عبدالله بن زبیر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

عبدالله بن زبیر از مخالفان خلفای زمان خود و فرزند زبیر بن عوام و از تیره عبدالعزی قریش بود. مادرش اسما دختر ابوبکر و خواهر عایشه بود. عبدالله ۲۰ ماه پس ازه ۶۲۴ متولد شد و توسط سپاه شام به فرماندهی حجاج در ۱۷ جمادی‌الاول یا ثانی/ ۴ اکتبر یا ۳ نوامبر ۶۹۲ کشته شد. برخی منابع وی را اولین فرزند متولد شده از مهاجرین در مدینه می دانند. نسبت فامیلی وی با محمد از هر دو طرف، وی را به یک مدعی خلافت در برابر بنی امیه و بنی هاشم تبدیل کرده بود.[۱]

دوران کودکی و جوانی[ویرایش]

گفته می شود که وی در دوران خردسالی در جنگ یرموک (رجب ۱۵ هجری/آگوست ۶۳۶ میلادی) و در هنگام پیوستن به سپاه عمرو عاص در مدینه در سال ۱۹ هجری/۶۴۰ میلادی، به همراه پدرش زبیر حضور داشت. عبدالله در لشکر کشی به بیزانتین آفریقا در لشکر عبدالله بن ابی سرح در سال ۷-۲۶ هجری/۶۴۷ میلادی حضور داشت و گفته می شود که نائب گریگوری را با دستان خودش کشت. در هنگام بازگشت به مدینه و انتشار خبر این فتح، با سخنرانی ای از وی تجلیل شد. در سال ۳۰-۲۹ هجری/۶۵۰ میلادی وی در سپاه سعید بن عاص که به گرگان و طبرستان لشکر کشی کرده بودند، حضور داشت و بعد از آن از سوی عثمان به عنوان یکی از مشارکت کنندگان در بازنویسی قرآن انتخاب گردید.[۱]

بعد از قتل عثمان، وی با پدرش و عایشه در جنگ جمل حضور داشت و فرمانده پیاده نظام بود. بعد از جنگ، وی به همراه عایشه به مدینه بازگشت و در امورات سیاسی و جنگهای داخلی دوران علی شرکت نداشت. تنها در واقعه حکمیت در دومة الجندل یا اذرح، شرکت جست و به عبدالله بن عمر پیشنهاد داد تا به عمرو عاص رشوه دهد و عبدالله بن عمر را خلیفه نماید.[۱]

پس از مرگ علی[ویرایش]

در زمان معاویه، عبدالله به عنوان یک شخصیت ذی‌نفوذ به اعتبار پدرش، در پس زمینه روابط سیاسی حضور داشت. پس از مرگ معاویه در ۶۰ هجری/۶۸۰ میلادی، به همراه حسین از بیعت با یزید سر باز زد و به خاطر تهدیدهای مروان، به مکه گریخت و در آنجا کسی متعرض وی نشد. پس از کشته شدن حسین، عبدالله به طور پنهانی شروع به جمع آوری حامی کرد. سپاهی از مدینه به فرماندهی برادرش عمرو، به مکه فرستاده شد تا عبدالله را دستگیر نماید. اما عمرو شکست خورد و دستگیر و زندانی شد و شلاق خورد تا درگذشت و جنازه اش به دار آویخته شد (سال ۶۱ هجری/۶۸۱ میلادی). عبدالله دیگر از یزید تبعیت نمی کرد و از عبدالله بن حنظله (معروف به ابن غسیل) که توسط گروهی از انصار مدینه به رهبری برگزیده شده بود، پیروی می نمود. یزید که متوجه غفلت خود شده بود، سپاهی را با فرماندهی مسلم بن عقبه به مدینه گسیل داشت.سر انجام سپاه شام لشکر مدینه را در جنگ حره (۲۷ ذی الحجه ۶۳ هجری/۲۷ آگوست ۶۸۳ میلادی) شکست دادند و در شهر پیامبر خون ریزیها کردند. (به عقیده دانشنامه اسلام سپاه شام به دنبال ریختن خون مسلمانان نبودند) به هر حال بعد از فتحه مدینه مسلم بن عقبه به علت بیماری درگذشت و سپاه شام به فرماندهی حسین ابن نمیر به سمت مکه پیشروی کرده و عبدالله بن زبیر را محاصره نمودند (۲۶ محرم ۶۴ هجری/۲۴ سپتامبر ۶۸۳ میلادی). محاصره ۶۴ روز به طول انجامید که خبر مرگ یزید منتشر گردید و سپاهیان شام، عقب نشینی نمودند. حصین از عبدالله خواست که با وی به شام برگردد اما وی نپذیرفت و در مکه ماند.[۱]

اغتشاشات و بروز جنگهای داخلی پس از مرگ یزید، به عبدالله این فرصت را داد که خودش را امیر المونین بنامد و مخالفان آل امیه در شام، مصر، شبه جزیره عرب و کوفه وی را خلیفه خود دانستند. اما عملاً وی قدرت چندانی نداشت. پیروزی مروان بن حکم در جنگ مرج راحط در پایان سال ۶۴ هجری/ ژوئیه ۶۸۴ میلادی و قیام مختار در کوفه در ۱۵ ماه بعد، هواداران عبدالله را در شام و مصر و عراق، در موضعی تدافعی قرار داد. با وجود اینکه مهلب از مصعب بن زبیر در بصره حمایت می کرد و در سال ۶۷ هجری/۶۸۷ میلادی، آل زبیر با پیروزی بر مختار توانستند دوباره بر عراق مسلط شوند، اما مصعب به صورت خود مختارانه حکومت می کرد و از برادرش عبدالله تمکین نمی کرد. همزمان با همین وقایع، خوارج بکری که پس از مرگ یزید از آل زبیر جدا شده بودند و در شرق سرزمین نجد مستقر شده بودند و از نجدة بن عامر حنفی تبعیت می نمودند، بحرین را تصرف کرده و در سال ۶۸ هجری/۸-۶۸۷ میلادی، یمن و حضرموت و در سال بعدش طائف را تصرف نمودند. بنابراین عبدالله کاملاً در حجاز منزوی شده بود. در حج سال ۶۸ هجری/۶۸۸ میلادی، مسلمانان به چهار گروه، طرفدار آل زبیر، خوارج، طرفدار امویان و طرفدار محمد حنفیه تقسیم شده بودند.[۱]

سرانجام پس از اینکه در سال ۷۲ هجری/۶۹۱ میلادی، آل امیه دوباره بر عراق مسلط گردید، عبدالملک بن مروان سپاهی به فرماندهی حجاج بن یوسف به مکه فرستاد و در ۱ ذی العقده ۷۲ هجری/۲۵ مارس ۶۹۲ میلادی، عبدالله را محاصره نموده و این مهم بیش از ۶ ماه به طول انجامید. در طی این مدت، شهر و کعبه با منجنیق های آتشین مورد حمله قرار گرفت. در طی این مدت، حامیان و حتی برادران عبدالله تسلیم سپاه شام شدند. عبدالله به اصرار مادرش اسما به عرصه جنگ رفت و کشته شد و جسدش را دقیقاً در همان نقطه ای که برادرش عمرو را به دار آویخته بودند، به دار آویخته شد و مدتی بعد عبدالملک دستور داد تا جسد عبدالله به مادرش پس داده شود و وی جسد را در خانه صفیه در مدینه دفن نمود.[۱]

دانشنامه اسلام می نویسد، خشم و ناراحتی عبدالله در زمان معاویه به خاطر در دست گرفتن قدرت توسط آل امیه هویدا است و گرچه وی با جسارت توانست قدرت را موقتاً از آل امیه بستاند اما خود خواهی و خود بینی وی به عنوان کسی که مدعی خلافت بود از نقاط ضعفش به حساب می آمد. در منابع ویژگی هایی چون حریص بودن، حسادت و بد طینتی به وی نسبت داده شده و وی به خاطر برخوردهای خشونت آمیز با محمد حنفیه و ابن عباس مورد سرزنش قرار می گیرد.[۱]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]