پرش به محتوا

شاه عالم دوم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
شاه عالم دوم

پادشاه
السلطان الاعظم
شاه عالم پس از کور شدن، اثر خیرالله (حدود ۱۱۷۲ خورشیدی)
امپراتور گورکانی هند
نخستین دوره حکومت۱۹ مهر ۱۱۴۰ – ۹ مرداد ۱۱۶۷ خورشیدی
پیشینشاه جهان سوم
جانشینجهان شاه
دومین دوره حکومت۲۴ مهر ۱۱۶۷ – ۲۸ آبان ۱۱۸۵ خورشیدی
پیشینجهان شاه
جانشیناکبر دوم
زادهمیرزا علی گوهر
۴ تیر ۱۱۰۷ خورشیدی
شاه جهان‌آباد، صوبه دهلی، امپراتوری گورکانی هند (امروزه دهلی قدیم، دهلی، هند)
درگذشته۲۸ آبان ۱۱۸۵ خورشیدی (در ۷۸ سالگی)
شاه جهان‌آباد، صوبه دهلی، امپراتوری مراتا
آرامگاه
همسران
  • تاج محل[۱]
  • جمیل النساء بیگم[۲][۳]
  • مبارک محل[۴]
  • مراد بخت بیگم[۵]
  • قدسیه بیگم[۶]
  • عزیزان، ملکه عالم[۷]
  • شهاب آبادی محل[۸]
  • نواب محل[۸]
  • نزاکت محل[۹]
فرزندان
نام کامل
'عبدالله جلال الدین ابوالمظفر هم الدین محمد میرزا علی گوهر شاه علم دوم'
خاندانخاندان بابر
دودمانسلسله تیموریان
پدرعالمگیر دوم
مادرزینت محل
مهرامضاء شاه عالم دوم
پیشینه نظامی
جنگ‌ها و عملیات‌هاسومین نبرد پانی‌پات
جنگ بنگال
نبرد دهلی (۱۷۶۴)
نبرد بوکسار
نبرد دهلی (۱۷۷۱)
نبرد پورانا کیلا
نبرد دهلی (۱۷۸۳)
تسخیر دهلی (۱۷۸۸)
محاصره دهلی (۱۸۰۴)

شاه عالم دوم (۴ تیر ۱۱۰۷ خورشیدی – ۲۸ آبان ۱۱۸۵ خورشیدی)، که با نام تولد خود علی گوهر نیز شناخته می‌شود، هفدهمین پادشاه گورکانی و پسر عالمگیر دوم بود.[۱۶] شاه عالم دوم به امپراتوریِ یک امپراتوری رو به زوال گورکانی رسید. قدرت او در طول سلطنتش آنچنان کاهش یافته بود که منجر به ضرب‌المثلی در زبان فارسی شد: سلطنت شاه عالم، از دهلی تا پالام، به این معنی که «قلمرو شاه عالم از دهلی تا پالام است»، که پالام یکی از حومه‌های دهلی بود.[۱۷][۱۸]

شاه عالم با تهاجمات بسیاری، عمدتاً توسط احمدشاه درانی، مواجه شد که به سومین نبرد پانی‌پات (۱۱۴۰ خورشیدی) بین کنفدراسیون مراتا و افغان‌ها به رهبری عبدالی انجامید. در سال ۱۱۴۰ خورشیدی، نیروهای مهاجم عبدالی توسط ماراتاها، به رهبری سداشیوراو باو، که شاه جهان سوم، امپراتور دست‌نشانده گورکانی توسط عمادالملک را برکنار کرده بود، رانده شدند و شاه عالم دوم را به عنوان امپراتور مشروع (۱۱۴۰–۱۱۵۰ خورشیدی) منصوب کردند.[۱۹][۲۰]

شاه عالم دوم تنها امپراتور مشروع به‌شمار می‌رفت، اما تا سال ۱۱۵۰ خورشیدی، تحت حمایت ژنرال مراتایی، مهاداچی شیندی، نتوانست به دهلی بازگردد. او همچنین در نبرد بوکسار (۱۱۴۳ خورشیدی) با کمپانی هند شرقی جنگید. در سال ۱۱۶۷ خورشیدی، زمانی که زندانی غلام قادر بود، کور شد.

شاه عالم دوم، دیوان اشعار خود را تألیف کرد و با تخلص آفتاب شناخته می‌شد. اشعار او توسط میرزا فاخر مکین هدایت، گردآوری و جمع‌آوری شده است.[۲۱]

شاه عالم همچنین کتاب معروف عجایب‌القصص را که یکی از اولین و برجسته‌ترین کتاب‌های نثر به زبان اردو محسوب می‌شود، تألیف کرد.

زندگی اولیه

[ویرایش]

علی گوهر در ۴ تیر ۱۱۰۷ خورشیدی از شاهزاده (شهزاده) عزیزالدین، پسر جهاندار شاه، امپراتور مخلوع گورکانی ، به دنیا آمد. او در کنار پدرش در بخش سلاطین قلعه سرخ به صورت نیمه-اسیر بزرگ شد. با این حال، برخلاف اکثر شاهزادگان گورکانی که در شرایط مشابه بزرگ می‌شدند، ثبت نشده است که او تا زمانی که پدرش امپراتور شد، به شاهزاده‌ای فاسد تبدیل شده باشد، و بنابراین به‌طور طبیعی در طول سلطنت پدرش به مناصب بالایی گمارده شد.

پس از به سلطنت رسیدن پدرش، او ولیعهد امپراتوری شد و عامل اصلی پدرش گشت، اگرچه تقریباً تمام قدرت در دست وزیر، عمادالملک، بود. نزاع‌های او با آن امیر، و ترس از جان خود، باعث شد که در سال ۱۱۵۸ خورشیدی از دهلی فرار کند.

فرار از دهلی

[ویرایش]

شاهزاده علی گوهر، که بعدها امپراتور شاه عالم دوم شد، ولیعهد پدرش عالمگیر دوم بود. پدر شاهزاده علی گوهر توسط وزیر، عمادالملک و پسرعموی پیشوای مراتا، سداشیوراو باو، به عنوان امپراتور گورکانی هند منصوب شده بود.[۲۲]

شاهزاده علی گوهر یک میلیشیا سازماندهی کرد و با جسارت از دهلی فرار کرد. او در سال ۱۱۵۹ خورشیدی در صوبه شرقی ظاهر شد، به این امید که با تلاش برای به دست آوردن مجدد کنترل بنگال، بیهار و اودیسا موقعیت خود را تقویت کند.

با این حال، خیلی زود نجیب‌الدوله با جمع‌آوری یک ارتش گورکانی بزرگ در خارج از دهلی، غاصب، عمادالملک را مجبور به فرار از پایتخت کرد. او از ارتش برای عزل شاه جهان سوم، فرد بدعهدی که غاصب بود، استفاده کرد. سپس نجیب‌الدوله و اشراف مسلمان با حفظ مکاتبات با احمدشاه درانی قدرتمند، برای شکست دادن ماراتاها برنامه‌ریزی کردند. پس از آنکه درانی ماراتاها را قاطعانه شکست داد، علی گوهر را با نام شاه عالم دوم به عنوان امپراتور معرفی کرد.[۲۳]

جنگ بنگال

[ویرایش]

در سال ۱۱۴۰ خورشیدی، پس از به دست گرفتن کنترل مناطق کوچکی در بنگال، بیهار و بخش‌هایی از اودیسا توسط میلیشیای شاه عالم، شاهزاده علی گوهر و ارتش گورکانی او متشکل از ۳۰٬۰۰۰ نفر، قصد داشتند تا میر جعفر و عمادالملک را پس از تلاش آنها برای دستگیری یا کشتن وی با پیشروی به سمت اوده و پاتنا در سال ۱۱۵۹ خورشیدی، سرنگون کنند. اما درگیری به زودی با مداخله قاطع کمپانی هند شرقی همراه شد.

گورکانی ‌ها به وضوح قصد داشتند صوبه شرقی جدا شده خود را پس بگیرند، به رهبری شاهزاده علی گوهر، که با میلیشیایی متشکل از افرادی مانند محمد قلی خان، کادم حسین، کامگار خان، هدایت علی، میر افضل و غلامحسین طباطبایی همراه بود. نیروهای آنها با نیروهای شجاع‌الدوله، نجیب‌الدوله و احمد خان بنگش تقویت شدند. فرانسوی‌ها نیز توسط ژان لو دو لوریستون و ۲۰۰ فرانسوی به گورکانی ‌ها پیوستند و در طول جنگ هفت‌ساله علیه بریتانیا لشکرکشی کردند.[۲۴]

شاهزاده علی گوهر با موفقیت تا پاتنا پیشروی کرد، که بعداً آن را با یک ارتش ترکیبی بیش از ۴۰٬۰۰۰ نفر برای دستگیری یا کشتن رامناریان، دشمن قسم خورده گورکانی ‌ها، محاصره کرد. میر جعفر از مرگ قریب‌الوقوع همکارش به وحشت افتاد و پسر خود، میران، را فرستاد تا رامناریان را نجات داده و پاتنا را پس بگیرد. میر جعفر همچنین از رابرت کلایو کمک خواست، اما این سرگرد جان کایلاود بود که ارتش شاهزاده علی گوهر را در سال ۱۱۴۰ خورشیدی پس از چهار نبرد بزرگ از جمله نبرد پاتنا، نبرد سیرپور، نبرد بیرپور و نبرد سیوان متفرق کرد.

پس از مذاکراتی که صلح را تضمین می‌کرد، شاه عالم دوم توسط بریتانیا اسکورت شد تا با میر قاسم، نواب بنگال جدید، که پس از مرگ ناگهانی میران نامزد شده بود، دیدار کند. میر قاسم به زودی تنفیذ امپراتور گورکانی را به عنوان صوبه‌دار بنگال، بیهار و اودیسا دریافت کرد و موافقت کرد که سالانه ۲٫۴ میلیون درهم مالیات بپردازد. سپس شاه عالم دوم به الله‌آباد عقب‌نشینی کرد و از سال ۱۱۴۰ تا ۱۱۴۳ خورشیدی تحت حمایت شجاع‌الدوله، نواب اوده، قرار گرفت. در همین حال، روابط میر قاسم با کمپانی هند شرقی شروع به وخامت کرد. او اصلاحاتی را آغاز کرد که معافیت‌های مالیاتی کمپانی هند شرقی را لغو کرد، همچنین رامناریان را اخراج کرد و کارخانه‌های تولید تفنگ فتیله‌ای را در پاتنا با هدف انحصاری بهبود ارتش گورکانی تازه اصلاح شده ایجاد کرد.

کمپانی هند شرقی که از این تحولات خشمگین بود، به دنبال برکناری میر قاسم بود. دسیسه‌های دربار به تحریک کمپانی هند شرقی، میر قاسم را مجبور به ترک بنگال، بیهار و اودیسا کرد. میر قاسم نیز به نوبه خود، شجاع‌الدوله، نواب اوده، و شاه عالم دوم را ترغیب کرد تا با بریتانیا درگیر شوند.

امپراتور از الله‌آباد

[ویرایش]
تصویرسازی عصر گورکانی از پیر غازی بنگال، در طول قرن هجدهم.

شاه عالم دوم توسط امپراتوری درانی به عنوان امپراتور به رسمیت شناخته شد. حکومت او به ۲۴ پرگنه از سانداربنس،[۲۶] میر قاسم، نواب‌های بنگال و مرشدآبادبیهار[۲۶] راجای بنارس،[۲۷] نظام حیدرآباد، نواب غازی‌پور، صاحب پنجاب، حیدر علیِ میسور،[۲۷] نواب کاداپا و نواب کورنول، نواب کارناتیک آرکوت و نلور،[۲۸] راجای کشمیر، نواب جوناگاد، روهیلکهند دوآب پایینی، روهیلکهند دوآب بالایی، و نواب بهاولپور گسترش یافت.

نبرد بوکسار

[ویرایش]

نبرد بوکسار در ۳۰ مهر ۱۱۴۳ خورشیدی بین ارتش‌های متحد میر قاسم، نواب بنگال؛ شجاع‌الدوله، نواب اوده؛ امپراتور گورکانی شاه عالم دوم و نیروهای تحت فرمان کمپانی هند شرقی به رهبری هکتور مونرو درگرفت.[۲۹] این نبرد که در بوکسار، شهری واقع در کرانه رودخانه گنگ در آن زمان در قلمرو بنگال، درگرفت، یک پیروزی قاطع برای کمپانی هند شرقی بود.

معاهده الله‌آباد

[ویرایش]

اندکی پس از نبرد بوکسار، شاه عالم دوم، یک فرمانروا که به تازگی توسط بریتانیا شکست خورده بود، با امضای معاهده الله‌آباد در سال ۱۱۴۴ خورشیدی به دنبال حمایت آنها بود. شاه عالم دوم مجبور شد تا دیوانی (حق جمع‌آوری مالیات) بنگال (که شامل بیهار و اودیسا می‌شد) را در ازای خراج سالانه ۲٫۶ میلیون روپیه که قرار بود توسط کمپانی از مالیات جمع‌آوری شده پرداخت شود، به کمپانی هند شرقی اعطا کند. وضعیت معافیت مالیاتی نیز به کمپانی بازگردانده شد. کمپانی همچنین مناطق کورا و الله‌آباد را که به کمپانی هند شرقی اجازه می‌داد از بیش از ۲۰ میلیون نفر مالیات جمع‌آوری کند، تضمین کرد. بدین ترتیب کمپانی هند شرقی به جمع‌آورنده مالیات امپراتوری در استان سابق گورکانی بنگال (که شامل بیهار و اودیسا شمالی می‌شد) تبدیل شد. کمپانی معاون خود، نواب محمد رضا خان، را برای جمع‌آوری مالیات از طرف آنها منصوب کرد.

غیبت از دهلی

[ویرایش]

غیبت شاه عالم دوم از دهلی به دلیل شرایط معاهده‌ای بود که با بریتانیا امضا کرده بود. اما پسر و ولیعهد او، شاهزاده میرزا جوان بخت و نجیب‌الدوله، برای ۱۲ سال بعدی نماینده امپراتور در دهلی بودند.

قحطی بنگال

[ویرایش]

قحطی بزرگ بنگال (۱۷۷۰) یک فاجعه عظیم بود که نشان‌دهنده پایان امپراتوری گورکانی و بی‌نظمی در شبه‌قاره هند بود.

بازگشت به دهلی

[ویرایش]

شاه عالم دوم به مدت شش سال در قلعه الله‌آباد اقامت داشت. وارن هستینگز، رئیس کمپانی هند شرقی، در سال ۱۱۵۳ خورشیدی به عنوان اولین فرماندار بنگال منصوب شد. این دوره «حکومت دوگانه» بود که در آن کمپانی هند شرقی قوانینی را برای به حداکثر رساندن جمع‌آوری مالیات وضع کرد و نواب منصوب شده توسط امپراتور گورکانی به امور دیگر استان رسیدگی می‌کرد. کمپانی هند شرقی بعداً خراج ۲٫۶ میلیون روپیه را قطع کرد و بعداً مناطق الله‌آباد و کورا را نیز به نواب اوده سپرد. این اقدامات به معنای انکار خراج‌گزاری کمپانی به امپراتور به عنوان دیوان (جمع‌آورنده مالیات) بود. در سال ۱۱۷۲ خورشیدی کمپانی هند شرقی به اندازه کافی قوی بود و نظامت (حکومت محلی) را به‌طور کامل لغو و بنگال را ضمیمه کرد. شاه عالم دوم تضعیف شده با مشورت کمپانی هند شرقی موافقت کرد، که به او توصیه کرد هرگز به مراتاها اعتماد نکند.

در سال ۱۱۵۰ خورشیدی، مراتاها تحت رهبری مهاداچی شیندی به شمال هند بازگشتند و حتی دهلی را تصرف کردند. شاه عالم دوم، توسط مهاداچی شیندی اسکورت شد و در اردیبهشت ۱۱۵۰ خورشیدی الله‌آباد را ترک کرد و در دی ۱۱۵۰ خورشیدی به دهلی رسید. آنها به همراه ماراتاها متعهد شدند که اراضی تاج و تخت روهیلکهند را فتح کنند و ضابط خان را شکست داده و قلعه پتارگاره را با گنج آن تصرف کردند.

امپراتور در سال ۱۱۵۰ خورشیدی، تحت حمایت ژنرال مراتایی، مهاداچی شیندی، به تخت سلطنت در دهلی بازگشت.[۳۰] امپراتور به دست‌نشانده مراتا تبدیل شد که پیشوای آن خراجی را طلب کرد، که گورکانی ‌ها برای جلوگیری از هرگونه درگیری بیشتر با کنفدراسیون آن را پرداخت کردند.

پس از کشتن غلام قادر و بازگرداندن شاه عالم دوم به تخت، یک پادگان مراتا به‌طور دائم در سال ۱۱۶۷ خورشیدی دهلی را اشغال کرد و به مدت دو دهه بر شمال هند حکومت کرد تا اینکه در جنگ دوم انگلیس و مراتا در سال ۱۱۸۲ خورشیدی توسط کمپانی هند شرقی کنار زده شدند.[۳۱]

اصلاح ارتش گورکانی

[ویرایش]

یکی از اولین اقدامات او تقویت و تشکیل یک ارتش گورکانی جدید، تحت فرماندهی میرزا نجف خان بود. این ارتش جدید متشکل از پیاده‌نظامانی بود که با موفقیت از هر دو تفنگ فتیله‌ای و شامشیر در آرایش‌های رزمی استفاده می‌کردند،[۳۲] آنها برای حمل و نقل از فیل استفاده می‌کردند و کمتر به توپخانه و سواره‌نظام وابسته بودند. میرزا نجف خان همچنین به دلیل همکاری‌اش با میر قاسم، نواب بنگال، به معرفی تفنگ‌های سرپر موثرتر شناخته شده است.[۳۳]

روابط خارجی

[ویرایش]
امپراتور گورکانی شاه عالم دوم پس از ورود سوفرن با کمپانی هند شرقی مذاکره می‌کند.

شاه عالم دوم، در طول لشکرکشی خود برای بازپس‌گیری صوبه‌های شرقی (در طول جنگ هفت‌ساله) به خوبی توسط ژان لو دو لوریستون و ۲۰۰ فرانسوی حمایت شد. مبتکر این لشکرکشی غلامحسین طباطبایی بود که تجربه اداری و نظامی زیادی از هر دو فرانسوی و هلندی کسب کرده بود.

پس از شکست شاه عالم دوم در نبرد بوکسار، فرانسوی‌ها یک بار دیگر در سال ۱۱۶۰ خورشیدی تحت رهبری پیر آندره دو سوفرن با امپراتور تماس گرفتند، که طرحی را برای تصرف بمبئی و سورات از کنفدراسیون مراتا و بریتانیا، با همکاری میرزا نجف خان، آغاز کرد، این اقدام در نهایت منجر به پیوستن آصف جاه دوم به شاه عالم دوم و فرانسوی‌ها و کمک به حیدر علی برای تصرف مدرس از کمپانی هند شرقی می‌شد.[۳۴] درگیری‌های داخلی در دربار امپراتوری گورکانی به امپراتور اجازه نمی‌داد که چنین اقدام جسورانه‌ای را علیه بریتانیا انجام دهد.

آشفتگی سیاسی

[ویرایش]

جات‌ها

[ویرایش]

جات‌ها در تلافی عدم تحمل مذهبی که توسط اورنگ‌زیب دنبال می‌شد، به پا خاستند.[۳۵] پادشاهی جاتِ بهاراتپور جنگ‌های زیادی را علیه دهلی گورکانی به راه انداخت و در قرون ۱۷ و ۱۸ لشکرکشی‌های متعددی را در قلمروهای گورکانی از جمله آگرا انجام داد.[۳۶] گورکانی ‌ها در سال ۱۷۵۷ توسط مراتاها شکست خوردند؛ و متصرفات و قلمروهای گورکانی توسط جات‌ها به رهبری سوراج مال ضمیمه شد.

در طول یک حمله عظیم، جات‌ها در سال ۱۱۴۰ خورشیدی آگرا را محاصره کردند، پس از ۲۰ روز در ۲۲ خرداد ۱۱۴۰ خورشیدی، نیروهای گورکانی در آگرا تسلیم جات‌ها شدند.[۳۵] جات‌ها شهر را غارت کردند و غنیمت را، از جمله دو درب بزرگ نقره‌ای ورودی تاج محل معروف، که در سال ۱۱۴۳ خورشیدی توسط سوراج مال برده و ذوب شدند، با خود بردند.[۳۷]

پسر سوراج مال، جواهر سینگ، قدرت جات را در شمال هند بیشتر گسترش داد و قلمروهایی را در دوآب، بالابگاره و آگرا تصرف کرد.[۳۸] جات‌ها قلعه آگرا و دیگر قلمروهای نزدیک به دهلی را از سال ۱۱۴۰ تا ۱۱۵۳ خورشیدی تحت کنترل خود نگه داشتند.[۳۵]

سیک‌ها

[ویرایش]

سیک‌ها در جنگ دائمی علیه عدم تحمل گورکانی ، به ویژه پس از سر بریدن گورو تگ بهادر، گورو سیک‌ها، توسط گورکانی ‌ها، بودند. سیک‌های در حال جوشش یک بار دیگر در سال ۱۱۴۳ خورشیدی قیام کردند و فوجدار گورکانی ِ سرهند، زین خان سرهندی، را که در نبرد کشته شد، سرنگون کردند و از آن زمان به بعد سیک‌ها به‌طور مداوم تقریباً هر سال به سرزمین‌هایی تا دهلی یورش برده و غنیمت می‌گرفتند.

مارات‌ها در سال ۱۱۵۰ خورشیدی قبل از رسیدن شاه عالم دوم، دهلی را تصرف کردند. میرزا نجف خان حس نظم و انضباط را به امور مالی و اداری گورکانی بازگردانده بود و به ویژه ارتش گورکانی را اصلاح کرده بود. در سال ۱۱۵۶ خورشیدی میرزا نجف خان نیروهای ضابط خان را قاطعانه شکست داد و پس از متوقف کردن یورش‌های سیک‌ها، آنها را عقب راند.

در سال ۱۱۵۷ خورشیدی، پس از حمله سیک‌ها به دهلی، شاه عالم دستور شکست آنها را صادر کرد، وزیر اعظم امپراتوری گورکانی ، مجدالدوله با ۲۰٬۰۰۰ نیروی گورکانی به قلمروهای متخاصم علیه ارتش سیک لشکرکشی کرد، این اقدام منجر به شکست ارتش گورکانی در نبرد مظفرگاره و بعداً در نبرد غناور شد، به دلیل تلفات سواره، شاه عالم دوم دوباره میرزا نجف خان را منصوب کرد، که خیلی زود به دلایل طبیعی درگذشت و امپراتوری گورکانی را ضعیف‌تر از همیشه رها کرد.

در سال ۱۱۵۸ خورشیدی، میرزا نجف خان نیروهای خود را با دقت پیش برد که با موفقیت ضابط خان خائن و متحدان سیک او را که بیش از ۵٬۰۰۰ نفر از جمله رهبر خود را در یک نبرد از دست دادند، شکست داد و در طول حیات فرمانده میرزا نجف خان هرگز بازنگشتند تا امپراتوری گورکانی را تهدید کنند. نجف خان به عنوان نخست‌وزیر، حقوق حاکمیت را به عنوان توافق به سیک‌ها اعطا کرد.[۳۹]

در سال ۱۱۶۲ خورشیدی، فرزانه زیب‌النساء دهلی را از تهاجم احتمالی نیرویی متشکل از ۳۰٬۰۰۰ سرباز سیک، تحت رهبری جاسا سینگ آهلووالیا، جاسا سینگ رامگاریا و بغل سینگ، نجات داد.

امپراتوری گورکانی تا حدی متلاشی شد که تنها شهر دهلی برای شاه عالم دوم باقی ماند تا بر آن حکومت کند. در سال ۱۱۶۲ خورشیدی، جاسا سینگ آهلووالیا و بغل سینگ شهر را محاصره کردند. پس از ورود به قلعه سرخ، جاسا سینگ آهلووالیا به درخواست بغل سینگ بر تخت گورکانی نشست و عنوان پادشاه سینگ به او داده شد. بیگم سمر از بغل سینگ درخواست کرد تا به شاه عالم دوم رحم کند. بغل سینگ پذیرفت و خواسته‌های خود را بیان کرد، از جمله اینکه ۳۰٬۰۰۰ نفر از نیروهایش در دهلی بمانند و امپراتوری گورکانی هزینه نگهداری آنها را بپردازد. خواسته‌های دیگر ساخت حداقل ۵ گوردوارا و پرداخت مالیات سالانه ۱۳٫۵٪ بود. شاه عالم دوم با یک توافق‌نامه کتبی با این خواسته‌ها موافقت کرد. از آنجایی که سیک‌ها به دلیل سیاست از پذیرش اقتدار دربار گورکانی خودداری کردند، مهاداچی شیندی با توافقی به نایب‌السلطنه‌ای منصوب شد که سیک‌ها اراضی تاج و تخت را غارت نخواهند کرد و سالانه ۱/۳ از مالیات دهلی به آنها پرداخت خواهد شد.[۴۰]

میسور

[ویرایش]

از آغاز سلطنت شاه عالم دوم در سال ۱۱۴۰ خورشیدی، قلمرو میسور به رهبری حیدر علی تلاش‌های موفقیت‌آمیز بسیاری را برای شکست کنفدراسیون مراتا در منطقه دکن انجام داد.

گسترش حیدر علی در منطقه دکن منجر به جنگ‌های انگلیس و میسور شد، جایی که فرانسوی‌ها از میسور در برابر رقبای خود حمایت کردند.

سقوط سرینگاپاتام (۱۷۹۹)، نقاشی از هنری سینگلتون (نقاش).

سقوط

[ویرایش]
یک روپیه نقره ضرب شده به نام شاه عالم

پس از شکست‌ها در مظفرگاره و بعداً در غناور، مجدالدوله به دستور شاه عالم دوم دستگیر شد، که سپس میرزا نجف خان را فراخواند. این امر منجر به دستگیری وزیر اعظم سابق به دلیل ایجاد محاسبات غلط و همکاری با دشمنان امپراتور شد. خائن زندانی شد و مبلغ دو میلیون درهم از درآمد دزدیده شده از او بازیابی شد. این قضاوت ضعیف و تزلزل شاه عالم دوم بود که منجر به سقوط او شد. میرزا نجف خان با داشتن یک ارتش قدرتمند و خوب مدیریت شده به تنهایی، به امپراتوری گورکانی فرصتی برای تنفس داده بود. در سال ۱۱۵۸ خورشیدی، ارتش گورکانی تازه اصلاح شده قاطعانه ضابط خان را شکست داد، شورشیان ۵٬۰۰۰ نفر از جمله رهبر خود را از دست دادند و بنابراین در طول حیات میرزا نجف خان بازنگشتند [نیازمند منبع]. پس از مرگ ژنرال، قضاوت بد شاه عالم غالب شد. برادرزاده مرد مرده، میرزا شفیع که شجاعت او در موقعیت‌های مختلف اثبات شده بود، به عنوان فرمانده کل منصوب نشد. در عوض شاه عالم دوم افراد بی‌ارزشی را منصوب کرد که وفاداری و سابقه آنها در بهترین حالت زیر سؤال بود [نیازمند منبع]. آنها به زودی بر سر مسائل پیش پا افتاده با یکدیگر نزاع می‌کردند. حتی وزیر اعظم فاسد و خائن سابق، مجدالدوله، به منصب قبلی خود بازگردانده شد، او بعداً با سیک‌ها تبانی کرد و اندازه ارتش گورکانی را از بیش از ۲۰٬۰۰۰ نفر به تنها ۵٬۰۰۰ نفر کاهش داد و بدین ترتیب امپراتور گورکانی شاه عالم دوم را در برابر دشمنان خود قرار داد.[۴۱][منبع خودچاپ‌کرده]

احترام نسبت به خانه تیمور آنقدر قوی است که حتی اگر کل شبه قاره از اقتدار آن خارج شده باشد، هیچ شاهزاده معمولی قصد ندارد عنوان فرمانروا را بگیرد… و شاه عالم دوم همچنان بر تخت مغول نشسته است، و همه چیز هنوز به نام او انجام می‌شود.

بنوا دو بوینی، (۱۱۶۹ خورشیدی).

شاه عالم دوم که توسط غلام قادر کور شد

زندانی غلام قادر

[ویرایش]

نواب مجدالدوله توسط یک دشمن شناخته شده گورکانی ‌ها، نوه نجیب خان، غلام قادر، دنبال شد، که او و متحدان سیک‌اش شاه عالم دوم را مجبور کردند تا او را به عنوان وزیر اعظم امپراتوری گورکانی منصوب کند. غلام قادر به جستجوی گنجینه گورکانی که اعتقاد بر این بود ۲۵۰ میلیون روپیه ارزش دارد، کاخ‌ها را غارت کرد. غلام قادر که نتوانست چنین مبلغی را پیدا کند و از تلاش‌های امپراتور گورکانی برای از بین بردن او و متحدان سیک‌اش خشمگین شد، در ۱۹ مرداد ۱۱۶۷ خورشیدی خود شاه عالم دوم را با یک چاقوی افغانی کور کرد.[۴۱] غلام قادر با بی‌رحمی با امپراتور و خانواده‌اش رفتار کرد. سه خدمتکار و دو سقا که سعی کردند به امپراتور خونریزی کننده کمک کنند، سر بریده شدند و طبق یک روایت، غلام قادر ریش امپراتور مسن گورکانی را می‌کشید. پس از ده هفته، که در طی آن غلام قادر لباس پرنسس‌های خانواده سلطنتی را درآورد و آنها را مجبور به رقص برهنه در مقابل خود کرد (پس از آن آنها به رودخانه یامونا پریدند تا غرق شوند) و آبروی خانواده سلطنتی و اعتبار امپراتوری گورکانی به پایین‌ترین حد خود رسید، مهاداچی شیندی مداخله کرد و غلام قادر را کشت و در ۱۰ مهر ۱۱۶۷ خورشیدی دهلی را تصرف کرد. او شاه عالم دوم را به تخت بازگرداند و به عنوان محافظ او عمل کرد.[۴۲] مهاداچی شیندی گوش‌ها و چشم‌های غلام قادر را برای شاه عالم فرستاد.[۴۳]

دست‌نشانده مهاداچی شیندی

[ویرایش]

شاه عالم دوم که از مداخله‌اش سپاسگزار بود، مهاداچی شیندی را با عناوین وکیل‌المطلق (نایب‌السلطنه امپراتوری) و امیرالامرا (رئیس امرا) مفتخر کرد. او با پیشوا معامله‌ای انجام داد و در ازای حمایتی که مهاداچی شیندی از کنفدراسیون مراتا ارائه می‌داد، خراجی را به پونا اعطا کرد.

پس از کشتن غلام قادر و بازگرداندن شاه عالم دوم به تخت، یک پادگان مراتا به‌طور دائم در سال ۱۱۶۷ خورشیدی دهلی را اشغال کرد و به مدت دو دهه بر شمال هند حکومت کرد تا اینکه در پی جنگ دوم انگلیس و مراتا در سال ۱۱۸۲ خورشیدی توسط کمپانی هند شرقی کنار زده شدند.[۳۱]

دومین دوره حکومت

[ویرایش]
مقبره شاه عالم دوم، در مهرائولی، دهلی.

تهدید فرانسه در اروپا و پیامدهای احتمالی آن در هند باعث شد که بریتانیا تلاش کند تا حضانت شاه عالم دوم را دوباره به دست آورد. بریتانیا می‌ترسید که افسران نظامی فرانسوی ممکن است قدرت مراتا را سرنگون کرده و از اقتدار امپراتور گورکانی برای پیشبرد جاه‌طلبی فرانسه در هند استفاده کنند.

شاه عالم دوم همچنین در طول درگیری‌های حیدر علی و بعداً پسرش تیپو سلطان با کمپانی هند شرقی در طول جنگ‌های انگلیس و میسور با آنها مکاتبه داشت و از برنامه توسعه‌طلبانه بریتانیا به خوبی آگاه بود.

پس از نبرد دهلی (۱۸۰۳)، در طول جنگ دوم انگلیس و مراتا، در ۲۳ شهریور ۱۱۸۲ خورشیدی، نیروهای بریتانیایی وارد دهلی شدند و به حکومت مراتا بر گورکانی ‌ها پایان دادند و شاه عالم، که در آن زمان یک پیرمرد کور بود و زیر یک سایبان پاره نشسته بود، تحت حمایت بریتانیا قرار گرفت. امپراتور گورکانی دیگر قدرت نظامی برای اعمال اراده خود نداشت، اما در سرتاسر کشور به عنوان یک عضو باوقار از خاندان تیمور مورد احترام بود.[نیازمند منبع] نواب‌ها و صوبه‌دارها همچنان به دنبال تأیید رسمی امپراتور گورکانی برای به سلطنت رسیدن خود بودند و به عناوینی که او به آنها اعطا می‌کرد، ارزش می‌دادند. آنها سکه ضرب می‌کردند و خطبه (خطبه‌های جمعه) را به نام او می‌خواندند. ماراتاها در سال ۱۱۸۳ خورشیدی تحت رهبری یشوانت‌رائو هولکار تلاش کردند تا دهلی را از بریتانیا در محاصره دهلی (۱۸۰۴) بگیرند، اما شکست خوردند.

مرگ

[ویرایش]

شاه عالم دوم در ۲۸ آبان ۱۱۸۵ خورشیدی به دلایل طبیعی درگذشت. مقبره او در یک محوطه مرمرین در کنار مسجد موتی، در مجاورت درگاه قدیس صوفی قرن سیزدهم قطب الدین بختیار کاکی، در مهرائولی، دهلی قرار دارد. در این محوطه همچنین مقبره‌های بهادرشاه اول (که به عنوان شاه عالم اول نیز شناخته می‌شود) و اکبر شاه دوم قرار دارد.[۴۴]

در فرهنگ عامه

[ویرایش]

نگارخانه

[ویرایش]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

پانویس

[ویرایش]
  1. Muhammad Umar (1998). Muslim Society in Northern India During the Eighteenth Century. Available with the author. p. 411. ISBN 9788121508308.
  2. 1 2 3 4 5 The Genealogist, Volumes 13-14. The Association. 1999. pp. 70, 81, 82.
  3. Antoine Louis Henri de Polier; Polier (colonel de, Antoine-Louis-Henri) (1947). Pratul Chandra Gupta (ed.). Shah Alam II and His Court: A Narrative of the Transactions at the Court of Delhy from the Year 1771 to the Present Time. S.C. Sarkar and sons. p. 71.
  4. Sir Jadunath Sarkar (1971). 1754-1771 (Panipat). 3d ed. 1966, 1971 printing. Orient Longman. p. 381.
  5. J. P. Guha (1962). Delhi; a Handbook for Travellers. R. & K Publishing House. p. 34.
  6. 1 2 Journal of Indian History, Volume 60. Department of Modern Indian History. 1982. p. 62.
  7. Muhammad Umar (2001). Urban Culture in Northern India During the Eighteenth Century. Munshiram Manoharlal. p. 185.
  8. 1 2 تاریخ هند عهد وسظی، غیر مطبوعه مآخز: جنوبی ایشیائ علاقائ سمینار منعقده ٢٢-٢٦ مارچ ٨٨٩١ کی مقالات. خدابخش اورینٹل پبلک لائبریری،. 1999. p. 91.
  9. Bhagwati Sharan Verma (1997). Art, Archaeology And, Culture of Eastern India: Dr. B.S. Verma Felicitation Volume. Bihar Puravid Parishad. p. 264.
  10. 1 2 3 India. Legislature. Legislative Assembly (1936). The Legislative Assembly Debates: (Official Report), Volume 1. Government of India Press. p. 108.
  11. Muzaffar Alam; Sanjay Subrahmanyam (2012). Writing the Mughal World: Studies on Culture and Politics. Columbia University Press. pp. 462. ISBN 978-0-231-15811-4.
  12. Hari Ram Gupta (1944). A History of the Sikhs, from Nadir Shah's Invasion to the Rise of Ranjit Singh, 1739-1799: Cis-Sutlej Sikhs, 1769-1799 (2 ed.). Minerva Book Shop. p. 79.
  13. S. M. Burke; Salim al-Din Quraishi (1995). Bahadur Shah: The Last Moghul Emperor of India. Sang-e-Meel. p. 36.
  14. Shama Mitra Chenoy (1998). Shahjahanabad, a City of Delhi, 1638-1857. Munshi RamManoharlal Publishers. p. 82. ISBN 9788121508025.
  15. 1 2 The Dacca University Studies, Volumes 6-7. University of Dacca. 1943. p. 30.
  16. Dalrymple, W. (2019),The Anarchy p89, London: Bloomsbury
  17. Delhi, Past and Present, p. 4, در گوگل بوکس
  18. History of Islam, p. 512, در گوگل بوکس
  19. Advanced Study in the History of Modern India 1707–1813, p. 140, در گوگل بوکس
  20. S. M. Ikram (1964). "XIX. A Century of Political Decline: 1707–1803". In Ainslie T. Embree (ed.). Muslim Civilization in India. New York: Columbia University Press. Archived from the original on 6 March 2012. Retrieved 5 November 2011.
  21. Dictionary of Indo-Persian Literature, p. 40, در گوگل بوکس
  22. Mughal Empire in India: A Systematic Study Including Source Material, Volume 3, p. 767, در گوگل بوکس
  23. S.R. Sharma (1 January 1999). Mughal empire in India: a systematic study including source material. Atlantic Publishers & Dist. pp. 769–. ISBN 978-81-7156-819-2. Retrieved 30 March 2012.
  24. L.S.S. O`malley (1924). Bihar and Orissa District Gazetteers Patna. Concept Publishing Company. pp. 32–. ISBN 978-81-7268-121-0. Retrieved 30 March 2012.
  25. "ʿĀlamgīr II - Mughal emperor". Archived from the original on 28 July 2018. Retrieved 27 July 2018.
  26. 1 2 Imperial Gazetteer of India, vol. IV: The Indian Empire, Administrative, His Majesty's Secretary of State for India in Council, Oxford at the Clarendon Press, 1908, p. 9
  27. 1 2 (Imperial Gazetteer of India 1908، ص. 10)
  28. (Imperial Gazetteer of India 1908، ص. 11)
  29. A Dictionary of Modern Indian History (1707–1947), Parshotam Mehra, شابک ۰−۱۹−۵۶۱۵۵۲−۲, 1985 ed. , Oxford University Press
  30. Rathod, N. G. (1994). The Great Maratha Mahadaji Shinde - N. G. Rathod - Google Books. Sarup & Sons. ISBN 9788185431529. Retrieved 2017-02-09.
  31. 1 2 Capper, John (27 July 1997). Delhi, the Capital of India. Asian Educational Services. ISBN 9788120612822. Retrieved 27 July 2018 via Google Books.
  32. Kaushik Roy (30 March 2011). War, Culture, Society in Early Modern South Asia, 1740–1849. Taylor & Francis. pp. 29–. ISBN 978-1-136-79087-4. Retrieved 30 March 2012.
  33. Kaushik Roy (30 March 2011). War, Culture, Society in Early Modern South Asia, 1740–1849. Taylor & Francis. pp. 30–. ISBN 978-1-136-79087-4. Retrieved 30 March 2012.
  34. "suffren letter shah alam - Google Search". www.google.ae. Archived from the original on 2 October 2018. Retrieved 27 July 2018.
  35. 1 2 3 The province of Agra, Author: Dharma Bhanu Srivastava, page 8-10
  36. The Gazetteer of India: History and culture. Publications Division, Ministry of Information and Broadcasting, India. 1973. p. 348. OCLC 186583361.
  37. "Manas: Culture, Architecture of India, Taj Mahal". www.sscnet.ucla.edu. Archived from the original on 6 October 1999. Retrieved 27 July 2018.
  38. The Province of Agra: Its History and Administration, p. 9, در گوگل بوکس
  39. Gupta, Hari Ram (2010). History of the Sikhs: Vol. III: Sikh Domination of the Mughal Empire. New Delhi: Munshiram Manoharlal Publishers. ISBN 9788121502139.
  40. Jawandha, Nahar (2010). Glimpses of Sikhism. New Delhi: Sanbun Publishers. p. 207. ISBN 9789380213255.
  41. 1 2 Misbah Islam (30 June 2008). Decline of Muslim States and Societies. Xlibris Corporation. pp. 392–. ISBN 978-1-4363-1012-3. Retrieved 30 March 2012.
  42. Marathas and the Marathas Country: The Marathas, p. 159, در گوگل بوکس
  43. Dalrymple, William (2019). The Anarchy. United Kingdom: Bloomsbury publishing. ISBN 978-1-5266-1850-4.
  44. Dadlani, Chanchal B. (2018). From stone to paper: architecture as history in the late Mughal Empire. New Haven [CT]. p. 63. ISBN 978-0-300-23317-9. OCLC 1024165136.

منابع

[ویرایش]

برای مطالعهٔ بیشتر

[ویرایش]
شاه عالم دوم
زادهٔ: ۱۱۰۷ درگذشتهٔ: ۱۱۸۵
عنوان سلطنتی
پیشین:
شاه جهان سوم
پادشاه
۱۱۴۰–۱۱۸۵
پسین:
محمود شاه بهادر
در ۱۱۶۷
پیشین:
محمود شاه بهادر
در ۱۱۶۷
پسین:
اکبر شاه دوم