سامری
|
|
پیشنهاد شدهاست که این مقاله یا بخش با گوساله سامری ادغام گردد (بحث). |
سامری یا موسی بن ظفر، یکی از افراد قوم بنیاسرائیل بود که گوسالهٔ سامری را ساخت و بنیاسرائیل را در نبود موسی، به پرستش آن دعوت نمود.
محتویات |
[ویرایش] کودکی
گفتهشدهاست که هنگامی که بنیاسرائیل از دست فرعونیان گریختند، سامری که کودک بودهاست، از جمعیت جا ماند. پس از ۸۰ ماه پدر و مادر او که بسیار اندوهگین بودند، او را بر در خانهشان یافتند. این شد که بنیاسرائیل بر او ارج مینهادند.
[ویرایش] سامری در نبود موسی
موسی برای عبادت، هارون برادرش را در میان قوم به جانشینی گذاشت تا به فرمان او زندگی کنند و به طور سینا رفت. به فرمان خدا وعدهٔ ۳۰ روزهٔ او به ۴۰ روز کشید.[۱] در این هنگام سامری، بنیاسرائیل را گرد خود آورد و گفت موسی با هفتاد تن از میان شما بیرون رفتهاست و همه هلاک شدند. اکنون میخواهم خدای موسی را به شما بنمایانم.
[ویرایش] ساخت گوساله
سامری که زرگر بود، قالبی به شکل گوساله از گل درست کرد و آن را در زیر زمین پنهان نمود. سپس مقداری هیزم بر روی آن گذاشت و به بنیاسرائیل گفت هر یک دیناری طلا به آتش بیندازند. آنان حدود ۶۰۰۰ درهم در آن آتش انداختند و همچنان که آتش میگداخت، طلاها به درون قالب نفوذ میکردند، تا آنکه سرانجام سامری رفت و گوساله را بیرون آورد، و بر زمین گذاشت تا همگان آن را ببینند. سپس مردم را به پرستش آن دعوت نمود.
بر پایهٔ روایات، همهٔ بنیاسرائیل به جز دو گروه از آنان، بر گوساله سجده کردند و گوساله پرست شدند.
همچنین ببینید: گوساله سامری
[ویرایش] بازگشت موسی
هنگامی که موسی با فرمانهای خدایی آیات تورات، که بر الواح سنگی نگاشته شدهبود از کوه طور بازگشت، دید که بیشتر قومش گوسالهپرست شدهاند. موسی از قوم خشمگین شد و به هارون گفت مگر تو جانشین من در قوم نبودی؟ پس چرا گذاشتی که قوم گوسالهپرست شوند؟ هارون گفت ای برادر، مرا سرزنش نکن، چون من تنها بودم مرا ضعیف شمردند و به حرف من گوش نکردند. حتی نزدیک بود خودم را نیز بکشند. سپس موسی پرسید چه کسی این گوساله را ساخت؟ گفتند سامری. پس موسی او را خواست و گفت: چه کسی به تو فرمود که فتنه در میان قوم اندازی و آنها را گمراه کنی؟ سامری گفت: به چیزی که دیگران به آن پی نبردند پی بردم و به قدر مشتی از رد پای فرستاده برداشتم و آن را در پیکر گوساله انداختم و نفس من بر من چنین فریبکاری کرد.
[ویرایش] پانویس
- ↑ قصههای قرآن، صفحهٔ ۱۱۷
[ویرایش] منابع
- دایره المعارف تشیع، جلد ۲
- تفسیر نمونه جلد ۱۵، ص ۲۳۶ - ۲۴۶
- زنبقی، فرزانه، بهانههای بنی اسرائیل، تهران، نشر لکلک، ۱۳۷۶.
- صفایی آملی، ابوتراب، قصههای قرآن، انتشارات امیری، ۱۳۷۰.
- آقاغفار، علی، گاو بنیاسرائیل، تهران، نشر زلال، ۱۳۷۳.
- فرهنگ فارسی دهخدا