انگلیسی‌هراسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
روست بیف اصطلاحی در زبان فرانسوی این مفهوم را به عنوان تمسخر معرفی کرده اند.

انگلیسی‌هراسی یا انگلوفوبیا (به انگلیسی: Anglophobia) به ترس از کشور انگلستان سیاست‌ها و مردمش گفته می‌شود. این ترس و بیزاری در بسیاری از کشورهایی که زمانی در استعمار انگلیس بودند همانند آمریکا، هند و پاکستان وجود دارد.

هر چند ایران رسماً مستعمره نبوده‌ است ولی دولت‌های حاکم به شدت تحت نفوذ انگلیس قرار داشتند و در تاریخ معاصر ایران نمونه های فراوانی از دخالتهای بریتانیا در امور داخلی ایران وجود دارد به همین دلیل برخی هنوز هم دیدگاهی منفی نسبت به انگلستان دارند و برخی از وقایع را به انگلستان نسبت می‌دهند.[نیازمند منبع]

در برخی افراد، انگلیسی‌هراسی به یک بیماری تبدیل می‌شود، به صورتی که هر اتفاقی را که در جهان بیفتد به نوعی تئوری توطئه باور دارند و به انگلستان و نبوغ سیاست‌مدارانش نسبت می‌دهند.

روسیه

دامنه این ترس تا آنجا پیش می‌رود که یکی از انگلیس‌هراس‌ها معتقد بود، انگلیسی‌ها میخائیل گورباچف (آخرین رهبر شوروی) را با مأمور خود که تغییر قیافه داده بود عوض کردند و این مأمور موجب انحلال شوروی شد.

هند

یکی از اتفاقات هولناکی که در زمان استعمار بریتانیا در هند اتفاق افتاد و منجر به انگلیس هراسی در هند شد، کشتار امریتسار بود که هنوز زخم آن برای مردم هند درمان نشده است. هندی ها معتقدند بریتانیا باید عذرخواهی رسمی کند، بعضی از سیاستمداران بریتانیا میگویند که دولت باید غرامت بدهد. ملکه الیزابت در سال 1997 میلادی از محل این حادثه دیدار و آن را ناگوار و غم انگیز توصیف کرد. کمرون نیز اولین نخست وزیری بریتانیا بود که در مراسم رسمی قربانیان شرکت کرد و آن را به شدت شرم آور توصیف کرد ولی هیچیک از آنها حاضر به عذرخواهی رسمی نشدند. [۱]

در این حادثه ۱۵ الی ۲۰ هزار هندی معترض به سیاست های بریتانیا در باغی تجمع می کنند ارتش بریتانیا باغ را محاصره و در کمتر از ۳۰ ثانیه فرمان آتش می دهد که منجر به کشته شدن ۱۰۰۰ هندی و زخمی شدن ۱۵ هزار نفر می شود. بریتانیا تعداد کشته ها را تنها ۳۳۷ نفر اعلام میکند. [۱]

ایران

از همان آغاز دوره قاجار، چهره انگلیس نزد افکار عمومی ایرانیان به چهره‌ای مرموز در آمد و حوادث تاریخی در طول دوره پهلوی به تقویت این ایده کمک کرد. [۲] محمد رضا قانون پرور در بررسی رمان دائی جان ناپلئون نوشته ایرج پزشکزاد می‌نویسد که تا به امروز از زبان هم نسلان دائی جان ناپلئون و گاه گاهی جوانترها عبارت «کار کار انگلیسی‌هاست» به گوش می‌رسد. مثلاً کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، انقلاب ۱۳۵۷، خروج شاه از ایران، به حکومت رسیدن خمینی و استقرار نظام جمهوری اسلامی و تبعات آن را برنامه از پیش تعیین شده انگلیسی‌ها می‌دانند (البته اسنادی را هم در این رابطه رو می‌کنند). ریشه این انگلیسی هراسی ایرانیان به قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم برمی‌گردد. زمانی که ایران صحنه رقابت قدرتهای اروپایی بود. برای هم‌نسلان دائی جان ناپلئون، سوء ظن به انگلیس و مسئول دانستن آنها برای وقایع سیاسی توجیه پذیر بود. اما این سوء ظن در بعضی مواقع جنبه بیمارگونه و فوبیا بخود می‌گرفت. بطوریکه ایرانیان انگلیسی‌ها را مسئول تمام اتفاقات حتی اتفاقات و مسائل خصوصی افراد عادی می‌پنداشتند.[۳]

محمدرضا پهلوی

انگلیسی هراسی محمدرضا پهلوی از زمان سرنگونی پدرش به دست متفقین آغاز شد. لفاضی‌های سیاستمداران انگلیس در توجیه ظهور و سقوط پدرش رضا پهلوی تصویری اغراق گونه از انگلیس در ذهن اون بوجود آورد به نحوی که وی سیاست های این کشور را نقطه آغار رخدادهای داخلی و جهانی می‌دانست. لذا محمدرضا از یک سو به دنبال کسب حمایت انگلیس و از سویی دیگر از فعالیت‌های انگلیس در ایران به شدت می‌هراسید.[۲]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ «'زخم شرم‌آور' تاریخ بریتانیا در هند؛ صدمین سالگرد کشتار امریتسار». بی بی سی فارسی. ۲۴ فروردین ۱۳۹۸.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ مهدی نجف زاده، مهدی خوش رفتار. «بازخوانی گنجینه تفسیری بیگانه هراسی در گفتارها و نوشتارهای محمدرضاشاه». پرتال جامع علوم انسانی به نقل از نشریه رهیافت های سیاسی و بین المللی سال پنجم تابستان 1393 شماره 4.
  3. Mohammad R. Ghanoonparvar, In a Persian Mirror: Images of the West and Westerners in Iranian Fiction , University of Texas Press, 1993, Page 61-64