پرش به محتوا

احمد شاه بهادر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
احمد شاه بهادر
پادشاه
السلطان الاعظم
احمد شاه بر تخت نشسته، ح.۱۱۴۰ خورشیدی
پادشاه گورکانی
سلطنت۹ اردیبهشت ۱۱۲۷ خورشیدی – ۱۲ خرداد ۱۱۳۳ خورشیدی
پیشینمحمد شاه
جانشینعالمگیر دوم
نایب‌السلطنهنواب بهادر
وزیران
زادهمیرزا احمد شاه
۲ دی ۱۱۰۴ خورشیدی
دهلی، صوبه دهلی، امپراتوری گورکانی هند
درگذشته۱۱۵۳ خورشیدی (در ۴۹ سالگی)
دهلی، صوبه دهلی، امپراتوری مغول
آرامگاهح.۱۱۵۳ خورشیدی
همسران
  • عنایت‌پوری محل[۱]
  • سرفراز محل[۱]
  • رانی اوتام کوماری[۱]
فرزند(ان)
نام کامل
میرزا ابونصیر مجاهدالدین محمد احمد شاه بهادر غازی
خاندانخاندان بابر
دودمانسلسله تیموریان
پدرمحمد شاه
مادرقدسیه بیگم
مُهرامضاء احمد شاه بهادر
پیشینه نظامی
جنگ‌ها و عملیات‌هانبرد مانی‌پور (۱۷۴۸)
نبرد دهلی (۱۷۵۳)

احمد شاه بهادر، (۲ دی ۱۱۰۴ خورشیدی – ۱۱ دی ۱۱۵۳ خورشیدی) همچنین با نام میرزا احمد شاه یا مجاهدالدین احمد شاه غازی شناخته می‌شود،[۳] چهاردهمین پادشاه گورکانی از سال ۱۱۲۷ تا ۱۱۳۳ خورشیدی بود. او که فرزند امپراتور محمد شاه بود، در سال ۱۱۲۷ خورشیدی در سن ۲۲ سالگی جانشین پدرش شد و به تخت نشست. هنگامی که احمد شاه بهادر به قدرت رسید، امپراتوری گورکانی هند در حال انحطاط بود. علاوه بر این، ضعف اداری او در نهایت منجر به قدرت گرفتن غاصب، عمادالملک شد.

او در زمانی که شاهزاده بود، احمد شاه ابدالی را در نبرد مانی‌پور در سال ۱۱۲۷ خورشیدی شکست داد. احمد شاه بهادر به مدت شش سال یک دولت گورکانی بسیار تضعیف شده را به عنوان امپراتور به ارث برد، اما تمام امور دولتی را به جناح‌های رقیب واگذار کرد. او توسط وزیر عمادالملک عزل و سپس به همراه مادرش کور شد. او بقیه سال‌های عمر خود را در زندان گذراند و در سال ۱۱۵۳ خورشیدی درگذشت.

زندگی اولیه

[ویرایش]

او در سال ۱۱۰۴ خورشیدی از امپراتور گورکانی ، محمد شاه و همسرش قدسیه بیگم به دنیا آمد. تمرکززدایی در دوران سلطنت پدرش، جنگ‌های مراتا و ضربه ناشی از حمله نادر شاه آغازگر سقوط امپراتوری گورکانی هند بود.

احمد شاه جوان در دوران شاهزادگی به زنان علاقه پیدا کرد، هرچند این موضوع تحت نظارت پدرش محدود بود. او همچنین بی‌سواد بود و هرگز در آموزش نظامی شرکت نکرد، که عمدتاً ناشی از نگرش پدر خسیسش بود که او را محدود می‌کرد و همیشه او را تحقیر می‌کرد و حتی با وجود اینکه در آن زمان کمبود بودجه‌ای برای دربار امپراتوری وجود نداشت، مقرری کافی در حد شاهزادگان امپراتوری به او نمی‌داد. او به شدت توسط نامادری‌اش، بادشاه بیگم، که پس از دست دادن فرزند زیستی‌اش، او را به فرزندی پذیرفت، حمایت می‌شد؛ این حمایت در رسیدن او به سلطنت نقش داشت؛ و همچنین توسط مادرش، که امور دولتی را به همراه خواجه‌باشی حرم، جاوید خان نواب بهادر،[۴] در طول سلطنت او اداره می‌کرد، زیرا او بیشتر از وظایفش در قبال امپراتوری به حرم علاقه داشت.[نیازمند منبع]

احمد شاه بهادر به ترجیح دادن تاجران هلندی کمپانی هند شرقی هلند در هند معروف بود و مجموعه‌هایش از سگ‌های شکاری محلی نادر هند تا حدودی مستند شده‌اند.

اولین تهاجم احمد شاه درانی به هند

[ویرایش]

پس از مرگ نایب‌السلطنه گورکانی لاهور، زکریا خان بهادر، دو پسرش، یحیی خان بهادر و میان شاه نواز خان، امیر مولتان، برای جانشینی با یکدیگر جنگیدند. میان شاه نواز خان پس از شکست دادن برادر بزرگترش، خود را نایب‌السلطنه گورکانی پنجاب اعلام کرد. این ضعفالگو:توضیح بیشتر به سرعت توسط احمد شاه درانی مورد سوءاستفاده قرار گرفت که لشکرکشی دیگری را با ۳۰٬۰۰۰ سوار برای کمک به شاه نواز خان آغاز کرد، کسی که به دلیل فرار مالیاتی در دربار امپراتوری گورکانی مورد غضب بود و مورد مخالفت وزیر اعظم، اعتمادالدوله قمرالدین خان، که پدر همسر یحیی خان بود، قرار گرفت.[نیازمند منبع]

در اردیبهشت ۱۱۲۷ خورشیدی، احمد شاه ابدالی به همراه شاه نواز خان به دره رود سند حمله کرد و نورمحمد کلهورو، نواب سند، را بر آن داشت تا نیروهای کمکی برای کمک به ارتش گورکانی در امتداد کرانه‌های رودخانه اعزام کند. شاهزاده احمد و اعتمادالدوله قمرالدین خان، حافظ رحمت خان، صفدر جنگ، انتظام‌الدوله، ناصر خان صوبه‌دار سابق غزنی و کابل، یحیی خان و علی محمد خان توسط محمد شاه برای فرماندهی ارتش بزرگی متشکل از ۷۵٬۰۰۰ نفر برای مقابله با ۱۲٬۰۰۰ نیروی در حال پیشروی درانی‌ها اعزام شدند. در طول نبرد مانی‌پور (۱۷۴۸)،[۵] در سر هند کنار رودخانه ستلج هر دو نیرو یک نبرد تعیین‌کننده را انجام دادند و شاهزاده احمد پس از انفجار یک واگن درانی پر از باروت، اسماً پیروز شد، و پس از آن لقب بهادر به او اعطا شد.[۶] با وجود این پیروزی، محمد شاه به شدت از مرگ قمرالدین خان، که در طول نبرد توسط یک گلوله توپ سرگردان کشته شد، عزادار شد.[۵] پس از عقب‌نشینی احمد شاه درانی، خانات کلات، نواب امیر بهاولپور که با گورکانی همسو بودند، به امپراتوری گورکانی هند وفادار ماندند. پسر قمرالدین خان، معین‌الملک (میر منو) نیز که یک قهرمان جنگی شناخته شده از نبرد مانی‌پور بود، به عنوان نایب‌السلطنه گورکانی پنجاب، توسط امپراتور جدید گورکانی ، احمد شاه بهادر، منصوب شد.[نیازمند منبع]

نوآوری‌های نظامی

[ویرایش]

نبرد مانی‌پور تأثیر قابل توجهی بر توانایی‌های تاکتیکی احمد شاه بهادر داشت. هنگامی که او امپراتور شد، شناخته شده است که او پوربیا سواره‌نظام شتر را به‌ویژه در سال‌های ۱۱۳۰–۱۱۳۳ خورشیدی برای مبارزه با درانی‌های مهاجم و سیک‌های شورشی در مناطق شمال غربی امپراتوری‌اش معرفی و سازماندهی کرد.[۷]

جانشینی

[ویرایش]

خبر مرگ معتمد او، قمرالدین خان، در جریان درگیری سر هند (نبرد مانی‌پور (۱۷۴۸))، منجر به بیماری شدید و در نهایت مرگ محمد شاه شد. شاهزاده احمد در ۲۸ فروردین ۱۱۲۷ خورشیدی به تخت نشست و در ۸ اردیبهشت ۱۱۲۷ خورشیدی در قلعه سرخ دهلی تاج‌گذاری کرد. او عنوان ابونصیر مجاهدالدین احمد شاه غازی را برگزید.

او صفدر جنگ، نواب اوده، را به عنوان وزیر اعظم، سید صلابت خان ذوالفقار جنگ از بستگان کشمیری فرخ‌سیر را به عنوان میر بخشی و امیرالامرا،[۸][۹] و معین‌الملک، پسر قمرالدین خان، را به عنوان فرماندار منطقه پنجاب منصوب کرد.[نیازمند منبع]

به خدمتکار اصلی دربار گورکانی ، جاوید خان، لقب رسمی نواب بهادر و یک ارتش ۵۰۰۰ نفری داده شد. جاوید خان به همراه مادر امپراتور، که به او نیرویی ۵۰٬۰۰۰ نفری داده شد، عملاً نایب‌السلطنه شد. قدرت گرفتن جاوید خان و اقتدار او توهینی به اشراف و نخبگان امپراتوری، و به ویژه سربازان امپراتور، تلقی می‌شد.[نیازمند منبع]

تخلفات داخلی (۱۱۳۰–۱۱۳۳ خورشیدی)

[ویرایش]

مخالفت صفدر جنگ با خویشاوندسالاری

[ویرایش]
صفدر جنگ افشاگر فساد خویشاوندسالاری قدسیه بیگم بود. او به دلیل مخالفتش با خواجه جاوید خان از چشم افتاد.

قدسیه بیگم تمام تلاش خود را کرد تا از اختیارات بالایی که به جاوید خان داده شده بود محافظت کند و به او اجازه داد تا از زور علیه کسانی که هم با او و هم با خودش مخالفت می‌کردند، استفاده کند. پس از اینکه صفدر جنگ در سال ۱۱۲۸ خورشیدی از یک سوءقصد (که توسط جاوید خان طراحی شده بود) جان سالم به در برد، به دلیل واکنش اوالگو:توضیح بیشتر، تنش‌ها در دربار گورکانی بالا گرفت، زیرا او سعی کرد تا مشروعیت تمام بستگان وزیران اعظم پیشین خود را از بین ببرد و همچنین سعی کرد تمام اعضای جناح افغان امپراتوری را به دلیل مستمری‌هایی که از خواجه دریافت می‌کردند، از مناصب قدرت بیرون کند. این سیاست‌ها صفدر جنگ را با اعضای اصلی جناح تورانی و به‌ویژه جاوید خان درگیر کرد.[نیازمند منبع]

زندانی شدن صلابت خان و هرج و مرج در ارتش گورکانی

[ویرایش]

در سال ۱۱۳۰ خورشیدی، جاوید خان فرمانده گورکانی ، سید صلابت خان ذوالفقار جنگ را دستگیر کرد، کسی که درخواست حقوق ۱۸٬۰۰۰ سرباز خود را داشت که پس از اتمام مأموریت محوله علیه ماروار به دهلی فراخوانده شده بودند. صلابت خان در زندان تمام دارایی خود را فروخت تا حقوق سربازانش را پرداخت کند تا از شورش احتمالی جلوگیری کند و از آن پس مانند یک درویش در فقر زندگی می‌کرد.

پیشروی صفدر جنگ علیه متحدان جاوید خان در روهیلکند

[ویرایش]

احمد خان بنگش که از سیاست‌های وزیر اعظم خشمگین بود، به املاک صفدر جنگ در اوده حمله کرد و در جریان آن صفدر جنگ از ناحیه گردن زخمی شد.

صفدر جنگ با جمع‌آوری ارتشی که شامل مزدوران جات و مراتا بود، پاسخ داد. این ارتش وفاداران قدسیه بیگم را در روهیلکند شکست داد، در این مرحله احمد شاه خواستار توقف فوری خصومت‌ها شد. صفدر جنگ اطاعت کرد[نیازمند منبع] اما همچنین به واحدهای ترک خود، به رهبری محمد علی چرخی،[۱۰] دستور داد تا جاوید خان را به دلیل دخالتش در بدخواهی در مرداد ۱۱۳۱ خورشیدی ترور کنند.الگو:توضیح بیشتر

اقدام صفدر جنگ راه را برای قدرت گرفتن مخالفان قدسیه بیگم در جناح جاوید خان، مانند انتظام‌الدوله، هموار کرد.

لشکرکشی علیه امپراتوری مراتا

[ویرایش]

تحت الحمایگی مراتا

[ویرایش]
احمد شاه (۱۱۲۷–۱۱۳۳ خورشیدی).

در سال ۱۱۳۱ خورشیدی امپراتوری مراتا به صورت یکجانبه تحت الحمایگی خود را بر دربار امپراتوری گورکانی در دهلی تحمیل کرد.[۱۱] این اقدام باعث شد که امپراتور و اتباعش در سال ۱۱۳۳ خورشیدی به تلافی علیه پیشوا برخیزند. [نیازمند منبع]

عمادالملک

[ویرایش]

در اردیبهشت ۱۱۳۲ خورشیدی، احمد شاه بهادر، غازی‌الدین خان فیروز جنگ سوم ۱۸ ساله که به نام عمادالملک معروف بود، پسر انتظام‌الدوله درگذشته، را برای مقابله با نفوذ فزاینده صفدر جنگ انتخاب کرد. عمادالملک مخالفانی را علیه صفدر جنگ جمع‌آوری کرد و حافظ رحمت خان بارچ، قدسیه بیگم و خود احمد شاه بهادر به او پیوستند. صفدر جنگ شکست خورد و املاک و اختیاراتش از او سلب شد، اما نفوذ حامیان او مانند سورج مال و تصرف دهلی (۱۷۵۳) به این معنی بود که او بخشیده شد و به او اجازه داده شد که به اوده عقب‌نشینی کند.

در پی غارت دهلی و اتحاد متعاقب آن با مراتاها، عمادالملک به عنوان نایب‌السلطنه جدید ظاهر شد. با این حال، توانایی او مورد ترس احمد شاه بهادر قرار گرفت، کسی که پس از جمع‌آوری ۱٬۵۰۰٬۰۰۰ درهم توسط عمادالملک، و امتناع او از پرداخت حقوق به ارتش گورکانی و مقامات امپراتوری، از او فاصله گرفت. احمد شاه بهادر، صفدر جنگ را مجدداً به عنوان وزیر اعظم خود منصوب کرد. او سعی کرد عمادالملک را از دربار امپراتوری حذف کند، که باعث شد عمادالملک، عقبات محمود را برای دستگیری امپراتور بفرستد و سپس به دنبال اتحاد با مراتاها به رهبری راگوناته رائو، برادر پیشوا ناناصاحب اول، باشد.

شکست در سکندرآباد

[ویرایش]

با وجود اینکه توپ‌ها و تیراندازان ماهر بر روی فیل‌ها مستقر بودند، امپراتور در سکندرآباد از امپراتوری مراتا شکست خورد.[۱۲]

به گفته مراتاها، ۸۰۰۰ جنگجو (عمدتاً زن) دستگیر شدند[۱۳] و خاندان امپراتوری مورد تحقیر قرار گرفت.[۱۲]

«حادثه سکندرآباد» به عنوان آخرین حمله انجام شده توسط امپراتور علیه امپراتوری مراتا در نظر گرفته می‌شود.[۱۲]

اما عمادالملک و متحدانش این نقشه را عملی کرده بودند. او با کمک مراتاها، به رهبری مالهار رائو هولکار، صفدر جنگ را شکست داد. سپس امپراتور ارتش بزرگی را جمع‌آوری کرد و در سکندرآباد اردو زد، جایی که سردار مراتا، راگوناته رائو، مالهار رائو هولکار و ۲٬۰۰۰ مراتا، به همراه عمادالملک، ارتش او را در نبرد سکندرآباد (۱۷۵۴)[۱۴] درهم شکستند و بسیاری از سربازان مراتا به زنان گورکانی امپراتوری از جمله شاهزاده‌ها و ملکه‌های احمد شاه تجاوز کردند.[۱۵] احمد شاه پس از آن به دهلی فرار کرد و مادر، همسران و همراهان ۸۰۰۰ نفری از زنان خود را پشت سر گذاشت. عمادالملک با حمایت راگوناته رائو به دهلی رفت و در آنجا هم امپراتور و هم مادرش را زندانی کرد.

در همین حال، پس از نبرد سکندرآباد، صفدر جنگ بیمار به اوده فرار کرد و یک ژنرال گورکانی ، بهرتپور را که سورج مال و شورشیان جات او کنترل می‌کردند، محاصره کرد. عمادالملک پس از انتصاب مجدد به عنوان وزیر اعظم، دهلی را ترک کرد تا از ستوان خود با تدارکات جدید مهمات حمایت کند.[نیازمند منبع]

در طول این درگیری بود که عمادالملک ادعا کرد که احمد شاه بهادر نامه‌های مخفیانه به سورج مال فرستاده است، او را به جنگ تشویق کرده و وعده داده است که به کمک جات‌ها خواهد آمد. او نامه‌ها را رهگیری کرد، با سورج مال صلح کرد و به دهلی بازگشت و در آنجا احمد شاه را کور کرد. صفدر جنگ پس از شنیدن این اقدام بیمار شد و درگذشت.[نیازمند منبع]

حکومت‌های تکه‌تکه شده امپراتوری گورکانی

[ویرایش]

احمد شاه بهادر یک امپراتوری تضعیف شده را هم از نظر قدرت و هم از نظر پرستیژ به ارث برد. با این حال، امپراتور گورکانی همچنان هژمونی نمادین خود را بر اکثر سایر ایالات شاهزاده‌نشین هند حفظ کرد. احمد شاه با دست‌نشاندگان وفادار و نواب‌های دوردست، مانند چاندا صاحب، نواب تینه‌ولی (جنوبی‌ترین تابع او)، و مظفر جنگ مکاتبه داشت.

الگو:Campaignbox Later Mughal-Maratha Wars

اولین جنگ کارناتیک (۱۱۲۵–۱۱۲۷ خورشیدی)

[ویرایش]
صوبه‌دار گورکانی فلات دکن، مظفر جنگ، از ژوزف فرانسوا دوپلکس استقبال می‌کند.

در سال ۱۱۲۸ خورشیدی، ژوزف فرانسوا دوپلکس با چاندا صاحب و مظفر جنگ، دو مدیر قدرتمند گورکانی در فلات دکن، متحد شد و به دنبال به قدرت رساندن آنها در مناطق مربوطه‌شان بود. رهبران دیگری مانند حیدر علی نیز از فرانسوی‌ها طرفداری کردند. به زودی چاندا صاحب، مظفر جنگ و فرانسوی‌ها به رهبری پاتیسیر و دو بوسی توانستند نواب کارناتیک نگران، انوارالدین محمد خان، را در طول نبرد آمبور شکست دهند.[۱۶]

مرگ نواب ارکات در کارناتیک، در جریان نبرد علیه فرانسوی‌ها در سال ۱۱۲۸ خورشیدی.

در پاسخ به این کشمکش قدرت در میان اتباع گورکانی در دکن، محمد علی خان والاجاه و ناصر جنگ در سال ۱۱۳۰ خورشیدی با انگلیسی‌ها همسو شدند. هنگامی که ناصر جنگ سعی کرد قلعه جینجی را از دو بوسی پس بگیرد، متوقف، شکست خورده و توسط نیروهای حیرت‌انگیز همت خان، نواب کاداپا، کشته شد. دوپلکس، که قدرت واقعی در پشت جانشینان بود، به زودی حکمرانی قابل توجهی را به متحدانش تفویض کرد: مظفر جنگ به عنوان نظام سرزمین‌های گورکانی در شرق دکن و چاندا صاحب به عنوان نواب جدید کارناتیک اعلام شد. فرانسوی‌ها به عنوان اشراف قدرتمند در سراسر امپراتوری گورکانی درک می‌شدند. با این حال، شهرت همتایان انگلیسی آنها به دلیل اقدامات ادعایی دزدی دریایی از زمان اورنگ زیب لکه‌دار شده بود.

استرینگر لارنس و نواب والاجاه در مَدرس[۱۷]

احمد شاه بهادر و ناصر جنگ

[ویرایش]

امپراتور گورکانی پیشین، محمد شاه، به پسر نظام‌الملک آصف جاه اول، میر احمد علی خان صدیقی بیافندی، لقب ناصر جنگ را اعطا کرده بود. بعدها، امپراتور گورکانی احمد شاه بهادر او را به عنوان صوبه‌دار دکن منصوب کرد و به او لقب ناصرالدوله اعطا کرد. با این حال، ناصر جنگ در سال ۱۱۳۰ خورشیدی توسط همت خان شورشی کشته شد.[۱۸]

لشکرکشی ارتش گورکانی علیه ماروار

[ویرایش]
سکه احمد شاه بهادر

صلابت خان، میر بخشی و فرمانده ارتش گورکانی ، در ماروار علیه نیروهای بخت سینگ به رام سینگ و ایشوری سینگ پیوست. طرفین در سال ۱۱۳۰ خورشیدی در نبرد رائونا با یکدیگر جنگیدند.[۱۹] بلافاصله پس از نبرد، ایشواری سینگ با صلابت خان صلح کرد و درگیری به آتش‌بس ختم شد. بلافاصله پس از آن امپراتوری مراتا به جایپور حمله کرد و ایشواری سینگ خودکشی کرد.

دومین و سومین تهاجم احمد شاه ابدالی

[ویرایش]

در سال ۱۱۲۸ خورشیدی، احمد شاه ابدالی برای دومین بار به هند حمله کرد. دلایل این تهاجم همان دلایل تهاجم اول بود؛ او ادعای درآمد ۴ منطقه (سرکار) پنجاب را داشت که برای حمایت از صوبه فقیر شده کابل اختصاص داده شده بود، ترتیبی که قبلاً در دوران گورکانی وجود داشت و پس از واگذاری آن صوبه به نادر شاه در سال ۱۱۱۷ خورشیدی، بر گورکانی ‌ها تحمیل شد. نیروهای ابدالی با معین‌الملک، فرماندار گورکانی پنجاب، به بن‌بست رسیدند، اما دومی با فریب، معاهده‌ای را امضا کرد که خواسته‌های ابدالی را می‌پذیرفت.

با برآورده نشدن شرایط معاهده ۱۱۲۸ خورشیدی، ابدالی برای سومین بار در سال ۱۱۳۱ خورشیدی به هند حمله کرد و قبل از رسیدن به دروازه‌های لاهور، همه چیز را در مقابل خود جارو کرد. در اینجا نبرد شدیدی درگرفت و ستوان شجاع معین‌الملک، راجا کورامال کشته شد. معین‌الملک اسیر شد، اما ابدالی به دلیل شجاعتش در نبرد او را بخشید و سپس او را مجدداً به عنوان فرماندار صوبه منصوب کرد. دربار گورکانی از تکرار فاجعه ۱۱۱۷ خورشیدی به وحشت افتاد. وزیر اعظم، صفدر جنگ با وعده پرداخت مبلغ زیادی پول، از ۵۰٬۰۰۰ مراتا کمک گرفت، اما قبل از اینکه بتواند کاری انجام دهد، امپراتور به همان اندازه وحشت‌زده، به توصیه خواجه جاوید خان نواب بهادر، محبوب مادرش، قرارداد صلحی را با ابدالی امضا کرد. طبق مفاد این معاهده، پنجاب (از جمله مولتان و سند) و کشمیر باید به نام امپراتور توسط ابدالی اداره می‌شد و هر فرماندار صوبه که توسط امپراتور منصوب می‌شد باید تأیید ابدالی را می‌داشت. این فقط یک ژست حفظ آبرو بود، در واقع این صوبه‌ها به افغان‌ها واگذار شده بودند. آنها به‌طور رسمی در سال ۱۱۳۶ خورشیدی، پس از تلاش ناموفق عمادالملک برای بازگرداندن آنها به کنترل گورکانی ، توسط آنها ضمیمه شدند.

از دست دادن گجرات و اوریسا به امپراتوری مراتا

[ویرایش]

سرداران مختلف امپراتوری مراتا اتباع احمد شاه بهادر را در گجرات و اوریسا شکست دادند. تا سال ۱۱۳۲ خورشیدی گجرات بخشی از امپراتوری گورکانی بود، اما در آن سال فرماندار امپراتوری توسط مراتاها عزل شد و در جریان آن هرج و مرج بود که مجتمع مسجد راج بووری در جریان یک درگیری بزرگ تخریب شد.[نیازمند منبع] در پاسخ به الحاق گجرات، امپراتور گورکانی احمد شاه بهادر، نواب جوناگاد نواب محمد بهادر خانجی را منصوب و تقویت کرد و عناوین و اختیارات مختلفی را به نهادهای مختلف وفادار به امپراتوری گورکانی هند در منطقه اعطا کرد.[۲۰] احمد شاه بهادر و صفدر جنگ همچنین صلابت خان و ارتشی متشکل از ۱۸٬۰۰۰ نفر را برای لشکرکشی به منظور سرکوب تمام شورشیان در قلمروهای راجپوت و جمع‌آوری حمایت برای پادگان‌های منطقه اعزام کردند.

عالیوردی خان اوریسا را از دست می‌دهد

[ویرایش]
عالیوردی خان (نایب‌السلطنه امپراتوری گورکانی در بنگال) دو اسیر را دستگیر می‌کند.

در سال ۱۱۳۰ خورشیدی پس از دفاع از قلمروهای خود در برابر مراتاها برای نزدیک به ۱۱ سال، عالیوردی خان نواب بنگال، و فوج‌دارهای مناطق مختلف مانند پاتنا، داکا و اوریسا[۲۱] توسط نیروی بزرگی از مراتاها تحت فرماندهی راغوجی اول بونسله درهم شکسته شدند، کسی که در نهایت اودیشا را به امپراتوری مراتا ضمیمه کرد. تنها میدناپور در دست گورکانی باقی ماند و عالیوردی خان، فرماندار گورکانی بنگال، مجبور شد با پرداخت خراج چهات به مراتاها موافقت کند، همان‌طور که امپراتور فقید محمد شاه به او دستور داده بود.

دومین جنگ کارناتیک (۱۱۲۸–۱۱۳۳ خورشیدی)

[ویرایش]
محاصره ارکات یک نبرد بزرگ بود که بین رابرت کلایو و نیروهای ترکیبی نواب کارناتیک امپراتوری گورکانی هند، چاندا صاحب، با کمک تعداد کمی از نیروهای کمپانی هند شرقی فرانسه درگرفت.

در سال ۱۱۳۰ خورشیدی، چاندا صاحب و ستوان‌هایش رضا صاحب و محمد یوسف خان توسط محمد علی خان والاجاه و کلایو در طول نبرد ارکات شکست خوردند. بعدها مظفر جنگ با نواب‌های غیرهمکار کورنول، کاداپا و ساوانور روبرو شد، پس از اینکه آنها به‌طور مشترک به اردوگاه ۳۰۰۰ نفری مظفر جنگ حمله کردند، در طول درگیری نواب ساوانور کشته شد، نواب کورنول تیر خورد و زخمی شد، اما همت خان بی‌تفاوت، نواب کاداپا، مظفر جنگ را به دوئل دعوت کرد. آنها هاوداهای خود را به سمت یکدیگر شارژ کردند و در مبارزه یکدیگر را حذف کردند.[۲۲]

اتحاد فرانسه و نظام

[ویرایش]

الگو:Campaignbox Seven Years' War: East Indies

خبر مرگ مظفر جنگ شوک و وحشت زیادی را در میان گورکانی ‌ها ایجاد کرد و فرانسوی‌ها نیز تحت تأثیر این رویداد غیرقابل پیش‌بینی قرار گرفتند. دو بوسی دست به کار شد و تقریباً خطر خشم دربار امپراتوری را به جان خرید، زمانی که برادرش صلابت جنگ را به عنوان صوبه‌دار جدید دکن، بدون تأیید احمد شاه بهادر، انتخاب کرد. آنها با هم در ۲۳ فروردین وارد حیدرآباد شدند و سپس برای تقویت پادگان گورکانی در اورنگ‌آباد در ۲۸ خرداد علیه مراتاها لشکر کشیدند.[۲۳] انتظام‌الدوله، یک ژنرال با نفوذ در ارتش گورکانی ، که مایل به قدرت گرفتن برادرش نبود، پست خود را رها کرد و تهدید کرد که با ارتشی ۱۵۰٬۰۰۰ نفری به دکن خواهد رفت و صلابت جنگ را با کمک رقیب مراتا آنها، بالاجی باجی رائو، سرنگون خواهد کرد.

صلابت جنگ و متحدان فرانسوی او کنفدراسیون مراتا را شکست دادند و معاهده صلح احمدنگر را اجرا کردند.

ژنرال فرانسوی دو بوسی در ابتدا از شمال ماهاراشترا پیشروی کرد، اما در نهایت مجبور به عقب‌نشینی توسط تاکتیک‌های سنتی مراتا برای قطع تمام تدارکات غلات شد. درگیری بین نظام تحت فرماندهی دو بوسی و پیشوا با معاهده بالکه (۱۱۳۰ خورشیدی) پایان یافت که در آن نظام صلابت جنگ نیمی از درآمدهای خاندش، به علاوه نیمه غربی برار، به علاوه استان کوچک باگلان (جنوب و غرب خاندش) را به مراتاها واگذار کرد و در عین حال شهرهای اورنگ‌آباد و بورهاپون و قلعه‌های مرتبط با آنها - دولت‌آباد و آسیر - را حفظ کرد.[۲۴]

انتظام‌الدوله توسط سربازان خود به دلیل دنبال کردن اتحاد با بالاجی باجی رائو مسموم شد. نواب کارناتیک چاندا صاحب پس از شکست در برابر محمد علی خان والاجاه و کلایو در سال ۱۱۳۱ خورشیدی، در یک شورش کشته شد. سپس محمد علی خان والاجاه به عنوان نواب بعدی کارناتیک به رسمیت شناخته شد، که عمدتاً با برانگیختن دلسوزی‌های احمد شاه بهادر بود.

در سال ۱۱۳۵ خورشیدی نیروهای صلابت جنگ[نیازمند منبع] از تفنگ‌های سنگین معروف به کتیوکس استفاده کردند که به زمین متصل می‌شدند، و شناخته شده بود که سریعتر از توپ شلیک می‌کردند.[۷]

مرگ

[ویرایش]

احمد شاه بهادر پس از عزل در سال ۱۱۳۳ خورشیدی، در قلعه سلیمگره زندانی شد. او بقیه عمر خود را در آنجا گذراند و در سال ۱۱۵۳ خورشیدی در سن ۴۹ سالگی در دوران سلطنت امپراتور شاه عالم دوم درگذشت. یکی از پسران او، (محمود شاه بهادر بیدار بخت) در سال ۱۱۶۷ خورشیدی برای مدت کوتاهی به عنوان شاه جهان چهارم سلطنت کرد.

مقبره او در یک محوطه تدفین چسبیده به مسجد موتی، در مجاورت درگاه قطب‌الدین بختیار کاکی در مهرائولی واقع شده است.[۲۵]

پانویس

[ویرایش]
  1. 1 2 3 4 5 Sarkar, Jadunath (1964). "Fall Of The Mughal Empire, Volume 1". Internet Archive. pp. 334–335. Retrieved 2021-11-01.
  2. Sir Jadunath Sarkar (1966). Fall of the Mughal Empire: 1754-1771 (Panipat) (3 ed.). M. C. Sarkar. p. 89.
  3. Sharma, S. R. (4 May 1999). Mughal Empire in India: A Systematic Study Including Source Material. Atlantic Publishers & Dist. ISBN 9788171568192 via Google Books.
  4. The Empire of the Great Mughals: History, Art and Culture, p. 59, در گوگل بوکس
  5. 1 2 Dictionary of Battles and Sieges: F–O, p. 631, در گوگل بوکس
  6. History of Civilizations of Central Asia: Development in contrast, p. 287, در گوگل بوکس
  7. 1 2 War, Culture and Society in Early Modern South Asia, 1740–1849, p. 29, در گوگل بوکس
  8. History of Indian Nation: Medieval India. K. K. Publications. 2022. p. 178.
  9. Jagadish Narayan Sarkar (1976). A Study of Eighteenth Century India: Political history, 1707-1761. Saraswat Library. p. 101.
  10. Singh, K. Natwar (2012-12-03). Maharaj Suraj Mal 1707-1763 (به انگلیسی). Rupa Publications India Pvt. Ltd. ISBN 9788129126603.
  11. Gordon, Stewart (1993). The Marathas 1600–1818. The New Cambridge History of India. Cambridge: Cambridge University Press. p. 138. ISBN 978-0-521-26883-7. For the Marathas, probably the two most significant events of the whole chaotic period in Delhi were a treaty in 1752, which made them protector of the Mughal throne (and gave them the right to collect chauth in the Punjab), and the civil war of 1753, by which the Maratha nominee ended up on the Mughal throne.
  12. 1 2 3 "The Last Raid: Dying Embers of the Mughal Empire". Hindu History. 20 June 2014.
  13. Jenkins, Everett Jr. (7 May 2015). The Muslim Diaspora (Volume 2, 1500-1799): A Comprehensive Chronology of the Spread of Islam in Asia, Africa, Europe and the Americas. McFarland. ISBN 978-1-4766-0889-1 via Google Books.
  14. Singh, K. Natwar (2012-12-03). Maharaj Suraj Mal 1707-1763 (به انگلیسی). Rupa Publications India Pvt. Ltd. ISBN 9788129126603.
  15. www.DiscoverSikhism.com. History Of The Sikhs Vol. III Sikh Domination Of The Mughal Empire (1764-1803) (به انگلیسی). p. 364.
  16. A Global Chronology of Conflict: From the Ancient World to the Modern Middle East, p. 756, در گوگل بوکس
  17. Palk Manuscripts, four-volume collection of the correspondence of Sir Robert Palk relating to Indian affairs, Historical Manuscripts Commission: Report on the Palk manuscripts in the possession of Mrs Bannatyne of Haldon, Devon, p.XII
  18. Kulakarṇī, A. Rā; Nayeem, M. A.; Insṭīṭiyūṭ, ʻAbūlkalām Āzād Oriyanṭal Rīsarc (2000-01-01). History of Modern Deccan, 1720/1724-1948: Political and administrative aspects (به انگلیسی). Abul Kalam Azad Oriental Research Institute.
  19. Sarkar, Jadunath (1994-01-01). A History of Jaipur: C. 1503-1938 (به انگلیسی). Orient Blackswan. ISBN 9788125003335.
  20. "Collect Britain has moved". Archived from the original on 9 February 2012. Retrieved 2011-12-17.
  21. Markovits, Claude (1 February 2004). A History of Modern India, 1480-1950. Anthem Press. ISBN 978-1-84331-004-4.
  22. Nizam-British Relations, 1724–1857, p. 51, در گوگل بوکس
  23. A History of Modern India, 1480–1950, p. 220, در گوگل بوکس
  24. Gordon, Stewart (1993). The Marathas 1600–1818. The New Cambridge History of India. Cambridge: Cambridge University Press. p. 134. ISBN 978-0-521-26883-7.
  25. Dadlani, Chanchal B. (2018). From stone to paper: architecture as history in the late Mughal Empire. New Haven [CT]. p. 63. ISBN 978-0-300-23317-9. OCLC 1024165136.

منابع

[ویرایش]
  • Sarkar, Jadunath (2007). Fall of the Mughal Empire (1739–1803) in 4 Volumes. Orient Longman. ISBN 9788125032458.
احمد شاه بهادر
پیشین:
محمد شاه
پادشاه
۸ اردیبهشت ۱۱۲۷ خورشیدی– ۱۲ خرداد ۱۱۳۳ خورشیدی
پسین:
عالمگیر دوم