عالمگیر دوم
| عالمگیر دوم | |||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| پادشاه السلطان الاعظم | |||||||||
پرتره اثر سوخا لوهار، حدود ۱۱۳۵ خورشیدی | |||||||||
| پادشاه گورکانی | |||||||||
| سلطنت | ۱۳ خرداد ۱۱۳۳ – ۸ آذر ۱۱۳۸ خورشیدی | ||||||||
| پیشین | احمد شاه | ||||||||
| جانشین | شاه جهان سوم | ||||||||
| نایبالسلطنه | عمادالملک (۱۱۳۳–۱۱۳۵ خورشیدی) | ||||||||
| میر بخشی | نجیبالدوله (۱۱۳۵–۱۱۳۸ خورشیدی) | ||||||||
| زاده | میرزا عزیزالدین ۱۶ خرداد ۱۰۷۸ خورشیدی برهانپور، امپراتوری گورکانی هند | ||||||||
| درگذشته | ۸ آذر ۱۱۳۸ خورشیدی (در ۶۰ سالگی) کوتلا فتح شاه، امپراتوری مراتا | ||||||||
| آرامگاه | مقبره همایون، دهلی، هند | ||||||||
| همسران |
| ||||||||
| فرزند(ان) |
| ||||||||
| |||||||||
| خاندان | خاندان بابر | ||||||||
| دودمان | سلسله تیموریان | ||||||||
| پدر | جهاندار شاه | ||||||||
| مادر | انوپ بای | ||||||||
میرزا عزیزالدین محمد (۱۶ خرداد ۱۰۷۸ خورشیدی – ۸ آذر ۱۱۳۸ خورشیدی)، که بیشتر با نام سلطنتی خود عالمگیر دوم شناخته میشود، پانزدهمین پادشاه گورکانی از سال ۱۱۳۳ تا ۱۱۳۸ خورشیدی بود. او پسر جهاندار شاه بود.
میرزا عزیزالدین، پسر دوم جهاندار شاه، پس از عزل احمد شاه بهادر در سال ۱۱۳۳ خورشیدی توسط عمادالملک به سلطنت رسید. او پس از نشستن بر تخت، عنوان عالمگیر را برگزید و تلاش کرد تا رویکرد اورنگزیب (عالمگیر اول) را دنبال کند. او در زمان به سلطنت رسیدن ۵۵ سال داشت. او هیچ تجربهای در امور اداری و جنگی نداشت، زیرا بیشتر عمر خود را در زندان گذرانده بود. او حاکمی ضعیف بود و تمام قدرت در دست وزیر او، عمادالملک، متمرکز شده بود.
در سال ۱۱۳۵ خورشیدی، احمد شاه درانی یک بار دیگر به هند حمله کرد و دهلی را تصرف و ماتورا را غارت کرد. در همین حال، مراتاها به دلیل همکاری با عمادالملک قدرتمندتر شدند و بر سراسر شمال هند تسلط یافتند. این اوج گسترش مراتا بود که مشکلات بزرگی را برای امپراتوری گورکانی ، که در آن زمان بدون حاکم قوی ضعیف شده بود، ایجاد کرد. روابط بین عالمگیر دوم و وزیر غاصب او، عمادالملک، رو به وخامت گذاشت و این رابطه پرمشکل در نهایت به قتل عالمگیر توسط عمادالملک منجر شد. پسر عالمگیر دوم، علی گوهر، از آزار و اذیت در دهلی گریخت، در حالی که شاه جهان سوم بر تخت نشست.
زندگی اولیه
[ویرایش]عالمگیر دوم با نام عزیزالدین در ۱۶ خرداد ۱۰۷۸ خورشیدی در برهانپور به دنیا آمد و پسر دوم معزالدین بود، که خود پسر بهادر شاه (شاه عالم) بود؛ بنابراین، اورنگزیب جد بزرگ او بود. مادرش یک جات، انوپ بای، بود که اطلاعات کمی در مورد وجود او وجود دارد.[۴]
عزیزالدین ۷ ساله بود که جد بزرگش اورنگزیب در دکن درگذشت. پس از مرگ پدربزرگش، بهادرشاه یکم، در سال ۱۰۹۱ خورشیدی، جنگ جانشینی درگرفت. در این جنگها پدرش جهاندار شاه توسط فرخسیر، امپراتور بعدی گورکانی که تا سال ۱۱۰۲ خورشیدی سلطنت کرد، شکست خورد.
عزیزالدین در سال ۱۰۹۳ خورشیدی توسط آصف جاه یکم در دوران حاکمیت فرخسیر زندانی شد. او از سال ۱۰۹۳ تا ۱۱۳۳ خورشیدی در اسارت بود. پس از مرگ احمد شاه بهادر، او در سال ۱۱۳۳ خورشیدی توسط وزیر غاصب، غازی الدین خان فیروز جنگ سوم، آزاد شد. او عزیزالدین را فردی ضعیف میدانست که به رژیم او اعتراض نخواهد کرد؛ بنابراین، در ۱۲ خرداد ۱۱۳۳ خورشیدی، عنوان عالمگیر دوم توسط وزیر، به توصیه خودش، به عزیزالدین اعطا شد، زیرا او میخواست رویکرد متمرکز اورنگزیب را دنبال کند.
جانشینی تخت
[ویرایش]
عمادالملک مزدوران مراتا را برای انجام خواستههای خود استخدام کرد[۵] و تمام درآمدهای امپراتوری را به جیب خود ریخت و خانواده عالمگیر دوم را گرسنه نگه داشت. او همچنین علی گوهر، پسر بزرگ عالمگیر دوم، را مورد آزار و اذیت قرار داد.
از آن زمان به بعد، روابط بین عالمگیر دوم و رژیم عمادالملک به قدری بد شد که دومی او را در آبان ۱۱۳۸ خورشیدی به قتل رساند.
حکومت
[ویرایش]پس از ظهور عالمگیر دوم، امپراتوری گورکانی بهطور ناگهانی شروع به تمرکز مجدد کرد، به ویژه زمانی که بسیاری از نوابها به دنبال تأیید امپراتور گورکانی و هماهنگی او در مورد مقاومت خود در برابر مراتاها بودند. این تحول به وضوح مورد استقبال عمادالملک نبود، که به دنبال تقویت خودکامگی خود با حمایت بیدریغ مراتاها بود. امیرالامرا و میر بخشی او همچنان میرزا اشرف، پسر خان دوران هفتم (یکی از اشراف در دوران سلطنت فرخسیر و محمد شاه) بود.[۶][۷]
اتحاد با امپراتوری دُرانی
[ویرایش]در سال ۱۱۳۴ خورشیدی، معینالملک، نایبالسلطنه مورد تحسین گورکانی در پنجاب، درگذشت. بیوه او، مغلانی بیگم، به شدت به دنبال کمک احمدشاه درانی بود تا جلوی هرگونه درگیری جانشینی را بگیرد و شورشیان سیک در مناطق شرقی را سرکوب کند.
سپس احمدشاه درانی و نیروهایش در سال ۱۱۳۵ خورشیدی به لاهور لشکر کشیدند و پسرش، تیمور شاه درانی، را به عنوان نایبالسلطنه جدید در لاهور، تحت حمایت فرمانده جهان خان، منصوب کردند و همچنین ادینا بیگ را به عنوان فوجدار دوآب قرار دادند. سپس احمدشاه درانی ساکنان سیک و هندو را در مناطق شرقی ناپایدار و خارج از قانون پنجاب غارت کرد.

سپس او به سمت دهلی لشکر کشید. در دی ۱۱۳۵ خورشیدی، امپراتور گورکانی عالمگیر دوم با درباریانی مانند شاه ولیالله دهلوی، اشرافی مانند نجیبالدوله، و خانواده امپراتوری برای ملاقات با احمدشاه درانی رفتند. نیروهای او سپس با مراتاها درگیر شدند و تهدید کردند که رژیم عمادالملک را در غارت دهلی سرنگون و اعدام خواهند کرد.
روابط احمدشاه درانی با امپراتور گورکانی ، زمانی که پسرش تیمور شاه درانی به عنوان خواستگار دختر عالمگیر دوم، زهرا بیگم، انتخاب شد، بیشتر تقویت شد. احمدشاه درانی خود نیز با حضرت بیگم، دختر امپراتور سابق گورکانی محمد شاه، ازدواج کرد.[۸]
احمدشاه درانی به کابل بازگشت و نیروهای خود را به رهبری پسرش تیمور شاه درانی گذاشت تا در پادگانهای لاهور مستقر شوند، جایی که آنها توپ زمزمه را با کمک فلزکاران گورکانی ساختند.
او توسط محمد بهادر خان دوم (نواب امیر بهاولپور) و محمد نصیر خان یکم (خان نشین کلات) حمایت میشد.[۹]
محاصره دهلی (۱۷۵۷)
[ویرایش]در تیر ۱۱۳۶ خورشیدی، مراتاها به رهبری راگونتراو اتحاد برقرار شده بین امپراتوری درانی و امپراتوری گورکانی را رد کردند. آنها توسط عمادالملک کمک میشدند و در ۳۰ کیلومتری مقابل قلعه سرخ اردو زدند و تمام روستاهای کنار رود یامونا را اشغال کردند و شروع به محاصره دهلی کردند.
مراتاها علیه میر بخشی ("پرداختکننده") حاکم عالمگیر دوم، نجیبالدوله، به همراه ستوانهایش قطب شاه و امان خان و یک ارتش گورکانی متشکل از ۲۵۰۰ نفر مستقر در داخل کلانشهر دهلی جنگیدند. مراتاهای عصبانی کشتیها را به آتش کشیدند و از ورود مواد غذایی به دهلی جلوگیری کردند، در حالی که نجیبالدوله توپخانه سنگین خود را در خارج از محدوده قلعه سرخ مستقر کرد.
نجیبالدوله که نتوانست کمکی از احمدشاه درانی، که درگیر سرکوب شورشهای مختلف در نزدیکی هرات بود، دریافت کند، پس از مقاومت در برابر راهزنان متحد کنفدراسیون مراتا برای بیش از پنج ماه تسلیم شد، او شکست را پذیرفت و به نجیبآباد عقبنشینی کرد. هنگامی که مراتاها وارد دهلی شدند، امپراتور عالمگیر دوم و خانواده سلطنتی او به نوعی به ایالت بهاراتپور گریختند. مراتاها شهر و مردم دهلی را غارت کردند. مساجد و زیارتگاههای ساخته شده توسط گورکانی ها مورد هتک حرمت قرار گرفتند و پیشوا توطئه کرد تا ویشواسراو را بر تخت گورکانی بنشاند.
عمادالملک دوباره به عنوان میر بخشی منصوب شد و از حمایت مراتاها برخوردار شد.[۱۰] طولی نکشید که مراتاها با یک هنگ جات که توسط سوراج مال فرستاده شده بود، روبرو شدند، که اکنون شروع به ادعای حاکمیت بر دهلی کرده بود. جاتها نیز دهلی را غارت کردند اما اندکی پس از آن بازگشت عالمگیر دوم و خانواده سلطنتی گورکانی را از بهاراتپور به دهلی ممکن ساختند.
با این حال، با وجود از دست دادن کنترل دهلی، نجیبالدوله و همکارانش، مانند قطب خان و عبدوس صمد خان فوجدار گورکانی سرهند، به چالش کشیدن کنفدراسیون مراتا و متحدانش در درگیریهای ساهارانپور و شاهآباد مارکاندا ادامه دادند. در پاسخ، مراتاها ساکنان تارائوری، کرنال و کنژپورا را غارت کردند.[۱۰]
حمله مراتا به کنژپورا باعث واکنش نظامی احمدشاه درانی شد. نیروهای او از رودخانههای مقدس هند عبور کردند تا به دنبال مخالفان مراتا خود باشند.
سوژههایی که با کنفدراسیون مراتا مخالفت کردند
[ویرایش]در سال ۱۱۳۵ خورشیدی، عالمگیر دوم با هدف نوابهای وفادارش نواب کورنول، کاداپا و نواب ساوهنور، هنگامی که سرزمینهای اختصاصی آنها تا سال ۱۱۳۶ خورشیدی توسط رئیس مراتا، بالاجی باجی رائو، ویران و غارت شد، ابراز همدردی کرد.
جنگ سوم کارناتیک (۱۱۳۶–۱۱۴۲ خورشیدی)
[ویرایش]
از دست دادن بنگال
[ویرایش]عالمگیر دوم از مرگ علیوردی خان، نواب معروف بنگال، که سالانه ۵ میلیون درهم به دربار امپراتوری میپرداخت، اندوهگین شد. جانشین او، سراجالدوله، به عنوان نواب بعدی بنگال به رسمیت شناخته شد، اما او با رقبای داخلی روبرو شد که از پذیرش فرمان اعطا شده توسط عالمگیر دوم به سراجالدوله خودداری کردند. این درگیریهای داخلی باعث شد که سراجالدوله شتابزده کلکته را بدون اجازه امپراتور گورکانی عالمگیر دوم و صلابت جنگ از کمپانی هند شرقی ضمیمه کند. سراجالدوله به سرعت توسط کلایو شکست خورد، که کلکته را پس گرفت و سراجالدوله را در طول نبرد پلاسی در سال ۱۱۳۶ خورشیدی شکست داد. پس از نابودی کل ارتش او، سراجالدوله فرار کرد و توسط نیروهای میر جعفر خائن کشته شد. ادعاهای سراجالدوله متوفی در دربار امپراتوری گورکانی توسط غلامحسین طباطبایی مورد انتقاد قرار گرفت و عالمگیر دوم از به رسمیت شناختن میر جعفر به عنوان نواب بعدی بنگال خودداری کرد. در پاسخ به تصمیم دربار امپراتوری، میر جعفر بنابراین با عمادالملک حیلهگر علیه خانواده امپراتوری متحد شد.
اقتدار در دکن
[ویرایش]در طول سلطنت عالمگیر دوم، فرمانده فرانسوی دو بوسی و لالی و متحدانشان مانند صلابت جنگ و حیدر علی کمک زیادی به پیشرفت نیروهای مخالف سلطه کامل مراتا در دکن کردند. دستاوردهای آنها در سراسر محافل تأثیرگذار در امپراتوری گورکانی برای آنها شهرت به ارمغان آورده بود. در سال ۱۱۳۵ خورشیدی، نیروهای صلابت جنگ از تفنگهای فتیلهای سنگین معروف به کتیوکس استفاده کردند که به زمین متصل بودند و شناخته شده بود که سریعتر از یک توپ شلیک میکنند.[۱۱] این سلاحهای جدید بهطور کامل شانس شورشیان مراتا را تغییر داد. اندکی پس از نبرد پلاسی، فرمانده فرانسوی دو بوسی، که توسط امپراتور گورکانی عالمگیر دوم، نیز با عناوین سیفالدوله عمدهالملک و منصبدار ۷۰۰۰ ملقب شد، سرکارهای شمالی را به همراه دستیار خود حیدر جنگ، وکیل (وکیل مدافع) نماینده فرانسویها در امپراتوری گورکانی و صلابت جنگ، از بریتانیا تصرف کرد. با این حال، سرکارهای شمالی در سال ۱۱۳۷ خورشیدی توسط فورد پس گرفته شد و دو بوسی به فرانسه فراخوانده شد. صلابت جنگ که از بدترین حالت میترسید، با کمپانی هند شرقی آشتی کرد و حمایت آنها را به رسمیت شناخت و به زودی توسط برادر خودش، نظام علی خان، سرنگون شد.
راجای کشمیر
[ویرایش]در سال ۱۱۳۳ خورشیدی، فرماندار درانی کشمیر، راجا سُخ جیوان مال، معاون خود را اخراج کرد و استقلال خود را اعلام کرد. برای تأیید ادعای خود، از عالمگیر دوم خواست که او را به عنوان تنها نماینده کشمیر به رسمیت بشناسد. عالمگیر دوم، در یک توافقنامه، عنوان راجا را به سُخ جیوان اعطا کرد.
نواب پنجاب
[ویرایش]ادینا بیگ، ناظم سابق دوآب، توسط نانا صاحب یکم پس از پیروزی بر درانیها، به عنوان فرماندار پنجاب منصوب شد. ادینا، که در عوض به عنوان یک حاکم خودمختار خدمت میکرد، توسط عالمگیر دوم به عنوان نواب پنجاب منصوب شد و عنوان ظفر جنگ بهادر را به او اعطا کرد.
نواب بوپال
[ویرایش]در سال ۱۱۳۷ خورشیدی، ارتش گورکانی فیض محمد خان، نواب بوپال، بهطور خیانتآمیزی توسط نامادریاش، مامولا بای، مورد حمله قرار گرفت، که ناگهان پادگان گورکانی در قلعه رایسن را در سال ۱۱۳۷ خورشیدی، مطابق با طرح مراتاها، محاصره کرد. امپراتور گورکانی خشمگین، عالمگیر دوم، سپس یک فرمان صادر کرد که از فیض محمد خان به عنوان نواب بوپال، تنها مدیر منتخب رایسن، حمایت میکرد. امپراتور همچنین عنوان بهادر را به فیض محمد خان، نواب بوپال، اعطا کرد. با این حال، قلعه تحت کنترل مامولا بای و مرتد ناناصاحب پیشوا باقی ماند. قلعه رایسن به سرعت توسط فیض محمد خان در سال ۱۱۳۹ خورشیدی، پس از ترور غمانگیز عالمگیر دوم و پس از تهدید سداشیوراو باو مبنی بر ویران کردن بوپال قبل از سومین نبرد پانیپات، پس گرفته شد. اعتقاد بر این است که سپاهیان فیض محمد خان از جمله کسانی بودند که درست قبل از سومین نبرد پانیپات، مسیرهای تدارکاتی مراتاها را قطع کردند.
نواب کمبی
[ویرایش]نجمالدوله از حضور بریتانیا در کمبی حمایت کرد. او بخش زیادی از املاک خود را به یک «منطقه امن» بینالمللی تبدیل کرد. اگرچه به احتمال زیاد او نیز مجبور شد با تهدیدات اوج مراتا روبرو شود.
"نواب میسور"
[ویرایش]در سال ۱۱۳۷ خورشیدی، حیدر علی و سپاهیان او بنگلور را از "خاند رائو از کنفدراسیون مراتا" تصرف کردند.
به افتخار دستاوردهای او در طول جنگهای کارناتیک، پادشاه عنوان «نواب حیدر علی خان بهادر» را به او داد.
اوج کنفدراسیون مراتا
[ویرایش]در سال ۱۱۳۷ خورشیدی، مراتاها به رهبری راگونتراو پس از دریافت اخاذی از ثروت امپراتوری از عمادالملک، لاهور را اشغال کردند و با هم توطئه کردند تا تیمور شاه درانی جوان را سرنگون کنند. راگونتراو، جهان خان و تیمور شاه درانی، پسر و نایبالسلطنه احمدشاه درانی، را بیرون راند. تیمور شاه درانی و نیروهایش مجبور شدند تحت فشار حملات سیکها و مراتاها از لاهور به پیشاور عقبنشینی کنند. این پیروزی باعث شد که پیشوای ستیزهجو، دهلی را با شکوه غارت کند و قصد خود را برای نشاندن ویشواسراو بر تخت گورکانی اعلام کند.[۱۲]
ترور
[ویرایش]بسیاری از اقدامات او مردم هند را خشمگین کرده بود. شاهزاده علی گوهر از ترس واکنش در تابستان ۱۱۳۸ خورشیدی از دهلی گریخت.
عمادالملک و سداشیوراو باو که از فرار جسورانه خشمگین بودند، حدس زدند که عالمگیر دوم قصد دارد پسرش شاهزاده علی گوهر را برای سلب مالکیت و سرنگونی رژیم آنها جلو ببرد.
پس از بررسی دقیق، عمادالملک و یک گروه خشمگین از اقوام مختلف نقشه قتل امپراتور گورکانی عالمگیر دوم و ترور اعضای برجسته خانواده او را در زمستان ۱۱۳۸ خورشیدی طراحی کردند.[۱۳]
پیامد
[ویرایش]شکست داماد عالمگیر دوم، تیمور شاه درانی، توسط مراتاها در سال ۱۱۳۹ خورشیدی، خشم احمدشاه درانی را برانگیخت، که یک لشکرکشی عظیم را با جمعآوری نیروهای بیشتری از همیشه آغاز کرد. در پاسخ به عمادالملک و سداشیوراو باو، نجیبالدوله و ائتلاف قوی او از بزرگان مسلمان در امپراتوری گورکانی و احمدشاه درانی، دهلی را پس گرفتند و آن را تحت اقتدار اسمی شاه عالم دوم قرار دادند. در جنوب، حیدر علی و ارتش میسور او وحشیانه به مراتا حمله کردند. در همین حال، شاه عالم دوم فروپاشی مراتا را پیشبینی کرد و شجاعالدوله را وزیر اعظم و نجیبالدوله را مختار خاص افتخاری (نماینده ارشد) خود اعلام کرد.[۱۴][۱۵] این تحولات در نهایت منجر به ظهور وفاداریهای مذهبی و سیاسی شد که سرانجام در «سومین نبرد پانیپات» در سال ۱۱۴۰ خورشیدی با هم درگیر شدند.
روابط خارجی
[ویرایش]جنگ هفتساله
[ویرایش]
در سال ۱۱۳۵ خورشیدی، جنگ هفتساله درگرفت و عالمگیر دوم توسط متخاصمان بینالمللی مختلف آن جنگ حمایت شد. این اولین جنگ جهانی بود که امپراتور گورکانی دخالت خود را فراتر از مرزهای هند داشت. عالمگیر دوم در ابتدا در آن جنگ درگیر شد زیرا بریتانیا در تلاشهای خود برای تسخیر صوبه بنگال شتابزده بود.

در سال ۱۱۳۴ خورشیدی، دو بوسی نامهای از امپراتور گورکانی جدید، عالمگیر دوم، دریافت کرد که در آن درخواست کمک فرانسوی برای سرکوب کنفدراسیون مراتا شده بود. عالمگیر دوم پرسید که آیا امکان دارد دو بوسی یک گروه فرانسوی متشکل از ۱۰۰۰ نفر را برای محافظت از پایتخت امپراتوری گورکانی در دهلی اعزام کند. عالمگیر دوم همچنین وعده داد که مبلغ هنگفتی را برای نگهداری فرانسویها بپردازد و حتی قول داد که اختلافات در جنگهای کارناتیک را به نفع کمپانی هند شرقی فرانسه حل و فصل کند.[۱۶]
در سال ۱۱۳۶ خورشیدی، عالمگیر دوم با موفقیت صلح بین امارت درانی و امپراتوری گورکانی را برقرار کرد. عالمگیر دوم حتی یک اتحاد زناشویی[۱۷] را تضمین کرد، زمانی که تیمور شاه درانی در بهمن ۱۱۳۵ خورشیدی با گوهر افروز بیگم، دختر امپراتور گورکانی عالمگیر دوم ازدواج کرد و احمدشاه درانی در سال ۱۱۳۶ خورشیدی با حضرت بیگم، دختر امپراتور سابق گورکانی محمد شاه ازدواج کرد.[۱۸]
در سال ۱۱۳۰ خورشیدی، شرکت هند شرقی سوئد در سورت به عنوان یک همرزم عالمگیر دوم فعالیت میکرد. آنها احتمالاً در کمک به اولین نواب جوناگاد مؤثر بودند.
اعتقاد بر این است که عالمگیر دوم حتی تلاش کرد قبل از مرگش در سال ۱۱۳۸ خورشیدی، کمپانی هند شرقی و کمپانی هند شرقی فرانسه را آشتی دهد.
مرگ
[ویرایش]وزیر اعظم جدید گورکانی پس از حمله احمدشاه درانی، نجیبالدوله بود که سعی کرد با متحد کردن فوجدارها (فرماندهان)، نوابها و نظامهای دوردست به یک هدف مشترک علیه مراتاها، بقایای امپراتوری گورکانی را تحکیم کند. عمادالملک مخلوع از ترس خشم آنها، با رهبر مراتا سداشیوراو باو همسو شد و یک ضد حمله علیه نجیبالدوله آغاز کرد که ۱۵ روز به طول انجامید و منجر به شکست نجیبالدوله شد که به سمت شمال رانده شد.
سپس عمادالملک ترسید که امپراتور گورکانی عالمگیر دوم احمدشاه درانی را فرا بخواند یا از پسرش شاهزاده علی گوهر استفاده کند تا او را از قدرت جدیدش با مراتاها محروم کند؛ بنابراین، عمادالملک نقشه قتل امپراتور گورکانی عالمگیر دوم و خانوادهاش را طراحی کرد. چند شاهزاده گورکانی ، از جمله علی گوهر، به طرز ناامیدکنندهای قبل از ترور موفق به فرار شدند. در آبان ۱۱۳۸ خورشیدی، به امپراتور گورکانی عالمگیر دوم گفته شد که مردی پرهیزگار برای ملاقات با او آمده است. عالمگیر دوم، که همیشه مشتاق ملاقات با مردان مقدس بود، بلافاصله برای ملاقات با او در کوتلا فتح شاه حرکت کرد، او توسط قاتلان عمادالملک بارها چاقو خورد. مرگ امپراتور گورکانی عالمگیر دوم در سراسر امپراتوری گورکانی ، به ویژه توسط جمعیت مسلمان، مورد سوگواری قرار گرفت.
در فرهنگ عامه
[ویرایش]
- در حماسه جنگی بالیوود پانیپات (فیلم) در سال ۲۰۱۹، شخصیت عالمگیر دوم توسط اس. ام. ظاهر به تصویر کشیده شد.
- در سریال تلویزیونی ماراتای کبیر در سال ۱۹۹۴، این شخصیت توسط آرون بالی به تصویر کشیده شد.
جستارهای وابسته
[ویرایش]پانویس
[ویرایش]- ↑ Sarkar, Sir Jadunath (1950). Fall of the Mughal Empire: 1754-1771. (Panipat) 2 ed. , rev. 1950. M. C. Sarkar. p. 92.
- ↑ Jaswant Lal Mehta (1 January 2005). Advanced Study in the History of Modern India 1707-1813. Sterling Publishers Pvt. Ltd. p. 464. ISBN 978-1-932705-54-6.
- ↑ Masudul Hasan (1998). History of Islam: Classical period, 1206-1900 C.E. Adam Publishers & Distributors. p. 669.
- ↑ Lal, Muni. Mini Mughals. p. 67.
- ↑ Keene, H.G. (1887). The Fall of the Moghul Empire of Hindustan (به انگلیسی). Oxford. ISBN 978-1-4499-5926-5. Archived from the original on 2014-12-26. Retrieved 2014-12-26.
- ↑ Muhammad Umar (1998). Muslim Society in Northern India During the Eighteenth Century. the University of Michigan. p. 296. ISBN 9788121508308.
- ↑ Zahiruddin Malik (1973). A Mughal Statesman Of The Eighteenth Century. p. 102.
- ↑ "Mughal Rule in India". 1953.
- ↑ "Nasir Khan Noori" (PDF). Archived from the original (PDF) on 20 March 2016. Retrieved 11 May 2023.
- 1 2 Jaswant Lal Mehta. Advanced Study in the History of Modern India 1707–1813. Retrieved 2014-01-31.
- ↑ Kaushik Roy (2011-03-30). War, Culture and Society in Early Modern South Asia, 1740-1849. Retrieved 2014-01-31.
- ↑ Elphinstone, Mountstuart (1841). History of India. John Murray, Albemarle Street. p. 276.
- ↑ "Alamgir II (Mughal emperor)". Encyclopædia Britannica. 2012-11-21. Retrieved 2014-01-31.
- ↑ Raghunath Rai. History. Retrieved 2014-01-31.
- ↑ Hermann Kulke, Dietmar Rothermund. A History of India. Retrieved 2014-01-31.
- ↑ Sarojini Regani. Nizam-British Relations, 1724–1857. Retrieved 2014-01-31.
- ↑ S.R. Sharma. Mughal Empire in India: A Systematic Study Including Source Material. Retrieved 2014-01-31.
- ↑ Students' Britannica India. Retrieved 2014-01-31.
پیوند به بیرون
[ویرایش]عالمگیر دوم | ||
| پیشین: احمد شاه بهادر |
پادشاه ۱۲ خرداد ۱۱۳۳ – ۸ آذر ۱۱۳۸ خورشیدی |
پسین: شاه جهان سوم |