محمدشاه گورکانی
| محمد شاه | |||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| پادشاه السلطان الاعظم رنگیلا | |||||||||
پادشاه محمد شاه در حال گرفتن یک زمرد و لبی قلیان، اثر نیدا مال، ح. ۱۱۰۹ خورشیدی | |||||||||
| پادشاه گورکانی | |||||||||
| سلطنت | ۶ مهر ۱۱۰۲ خورشیدی – ۶ اردیبهشت ۱۱۷۴ خورشیدی | ||||||||
| تاجگذاری | ۸ مهر ۱۱۰۲ خورشیدی | ||||||||
| پیشین | شاه جهان دوم جهانگیر دوم (اسمی) | ||||||||
| جانشین | احمد شاه بهادر | ||||||||
| وزیران |
| ||||||||
| زاده | روشن اختر[۱] ۱۸ مرداد ۱۰۸۱ خورشیدی غزنی، صوبه کابل، پادشاهی گورکانی | ||||||||
| درگذشته | ۶ اردیبهشت ۱۱۷۴ خورشیدی دهلی، پادشاهی گورکانی | ||||||||
| آرامگاه | آرامگاه محمد شاه، درگاه نظامالدین، دهلی، هند | ||||||||
| همسر | بادشاه بیگم ۱۱۰۰ خورشیدی | ||||||||
| همسران |
| ||||||||
| فرزند(ان) |
| ||||||||
| |||||||||
| خاندان | خانه بابر | ||||||||
| دودمان | دودمان تیموریان | ||||||||
| پدر | جهان شاه | ||||||||
| مادر | فخرالنساء بیگم[۲] | ||||||||
| مُهر | |||||||||
میرزا ناصرالدین محمد شاه (تولد با نام روشن اختر؛[۱] ۱۸ مرداد ۱۰۸۱ خورشیدی – ۶ اردیبهشت ۱۱۷۴ خورشیدی)[۱] سیزدهمین پادشاه گورکانی از سال ۱۱۰۲ تا ۱۱۷۴ خورشیدی بود.[۳] او پسر خجسته اختر، چهارمین پسر بهادر شاه یکم بود. پس از اینکه توسط سید برادران بارها انتخاب شد، در سن جوانی ۱۸ سالگی، تحت نظارت شدید آنها، بر تخت نشست.[۴]
او بعدتر به کمک آصف جاه یکم از شر آنها خلاص شد – سید حسین علی خان بارها در سال ۱۱۰۹ خورشیدی در فتحپور سیکری به قتل رسید و سید حسن علی خان بارها در جنگ سال ۱۱۰۹ خورشیدی دستگیر و در سال ۱۱۱۱ خورشیدی مسموم شد.[۵] محمد شاه حامی بزرگ هنرها، از جمله توسعههای موسیقایی، فرهنگی و اداری بود، بنابراین اغلب از او به عنوان محمد شاه رنگیلا (به معنی "محمد شاه رنگارنگ") یاد میشود.[۶] تخلص او «صدرنگ» بود و گاهی اوقات نیز پس از پدربزرگش بهادر شاه یکم، به او «بهادر شاه رنگیلا» گفته میشود.
حکومت محمد شاه با زوال سریع و برگشتناپذیر پادشاهی گورکانی همراه بود که با لشکرکشی نادر شاه به هند و غارت دهلی در سال ۱۱۱۷ خورشیدی تشدید شد. روند این وقایع نه تنها خود گورکانیان، بلکه دیگر بیگانگان، از جمله کمپانی هند شرقی (بریتانیا) را نیز شوکه و مبهوت کرد.
فعالیتهای شورشی علیه محمد شاه
[ویرایش]در سال ۱۱۰۲ خورشیدی، کولیهای رود ماهی بیشترین شورش را علیه حکومت گورکانی داشتند و روستاها را غارت میکردند، مهیار علی خان که به عنوان نایبالسلطنه گجرات به جای آجیت سینگ عمل میکرد، علیه شورشیان کولی ماهی که دست به دزدی دریایی علیه مسلمانان میزدند لشکر کشید و آنها را سرکوب کرد.[۷]
در سال ۱۱۰۰ خورشیدی، قاسم علی خان که افسر پادشاهی گورکانی زیر نظر محمد شاه بود، برای جمعآوری جریمه علیه کولیهای منطقه کهدا به کار گرفته شد، اما آنها از پرداخت امتناع کردند و جنگی در پتهاپور بین کولیها و ارتش گورکانی به رهبری قاسم علی خان درگرفت. قاسم علی خان توسط کولیها کشته شد و ارتش گورکانی شکست خورد و به پایگاه عقبنشینی کرد. *[۸]
در سال ۱۱۰۱ خورشیدی، محمد بهادر، پسر سالابات خان بابی، با عنوان شیر خان، مسئول سادرا و ویرپور شد. کمی پس از ورود او، نایبالسلطنه علیه کولیهای شورشی چونوال لشکر کشید و آنها را سرکوب کرد، اما به شدت زخمی شد. پس از آن کولیهای مودهرا با محمد شاه مخالفت کردند و روستای مودهرا به آتش کشیده شد.[۹]
در سال ۱۱۰۸ خورشیدی، نایبالسلطنه گورکانی سلطان محمد شاه با چالش فعالیتهای ضداسلامی کولیهای سورات مواجه شد. نایبالسلطنه علیه کولیهای سورات لشکر کشید و پس از شکست آنها، آنها را به احمدنگر برد.[۱۰] پس از این، جوان مرد خان بابی که فرماندار پتاد بود، دستوری علیه کولیهای شورشی بالور، که احتمالاً در بهاتود در حدود پانزده مایلی شرق باروچ بود، صادر کرد، اما جوان مرد خان توسط مردی از قبیله کولی کشته شد و به انتقام مرگ او شهر بالور غارت شد. پس از مرگ جوان مرد خان، به درخواست سالابات محمد خان بابی، بزرگترین پسرش کمالالدین خان بابی مناطق سامی و مونجپور و عنوان جوان مرد خان را دریافت کرد.[۱۱]
در سال ۱۱۱۶ خورشیدی، شیر خان بابی که در جوناگاد به عنوان فرماندار سورات منصوب شده بود، مجبور شد علیه یک سردسته کولی به نام کانجی چونوالیا از چانیار در چونوال لشکر بکشد زیرا کانجی با اقتدار گورکانی مخالفت و مقاومت کرده بود، اما شیر خان بابی با مقاومت شدید کولیها مواجه شد، بنابراین مؤمن خان با نیروی بزرگی فراخوانده شد و چانیار توسط ارتش گورکانی به آتش کشیده شد.[۱۲]
در سال ۱۱۱۷ خورشیدی، سردسته کولیها، جاماجی تهارا، کولیهای کانکج را علیه پادشاه شوراند و پیوسته قلمرو گورکانی را غارت میکرد. جوان مرد خان دستور یافت تا علیه سردسته کولیها لشکر بکشد، اما او قادر به حفظ نظم نبود، بنابراین از فداءالدین خان خواست تا کولیها را سرکوب کند. پس از شکست سردسته کولی، سرزمین کولیها توسط سربازان گورکانی غارت شد.[۱۳]
در سال ۱۱۱۹ خورشیدی، کولیهای آتارسومبا، اقتدار گورکانی را به چالش کشیدند و از پرداخت هر نوع مالیات به پادشاه گورکانی امتناع کردند. جوان مرد خان به همراه برادرش زورآور خان بابی، علیه کولیهای آتارسومبا لشکر کشیدند، اما آنها به شدت مقاومت کردند که منجر به نبردی شد، گورکانیان کولیها را شکست دادند و آنها را مجبور به پرداخت مالیات کردند. اما این مدت طولانی نبود، پس از مدتی، کولیها دوباره از پرداخت مالیات امتناع کردند و سربازان گورکانی تحت نظر عبدالخالق خان و واجیرام سه روستای کولی را سوزاندند.[۱۴]
در سال ۱۱۷۴ خورشیدی، رنگوجی یک رهبر نظامی مراته به احمدآباد بازگشت و جوان مرد خان چند مایل دورتر از شهر با او مصاحبه کرد. کمی پس از آن، کولیهای مهمودآباد و ماهودها شورش کردند، اما این شورش به سرعت توسط شهباز روهیلا سرکوب شد.[۱۵]
اوایل سلطنت
[ویرایش]برکناری سید برادران
[ویرایش]
در ۱۷ مهر ۱۱۰۲ خورشیدی، سید حسین علی خان بارها، فرمانده کل ارتش گورکانی، در اردوگاه خود در تودابهیم ترور شد و محمد شاه فرماندهی مستقیم ارتش را به دست گرفت. سپس آصف جاه یکم اعزام شد تا کنترل کامل شش صوبه گورکانی در فلات دکن را به دست آورد و محمد امین خان تورانی به عنوان منصبدار ۸۰۰۰ نفر منصوب شد. او برای تعقیب وزیر اعظم گورکانی، سید حسن علی خان بارها، که در نبرد حسنپور توسط محمد امین تورانی، خان دوران، شیر افکن پانیپاتی، و امینالدین سمبهلی شکست خورده بود، فرستاده شد. حسن خان بارها در سمت مخالف خان دوران، جایی که بیشترین خطر پیشبینی میشد، جنگید،[۱۶] در ۲۴ آبان ۱۱۰۲ خورشیدی اسیر و دو سال بعد اعدام شد. سقوط سید برادران آغاز پایان کنترل مستقیم پادشاهی گورکانی بر قلمروهای خود در دکن را رقم زد.
از دست دادن صوبههای دکن
[ویرایش]
در ۲ اسفند ۱۱۰۰ خورشیدی، محمد شاه آصف جاه یکم را به عنوان وزیر اعظم منصوب کرد. او به محمد شاه توصیه کرد که «به اندازه اکبر کبیر محتاط و به اندازه اورنگزیب شجاع باشد.» آصف جاه از نفوذ خود نزد پادشاه برای تحقق بلندپروازیهای سرزمینی خود در دکن استفاده کرد. او اعتماد پادشاه را از دست داد هنگامی که حمید خان، یکی از خویشاوندان سعدالله خان و دایی مادریاش را، به بهانه بازگرداندن نظم به استان، برای اداره گجرات منصوب کرد.[۱۷] آصف جاه که از دست دادن نفوذ و اعتماد پادشاه را دریافت، از مقام وزیر اعظم استعفا داد و به دکن بازگشت.[۱۸]
آصف جاه یکم فرمانده آواز خان را به عنوان فرمانده پادگان در اورنگآباد منصوب کرد و بخش عمدهای از وظایف لجستیکی او توسط عنایتالله کشمیری انجام میشد.[۱۹] در سال ۱۱۰۲ خورشیدی او راهی اردوکشی به دکن شد، جایی که با مبارز خان، صوبهدار گورکانی دکن، که ماراتاهای ویرانگر را به عقب رانده بود، جنگید. مبارز خان متحد سابق سیدهای بارها بود که توسط محمد شاه برای کشتن آصف جاه یکم منصوب شده بود.[۲۰] آصف جاه یکم با استفاده از نقاط ضعف سنتی مبارز خان، او را در طول نبرد شکرخدا شکست داد و حذف کرد. آصف جاه یکم سپس ایالت حیدرآباد را تأسیس کرد و خود را نظام حیدرآباد در سال ۱۱۰۴ خورشیدی منصوب کرد.
جنگهای گورکانی-مراته (۱۱۰۷–۱۱۴۲ خورشیدی)[۲۱] ویرانیهای جبرانناپذیری را به شش صوبه دکن–خاندش، بیجاپور، برار، اورنگآباد، حیدرآباد و بیدار وارد کرد. آصف جاه به ماراتهها گفت که برای محافظت از استقلال تازهیافتهاش، به مالوا و قلمروهای شمالی پادشاهی گورکانی حمله کنند.[۲۲][۲۳][۲۴] نظام، ارتش مراته را به عنوان ابزاری برای استفاده به نفع خود در معاصر نظامی توصیف کرد:[۲۵]
«من تمام این ارتش (ماراتهها) را مال خود میدانم و کارهایم را از طریق آنها انجام خواهم داد. لازم است دست خود را از مالوا برداریم. اگر خدا بخواهد، با آنها به توافق میرسم و ملکگیری (غارت) در آن سوی نرمدا را به آنها میسپارم.»
گوشهای محمد شاه در اختیار امیرالامرا، خان دوران بود.[۲۶] محمد شاه قمرالدین خان را به عنوان وزیر اعظم جانشین آصف جاه منصوب کرد. با این حال، او به سرعت به نفع روشنالدوله تورهباز خان، یکی از اهالی پانیپت، برکنار شد،[۲۷] که به منظور کاهش نفوذ خانواده تورانی، وزیر اعظم منصوب شد.[۲۸]
علیرغم از دست دادن صوبههای دکن در سال ۱۱۰۳ خورشیدی، نواب اوده سعادت علی خان و صوبهدار گورکانی، دلاور خان (حکومت ۱۱۰۵–۱۱۳۵ خورشیدی) به پادشاه وفادار ماندند و یک سنگر با حفاظت خوب در ساحل مالابار تأسیس کردند.
توسعههای فرهنگی
[ویرایش]

در حالی که اردو (برگرفته از زبان اردو مُعَلّی یا در ترجمه محلی زبان لشگری، که به اختصار لشگری نامیده میشود) پیش از سلطنت محمد شاه نیز مورد استفاده بود، در دوران حکومت او بود که در میان مردم محبوبتر شد و او آن را به عنوان زبان دربار اعلام کرد و جایگزین فارسی شد. در دوران حکومت محمد شاه، قوالی دوباره به دربار پادشاهی گورکانی معرفی شد و به سرعت در سراسر آسیای جنوبی گسترش یافت. همچنین محمد شاه به خاطر معرفی نهادهای مذهبی برای آموزش مانند مکتب (جمع عربی اصلی مکاتب) شناخته میشود. در دوران سلطنت او، قرآن برای اولین بار به فارسی ساده و اردو ترجمه شد. همچنین، در دوران او، لباس رسمی ترکی، که معمولاً توسط اشراف عالی گورکانی به دلیل ریشه گورکانیان از سمرقند پوشیده میشد، با شروانی جایگزین شد. با این حال، استفاده محمد شاه از لباس تحت تأثیر دکن در دربار، منجر به اظهار نظرهای تمسخرآمیزی شد، مانند "ببینید میمون دکن چگونه میرقصد!"[۲۹][۳۰]
محمد شاه حامی هنرهای نمایشی بود، تقریباً به بهای اولویتهای اداری، که راه را برای از هم گسیختگی حکمرانی هموار کرد. در حالی که قدرت سیاسی گورکانی در دوران او رو به زوال گذاشت، پادشاه هنرها را تشویق میکرد و هنرمندان ماهری مانند نیدا مال (فعال ۱۱۳۵–۱۱۵۴ خورشیدی) و چیتارمان را به کار گرفت، که نقاشیهای پرجنبوجوش آنها صحنههایی از زندگی درباری، مانند جشنهای هولی، شکار و شاهینبازی را به تصویر میکشند.[۳۱] دربار گورکانی در آن زمان نوازندگانی مانند نعمت خان، معروف به صدرنگ، و برادرزادهاش فیروز خان (آدرنگ) را داشت که آهنگهای آنها فرم موسیقایی خیال را محبوب کرد. نعمت خان برای شاگردانش خیال ساخته و هرگز خیال اجرا نکرده است.[۳۲] این جزء کلیدی از موسیقی کلاسیک هندی در دربار محمد شاه تکامل یافت، رشد کرد و حمایت شاهانه دریافت کرد.[۳۳]
او خود با تخلص «صدرنگ» شاعر بود و همچنین آهنگساز آهنگهای راگا کلاسیک هندی در ژانرهای بایراو، کافی، دهامار و مالکونس بود. اینها شامل آهنگهایی با موضوع عشق و جشن هولی بودند.[۶]
توسعههای علمی
[ویرایش]در دوران سلطنت محمد شاه، یک اثر علمی مهم به نام زیج محمد شاهی توسط جی سینگ دوم بین سالهای ۱۱۰۶ و ۱۱۱۴ خورشیدی تکمیل شد؛ این اثر شامل ۴۰۰ صفحه بود.[۳۴]
حملات بنگال و سیکها
[ویرایش]
محمد علی خان، فوجدار گورکانی رنگپور و متحد قاطع او دینا نارایان توسط اوپندرا نارایان یک بهاری هندو و میفام ونگپو (حکومت ۱۱۰۸–۱۱۱۵ خورشیدی) فرمانروای بوتان از کوچ بیهار به کمین افتادند. علی محمد خان بارونهای روهیلکند را تأسیس کرده بود. در منطقه پنجاب، سیکها با صوبهداران گورکانی محلی در جنگ بودند و آنها را با تاکتیکهای بزن و در روی خود ویران میکردند.
از دست دادن صوبههای گجرات و مالوا
[ویرایش]پس از شکست قاطع آصف جاه در بهمن ۱۱۰۶ خورشیدی در نبرد پالخد، باجیرائو یکم و برادرش چیماجی آپا دوباره به مالوا حمله کردند. صوبهدار گورکانی، گریدِر بهادر، در نبرد آمجهرا در آبان ۱۱۰۸ خورشیدی شکست خورد و کشته شد.[۳۵] سپس چیماجی آپا تلاش ناموفقی برای محاصره بقایای ارتش گورکانی در اوجین کرد.[۳۶]

در سال ۱۱۱۰ خورشیدی، آصف جاه موفق شد حمایت رهبران با نفوذ مراته، مانند تریمباک رائو داباده و سانبهوجی را جلب کند که تهدید کرده بودند ماراتهها را ترک کرده و به نیروهای پادشاه محمد شاه بپیوندند. با این حال، مرتدین در طول نبرد دابهوی توسط نیروی بزرگ مراته به رهبری باجیرائو یکم و چیماجی آپا مورد هجوم قرار گرفته و کشته شدند.[۳۶] سپس باجیرائو یکم با تمام نیروی خود به گجرات حمله کرد و سربلند خان را تا سال ۱۱۱۴ خورشیدی بیرون راند.

باجیرائو یکم یک ارتش گورکانی با آموزش خوب به رهبری امیر خان بهادر را در ریکابگانج شکست داد. او پیروزی خود را ادامه نداد، اگرچه میتوانست شهر را بدون مقاومت بگیرد.[۳۸] او پس از دریافت اطلاعاتی در مورد نیروهای پیشروی وزیر قمرالدین خان عقبنشینی کرد. باجیرائو با ارتش خود به سمت جنوب شرقی در بادشاهپور عقبنشینی کرد، جایی که با پادشاه محمد شاه مکاتبه کرد و با موافقت بر واگذاری مالوا به ماراتهها، صلح را تصویب کرد.[۳۶]
حمله نادر شاه
[ویرایش]حمله به پادشاهی گورکانی
[ویرایش]در اردیبهشت ۱۱۱۷ خورشیدی، نادر شاه به شمال افغانستان حمله کرد و غزنی را تصرف کرد. او کابل را در خرداد و جلالآباد را در شهریور گرفت. تا آبان، از گذرگاه خیبر عبور کرده و قلعه پیشاور را محاصره و ویران کرد. در دی ۱۱۱۷ خورشیدی، او لاهور را تصرف کرد، پس از آن که نیروهای نایبالسلطنه گورکانی، زکریا خان بهادر و ۲۵٬۰۰۰ سوار او را در کنار رود چناب بهطور کامل سرکوب کرد،[۳۹] نیروهای افشاری به زودی با دستههایی از شورشیان سیک مواجه شدند که نادر شاه پیشبینی کرد که قطعاً پس از حمله او سود خواهند برد.[۳۹] افشاریان قلمرو تا اتک را به دست گرفتند، و محمد شاه و دربارش را مجبور کردند تا متوجه شوند که پادشاه ترکتبار قزلباش افشاری به غارت یک استان راضی نخواهد بود. شهرهای وزیرآباد، امینآباد و گجرات نه تنها غارت شدند بلکه با خاک یکسان شدند. در نزدیکی لارکانا، افشاریان ارتش گورکانی نواب سند، مین نور محمد کلهورو را بهطور کامل شکست دادند و بعداً او و دو پسرش را دستگیر کردند. سپس سرخند-فاتحگر در بهمن ۱۱۱۷ خورشیدی توسط افشاریان تصرف شد و مسیر به سوی پایتخت گورکانی، دهلی، باز شد.
نبرد کرنال
[ویرایش]

رائو بال کیشان از رواری، با ارتش ۵۰۰۰ پیاده و ۲۰۰۰ سواره نظام خود و با نیروهای دهلی، یک دفاع ناامیدانه از شهر را انجام داد اما در نبرد کشته شد و نام او "ویجای" یا "ویرگاتی" جاودانه شده است. نادر شاه به پادشاه محمد شاه گفت که "اگر نیروهای ترکیبی شما به رائو بالکریشنای رواری کمک میکردند، ممکن بود نتوانم وارد دهلی شوم. من هرگز جنگجویی مانند او شجاع، خشن و قوی ندیده بودم." محمد شاه یک چتری سلطنتی را برای ادای احترام به رائو بال کیشان سفارش داد.[نیازمند منبع][۴۰][۴۱]
پس از ورود به دهلی، نادر شاه ادعا کرد که حمله و اشغال پادشاهی گورکانی از روی تعهد مذهبی صورت گرفته است و اگر "ماراتههای بدبخت دکن" به سمت دهلی حرکت کنند، ممکن است "ارتشی از قزلباشهای پیروزمند را بفرستد تا آنها را به پرتگاه جهنم براند."[۴۲][۴۳]

غارت دهلی
[ویرایش]

اشغال دهلی در ابتدا دوستانه بود، با این حال، شایعاتی در سراسر شهر پخش شد مبنی بر اینکه نادر شاه ترور شده است. مردم عادی به نیروهای افشاری حمله کردند و تعدادی از سربازان را کشتند. نادر شاه خشمگین شد، دستور قتلعام مردم را صادر کرد و حداقل ۳۰٬۰۰۰ کشته بر جای گذاشت. محمد شاه و آصف جاه یکم مجبور شدند از نادر شاه طلب بخشش کنند و بدین ترتیب او قتلعام را متوقف کرد و به غارت خزانه گورکانی روی آورد.[۴۴] تخت طاووس معروف، الماسهای دریای نور و کوه نور و ثروت غیرقابل تصوری غارت شد. علاوه بر این، فیلها، اسبها و هر چیز دیگری که مورد پسند بود، برده شد. محمد شاه همچنین مجبور شد دخترش جهان افروز بانو بیگم را به عنوان عروس برای جوانترین پسر نادر شاه تحویل دهد. آصف جاه یکم پس از نصب بزرگترین پسرش انتظامالدوله به عنوان فرمانده اصلی در ارتش گورکانی، به دکن بازنشسته شد.[۴۵]
جنگهای بعدی مراته
[ویرایش]در سال ۱۱۱۹ خورشیدی، دوست علی خان نواب کارناتیک و چندا صاحب با وظیفه بیرون راندن ماراتهها تحت رهبری راغوجی یکم از ناگپور، با مجوز چهتراپاتی شاهو یکم، روبرو شدند. دوست علی خان در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۱۱۱۹ خورشیدی در نبرد داماچری در دفاع از آرکوت، که در نهایت غارت و چپاول شد، کشته شد. چندا صاحب به همراه پادگان خود اسیر و در ساتارا زندانی شد. چندا صاحب و نیروهایش در طول محاصره تریچیناپولی (۱۱۲۰ خورشیدی) از قلمروهای برحق خود با سرسختی دفاع کردند و تقریباً تمام قلمروهای نواب کارناتیک با وجود اینکه از ماراتهها بهطور قابل توجهی کمتر بودند، تلاشهای دلهرهآور آنها به زودی توجه مقام شرکت هند شرقی فرانسه، ژوزف فرانسوا دوپلکس را جلب کرد.[۴۶]
آصف جاه یکم که از اشغال قلمروهای نواب کارناتیک توسط ماراتهها ناراضی بود، اردوکشی را برای آزادسازی منطقه رهبری کرد. سعادتالله خان دوم و انورالدین محمد خان به او پیوستند و آنها با هم آرکوت را پس گرفتند و محاصره تریچیناپولی (۱۱۲۲ خورشیدی) را آغاز کردند که پنج ماه به طول انجامید و ماراتهها به رهبری موراری رائو غورپاده را مجبور به تخلیه کارناتیک کرد.[۴۶]
در سال ۱۱۷۴ خورشیدی، ماراتهها به رهبری راغوجی یکم، شروع به حمله، غارت و الحاق قلمروهای نواب بنگال، علیوردی خان، کردند. در طول حمله مراته به اوریسا، صوبهدار آن میرجعفر تمام نیروها را تا زمان رسیدن علیوردی خان و ارتش گورکانی در نبرد بوردوان عقب کشید، جایی که راغوجی یکم و نیروهای مراته او بهطور کامل شکست خوردند. نواب خشمگین بنگال، علیوردی خان، سپس میرجعفر شرمسار را برکنار کرد. با این حال، به دلیل چهار سال جنگهای مداوم، پادشاه محمد شاه مجبور شد اوریسا را به ماراتهها واگذار کند.[۳۶]
روابط خارجی
[ویرایش]پس از حمله نادر شاه، امپراتوری عثمانی از خلاء ایجاد شده در مرزهای شرقی خود بهره برد زیرا تقریباً تمام نیروهای فارسی به هند اعزام شده بودند. در آن دوره، پادشاه محمد شاه تلاش کرد تا تمام قلمرو از دست رفته به پرشیا را بازیابی کند تا اینکه در نبرد مانوپور توسط افغان درانی مورد حمله قرار گرفت.[۴۷]
ازدواجها
[ویرایش]پادشاه محمد شاه چهار همسر داشت. همسر اول و همسر اصلی او، دختر عموی اولش، شاهزاده خانم بادشاه بیگم، دختر پادشاه فرخسیر و همسر اولش، گوهرالنساء بیگم، بود.[۴۸] آنها پس از به سلطنت رسیدن او، در تاریخ ۱۷ آذر ۱۱۰۰ خورشیدی، در دهلی ازدواج کردند،[۴۹] و او به او لقب ملکالزمانی (ملکه عصر) را داد[۲] که بهطور عمومی به آن معروف بود. آنها پسری به نام شهریار شاه بهادر داشتند که در جوانی در سال ۱۱۰۵ خورشیدی درگذشت.[۲] او در تاریخ ۲۳ آذر ۱۱۶۸ خورشیدی درگذشت.
محمد شاه همسر دومی به نام صاحبه محل گرفت و دختری به نام حضرت بیگم داشت که در سال ۱۱۷۴ خورشیدی با احمد شاه درانی ازدواج کرد.[۵۰]
همسر سوم او یک دختر رقصنده به نام قدسیه بیگم، بیگم بوپال بود که احمد شاه بهادر جانشین او را در تاریخ ۲ دی ۱۱۰۴ خورشیدی به دنیا آورد. پس از تولد، او از مادرش گرفته شد و با محبت توسط بادشاه بیگم بزرگ شد، که او را پسر خود میدانست. این تلاشهای بادشاه بیگم بود که احمد شاه توانست پس از مرگ محمد شاه در سال ۱۱۷۴ خورشیدی بر تخت سلطنت بنشیند.[۵۱]
مرگ
[ویرایش]
پیروزی ارتش گورکانی در طول نبرد مانوپور (۱۱۷۴ خورشیدی) با بهای سنگینی همراه بود زیرا بسیاری در نبرد جان باختند. در ابتدا این موضوع مخفی نگه داشته شد. با این حال، هنگامی که خبر به پادشاه گورکانی محمد شاه رسید، او نتوانست صحبت کند، ناگهان بیمار شد و برای سه روز از آپارتمان خود بیرون نیامد. در این دوره او روزه گرفت. نگهبانان او میتوانستند صدای بلند گریه او را بشنوند که میگفت: "چگونه میتوانم کسی به وفاداری او (اعتمادالدوله قمرالدین خان) را به دست بیاورم؟" او به دلیل اندوه در تاریخ ۶ اردیبهشت ۱۱۷۴ خورشیدی درگذشت، در مراسم تشییع جنازه او امامان زیارتی از مکه شرکت کردند.[۵۲][۵۳] آرامگاه محمد شاه در محوطهای در داخل مجموعه درگاه نظامالدین قرار دارد.[۵۴]
در فرهنگ عامه
[ویرایش]- در مجموعه تلویزیونی تاریخی سال ۲۰۱۰ مهاراجه رانجیت سینگ که از شبکه ملی دیدی پخش شد، شخصیت محمد شاه توسط ریشیکش شارما به تصویر کشیده شده است.
نگارخانه
[ویرایش]- یک سکه نقرهای ضرب شده در دوران سلطنت پادشاه گورکانی محمد شاه.
- یک سکه نقرهای ضرب شده در دوران سلطنت پادشاه گورکانی محمد شاه از بمبئی.
- سکه جایپور از زمان ایشواری سینگ، به نام محمد شاه. ضرابخانه سوائو جایپور، تاریخ ۱۱۲۰ تا ۱۱۷۴ خورشیدی.
- روپیه صادر شده توسط فرانسه به نام محمد شاه (۱۱۰۲–۱۱۷۴ خورشیدی) برای تجارت شمال هند، ریختهگری شده در پوندیچری.
- دریای نور
جستارهای وابسته
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- 1 2 3 "Muhammad Shah". Encyclopædia Britannica (به انگلیسی). Retrieved 18 September 2017.
- 1 2 3 4 5 6 7 Malik, Zahir Uddin (1977). The reign of Muhammad Shah, 1719–1748. London: Asia Pub. House. p. 407. ISBN 978-0-210-40598-7.
- ↑ Sen, Sailendra (2013). A Textbook of Medieval Indian History. Primus Books. p. 193. ISBN 978-9-38060-734-4.
- ↑ Krishna (2022). The Wonder That Is Urdu. Motilal Banarsidass. p. 121. ISBN 9788120843011.
- ↑ Shaharyar M. Khan (2000). The Begums of Bhopal (illustrated ed.). I.B.Tauris. p. 18. ISBN 978-1-86064-528-0.
- 1 2 Muhammad Shah Rangila. Sufinama.
- ↑ Ashburner, Bhagvánlál Indraji (1839-1888) John Whaley Watson (1838–1889) Jervoise Athelstane Baines (1847–1925) L. R. "History of Gujarát". www.gutenberg.org (به انگلیسی). Retrieved 2022-10-17.
- ↑ Campbell, James Macnabb (1896). "Chapter I. Early Musalmán Governors.(A.D. 1297–1403.) and II. ÁHMEDÁBÁD KINGS. (A. D. 1403–1573.)". In James Macnabb Campbell (ed.). History of Gujarát. Gazetteer of the Bombay Presidency. Vol. I(II). The Government Central Press. p. 303.
- ↑ Campbell 1896, pp. 304.
- ↑ Campbell 1896, pp. 310.
- ↑ Campbell 1896, pp. 310–311.
- ↑ Campbell 1896, pp. 322–323.
- ↑ Campbell 1896, pp. 323.
- ↑ Campbell 1896, pp. 323–324.
- ↑ Campbell 1896, pp. 331.
- ↑ William Irvine (1971). Later Mughal. Atlantic Publishers & Distri. p. 82.
- ↑ Jaswant Lal Mehta (2005). Advanced Study in the History of Modern India 1707–1813. New Dawn Press, Incorporated. p. 145. ISBN 978-1-932705-54-6.
- ↑ Ronald Vivian Smith (2005). The Delhi that No-one Knows. DC Publishers. p. 60.
- ↑ Mehta, J.L. (2005). Advanced Study in the History of Modern India 1707–1813. New Dawn Press, Incorporated. ISBN 978-1-932705-54-6.
- ↑ A New Look at Modern Indian History (From 1707 to The Modern Times), 32e. S Chand Limited. 2018. p. 6. ISBN 9789352534340.
- ↑ Tony Jaques (2007). Dictionary of Battles and Sieges: A–E. Dictionary of Battles and Sieges: A Guide to 8,500 Battles from Antiquity Through the Twenty-first Century. Vol. 1. Greenwood Publishing Group. p. xxxix. ISBN 978-0-313-33537-2.
- ↑ Annals of the Bhandarkar Oriental Research Institute, Poona: Volumes 51–53. Bhandarkar Oriental Research Institute. 1970. p. 94.
The Mughal court was hostile to Nizam-ul-Mulk. If it had the power, it would have crushed him. To save himself from the hostile intentions of the Emperor, the Nizam did not interfere with the Maratha activities in Malwa and Gujarat. As revealed in the anecdotes narrated b Lala Mansaram, the Nizam-ul-Mulk considered the Maratha army operating in Malwa and Gujarat as his own
- ↑ The New Cambridge Modern History. University Press. 1957. p. 549.
- ↑ Shripid Rama Sharma (1934). Mughal Empire in India, 1526–1761: Volume 3. Karnatak Printing Press.
- ↑ Richard M. Eaton (2013). Expanding Frontiers in South Asian and World History Essays in Honour of John F. Richards. Cambridge University Press. p. 21.
- ↑ William Irvine (1971). Later Mughals. Atlantic Publishers & Distri. p. 336.
- ↑ V D. Mahajan (2020). Modern Indian History. Publisher: S Chand & Company Limited. p. 13. ISBN 9789352836192.
- ↑ Jagadish Narayan Sarkar (1976). A Study of Eighteenth Century India: Political history, 1707–1761. the University of Virginia. p. 31.
- ↑ Notes on Punjab and Mughal India: Selections from Journal of the Punjab Historical Society. Sang-e-Meel Publications. 1988. p. 381.
- ↑ Ishwari Prasad (1940). A New History of India. Indian Press, Limited. p. 334.
- ↑ Princes and Painters in Mughal Delhi, 1707–1857, Asia Society exhibition
- ↑ Susheela Misra (1991). Musical Heritage of Lucknow. Harman Publishing House.
- ↑ The life of music in north India: the organization of an artistic tradition, Daniel M. Neuman
- ↑ Pollock, Sheldon (2011). Forms of Knowledge in Early Modern Asia: Explorations in the Intellectual History of India and Tibet, 1500–1800. Duke University Press. ISBN 978-0-8223-4904-4 – via Google Books.
- ↑ Singh, Raghubir (1947). "Fresh Light on the Battle of Amjhera: November 29, 1729". Proceedings of the Indian History Congress. 10: 375–386. ISSN 2249-1937. JSTOR 44137163.
- 1 2 3 4 Jaques, T. (2007). Dictionary of Battles and Sieges: A–E. Greenwood Press. ISBN 978-0-313-33537-2.
- ↑ "Elephants pushing cannons drawn by bullocks, Kota". Archived from the original on 23 December 2014. Retrieved 24 September 2014.
- ↑ Srinivasan, C. K. (1961). Baji Rao I, the Great Peshwa (به انگلیسی). Asia Publishing House. p. 104.
- 1 2 Chhabra, G.S. (2005). Advance Study in the History of Modern India (Volume 1: 1707–1803). Lotus Press. ISBN 9788189093068.
- ↑ Realm and Region in Traditional India. Duke University, Program in Comparative Studies on Southern Asia. 1977. ISBN 978-0-916994-12-9.
- ↑ Haryana Digdarshan. Arihant Publications India limited. 21 February 2021. ISBN 9789325294486.
- ↑ Frances Pritchett. "part2_19". columbia.edu. Retrieved 17 January 2014.
- ↑ Muhammad Latif, The History of the Panjab (Calcutta, 1891), p. 200.
- ↑ Jagmohan (2005). Soul and Structure of Governance in India. Allied Publishers. ISBN 9788177648317. Retrieved 26 May 2014.
- ↑ H. G. Keene (1866). Moghul Empire. Allen &co Waterloo Place Pall Mall. Digital Library of India بایگانیشده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۳ توسط Wayback Machine Accessed 7 January 2012
- 1 2 Jaques, T. (2007). Dictionary of Battles and Sieges: P–Z. Greenwood Press. ISBN 978-0-313-33539-6.
- ↑ Farooqi, Naimur Rahman (1989). Mughal-Ottoman relations: a study of political & diplomatic relations between Mughal Empire and the Ottoman Empire, 1556–1748. Idarah-i Adabiyat-i Delli. ASIN B0006ETWB8.. See Google Books search.
- ↑ Sarkar, Jadunath (1997). Fall of the Mughal Empire (4th ed.). Hyderabad: Orient Longman. p. 169. ISBN 9788125011491.
- ↑ Awrangābādī, Shāhnavāz Khān; Prashad, Baini; Shāhnavāz, ʻAbd al-Ḥayy ibn (1979). The Maāthir-ul-umarā: being biographies of the Muḥammadan and Hindu officers of the Timurid sovereigns of India from 1500 to about 1780 A.D. (به انگلیسی). Janaki Prakashan. p. 652.
- ↑ Hoiberg, D.; Ramchandani, I. (2000). Students' Britannica India. Encyclopædia Britannica (India). ISBN 978-0-85229-760-5.
- ↑ Latif, Bilkees I. (2010). Forgotten. Penguin Books. p. 49. ISBN 978-0-14-306454-1.
- ↑ name="Mughal-Ottoman relations Sharif of Mecca"
- ↑ Farooqi, N.R. (1989). Mughal-Ottoman relations: a study of political & diplomatic relations between Mughal India and the Ottoman Empire, 1556-1748. Idarah-i Adabiyat-i Delli.
- ↑ Dadlani, Chanchal B. (2018). From stone to paper: architecture as history in the late Mughal Empire. New Haven [CT]. pp. 67–68. ISBN 978-0-300-23317-9. OCLC 1024165136.
پیوند به بیرون
[ویرایش]
پروندههای رسانهای مربوط به Muhammad Shah در ویکیانبار
گفتاوردهای مربوط به محمدشاه گورکانی در ویکیگفتاورد - Poetry of Muhammad Shah Rangila at Sufinama.org
- Haryana Digdarshan. Arihant Publications India limited. 2021. ISBN 9789325294486.
| پیشین: شاه جهان دوم |
پادشاه گورکانی ۱۱۰۲–۱۱۷۴ خورشیدی |
پسین: احمد شاه بهادر |