افغان‌ها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

افغان مطابق قانون اساسی افغانستان نام شهروندانِ افغانستان است.

اما گویا این کلمه بالای مردم غیرافغان (تاجیک، ازبک، هزاره و سایر اقوام) جبراً قبولانده شده‌است و این واژه تمام ملیت‌ها را در بر نمی‌گیرد

در قانونِ اساسی[ویرایش]

در قانونِ اساسی افغانستان که بعد از طالبان تصویب شده‌است، باشندگان افغانستان را بنامِ افغان ذکر کرده‌است؛ که همین مسئله بحث‌برانگیز شده‌است و همه اقوام آنرا قبول ندارندو افغان را به حیث ملت نه بلکه به حیث یک ملیت می‌شناسند. مادهٔ چهارم قانون اساسی افغانستان:

حاکمیتِ ملّی در افغانستان به ملّت تعلق دارد که به‌طور مستقیم یا بوسیلهٔ نمایندگانِ خود آن را اعمال می‌کند.

ملّتِ افغانستان عبارت است از تماِم افرادی که تابعیت افغانستان را دارا باشند.

ملتِ افغانستان متشکل از ملیت‌های پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک، ترکمن، ایماق، بلوچ، پشه‌ای، نورستانی، عرب، قرقیز، قزلباش، براهویی، پامیری و سایر اقوام می‌باشد.

بر هر فرد از افراد ملت افغانستان کلمه افغان اطلاق می‌شود. (تفاوت نظر در این باره وجود دارد)

هیچ فرد از افراد ملت از تابعیت افغانستان محروم نمی‌گردد.

امور مربوط به تابعیت و پناهندگی توسط قانون تنظیم می‌گردد.

پیشینهٔ کاربرد[ویرایش]

این نام از گذشته دور بکار می‌رفته‌است. ستاره‌شناس هندی قرن ششم میلادی واراهامیهیرا (Varāha Mihira) در کتاب خود به نام برهات سامهیتا (Bṛhat-saṃhitā) واژه «اوگاتا» (Avagāṇa) را برای اشاره به این قوم به کار برده‌است.[۱] این واژه گرفته‌شده از واژه پشتون - پتان است که بعداً به افغان انتقال پیدا کرده‌است و در حقیقت به مفهوم ملت نیست که بعد از شروع حکومت انتقالی حامد کرزی بحیث ملت از آن به کار می‌رود

مشکلات کاربرد واژه[ویرایش]

کاربرد واژهٔ «افغان» با مشکلاتی همراه است. از نظر قومیتی، یک 'افغان' مترادف است با واژهٔ 'پشتون' یا 'پتان'، گفته می‌شود بدینسان این واژه همچنین می‌تواند بر بیشتر باشندگانی که در پاکستان زندگی می‌کنند نیز اطلاق شود. اگر ما هر یک از اقوام چندزبانهٔ افغانستان را هم در نظر بگیریم با چنین مشکل مشابهی برمی‌خوریم:

مردمان نورستانی و براهویی بین افغانستان و پاکستان پراکنده شده‌اند؛ همچنین مردم بلوچ به همین شکل پراکنده شده، و افزون بر این در ایران هم یافت می‌شوند؛ مردم تاجیک، ازبک، ترکمن و قرقیز بخشی از شمار زیادتر هم تباران خود در جمهوری‌های تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان و قرقیزستان و همچنین در بخش‌هایی از چین (همچون ناحیهٔ سین کیانگ، بجز مردم ترکمن) هستند؛ شمار اندک اعراب باشندهٔ مناطق شمال‌غربی افغانستان بخش کوچکی از ملت بزرگتر عرب از مراکش (مغرب) تا عمان هستند، و فارسیوان‌های غرب افغانستان نیز از نظر قومیتی بیشتر با باشندگان تهران (در ایران) اشتراکاتی دارند تا با باشندگان قندهار. تنها مردم هزاره باشندگان مناطق کوهستانی مرکزی کشور هستند که همگی تنها محدود به افغانستان می‌شوند، هزاره‌ها از دودمان ترک‌تبار هستند. گفته می‌شود که هزاره‌ها بازماندگان سلسه‌های غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان‌اند.

بهمین سبب، واژهٔ 'افغان' مشکل‌آفرین است: در مفهوم محدودتر این واژه تنها بر یک گروه قومی مشخص اطلاق می‌شود، مردم پشتون، که افزون بر افغانستان، در پاکستان هم یافت می‌شوند. در مفهوم گسترده‌تر، واژهٔ 'افغان' می‌تواند بر هر یک از باشندگان افغانستان اطلاق شود، هم بر خود پشتون‌ها و هم بر غیر پشتون‌ها که هویت خود را با افغان تباران تعریف نمی‌کنند. با این حال، هیچ‌کدام از نام‌های دیگر نیز کارایی ندارند: کاربرد واژهٔ 'افغانی' معمولاً اجتناب می‌شود، چون نام واحد پولی کشور است، در صورتی‌که واژهٔ 'افغانستانی' نیز غیرضرورتا زاید است (و کاربرد آن در گفتارهای رسمی اجتناب می‌شود).[۲] اما از نظر ساختار گرامری زبان افغانستانی درست‌ترین کلمه برای استفاده می‌باشد تا شهروند بودن این کشور را تثبیت کند. مثلاً برای تبعه هندوستان، هندوستانی گفته می‌شود و همچنان پاکستانی، تاجیکستانی، ازبکستانی، و این یک استثنا زبانی است که دربارهٔ کشورهای با پسوند (ستان) ختم می‌شود بکار می‌رود؛ و از دیدگاه استادان ادبیات افغانستانی درست‌ترین کلمه برای اتباع افغانستان است که متأسفانه از این کله کمتر استفاده می‌شود و به جان آن از کلمه افغان استفاده می‌شود که در اصل یک اسم خاص است و مختص به یک گروه قومی این کشور می‌باشد.

پانویس[ویرایش]

  1. Ch. M. Kieffer, 'AFGHAN', Encyclopædia Iranica, 1983
  2. Warwick Ball, 'THE MONUMENTS OF AFGHANISTAN', 2008, pp. 25-28

منابع[ویرایش]