الیاس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

الیاس یا ایلیا (به عبری: אליהו الیاهو) پیامبر عبرانی است که در مبارزه با پرستش بعل و در نتیجه نجات آیین یهوه از خطر تحریف و تباهی، با موسی در یک مقام قرار میگیرد. نام او در عبری معنای «یهوه خدای من است» را میدهد. واژة الیاس بنابر نظر بیشتر لغویان، واژه ای عجمی است؛ شکل عبری، سریانی، حبشی و یونانی این کلمه، افزون بر نشان دادن قدمت این نام، بر غیر عربی بودن آن هم دلالت دارد. برای او در روز بیستم ژوئیه، توسط مسیحیان مراسم بزرگداشتی بر‌گزار میشود و او همچنین از پیامبران مورد تایید مسلمانان در قرآن است. غالباً او را همان ایلیا در عهد عتیق می دانند. در قرآن او هم چون موسی هم رسول و هم نبی خوانده شده است. در کتاب مقدس ایلیا به مردم چنین می گوید:«تا به کی در میان دو فرقه می لنگید؟ اگر یهوه خداست، او را پیروی نمایید! و اگر بعل است، وی را پیروی نمایید!». اما قوم در جواب او هیچ نگفتند. ملاکی در کتاب خود نسبت به بازگشت مجدد او بشارت داده است و غالباً مفسرین عهد جدید او را همان یحیی می دانند. در احوالات آن حضرت گفته‌اند: وی پس از حزقیل مبعوث گردید؛ یعنی در هنگامی که پیش آمدهای ناگواری در بنی اسرائیل رخ می داد. طبرسی نقل کرده که گفته‌اند چون یوشع بن نون شام را فتح کرد، بنی اسرائیل را در آن جا سکونت داد و زمین های آن جا را میان ایشان تقسیم کرد و سبط الیاس را به نبوت میان آن ها مبعوث فرمود و پادشاه شهر دعوتش را پذیرفت، ولی همسرش او را وادار کرد تا از پیروی الیاس سر پیچی کند و به مخالفت با او قیام نماید. پس پادشاه از پیروی الیاس دست کشید و در صدد قتل آن حضرت برآمد. الیاس به کوه ها و بیابان ها گریخت و به قولی یسع را به جای خود برای بنی اسرائیل منصوب کرد و خدای تعالی او را از میان آن ها برد.نظیر آن چه در بالا گفته شد، از قاموس الاعلام ترکی نقل شده که در آن جا گفته است: الیاس یکی از انبیای بنی اسرائیل و از اهالی بعلبک بود و 9 قرن قبل از میلاد در زمان آخار (یا احاب) می زیست و بنی اسرائیل را به راه راست و ترک بت پرستی دعوت می کرد، ولی قوم او دعوتش را نمی‌پذیرفتند و آزارش می دادند و هر چه معجزه می آوردند، انگار می کردند، ازاین رو بیشتر زمان ها را در صحرا و غارها به سر می برد. عاقبت یسع را در نبوت وارث خود قرار داد و در تاریخ 880 پیش از میلاد به آسمان ها عروج کرد.

داستان حضرت الیاس یا ایلیا در قرآن الیاس پیامبری از بنی اسرائیل است که نام وی دو بار در قرآن کریم یاد شده: یکی در سوره انعام و دیگر در سوره صافات بر پایة آیات الهی، الیاس که از ذریة نوح (ع) و در شمار «صالحان » محسوب گردیده است. خدای تعالی در سوره انعام فرموده است: «و زکریا و یحیی و عیسی و إلیاس کل من الصالحین» ترجمه: و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس، همگی از شایستگان بودند (انعام آیه 85). الیاس از پیامبران الهی بوده، و قوم خود را که پرستندة بت بعل بودند، به دین حق هدایت می کرده است؛ اما جز «بندگان مخلص»، تمامی مردم دیار وی بر بت پرستی خویش اصرار می ورزیدند. بعضی گفته‌اند:" الیاس (ع) از دودمان هارون (ع) بوده، و در شهر بعلبک- یکی از شهرهای لبنان که به مناسبت اینکه بت بعل در آنجا منصوب بوده آن را بعلبک خواندند- مبعوث شد". خداوند در سوره صافات می فرماید: «و إن إلیاس لمن المرسلین* إذ قال لقومه أ لا تتقون* أ تدعون بعلا و تذرون أحسن الخالقین* الله ربکم و رب ءابائکم الأولین* فکذبوه فإنهم لمحضرون* إلا عباد الله المخلصین* و ترکنا علیه فی الاخرین* سلام علی إل یاسین* إنا کذالک نجزی المحسنین» ترجمه: و الیاس از پیغمبران بود، هنگامی که به قوم خود گفت: چرا نمی‌ترسید؟ آیا بعل را (به پرستش و خدایی) می خوانید و بهترین آفریدگار را وامی گذارید، آن خدایی که پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شماست. پس او را تکذیب کردند و (باید بدانند که) احضار می شوند (و کیفر تکذیب خود را خواهند دید) مگر بندگان با اخلاص خدا و نامش را میان آیندگان به جای گذاشتیم. سلام بر الیاس (یاالیاسیان) که ما نیکوکاران را چنین پاداش می دهیم، و او از بندگان مؤ من ما بود (صافات /123-129). در این سوره از داستان الیاس به جز این مقدار نیامده که آن جناب مردمی را که بتی به نام" بعل" می پرستیده‌اند، به سوی پرستش خدای سبحان دعوت می کرده، عده ای از آن مردم به وی ایمان آوردند و ایمان خود را خالص هم کردند، و بقیه که اکثریت قوم بودند او را تکذیب نمودند، و آن اکثریت برای عذاب احضار خواهند شد. و در سوره انعام آیه" 85" در باره آن جناب همان مدحی را کرده که در باره عموم انبیا (ع) کرده، و در سوره مورد بحث علاوه بر آن او را از مؤمنین و محسنین خوانده، و به او سلام فرستاده، البته در صورتی که کلمه مذکور بنا بر قرائت مشهور " ال یاسین" باشد.

اختلاف مفسران در مورد شخصیت الیاس در اینکه" الیاس" یکی از پیامبران بزرگ خدا است تردیدی نیست، و آیات مورد بحث با صراحت این مساله را بیان کرده، آنجا که می گوید: " إن إلیاس لمن المرسلین". ولی در این که الیاس نام دیگر یکی از پیامبرانی است که در قرآن نامشان آمده، یا مستقلاً نام پیغمبری است، و ویژگیهای او کدام است؟ مفسران نظرات گوناگونی دارند: الف: بعضی معتقدند" الیاس" همان" ادریس" است (زیرا ادریس، ادراس نیز تلفظ شده، و با تغییر مختصری الیاس شده است). ب: الیاس از پیامبران بنی اسرائیل است، فرزند" یاسین" از نواده های هارون برادر موسی (ع). ج: الیاس همان خضر است، در حالی که بعضی دیگر معتقدند الیاس از دوستان خضر است، و هر دو زنده اند، با این تفاوت که الیاس ماموریتی در خشکی دارد، ولی خضر در جزائر و دریاها، بعضی دیگر ماموریت الیاس را در بیابانها و ماموریت خضر را در کوه ها می دانند، و برای هر دو عمر جاودان قائلند، بعضی نیز الیاس را فرزند" الیسع" دانسته‌اند. د: الیاس همان" ایلیا" پیامبر بنی اسرائیل معاصر" آجاب" پادشاه بنی اسرائیل بود که خداوند او را برای تخویف و هدایت این پادشاه جبار فرستاده. بعضی او را نیز" یحیی" تعمید دهنده مسیح دانسته‌اند. ابن مسعود گفته است که الیاس همان ادریس پیغمبر است چنان که یعقوب، همان اسرائیلی است. ابن اسحاق گوید: الیاس بن بستر بن فنحاص بن غیرار بن هارون بن عمران است. کعب گوید: خضر است. همه اینها از انبیا مرسلین هستند.وهب گفته که ذوالکفل است و ابن عباس گفته است که الیاس، نام خضر پیغمبر است و در جای دیگر از او نقل شده که الیاس یکی از پیغمبران بنی اسرائیل و از فرزندان هارون بن عمران، عموزاده یسع است و نسب او چنین است: الیاس بن یاسین بن فنحاص ‍ بن عیزار بن هارون بن عمران. درباره الیا در قرآن کریم ذکری نشده و بعید نیست الیا همان الیاس پیغمبر باشد، چنان که بسیاری احتمال داده‌اند. شخصیت شناسانده شده از الیاس در قرآن کریم، به ویژه در کنار نام بت بعل که مورد پرستش قوم او بوده، سبب شده است تا مفسران مسلمان، الیاس قرآنی را با الیاس (ایلیا)ی عهدین یکی شمارند. باید افزود که به سبب شخصیت پردازی راه یافته از عهدین به آثار مفسران، شخصیت الیاس با دو پیامبر دیگر، یعنی ادریس و خضر (ع) پیوستگی یافته است. اما آنچه با ظاهر آیات قرآن هماهنگ است این است که این کلمه مستقلاً نام یکی از پیامبران است غیر از آنها که نامشان در قرآن آمده، که برای هدایت یک قوم بت پرست مامور گردید، و اکثریت آن قوم به تکذیب او برخاستند، اما گروهی از مؤمنان مخلص به او گرویدند. بعضی با توجه به اینکه نام بت بزرگ این قوم" بعل" بوده معتقدند که این پیامبر از سرزمین" شامات" برخاست، و مرکز فعالیت او را شهر" بعلبک" می دانند که امروز جزء لبنان است و در مرز سوریه قرار دارد.به هر حال در باره این پیامبر داستانهای مختلفی در کتابها آمده است.

دعوت قوم به توحید علامه طباطبایی می فرماید: " إذ قال لقومه أ لا تتقون أ تدعون بعلا و تذرون أحسن الخالقین ... الأولین" این قسمتی از دعوت الیاس (ع) است که در آن قوم خود را به سوی توحید دعوت می کند، و به پرستش" بعل"- که بتی از بت های آنان بوده- و نپرستیدن خدا، توبیخ می نماید و کلام آن جناب علاوه بر اینکه توبیخ و سرزنش مشرکین است، مشتمل بر حجتی کامل بر مساله توحید نیز هست، چون در جمله " و تذرون أحسن الخالقین الله ربکم و رب آبائکم الأولین" مردم را نخست سرزنش می کند که چرا " أحسن الخالقین" را نمی‌پرستید؟ و خلقت و ایجاد همان طور که به ذوات موجودات متعلق است، به نظام جاری در آنها نیز متعلق است که آن را تدبیر می نامیم. پس همان طور که خدا خالق است مدبر نیز هست و همان طور که خلقت مستند به او است تدبیر نیز مستند به او است و جمله " الله ربکم" بعد از ستایش به جمله " احسن الخالقین" اشاره به همین مساله تدبیر است.و سپس اشاره می کند به اینکه: ربوبیت خدای تعالی اختصاص به یک قوم و دو قوم ندارد. و خدا مانند بت نیست که هر بتی مخصوص به قومی می باشد، و بت هر قوم رب مخصوص آن قوم می باشد. بلکه خدای تعالی رب شما و رب پدران گذشته شما است، اختصاص به یک دسته و دو دسته ندارد، چون خلقت و تدبیر او عام است و جمله " الله ربکم و رب آبائکم الأولین" اشاره به این معنا دارد. " فکذبوه فإنهم لمحضرون" کلمه " محضرون" به این معنا است که: تکذیب کنندگان مبعوث می شوند تا برای عذاب احضار شوند، و در سابق هم گفتیم که کلمه " احضار" هر جا به طور مطلق بیاید، به معنای احضار برای شر و عذاب است." إلا عباد الله المخلصین" احضار این جمله دلیل بر آن است که در قوم " الیاس" جمعی از مخلصین بوده‌اند.

" الیاسین" چه کسانی هستند؟ در آیة 37 سورة صافات، رسم الخط «ال یاسین» با قرائت اشهر «الیاسین» ارتباط مستقیمی با شخصیت الیاس (ع) یافته است؛ غالب مفسران با تکیه بر سیاق آیات، تعبیر «سلام علی ال یاسین» را به این پیامبر بازگردانیده و «الیاسین» را صورت دیگری از نام او شمرده‌اند. وجود شکلی از واژه در قرائات شاذ به صورت «ادراسین»، خود نمونه ای از جا به جایی دو شخصیت الیاس و ادریس است. این جا به جایی چنان ریشه داراست که حتی در برخی منابع، داستان الیاس به طور کامل نقل شده، و تنها نام الیاس با ادریس جایگزین شده است. مفسران و مورخان در مورد" الیاسین" نظرات متفاوتی دارند: الف: بعضی آن را لغتی در الیاس می دانند، یعنی همانگونه که فی المثل" میکان" و" میکائیل" دو تعبیر از آن فرشته مخصوص است و" سینا" و" سینین" هر دو نام برای سرزمین معروفی است،" الیاس" و" الیاسین" نیز دو تعبیر از این پیغمبر بزرگ است. ب: بعضی دیگر آن را جمع می دانند به این ترتیب که" الیاس" با یاء نسبت همراه شده، و" الیاسی" شده، و بعد با یاء و نون جمع بسته شده و" الیاسیین" گردیده و پس از تخفیف" الیاسین" شده بنا بر این مفهومش کلیه کسانی است که به الیاس مربوط بودند و پیرو مکتب او شدند. ج:" آلیاسین" با الف ممدوده ترکیبی است از کلمه" آل" و" یاسین" یاسین طبق نقلی نام پدر الیاس است، و طبق نقل دیگری از نامهای پیامبر گرامی اسلام ص است، بنا بر این" آل یاسین" به معنی خاندان پیغمبر گرامی اسلام ص یا خاندان یاسین پدر الیاس می باشد. قرائن روشنی در خود قرآن است که همان معنی اول را تایید می کند که منظور از" الیاسین" همان" الیاس" است، زیرا بعد از آیه" سلام علی إل یاسین" به فاصله یک آیه می گوید: إنه من عبادنا المؤمنین (او از بندگان مؤمن ما بود) بازگشت ضمیر مفرد به" الیاسین" دلیل بر این است که او یک نفر بیشتر نبوده، یعنی همان الیاس. دلیل دیگر اینکه این آیات چهارگانه ای که در پایان ماجرای الیاس بود عیناً همان آیاتی است که در پایان داستان نوح و ابراهیم و موسی و هارون بود، و هنگامی که این آیات را در کنار هم قرار می دهیم می بینیم سلامی که از سوی خدا در این آیات ذکر شده، به همان پیامبری است که در صدر سخن آمده است (سلام علی نوح فی العالمین- سلام علی إبراهیم- سلام علی موسی و هارون) بنا بر این در اینجا هم سلام علی إل یاسین سلام بر الیاس خواهد بود.نکته ای که در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد این است که در بسیاری از تفاسیر حدیثی نقل شده که سند آن به ابن عباس برمی گردد و او می گوید: منظور از " آل یاسین" آل محمد ص است چرا که " یاسین" از اسماء پیامبر اسلام ص است. در معانی الاخبار صدوق در بابی که برای تفسیر" آل یاسین" ذکر کرده پنج حدیث در همین زمینه نقل شده که هیچکدام از آنها به ائمه اهل بیت- جز یک حدیث- منتهی نمی‌شود، و راوی آن حدیث شخصی به نام" کادح" یا" قادح" است که در کتب رجال خبری از او نیست. از آنجا که این اخبار روی فرض این است که قرائت آیه فوق را به صورت سلام علی آل یاسین بخوانیم، و هماهنگی آیات را نادیده بگیریم، و اسناد این روایات نیز چنان که دیدیم قابل گفتگو است، بهتر این است که از قضاوت در باره این روایات خودداری کنیم و علم آن را به اهلش بسپاریم.

منابع[ویرایش]

1- دائرةالمعارف اسلامی، جلد: 10، مقاله الیاس، نویسنده: فرامرز حاج منوچهری 2- ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد 3- ترجمه المیزان، ج17، ص: 243 – 244 4- تفسیر نمونه، ج19، ص: 144- 146 5- تاریخ انبیاء، رسول محلاتی 6- مجمع البیان، ج 8، ص 457 7- تفسیر موضوعی قرآن، آیت‌الله جوادی آملی

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ الیاس موجود است.

لینک‌های بیشتر[ویرایش]

ریشه ی نام الیاس (ELIAS)