بنی‌قینقاع

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

بنی قَینُقاع، قبیله‌ای از یهودیان مدینه در زمان محمد. این قبیله پیمان خود را با محمد شکستند و طی غزوه‌ای محاصره، تسلیم و تبعید شدند. برخی در یهودی تبار بودن آنان تردید کرده، آنان را از نسل عیسو (ادوم)، برادر یعقوب دانسته‌اند.[۱]

محمد پس از هجرت به مدینه با یهودیان پیمانی بست و به آنان اجازه داد در مدینه بمانند به شرط آنکه کسی را بر ضد محمد یاری نکنند. بنی قینقاع نخستین قبیله‌ای بود که این پیمان را شکست و با مسلمانان به ستیز برخاست. روایت مورّخان درباره آغاز ماجرا، در مجموع دربردارنده سه مطلب است[۱]:

  1. محمد پس از بازگشت از بدر (رمضان سال دوم هجرت) بنی قینقاع را در بازارشان گرد آورد و از آنان خواست که از شکست قریش عبرت گیرند و اسلام آورند؛ یهودیان در پاسخ گفتند که آنان جنگاورند و مانند قریش تن به شکست نخواهند داد.
  2. زنی مسلمان، به قصد فروش شیر یا خرید زیور به بازار بنی قینقاع رفت و زرگری یهودی به او اهانت کرد و او را به سُخره گرفت. مسلمانی به پشتیبانی زن، زرگر را کُشت و خود در دم به دست دیگر یهودیان کشته شد؛ خبر به محمد رسید و او مصاف آراست.
  3. هنگامی که آیه ۵۸ سوره انفال بر محمد نازل شد، محمد با اظهار بیمناکی از بنی قینقاع به جنگ آنان رفت.

ابن اسحاق هر سه مطلب را به طور مجزّا نقل می‌کند، ولی به جای آیه یادشده، از آیاتی دیگر (آل عمران: ۱۲ـ۱۳) سخن می‌راند. واقدی گفته‌های اول و دوم را به صورتی مرتبط می‌آورد و ابن سعد تنها سومین مطلب را ذکر می‌کند. طبری با تلفیق مطالب اول و سوم می‌نویسد که پس از امتناع یهودیان از پذیرش سخنان محمد، این آیه نازل شد. برخی منابع دیگر از سرکشی و عهدشکنی یهودیان، پس از جنگ بدر سخن می‌رانند، ولی از مصادیق آن چیزی نمی‌گویند. حدس وات این است که حرکتهایی بر ضد محمد وجود داشته که احتمالاً یهودیان، عاملان آنها را تشویق می‌کرده‌اند.[۱]

بیشتر منابع، شنبه پانزدهم شوال سال دوم هجری و اول ذیقعده همان سال را زمان آغاز و پایان جنگ دانسته‌اند. در روایتی دیگر آمده‌است که چون محمد بر بنی قینقاع چیره شد و به مدینه باز آمد، عید قربان (دهم ذیحجه) بود و برای نخستین بار با مردم نماز عید گزارد. طبری در روایتی دیگر از ابن اسحاق، می‌نویسد که محمد پس از نبرد بدر، جز روزهای نخست ماه شوّال، بقیهب شوّال و ذیقعده را در مدینه بود. بنا به روایتی، ماه صفر سال سوم هجری را نیز زمان این رویداد دانسته‌اند و حتی گفته‌اند که تبعید بنی قینقاع و بنی نضیر در یک زمان صورت گرفته‌است. گوناگونی روایات، تعیین تاریخ دقیق این رخداد را دشوار کرده‌است. به هر حال، یهودیان به محاصره درآمدند و پس از پانزده روز تبعید شدند. محمد نخست حکم کرد که مردان را گردن زنند و زنان و فرزندانشان را به بردگی درآورند، اما از این کار چشم پوشید و آنان را به اِذْرَعات در حدود شام تبعید کرد.[۱]

زنان و فرزندان بنی قینقاع به آنان بخشیده شدند، ولی اموالشان به مسلمانان تعلّق گرفت. [۱]

یامبر غنائم را بین اصحاب قسمت کرد و برای نخستین بار خمس آن را گرفت.[۱]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]