پرش به محتوا

انجمن تئوسوفی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
متن جایگزین
توضیحات مهر انجمن تئوسوفی متشکل از نمادهای صلیب شکسته یا سواستیکا، ستاره داوود، ام، عنخ (کلید زندگی) و اوروبروس

انجمن تئوسوفی بدنه سازمانی تئوسوفی، یک جنبش دینی نوظهور و باطنی است که در سال ۱۸۷۵ در شهر نیویورک تأسیس شد. از بنیان‌گذاران آن می‌توان به هلنا بلاواتسکی، عارف روس و اندیشمند اصلی جنبش تئوسوفی، و نیز هنری استیل اُلکات، نخستین رئیس انجمن، اشاره کرد. این جنبش از منابع گوناگون تأثیر پذیرفت، از جمله فلسفه‌ها و جنبش‌های کهن اروپایی همچون نوافلاطونی و علوم خفیه، و نیز بخش‌هایی از سنت‌های دینی شرقی مانند هندوییسم و بودیسم.

بنیان‌گذاران «تئوسوفی» را آمیزه‌ای از علم، دین و فلسفه توصیف می‌کردند. آنان معتقد بودند که هدف زندگی انسان رهایی معنوی است و روح انسان پس از مرگ جسمانی از طریق فرایند کارما تناسخ می‌یابد؛ اصلی که از ادیان هندی گرفته شده است. حدود سال ۱۸۸۰، بلاواتسکی و اُلکات به هند رفتند و پس از آن سازمان به دو شاخه تقسیم شد: انجمن تئوسوفی (آدیار، هند) و انجمن تئوسوفی (پاسادنا، کالیفرنیا). سازمان اولیه تئوسوفی پس از انشعابات فراوان، امروز چندین جانشین دارد. تئوسوفی امروزه یک مدرسه فلسفی فعال است و به واسطه فرایند انشعابی، افزایشی را نسبت به دیگر عقاید مذهبی، فلسفی و عرفانی تجربه کرده‌است.[۱]

تاریخ

[ویرایش]
متن جایگزین
توضیحات انجمن تئوسوفی آدیار هند، ۱۸۹۰

تشکیل

[ویرایش]

جامعه تئوسوفی به‌طور رسمی در نیویورک ایالات متحده آمریکا در نوامبر ۱۸۷۵ توسط هلن بلاواتسکی و هنری استیل اُلکات، ویلیام کوان جاج و دیگران تأسیس شد. هدف نخستینش مطالعه و توضیح علوم سری، علوم اسرارآمیز از قبیل روح و غیره بود.[۲] بعد از چندین سال الکات و بلاواتسکی به هند رفتند و دفتر مرکزی بین‌المللی این انجمن را درآدیار در مدرس(چینای فعلی) تأسیس کردند. آن‌ها همچنین به مطالعه مذاهب شرقی علاقه‌مند شدند و این مسائل در دستور کار این انجمن قرار گرفت.[۳]

متن جایگزین
توضیحات نکات پیشنهادی جلسه تشکیل انجمن تئوسوفی، شهرنیویورک، ۸ سپتامبر ۱۸۷۵

پس از چندین بازنگری، اهداف انجمن در تاریخ ۳ آوریل ۱۹۰۵ در چِنای (مدراس) رسماً ثبت شد. سه هدف اصلی انجمن تئوسوفی چنین تعریف گردید:

  1. تشکیل هسته‌ای از برادری جهانیِ انسان‌ها بدون هیچ‌گونه تمایز نژاد، آیین، جنسیت، طبقه یا رنگ.
  2. تشویق به مطالعهٔ تطبیقی ادیان، فلسفه و علوم.
  3. بررسی قوانین ناشناختهٔ طبیعت و نیروهای نهفته در وجود انسان.

همدلی با این اهداف تنها شرط عضویت در انجمن بود. انجمن به‌عنوان نهادی غیرمذهبی (غیر فرقه‌ای) سازماندهی شد. در قانون اساسی و آیین‌نامهٔ انجمن تئوسوفی چنین آمده بود:

مادهٔ اول: قانون اساسی

«انجمن تئوسوفی کاملاً غیر فرقه‌ای است و پذیرش هیچ فرمول اعتقادی، ایمان یا آیینی شرط عضویت نیست؛ اما هر متقاضی و هر عضو باید با تلاش برای ایجاد هسته‌ای از برادری جهانی انسان‌ها همدل باشد.»

مادهٔ سیزدهم: تخلفات

«هر عضوی که به هر طریقی بکوشد انجمن را در منازعات سیاسی دخالت دهد، فوراً اخراج خواهد شد. هیچ عضوی، هیچ مقام یا شورایی از انجمن تئوسوفی ــ یا از هر بخش یا شاخهٔ آن ــ حق ندارد آموزه‌ای را به‌عنوان دکترین رسمی مورد حمایت یا تبلیغ انجمن معرفی کند.»[۴]

انجمن این دیدگاه را در قطعنامه‌ای که ۲۳ دسامبر ۱۹۲۴ به‌وسیلهٔ شورای عمومی تصویب شد، دوباره مورد تأیید قرار داد. سه سال پیش از آن، در ۱۹۲۱، منشور تأسیس انجمن تئوسوفی اسپانیا امضا شد که دارای شعب محلی در شهرهای مادرید، تراسا، بارسلون، سویا، والنسیا، آلیکانته، زانونی، کادیس و دارما بود.[۵]

اساتید پنهان

[ویرایش]

یکی از اصول اصلی فلسفی که توسط انجمن ترویج شد نظریه پیچیده‌ای از تکامل هوشمند کل هستی بود که در مقیاس جهانی، هم جنبه‌های فیزیکی و هم غیرفیزیکی را از جهان شناخته شده و ناشناخته در برمی گرفت و همه بخش‌های تشکیل دهنده اش را صرف نظر از اندازه مشخص یا اهمیت، تحت تأثیر قرار می‌داد. این تئوری در اصل در کتاب «دکترین پنهانی»، اثر ۱۹۸۸ مادام بلاواتسکی منتشر شد.[۶] براساس این نگاه، تکامل بشریت در زمین (و فراسو) بخشی از تکامل کیهانی کلی است که توسط سلسله مراتب معنوی پنهانی، به اصطلاح اساتید حکمت باستان، که مقامات رده بالایی از موجودات پیشرفته معنوی را تشکیل می‌دهند نظارت می‌شود.

بلاواتسکی، انجمن تئوسوفی را یکی از تلاش‌های بسیار این سلسله مراتب پنهان در طول هزاران سال، جهت راهنمایی بشریت -و در هماهنگی با طرح کلی تکامل هوشمند کیهان- به سمت هدف نهایی غیرقابل تغییرش تشریح می‌کرد: یعنی دستیابی به کمال و مشارکت ارادی و آگاهانه در فرایند تکامل. این تلاش‌ها به زیرساختی زمینی (همچون انجمن تئوسوفی) نیاز داشت که بلاواتسکی آن را با الهام از تعدادی ماهاتما که اعضای این سلسله مراتب پنهان بودند، بنیان گذاشت.[۷]

انشعاب

[ویرایش]

بعد از مرگ هلنا بلاواتسکی در ۱۸۹۱، رهبران انجمن در ابتدا به نظر می‌رسید که با یکدیگر به‌طور مسالمت‌آمیزی کار کنند. اما این امر دوام چندانی نیاورد. ویلیام کوان جاج ابتدا توسط کلنل هنری استیل الکت و سپس توسط عضو برجسته تئوسوفی آنی بیسانت به نامه‌های جعلی از طرف ماهاتما متهم شد، همکاری اش را با آن‌ها در ۱۸۹۵ پایان داد و بسیاری از بخش آمریکایی انجمن را با خود برد. سازمان اصلی توسط الکت و بیسانت رهبری شد و تا به امروز در آدیار هند باقی‌مانده‌است و به عنوان انجمن تئوسوفی آدیار هند شناخته می‌شود. گروه تحت رهبری جاج بعدها به جناحی تحت رهبری کاترین تینگل و جناح دیگری تحت رهبری منشی جاج، ارنست تیمپل هارگرو تقسیم شد. در حالیکه جناح هارگرو چندان دوامی نیافت، جناح تحت رهبری تینگل تا به امروز به عنوان «انجمن تئوسوفی» با ذکر صریح «دفتر مرکزی بین‌المللی پاسادینا، کالیفرنیا» باقی ست. سازمان سومی نیز به نام «لژ متحد تئوسوفیست» یا ULT در ۱۹۰۹ از سازمان اخیر جدا شد.

در ۱۹۰۲ رودلف اشتاینر به دبیر کلی بخش اتریش-آلمان انجمن تئوسوفی رسید. او گرایشی فلسفی-غربی و به نسبت مستقل از دفتر مرکزی آدیار داشت. بعد از برخوردهای فلسفی جدی با آنی بیسانت و دیگر اعضای رهبری در زمینه اهمیت معنوی مسیح و در زمینه جایگاه پسر جوانی به نام کریشنا مورتی، او و اکثر اعضای اتریشی و آلمانی در ۱۹۱۳ از انجمن جدا شدند و انجمن آنتروپوسوفیکال را تشکیل دادند که تا به امروز باقی ست و شاخه‌هایی در چندین کشور شامل آمریکا و کانادا دارد.

معلم جهانی

[ویرایش]

علاوه بر اهداف ذکر شده، در اوایل ۱۸۸۹ بلاواتسکی به‌طور عمومی اعلام کرد که هدف از تأسیس انجمن، آماده کردن بشریت جهت پذیرش معلمی جهانی بوده‌است. براساس دکترین تئوسوفی که در بالا تشریح شد، یک ماهیت معنوی پیشرفته (مایتره the Maitreya) در فواصل معینی بر روی زمین به منظور هدایت تکامل نوع بشر ظهور می‌کند. مأموریت این پیام‌رسانان آن است که به‌طور عملی دانش مورد نیاز جهت سوق انسان به سطح تکاملی بالاتر را به شیوه و زبانی که برای بشر معاصر قابل فهم باشد تشریح کنند.[۸]

آنی بیسانت در سال ۱۹۰۷ رهبر انجمن تئوسوفی شد. او برخلاف بلاواتسکی، که پیش‌بینی کرده بود ظهور «معلم جهانی» تا ربع پایانی قرن بیستم رخ نخواهد داد، معتقد بود این رویداد بسیار زودتر اتفاق می‌افتد.[۹][۱۰]

جیدو کریشنامورتی

[ویرایش]

یکی از کسانی که ظهور قریب‌الوقوع مایتره را به عنوان معلم جهانی انتظار داشت چارلز لیدبیتر بود. در ۱۹۰۹ وی جیدو کریشنامورتی، نوجوان هندی را به عنوان مناسب‌ترین کاندید برای معلم جهانی اعلام کرد.[۱۱][۱۲] خانواده کریشنامورتی چندین ماه پیش از آن به دفتر مرکزی انجمن تئوسوفی در آدیار، هند نقل مکان کرده بود.[۱۳] در پی این کشف، کریشنامورتی تحت حمایت انجمن قرار گرفت و به‌طور گسترده ای جهت آماده‌سازی برای مأموریت مورد انتظار، از وی مراقبت شد.

هر چند قبل از ۱۹۲۵م کریشنامورتی حرکتی خارج از مسیر مورد انتظاری که رهبران انجمن تئوسوفی در آدیار و بسیار از تئوسوفیست‌ها از وی داشتند، نکرده بود، در ۱۹۲۹م به‌طور علنی دستورالعمل استار (ستاره) را (سازمانی که توسط رهبر انجمن تئوسوفی به منظور آماده کردن جهان برای ظهور معلم جهانی ایجاد شده بود) منحل کرد.[۱۴] او در نهایت انجمن تئوسوفی را ترک کرد اما با بسیاری از اعضای انجمن در ارتباط باقی‌ماند.[۱۵] کریشنامورتی مابقی عمرش را در سفر به جهان به عنوان سخنگویی مستقل گذراند و به‌طور گسترده‌ای به عنوان متفکری اصیل در موضوعات معنوی، فلسفی و روانشناسانه شناخته شد.

اختلاف و عقاید نژادی

[ویرایش]

بلاواتسکی فرض کرده بود که بشریت از طریق یک سری از مراحلی که نژادهای ریشه نامیده می‌شد تکامل یافته، در حال حاضر، آریایی، پنجمین نژاد ریشه (از هفت) می‌شد. نژادهای ریشه به اقوام اشاره نمی‌کرد. آن‌ها مراحل تکاملی کل بشریتی که وارد می‌شود را نشان می‌دهند، هر نژاد ریشه ایی جدید، پیشرفته تر از نژاد قبلی می‌باشد. او تعلیم داد که مرحله اولیه تکامل در آتلانتیس در طول چهارمین نژاد- ریشه اتفاق افتاده‌است. نژاد- ریشه آریایی تنها قدمی بعدی در پیشرفت تکاملی بود، که باید در نهایت با نژاد- ریشه معنوی تر ششم جایگزین می‌شد.[۱۶]

متن جایگزین

با در نظر گرفتن مفهوم نژاد همان‌طور که _ در شیوه ایی به نسبت با حد و حدود مشخص تر _ به وسیلهٔ انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی و دیگر رشته‌ها تعریف شده، بلاواتسکی برتری را توسط هیچ شخص یا گروهی تشویق نکرد، بلکه ترویج ایدهٔ منشأ و سرنوشت مشترک همه بشریت و ایجاد اصل برادری جهانی به عنوان اولین هدف انجمن تئوسوفی مدنظر بود.[۱۷] او ضمن بیان تحمل مذهبی و بیان جامع اظهار می‌کرد، تئوسوفیست‌ها، در مجموع به همان اندازه که به کتاب مقدس احترام می‌گذارند و حقایق ابدی را در آن می‌یابند به همان اندازه به متون مقدس دیگر مردم احترام می‌گذارند و در آن‌ها نیز حقایق ابدی همانندی را همچون در وداها، زند اوستا، تریپیتاکا و… می‌یابند.[۱۸] در مقابل گویدو ون لیست، ملی‌گرای افراطی آلمانی- اتریشی و پیروانش همچون لانز ون لیبینفلز، بعداً به‌طور انتخابی بخش‌هایی از فلسفه سری بلاواتسکی را با ایده‌های ناسیونالیستی و فاشیستی در هم آمیختند؛ این سیستم تفکری به عنوان «آری سوفی» شناخته شد. بعضی محققان ترسیم کردن ارتباطاتی را بین آری سوفی و تئوسوفی بیان می‌کنند که دومی بیشتر بر روی تفاسیر هوشمندانه ایی از تکامل نژادی تکیه دارد.[۱۹] هر چند در اصول کلیدی تئوسوفی، بلاواتسکی بیان می‌کند که انجمن کالبدی بشردوستانه و علمی برای انتشار ایده برادری در عمل در عوض خطوط نظری است.[۲۰]

افراد مرتبط و سازمان‌ها

[ویرایش]

در زیر افراد و گروه‌هایی که در زمان‌های مختلف اظهار شده یا اظهار کرده‌اند که با انجمن تئوسوفی، فلسفه، رهبر، شاخه‌ها در ارتباط بودند یا سازمان‌های نشات گرفته می‌باشند نشان داده شده به صورت الفبایی:

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. Melton, Gordon J. (Sr. ed.) (1990). "Theosophical Society". New Age Encyclopedia. Farmington Hills, Michigan: Gale Research. pp. 458–461. ISBN 0-8103-7159-6. "No single organization or movement has contributed so many components to the New Age Movement as the Theosophical Society.... It has been the major force in the dissemination of occult literature in the West in the twentieth century." In same, see sections "Theosophy" and "Theosophical Offshoots", pp. xxv–xxvi [in "Introductory Essay: An Overview of the New Age Movement"]. Note "Chronology of the New Age Movement" pp. xxxv–xxxviii in same work, starts with the formation of the Theosophical Society in 1875.
  2. See photographic reproduction of the "Notes of meeting proposing the formation of the Theosophical Society, New York City, 8 September 1875" on this page. File:St-1ata.jpg. Wikimedia Commons.
  3. Kirby, W. F. (January 1885). "The Theosophical Society". Time (London) XII (1): 47-55. (London: Swan Sonnenschein). OCLC 228708807. Google Books Search. Retrieved 2011-01-12. Profile by the entomologist and folklorist William Forsell Kirby.
  4. ^ Olcott, H. S. (January 1891). "Constitution and Rules of the Theosophical Society". The Theosophist 12 (4): 65-72. (Adyar: Theosophical Publishing House). ISSN 0040-5892. "As Revised in Session of the General Council, all the Sections being represented, at Adyar, December 27, 1890".
  5. "About the TS" [see section "Freedom of Thought"]. ts-adyar.org. Adyar: Theosophical Society Adyar. Retrieved 2011-01-11.
  6. Blavatsky, Helena (1888). "The Three Postulates of the Secret Doctrine". The Secret Doctrine: The Synthesis of Science, Religion, and Philosophy. Volume I: Cosmogenesis. pp. 14–20 [in "Proem"]. London: The Theosophical Publishing Company. OCLC 8129381. Phoenix, Arizona: United Lodge of Theosophists. 2005. Retrieved 2011-01-29. "This electronic version of The Secret Doctrine follows the pagination and style of the A FACSIMILE OF THE ORIGINAL EDITION OF 1888" [webpage editor's description (excerpt)]. Also in same, see "The pith and marrow of the Secret Doctrine". pp. 273–285 [in "Summing Up"].
  7. Blavatsky 1888. "Our Divine Instructors". Volume II: Anthropogenesis. pp 365–378. Phoenix, Arizona: United Lodge of Theosophists. 2005. Retrieved 2011-01-29.
  8. Blavatsky, Helena (1889). "The Future of the Theosophical Society". The Key to Theosophy. London: The Theosophical Publishing Company. pp. 304–307 [context at pp. 306-307. Emphasis in original]. OCLC 315695318. Wheaton, Maryland: Theosophy Library Online. Retrieved 2011-01-29. "Scanned Reproduction from a Photographic Reproduction of the Original Edition as First Issued at London, England: 1889".
  9. Lutyens, Mary (1975). Krishnamurti: The Years of Awakening. New York: Farrar Straus and Giroux. p. 12. ISBN 0-374-18222-1.
  10. Blavatsky 1889 p. 306. Wheaton, Maryland: Theosophy Library Online. Blavatsky, Helena (1966). "Esoteric Instructions (EI): The Esoteric Section: Introduction by the Compiler". Collected Writings. Series. Volume XII. Wheaton, Illinois: Quest Books. pp. 478–511 [context at p. 492]. ISBN 978-0-8356-0228-0. Groningen, Netherlands: katinkahesselink.net. Links retrieved 2011-01-29.
  11. Washington, Peter (1995) [Originally published 1993]. "Boys and Gods". Madame Blavatsy's Baboon: A History of the Mystics, Mediums, and Misfits Who Brought Spiritualism to America. New York: Schocken Books. Hardcover. pp. 126–144. ISBN 978-0-8052-4125-9.
  12. Lutyens pp. 20-21.
  13. Lutyens p. 7.
  14. Jiddu, Krishnamurti (1929). "Order of the Star Dissolution Speech". J. Krishnamurti Online. Krishnamurti Foundations. Retrieved 2010-04-27.
  15. Lutyens pp. 276, 285. Krishnamurti left the Society in 1931; Lutyens considered the "last tie" severed with the death of Besant in 1933.
  16. Blavatsky 1888. Volume II: Anthropogenesis. Phoenix, Arizona: United Lodge of Theosophists. 2005. Retrieved 2011-01-29. The entire volume constitutes a detailed description of the Theosophical doctrines of the evolution of Humankind, and related subjects. (Chakras references: pp. 465, 466, 483, 546).
  17. Blavatsky 1889. "The Objects of the Society" pp. 39–41. Wheaton, Maryland: Theosophy Library Online. Retrieved 2011-01-12.
  18. Blavatsky 1966 "Neo-Buddhism" pp. 478–511 [context at p. 341]. Groningen, Netherlands: katinkahesselink.net. Retrieved 2011-01-29.
  19. Spielvogel, Jackson; David Redles (1986). "Hitler's Racial Ideology: Content and Occult Sources.". Simon Wiesenthal Center Annual 3: Chapter 9. ISSN 0741-8450. Retrieved 2007-08-22.
  20. Blavatsky 1889 "What the Modern Theosophical Society is not" pp. 16–20 [context at p. 19. Emphasis in original]. Wheaton, Maryland: Theosophy Library Online. Retrieved 2011-01-12.

پیوند به بیرون

[ویرایش]