یوسف و زلیخا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مثنوی یوسف و زلیخا یک منظومه شعری است که پس از مرگ فردوسی و در حدود ۴۷۷ ق سروده شده و بعدها گروهی سرایش آن را به فردوسی منتسب کردند.[۱] بر طبق دانشنامه بریتانیکا زمان سرایش این منظومه دست‌کم یکصد سال پس از مرگ فردوسی است.[۲] نخستین منابعی که مثنوی یوسف و زلیخا را فردوسی نسبت داده‌اند؛ یعنی ظفرنامه شرف‌الدین یزدی (۸۲۸ ق) و سپس مقدمهٔ شاهنامه بایسنقری (۸۲۹ ق)، بیش از «چهار صد» سال پس از فردوسی تألیف شده‌اند و تا پیش از آن تاریخ، هیچ مرجع و منبعی (مانند چهارمقالهٔ نظامی عروضی و تذکرة الشعرای دولتشاه سمرقندی که به تفصیل از فردوسی سخن رانده‌اند) به چنین داستانی اشاره نکرده‌است. آشکار است که این افسانه تا پیش از سدهٔ نهم هجری وجود خارجی نداشته و برای نخستین‌بار به دست شرف‌الدین یزدی ساخته و پرداخته شده‌است.[۳][۴][۵]

در مثنوی یوسف و زلیخا سراینده از قول فردوسی اعمال وی را در سی سال نظم شاهنامه پوچ و بی‌اهمیت قلمداد می‌کند.

چند نمونه از ابیات[ویرایش]

که یک نیمهٔ عمر خود کم کنم جهانی پر از نام رستم کنم؟
دلم گشت سیر و گرفتم ملال هم از گیو و طوس و هم از پور زال
کنون گر مرا روز چندی بقاست دگر نسپرم جز همه راه راست
نگویم سخن‌های بیهوده هیچ نگیرم به بیهوده گفتن بسیج
نگویم دگر داستان ملوک دلم سیر شد ز آستان ملوک
دوصد زان نیرزد به یک مشت خاک که آن داستان‌ها دروغ است پاک

پانویس[ویرایش]

  1. ریاحی، محمدامین: «فردوسی»، انتشارات طرح نو، ۱۳۷۵
  2. Ferdowsī. (2011). In Encyclopædia Britannica. Retrieved from http://www.britannica.com/EBchecked/topic/204578/Ferdowsi this assumption was based upon his presumed authorship of Yūsof o-Zalīkhā, an epic poem on the subject of Joseph and Potiphar’s wife, which, it later became known, was composed more than 100 years after Ferdowsī’s death.
  3. ریاحی، محمدامین: «فردوسی»، انتشارات طرح نو، ۱۳۷۵
  4. شیرانی، حافظ محمود: «در شناخت فردوسی»، ترجمهٔ شاهد چوهدری، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۹
  5. مینوی، مجتبا: «فردوسی و شعر او»، انتشارات کتاب‌خانهٔ دهخدا، ۱۳۵۷