میریام

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
میریام و برادرش موسی

میریام(مریم) یا کُلثُم(کُلثوم)[۱](عبری:מִרְיָם) خواهر موسی و هارون (دو تن از پیامبران نام‌برده در کتاب‌های ادیان ابراهیمی) و فرزند عمران (پدر موسی) و یوکابد است.

روایت عهد عتیق از خواهر موسی[ویرایش]

بنا به روایت عهد عتیق، بعد از تولد موسی، یوکابد(مادر موسی) فرزندش را سه ماه مخفی نگاه داشت و سرانجام او را در زنبیل قرار داده و در میان نیزار کنار رود نیل رها کرد، آسیه(دختر فرعون-در قرآن همسر فرعون) که مشغول شستشو در رودخانه بود، پسر را در زنبیل دید و دلش به حال او سوخت. «مریم» این وقایع را مشاهده کرد و به «آسیه» پیشنهاد کرد تا زنی از عبرانیان را فرابخواند که کودک را شیر دهد. پس از موافقت آسیه، مریم نیز مادرش را برای شیر دادن به موسی به قصر فرعون آورد (خروج ۱۰:۴:۲)

بر اساس سفر اعداد، موسی به فرمان خداوند مریم را به مدت هفت روز در اتاقکی زندانی کرد و پیوستن او را به منزل بنی‌اسرائیل ممنوع کرد. پس از هفت روز، موسی نزد خداوند، خواهرش را شفاعت کرد و در پنج کلمه دعا نمود: «خدایا، او را شفا ده»(اعداد ۱۲). پس از دعای موسی، مریم شفا یافت.

مریم در قادش درگذشت و در همان‌جا مدفون گشت. او از موسی بزرگ‌تر و از هارون کوچک‌تر بود.

روایت قرآن از خواهر موسی[ویرایش]

مریم یا کُلثُم، خواهر موسی[۲] و همسر یوشع بن نون بود.[۳] مفسّران مقصود از «اُختِهِ» در آیه ۱۱ سوره قصص و ۴۰ سوره طاها را او دانسته‌اند و گفته‌اند: وی از برادرانش موسی و هارون بزرگ‌تر بود؛ و در ضمن از زیرکی و فراست وی یاد کرده‌اند.[۴]

طبق بیان قرآن، وقتی مادر موسی موسی را در سبد به آب انداخت، خواهرش -به دستور مادر- بدون این‌که فرعونیان متوجه شوند، از کنار رود سبد را دنبال می‌کرد؛ و وقتی موسی -به خواست الهی- پستان هیچ زنی را در قصر نگرفت، خواهر موسی به آن‌ها پیشنهاد شیردهی آن توسط مادرش را داد.

نام خواهر موسی[ویرایش]

هر چند در منابع یهودی-مسیحی، نام خواهر موسی «مریم» یا «میریام» ذکر شده است، و در منابع اسلامی به این موضوع اشاره شده است، ولی روایات اسلامی شیعه[۵] و سنی[۶] همگی نام او را کلثوم یا کلثم یا کلثمه دانسته‌اند؛ و تفاسیر شیعه[۷] و سنی[۸] هم این نام را ذکر نموده‌اند.

البته در یک روایت به نقل از معاذ بن جبل، راوی حدیث شک کرده است که اسم او کلثوم/کلثم/کلثمه بوده است یا کلهمه/کلیمه/حلیمه/حکیمه.[۹]

منابع[ویرایش]

  1. تفسیر روح‌البیان، ج ۶، ص ۳۸۷؛ تفسیر منهج الصالحین، ج ۷، ص ۵۵؛ در المنثور، ج ۵، ص ۱۲۱.
  2. الکامل، ابن اثیر، ج ۱، ص ۱۷۱؛ تفسیر التحریر والتنویر، ج ۸، جزء ۱۶، ص ۲۱۸.
  3. الکامل، ابن اثیر، ج ۱، ص ۲۰۰.
  4. الکشّاف، ج ۳، ص ۳۹۶؛ غرر التبیان، ص ۳۸۸؛ اعلام قرآن، خزائلی، ص ۷۱۵.
  5. تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۱۳۶؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۱۳۹؛ امالی صدوق، ص ۵۹۴؛ الخرائج راوندی، ج ۲، ص ۵۲۵؛ مناقب ابن‌شهرآشوب، ج ۳، ص ۳۴۰؛ بحار الانوار، ج ۱۹، ص ۲۰؛ تفسیر قمی، ج ۱، ص ۳۱۹.
  6. الدر المنثور، ج ۵، ص ۱۲۱ (دو حدیث به نقل از کتب ابن عساکر و طبرانی)؛ فتح القدیر، ج ۴، ص ۱۸۷.
  7. اطیب البیان، ج ۴، ص ۴۳۸ و ج ۱۰، ص ۲۱۲؛ بحار الأنوار، ج ۱۳، ص ۱۶؛ تفسیر جامع، ج ۲، ص ۴۴۲؛ تفسیر خسروی، ج ۶، ص ۳۵۲؛ مقتنیات الدرر، ج ۸، ص ۱۲۶؛ مجمع البیان، ج ۷، ص ۳۸۱.
  8. تفسیر روح البیان، ج ۶، ص ۳۸۷؛ الجامع لأحکام القرآن، ج ۱۴، ص ۲۵۷؛ مراح لبید، ج ۲، ص ۱۹۰.
  9. تفاسیر شیعه: تفسیر مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۴۸۰؛ تفسیر نور الثقلین، ج ۵، ص ۳۷۷؛ جلاءالأذهان، ج ۱۰، ص ۱۱۷؛ انوار درخشان، ج ۱۶، ص ۴۵۴؛ تفسیر احسن الحدیث، ج ۱۱، ص ۲۴۵؛ تفسیر کنزالدقائق و بحر الغرائب، ج ۱۳، ص ۳۴۵؛ روض الجنان، ج ۱۹، ص ۳۰۹؛ مقتنیات الدرر، ج ۱۱، ص ۱۸۴؛ الوجیز فی تفسیر القرآن، ص ۷۵۹؛ الجدید فی تفسیر القرآن، ج ۷، ص ۱۹۳.
    تفاسیر اهل سنت: الجامع لأحکام القرآن، ج ۱۹، ص ۲۰۴؛ الکشف و البیان، ج ۹، ص ۳۵۲؛ تفسیر روح البیان، ج ۱۰، ص ۵۷؛ کشف الأبرار، ج ۱۰، ص ۱۶۳.
  • عاطف الزین، سمیح، داستان پیامبران علیهم السلام در قرآن، ترجمه علی چراغی، اول، تهران: ذکر،۱۳۸۰، ISBN ۹۶۴-۳۰۷-۱۶۳-۴
  • کتاب مقدس عهد عتیق و عهد جدید، ترجمه فاضل خان همدانی، ویلیام گلن، هنری مرتن، تهران: اساطیر، ۱۳۷۹، ISBN ۹۶۴-۳۳۱-۰۶۸-X