هنر اسلامی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
تاج محل نمادی از عشق ابدی. نمونه‌ای از معماری گورکانی، آگرا، هندوستان
تصویری از پیامبر اسلام در معراج صفحه‌ای از بوستان سعدی. نقاش: نامعلوم، خوشنویس: سلطان محمد نور بخارا ۱۵۱۴م)

هنر اسلامی یا هنرهای مسلمانان به مجموعه شیوه‌ها یا آثار هنری اطلاق می‌شود که در جامعه مسلمانان و نه لزوماً توسط مسلمانان آفریده شده‌است.[۱] هرچند ممکن است این هنرها در مواردی با تعالیم و شریعت اسلام انطباق نداشته باشد ولی تأثیر فرهنگ اسلامی و منطقه‌ای در آن به‌خوبی نمایان است. هنر اسلامی یکی از دوران‌های شکوهمند تاریخ هنر و یکی از ارزشمندترین دستاوردهای بشری در عرصه هنری به‌شمار می‌آید و شامل انواع متنوعی از هنر همچون معماری، خوشنویسی، نقاشی، سفالگری و مانند آن‌ها می‌شود. هنر اسلامی هنری نیست که فقط به آیین اسلام ارتباط داشته باشد. اصطلاح «اسلامی» نه تنها به مذهب، بلکه به فرهنگ غنی و متنوع مردمان سرزمین‌هایی که آیین اسلام در آن رواج دارد نیز اشاره می‌کند. هنر اسلامی غالباً عناصری سکولار را که توسط برخی از علمای اسلامی حرام شمرده نشده نیز دربر می‌گیرد[۲] همچنین به‌آن دسته از مفاهیم و موارد هنری که در درون جوامع اسلامی تحت تأثیر عوامل منطقه‌ای و فرهنگ بومی به وجود آمده‌است نیز هنر اسلامی گفته می‌شود.

ظهور هنر اسلامی از دل دین و دولت جدید به صورت تدریجی و گام به گام نبود، بلکه همچون ظهور خود دین اسلام و حکومت اسلامی، روندی پرشتاب و ناگهانی داشت. عمده آنچه بر شکل‌گیری و تزئین بناهای صدر اسلام تأثیر گذاشت ویژهٔ مسلمانان بود و این تأثیرات در خدمت اهدافی قرار گرفت که پیش از اسلام به‌آن شکل و صورت وجود نداشت.

هنر اسلامی برای گسترش خود از منابع بسیاری الهام گرفت: هنر رومی، هنر اولیه مسیحی، و هنر بیزانس در هنر و معماری اسلامی اولیه مؤثر بودند؛ نفوذ هنر ساسانی از ایران پیش از اسلام، اهمیت بیشتری داشت؛ بعدها روش‌های و عناصر مختلفی از هنر آسیای مرکزی و هنر چین طی تاخت و تازهای چادرنشینان مغول اثر مهمی در نقاشی اسلامی، سفالگری، و منسوجات برجای گذاشت.[۳]

در میان آیات قرآن یا تعالیم شخص پیامبر اسلام به موارد کمی دربارهٔ هنر برمی‌خوریم. بازنمایی تصویری موجودات زنده در قرآن به‌صراحت منع نشده، با این وجود بسیاری از مسلمانان ترسیم چهره‌ها و موجودات زنده را خطری به سوی بت‌پرستی به‌شمار می‌آوردند و گناه می‌دانستند؛ بنابراین هنر اسلامی اغلب بر خلق زیبایی با نقوش انتزاعی و استفاده از حروف، متمرکز بوده‌است.[۴] و به دلیل محدودیت نسبی سایر هنرها همچون نقاشی، مجسمه‌سازی، موسیقی، و حتی گاهی، حرام شمردن آن‌ها[۵][۶] مسلمانان به توسعه سبک‌های مختلف در زمینه‌هایی انتزاعی سوق داده شدند.

عمدهٔ مسلمانان تصویرگری چهره پیامبر اسلام را مردود می‌شمردند و حتی گاهی تصویرگری جانداران و انسان نیز مورد قبول بخشی از مسلمانان نبود.[۷] با این وجود همواره در سرزمین‌های اسلامی تصاویری از انسان و موجودات زنده دیگر نقش می‌شد و به مواردی از تصویرسازی چهره پیامبر نیز برمی‌خوریم.[۸][۹] افزون بر منع تصویرسازی چهره پیامبر، مفهوم و تصویر ذهنی خداوند به صورتی که در آیین هندو و مسیحیت رایج است در اسلام مرسوم نبود.[۱۰] این همه به علاوهٔ دلایل اقلیمی، اجتماعی و فرهنگی و رقابت با تمدن‌های دیگر[۱۱] موجب شد تا هنرمندان و هنرپروران در سراسر سرزمین‌های اسلامی به اشکالی از هنرهای انتزاعی مانند خوشنویسی، نقوش هندسی یا اسلیمی و معماری توجه ویژه داشته باشند.

هنر اسلامی بسیار محدودتر از هنر مسیحی یا بودایی است که مشخصاً فرم‌هایی از هنر - اعم از مجسمه، نقاشی، موسیقی یا رقص - را به کلیسا یا معابد می‌کشاند.[۱۲] ثروت عکاشه محقق برجسته مصری می‌نویسد: «نقاشی دینی در دوره‌های نخستین اسلامی، از آن استقبال و تشویقی که نزد بوداییان و مسیحیان معمول بود، بهره‌ای نداشت. مساجد از تصاویر دینی خالی بود و از نقاشی برای آموزش‌های دینی و پرورش اعتقادات مذهبی، تا پیش از سده ۸ ه‍. ق/۱۴ م استفاده نمی‌شد»[۱۳]

در هنر اسلامی به عناصر تکرار شونده زیادی برمی‌خوریم مانند استفاده از طرح‌های هندسی یا ترسیمی غیر واقع‌گرایانه از گل و گیاه که به اسلیمی معروفند. نقوش اسلیمی در هنر اسلامی اغلب به عنوان نمادی از طبیعت بیکرانی به‌کار می‌رود که مخلوق خداست.[۱۴] هرچند این نظریه مورد قبول همگان نیست اما تعمد در عدم بازنمایی و تقلید دقیق طبیعت را معمولاً به‌عنوان نشانی از فروتنی هنرمندان دانسته‌اند که معتقد بودند ایجاد کمال تنها خاص خداوند است.[۱۵][۱۶][۱۷]

معماری[ویرایش]

مسجد سلطان احمد در استانبول
کاروانسرای دیر گچین معماری دوره ساسانی
کاروانسرای دیر گچین معماری دوره ساسانی

شاید یکی از مهم‌ترین نمودهای هنر اسلامی معماری باشد. به‌ویژه مساجد چهار ایوانه و ستون‌دار که معرف هنر معماری اسلامی است.[۱۸] این عمارت‌های باشکوه، می‌تواند تأثیر فرهنگ‌های متفاوت در درون تمدن اسلامی را نشان دهد. به عنوان مثال عناصر رومی ـ بیزانسی، در معماری شمال آفریقا و اسپانیای اسلامی، در کاخ الحمراء در گرانادا، یا در مسجد جامع قرطبه به خوبی قابل مشاهده است.

نقش گنبد در معماری اسلامی بسیار قابل توجه بوده و طی قرن‌ها گنبد در معماری اسلامی مورد استفاده قرار گرفته‌است. قدیمی‌ترین گنبد باقی‌مانده در تاریخ اسلام، بخشی از بنای تاریخی قبةالصخره متعلق به سال ۶۹۱ میلادی است. یکی دیگر از گنبدهای شاخص متعلق به بنای زیبای تاج محل متعلق به معماری هندی ـ ایرانی از سده ۱۷ میلادی است. در اواخر سده نوزدهم میلادی گنبدهای اسلامی با معماری غربی ادغام شد.[۱۹][۲۰]

هنر اسلامی به ویژه معماری اسلامی بر پنج بایهٔ مردم واری، خودبسندگی، پرهیز از بیهودگی، بهره‌گیری از پیمون (مدول) و نیارش و درون گرایی نهاده و بی شک هنرمندان مسلمان ایران بیش از از دیگران بدان‌ها پای بند بوده‌اند.[۲۱]

خوشنویسی[ویرایش]

فرمانی از فتحعلی‌شاه قاجار به خط شکسته نستعلیق ۱۲۴۶ ه‍. ق

خوشنویسی بارزترین هنر اسلامی است[۲۲] خوشنویسی را می‌توان شاخص‌ترین هنر در پهنهٔ سرزمین‌های اسلامی دانست، و آن را به مثابهٔ زبان هنری مشترک برای تمامی مسلمانان تلقی کرد. هنر خوشنویسی همواره برای مسلمانان اهمیتی خاص داشته‌است، زیرا در اصل، آن را هنر تجسم کلام وحی می‌دانسته‌اند. در سرزمین‌های اسلامی خط زیبا را نه فقط در نگارش قرآن، بلکه در اغلب هنرها به‌کار می‌بردند.[۲۳]

در هنر اسلامی تزئینات خطی و خوشنویسی در همه جا به چشم می‌خورد در کتیبههای دیوارها و گنبدهای بناهای مختلف مذهبی و غیر مذهبی، منبرها، سکهها، سفالینهها، ظروف فلزی، سلاحها، لباسها و منسوجات، نسخه‌های خطی اسناد و کتاب‌ها و قطعات هنری تذهیب شده و درهمه جا از خط به عنوان عاملی تزئینی بهره گرفته‌اند.

در ابتدا از خط کوفی برای کتابت استفاده می‌شد. بعدها برای کاربردهای گوناگون نیاز به خطوط دیگری به وجود آمد که به اقلام ششگانه معروف شد. ابن مقله در قرن سوم و ابن بواب در قرن چهارم این اقلام خوشنویسی را قاعده مند و زیبا کردند. اقلام ششگانه عبارتند از: نسخ، ثلث، محقق، ریحان، توقیع و رقاع. میرعلی تبریزی در قرن هشتم بر اساس خطوطی که از پیش وجود داشت داشت، نستعلیق را به وجود آورد که ذوق ایرانی به خوبی در آن پیداست و به عروس خطوط اسلامی شهرت دارد.

نقاشی[ویرایش]

ساختن کاخ خورنق، کمال الدین بهزاد از مکتب هرات

هنر نگارگری یا نقاشی هرگز آنگونه که در هنر مسیحیان یا بودائیان مورد احترام بوده در سرزمین‌های اسلامی مورد توجه قرار نگرفته‌است. به‌نظر می‌رسد که اسلام در دوران‌های اولیهٔ تاریخ خود، هنر نقاشی را به دیدهٔ خصومت می‌نگریسته است. چرا که در آن زمان هنرهای زیبا با اعتقادات و مراسم مذهبی مشرکین آمیختگی داشت. نقّاشی و مجسمه‌سازی مظهری از شرک بود که اسلام مأموریت دفع و انهدام آن را داشت.

در دوران‌های ابتدایی ظهور اسلام و طی حکومت امویان و عباسیان نمونه‌های کم شماری از نقاشی مشاهده می‌شود. حتی در دوران سلسله‌های ایرانی سامانیان، غزنویان و آل بویه نیز عمدهٔ آثار به دست آمده شامل مصورسازی کتاب‌ها می‌باشد و کمتر شامل نقاشی دیواری کاخ‌هاست.

نقاشی اسلامی، به‌ویژه در سده‌های اولیه، وسیله‌ای بیان مستقلی نبود بلکه به‌نوعی مکمل ادبیات به‌حساب می‌آمد. اولین آثار نقاشی اسلامی، حاصل تلاش نقاشان، در کار مصور ساختن بعضی از متون ادبی است. آنان محتوای آثار خود را از متن این کتب می‌گرفتند و بسته به ذوق خود، آن را در قالب اشکال زیبا ارائه می‌کردند. به‌طور کلی موضوع نقاشی اسلامی عبارت است از تصویرسازی کتاب‌های معتبر ادبی و مذهبی. همچنین، عنوان می‌شود که مسلمین در حین ترجمهٔ آثار یونانی و بیزانسی تصاویر این کتب را نیز کپی‌برداری کرده‌اند.

اما به‌تدریج نقاشی در سرزمین‌های اسلامی اهمیت یافت. با سقوط خلافت عباسی طی دوره باغ ایلخانی (شیراز) هنرهای کتاب‌سازی و نقاشی رشد شگرفی کرد. تأثیر هنر چینی و نقاشی‌های آسیای شرقی و مرکزی در این دوران مشهود است. سنت نقاشی ایلخانی در دوره‌های خلافت فاطمی در مصر و تیموریان در ایران، عثمانیها در ترکیه و گورکانیان در هند پی گرفته شد. هنر نقاشی اسلامی در دوره صفوی به اوج رسید و در دوران طایفه زند و قاجار رنگ و بویی تازه یافت.

شعر اسلامی[ویرایش]

شعر اسلامی از وجوه برجسته هنری در فرهنگ اسلامی به‌شمار می‌آید که در سه زبان عربی، فارسی و ترکی به اوج رونق خود رسیده‌است. دو زبان مهم دیگر در شعر اسلامی، زبان اردو و بنگالی هستند.


موسیقی[ویرایش]

موسیقی اسلامی به معنی آواز یا اجرای موسیقی در عرصه عمومی یا محافل خصوصی در مناطق مختلف مسلمان‌نشین است که شامل کشورهای عربی در منطقه مرکزی جهان اسلام و خاور میانه، شمال آفریقا، ایران، آسیای مرکزی و جنوب آسیا می‌شود. از آنجایی که اسلام شامل چندین مذهب، قوم و ملیت است سبک‌های موسیقایی مختلف بومی در مناطق مختلف شکل گرفته‌است. برخی از نظریه‌پردازان اسلامی موسیقی را «غنا» دانسته و آن را حرام شمرده‌اند اما برخی دیگر این نکته را شامل فقط برخی از انواع موسیقی می‌دانند. اغلب علمای شیعه آوازخوانی انفرادی زنان را حرام می‌دانند. در مورد رقص به‌ویژه رقص بانوان نیز نظر غالب علما بر حرمت داشتن آن است. با این وجود گزارش‌هایی از رقص و آواز بانوان از سده‌های اولیه اسلامی تاکنون در کلیه جوامع اسلامی موجود است.

قالی‌بافی و منسوجات[ویرایش]

قالی ایرانی نمونه‌ای از هنر زیبا و باشکوه اسلامی.

قالی‌بافی و منسوجات از هنرهای دستی و سنتی مهم در کشورهای اسلامی به ویژه در ایران و آسیای مرکزی است که شهرتی جهانی دارد. یکی از آثار برجسته قالیبافی "قالی اردبیل است. قالی اردبیل یک جفت قالی ایرانی معروف است که در آرامگاه شیخ صفی‌الدین اردبیلی یافت شده‌است. این قالی از نظر طرح و بافت یکی از نفیس‌ترین و مشهورترین قالی‌های جهان است و هسته مرکزی گروه قالی‌های ترنجدار است.[۲۴] این فرش زیبای بافته‌شده در اردبیل در فهرست ۵۰ شاهکار هنری برگزیده جهان، در مکان بیست‌ونهم است.[۲۵] قالی اردبیل یک سند تاریخی نیز محسوب می‌شود زیرا دارای تاریخ و امضا است و در سال ۹۱۸ خورشیدی (۹۴۶ ه. ق / ۱۵۳۹ میلادی) در سیزدهمین سال پادشاهی شاه تهماسب بافته شده‌است. تار و پود آن ابریشمی است و گره‌های فارسی دارد. در هر اینچ مربع آن حدود ۱۷×۱۹ گره وجود دارد. برخلاف دیگر قالی‌های مشهور آن زمان، این قالی طرحی آرام دارد و نگاره‌های جانوران و انسان بر آن نقش نشده‌است زیرا برای استفاده در مکانی مقدس بافته شده بود. این قالی در حال حاضر در موزهٔ ویکتوریا و آلبرت انگلستان نگهداری می‌شود.[۲۶] پشم عنصر اصلی تشکیل دهندهٔ این قالی است. مانند اغلب منسوجات این اثر نیز از تار و پود تشکیل شده، پودها در تمام طول کار به دور تارها تابیده شده‌اند. سطح قالی اردبیل از یک طرح یکپارچه نسبتاً ساده با اجزا قرینه و یک شمسه در وسط آن که دو چراغدان در طول آن قرار دارد، پوشیده شده‌است.

وقتی دو انگلیسی در سال ۱۸۴۳ از زیارتگاه شیخ صفی الدین اردبیلی دیدار کردند دو قالی در آن محل قرار داشت. سه سال و اندی بعد از آن در اثر زلزله این مکان آسیب دید و احتمالاً برای تهیه وجه لازم برای تعمیر بنا، فرشها فروخته شدند. قالی‌های آسیب دیده در ایران توسط کمپانی «زیگلر» که در کار خرید فروش فرش بود، خریداری شد. تکه‌های آن که هنوز قابل استفاده بود به هم متصل و نتیجه آن شد که یک قالی کامل و سالم به دست آمد. فرشی که بدون حاشیه با ابعاد کوچکتر بود.

در سال ۱۸۹۲ قالی بزرگتر توسط کمپانی «رابینسون» در معرض فروش گذاشته شد. «ویلیام موریس» که از جانب موزه در مورد آثار هنری تحقیق می‌کرد طی گزارشی این فرش را فوق‌العاده و منحصر به فرد و بسیار زیبا توصیف و اصرار به خرید آن کرد. در ماه مارس ۱۸۹۳ با پرداخت ۲۰۰۰ پوند، «موزهٔ ویکتوریا و آلبرت» صاحب این قالی شد.

سفالگری و کاشی‌کاری[ویرایش]

ظرف سفالی لعاب‌دار، اسپانیا، حدود ۱۴۷۵ م
کاشی‌کاری دوره صفوی، داخل مسجد شیخ لطف‌الله، اصفهان

وسایل و محصولات مختلف از سفال و سرامیک در تمامی مناطق مسلمان‌نشین با اندکی اختلاف در نوع مواد اولیه، رنگ و طرح‌های تزئینی همواره تولید می‌شده‌است؛ از این رو محصولات هر ناحیه به خوبی قابل تشخیص از فراورده‌های سایر نقاط است. بسیاری از نقوش تزئینی این سفالینه‌ها از آثار برجسته هنری به‌شمار می‌آیند. همچنین کاشی‌کاری به عنوان پوششی تزئینی برای ساختمان‌ها به‌ویژه در ایران و آسیای مرکزی رشد شگرفی را تجربه کرده‌است و از مفاخر هنر اسلامی و بلکه هنر جهانی محسوب می‌شوند. انواع مختلف خطوط خوشنویسی که در سفالگری و کاشی‌کاری مورد استفاده قرار می‌گیرند عبارتند از شامل کوفی، خط نسخ، ثلث، طغرا، ریحان، محقق، نستعلیق، خط سبحان.

هنرهای نمایشی[ویرایش]

علاوه بر انواع هنرهای مختلف نمایشی مانند نمایش‌های خیمه‌شب بازی یا سایه عروسک‌ها و مانند آن‌ها تعزیه در ایران که نوعی نمایش سنتی در سوک مصائب حسین بن علی است یکی از نمونه‌های بارز هنرهای نمایشی سنتی در جهان اسلام می‌باشد.

جعبه‌ای از عاج برای نگهداری قطب‌نما٬گورکانیان هند، موزه لوور

مجسمه‌سازی[ویرایش]

مجسمه‌سازی در هنر اسلامی بسیار محدود و تقریباً ممنوع بوده؛ با این وجود تقریباً در همه سرزمین‌ها و دوران‌های اسلامی به نمونه‌هایی از آن برمی‌خوریم و انواعی از نقوش برجسته ارزشمند و شگرف بر روی کتیبه‌های آجری و گچی، ظروف فلزی و چوبی یا ساخته شده از عاج و مانند آن همواره اجرا شده‌است.

هنرهای صناعی[ویرایش]

در سرزمین‌های اسلامی انواع مختلفی از صنایع دستی دستاوردهای فنی توسعه یافته‌ای به‌دست آورده‌اند و تنوعی بی‌نظیر دارند که یکی از نمودهای هنرهای اسلامی نزد سایر ملل به‌شمار می‌آیند.

تاریخ هنر اسلامی[ویرایش]

صدر اسلام و خلفای راشدین[ویرایش]

در صدر اسلام و دهه‌های اولیه تأسیس حکومت اسلامی، بر اثر شور و حرارت اولیه مذهبی و تحت تأثیر تعالیم نبوی و خلفای اولیه، دربارهٔ سادگی و بی‌اعتنایی به تجملات و زینت‌های دنیوی، هنر و معماری از اقبال برخوردار نبود. در این دوران سبک و طرح مستقل و درخور ذکری توسط مسلمانان ابداع نگردید. خانه کعبه در مکه جز حصاری از دیوارهای کوتاه و بامی از برگ نخل نبود.[۲۷]

مساجد اولیه مانند مساجد مدینه، کوفه و بصره بناهایی بسیار ساده بودند در محوطه‌ای مربع یا مستطیل شکل که با دیواره‌های خشتی رو به قبله ساخته می‌شدند. با مسدود کردن سه طرف آتشکدهها و چهارطاقیها و ایجاد قبله‌گاه از آن‌ها برای برگزاری آیین‌های اسلامی استفاده می‌کردند. گر چه در ایران از مساجد و بناهای اولیه اسلام نمونه‌های زیادی به جا نمانده ولی طبق متون تاریخی در دو قرن اولیهٔ اسلام سنت و شیوهٔ معماری و نوع مصالح دورهٔ ساسانی رواج داشته‌است.[۲۸]

خلفای دوره اول اسلام به علت نداشتن مدیر، مجبور شدند اداره امور کشورهایی را که فتح کرده بودند را به همان حال قبلی حفظ کنند و همچنین به علت نداشتن بنّا و معمار، ساختمان‌های موجود را مورد استفاده قرار دهند، کم‌کم ملل مغلوب بناهای خود را با مقتضیات و احتیاجات فاتحین وفق دادند و از آن وقت بود که در هنر خاورمیانه به مرور رنگ اسلامی پدیدار شد.[۲۷]

خوشنویسی اسلامی در آن سال‌ها هنوز شکل نگرفته بود و روش‌های نوشتاری مسلمین حتی برای نگارش قرآن بسیار خام و ابتدایی بود.[۲۹] همچنین از آنجایی که برای سایر هنرها همچون نقاشی، مجسمه‌سازی و موسیقی محدودیت‌هایی قایل بودند و بنا به منابعی[۵][۶] آن‌ها را حرام می‌شمردند؛ گزارشی از این هنرها در دهه‌های اولیه اسلامی دردست نیست.

سوریه و فلسطین در دوره امویان[ویرایش]

اتاق حلب، اتاقی است مملو از نمادهای هنر اسلامی متعلق به سال ۱۶۰۰ میلادی که اکنون در موزه پرگامون نگهداری می‌شود.[۳۰] این اثر یکی از صدها اثر سوری است که در موزه‌های معتبر جهان قرار دارد.

در دورهٔ به قدرت رسیدن بنی‌امیه بین سال‌های ۴۱ تا ۱۳۲ هجری قمری در دمشق وضع معماری و هنر دگرگونی شد. در زمان امویان هنر و معماری در دنیای اسلام ریشه دواند و آثار بسیار زیبایی در این دوره خلق شد که الگویی شد برای دوره‌های بعد.

در بناهای این دوره چه در شیوه معماری و چه در تزیینات الگوهای پیش از اسلام به ویژه یونانی و بیزانسی دیده می‌شود.[۲۷] به‌طور کلی تمدن‌های یونانی، بیزانس، ساسانی و مصری در هنر و معماری این دوره تأثیر بسزایی داشته‌اند.

مهمترین آثار معماری این دوره مسجد جامع دمشق در سوریه است که بر روی کلیسای سن ژان (سنت جان) در سال ۶۳۵ میلادی ساخته شد. مسلمانان به آن محرابی افزودند که در واقع اولین محراب در دنیای اسلام است. همچنین از بناهای مهم این دوره قبه الصخره یا گنبد سنگی در فلسطین است که در سال ۶۹ هجری آغاز و ۷۳ هجری پایان یافت و توسط عبدالملک اموی ساخته شد. این بنا کهن‌ترین اثر اسلامی است که در نهایت کمال باقی مانده؛ سبک معماری مسیحی در آن کاملاً آشکار است و دارای ۴ دروازه در چهار جهت اصلی است. تحول چشمگیر بناها و مساجد ساده صدر اسلام با این بناها قابل توجه است. مسجد الاقصی هم از بناهای مهم اموی است. این بنا نیز توسط عبدالملک اموی ساخته شد این اثر بر روی یک کلیسای نیمه خراب به نام مریم مقدس بنا شد. بر اثر زلزله از بین رفت و صلاح الدین ایوبی آن را تعمیر کرد. یکی از زیباترین منبرها که منبت کاری شده‌است در این مسجد وجود دارد. دو محراب معروف به نام محراب عمرو و زکریا نیز دارد. در ایران مسجد تاریخانه دامغان، مسجد جامع ابرقو و فهرج بناهایی هستند که به این دوره منسوب شده‌اند. افزون بر مساجد امویان به سبب تجمل‌گرایی به ساختن کاخ‌های عظیم و باشکوه روی آوردند. ازجمله کاخ‌های الخضرا، قصر الحیر شرقی و قصر خرانه که یکی از کوچکترین قصرها در دنیای اسلام است.[۳۱]

هنرهای دیگر نیز در این دوره در سرزمین‌های اسلامی توسعه یافتند. به عنوان نمونه می‌توان به هنر نقاشی در دوره امویان اشاره کرد. گر چه به دلیل مخالفت قرآن با بت‌ها و کمبود تصاویر در عربستان در آغاز اسلام نسبت به نقاشی و چهره‌نگاری به دیده تردید نگاه می‌کردند، اما مدتی بعد هنر دینی این احتیاط را تحت تأثیر قرار داد؛ به عنوان مثال در کاخ حیره غربی متعلق به سال ۱۰۹ هجری قمری بقایای تصاویری پیدا شده که شامل: صحنه‌های شخصیت پردازی و هویت بخشی زمین در محیط‌های گیاهی، گروه نوازندگان، سوارکاران و صحنه‌هایی از شکار با زمینه ساسانی است. نمونه دیگر هنر نقاشی در این دوره را می‌توان در موزاییکهای کاخ خربه المفخر که فضایی در حدود ۳۵ در ۳۰ متر را اشغال کرده‌اند دید؛ به‌طوری‌که در کف یکی از اتاق‌ها، موزاییکی یافت شده‌است که بر روی آن تصویر شیری در زیر یک درخت در حال حمله به آهو دیده می‌شود. نمونه دیگر، دیوارهای کاخ عمره یکی از مشهورترین کاخ‌های اموی است که با نقوش و آرایه‌های هنری پوشیده شده و تابلوی زیبایی «معروف به تابلوی دشمنان شکست خورده اسلام» در دیوار رختکن حمام آن نقاشی شده‌است که مانند آن در کوه خواجه (کوه) سیستان از دوره اشکانی وجود دارد. در تزیین لباس‌ها نیز تأثیر هنر پیش از اسلام خصوصاً دوره ساسانی نمایان است. در عین حال هم‌زمان با ظهور هنر دینی، هنر غیر دینی نیز توسعه یافت و از همان آغاز در شمایل نگاری اسلامی مورد استفاده قرار گرفت؛ چنان‌که در نقاشی‌های به دست آمده از قصرهایی که ذکر شد تصویر شاه و شاهزادگان در حالی که زنان و رقاصان اطرافشان حلقه زده‌اند، همچنین صحنه‌هایی از شکار و نیز صورت‌هایی از افرادی که هدایایی به همراه دارند- که در واقع تقلیدی از تشریفات رسمی مناطق شرقی و شیوه نگارگری دوران پیش از اسلام که به عنوان هنر غیر دینی مطرح بود- قابل ملاحظه‌است.[۳۲]

عراق، ایران و مصر در دوره عباسیان[ویرایش]

در زمان خلفای عباسی (۱۲۵۸ - ۷۵۰ م) کانون مرکزی دنیای فرهنگی و سیاسی اسلام به سوی شرق یعنی از سوریه به عراق منتقل شد. پایتخت آنان بغداد و برای مدت کوتاهی سامرا در شمال آن شهر بود. سیصد سال اول حکومت عباسیان، دورانی طلایی محسوب می‌شود و شهرهای بغداد و سامرا به عنوان مراکز فرهنگی و تجاری دنیای اسلام بود.[۳۳] مشخصات هنر عباسیان در ایران و مصر تحت حکومت خلفای عباسی نیز قابل بازشناسی است.

در این دوران سبکی جدید و مجزا و تکنیک‌هایی مدرن در تمام قلمرو مسلمانان گسترش یافت و تأثیر شگرفی بر هنر و معماری اسلامی گذاشت و بغداد و سامرا با سبک‌های هنری و معماری تازه مرتبط شدند. امروزه هیچ‌کدام از آثار معماری و هنری از زمان عباسیان در بغداد باقی نمانده اما سامرا همچنان مکانی ویژه برای فهم هنر و معماری دوران عباسی به‌شمار می‌رود.[۳۳]

در تاریخ هنر اسلامی، دوره عباسی به لحاظ شکل‌گیری و تکوین تزئینات وابسته به معماری و توجه به وجوهات زیبایی‌شناسانه آن اهمیت بسیار دارد.[۳۴] در سامرا شیوه جدیدی از کنده‌کاری به نام سبک اوریب که در آن اشکال هندسی و شبه گیاهی تکرار می‌شد، به‌طور گسترده‌ای برای تزئینات مورد استفاده قرار گرفت. این سبک در غرب با نام کاشیکاری اسلامی معروف است. بعدها این هنر مورد توجه بسیاری قرار گرفت و روی چوب، فلز و سفال نیز انجام می‌گرفت.[۳۳]

نمونه‌ای از نقاشی دوره عباسیان. فرشته‌ای در بوق می‌دمد. (احتمالاً اسرافیل که در صور می‌دمد و خبر از برپایی قیامت می‌دهد.

در زمینه نقاشی مکتب بغداد یا عباسی با تصویرسازی کتب ترجمه شده از پهلوی، یونانی سانسکریت به عربی رایج شد. چهره‌ها در نگاره‌های این مکتب به نژاد زبان‌های سامی (آفریقایی-آسیایی) (عربی) شبیه‌است. تأثیر آثار نقاشان بیزانسی و مسیحیت را می‌توان باز شناخت. در این آثار رنگ زمینه نامحسوس یا اصلاً وجود ندارد؛ و نگاره‌ها از متن جدا نیستند و بخشی از متن به‌شمار می‌روند.[۳۵]

در زمینه سفالگری، سامرا همچنین شاهد استفاده وسیعی از رنگ در تزئینات و احتمالاً معرفی تکنیک‌های نقاشی درخشان روی لعاب سفید بود. مهم‌ترین دستاورد تکنیکی در آن زمان، یعنی اثرات روح بخش نقاشی درخشان روی فلزهای قیمتی، در قرون بعدی نیز از عراق به مصر، سوریه، ایران و اسپانیا گسترش یافت و در نهایت منجر به رشد و توسعه صنعت تزئینی سرامیک در دنیای غرب شد.[۳۳]

قالیبافی در دوره خلفای عباسی که به تجملات علاقه داشتند جانی دوباره‌ای یافت تا آنجا که در تاریخ مسعودی آمده‌است. «المستنصر خلیفه عباسی قالی مصور به صور انسانی با کتیبه‌های پارسی داشته‌است و در کتاب حدود العالم از بافته‌های سیستان و بخارا و قالیچه‌های فارسی یاد شده‌است.»[۳۶]

تونس و مصر در دوران اغلبیان و فاطمیان[ویرایش]

داخل مسجد جامع الازهر در مصر نمونه‌ای از معماری دوره فاطمیان ۹۷۲ م

زمانی که مسلمانان شمال آفریقا را فتح کردند سبک خاصی در معماری نداشتند. ایشان با استفاده از سنتهای محلی و اقتباس از سبک‌های هنری ایران و سوریه دست به ایجاد بناهای تازه زدند. افزون بر این از معماران و هنرمندان محلی و خارجی - اعم از زبان قبطی، یونانی، سریانی و ایرانی - استفاده کردند و از طرح‌های بناهای کهن بیزانسی و رومی نیز بهره جستند. به این ترتیب یک فرهنگ هنری ناهمگنِ «عرب - بربر» به وجود آمد. در ابتدا مسلمانان فقط به منظور مقابله با حملات دشمن قلعه و رباط می‌ساختند، اما پس از مدتی به ساخت بناهای مذهبی هم پرداختند و سرانجام قصرهای باشکوهی نیز احداث کردند که آنچه اکنون برجای مانده، بیشتر همان ساختمان‌های مذهبی است.[۳۷]

عربی کردن فرهنگ مردم مصر چندان زمانی نبرد، اما این در غرب سال‌ها به درازا کشید. مصر پس از پذیرش اسلام، نقش فعالانه‌ای در پدید آمدن فرهنگ اسلامی - عربی داشت. نخستین شهرهای عربی در مصر مانند فسطاط دارای ویژگی‌هایی شبیه به اردوگاه‌های نظامی بود. عناصر اصلی شهرها را مسجد، قصر، حمام‌های عمومی و پادگان و حصارهای عظیم و مستحکم تشکیل می‌داد. ویژگی‌های معماری مذهبی در قرن‌های ۱–۳ق/ ۷–۹م در آنجا، بنای مسجدهای بزرگی چون مسجد عمرو بن عاص قابل مشاهده است.[۳۷]

ازجمله بناهای غیرمذهبی در این دوران «مقیاس النیل» واقع در جزیره روضه در نزدیکی قاهره قابل ذکر است که برای اندازه‌گیری میزان بالا و پایین آمدن سطح آب نیل ساخته شد. از ویژگی‌های معماری اواخر سده ۳ق/۹م (دوره طولونیان) و سده‌های ۴–۶ق/۱۰–۱۲م (دوره فاطمیان) برپایی بناهای عظیم، طرح‌ریزی شفاف حجم‌ها و تزیینات به صورت گچ‌بری و حجاری است. مسجد ابن طولون که صورت اولیه خود را تا امروز حفظ کرده‌است و مسجد جامع الازهر و مسجد الحاکم در قاهره در شمار بناهای این دو دوره‌اند.[۳۷]

نخستین آرامگاه‌های فاطمیان دارای نقشه مربع، طاقی در وسط هر نما و گنبدی بر پایه‌ای هشت ضلعی بودند. برای تزیین مقبره‌ها مقرنس نیز به کار برده می‌شد. منارههای دوره فاطمیان دارای پایه مربع و بدنه استوانه‌ای بود که بالای آن طاقک هشت ضلعی قرار داده می‌شد. از آثار معماری شهری باقی‌مانده در قاهره سه دروازه به نام‌های «باب‌الفتوح»، «باب‌الزویله» و «باب‌النصر» قابل ذکر است.[۳۷]

اغلبیان به آبادانی و ساختن بناها اشتیاق داشتند. زیادةالله اول مسجد برزگ قیروان را ساخت و احمد فرمانروای اغلبی نیز مسجد بزرگ تونس را تجدید بنا کرد. افزون بر این آثار بسیار برای آبیاری و کشاورزی در مناطق جنوب آفریقا که چندان حاصل‌خیز نبود، ساخته شد. از بناهای معروف دوره اغلبیان افزون بر دو مسجد نام‌برده مسجد جامع سوسه را نیز می‌توان نام برد.

قیروان پایتخت اغلبیان نخستین شهر اسلامی بود که از گسترش اردوگاه نظامی عربی در سده ۱ق/۷م به وجود آمد. سنت بناهای مذهبی شرق با سنتهای محلی مغرب آمیخته شد و ویژگی‌های مساجد قرون وسطایی مغرب و اندلس را پدیدآورد. بنای این مساجد شامل شبستان ستون‌دار و راهروهای متعدد عمود بر دیوار محراب که به صحن وسیع سنگفرش شده باز می‌شدند، و نیز گنبدها و سقف‌های مسطح بر روی ناو محوری و ناو محراب و مناره‌هایی بر پایه‌های مربع شکل در سه طبقه بود.[۳۷]

تحت تأثیر شورش‌های بربرها و سیاست استیلاگرانه اغلبیان معماری مذهبی و غیر مذهبی این دوره ویژگی دفاعی دارد. این روحیه خشن مربوط به دوره برقراری نخستین حکومت‌های اسلامی در آفریقای شمالی به صورت بسیار بارزی در بناهای شهر شبه سوس دیده می‌شود. در معماری دفاعی، به ویژه در ساختن رباط استفاده از سنتهای محلی رومی و بیزانسی و نیز به‌کارگیری سبک قصرهای عربی خاور نزدیک مشاهده می‌گردد.[۳۷]

سوریه، فلسطین و مصر در دوره ایوبیان، ممالیک و جنگ‌های صلیبی[ویرایش]

مغرب و اسپانیای اسلامی[ویرایش]

منظر حیاط شیران از داخل اتاقی در کاخ الحمرا.
جزئیاتی از تزئینات کاخ الحمرا

نوعی از هنر که در دوران تسلط مسلمانان در اسپانیا شکل گرفت و توسعه پیدا کرد تأثیر شگرفی در معرفی هنر اسلامی به اروپاییان و نفوذ آن در هنرهای مدرن سده‌های بعدی داشت. اندلس یا همان اسپانیای امروزی، حلقه میانی فرهنگ و هنر اسلام و غرب است. طی حضور هشتصد ساله مسلمانان و تسلط حکومت خاندان‌های مختلف اسلامی مستقر در اسپانیا گروهی از مسیحیان نوعی سبک هنری متداول شد که از سده هشتم تا یازدهم میلادی (دوم تا پنجم ه‍. ق) در کنار معماری و هنر اسلامی تحول یافت. این شیوه در سده یازدهم میلادی با نفوذ و رواج هنر رومی‌وار متروک ماند و از میان رفت.[۳۸]

در معماری، اولین نمونه حضور مسلمانان در این بخش از دنیا مسجد جامع قرطبه است. حاکمان مسلمان برای ساخت شهری تحت عنوان «الزهرا» با فراخواندن معماران، هنرمندان، معبدسازان، خطاطان و نقاشان از سراسر اندلس، بغداد، مصر و حتی قسطنطنیه، شهری بسیار زیبا با بناهایی باشکوه بنا کردند. یکی از شکوهمندترین این بناها قصر الزهرا و به ویژه تالار پذیرایی آن بود. باغ‌ها و پارک‌هایی که در الزهرا ساخته شد این شهر را به یکی از زیباترین شهرهای جهان تبدیل نمود. تزیین هنری این قصر با نقش و نگار آیات قرآنی و گچ‌بری‌ها و نقاشی‌های هنرمندانه‌ای همراه بود. در کنار قصر مسجد عظیمی نیز ساخته شد که یکی از بی‌نظیرترین معماری‌های اندلسی بود.[۳۹]

در میان بسیاری کاخ‌ها برجامانده از معماری دوران اسلامی اسپانیا مشهورتر از همه کاخ مستحکم الحمرا یا مقّر دژمانند و شکوهمند امیران مراکش گرانادا یا غرناطه معروف به سلسله بونصریان است.

همچنین، در کنار معماری، بدون تردید هنرهای دیگر اسلامی نیز در این سرزمین مؤثر افتادند. این تأثیر در رشته‌های مختلف هنری چون شهرسازی، معماری مساجد، کاخ‌ها، پارک‌ها و پل‌ها، ضرب سکه، خوشنویسی، زردوزی بر روی پارچه، نساجی و کاغذسازی، چشمگیر بود و در بطن خود دارای چنان روح زیبایی‌شناسانه و قدرتمندی بود که به همان صورت مورد تقلید اروپاییان قرار می‌گرفت. همچنین هنرهای تزیینی اسلامی چون: بافندگی، کنده‌کاری روی فلّز و عاج، سیم و زرکوبی روی مفرغ و فولاد با اسلوب معروف به «دمشقی» مانند ساختن، کلاه خودها و شمشیرهای گرانبها و به‌ویژه انواع کاشی‌سازی و سفال‌گری با رنگ‌های درخشان درهم بافته نیز شکوفان و مکتب‌ساز شد.

ایران و آسیای مرکزی در دوران غزنویان و غوریان[ویرایش]

آسیای مرکزی و آسیای صغیر در دوران سلجوقیان و خوارزمشاهیان[ویرایش]

برج خرقان ساخته شده در ۱۵۰۳ م.
ابریق، هنر فلزکاری دوره سلجوقی، از هرات ۱۱۸۰–۱۲۱۰ م. ساخته شده از برنج با حکاکی برجسته و منبت کاری شده با نقره. محل نگهداری موزه بریتانیا لندن.

نوآوری‌های هنرمندان و معماران ایرانی در دورانسلجوقی و خوارزمشاهیان از هند تا آسیای صغیر نتایج و پیامدهای وسیعی دربرداشت؛ و هنرمندان در گسترهٔ وسیعی از هنرها، شامل نساجی و سفالگری، عاج‌کاری، فلزکاری با ویژگی‌های منطقه‌ای آثار ماندگاری را خلق کردند.

در عصر سلجوقیان هنر معماری به شکوفایی و کمال نسبی رسید و هنرمندان و معماران آثار فراوانی به وجود آوردند. در اواخر عهد سلجوقی تزئینات گچبری و رنگ اهمیت زیادی یافت. کاشی لعابدار فیروزه‌ای در تزئین معماری بکار گرفته شد. سلجوقیان در بکارگیری گنبد دوپوسته سعی زیادی داشتند. نمونهٔ چشمگیر در این مورد گنبد مسجد جامع اصفهان است. بنای مدرسه از جمله بناهای مذهبی این دوران بود. معماری غیرمذهبی نیز همدوش معماری مذهبی بکار می‌رفت.

انواع متنوعی از سفالینه‌ها کمی پس از روی کار آمدن سلجوقیان در ایران ظاهر شد. همچنین در این دوره هنر و فن فلزکاری نیز به شکوفایی و توسعه ویژه‌ای دست یافت. در خوشنویسی خطی که قرآن به آن نوشته می‌شد هنوز خط کوفی بود اما رشد خط کوفی ایرانی در عهد سلجوقی به شیوایی خاصی رسید و شیوه ایرانی خط کوفی را پدیدآورد. در همین عصر هم شاهد تذهیب در لابه لای حروف خطوط و سطرها نیز هستیم. شکل‌هایی که در تذهیب استفاده می‌شود بیشتر شامل نقش‌های گیاهی و بخصوص نقوش معروف به اسلیمی است.[۴۰]

ایران و آسیای مرکزی در دوران ایلخانیان[ویرایش]

اسکندر در حال صحبت کردن با درخت نسخه‌ای از شاهنامه دوره ایلخانی حدود ۱۳۳۰ تا ۱۳۴۰ میلادی.

هنر دوران ایلخانیان از دوران‌های شاخص هنر اسلامی به‌شمار می‌رود. مغولها در اواخر سده ششم و اوایل سده هفتم هجری بخش وسیعی از دنیای متمدن آن زمان را تصرف کردند.[۴۱] در پی این حمله با از بین رفتن تسلط خلیفه بغداد بر سرزمین‌هایی مانند ایران پس از یک دوره رکود، شکوفایی مجدد هنرها و علوم آغاز شد.[۴۲]

بزودی با تثبیت حکومت ایلخانیان، فاتحان مغول هنرمندان را که جذب دربار عباسیان شده بودند، به خدمت خود گرفتند. وارثان چنگیزخان مغول با قبول دین اسلام دست به تأسیس دولت‌هایی در ایران زدند و هنرمندان را به پایتخت‌های خود در تبریز و مراغه کشاندند، از طرفی هم به علت مصالحه‌ای که بین حاکمان محلی شیراز صورت گرفت، شیراز از گزند و یورش مغول‌ها در امان ماند و بر این منوال گروهی از هنرمندان نیز جذب شیراز شدند.[۴۲]

معماری و هنرهای وابسته نظیر کاشیکاری و گچبری در این دوره رشد قابل توجهی داشت.

در این دوره به سبب ارزشی که برای حفظ و احیاء آثار علمی و ادبی گذشته قائل می‌شدند، نهضت کتاب‌آرایی آغاز شد. پیش از آن عمده تولیدات هنری و کتاب‌سازی نفیس در انحصار تولید و رونویسی قرآن بود. همین آثار باعث ایجاد شیوه نقاشی این دوره شد. شیوه‌ای که از نظر فنی به مراتب قویتر از نقاشی‌های عهد سلجوقی است. تأثیر آشکار نقاشی چینی و وارد شدن عناصر تصویری چینی در آثار هنری ایران از نکات مهم در این عهد بود.[۴۲] آثار نگارگری این دوره را از آنجا که در تبریز پدید آمدند، به نام مکتب تبریز می‌خوانند.

از آنجا که در شیراز امنیتی نسبی به وجود آمد، هنرمندانی در آنجا دست به ایجاد آثاری متفاوت با مکتب تبریز زدند که تفاوت عمده آن‌ها در تأثیرپذیری کمتر از شیوه‌های چینی است.[۴۲]

در خوشنویسی نیز پس از وقفه‌ای در روند رشد آن، با رونق کتاب‌سازی خوشنویسی هم جان تازه‌ای گرفت. در این دوره در عرصه خوشنویسی اسلامی، خط خط تعلیق نخستین خط کاملاً ایرانی رایج شد.[۴۲] هنر تذهیب نیز مورد توجه قرار گرفت.[۴۲]

ایران و آسیای مرکزی در دوران تیموریان[ویرایش]

برگی از کتاب جامی که تاریخ ۱۵۵۳ میلادی کشیده شده، نمونه‌ای از هنر شکوفای دوره تیموریان

دورهٔ تیموریان ۷۷۱ – ۹۱۱ ه‍. ق/۱۳۷۰–۱۵۰۶ م) به رغم نابسامانی و منازعات داخلی و خارجی، دوره رونق فرهنگ، هنر، ادبیات، تاریخ، ریاضی و نجوم بود. دربارهای هرات، سمرقند، شیراز، تبریز و اصفهان به سبب هنرپروری و هنرمندی فرمانروایان تیموری، محل تجمع و آمد و شد هنرمندان و ادیبان برجسته بود.[۴۳][۴۴]

تیمور با اینکه بسیار خونریز بود ولی به دانش و هنر علاقه نشان می‌داد. از این‌رو هنرمندان و صنعتگران از کشتارهایش در امان بودند. فرزند او شاهرخ و نوه‌هایش الغ‌بیگ، بایسنقر میرزا و ابراهیم میرزا نیز این سیاست را پی‌گرفتند. هنر نقاشی و خوشنویسی در دوره تیموری به شکوفایی قابل توجهی دست یافت.

فرمانروایی شاهرخ را سرآغاز یک عصر جدید و تجدید حیات در بعضی از انواع هنر معرفی کرده‌اند.[۴۵] در کتاب‌های پدید آمده در این دوره شامل نفیس‌ترین مینیاتورها و استادانه‌ترین خوشنویسی‌ها هستند که به زیبایی تمام صحافی و جلدآرایی گشته‌اند.

پاره‌ای از زیباترین نقاشی‌ها، ریشه در مکتب هرات دارند که به‌طور کامل با حمایت شاهزاده‌های تیموری در شهر هرات شکل گرفت و استاد بزرگ نقاشی یعنی کمال الدین بهزاد برخاسته از چنین مکتبی است. خطوط زیبای فارسی نظیر خط نستعلیق در دوره جانشینان تیمور شکل گرفت و آخرین مراحل تکاملی اش را در این دوره طی نمود. همچنین پاره‌ای از زیباترین آثار معماری ایرانی در این دوره به وجود آمد که از آن جمله می‌توان به مسجد گوهرشاد در مشهد و مسجد جامع گوهرشاد در هرات اشاره کرد.[۴۶][۴۷]

سلطان حسین بایقرا از فرمانروایان متاخر تیموری نیز حامی هنرها، علوم و ادبیات بود. ابوسعید پادشاه توانا، با کفایت، هنردوست این خاندان نیز خود هنرمندی قابل بود. میراث فرهنگی و هنری تیموریان در دوران صفوی در ایران و گورکانیان در هند پی گرفته شد.

آسیای صغیر در دوران عثمانی[ویرایش]

مسجد سلیمانیه در استانبول، بین ۱۸۹۰ تا ۱۹۰۰ م یکی از مشهورترین نمونه‌ای معماری مساجد جامع در دوره عثمانی
حِلیه‌نویسی، نوعی قطعه‌نویسی مذهبی است که عمدتاً مشتمل بر وصف شمایل محمد، پیامبر اسلام و گاه امامان شیعه نیز می‌شود.

امپراتوری عثمانی از سال ۱۲۸۱ تا ۱۹۲۳ میلادی بزرگترین امپراتوری بود که بر کناره‌های دریای مدیترانه، آناتولی، بخش عمده‌ای از خاورمیانه، قسمت‌هایی از شمال آفریقا و جنوب شرقی اروپا حکم می‌راند. حکمرانان عثمانی از بزرگترین پشتیبانان هنر و هنرمندان بودند و نیز به علت کشورگشایی‌های متعددی که انجام می‌دادند، هنر این دوران از فرهنگ و هنر کشورهایی که تحت سلطه آنان قرار می‌گرفتند بسیار تأثیر پذیرفته بود.

هنر معماری عثمانی در ابتدا رنگ و بوی معماری سلجوقی را داشت که خود ریشه در معماری ایغورهای ترک آسیای میانه دارد. هنر عثمانیان در قرن نهم هجری نقطهٔ اوجی برای هنر اسلامی به ویژه در معماری به‌شمار می‌رود و می‌توان عنوان کرد که مساجد این دوره در ردیف زیباترین مساجد جهان قرار دارند. معماران عثمانی به ویژه در طراحی مساجد جامع در استانبول، پایتخت مرکزی دولت عثمانی، پایه کار خود را بر موازین معماری بیزانس منطبق ساختند. مکتب معماری عثمانی به مانند مکتب اسپانیا از تفکر اولیه اسلام پیروی ننمود. در این شیوه شاهد توجه بیش از حد معمار به نمای بیرونی بنا هستیم. استفاده از نمای بیرونی پرابهت و با شکوه، تعدد گنبدهای فرعی، گنبد خانهٔ مرکزی وسیع و فراخ، شبستان‌ها در طرفین گنبدخانه، استفاده از مناره‌ها در چهار سوی بنا به شیوه‌ای بیزانسی، قوس‌ها و طاق‌های پلکانی و استفاده از سنگ به‌عنوان مصالح اولیه از ویژگی‌های معماری عثمانی به‌شمار می‌روند.[۴۸]

علاقه حکمرانان عثمانی به نقاشی باعث شد که آنان علاوه بر تشویق هنرمندان محلی، هنرمندان اروپایی را نیز به ترکیه دعوت کنند. توجه نقاشی عثمانی به جنبه‌های داستانی و تاریخی، آثار آنان را از نقاشی ایرانی متمایز می‌کند.[۴۹] در دوران عثمانی کارهای بسیار ظریف مینیاتور به چشم می‌خورد. در دوران فاتح سلطان محمد نقاشی‌هایی از غرب به عثمانی آورده شده و چند نقاش نیز به ایتالیا اعزام شدند.[۵۰] در عثمانی، هنرمندان تذهیبکار جلوه زیادی نکردند و اگر این هنر رشدی کرد، به خاطر هنرمندان ایرانی بود که با مهاجرت به عثمانی، بنیان‌گذار مکتب هنری در آن دیار شدند.[۵۱]

نمونه‌ای از خط دیوانی که توسط کاتبان عثمانی برای رقابت با خط ایرانی خط تعلیق و نگارش امور اداری و دیوانی به‌وجود آمد. "یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذِیرًا وَ دَاعِیًا إِلَی اللَّهِ"

خوشنویسی در دوران عثمانی بسیار مورد توجه بود و کاتبان عثمانی افزون بر رشد خط ثلث، خط دیوانی را پدیدآورده و به اوج رساندند. خوشنویسی در دوره امپراتوری عثمانی دوره طلایی خود را گذراند.[۵۲] در این دوران با خط ثلث آثار فاخری در زمینه مذهبی به وجود آمد.[۵۳] حتی خط نستعلیق که خاص ایرانیان است در آن سرزمین رواج و محبوبیت نسبی یافت.

در دوره عثمانی انواع هنرهای صناعی و صنایع دستی رونق داشت مانند ساخت جواهرآلات و اثرهای هنری که به وسیلهٔ سنگ‌های قیمتی یا فلز و سنگ تولید می‌شود؛ کار بر روی چوب که با روش‌هایی چون رنگ‌آمیزی، کنده‌کاری، برجسته‌کاری، تراشیدن، روکش و پختن چوب همراه بود؛ فلزکاری بر روی برنز و پس از آن مس، طلا و نقره که با روش کوبیدن و ریخته‌گری انجام می‌شد؛ ساختن آلات موسیقی با استفاده از انواع چوب و سیم و پوست حیوانات؛ انواع چینیهای مختلف، هنر شیشه به اشکال گوناگون مانند تزیینات پنجره‌های شفاف یا به عنوان منجوق چشم خوردن؛ سنگ‌کاری که غیر از معماری در سنگ‌های قبور دیده می‌شود و با روش‌های منبت کاری، حک و کنده‌کاری و برجسته‌کاری به انجام می‌رسید؛ سبدبافی؛ نمدمالی و ده‌ها هنر صناعی دیگر که توسط هنرمندان و صنعتکاران انجام می‌شد.[۵۴]

ایران در دوران صفوی[ویرایش]

نگارگری دورهٔ صفوی، تصویر رقص زنان با لباس‌های شفاف روی دیواری از کاخ چهلستون، اصفهان

هنر دورهٔ صفوی (برابر ۱۱۳۵–۹۰۷ ه‍. ق/ ۱۷۲۲–۱۵۰۱ م) از درخشان‌ترین دوران‌های هنر ایران است. هنر این دوره در بسیاری از زمینه‌ها، ادامهٔ دوران طلایی هنر دربار تیموریان به‌شمار می‌رود.[۵۵] معماری صفوی یا نقاشی و خوشنویسی این دوره، کاملاً ادامه میراثی است که از تیموریان برجای ماند. به‌ویژه که حاکمان صفوی با حمایت گسترده خویش، این میراث را درخشان تر نموده، باعث رشد و گسترش آن شدند.[۴۷] در طی دوره صفویان آثار هنری بسیاری در ایران ساخته شد. حکمرانان صفوی اهمیت زیادی به فرهنگ و هنر و تمدن اسلامی(هنر اسلامی) می‌دادند.

معماری، نگارگری، خوشنویسی، قالی‌بافی، فلزکاری، سفالگری، پارچه‌آرایی و بسیاری از هنرهای صناعی در دوره صفوی رشد چشمگیر داشتند و در این دوره در همهٔ این رشته‌های هنری، آثار ارزشمندی پدید آمد که جدا از نگارگری‌ها و خوشنویسی‌های زیبای بسیار، بناهای معماری مهمی مانند مسجد شیخ لطف‌الله، مسجد شاه اصفهان و مدرسه چهارباغ شهرت جهانی دارند. قالی اردبیل هم که اکنون در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود یکی از آثار درخشان این دوره است. شهرهای مهم هنرپرور در عصر صفویان، اصفهان، تبریز، هرات و قزوین بوده‌اند.

از هنرمندان دوره صفوی، کمال‌الدین بهزاد، رضا عباسی، علیرضا عباسی، میرعماد، آقامیرک و حسین بنا اصفهانی شناخته شده‌تر هستند.

هند در دوران گورکانیان[ویرایش]

خوشنویس و نقاش. بخشی از یک مینیاتور به شیوه مغول یا گورکانی مربوط به خمسه نظامی که برای اکبرشاه در ۱۵۹۵ م ساخته شده‌است و خوش‌نویس صاحب‌نام عبدالرحیم عنبرین‌قلم و دولت نقاش را در کارگاه شاهی نشان می‌دهد.

دوره گورکانیان هند (۱۵۲۶–۱۸۵۷ م) را آخرین عصر طلایی امپراتوری‌های اسلامی می‌نامند. مقارن زمان برخاستن صفویه یکی از نوادگان تیمور به‌نام بابُر که در منطقه فرارود حکومت می‌کرد به هند حمله و آنجا را فتح کرد و بر خلاف جدش تیمور یا سلطان محمود غزنوی، در همان‌جا ساکن شد و سلسله درخشان گورکانیان هند یا امپراتوری مغولی هند را بنیان نهاد. سلسله‌ای که برخی از شکوهمندترین آثار هنری و معماری نظیر بنای تاج محل در دوره ایشان بنا شده‌است.[۴۷]

دیوان عام از قصر اکبرشاه در دوره گورکانیان هند در فاتح‌پورسیکری

پادشاهان گورکانی هند به هنر عشق می‌ورزیدند و دربار آنان مجمع هنرمندان مختلفی از سراسر دنیا به‌ویژه از ایران و تاحدی عثمانی بود. بسیاری از هنرمندان ایرانی در پی زوال و فروپاشی سلسله صفوی به دعوت امپراتوران یا حاکمان محلی هند به‌آن دیار مهاجرت کردند و گروهی نیز به دنبل یافتن بختی جدید، خود اقدام به جلای وطن کردند. از این رو ادامه سنت هنر تیموری و هنر درخشان صفوی به خوبی در دوره گورکانیان هند قابل مشاهده است. نقاشی، خوشنویسی و معماری و حتی شعر پارسی به بهترین نحو مورد پذیرش و حمایت امپراتوران گورکانی هند قرار گرفت. هنرمندان مختلف با حمایت و سرمایه امپراتوران گورکانی و درآمیختن هنر خود با برخی از عناصر هندی، ترکی و بومی آثار فاخری خلق کردند.

افزون بر امپراتوران گورکانی سایر حکام محلی هند نیز مانند حکمرانان سلسله‌های مختلف سلطنت دهلی در شمال شبه قاره هند و بهمنی‌ها، عادل‌شاهیان، نظام‌شاهیان احمدنگر و نظام حیدرآباد در دکن نیز حامیان گشاده‌دستی برای هنر به‌ویژه هنرهای ایرانی بودند.

ایران در دوران زند و قاجار[ویرایش]

فتحعلی‌شاه قاجار اثر میرزا بابا. آمیختگی سنت نقاشی ایرانی و نقاشی اروپایی در این اثر مشهود است.
بنای شمس‌العماره از درون محوطه کاخ گلستان نمونه‌ای از معماری تلفیقی دوره قاجار
خودنگاره. اثر کمال‌الملک هنرمندی که بیش از همه سنت دیرینه نقاشی ایرانی را با پایه‌ریزی سنتی جدید دگرگون کرد.

هنر دوره قاجار را می‌توان آخرین بازمانده از دوران طلایی هنرهای اسلامی برشمرد و از این رو بسیار درخور توجه‌است. هنر این دوره به دلیل نزدیکی به دوره معاصر نیز دارای اهمیت است و بسیاری از کارهای هنری که هم‌اکنون صورت می‌گیرد دارای ریشه‌هایی در هنر دوره قاجار است. تأثیر شدید هنرهای غربی که آشکارا در هنرهای اسلامی معاصر دیده می‌شود از این دوران رخ نمود.

در دوران‌های افشار، طایفه زند و قاجار نابسامانی‌های اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی پس از فروپاشی امپراتوری صفوی، تضعیف پشتوانه فرهنگی و نبود حامیان گشاده‌دست برای هنرمندان، فقدان جهت‌گیری و مدیریت مشخص در عرصه فرهنگی و هنری و دلایل دیگری از این دست راه تقلید آگاهانه یا ناآگاهانه از هنر اروپایی را گشود.

به‌طور کلی هنرها در زمان قاجار تلفیقی است از ادامهٔ هنرهای دوره‌های قبل از خود و هنرهای وارداتی اروپایی آن‌هم در سطحی نازل. هرچه به اواخر این دوران نزدیکتر می‌شویم غلظت تأثیرپذیری از غرب بر هنرهای سنتی ایران می‌چربد.

هرچند جامعهٔ قاجاری، جامعه‌ای سنتی بود اما نوعی گرایش و نگاه مثبت به هنر غرب پدید آمد و به تدریج فراگیر شد. در این دوران از عهد عباس میرزا پسر فتحعلی شاه و پس از جنگ‌های ایران و روس و شکست‌های پیاپی ایران و سپس تلاش‌های قائم مقام فراهانی و امیرکبیر، تحولاتی در روند نوآوری انجام گرفت که حاصل آن نوسازی قشون، ورود صنعت چاپ و رواج مطبوعات، ورود برخی کارخانجات، تأسیس مدارس به سبک جدید و فرستادن دانشجو به خارج از کشور برای کسب علم و هنر بود.

در زمان فتحعلی‌شاه دومین شاه قاجار، هرچند هنر تا حدی تحت تأثیر هنر غرب قرار داشت اما به شدت متأثر از هنر دورهٔ صفوی بود و نوعی علاقه به بازگشت به سنت وجود داشت. در معماری علاوه بر بناهای کم‌اهمیت، ساخت بناهای عام‌المنفعه مثل ساختن پل و قنات و مرمت آرامگاه‌های ملی نیز به انجام رسید.[۵۶] خوشنویسی پس از یک دوره فطرت که با فروپاشی صفوی و مهاجرت خوشنویسان به هند و عثمانی شکل گرفته ود دوباره رجعتی نو یافت. از دوره فتحعلی‌شاه که شیفته ایران باستان بود چند نقش برجسته به سبک ساسانی به یادگار مانده‌است. دورهٔ سلطنت محمدشاه از نظر هنری دورهٔ تحکیم به‌شمار می‌رفت و نه تکامل.[۵۶]

دوره طولانی و با ثبات سلطنت ناصرالدین‌شاه فصل نوینی در هنرهای قاجاری گشود. در این دوره امکان پرداختن به امور هنری و تجمل‌گرایی برای درباریان، شاهزادگان و اشراف و ثروتمندان تاحدی به وجود آمد؛ خود شاه هم از ذوق بی‌بهره نبود. از این رو و با حمایت آنان هنر و صنایع ظریف رونق پیدا کرد و جانی تازه یافت. در این زمان صنعت چاپ که پیشتر وارد ایران شده بود، رواج یافت. درباریان و اعیان و اشراف ایران به پیروی از سرمشق‌های اروپائی خود و از روی خودنمائی و چشم و هم چشمی به نقاشی علاقه نشان می‌دادند. ایشان به نوعی تجمل هنری احتیاج پیدا کرده بودند که نتیجه عملی آن رونق کار تصویرگران و معماران بود. در چنین محیط فرهنگی و اجتماعی و با رقابت شاهزادگان و طبقات ممتاز شهرهایی چون تهران، اصفهان، تبریز یا شیراز در جلب هنرمندان مختلف رونقی بیش از گذشته گرفت.[۵۷] در زمینه معماری اگر چه در این دوران هنوز در گوشه و کنار کشور نشانه‌هایی از ادامهٔ شیوهٔ پیشین معماری موسوم به شیوهٔ اصفهانی به چشم می‌خورد و بناهای درخشانی ساخته می‌شد اما شروع انحطاط شیوهٔ اصفهانی در معماری از دوران محمد شاه قاجار رقم خورد هرچند این سستی و افول، پیش‌تر در دورهٔ افشار و زند آغاز شده بود در این مرحله کیفیت رنگ‌ها و غنا و شفافیت کاشی‌ها رنگ باخت و مصالح به کار رفته در بنا و شیوهٔ ساخت و ارئه تزیینات افت چشم‌گیری کرد. با این وجود در این دوره به تزیینات توجه فراوانی شد که آن را در کاخ‌ها و منازل مسکونی مهم این دوره می‌توان مشاهده کرد. آیینه‌کاری و گچ‌کاری به سرعت رایج شد و سقف‌های چوبی خانه‌ها نقاشی شدند.[۵۸] در این دوره نوآوری‌های اساسی در معماری مذهبی و سنتی بازارها، حمام‌ها و کاروانسراها صورت گرفت.[۵۶]

در این دوره خطاطان بزرگی پا به عرصه میدان نستعلیق و خط نسخ و ثلث نهادند و در توسعه آن کوشیدند. با ظهور پدیده چاپ و چاپ سنگی و همچنین گسستگی ارتباط خوشنویسان با سلسله استادان قدیمی در خط ایرانی به ویژه نستعلیق‌نویسی تغییراتی حاصل شد.[۵۹]

در زمینه هنر نمایش رواج رونق تکیه به این عهد بازمی‌گردد. در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه بین دویست تا سیصد محل جداگانه برای برگزاری تعذیه اعم از تکیه و حسینیه و میدان وجود داشت.[۵۸] هنر عکاسی در این زمان وارد ایران شد و ناصرالدین شاه شخصاً در این هنر دست داشت.[۵۸] پیدایش مطبوعات و چاپ راه را برای ظهور هنر مدرن گرافیک گشود.

به‌طور کلی هنر قاجاری در سطح نازل‌تری نسبت به هنر دوره‌های قبلی ارزیابی می‌شود و اغلب آثار پدید آمده در این دوران دارای شکوه و عظمت پیشین نبودند.[۵۶]

دوران معاصر[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Marilyn Jenkins-Madina , p.3
  2. Davies, Penelope J.E. Denny, Walter B. Hofrichter, Frima Fox. Jacobs, Joseph. Roberts, Ann M. Simon, David L. Janson's History of Art, Prentice Hall; 2007, Upper Saddle River, New Jersey. Severth Edition, ISBN 0-13-193455-4 pg. 277
  3. "MSN Encarta: Islamic Art and Architecture". Archived from the original on 2009-10-31.
  4. A. Schimmel and B. Rivolta, p3
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ جواهر الکلام، ج۲۲، ص۴۱
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۵، باب مناهی پیامبر (ص) ح۴۹۶۸، انتشارات جامعه مدرسین.
  7. From the Literal to the Spiritual: The Development of the Prophet Muhammad's Portrayal from 13th Century Ilkhanid Miniatures to 17th Century Ottoman Art, Wijdan Ali, EJOS (Electronic Journal of Oriental Studies), volume IV, issue 7, p. 1, 2001
  8. The Arab Contribution to Islamic Art: From the Seventh to the Fifteenth Centuries, Wijdan Ali, American Univ in Cairo Press, December 10 1999, ISBN 977-424-476-1
  9. From the Literal to the Spiritual: The Development of the Prophet Muhammad's Portrayal from 13th Century Ilkhanid Miniatures to 17th Century Ottoman Art, Wijdan Ali, EJOS (Electronic Journal of Oriental Studies), volume IV, issue 7, p. 1-24, 2001
  10. Brend, Barbara , Islamic Art, British Museum Library, Third Edition, 1995, P8
  11. Brend, Barbara , Islamic Art, British Museum Library, Third Edition, 1995
  12. The Arab Contribution to Islamic Art: From the Seventh to the Fifteenth Centuries, Wijdan Ali, American Univ in Cairo Press, December 10 1999, ISBN 977-424-476-1 P13
  13. عکاشه، ثروت، ۱۳۸۰ نگارگری اسلامی، ترجمه غلامرضا تهامی، انتشارات سوره مهر، چاپ اول، ص ۱۰۷
  14. Madden (1975), pp.423-430
  15. Thompson, Muhammad. "Islamic Textile Art: Anomalies in Kilims". Salon du Tapis d'Orient. TurkoTek. Retrieved 25 August 2009. Unknown parameter |coauthor= ignored (|author= suggested) (help)
  16. Alexenberg, Melvin L. (2006). The future of art in a digital age: from Hellenistic to Hebraic consciousness. Intellect Ltd. p. 55. ISBN 1-84150-136-0.
  17. Backhouse, Tim. ""Only God is Perfect"". Islamic and Geometric Art. Retrieved 25 August 2009.
  18. "Islam", The New Encyclopedia Britannica (2005)
  19. O. Grabar (2006), p.87
  20. Ettinghausen (2003), p.87
  21. پیرنیا، محمد کریم (۱۳۹۲). آشنایی با معماری اسلامی ایران. سروش دانش.
  22. A. Schimmel and B. Rivolta, p54
  23. پاکباز، روئین، دائرةالمعارف هنر، صفحهٔ ۲۰۷
  24. ماهنامه سفر، «پیشانی هنر ایرانیان» نوشته فاطمه عرفانی، شماره۱۳، سال شانزدهم، دوره جدید، دی ۱۳۸۶، ص. ۳۲.
  25. فرشی از اردبیل جزو ۵۰ شاهکار هنری جهان!
  26. ترجمهٔ فارسی توضیحات وب‌گاه موزه دربارهٔ این قالی ارزشمند به همراه تصویر، مرکز اطلاعات هنرمندان ایران
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ ۲۷٫۲ سید رضی موسوی گیلانی به نقل از مسائلی در تاریخ معماری اسلامی آندره گدار ص ۳۴۸ و ۳۵۲ (۱۴ شهریور ۱۳۸۷). «تاریخ هنر اسلامی از نگاه آندره گدار». وب‌گاه بنیاد فرهنگی هنری فیروزه.
  28. «معماری اسلامی از صدر اسلام تا سلجوقیان». وب‌گاه اهل البیت. ۳۰ فروردین ۱۳۹۰.
  29. Dr. M.J. Alhabeeb (08-11-2006). «The Development of The Arabic Calligraphy: A Brief History». shatharat.net. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  30. Aleppo Room, Discover Islamic Art
  31. «معماری دوره اسلامی در عربستان». وب‌گاه معماری - اطلاعات معماری. ۲۲ آذر ۱۳۸۸.
  32. «هنر نقاشی در فتح سرزمین‌ها». وب‌گاه نسل فردا - مجموعه مقالات، تحقیقات…. ۱۰ دی ۱۳۸۸.
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ ۳۳٫۲ ۳۳٫۳ جام جم آن‌لاین-هنر دوره عباسیان
  34. دکتر حسن بلخاری. سرگذشت هنر در تمدن اسلامی
  35. گروه آموزشی هنر (نگارگری- تذهیب و تشعیر) کاردانش استان گلستان
  36. پوراندخت نیرومند. آموزش هنر قالیبافی
  37. ۳۷٫۰ ۳۷٫۱ ۳۷٫۲ ۳۷٫۳ ۳۷٫۴ ۳۷٫۵ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی - آفریقا
  38. راسخون - هنر اسلامی (قسمت دوم)
  39. هنر مدرن - هنر و معماری اسلامی
  40. راسخون - عصر سلجوقی و شکوفایی هنر معماری
  41. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «List of largest empires». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۲۰ شهریور ۱۳۸۹.
  42. ۴۲٫۰ ۴۲٫۱ ۴۲٫۲ ۴۲٫۳ ۴۲٫۴ ۴۲٫۵ وب‌گاه صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران، تاریخ هنر ایران -گروه تحصیلی هنر - هنر مغول
  43. حکمت، ص ۱۲، ۱۵
  44. سابتلنی، ۱۹۸۸ ب، ص ۴۷۹
  45. لغت‌نامه دهخدا، ذیل عبارت شاهرخ میرزا
  46. دانشنامه رشد، معین الدین شاهرخ تیموری
  47. ۴۷٫۰ ۴۷٫۱ ۴۷٫۲ دانشنامه رشد، تیمور لنگ
  48. ترکمورونو - بررسی معماری ترکیه (مسجد شاهزاده، ایاصوفیه، سلیمانیه)
  49. وب‌گاه سازمان تبلیغات اسلامی - نگاهی به تاریخچه پیدایش هنر اسلامی
  50. رایزنی فرهنگی و توریستی سفارت ترکیه در ایران - نقاشی، مجسمه
  51. وب‌گاه تبیان - تذهیب
  52. خبرگزاری فارس - موزه خوشنویسی جهان اسلام راه‌اندازی شود
  53. خبرگزاری قرآنی ایران - خط ثلث در دوران عثمانی آثار فاخری را در زمینه مذهبی بوجود آورد
  54. نگارخانه ایرانی - هنرهای دستی
  55. تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه (ص ۳۳۶)
  56. ۵۶٫۰ ۵۶٫۱ ۵۶٫۲ ۵۶٫۳ وب‌گاه آفتاب - هنر قاجاریه
  57. مسکوب، شاهرخ
  58. ۵۸٫۰ ۵۸٫۱ ۵۸٫۲ حاج سید جوادی، سید محسن
  59. علی راهجیری. پیدایش و سیر تحول خط

منابع[ویرایش]

مطالعات بیشتر[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

Detail of arabesque decoration at the Alhambra in Spain
The Ardabil Carpet, probably the finest surviving Persian carpet, Tabriz, mid-16th century
Hunters at a Stream - Riza `Abbasi, c.1625 Brooklyn Museum

Islamic art encompasses the visual arts produced in the Islamic world.[1] Islamic art is difficult to characterize because it covers a wide range of lands, periods, and genres,[2] including Islamic architecture, Islamic calligraphy, Islamic miniature, Islamic glass, Islamic pottery, and textile arts such as carpets and embroidery.

Islamic art comprises both religious and secular art forms. Religious art is represented by calligraphy, architecture and furnishings of religious buildings, such as mosque fittings (e.g., mosque lamps and Girih tiles), woodwork and carpets. Secular artistic production also flourished in the Islamic world, although some of its elements were criticized by religious scholars.[3]

Early development of Islamic art was influenced by Roman art, Early Christian art (particularly Byzantine art), and Sassanian art, with later influences from Central Asian nomadic traditions. Chinese art had a formative influence on Islamic painting, pottery, and textiles.[4] Though the concept of "Islamic art" has been criticised by some modern art historians as an illusory Eurocentric construct,[5][6] [7] the similarities between art produced at widely different times and places in the Islamic world, especially in the Islamic Golden Age, have been sufficient to keep the term in wide use by scholars.[8]

Islamic art is often characterized by recurrent motifs, such as the use of geometrical floral or vegetal designs in a repetition known as the arabesque. The arabesque in Islamic art is often used to symbolize the transcendent, indivisible and infinite nature of God.[9] Mistakes in repetitions may be intentionally introduced as a show of humility by artists who believe only God can produce perfection, although this theory is disputed.[10][11][12]

Some interpretations of Islam include a ban of depiction of animate beings, also known as aniconism. Islamic aniconism stems in part from the prohibition of idolatry and in part from the belief that creation of living forms is God's prerogative.[13][14] Muslims have interpreted these prohibitions in different ways in different times and places. Religious Islamic art has been typically characterized by the absence of figures and extensive use of calligraphic, geometric and abstract floral patterns. However, representations of Islamic religious figures are found in some manuscripts from Persianate cultures, including Ottoman Turkey and Mughal India. These pictures were meant to illustrate the story and not to infringe on the Islamic prohibition of idolatry, but many Muslims regard such images as forbidden.[13] In secular art of the Muslim world, representations of human and animal forms historically flourished in nearly all Islamic cultures, although, partly because of opposing religious sentiments, figures in paintings were often stylized, giving rise to a variety of decorative figural designs.[14]

Calligraphy

Part of a 15th-century ceramic panel from Samarkand with arabesque background

Calligraphic design is omnipresent in Islamic art, where, as in Europe in the Middle Ages, religious exhortations, including Qur'anic verses, may be included in secular objects, especially coins, tiles and metalwork, and most painted miniatures include some script, as do many buildings. Use of Islamic calligraphy in architecture extended significantly outside of Islamic territories; one notable example is the use of Chinese calligraphy of Arabic verses from the Qur'an in the Great Mosque of Xi'an.[15] Other inscriptions include verses of poetry, and inscriptions recording ownership or donation. Two of the main scripts involved are the symbolic kufic and naskh scripts, which can be found adorning and enhancing the visual appeal of the walls and domes of buildings, the sides of minbars, and metalwork.[9] Islamic calligraphy in the form of painting or sculptures are sometimes referred to as quranic art.[16]

East Persian pottery from the 9th to 11th centuries decorated only with highly stylised inscriptions, called "epigraphic ware", has been described as "probably the most refined and sensitive of all Persian pottery".[17] Large inscriptions made from tiles, sometimes with the letters raised in relief, or the background cut away, are found on the interiors and exteriors of many important buildings. Complex carved calligraphy also decorates buildings. For most of the Islamic period the majority of coins only showed lettering, which are often very elegant despite their small size and nature of production. The tughra or monogram of an Ottoman sultan was used extensively on official documents, with very elaborate decoration for important ones. Other single sheets of calligraphy, designed for albums, might contain short poems, Qur'anic verses, or other texts.

The main languages, all using Arabic script, are Arabic, always used for Qur'anic verses, Persian in the Persianate world, especially for poetry, and Turkish, with Urdu appearing in later centuries. Calligraphers usually had a higher status than other artists.

Painting

Scene from the Khamsa of Nizami, Persian, 1539–43

Although there has been a tradition of wall-paintings, especially in the Persianate world, the best-surviving and highest developed form of painting in the Islamic world is the miniature in illuminated manuscripts, or later as a single page for inclusion in a muraqqa or bound album of miniatures and calligraphy. The tradition of the Persian miniature has been dominant since about the 13th century, strongly influencing the Ottoman miniature of Turkey and the Mughal miniature in India. Miniatures were especially an art of the court, and because they were not seen in public, it has been argued that constraints on the depiction of the human figure were much more relaxed, and indeed miniatures often contain great numbers of small figures, and from the 16th century portraits of single ones. Although surviving early examples are now uncommon, human figurative art was a continuous tradition in Islamic lands in secular contexts, notably several of the Umayyad Desert Castles (c. 660-750), and during the Abbasid Caliphate (c. 749–1258).[18]

The largest commissions of illustrated books were usually classics of Persian poetry such as the epic Shahnameh, although the Mughals and Ottomans both produced lavish manuscripts of more recent history with the autobiographies of the Mughal emperors, and more purely military chronicles of Turkish conquests. Portraits of rulers developed in the 16th century, and later in Persia, then becoming very popular. Mughal portraits, normally in profile, are very finely drawn in a realist style, while the best Ottoman ones are vigorously stylized. Album miniatures typically featured picnic scenes, portraits of individuals or (in India especially) animals, or idealized youthful beauties of either sex.

Chinese influences included the early adoption of the vertical format natural to a book, which led to the development of a birds-eye view where a very carefully depicted background of hilly landscape or palace buildings rises up to leave only a small area of sky. The figures are arranged in different planes on the background, with recession (distance from the viewer) indicated by placing more distant figures higher up in the space, but at essentially the same size. The colours, which are often very well preserved, are strongly contrasting, bright and clear. The tradition reached a climax in the 16th and early 17th centuries, but continued until the early 19th century, and has been revived in the 20th.

Rugs and carpets

From the yarn fiber to the colors, every part of the Persian rug is traditionally handmade from natural ingredients over the course of many months

No Islamic artistic product has become better known outside the Islamic world than the pile carpet, more commonly referred to as the Oriental carpet (oriental rug). Their versatility is utilized in everyday Islamic and Muslim life, from floor coverings to architectural enrichment, from cushions to bolsters to bags and sacks of all shapes and sizes, and to religious objects (such as a prayer rug, which would provide a clean place to pray). They have been a major export to other areas since the late Middle Ages, used to cover not only floors but tables, for long a widespread European practice that is now common only in the Netherlands. Carpet weaving is a rich and deeply embedded tradition in Islamic societies, and the practice is seen in large city factories as well as in rural communities and nomadic encampments. In earlier periods, special establishments and workshops were in existence that functioned directly under court patronage.[19]

Very early Islamic carpets, i.e. those before the 16th century, are extremely rare. More have survived in the West and oriental carpets in Renaissance painting from Europe are a major source of information on them, as they were valuable imports that were painted accurately.[20] The most natural and easy designs for a carpet weaver to produce consist of straight lines and edges, and the earliest Islamic carpets to survive or be shown in paintings have geometric designs, or centre on very stylized animals, made up in this way. Since the flowing loops and curves of the arabesque are central to Islamic art, the interaction and tension between these two styles was long a major feature of carpet design.

There are a few survivals of the grand Egyptian 16th century carpets, including one almost as good as new discovered in the attic of the Pitti Palace in Florence, whose complex patterns of octagon roundels and stars, in just a few colours, shimmer before the viewer.[21] Production of this style of carpet began under the Mamluks but continued after the Ottomans conquered Egypt.[22] The other sophisticated tradition was the Persian carpet which reached its peak in the 16th and early 17th century in works like the Ardabil Carpet and Coronation Carpet; during this century the Ottoman and Mughal courts also began to sponsor the making in their domains of large formal carpets, evidently with the involvement of designers used to the latest court style in the general Persian tradition. These use a design style shared with non-figurative Islamic illumination and other media, often with a large central gul motif, and always with wide and strongly demarcated borders. The grand designs of the workshops patronized by the court spread out to smaller carpets for the merely wealthy and for export, and designs close to those of the 16th and 17th centuries are still produced in large numbers today. The description of older carpets has tended to use the names of carpet-making centres as labels, but often derived from the design rather than any actual evidence that they originated from around that centre. Research has clarified that designs were by no means always restricted to the centre they are traditionally associated with, and the origin of many carpets remains unclear.

As well as the major Persian, Turkish and Arab centres, carpets were also made across Central Asia, in India, and in Spain and the Balkans. Spanish carpets, which sometimes interrupted typical Islamic patterns to include coats of arms, enjoyed high prestige in Europe, being commissioned by royalty and for the Papal Palace, Avignon, and the industry continued after the Reconquista.[23] Armenian carpet-weaving is mentioned by many early sources, and may account for a much larger proportion of East Turkish and Caucasian production than traditionally thought. The Berber carpets of North Africa have a distinct design tradition. Apart from the products of city workshops, in touch with trading networks that might carry the carpets to markets far away, there was also a large and widespread village and nomadic industry producing work that stayed closer to traditional local designs. As well as pile carpets, kelims and other types of flat-weave or embroidered textiles were produced, for use on both floors and walls. Figurative designs, sometimes with large human figures, are very popular in Islamic countries but relatively rarely exported to the West, where abstract designs are generally what the market expects.

Architecture

Great Mosque of Damascus, 709-715 AD, Syria, constructed by the Umayyad Caliph al-Walid I

Columns

Early Islamic columns followed the style seen in the classic period of the Mediterranean.[24] Classic columns can be seen in earlier mosques such as the Great Mosque of Damascus and Córdoba. These columns can vary in form from being completely smooth, and having vertical or twisting fluting.[24] In the 7th and 8th century, the Mosque of the Prophet Medina, was rebuilt using a style known as hypostyle.[24] Hypostyle mosques usually entail multiple columns that support a smooth and even wall.[24] In India, traditionally Indian stone columns of different shapes such a circles, squares and octagons, were incorporated into some mosques.[24] Finally, engaged columns were introduced into decorate Islamic buildings.[24]

Arches

Indian Islamic Arches as seen in the Buland Darvaza in Fatehpur Sikri built in the 16th Century

Islamic arches, similar to columns, followed a style similar to Roman architecture. [25] Arches became quite prominent to Islamic architecture during the 8th-10th centuries. [25] There are three distinct shapes of Islamic arches which include horseshoe, keel, and polylobuled. However, in India, islamic arches take shape after being pointed, lobed, or ogee. [25]

Ceramics

10th-century dish from East Persia

Islamic art has very notable achievements in ceramics, both in pottery and tiles for walls, which in the absence of wall-paintings were taken to heights unmatched by other cultures. Early pottery is often unglazed, but tin-opacified glazing was one of the earliest new technologies developed by the Islamic potters. The first Islamic opaque glazes can be found as blue-painted ware in Basra, dating to around the 8th century. Another significant contribution was the development of stonepaste ceramics, originating from 9th century Iraq.[26] The first industrial complex for glass and pottery production was built in Raqqa, Syria, in the 8th century.[27] Other centers for innovative pottery in the Islamic world included Fustat (from 975 to 1075), Damascus (from 1100 to around 1600) and Tabriz (from 1470 to 1550).[28] Lusterwares with iridescent colours may have continued pre-Islamic Roman and Byzantine techniques, but were either invented or considerably developed on pottery and glass in Persia and Syria from the 9th century onwards.[29]

Islamic pottery was often influenced by Chinese ceramics, whose achievements were greatly admired and emulated.[30] This was especially the case in the periods after the Mongol invasions and those of the Timurids. Techniques, shapes and decorative motifs were all affected. Until the Early Modern period Western ceramics had very little influence, but Islamic pottery was very sought after in Europe, and often copied. An example of this is the albarello, a type of maiolica earthenware jar originally designed to hold apothecaries' ointments and dry drugs. The development of this type of pharmacy jar had its roots in the Islamic Middle East. Hispano-Moresque examples were exported to Italy, stimulating the earliest Italian examples, from 15th century Florence.

The Hispano-Moresque style emerged in Al-Andaluz or Muslim Spain in the 8th century, under Egyptian influence, but most of the best production was much later, by potters presumed to have been largely Muslim but working in areas reconquered by the Christian kingdoms. It mixed Islamic and European elements in its designs, and much was exported across neighbouring European countries. It had introduced two ceramic techniques to Europe: glazing with an opaque white tin-glaze, and painting in metallic lusters. Ottoman İznik pottery produced most of the best work in the 16th century, in tiles and large vessels boldly decorated with floral motifs influenced, once again, by Chinese Yuan and Ming ceramics. These were still in earthenware; there was no porcelain made in Islamic countries until modern times, though Chinese porcelain was imported and admired.[31]

The medieval Islamic world also had pottery with painted animal and human imagery. Examples are found throughout the medieval Islamic world, particularly in Persia and Egypt.[32]

Tiling

Tiled exterior of the Friday Mosque of Herat, Afghanistan

The earliest grand Islamic buildings, like the Dome of the Rock, in Jerusalem had interior walls decorated with mosaics in the Byzantine style, but without human figures. From the 9th century onwards the distinctive Islamic tradition of glazed and brightly coloured tiling for interior and exterior walls and domes developed. Some earlier schemes create designs using mixtures of tiles each of a single colour that are either cut to shape or are small and of a few shapes, used to create abstract geometric patterns. Later large painted schemes use tiles painted before firing with a part of the scheme – a technique requiring confidence in the consistent results of firing.

Some elements, especially the letters of inscriptions, may be moulded in three-dimensional relief, and in especially in Persia certain tiles in a design may have figurative painting of animals or single human figures. These were often part of designs mostly made up of tiles in plain colours but with larger fully painted tiles at intervals. The larger tiles are often shaped as eight-pointed stars, and may show animals or a human head or bust, or plant or other motifs. The geometric patterns, such as modern North African zellige work, made of small tiles each of a single colour but different and regular shapes, are often referred to as "mosaic", which is not strictly correct.

The Mughals made much less use of tiling, preferring (and being able to afford) "parchin kari", a type of pietra dura decoration from inlaid panels of semi-precious stones, with jewels in some cases. This can be seen at the Taj Mahal, Agra Fort and other imperial commissions. The motifs are usually floral, in a simpler and more realistic style than Persian or Turkish work, relating to plants in Mughal miniatures.

Glass

"The Luck of Edenhall", a 13th-century Syrian beaker, in England since the Middle Ages

For most of the Middle Ages Islamic glass was the most sophisticated in Eurasia, exported to both Europe and China. Islam took over much of the traditional glass-producing territory of Sassanian and Ancient Roman glass, and since figurative decoration played a small part in pre-Islamic glass, the change in style is not abrupt, except that the whole area initially formed a political whole, and, for example, Persian innovations were now almost immediately taken up in Egypt. For this reason it is often impossible to distinguish between the various centres of production, of which Egypt, Syria and Persia were the most important, except by scientific analysis of the material, which itself has difficulties.[33] From various documentary references glassmaking and glass trading seems to have been a speciality of the Jewish minority in several centres.[34]

Between the 8th and early 11th centuries the emphasis in luxury glass is on effects achieved by "manipulating the surface" of the glass, initially by incising into the glass on a wheel, and later by cutting away the background to leave a design in relief.[35] The very massive Hedwig glasses, only found in Europe, but normally considered Islamic (or possibly from Muslim craftsmen in Norman Sicily), are an example of this, though puzzlingly late in date.[36] These and other glass pieces probably represented cheaper versions of vessels of carved rock crystal (clear quartz), themselves influenced by earlier glass vessels,[37] and there is some evidence that at this period glass cutting and hardstone carving were regarded as the same craft.[38] From the 12th century the industry in Persia and Mesopotamia appears to decline, and the main production of luxury glass shifts to Egypt and Syria, and decorative effects of colour on smooth surfaced glass.[39] Throughout the period local centres made simpler wares such as Hebron glass in Palestine.

Lustre painting, by techniques similar to lustreware in pottery, dates back to the 8th century in Egypt, and became widespread in the 12th century. Another technique was decoration with threads of glass of a different colour, worked into the main surface, and sometimes manipulated by combing and other effects. Gilded, painted and enamelled glass were added to the repertoire, and shapes and motifs borrowed from other media, such as pottery and metalwork. Some of the finest work was in mosque lamps donated by a ruler or wealthy man. As decoration grew more elaborate, the quality of the basic glass decreased, and it "often has a brownish-yellow tinge, and is rarely free from bubbles".[40] Aleppo seems to have ceased to be a major centre after the Mongol invasion of 1260, and Timur appears to have ended the Syrian industry about 1400 by carrying off the skilled workers to Samarkand. By about 1500 the Venetians were receiving large orders for mosque lamps.[41]

Metalwork

Detail of the "Baptistère de Saint-Louis," c. 1300, a Mamluk basin of engraved brass with gold, silver and niello inlay

Medieval Islamic metalwork offers a complete contrast to its European equivalent, which is dominated by modelled figures and brightly coloured decoration in enamel, some pieces entirely in precious metals. In contrast surviving Islamic metalwork consists of practical objects mostly in brass, bronze, and steel, with simple, but often monumental, shapes, and surfaces highly decorated with dense decoration in a variety of techniques, but colour mostly restricted to inlays of gold, silver, copper or black niello. The most abundant survivals from medieval periods are fine brass objects, handsome enough to preserve, but not valuable enough to be melted down. The abundant local sources of zinc compared to tin explains the rarity of bronze. Household items, such as ewers or water pitchers, were made of one or more pieces of sheet brass soldered together and subsequently worked and inlaid.[42]

The use of drinking and eating vessels in gold and silver, the ideal in ancient Rome and Persia as well as medieval Christian societies, is prohibited by the Hadiths, as was the wearing of gold rings.[43] One thing Islamic metalworkers shared with European ones was high social status compared to other artists and craftsmen, and many larger pieces are signed.

Islamic work includes some three-dimensional animal figures as fountainheads or aquamaniles, but only one significant enamelled object is known, using Byzantine cloisonne techniques.[44] The Pisa Griffin is the largest surviving bronze animal, probably from 11th century Al-Andaluz. More common objects given elaborate decoration include massive low candlesticks and lamp-stands, lantern lights, bowls, dishes, basins, buckets (these probably for the bath),[45] and ewers, as well as caskets, pen-cases and plaques. Ewers and basins were brought for hand-washing before and after each meal, so are often lavishly treated display pieces. A typical 13th century ewer from Khorasan is decorated with foliage, animals and the Signs of the Zodiac in silver and copper, and carries a blessing.[46] Specialized objects include knives, arms and armour (always of huge interest to the elite) and scientific instruments such as astrolabes, as well as jewellery. Decoration is typically densely packed and very often includes arabesques and calligraphy, sometimes naming an owner and giving a date.[47]

Other applied arts

Mughal dagger with hilt in jade, gold, rubies and emeralds. Blade of damascened steel inlaid with gold.

High levels of achievement were reached in other materials, including hardstone carvings and jewellery, ivory carving, textiles and leatherwork. During the Middle Ages, Islamic work in these fields was highly valued in other parts of the world and often traded outside the Islamic zone. Apart from miniature painting and calligraphy, other arts of the book are decorative illumination, the only type found in Qur'an manuscripts, and Islamic book covers, which are often highly decorative in luxury manuscripts, using either the geometric motifs found in illumination, or sometimes figurative images probably drawn for the craftsmen by miniature painters. Materials include coloured, tooled and stamped leather and lacquer over paint.[48]

Precious stones

Egyptian carving of rock crystal into vessels appears in the late 10th century, and virtually disappears after about 1040. There are a number of these vessels in the West, which apparently came on the market after the Cairo palace of the Fatimid Caliph was looted by his mercenaries in 1062, and were snapped up by European buyers, mostly ending up in church treasuries.[49] From later periods, especially the hugely wealthy Ottoman and Mughal courts, there are a considerable number of lavish objects carved in semi-precious stones, with little surface decoration, but inset with jewels. Such objects may have been made in earlier periods, but few have survived.[50]

House and furniture

Ottoman marquetry and tile-top table, about 1560

Older wood carving is typically relief or pierced work on flat objects for architectural use, such as screens, doors, roofs, beams and friezes. An important exception are the complex muqarnas and mocárabe designs giving roofs and other architectural elements a stalactite-like appearance. These are often in wood, sometimes painted on the wood but often plastered over before painting; the examples at the Alhambra in Granada, Spain are among the best known. Traditional Islamic furniture, except for chests, tended to be covered with cushions, with cupboards rather than cabinets for storage, but there are some pieces, including a low round (strictly twelve-sided) table of about 1560 from the Ottoman court, with marquetry inlays in light wood, and a single huge ceramic tile or plaque on the tabletop.[51] The fine inlays typical of Ottoman court furniture may have developed from styles and techniques used in weapons and musical instruments, for which the finest craftsmanship available was used.[52] There are also intricately decorated caskets and chests from various periods. A spectacular and famous (and far from flat) roof was one of the Islamic components of the 12th century Norman Cappella Palatina in Palermo, which picked from the finest elements of Catholic, Byzantine and Islamic art. Other famous wooden roofs are in the Alhambra in Granada.

Ivory

Ivory with traces of paint, 11th–12th century, Egypt

Ivory carving centred on the Mediterranean, spreading from Egypt, where a thriving Coptic industry had been inherited; Persian ivory is rare. The normal style was a deep relief with an even surface; some pieces were painted. Spain specialized in caskets and round boxes, which were probably used to keep jewels and perfumes. They were produced mainly in the approximate period 930–1050, and widely exported. Many pieces are signed and dated, and on court pieces the name of the owner is often inscribed; they were typically gifts from a ruler. As well as a court workshop, Cordoba had commercial workshops producing goods of slightly lower quality. In the 12th and 13th century workshops in Norman Sicily produced caskets, apparently then migrating to Granada and elsewhere after persecution. Egyptian work tended to be in flat panels and friezes, for insertion into woodwork and probably furniture – most are now detached from their settings. Many were calligraphic, and others continued Byzantine traditions of hunting scenes, with backgrounds of arabesques and foliage in both cases.[53]

Ilkhanid piece in silk, cotton and gold, Iran or Iraq, early 14th century

Silk

Despite Hadithic sayings against the wearing of silk, the Byzantine and Sassanian traditions of grand figured silk woven cloth continued under Islam. Some designs are calligraphic, especially when made for palls to cover a tomb, but more are surprisingly conservative versions of the earlier traditions, with many large figures of animals, especially majestic symbols of power like the lion and eagle. These are often enclosed in roundels, as found in the pre-Islamic traditions. The majority of early silks have been recovered from tombs, and in Europe reliquaries, where the relics were often wrapped in silk. European clergy and nobility were keen buyers of Islamic silk from an early date and, for example, the body of an early bishop of Toul in France was wrapped in a silk from the Bukhara area in modern Uzbekistan, probably when the body was reburied in 820.[54] The Shroud of St Josse is a famous samite cloth from East Persia, which originally had a carpet-like design with two pairs of confronted elephants, surrounded by borders including rows of camels and an inscription in Kufic script, from which the date appears to be before 961.[55] Other silks were used for clothes, hangings, altarcloths, and church vestments, which have nearly all been lost, except for some vestments.

Ottoman silks were less exported, and the many surviving royal kaftans have simpler geometric patterns, many featuring stylized "tiger-stripes" below three balls or circles. Other silks have foliage designs comparable to those on Iznik pottery or carpets, with bands forming ogival compartments a popular motif. Some designs begin to show Italian influence. By the 16th century Persian silk was using smaller patterns, many of which showed relaxed garden scenes of beautiful boys and girls from the same world as those in contemporary album miniatures, and sometimes identifiable scenes from Persian poetry. A 16th-century circular ceiling for a tent, 97 cm across, shows a continuous and crowded hunting scene; it was apparently looted by the army of Suleiman the Magnificent in his invasion of Persia in 1543–45, before being taken by a Polish general at the Siege of Vienna in 1683. Mughal silks incorporate many Indian elements, and often feature relatively realistic "portraits" of plants, as found in other media.[56]

Indonesian batik

The development and refinement of Indonesian batik cloth was closely linked to Islam. The Islamic prohibition on certain images encouraged batik design to become more abstract and intricate. Realistic depictions of animals and humans are rare on traditional batik. However, mythical serpents, humans with exaggerated features and the Garuda of pre-Islamic mythology are common motifs.

Although its existence pre-dates Islam, batik reached its zenith in royal Muslim courts such as Mataram and Yogyakarta, whose sultans encouraged and patronised batik production. Today, batik is undergoing a revival, and cloths are used for additional purposes such as wrapping the Quran.

History

Beginnings

Pre-dynastic

Palace facade from Mshatta in Jordan, now in the Pergamon Museum, Berlin, c. ?740

The period of a rapid expansion of the Islamic era forms a reasonably accurate beginning for the label of Islamic art. Early geographical boundaries of the Islamic culture were in present-day Syria. It is quite difficult to distinguish the earliest Islamic objects from their predecessors in Persian or Sassanid and Byzantine art, and the conversion of the mass of the population, including artists, took a significant period, sometimes centuries, after the initial Muslim conquest. There was, notably, a significant production of unglazed ceramics, witnessed by a famous small bowl preserved in the Louvre, whose inscription assures its attribution to the Islamic period. Plant motifs were the most important in these early productions.

Influences from the Sassanian artistic tradition include the image of the king as a warrior and the lion as a symbol of nobility and virility. Bedouin tribal traditions mixed with the more sophisticated styles of the conquered territories. For an initial period coins had human figures in the Byzantine and Sassanian style, perhaps to reassure users of their continued value, before the Islamic style with lettering only took over.

Umayyad

Mosaics from the riwaq (portico) of the Great Mosque of Damascus

Religious and civic architecture were developed under the Umayyad dynasty (661–750), when new concepts and new plans were put into practice.

The Dome of the Rock in Jerusalem is one of the most important buildings in all of Islamic architecture, marked by a strong Byzantine influence (mosaic against a gold background, and a central plan that recalls that of the Church of the Holy Sepulchre), but already bearing purely Islamic elements, such as the great epigraphic frieze. The desert palaces in Jordan and Syria (for example, Mshatta, Qasr Amra, and Khirbat al-Mafjar) served the caliphs as living quarters, reception halls, and baths, and were decorated, including some wall-paintings, to promote an image of royal luxury.

Work in ceramics was still somewhat primitive (unglazed) during this period. Some metal objects have survived from this time, but it remains rather difficult to distinguish these objects from those of the pre-Islamic period.

'Abd al-Malik introduced standard coinage that featured Arabic inscriptions, instead of images of the monarch. The quick development of a localized coinage around the time of the Dome of the Rock's construction demonstrates the reorientation of Umayyad acculturation. This period saw the genesis of a particularly Islamic art.

In this period, Umayyad artists and artisans did not invent a new vocabulary, but began to prefer those received from Mediterranean and Iranian late antiquity, which they adapted to their own artistic conceptions. For example, the mosaics in the Great Mosque of Damascus are based on Byzantine models, but replace the figurative elements with images of trees and cities. The desert palaces also bear witness to these influences. By combining the various traditions that they had inherited, and by readapting motifs and architectural elements, artists created little by little a typically Muslim art, particularly discernible in the aesthetic of the arabesque, which appears both on monuments and in illuminated Qur'āns.

Abbasid

Lusterware bowl from Susa, 9th century, today in the Louvre

The Abbasid dynasty (750 AD – 1258[57]) witnessed the movement of the capital from Damascus to Baghdad, and then from Baghdad to Samarra. The shift to Baghdad influenced politics, culture, and art. Art historian Robert Hillenbrand (1999) likens the movement to the foundation of an "Islamic Rome", because the meeting of Eastern influences from Iranian, Eurasian steppe, Chinese, and Indian sources created a new paradigm for Islamic art. Classical forms inherited from Byzantine Europe and Greco-Roman sources were discarded in favor of those drawn from the new Islamic hub. Even the design of the city of Baghdad placed it in the "navel of the world", as 9th-century historian al-Ya'qubi wrote.[58]

The ancient city of Baghdad cannot be excavated well, as it lies beneath the modern city. However, Abbasid Samarra, which was largely abandoned, has been well studied, and is known for its surviving examples of stucco reliefs, in which the prehistory of the arabesque can be traced. Motifs known from the stucco at Samarra permit the dating of structures built elsewhere, and are furthermore found on portable objects, particular in wood, from Egypt through to Iran.

Samarra witnessed the "coming of age" of Islamic art. Polychrome painted stucco allowed for experimentation in new styles of moulding and carving. The Abbasid period also coincided with two major innovations in the ceramic arts: the invention of faience, and of metallic lusterware. Hadithic prohibition of the use of golden or silver vessels led to the development of metallic lusterware in pottery, which was made by mixing sulphur and metallic oxides to ochre and vinegar, painted onto an already glazed vessel and then fired a second time. It was expensive, and difficult to manage the second round through the kiln, but the wish to exceed fine Chinese porcelain led to the development of this technique.[59]

Tiraz Textile Fragment, 946–974 Brooklyn Museum

Though the common perception of Abbasid artistic production focuses largely on pottery, the greatest development of the Abbasid period was in textiles. Government-run workshops known as tiraz produced silks bearing the name of the monarch, allowing for aristocrats to demonstrate their loyalty to the ruler. Other silks were pictorial. The utility of silk-ware in wall decor, entrance adornment, and room separation was not as important as its cash value along the "silk route".

Calligraphy began to be used in surface decoration on pottery during this period. Illuminated Qur'ans gained attention, letter-forms now more complex and stylized to the point of slowing down the recognition of the words themselves.[60]

Medieval period (9th–15th centuries)

Beginning in the 9th century, Abbasid sovereignty was contested in the provinces furthest removed from the Iraqi center. The creation of a Shi'a dynasty, that of the north African Fatimids, followed by the Umayyads in Spain, gave force to this opposition, as well as small dynasties and autonomous governors in Iran.

Spain and the Maghreb

Pyxis of al-Mughira, Madinat al-Zahra, Spain, 968

The first Islamic dynasty to establish itself in Spain (or al-Andalus) was that of the Spanish Umayyads. As their name indicates, they were descended from the great Umayyads of Syria. After their fall, the Spanish Umayyads were replaced by various autonomous kingdoms, the taifas (1031–91), but the artistic production from this period does not differ significantly from that of the Umayyads. At the end of the 11th century, two Berber tribes, the Almoravids and the Almohads, captured the head of the Maghreb and Spain, successively, bringing Maghrebi influences into art. A series of military victories by Christian monarchs had reduced Islamic Spain by the end of the 14th century to the city of Granada, ruled by the Nasirid dynasty, who managed to maintain their hold until 1492.

Al-Andalus was a great cultural center of the Middle Ages. Besides the great universities, which taught philosophies and sciences yet unknown in Christendom (such as those of Averroes), the territory was an equally vital center for art.

Many techniques were employed in the manufacture of objects. Ivory was used extensively for the manufacture of boxes and caskets. The pyxis of al-Mughira is a masterwork of the genre. In metalwork, large sculptures in the round, normally rather scarce in the Islamic world, served as elaborate receptacles for water or as fountain spouts. A great number of textiles, most notably silks, were exported: many are found in the church treasuries of Christendom, where they served as covering for saints’ reliquaries. From the periods of Maghrebi rule one may also note a taste for painted and sculpted woodwork.

The art of north Africa is not as well studied. The Almoravid and Almohad dynasties are characterized by a tendency toward austerity, for example in mosques with bare walls. Nevertheless, luxury arts continued to be produced in great quantity. The Marinid and Hafsid dynasties developed an important, but poorly understood, architecture, and a significant amount of painted and sculpted woodwork.

Arab Mashriq

The Fatimid dynasty, which reigned in Egypt from 909 and 1171 introduced crafts and knowledge from politically troubled Baghdad to Cairo.

By the year 1070, the Seljuks emerged as the dominant political force in the Muslim world after they liberated Baghdad and defeated the Byzantines at Manzikert. During the rule of Malik Shah the Seljuks excelled in architecture at the same time in Syria, the atabegs (governors of Seljuk princes) assumed power. Quite independent, they capitalized on conflicts with the Frankish crusaders. In 1171, Saladin seized Fatimid Egypt, and installed the transitory Ayyubid dynasty on the throne. This period is notable for innovations in metallurgy and the widespread manufacture of the Damascus steel swords and daggers and the production ceramics, glass and metalwork of a high quality were produced without interruption, and enameled glass became another important craft.

In 1250, the Mamluks seized control of Egypt from the Ayyubids, and by 1261 had managed to assert themselves in Syria as well their most famous ruler was Baibars. The Mamluks were not, strictly speaking, a dynasty, as they did not maintain a patrilineal mode of succession; in fact, Mamluks were freed Turkish and Caucasian slaves, who (in theory) passed the power to others of like station. This mode of government persevered for three centuries, until 1517, and gave rise to abundant architectural projects (many thousands of buildings were constructed during this period), while patronage of luxury arts favored primarily enameled glass and metalwork, and is remembered as the golden age of medieval Egypt. The "Baptistère de Saint-Louis" in the Louvre is an example of the very high quality of metalwork at this period.

Iran and Central Asia

Iran and the north of India, the Tahirids, Samanids, Ghaznavids, and Ghurids struggled for power in the 10th century, and art was a vital element of this competition. Great cities were built, such as Nishapur and Ghazni, and the construction of the Great Mosque of Isfahan (which would continue, in fits and starts, over several centuries) was initiated. Funerary architecture was also cultivated, while potters developed quite individual styles: kaleidoscopic ornament on a yellow ground; or marbled decorations created by allowing colored glazes to run; or painting with multiple layers of slip under the glaze.

The Seljuqs, nomads of Turkic origin from present-day Mongolia, appeared on the stage of Islamic history toward the end of the 10th century. They seized Baghdad in 1048, before dying out in 1194 in Iran, although the production of "Seljuq" works continued through the end of the 12th and beginning of the 13th century under the auspices of smaller, independent sovereigns and patrons. During their time, the center of culture, politics and art production shifted from Damascus and Baghdad to Merv, Nishapur, Rayy, and Isfahan, all in Iran.[61]

Ceramic bowl decorated with slip beneath a transparent glaze, Gorgan, 9th century CE, Early Islamic period, National Museum of Iran

Popular patronage expanded because of a growing economy and new urban wealth. Inscriptions in architecture tended to focus more on the patrons of the piece. For example, sultans, viziers or lower ranking officials would receive often mention in inscriptions on mosques. Meanwhile, growth in mass market production and sale of art made it more commonplace and accessible to merchants and professionals.[62] Because of increased production, many relics have survived from the Seljuk era and can be easily dated. In contrast, the dating of earlier works is more ambiguous. It is, therefore, easy to mistake Seljuk art as new developments rather than inheritance from classical Iranian and Turkic sources.[63]

Innovations in ceramics from this period include the production of minai ware and the manufacture of vessels, not out of clay, but out of a silicon paste ("fritware"), while metalworkers began to encrust bronze with precious metals. Across the Seljuk era, from Iran to Iraq, a unification of book painting can be seen. These paintings have animalistic figures that convey strong symbolic meaning of fidelity, treachery, and courage.[64]

During the 13th century, the Mongols under the leadership of Genghis Khan swept through the Islamic world. After his death, his empire was divided among his sons, forming many dynasties: the Yuan in China, the Ilkhanids in Iran and the Golden Horde in northern Iran and southern Russia.

Ilkhanids

A rich civilization developed under these "little khans", who were originally subservient to the Yuan emperor, but rapidly became independent. Architectural activity intensified as the Mongols became sedentary, and retained traces of their nomadic origins, such as the north-south orientation of the buildings. At the same time a process of "iranisation" took place, and construction according to previously established types, such as the "Iranian plan" mosques, was resumed. The art of the Persian book was also born under this dynasty, and was encouraged by aristocratic patronage of large manuscripts such as the Jami' al-tawarikh by Rashid-al-Din Hamadani. New techniques in ceramics appeared, such as the lajvardina (a variation on luster-ware), and Chinese influence is perceptible in all arts.

The Golden Horde and the Timurids

The early arts of the nomads of the Golden Horde are poorly understood. Research is only beginning, and evidence for town planning and architecture has been discovered. There was also a significant production of works in gold, which often show a strong Chinese influence. Much of this work is preserved today in the Hermitage.

The beginning of the third great period of medieval Iranian art, that of the Timurids, was marked by the invasion of a third group of nomads, under the direction of Timur. During the 15th century this dynasty gave rise to a golden age in Persian manuscript painting, including renowned painters such as Kamāl ud-Dīn Behzād, but also a multitude of workshops and patrons.

Syria, Iraq, Anatolia

Çifte Minareli Medrese in Erzurum. Before 1265

The Seljuq Turks pushed beyond Iran into Anatolia, winning a victory over the Byzantine Empire in the Battle of Manzikert (1071), and setting up a sultanate independent of the Iranian branch of the dynasty. Their power seems largely to have waned following the Mongol invasions in 1243, but coins were struck under their name until 1304. Architecture and objects synthesized various styles, both Iranian and Syrian, sometimes rendering precise attributions difficult. The art of woodworking was cultivated, and at least one illustrated manuscript dates to this period.

Caravanserais dotted the major trade routes across the region, placed at intervals of a day's travel. The construction of these caravanserai inns improved in scale, fortification, and replicability. Also, they began to contain central mosques.

The Turkmen were nomads who settled in the area of Lake Van. They were responsible for a number of mosques, such as the Blue Mosque in Tabriz, and they had a decisive influence after the fall of the Anatolian Seljuqs. Starting in the 13th century, Anatolia was dominated by small Turkmen dynasties, which progressively chipped away at Byzantine territory. Little by little a major dynasty emerged, that of the Ottomans, who, after 1450, are referred to as the "first Ottomans". Turkmen artworks can be seen as the forerunners of Ottoman art, in particular the "Milet" ceramics and the first blue-and-white Anatolian works.

Islamic book painting witnessed its first golden age in the thirteenth century, mostly from Syria and Iraq. Influence from Byzantine visual vocabulary (blue and gold coloring, angelic and victorious motifs, symbology of drapery) combined with Mongoloid facial types in 12th-century book frontispieces.

Earlier coinage necessarily featured Arabic epigraphs, but as Ayyubid society became more cosmopolitan and multi-ethnic, coinage began to feature astrological, figural (featuring a variety of Greek, Seleucid, Byzantine, Sasanian, and contemporary Turkish rulers' busts), and animal images.

Hillenbrand suggests that the medieval Islamic texts called Maqamat, copied and illustrated by Yahya ibn Mahmud al-Wasiti were some of the earliest "coffee table books". They were among the first texts to hold up a mirror to daily life in Islamic art, portraying humorous stories and showing little to no inheritance of pictorial tradition.[65]

Indian subcontinent

Mughal Arabesque inlays at the Agra Fort, India.

The Indian subcontinent, some northern parts of which conquered by the Ghaznavids and Ghurids in the 9th century, did not become autonomous until 1206, when the Muizzi, or slave-kings, seized power, marking the birth of the Delhi Sultanate. Later other competing sultanates were founded in Bengal, Kashmir, Gujarat, Jaunpur, Malwa, and in the north Deccan (the Bahmanids). They separated themselves little by little from Persian traditions, giving birth to an original approach to architecture and urbanism, marked in particular by interaction with Hindu art. Study of the production of objects has hardly begun, but a lively art of manuscript illumination is known. The period of the sultanates ended with the arrival of the Mughals, who progressively seized their territories.

The Three Empires

Ottomans

16th century İznik pottery

The Ottoman Empire, whose origins lie in the 14th century, continued in existence until shortly after World War I. This impressive longevity, combined with an immense territory (stretching from Anatolia to Tunisia), led naturally to a vital and distinctive art, including plentiful architecture, mass production of ceramics for both tiles and vessels, most notably Iznik ware, important metalwork and jewellery, Turkish paper marbling Ebru, Turkish carpets as well as tapestries and exceptional Ottoman miniatures and decorative Ottoman illumination.

Masterpieces of Ottoman manuscript illustration include the two "books of festivals" (Surname-I Hümayun), one dating from the end of the 16th century, and the other from the era of Sultan Murad III. These books contain numerous illustrations and exhibit a strong Safavid influence; thus they may have been inspired by books captured in the course of the Ottoman-Safavid wars of the 16th century.

The Ottomans are also known for their development of a bright red pigment, "Iznik red", in ceramics, which reached their height in the 16th century, both in tile-work and pottery, using floral motifs that were considerably transformed from their Chinese and Persian models. From the 18th century, Ottoman art came under considerable European influence, the Turks adopting versions of Rococo which had a lasting and not very beneficial effect, leading to over-fussy decoration.

Mughals

An illustrated manuscript of the Mughal Emperor Shah Jahan attending the marriage procession of his eldest son Dara Shikoh. Mughal-Era fireworks brightened the night throughout the wedding ceremony.

The Mughal Empire in the Indian subcontinent lasted from 1526 until (technically) 1858, although from the late 17th century power flowed away from the emperors to local rulers, and later European powers, above all the British Raj, who were the main power in India by the late 18th century. The period is most notable for luxury arts of the court, and Mughal styles heavily influenced local Hindu and later Sikh rulers as well. The Mughal miniature began by importing Persian artists, especially a group brought back by Humayun when in exile in Safavid Persia, but soon local artists, many Hindu, were trained in the style. Realistic portraiture, and images of animals and plants, was developed in Mughal art beyond what the Persians had so far achieved, and the size of miniatures increased, sometimes onto canvas. The Mughal court had access to European prints and other art, and these had increasing influence, shown in the gradual introduction of aspects of Western graphical perspective, and a wider range of poses in the human figure. Some Western images were directly copied or borrowed from. As the courts of local Nawabs developed, distinct provincial styles with stronger influence from traditional Indian painting developed in both Muslim and Hindu princely courts.

The arts of jewelry and hardstone carving of gemstones, such as jasper, jade, adorned with rubies, diamonds and emeralds are mentioned by the Mughal chronicler Abu'l Fazl, and a range of examples survive; the series of hard stone daggers in the form of horses’ heads is particularly impressive.

The Mughals were also fine metallurgists they introduced Damascus steel and refined the locally produced Wootz steel, the Mughals also introduced the "bidri" technique of metalwork in which silver motifs are pressed against a black background. Famous Mughal metallurgists like Ali Kashmiri and Muhammed Salih Thatawi created the seamless celestial globes.

Safavids and Qajars

The Iranian Safavids, a dynasty stretching from 1501 to 1786, is distinguished from the Mughal and Ottoman Empires, and earlier Persian rulers, in part through the Shi'a faith of its shahs, which they succeeded in making the majority denomination in Persia. Ceramic arts are marked by the strong influence of Chinese porcelain, often executed in blue and white. Architecture flourished, attaining a high point with the building program of Shah Abbas in Isfahan, which included numerous gardens, palaces (such as Ali Qapu), an immense bazaar, and a large imperial mosque.

Bou Inania Madrasa, Fes, Morocco, zellige mosaic tiles forming elaborate geometric tessellations

The art of manuscript illumination also achieved new heights, in particular in the Shah Tahmasp Shahnameh, an immense copy of Ferdowsi’s poem containing more than 250 paintings. In the 17th century a new type of painting develops, based around the album (muraqqa). The albums were the creations of conoisseurs who bound together single sheets containing paintings, drawings, or calligraphy by various artists, sometimes excised from earlier books, and other times created as independent works. The paintings of Reza Abbasi figure largely in this new art of the book, depicting one or two larger figures, typically idealized beauties in a garden setting, often using the grisaille techniques previously used for border paintings for the background.

After the fall of the Safavids, the Qajars, a Turkmen tribe established from centuries on the banks of the Caspian Sea, assumed power. Qajar art displays an increasing European influence, as in the large oil paintings portraying the Qajar shahs. Steelwork also assumed a new importance. Like the Ottomans, the Qajar dynasty survived until 1925, a few years after the First World War.

Modern period

From the 15th century, the number of smaller Islamic courts began to fall, as the Ottoman Empire, and later the Safavids and European powers, swallowed them up; this had an effect on Islamic art, which was usually strongly led by the patronage of the court. From at least the 18th century onwards, elite Islamic art was increasingly influenced by European styles, and in the applied arts either largely adopted Western styles, or ceased to develop, retaining whatever style was prevalent at some point in the late 18th or early 19th centuries. Many industries with very long histories, such as pottery in Iran, largely closed, while others, like metalwork in brass, became generally frozen in style, with much of their production going to tourists or exported as oriental exotica.

The carpet industry has remained large, but mostly uses designs that originated before 1700, and competes with machine-made imitations both locally and around the world. Arts and crafts with a broader social base, like the zellige mosaic tiles of the Maghreb, have often survived better. Islamic countries have developed modern and contemporary art, with very vigorous art worlds in some countries, but the degree to which these should be grouped in a special category as "Islamic art" is questionable, although many artists deal with Islam-related themes, and use traditional elements such as calligraphy. Especially in the oil-rich parts of the Islamic world much modern architecture and interior decoration makes use of motifs and elements drawn from the heritage of Islamic art.

See also

Notes

  1. ^ Marilyn Jenkins-Madina, Richard Ettinghausen and Oleg Grabar, 2001, Islamic Art and Architecture: 650–1250, Yale University Press, ISBN 978-0-300-08869-4, p.3; Brend, 10
  2. ^ J. M. Bloom; S. S. Blair (2009). Grove Encyclopedia of Islamic Art and Architecture, Vol. II. New York: Oxford University Press. pp. vii. ISBN 978-0-19-530991-1.
  3. ^ Davies, Penelope J.E. Denny, Walter B. Hofrichter, Frima Fox. Jacobs, Joseph. Roberts, Ann M. Simon, David L. Janson's History of Art, Prentice Hall; 2007, Upper Saddle River, New Jersey. Seventh Edition, ISBN 0-13-193455-4 pg. 277
  4. ^ MSN Encarta: Islamic Art and architecture. Archived from the original on 2009-10-28.
  5. ^ Melikian, Souren (December 5, 2008). "Qatar's Museum of Islamic Art: Despite flaws, a house of masterpieces". International Herald Tribune. Retrieved September 6, 2011. This is a European construct of the 19th century that gained wide acceptance following a display of Les Arts Musulmans at the old Trocadero palace in Paris during the 1889 Exposition Universelle. The idea of "Islamic art" has even less substance than the notion of "Christian art" from the British Isles to Germany to Russia during the 1000 years separating the reigns of Charlemagne and Queen Victoria might have.
  6. ^ Melikian, Souren (April 24, 2004). "Toward a clearer vision of 'Islamic' art". International Herald Tribune. Retrieved September 6, 2011.
  7. ^ Blair, Shirley S.; Bloom, Jonathan M. (2003). "The Mirage of Islamic Art: Reflections on the Study of an Unwieldy Field". The Art Bulletin. 85 (1): 152–184. doi:10.2307/3177331. JSTOR 3177331.
  8. ^ De Guise, Lucien. "What is Islamic Art?". Islamica Magazine. Missing or empty |url= (help)
  9. ^ a b Madden (1975), pp.423–430
  10. ^ Thompson, Muhammad; Begum, Nasima. "Islamic Textile Art: Anomalies in Kilims". Salon du Tapis d'Orient. TurkoTek. Retrieved 25 August 2009.
  11. ^ Alexenberg, Melvin L. (2006). The future of art in a digital age: from Hellenistic to Hebraic consciousness. Intellect Ltd. p. 55. ISBN 1-84150-136-0.
  12. ^ Backhouse, Tim. "Only God is Perfect". Islamic and Geometric Art. Retrieved 25 August 2009.
  13. ^ a b Esposito, John L. (2011). What Everyone Needs to Know about Islam (2nd ed.). Oxford University Press. p. 14–15.
  14. ^ a b "Figural Representation in Islamic Art". The Metropolitan Museum of Art.
  15. ^ Bondak, Marwa (2017-04-25). "Islamic Art History: An Influential Period". Mozaico. Retrieved 26 May 2017.
  16. ^ Islamic Archaeology in the Sudan - Page 22, Intisar Soghayroun Elzein - 2004
  17. ^ Arts, p. 223. see nos. 278–290
  18. ^ J. Bloom; S. Blair (2009). Grove Encyclopedia of Islamic Art. New York: Oxford University Press, Inc. pp. 192 and 207. ISBN 978-0-19-530991-1.
  19. ^ Davies, Penelope J.E. Denny, Walter B. Hofrichter, Frima Fox. Jacobs, Joseph. Roberts, Ann M. Simon, David L. Janson's History of Art, Prentice Hall; 2007, Upper Saddle, New Jersey. Seventh Edition, ISBN 0-13-193455-4 pg. 298
  20. ^ King and Sylvester, throughout, but 9–28, 49–50, & 59 in particular
  21. ^ King and Sylvester, 27, 61–62, as "The Medici Mamluk Carpet"
  22. ^ King and Sylvester, 59–66, 79–83
  23. ^ King and Sylvester: Spanish carpets: 11–12, 50–52; Balkans: 77 and passim
  24. ^ a b c d e f Graves, Margaret (2 June 2009). "Columns in Islamic Architecture". Retrieved 2018-11-26.
  25. ^ a b c Graves, Margaret (2009). "Arches in Islamic Architecture". doi:10.1093/gao/9781884446054.article.T2082057.
  26. ^ Mason (1995), p. 5
  27. ^ Henderson, J.; McLoughlin, S. D.; McPhail, D. S. (2004). "Radical changes in Islamic glass technology: evidence for conservatism and experimentation with new glass recipes from early and middle Islamic Raqqa, Syria". Archaeometry. 46 (3): 439–68. doi:10.1111/j.1475-4754.2004.00167.x.
  28. ^ Mason (1995), p. 7
  29. ^ Arts, 206–207
  30. ^ See Rawson throughout; Canby, 120–123, and see index; Jones & Mitchell, 206–211
  31. ^ Savage, 175, suggests that the Persians had made some experiments towards producing it, and the earliest European porcelain, Medici porcelain, was made in the late 16th century, perhaps with a Persian or Levantine assistant on the team.
  32. ^ Baer, Eva (1983). Metalwork in Medieval Islamic Art. State University of New York Press. pp. 58, 86, 143, 151, 176, 201, 226, 243, 292, 304. ISBN 0-87395-602-8.
  33. ^ Arts, 131, 135. The Introduction (pp. 131–135) is by Ralph Pinder-Wilson, who shared the catalogue entries with Waffiya Essy.
  34. ^ Encyclopaedia Judaica, "Glass", Online version
  35. ^ Arts, 131–133
  36. ^ Arts, 131, 141
  37. ^ Arts, 141
  38. ^ Endnote 111 in Roman glass: reflections on cultural change, Fleming, Stuart. see also endnote 110 for Jewish glassworkers
  39. ^ Arts, 131, 133–135
  40. ^ Arts, 131–135, 141–146; quote, 134
  41. ^ Arts, 134–135
  42. ^ Baer, Eva (1983). Metalwork in Medieval Islamic Art. SUNY Press. pp. whole book. ISBN 978-0-87395-602-4.
  43. ^ Hadithic texts against gold and silver vessels
  44. ^ Arts, 201, and earlier pages for animal shapes.
  45. ^ But see Arts, 170, where the standard view is disputed
  46. ^ "Base of a ewer with Zodiac medallions [Iran] (91.1.530)". Heilbrunn Timeline of Art History. New York: The Metropolitan Museum of Art, July 2011; see also on astrology, Carboni, Stefano. Following the Stars: Images of the Zodiac in Islamic Art. (New York: The Metropolitan Museum of Art, 1997), 16. The inscription reads: “Bi-l-yumn wa al-baraka…” meaning “With bliss and divine grace…”
  47. ^ Arts, 157–160, and exhibits 161–204
  48. ^ See the relevant sections in "Arts"
  49. ^ Fatimid Rock Crystal Ewers, Most Valuable Objects in Islamic Art
  50. ^ Arts, 120–121
  51. ^ Table in the Victoria & Albert Museum
  52. ^ Rogers and Ward, 156
  53. ^ Arts, 147–150, and exhibits following
  54. ^ Arts, 65–68; 74, no. 3
  55. ^ Louvre, Suaire de St-Josse Archived 2011-06-23 at the Wayback Machine. Exhibited as no. 4 in Arts, 74.
  56. ^ Arts, 68, 71, 82–86, 106–108, 110–111, 114–115
  57. ^ Gruber, World of Art
  58. ^ Hillenbrand (1999), p.40
  59. ^ Hillenbrand (1999), p.54
  60. ^ Hillenbrand (1999), p.58
  61. ^ Hillenbrand (1999), p.89
  62. ^ Hillenbrand (1999), p.91
  63. ^ Hillenbrand (1999), Chapter 4
  64. ^ Hillenbrand, p.100
  65. ^ Hillenbrand, p.128-131

References

Books and journals

Further reading

External links

Video:Islamic art at the Freer Gallery of Art; 0:57