یوشع بن نون

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
یوشع به خدا دعا می‌کند که خورشید بایستد. گوستاو دوره

یوشَع بن نون از شخصیت‌های تنخ است. بنا به کتاب مقدس وی از پیامبران بنی اسرائیل و جانشین موسی بود. عبور بنی اسرائیل از رود اردن تحت فرماندهی وی انجام گردید.[۱] صحیفه یوشع نیز منسوب به اوست. او از نسل افرایم فرزند یوسف بود و جزء ۱۲ نفری بود که موسی برای بازرسی سرزمین موعود فرستاد.[۲] و پس از بازگشت به همراه کالیب تنها کسانی در میان بنی اسرائیل بودند که آماده جنگ برای فتح سرزمین موعود بودند. ولی چون قوم از جنگ برای خدا ترسیدند و از دستور خدا سر باز زدند و قصد سنگسار آنها و موسی را کردند خدا آنها را چهل سال در صحرا سرگردان کرد.[۳][۴] و پس از آن از میان ۶۰۰ هزار مرد بالای بیست سال بنی اسرائیل، کالیب و یوشع، تنها کسانی بودند که به کنعان وارد شدند.[۵] مشابه همین داستان بدون ذکر نام یوشع و با اشاره به دو نفری که قوم خود را به جنگ دعوت می‌کردند عینا در قرآن (کتاب دینی مسلمانان) نیز آمده‌است.[۶] البته به عقیده مسلمانان، طبق حدیثی از «محمد بن عبدالله» هم، ضمن یادآوری این مطلب، از جمعیت ۶۰۰ هزار نفری بنی اسرائیل و نام یوشع بن نون و کالب بن یافنا به عنوان تنها دو نفری که غیر از موسی و هارون دعوت خدا را پذیرفته‌اند سخن رفته‌است.[۷] یوشع در جبعون به خدا دعا می کند تا خورشید را نگه دارد تا او جنگ را تمام کند و خدا دعای او را می پذیرد.[۸] در قرآن از جوانی که در زمان ملاقات با خضر همراه موسی بوده‌است یاد شده‌است که به عقیده بسیاری از مفسرین اسلام او یوشع بن نون بوده‌است.[۹][۱۰] همچنین در برخی احادیث نام دیگر یوشع بن نون، ذو الکفل گفته شده‌است که دو بار در قرآن آمده‌است.[۱۱][۱۲][۱۳] در احادیث اسلامی یوشع بن نون از جمله کسانی است که در زمان ظهور مهدی رجعت کرده و مانند عیسی در کنار او خواهد بود.[۱۴]

منابع[ویرایش]

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ یوشع بن نون موجود است.
  1. یوشع ۱:۱
  2. اعداد ۱۳:۸
  3. اعداد ۱۴
  4. قرآن ۵:۲۶
  5. راهنمای کتاب مقدس، نوشته هنری هَلی، بابهای ۱۳و۱۴ اعداد
  6. قرآن سوره۵ آیات ۲۰ تا ۲۶
  7. کتاب التفسیر، ج۱، ص: ۳۰۴
  8. کتاب یوشع فصل 10، آیه 12
  9. قرآن ۱۸:۶۰
  10. تفسیر القمی، ج۲، ص: ۳۸
  11. عیون الاخبار الرضا ۱/ ۱۹۲
  12. قرآن ۲۱:۸۵
  13. قرآن ۳۸:۴۸
  14. تفسیرالعیاشی ج: ۲ ص: ۳۲