دستگاه (موسیقی)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

دستگاه‌های موسیقی ایرانی یا به شکل خلاصه دستگاه اصطلاحی در موسیقی سنتی ایرانی است که به مجموعه‌ای از چند نغمه (گوشه) اطلاق می‌شود که با هم در گام، کوک، و فواصل نت هم‌آهنگی دارند. بیشتر منابع معاصر هفت دستگاه را بر می‌شمرند و علاوه بر آن، پنج آواز نیز مطرح می‌کنند که هر کدام زیرمجموعهٔ یکی از این هفت دستگاه است.

تعریف[ویرایش]

دستگاه عبارت است از مجموعه‌ای از گوشه‌ها که بر اساس منطقی درونی به طور سنتی کنار هم قرار گرفته‌اند و معمولاً دارای مدهای خاص خود می‌باشند.[۱]

نام[ویرایش]

لفظ «دستگاه» به عقیدهٔ بیشتر نظریه‌پردازان، اشاره به موقعیت دست روی دستهٔ سازهایی نظیر تار و سه‌تار دارد (یعنی متشکل است از دست + «گاه» به معنی موقعیت، مثل «ایستگاه» یا «پاسگاه»).[۲][۳] با این حال عده‌ای نیز معتقدند که گاه در واقعه ریشه در «گات» دارد و آن را به متون اوستایی مرتبط می‌دانند.[۲] پیروان دیدگاه اول، اشاره می‌کنند که به پرده‌های ساز نیز در گذشته «دستان» گفته می‌شود و لذا نام دستگاه‌ها (نظیر سه‌گاه و چهارگاه) به قرار گرفتن دست روی این دستان‌ها اشاره دارد.[۴]

تاریخچه[ویرایش]

تا پیش از جدایی موسیقی ایران از موسیقی عثمانی، موسیقی در تمام این نقاط بر اساس مقام‌ها توضیح و آموزش داده می‌شد. شروع جدایی موسیقی ایران از عثمانی احتمالاً به دورهٔ تیموریان بر می‌گردد.[۵] در قرن سیزدهم و چهاردهم میلادی (مصادف با حکومت ایلخانیان و تیموریان در ایران)، در موسیقی شرق آناتولی مفهوم مقام رشد پیدا می‌کند و این موسیقی، با آنچه در ایران و هرات (افغانستان امروزی) نواخته می‌شده تفاوت پیدا می‌کند[۵] از دید رافائل کیزوتر، همزمان با این تحولات موسیقی ایران به واسطهٔ ارتباط با غرب، تصمیم به تغییر اساسی در تئوری موسیقی خود می‌گیرد و تنها نام دوازده مقام و شش آواز اصلی را نگاه می‌دارد و برای تمام مفاهیم دیگر نام‌ها یا مقولات فارسی می‌سازد تا جایگزین مقولات عربی کند.[۵] یکی از نتایج این تحولات، پیدایش دستگاه‌های موسیقی (به عنوان نوع جدیدی از تقسیم‌بندی ملودهای موسیقی ایرانی است).

واژه «دستگاه» به احتمال زیاد از زمان سلسله قاجاریه در موسیقی ایرانی معمول شده است.[۳] این کلمه که در حقیقت جایگزین واژه «مقام» گردیده، خود از دو کلمه «دست» و «گاه» ترکیب یافته است. در موسیقی قدیم ایران، «گاه» به معنای پرده ساز بوده است؛ بنابراین دستگاه یعنی چگونگی قرار گرفتن انگشتان دست بر روی پرده‌های ساز که در هر مقامی شکل خاص خود را دارد.[۳]

ساختار[ویرایش]

اجزا[ویرایش]

هر دستگاه از چندین گوشه تشکیل شده‌است. به طور سنتی، این گوشه‌ها معمولاً در یک قالب دایره‌ای پنج قسمتی اجرا می‌شوند که شامل پیش‌درآمد، چهارمضراب، آواز، تصنیف و رنگ است.[۶]

گام و فواصل[ویرایش]

گام هر دستگاه ترکیبی از فواصل گوناگون با کرسی‌بندی گوشه‌هاست که از اوزان «باز و بسته» برخوردار است. نغمات در دستگاه از بم به زیر در حرکت است و دوباره از زیر به بم برمی‌گردد؛ این حرکت، روی برخی از درجات مطبوع ایست می‌کند و سپس با فرودی مشخص، به محور اصلی بازمی‌گردد.[۷]

فواصلی که در گام دستگاه‌های موسیقی ایرانی دیده می‌شوند اصولاً از چهار نوع هستند: دوم بزرگ (حدود ۲۰۰ سنتدوم خنثی (حدود ۱۵۰ سنت)، دوم کوچک (حدود ۱۰۰ سنت)، و دوم بیش‌بزرگ (حدود ۲۵۰ سنت). اگر فراوانی هر کدام از این فواصل در تمام گام‌های دستگاه‌های موسیقی ایرانی شمرده شود، دوم بزرگ ۳۲ بار، دوم خنثی ۱۷ بار، دوم کوچک ۱۱ بار و دوم افزوده ۳ بار استفاده می‌شوند.[en ۱] اگر تمام گام موسیقی ایرانی بر هم منطبق شود، در هر اکتاو نیاز به دست کم ۱۵ پردهٔ مختلف است؛ اما یک اکتاو در گام هر دستگاه تنها متشکل از هفت پرده است.[en ۲]

تعداد دستگاه‌ها[ویرایش]

بیشتر متون امروزی، ردیف موسیقی ایرانی را به هفت دستگاه تقسیم می‌کنند و در کنار آن چند آواز نیز بر می‌شمرند (دست کم سه مورد آواز دشتی، آواز ابوعطا، آواز بیات ترک، اگر چه برخی آواز شوشتری، آواز بیات کرد، و آواز بیات اصفهان را نیز بر می‌شمرند). رایج‌ترین تقسیم‌بندی عبارت است از هفت دستگاه و پنج آواز.[en ۳]

با این حال در تقسیم‌بندی‌های قدیمی‌تر (اوایل قرن بیستم)، برخی نظریه‌پردازان دوازده دستگاه برمی‌شمردند، و پنج مورد از آوازهای یادشده را نیز جزو دستگاه‌ها برمی‌شمردند. برای مثال، گن‌ایچی تسوگه ابوعطا را جزو دستگاه‌ها برمی‌شمرد[en ۴] و ژان دورینگ نیز تعداد دستگاه‌ها را دوازده عدد ذکر می‌کند (که در شش یا هفت گام اجرا می‌شوند).[en ۵] هرمز فرهت نیز تعداد دستگاه‌ها را دوازده عدد ذکر می‌کند.[en ۶] برونو نتل با استناد به تحقیقات دیگران نشان داده‌است که گوشه‌هایی که قابلیت پرده‌گردانی دارند در قرن اخیر بیشتر مورد توجه بوده‌اند، چنان که حتی برخی از آن‌ها به طور مستقل از دستگاهی که به آن وابسته بودند، اجرا می‌شوند و در حال تبدیل به یک دستگاه مستقل هستند؛ او از این جمله به بیات کرد اشاره می‌کند (مشتق از دستگاه شور، با افزودن درجهٔ پنجم به اندازهٔ نیم پرده) و آن را در حال تبدیل به یک دستگاه جداگانه می‌داند.[en ۷] برخی محققان دیگر از جمله ژان دورینگ و هرمز فرهت هم به این روند شکل‌گیری دستگاه‌های جدید صحه گذاشته‌اند.[en ۸][en ۹]

تقریباً تمام صاحب‌نظران معاصر، دستگاه شور را مهم‌ترین دستگاه موسیقی ایرانی می‌دانند[en ۱۰] و به آن «مادر همهٔ دستگاه‌ها» می‌گویند،[en ۱۱] زیرا چندین آواز از شور منشعب شده‌اند و حتی در دستگاه‌های دیگر نظیر نوا و سه‌گاه نیز تأثیر شور مشهود است.[en ۱۲] استثنای مهم در این زمینه، هرمز فرهت و داریوش صفوت هستند که دستگاه شور را به خاطر قدمت کمترش اصلی نمی‌دانند و در مقابل، دستگاه چهارگاه را به خاطر این که دو دانگ متقارن دارد، دستگاه اصلی می‌دانند.[en ۱۳]

رابطهٔ دستگاه‌ها[ویرایش]

در بیشتر منابع معاصر (در سدهٔ ۲۱ میلادی)، تعداد دستگاه‌های موسیقی ایران هفت عدد ذکر شده اما از لحاظ آناتومی (ترتیب و نوع فاصله‌ها) این دستگاه‌ها کمتر از هفت نوع دانسته می‌شوند. به عقیدهٔ علینقی وزیری، رفتار و حالات دستگاه راست پنجگاه مانند ماهور است و رفتار و حالات دستگاه نوا نیز مانند شور است، که یعنی دستگاه‌ها را می‌توان در پنج خانوادهٔ اصلی طبقه‌بندی کرد.[۸][۹] برونو نتل نیز همین دیدگاه را تأیید می‌کند.[en ۱۴] داریوش طلایی در تحقیقاتش به این نتیجه رسیده که با شکستن هر دستگاه به دو دانگ می‌توان تمام ساختارهای مُدال موسیقی ایرانی را با استفاده از تنها چهار دانگ (شور، چهارگاه، ماهور، و نوا/دشتی) طبقه‌بندی کرد.[۱۰][۱۱] محمدرضا لطفی نیز هویت هر دستگاه را در دانگ اول آن می‌داند و می‌نویسد که دانگ اول هر دستگاه غیر قابل تغییر است چون با تغییر آن، ماهیت دستگاه تغییر می‌کند.[۷]

برونو نتل در کتاب «ردیف موسیقی ایرانی» (چاپ ۱۹۷۸ میلادی) می‌نویسد که بیشتر منابع معاصر در آن زمان (اواخر سدهٔ ۲۰ میلادی) دستگاه‌ها را دوازده مورد می‌دانند، اگر چه برخی از منابع قدیمی‌تر پنج‌تای آن‌ها را در غالب «آوازها» یا «متعلقات» بر می‌شمرند و وابسته به یک دستگاه دیگر می‌دانند (مثل بیات اصفهان به عنوان متعلقات همایون، یا افشاری و بیات ترک به عنوان مشتقات شور). او همچنین ذکر می‌کند برخی منابع سیزده دستگاه بر می‌شمرند، چرا که یا بیات کرد و یا آواز شوشتری را به عنوان یک دستگاه یا آواز مستقل بر می‌شمرند (که به ترتیب از دستگاه شور و همایون جدا شده‌اند). در مقابل، او معتقد است که راست و پنجگاه در عمل دو دستگاه جدا بوده‌اند که به هم پیوسته‌اند و آنچه امروز «راست‌پنجگاه» نامیده می‌شود را شکل داده‌اند.[en ۱۵]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • Farhat, Hormoz (1960). Festival of Oriental Music and the Related Arts. Los Angeles: University of California. 
  • During, Jean (15 December 2015). "ŠUR". IRANICA World. Retrieved 2017-04-02. 
  • Farhat, Hormoz (2004). The Dastgah Concept in Persian Music. Cambrdige: Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-54206-7. 
  • Nettl, Bruno (1987). The Radif of Persian Classical Music: Studies of Structure and Cultural Context in the Classical Music of Iran. Elephant and Cat.