه میر عرب، مناره کلان و مدرسه خان
مدرسه چهارمنار
گورستان چشمه ایوب

بخارا شهر و سرزمین موزه‌ها و در واقع موزه‌ای است در فضای باز که آن را مرواریدی بر تارک آسیای مرکزی نامیده‌اند. در فهرست زیر، نام برخی از اماکن و ابنیه تاریخی بخارا آمده‌است:

شهرهای خواهرخوانده[ویرایش]

زمان کشور شهر خواهرخوانده
ایرانایران نیشابور
پاکستانپاکستان لاهور
ایالات متحده آمریکاآمریکا سنتا فه، نیومکزیکو
فرانسهفرانسه روی ملمزون
اسپانیااسپانیا کوردوبا
ترکیهترکیه ملطیه
هندهند کانپور غربی


جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ای بخارا دیر زی
  2. شاه‌علی، نرگس، در هوای بخارا و سمرقند؛ فارسی در ازبکستان، در: بی‌بی‌سی فارسی. بازدید: مه ۲۰۱۱.
  3. Richard Foltz, "The Tajiks of Uzbekistan", Central Asian Survey, ۱۵(۲), ۲۱۳–۲۱۶ (۱۹۹۶). برگردان فارسی نوشتار
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ یهودیان ازبکستان
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ Historic Centre of Bukhara Unesco World Heritage Center
  6. Richard N. Frye, “BUKHARA i. In Pre-Islamic Times,” Encyclopaedia Iranica, Online Edition, 1989, available at http://www.iranicaonline.org/articles/bukhara-i
  7. Richard N. Frye, “BUKHARA i. In Pre-Islamic Times,” Encyclopaedia Iranica
  8. (نرشخی، ۱۳۶۳:۱۲)
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ فروزانی، سید ابوالقاسم، پایگاه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زنان در دوران سامانیان. مجله «پژوهش‌های تاریخی» (دانشگاه سیستان و بلوچستان)» پاییز و زمستان ۱۳۸۷ - شماره ۳. (از ص ۱۳۵ تا ۱۴۸).
  10. (طبری، ۱۳۶۲ ج ۷:۲۸۶۱-۲۸۵۹)
  11. (بلاذری، ۱۳۷۶:۵۷۱)
  12. (نرشخی، ۱۳۶۳:۵۳-۵۲)
  13. (طبری، ۱۳۶۲:۲۸۶۱)
  14. (بلاذری، ۱۳۷۶:۵۷۱/نرشخی، ۱۳۶۳:۵۳)
  15. تاریخ تحولات فرهنگی بخارا از دیدگاه محمد جان شکوری
  16. CLIMATE AND GEOGRAPHY
  17. «اطلاعات آب و هوای بخارا»(انگلیسی)‎. وب‌گاه wheather2travel. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۰۵ مه ۲۰۱۲. بازبینی‌شده در ۴ ژوئن ۲۰۰۹. 
  18. تاجیک
  19. مروگی در دوشنبه (رادیو آزادی)
  20. مرویانه نواهای ناشنیده
  21. آیین سرزمین سنگ و باد
  22. شکوری، جان تاجیکان
  23. بخارای شریف
  24. عینی و نیما
  25. چله بخارا
  26. مکتب نگارگری بخارا، یعقوب آژند، هنرهای تجسمی، تیر ۱۳۸۶ - شماره ۲۶

پیوند به بیرون[ویرایش]