سلیمان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سلیمان
لقب(ها) سومین پادشاه اسرائیل
محل مرگ اورشلیم
آرامگاه کوه صهیون
پیش از داود
پس از رحبعم
پدر داود
مادر بث‌شبع
ملکه صبا درنزدِ سلیمان، اثر یاکوپ تینتورتو، سال ۱۵۵۵ میلادی، موزه پرادو اسپانیا

سُلَیمان (عبری: שְׁלֹמֹה، تلفظ: شلومو،عربی: سلیمان، انگلیسی: Solomon) که یدیدیا (عبری: יְדִידְיָהּ) نیز نامیده شده است نام شخصیتی تاریخی در کتاب مقدس و قرآن است. تاریخ پادشاهی سلیمان بین سالهای ۹۷۰ تا ۹۳۱ قبل از میلاد در نظر گرفته میشود. او سومین پادشاه پادشاهی اسرائیل (پادشاهی متحد) و آخرین قبل از تقسیم آن به پادشاهی یهودا و پادشاهی شمالی اسرائیل بود. بعد از تقسیم نسل او تنها بر پادشاهی یهودا حکومت میکرد.

بر اساس کتاب مقدس و قرآن سلیمان معبد سلیمان در اورشلیم را بنا کرد و دارای حکمت، ثروت و قدرت بسیار زیادی بود. ولیکن در کتاب مقدس ذکر شده است که سلیمان به گناه کشیده شد و از یهوه دور شده و به بت پرستی روی آورد. به همین دلیل پادشاهی او بعد از مرگش تقسیم شد. ولیکن قرآن این داستان را رد کرده و کافر شدن را تنها به مردم تحت سلطه سلیمان و نه شخص وی نسبت میدهد.

سلیمان در قرآن به کمک قدرت خدا بر اجنه حاکم میشود. در بسیاری متون مختلف نام سلیمان با سحر و جن گیری در ارتباط است. بسیاری افرادی که به دنبال سحر بودند از نام وی استفاده میکردند.

در کتاب مقدس[ویرایش]

وارث شدن از داوود[ویرایش]

وقتی داوود به کهنسالی رسید همسری به نام ابیشاگ گرفت که بسیار زیبا بود. ولیکن داوود دچار فراموشی شده بود و او را نمیشناخت. در این زمان ادونیا پسر داوود که بعد از مرگ برادرانش امنون و ابسالوم به نظر وارث تخت داوود میامد خود را شاه اسرائیل خواند. ولیکن بث شبع مادر سلیمان و همسر داوود به همراه ناتان پیامبر اسرائیل داوود را قانع کردند که سلیمان را وارث خود بخواند. ادونیا فرار کرد و در قربانگاه پنهان شد. او توسط سلیمان مورد بخشش قرار گرفت به شرطی که خود را فرد ارزشمندی نشان دهد. ادونیا درخواست کرد که با ابیشاگ ازدواج کند ولیکن سلیمان این کار را منع کرد با اینکه بث شبع در طرف ادونیا بود. سلیمان به این دلیل اینکار را منع کرد که میدانست دلیل شورش ادونیا تصرف حرم داوود و همسران او بوده است.

حکمت سلیمان[ویرایش]

مهمترین ویژگی سلیمان در کتاب مقدس حکمت او است. کتاب اول پادشاهان شرح دعای سلیمان برای دریافت حکمت را بیان میکند :"و شاه به گیبون رفت تا قربانی کند زیرا آنجا مکان بسیار بلند بود. سلیمان یک هزار قربانی سوزاندنی تقدیم کرد. در گیبون خداوند در خواب به سلیمان ظاهر شد و خداوند گفت از من بخواه و به تو خواهم بخشید. و سلیمان گفت تو به خدمتگزار خود داوود پدر من بخشش زیادی داشتی زیرا او در برابر تو با صداقت و درستکاری راه میرفت و قلب او با تو بود و تو برای او محبت زیادی نگاه داشتی و تو به او پسری بخشیدی که بر تخت پادشاهی او بنشیند همانگونه که امروز اینگونه است. و اکنون، پروردگارا خداوند من، تو خدمتگزار خود را به جای داوود پادشاه کردی و من کودکی بیش نیستم من نمی‌دانم که چگونه بیرون روم و بازگردم. و خدمتگزار تو در بین مردم توست که تو برگزیدی مردمی بینظیر که تعداد آنها بیشمار است. به خدمتگزار خود قلبی ببخش که به وسیله آن بر مردم قضاوت کنم تا فرق درست و نادرست را بدانم که چه کسی شایسته قضاوت بر این مردم است؟"

خداوند به سلیمان گفت :"به دلیل اینکه تو زندگی طولانی و ثروت برای خود نخواستی و درخواست مرگ دشمنان خود را نکردی و درخواست اجرای عدالت در زمین نمودی من آنچه تو میخواهی انجام خواهم داد" کتاب مقدس همچنین اشاره میکند "تمامی دنیا به سخنان سلیمان گوش میدادند تا حکمتی که خداوند در قلب او قرار داده بود بشنوند."

در یک داستان بسیار معروف در کتاب مقدس دو زن به نزد سلیمان میایند و هر دو ادعا میکنند که مادر کودکی هستند. آنها از سلیمان درخواست میکنند که بین آنها قضاوت کند. سلیمان شمشیر خود را در میاورد و دستور میدهد که کودک به دو نیم تقسیم شده و نیمی از او به هر زن داده شود. یکی از آن دو زن از ادعای خود برگشته و درخواست میکند که سلیمان کودک را به زن دیگر دهد و او را نکشد. سلیمان اعلام میکند که این زن مادر واقعی کودک است زیرا ترجیح داده است که کودک زنده بماند.

همسران[ویرایش]

بر اساس کتاب مقدس سلیمان دارای ۷۰۰ همسر و ۳۰۰ صیغه بود. بسیاری از همسران او از زنان خارجی بودند و یکی از آنان دختر فرعون مصر بود. بر اساس کتاب مقدس این زنان باعث گمراهی سلیمان شدند. تنها همسر سلیمان که از او با نام نامبرده شده است نماه است که مادر جانشین سلیمان رهبعام شد.

ارتباط با ملکه صبا[ویرایش]

بر اساس کتاب مقدس شهرت حکمت سلیمان آنچنان به همه دنیا رسید که ملکه صبا تصمیم گرفت با او ملاقات کند. ملکه به همراه هدایای زیادی از طلا، ادویه و سنگهای قیمتی به نزد سلیمان رفت. و سلیمان به او هر آنچه او میخواست بخشید و او با رضایت از پیش سلیمان بازگشت. اینکه معنی دقیق این آیات چیست مورد بحث زیادی قرار گرفته است و داستانهای زیادی در مورد سلیمان و ملکه صبا وجود دارد. بر اساس نوشتارهای یهودی سلیمان به تمامی موجودات زنده دنیا مسلط شده بود ولیکن روزی متوجه شد که هدهد در نزد او حاضر نشده است. او به دنبال هدهد میفرستند و هدهد به او میگوید که که به دنبال سرزمین جدیدی رفته بوده است. هدهد به سرزمینی در شرق رفته بوده است که بسیار ثروتمند بوده و رئیس آن ملکه صبا بوده است. سلیمان هدهد را به نزد ملکه صبا میفرستد تا او را به دربار خود دعوت کند.

در بین متون اتیوپیایی نوشته شده است که ملکه صبا با سلیمان رابطه جنسی داشت (بر خلاف داستان در کتاب مقدس و قرآن) و حاصل این رابطه پادشاه اتیوپی شد. بر اساس این نوشتارها تابوت عهد توسط سلیمان به سرزمین این پادشاه در اتیوپی فرستاده شد. پادشاهان اتیوپی لیاقت خود را برای پادشاهی متصل به این نسل میدانستند.

کافر شدن سلیمان[ویرایش]

بر اساس کتاب مقدس پادشاهان اول، زنان خارجی سلیمان باعث تمایل او به خدایان دیگر شدند و سلیمان برای این خدایان معبد ساخت. اینکار باعث خشم شدید خداوند نسبت به او شد و به این دلیل بعد از مرگ او پادشاهی او دوتکه شد. کتاب اول پادشاهان شرح کافر شدن سلیمان و تمایل او به اشتروت را بیان میکند. براساس کتاب اول پادشاهان به دلیل این گناهان خداوند ۱۰ قبیله از دوازده قبیله اسرائیل را از اسرائیل جدا کرد.

مرگ سلیمان[ویرایش]

بر اساس کتاب مقدس سلیمان به مرگ طبیعی در سن ۸۰ سالگی درگذشت. بعد از مرگ او پسرش رهبعام جانشین او شد ولیکن ده قبیله از دوازده قبیله اسرائیل او را رد کردند و پادشاهی شمالی اسرائیل را تشکیل دادند.

در اسلام[ویرایش]

در اسلام سلیمان یکی از پیامبران بسیار مهم میباشد. اسلام مانند کتاب مقدس سلیمان را پسر داوود میداند که خداوند حکمت بسیار زیادی به او ارزانی کرده بود. سلیمان به اذن خدا بر تمامی موجودات زنده مسلط بود و زبان حیوانات را میفهمید. قرآن بیان میکند که سلیمان باد را تحت کنترل گرفت. همچنین قرآن ذکر میکند که سلیمان به خواست خدا بر اجنه مسلط شده بود و این اجنه بنای معبد سلیمان را برای او ساختند. داستان سلیمان و هدهد در قرآن ذکر شده است که سلیمان هدهد را غایب میبیند و وقتی سلیمان او را احضار میکند هدهد به نزد او حاضر شده و در مورد سرزمین صبا صحبت میکند. هدهد به سلیمان میگوید که مردم سرزمین صبا خورشید را پرستش میکنند ولیکن ملکه آنها بسیار قدرتمند و دانا است. سلیمان نامه ای برای ملکه صبا به همراه هدهد میفرستد. در نامه سلیمان به ملکه صبا میگوید که پرستش خورشید را کنار گذاشته و به پرستش خداوند روی آورند.

مرگ سلیمان[ویرایش]

بر اساس قرآن در هنگام مرگ سلیمان او ایستاده بود و به عصای خود تکیه کرده بود. وقتی او جان خود را تسلیم کرد همچنان ایستاده باقی ماند تا موریانه ای عصای او را خورد و اجنه که برای او کار میکردند از مرگ او آگاه شدند و به خود گفتند که کاش زودتر این موضوع را فهمیده بودند تا از عذاب سلیمان رهایی پیدا میکردند.

دین سلیمان[ویرایش]

بر خلاف کتاب مقدس، اسلام بیان میکند که سلیمان هیچگاه کافر نشد بلکه مردم تحت سلطه او به کفر گرویدند. از این رو بر اساس روایت اسلامی سلیمان تا آخر عمر به خداوند پایبند باقی ماند.

افسانه ها[ویرایش]

داستانهای زیادی در مورد سلیمان در کتب مختلف نقل شده است.

هزار و یکشب[ویرایش]

داستانی معروف در کتاب هزار و یک شب در مورد جنی صحبت میکند که سلیمان را ناراحت کرده بود و به این دلیل سلیمان او را در یک بطری زندانی کرده و در دریا انداخته بود. درب بطری به وسیله مهر سلیمان مسدود شده بود و جن نمیتوانست از بطری خارج شود.

روحها و سحر[ویرایش]

بر اساس نوشته های حاخامها (روحانیون یهودی) به دلیل درستکاری سلیمان به او قدرت ارتباط با دنیای بالاتر و اجنه و ارواح داده شده بود. این اجنه برای او کارهای مختلفی انجام داده و برای او سنگهای قیمتی آورده و درختان او را آبیاری میکردند.

مهر سلیمان[ویرایش]

بر اساس افسانه ها سلیمان دارای انگشتری جادویی به نام مهر سلیمان بود که به او قدرت تسلط بر اجنه میداد. بر اساس داستانها بر روی این انگشتری مهری وجود داشت که امروزه به نام ستاره داوود از آن یاد میشود.

کلید سلیمان[ویرایش]

کتابی به نام کلید کوچکتر سلیمان وجود دارد که دارای سحرهایی منسوب به سلیمان است. این سحرها روشهای ارتباط با ارواح و اجنه را بیان میکنند.

فرشتگان[ویرایش]

در متون یهودی فرشتگان معبد سلیمان را برای او ساختند ولیکن اینکار با اختیار و علاقه نبود. عقیده حاخامها این است که موجودی کرم مانند به نام شمیر برای بریدن سنگها استفاده میشد.

فراماسونری[ویرایش]

در بسیاری آیینهای فراماسونری ارتباط با معبد سلیمان و ساخت آن وجود دارد. در درجات پایین فراماسونری ساخت معبد به فردی به نام هیرام ابیف نسبت داده میشود که فرد برای رفتن به درجه بالاتر باید به صورت سمبلیک در نقش او ظاهر شود. بر اساس افسانه های فراماسونری هیرام ابیف دانش خاصی برای ساخت معبد داشت و افراد دیگر در تلاش بودند که این دانش را از او بدست آورند. سه فرد برای به دست آوردن این دانش به او ضربه زدند که در نهایت فرد سوم باعث کشته شدن وی شد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]