ترکمن‌های افغانستان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ترکمن‌های افغانستان گروهی از ترک‌های اغوز استند که زیاده در شمال، شمال غربی و در جنوب افغانستان حیات بسر می‌برند. به‌طور دقیق در یازده ولایت و ۴۴ ولسوالی زندگی می‌کنند. زبان ترکمنی از جمله زبان‌های ترکی از شاخهٔ اغوز غربی نزدیک به زبان‌های ازبکی و قزاقی است. ترکمن‌ها مسلمان و پیرو مذهب سنی حنفی هستند. این ملیت با وجودی که امپراطوری‌های بیشماری را گذرانده‌اند ولی عمدتاً تا اوایل قرن بیستم کوچ‌نشین در آسیای مرکزی بودند. پس از آن به مرور زمان ده‌نشین و شهرنشین شدند. آنهای که در افغانستان زندگی می‌کنند تا هنوز فرهنگ و زبان اصیل خود را حفظ کرده‌اند. ترکمن‌ها کنونی افغانستان از عهد قدیم در صحراهای وسیع بخش سفلای رود سیحون و بین بحیره ارال طور عایله یی و قبیله یی زندگی داشتند. این ملیت زمانی کشوری را به نام مرو داشتند؛ که وسعت بیشتر از ترکمنستان امروزی داشت. اکثریت ترکمن‌ها در نواحی شهرهای کابل، میمنه، شبرغان، سرپل، قندز، مزارشریف، سمنگان، هلمند، هرات، بادغیس، تخار و بغلان از مدت زیاد به اینسو زندگی می‌کنند، و عدهٔ محدودی از ترکمن‌های افغانستان در زمان حکومت بلشویک‌ها، که اکثراً مبارزین آزادی طلب ترکمنستان بودند، به ولایات شمالی افغانستان و هرات مهاجرت نموده در آنجا سکونت گزیدند. ترکمن‌ها بزرگان خودرا خان بای ویا باشی می‌گویند. این گروه قومی خود را فرزندان اغوزخان خطاب کرده و خویش را خان زاده گان اقوام ترک اوغوز خطاب می‌کنند. در افغانستان شش شاخه عمده ترکمن‌ها زندگی دارند که هر شاخه زمانی صاحب قدرت و از خود تاریخ جداگانه دارند.

زبان[ویرایش]

زبان ترکمنی از جمله زبان‌های ترکی اصیل از شاخه اغوز غربی و لهجه ترکی بوده نزدیک به زبان ترکی استانبولی و ترکی آذربایجانی است. ترک‌های ترکیه در حین محاوره با ترکمن‌ها، صرف مشکل قدیمی بودن زبان ترکمن و اروپایی شدن (شامل شدن واژه‌های جدید مطابق تقاضای زمان در محیط اروپایی) زبان ترکی را دارند و به ترجمانی در بین شان نیازی نیست؛ ولی ازبیک‌ها در حین محاوره با ترک‌های ترکیه، مشکلات فراوان دارند، زیرا واژه‌های ازبیکی نظر به مقتضای زمانی و محیطی، اکثراً متأثر از ماحول آسیایی و آسیایی میانهٔ است، که برای ترکان ترکیه غیرقابل فهم است.


نفوس[ویرایش]

جمعیت دقیق ترکمن های افغانستان نامشهص است.[۱][۲] [پیوند مرده]در بعضی منابع نوشته شده‌است؛ که جوانان ترکمن‌ها بیشترین تلفات را در جنگ‌های داخلی شمال داشته‌است. ترکمنها به تناسب ازبکها طی سال‌های جنگ تا حدودی از گزند جنگ دور مانده‌است؛[۳] ترکمن‌ها مستقیماً در جنگ‌های داخلی سی و هفت سالهٔ افغانستان اشتراک نکرده‌اند، بلکه بواسطه دولت‌ها سابق و موجوده، قوماندان تنظیمی، جنبش ملی امثال آن بزور به جنگ برده شده تلف شده‌اند. اعضای فامیل‌های قربانی پس از مرگ مرحوم از هیچ نوع کمک دولتی و غیردولتی برخورد دار نشده توسط اقارب نزدیک اعاشه و اباطه گردیده‌است. یکی از مشکلات سرشماری ترکمن و ازبک، در اینست، که بیشتر از ۵۰ فیصد ترکمن و ازبک‌ها تذکرهٔ تابعیت خود و فامیل خود را تنها زمانی اخذ می‌دارند، که به ادارات دولتی کاری در اینمورد داشته باشند. در این قرن متمدن، اکثریت ترکمنها هنوز شهر را بلد نیستند و نمی‌خواهند بلد شوند، چه رسد به علاقمندی اینکه تذکره تابعیت را داشته باشند. معمولاً ارقام و احصاییه‌ها از گروه شهر نشینان ترکمن در نظر گرفته شده‌است. در مجموع گفته می‌توانیم که ترکمنها و ازبکهای افغانستان از کمترین کمک‌های خارجی مستفید گردیده‌اند. در شهر شبرغان و میمنه به نسبت کمترین کمک طور لازم آبادی صورت نگرفته‌است.

ساحات زیست[ویرایش]

ترکمن‌های افغانستان از شش قبیله عمده بنام‌های سالور، ساریق، ارساری، تکه ترکمن، علی ائلی، و چاودار تشکیل شده بیشتر در بالامرغاب، مروچاق عده‌ای هم در هرات و بلخ و مزار شریف بسر می‌برند. ۷۰ فیصد ترکمن‌های مقیم افغانستان از قوم آرساری می‌باشند. آرساری بابا نواسهٔ سالار بابا (یکی از اسطوره‌های تاریخی ترکمن) می‌باشند. این قوم به همین اساس پایه‌گذاری شده‌است. قرقین‌ها یکی از طایفه‌های بزرگ ترکمن هستند، که نصب شان از قرقین پسر یلدز خان پسر اوغوز خان گرفته شده‌است. اهالی قرقین در ولسوالی اندخوی، اطراف شبرغان زندگی دارند. عدهٔ محدودی از ترکمن‌های خلجی در ولایت کندز زندگی دارند، که در تاریخ از آن‌ها به نام خلجی یاد شده‌است، ولی آن‌ها بنابر دلایل نامعلوم خود را (ایلچ) می‌نامند. در مناطق بادغیس و هرات و ولسوالی شاخ ولایت فاریاب تکه ترکمن‌ها زندگی می‌کنند. در ولسوالی شورتیپه، طایفه‌های از ترکمن زندگی می‌کنند، که در اصل بقایای حکومت‌های شآرتیپه‌ها هستند؛ که در تاریخ از آن‌ها نام برده شده‌است. در مناطق موری چاق، بالا مرغاب، بادغیس و هرات افغانستان، طایفه‌های ساریق‌ها، تکه ترکمن‌ها، علیاولی‌ها و چوودرها اکثریت‌اند. سالورها (اولاده‌های سلجوقیان) -اکثرا در شبرغان و آقچه و اندکی هم در قندز زندگی دارند. . آرساری‌ها در متباقی ولایات کشور، همچو ولایت بلخ، ولسوالی اندخوی ولایت فاریاب، کندز، چشمهٔ شیر پلخمری، سمنگان، و کابل اکثریت‌اند. در هلمند و قندهار تکه ترکمن‌ها، سالارها و اقوام کهن ماساگیت ترکمن زندگی می‌کنند. ترکمن‌های افشار که، زبان ترکمنی را فراموش کرده و اکثراً فارسی‌زبان شده‌اند، در ولایت غزنی اکثریت‌اند. ترکمن‌های قزلباش که در اصل متشکل از افشاریان اهل تشییع هستند، در کابل غزنی و قسما در دایکندی زندگی می‌کنند. از جملهٔ قزلباشان معروف افغانستان کمال نبی زاده (ریس شرکت‌های کمال نبی زاده) می‌باشد. قوم بیات هم در اکثر نقاط مرکزی افغانستان زندگی می‌نمایند. این شاخه زبان ترکمنی را فراموش و به زبان دری صحبت می‌کنند. الحاج احسان الله بیات، رئیس تلویزیون آریانا و افغان بیسیم نصب و اصالت قومی وی از ملیت ترکمن می‌باشد. . هکذا ترکمنها در ولسوالی‌های شورتپه، کلدار در دولت‌آباد ولایت بلخ، ولسوالی‌های آقچه، منگجیک، خم‌اب و قرقین ولایت جوزجان، ولسوالی قلعه‌زال ولایت کندز (کهن‌دژ)، ولسوالی المار، قیصار، گرزیوان و کوهستانات ولایت فاریاب آی خانم ولایت تخار، امام صاحب و ولسوالی دشت ارچی، و قلعهٔ ذال و زرکمر، آق تیپه، ینگی آریق ولسوالی چهار دره، قریه کلدار و تربوزگذر حیرتان و جیرتان، در ولایت سمنگان، در اطراف غربی پلخمری (چشمه شیر) ولسوالی‌های خمیاب و قرقین، ولسوالی‌های چهار گانهٔ اندخوی، در شهر میمنه، در ولسوالی‌های، چیچکتو، شاخ، ولسوالی درزاب، شهر سرپل، شهر بادغیس و ولسوالی‌های ولایت باد غیس، در تورغندی و اطراف شهر هرات، در فراه، هلمند، قندهار، ولایت غزنی و شهر کابل زندگی می‌کنند.

نه قبیله اغوز[ویرایش]

در نوشته‌های قرن هشتم اورخون هم از این قوم به نام تغز اوغوز (نُه اوغز) یاد شده‌است، بنابراین اغوز به نه قبیله مانند: اویرات، آرلاد، جلایر، تاتار، قنقرات، قیات، کرائیت و مغول تقسیم شده‌است.[۴]

وجه تسمیه[ویرایش]

واژه‌های ترکمن و ترکمان در گذشته به تمامی قبایل ترک‌های اغوز به‌ویژه طایفه‌های کوچ‌نشین و مسلمان گفته می‌شد که این معنا اعم از کاربرد قوم ترکمن امروزین است. به این معنا که ترکمن‌های کنونی شاخه‌ای از ترکمن‌ها در نوشته‌های قدیمی فارسی هستند. در گذشته ترکمن نام عمومی بسیاری از اقوام ترک‌ها به ویژه اقوام اغوز مسلمان کوچ‌نشین بود و نه صرفاً قومی که امروزه ترکمن نامیده می‌شود و شامل طوایفی است که در شرق دریای خزر از رود جیحون تا شمال خراسان و رود گرگان سکونت داشته‌اند. همین‌طور در حال حاضر گروه‌های ترک در عراق و سوریه به ترکمن معروفند که ارتباط نزدیکی با ترکمن‌های ساکن منطقه میان رود جیحون و گرگان‌رود ندارند و از نظر تاریخی، زبانی و فرهنگی بیشتر به آذربایجانی و آناتولی شباهت دارند. این نام نخست با تلفظ «تو کو مونگ در دانشنامهٔ چینی» سدهٔ هشتم میلادی (تونگ تین فصل ۱۹۳). به قول تونگ تین، واژهٔ توکومنگ نام دیگری است که به کشور سوک تاک یعنی کشور آلانان اطلاق شده و اینان در آغاز تاریخ میلادی در مشرق تا مسیر سفلای سیردریا مستقر بودند که همین‌جا در قرن چهارم ه‍.ق (دهم میلادی) مقر اصلی اغزان گردیده بود. در کتب جغرافیایی عرب، ترکمان (الترکمان یا الترکمانیون) فقط توسط مقدسی در شرح چند شهر واقع در شمال و شمال غربی «اربیجاب» یا «سیرام» -که موقعیت آن درست معلوم نیست- آمده در باب اصل واژهٔ ترکمان در قرن پنجم به درستی معلوم نیست که آن را از ترکیب فارسی «ترک مانند» گرفته‌باشند. نام ترکمن از قرن پنجم هجری (یازدهم میلادی) نخست به شکل جمع فارسی «ترکمانان» توسط نویسندگان افغانی مانند گردیزی و ابوالفضل بیهقی استعمال شده و به همان معنی اغوز در ترکی و غز در زبان دری به کار رفته‌است. ترکمن نام دیواری در جنوب‌شرقی دریای خزر است که پیش از آمدن ترکمن‌ها به منطقه، برای جلوگیری از ورود صحرانوردان آسیای صغیر ساخته شده‌بود.

بزکشی[ویرایش]

بزکشی یکی از ورزشهای فرهنگی ترکمنها می‌باشد که در زیان ترکمنی به نام اوغلق یاد می‌گردد. متباقی مسایل عمل و عکس‌العمل‌ها در بازی بزکشی، عیناً مانند دیگر اتباع افغانستان است. معمولاً بزکشی در روزهای خوشی، مراسم عروسی روزهای تاریخی اجرا می‌شود.

مراسم سوگواری[ویرایش]

مرده داری و سوگواری ترکمن‌ها، در افغانستان همانند سایر اقوام ساکن در کشور است و فرقی فاحشی ندارد. فقط یگانه مسلهٔ که نسبت بدیگران، متفاوت تر است، اینست که، ترکمن‌ها در سه شب اول سوگواری، حتمی و حتمی غذا را در خانه خود پخته سپس با غذای پخته شده به منزل عزا دار می‌روند و آن‌ها را در این سه شب تنها نمی‌گذارند، که توجه و جدیت بر این مسله را با مرور زمان در دیگر اقوام کمتر دیده می‌شود.

موسیقی ترکمنی[ویرایش]

در فرهنگ ترکمنی سه آلهٔ موسیقی :(دوتار، نای، دایره و غیجک) از جمله اساسی‌ترین و کهن‌ترین آلات موسیقی می‌باشد. ترکمنها این آلات موسیقی را در هنر موسیقی خود از دیر زمان‌ها استفاده کرده‌اند و می‌کنند. موسیقی کلاسیک و کهن ترکمن فاقد آلات موسیقی ضربی بوده، و امروز با گذشت زمان و همنوا با رشد موسیقی عصر و زمان آلات موسیقی ضربی نیز در آهنگ‌های ترکمنی شنیده می‌شود، با آنهم ترکمن‌ها شنیدن آهنگ‌های کلاسیک خود را، که در آن از آلات ضربی موسیقی استفاده نشده، بیشتر ترجیع می‌دهند. آهنگ‌های کلاسیک ترکمنی بیشتر بر اساس داستان‌های قدیمی ترکمنی توسط شاعران تصنیف گردیده، و توسط هنرمندان که در ترکمنی به نام (بخشی) یاد می‌گردند، کمپوز و اجرا گردیده و می‌گردد.

غذاهای مخصوص ترکمنی[ویرایش]

اساسی‌ترین غذای ملی ترکمن‌ها (اشلکلی) نام دارد. پلو ترکمنی از قابلی ازبکی متفاوت تر است، پلو ترکمنی اکثراً بدون زردک (سبزی) و کشمش پخته شده و در صورت داشتن امکانات مالی بطور حتمی با روغن کنجد، و گوشت که اکثراً بشکل قیمهٔ به اندازه خورد تر از چهار مغز می‌باشد یکجا می‌پزند. . آسمه چوربا -شوربای یخنی ترکمنی یک نوع غذا در بین ترکمن‌ها در خیرات‌ها مروج است به نام (دوغره مه)، که طرز پختن آن چنین است: پارچه‌های بزرگ گوشت را با پیاز، آب و نمک جوش می‌دهند، و بعد از خوب نرم شدن گوشت، آن را بوسیلهٔ پنجه یا دست تار-تار نموده و با پاز خام خرد شده به شکل حلقه -حلقه و توته‌های نه بزرگتر از ۱، ۵×۱، ۵ سانتی‌متر نان که بشکل ایستاده که نام قدیمی آن (فیتیر) است مخلوط می‌کنند، و هر مهمان مکلف است که بعد از ورود به محل خیرات و دست شستن، نخست با انتخاب کاسهٔ مورد نظر اش، ازین مخلوط بخود بگیرد بعداً به آشپز دیگ شوربای یخنی خالص در مورد کم یا زیاد شدن یخنی شوربا در کاسه اش نظر بدهد. ترکمن‌ها بدینوسیله از سوء استفادهٔ اراکین در گوشت خوردن متفاوت تر جلوگیری، و غذا را برای همه یکسان می‌سازند غذای دیگر مورد علاقهٔ ترکمن‌ها، گوسفند تنوری به سبک چوپانی است. ترکمنها به چای سبز علاقه شدید دارند. کمتر اتفاق می‌افتد، که ترکمن را در حال نوشیدن چای سیاه ببینید. ترکمنها به خوردن خربوزه علاقه شدید داشته معمولاً به کشت انواع مختلف خربوزه‌های که مورد پسند شان است می‌پردازند. . اکثر محلات ترکمن‌نشین ولسوالی آقچه، بهترین خربوزه‌ها را به مارکیت کشور عرضه می‌کنند. دوغ شتر یکی از نوشابه خوب ترکمنها است. در این اواخر نسبت نبودن شترها، تقریباً دیده نمی‌شود. این دوغ را در ترکمنی به نام (دویه چال) یاد می‌شود. شوربای به نام (دوغره مه) نیز از پخت خانم‌های ترکمنی می‌باشد. دوغره مهٔ اصلی از نان فیتیر آماده می‌گردد؛ ولی می‌توان از نان خشک که چوریک نامیده می‌شود، آماده گردد.

نامزدی ترکمن‌ها[ویرایش]

نامزدی ترکمن‌ها، بطور حتمی بعد از پا در میانی ریش سفیدان و والدین دو نوجوان ازدواج‌کننده صورت پذیرفته و بر علاوهٔ مهر، تمامی مصارف عروسی و جهیز قبل از قبل بررسی و به تأیید پدر داماد گذاشته می‌شود، اگر مقدار اجناس فرمایش شده و مبلغ بیحد زیاد باشد، در آن صورت همین ریش سفیدان و متنفذین در کم کردن آن و قناعت دادن پدر عروس می‌کوشند. در ایام نامزدی ولو اگر عقد نکاح صورت گرفته باشد، داماد نه تنها که حق ملاقات با عروس را ندارد، بلکه حق گذر از منطقه یا کوچهٔ عروس را ندارد، و اگر چنین کرد، از طرف فامیل عروس مورد سرزنش جدی قرار می‌گیرد. بعد از ادای مهر و تمام اموال و مواشی تأیید شده توسط موسفیدان و متنفذین توسط والد یا کفیل داماد، پدر داماد مکلف است که وقت و ساعت ازدواج را به خواست عروس خیل‌ها قبول و خود را به آن عیار بسازد. بعد از قبولی وقت مراسم عروسی از طرف کفیلان عروس، پدر داماد مجبور و مکلف است، دعوت مفصلی را برای کسانیکه در ایام و ماه‌های نزدیک اقارب شان فوت کرده‌است با شمولیت موسفیدان و متنفذین داده پس از انجام دعایه بروح متوفی شان از آن‌ها اجازهٔ مراسم خوشی خود را اخذ بدارند. در ضمن یکی از شبهای بعدی را به نام گنگاش (مصلحت)، که در زبان دری بمعنی جرگه یا جلسه است تعین کند، در شب گنگاش باز هم اقربا، متنفذین و چند تن از اقرباء نزدیک عروس دعوت شده، و کفیل داماد در مورد حجم غذای آماده شونده حاضرین را مطلع می‌سازد، و حاضرین نظر به آن سهمیهٔ هر گذر و منطقه و شهر را ارزیابی، و لست‌گیری دعوت شونده گان آغاز می‌گردد. در روز عروسی داماد ترکمن اکثراً حق ندارد، که برای تسلیم شدن عروس به درب والدین عروس برود، بلکه باید در خانه منتظر بنشیند. همینکه زنان داماد خیل می‌خواهند بخاطر حضور در مراسم قبول کردن عروس داخل منزل عروس خیل شوند، از طرف زنان عروس خیل با پاش دادن آرد خوراکی گندم به سر و صورت شان استقبال می‌گردند، که این موضوع را برای پر روزی شدن و نیک قدم شدن عروس در منزل داماد (بخت اش) تعبیر می‌کنند. عروس را در یک نمد پیچانده شده تا نزد شتری که باید او را حمل کند برداشته می‌برند، و در مسند گاه مخصوص که در بالای شتر از قبل بشکل شاهانه آماده شده می‌نشانند، در این هنگام عروس بغیر از لباس برتن داشته اش، باید چندین قبا و روپوش دیگر و زیورات مخصوص را، بپوشد و حجاب کامل داشته باشد. بمحض برداشتن چند قدم از منزل عروس به طرف کوچه، از چهار دور و بر محله، اطفال و نوجوانان قافلهٔ عظیم داماد خیلان را باید به کلوخ پرانی می‌گیرند، این کلوخ پرانی آنقدر جدی نبوده و اندازهٔ کلوخ‌ها اکثراً کوچکتر از آن است، که کسی را شدیداً افگار نماید. داماد در نیمه شب‌ها بعد از اشتراک در محفل خوشی و پایکوبی حق داخل شدن به حجلهٔ عروسی اش را در شب زفاف دارد. عروس ترکمن‌ها هیچگاه نباید، نام اصلی شوهر اش را در حین خطاب کردن بزبان گیرد، و تا زمان تولد فرزندش، شوهراش را به نام (برادر کلان و یا خرد داماد) خطاب می‌کند و بعد از تولد فرزندش، شوهرش و فرزندش را بیک نام که به فرزندش داده‌اند، با کمی تفاوت لهجه وی یا اشارات متغیر خطاب می‌کند مثلاً پدر دستگیر، و این رسم و عنعنه تا آخر عمر در بین ترکمن‌های اصیل باقی می‌ماند. همچنان عروس حق ندارد، تا تولد شدن دو سه فرزندش، به آواز به خشو و خسر اش سلام بدهد یا بدون تأکید و اجازهٔ آن‌ها هم‌صحبت شود، بلکه تا ایام یاد شده سلام خود را با خم شدن سر یا بدن ادا می‌کند.

مشغولیت[ویرایش]

شغل اصلی و کهن ترکمن‌ها مالداری، زراعت و تجارت می‌باشد. شغل زنان معاصر قشر زن قالین بافی و نمد بافی است، تعداد بسیار محدود مصروف گلیم بافی می‌باشند، زیرا گلیم بافی را به زنهای ملیت ازبیک آموزش داده‌اند. فعلاً در ولسوالی اندخوی بزرگترین رمه‌های گوسفند، که در سطح افغانستان بی‌نظیر است، مربوط ترکمن هاست. ترکمنها در صنایع زیورات نقره انواع چپن‌ها و کلاه شهرت دارند.

صنایع[ویرایش]

زیورات مشخص و مربوط خانم‌ها و دوشیزه گان ترکمن را، که اکثر از نقره می‌باشد، تنها و تنها زرگران ترکمن می‌توانند بسازند. قشر زن ترکمن‌ها زیورات نقره را نسبت به طلا ترجیح می‌دهند و بیشتر علاقمند به زیورات نقره هستند. زیورات زنانهٔ ترکمن‌ها، در اصل همان آلات جنگی زنهای ترکمن است، که امروز به شکل زیور و به اندازهٔ کوچکتر از اندازهٔ اصلی آن آلات و افزار جنگی، ساخته می‌شود. کلاهی بلند سفید پشمی که در تصاویر زیر مشاهده می فرمائید، به نام (توققی) است و توسط دوشیزه گان و خانمان ترکمن اکثراً از پشم شتر بافته شده و نظر به نوعیت تار استفاده شده در آن، از ۱۰ دالر الی ۵۰ دالر ارزش دارد. کلاهی که این نوجوان ترکمن پوشیده، در ترکمنی به نام (آق قره کول سوممن) نامیده می‌شود، و در ترکمنستان از ۵۰ الی ۱۰۰ دالر نظر به کیفیت ارزش دارد. چپن سرخ اکثراً مربوط و نشانهٔ ترکمن‌های ترکمنستان، بخصوص نشانهٔ (تکه) ترکمن هاست نام این چپن، (غیزیل دون) می‌باشد. کلاه‌های قره قولی، به نام (سوم من) است. چپن‌های گرم در مجموع به نام (دون)، و چپن نازک بهاری به نام (یگتای) یاد می‌شود، و چپنی که از پشم شتر بافته می‌شود، به نام (چکمن) یاد می‌شود که، دیگر ملیتکها نیز آن را بدون تغیر به همان نام ترکمنی اش یاد می‌کنند، و وقتیکه چکمن نازک و حرفه‌ای بافته شده باشد، آن را به نام ترکمنی (قاقمه) یاد می‌کنند. در اوایل صنعت بافتن تمامی چپن‌ها مختص به ترکمن‌ها بود، ولی حالا اکثر مردمان دیگر سمت شمال نیز به این صنعت دست یافته‌اند، و آن را مربوط به خود می‌دانند، با آنهم بهترین چپن قاقمه را ترکمن‌ها می‌بافند. چپن قاقمهٔ ترکمن، تنها و تنها از پشم شتر بافته شده، و رنگ سفید مایل بزردی دارد، و کاملاً سفید نیست، و این چپن در بین ترکمن‌ها همانند خود شتر اقدسیت دارد؛ و چپن شتری رنگ، در حقیقت همان قاقمهٔ ترکمنیست، که تکهٔ آن اکثراً از پشم شتر بافته می‌شود نام این چپن (دویه چکمن) است در اصل چپن غروی سفید مربوط صنعت قرغیزها و قزاق‌های افغانستان بود، که بعداً تمامی چپن دوزان از آن‌ها آموختند و تقلید کردن چپن سبز کرزی، مربوط منغت‌ها و دیگر طایفه‌های ترکمن هستند، که در افغانستان آن‌ها خود را ازبیک قطغنی می‌دانند، و طوایف بزرگ آن‌ها در آسیایی میانه از اصالت ترکمنی خود باخبر‌اند. نام چپن ماشی نازک خط دار خورد، که در تن کرزی است، (یاشیل دون)

سیاست[ویرایش]

ترکمنها افغانستان کدام حزب مشخص ندارند. عده قلیل از ترکمنها در سایر احزاب اشتراک دارند. غرض حل مشکلات شورای دارند که به نام (شورای همبستگی اسلامی ترکمنها) یاد می‌گردد. در بسا موارد این شورا در تصامیم ملی و محلی از بعضی احزاب سیاسی فعالتر و ماثر تر به ملیت خود و اقوام دیگر بوده و می‌باشد برعلاوهٔ این شورا و خارج از محدوده این شورا نهادهای اجتماعی نیز تشکل یافته، که در عرصهٔ اجتماعی و مدنی فعالیت دارند. سایت (شورای همبستگی ترکمن‌ها)، بلخ ترکمن یگیت لری، انجمن اوغوزلر، انجمن فرهنگی مخدوم قلی فراغی، انجمن فرهنگی و اجتماعی ارکین، انجمن مدنی آق یول، و بعضی سایت‌های مدنی دیگر ترکمن‌ها در یوتوب، گوگل، فیسبوک می‌باشد. ترکمنها به نسبت فقدان رهبری و مرکزیت نتوانسته‌اند در جامعه افغانستان ممثل طرح‌های سیاسی و اجتماعی گردد. عده از ترکمنها در تحت رهبری حزب جنبش ملی فعالیت دارند که تمام افتخارات این ملیت در حزب جنبش ملی محدود گردیده‌است. در بسا موارد حزب جنبش از این ملیت سربازگیری می نمائید که آن‌ها اعضای آن حزب نیستند. چندی قبل در جنگ‌های شمال و قندوز عده زیادی از جوانان سرباز ازبک و ترکمن توسط دشمنان وطن به قتل رسیدند. در حالیکه دفاع از قندوز وظیفه کافه ملت افغانستان می‌باشد. درین جنگ دونفر از شورای نظار و جمعیت کشته نشده‌است. در حالیکه تمام امتیازات کشور توسط شورای نظار بلعیده شده. است. همین اکنون در هزاران قریه جات ازبک و ترکمن آب آشامیدنی وجود نداشته آن‌ها آب خودرا از جای دیگر می‌آورند؛ ولی قصرهای شورای نظار در پنجشیر تا حال در آمریکا ساخته نشده‌است.

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • تورکهای افغانستان - تلاش مقدماتی در جهت دسته‌بندی تورکهای افغانستان نوشته گونار یارنیک ترجمه جلایر عظیمی صفحه ۱۸ بخش ترکمنها

[۱]

  • . چکیده تاریخ ترکان تا آغاز دوره سلجوقیان نوشته ویکی‌پدیا انگلیسی
  • . شورای ترکمنهای افغانستان در صفحه فیسبوک با تصاویر

[۲]

  • . زرگری و فلز کاری ترکمنی در صفحه فیس بوک

[۳]

  • بخشی از تاریخ دره ترکمن نوشته پاسا حکیمی در وبگاه مردم هزاره

[۴]

  • . تاریخچه قوم ترکمن نوشته جعفر یوسفی یوسفی، جعفر، (۱۳۹۱)، قوم ترکمن، تهران: نشر امیرکبیر، چاپ اول. در وب‌سایت ریسیخون نت

[۵]

  • . اغوز خان (۱۷۴ قبل از میلاد – ۲۳۴ قبل از میلاد)، پدر ترکمن‌ها نوشته شورای شورای همبستگی اسلامی ترکمن‌های افغانستان در صفحه فیسبوکی این شورا
  • تاریخچه کهن سوزن‌دوزی ترکمن نوشته سامر دوائی در وبگاه

[۶]

  • . صنایع دستی و فعالیت تجارتی ترکمن‌های افغانستان نوشته محمد موسی عبدال در وب‌سایت اطلاع‌رسانی جیحون

[۷]

  • پرسش‌ها و سوالات از محترم گل محمد ایرکین ترکمن و محترم عبدالباقی اغوز در موارد فرهنگ زبان نفوس مراسم وغیره
  • . توضیح واضحات؛ ترکمن بودن سلجوقیان، مؤسسان دولت عثمانی، خوارزمشاهیان، دولت‌های قاراقویونلی و *آق‌قویونلی

[۸]

  • . ترجمه کتاب «رساله الی الفتح بن خاقان فی مناقب الترک و عامه جند الخلافه» دربارهٔ ترکمن‌ها:[۹]
  • معلومات مختصر در بارهٔ بعضی افتخارات ترکمن‌ها

[۱۰]

  • دربارهٔ لباس ملی ترکمن‌ها

[۱۱]