همگون‌سازی فرهنگی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

همگون‌سازی فرهنگی (به فرانسوی: Assimilation culturelle) فرایندی است که در آن یک گروه یا فرهنگ اقلیت همانند یک گروه یا فرهنگ غالب می شود یا ارزشها و رفتارها و عقاید گروه دیگر را می پذیرد.[۱]


تعریف[ویرایش]

همگون‌سازی فرهنگی در لغت به معنای متشابه‌سازی است[۲] و در علوم انسانی پروسه‌ای است که موجب دگرگون شدن افراد یا گروه‌هایی از میراث قومی متفاوت در فرهنگ حاکم جامعه می‌شود. همگون‌سازی در واقع شدیدترین حالت فرهنگ‌پذیری است؛ و اکتساب ویژگی‌های فرهنگ حاکم را تا حدی که گروه همگون شده غیرقابل تشخیص از دیگر اعضای جامعه شوند، شامل می‌شود. با اینکه همگون‌سازی ممکن است از طریق اِعمال زور یا داوطلبانه انجام گیرد، به ندرت موجب جایگزینی کامل فرهنگ قومی و نژادی حاکم می‌شود.[۳] به شخصی که همگون‌سازی فرهنگی شده باشد آسیمیله یا همگون می‌گویند.

در فرایند فرهنگ‌پذیری، تغییر هدف‌دار زمانی اتفاق می‌افتد که یک گروه، سلطه بر دیگری را از طریق اشغال نظامی یا کنترل سیاسی برقرار می‌کند. فرایندهایی که در اثر تغییر هدف‌دار اتفاق می‌افتند عبارتند از آسیمیلاسیون اجباری، یعنی جایگزینی کامل یک فرهنگ توسط دیگری، و مقاومت در برابر فرهنگ حاکم. از آنجایی که تغییر هدف‌دار بر اعضای فرهنگِ میزبان تحمیل شده‌است، کمتر احتمال دارد که اثرات آن در دراز مدت حفظ شود.[۴]

نمونه ها[ویرایش]

در طول تاریخ اشکال مختلفی از همگون‌سازی فرهنگی وجود داشته است، شامل همگون سازی داوطلبانه و غیر ارادی.[۵]

همگون سازی ساکنان بومی[ویرایش]

در سرزمین های استعمار شده توسط اروپاییان غالبا تلاش های عمده ای توسط ایشان برای همگون سازی ساکنان اولیه آن مناطق صورت گرفت.

آمریکا[ویرایش]

زمانی که ساکنان بومی آمریکا، یعنی سرخپوستان، برای نخستین بار با اروپاییان سفیدپوست برخورد کردند، با سه گزینه از سوی آنها روبرو شدند: همگون شدن، تغییر مکان، یا مورد نسل‌کشی قرار گرفتن. اولین گزینه به معنای همگون شدن در فرهنگ حاکم، شهرنشینی، رها کردن سنن قبیله‌ای و جذب شدن در جامعهٔ اروپایی بود. آموزش یا در واقع بازآموزی فرزندان بومیان ابزاری برای همگون سازی بود که در قالب مدارس شبانه‌روزی اجرا می‌شد.[۶]

در اواخر ۱۸۰۰ میلادی، ساکنان بومی آمریکا در حال شکست خوردن از دولت آمریکا بودند، به ویژه پس از آنکه جنگ داخلی، دست نیروها را برای گشت‌زنی در جبهه ی غربی ایالات متحده باز گذاشت. با این حال هنوز «مشکل بومیان» وجود داشت. آنان وحشیانی خوانده می‌شدند که ساکن زمین‌های کشاورزان متمدن‌اند. در دههٔ ۱۸۶۰، دولت به منظور همگون سازی بومیان ۴۸ مدرسهٔ روزانه را در نزدیکی سکونت‌گاه‌های آنان احداث کرد؛ ولی دولت نتوانست از این طرح به هدف خود برسد، چرا که والدین دانش‌آموزان قادر به تعلیم زبان و فرهنگ قومی به فرزندانشان بودند. در دههٔ ۱۸۷۰، دولت طرح جدیدی را امتحان کرد: مدارس شبانه‌روزی. برنامه این بود که دانش‌آموزان سراسرِ هفته را در مدارسِ شبانه‌روزی، دورتر از محلِ سکونتشان سپری کنند؛ ولی این طرح نیز جواب نداد؛ چرا که مدتی بعد خانواده‌های بومیان به نزدیکی مدارس نقل مکان کردند.[۷]

کانادا[ویرایش]

در طول قرن نوزدهم و بیستم و حتی تا سال 1996 میلادی زمانی که آخرین مدرسه شبانه روزی بسته شد، دولت کانادا به کلیسای مسیحی کمک می کرد که برنامه ای برای همگون سازی اجباری بومیان کاندا را به اجرا دربیاورد.

دولت قدرت خود را از طریق معاهدات و استفاده از زور در سرزمین های بومی تثبیت کرد و سرانجام بیشتر جوامع بومیان را منزوی کرد. مراسم ازدواج و مراسم معنوی ممنوع شد و رهبران معنوی زندانی شدند. علاوه بر این، دولت کانادا یک سامانه گسترده از مدرسه های شبانه روزی را برای فرزندان بومیان ایجاد کرد.فرزندان بومی از خانواده هایشان جدا شدند و دیگر مجاز به ابراز فرهنگ خود در این مدارس جدید نبودند.موارد بسیاری وجود داشته است که در آن ها سوءاستفاده خشونت آمیز یا جنسی توسط کلیسای مسیحی صورت گرفته است. کمیسیون حقیقت و آشتی کانادا نتیجه گرفت که این تلاش نوعی نسل کشی فرهنگی بوده است.[۸]

همگون سازی مهاجران[ویرایش]

همگون سازی فرهنگی در جوامع میزبان مهاجران مشاهده می شود. دانشمندان علوم اجتماعی برای ارزیابی همگون سازی فرهنگی مهاجران به چهار معیار اصلی متکی هستند: وضعیت اجتماعی-اقتصادی ، پراکندگی جغرافیایی ، دستیابی به زبان دوم و ازدواج میان فرهنگی.[۹]

آمریکا[ویرایش]

بین سالهای 1880 و 1920 ، ایالات متحده تقریباً 24 میلیون مهاجر را پذیرا شده است.[۱۰]از این نظر یک جامعه مهاجرپذبر محسوب می گردد. همگون سازی فرهنگی در جامعه شناسی آمریکایی معانی مختلفی داشته است. هنری پرات پریچیلد همگون سازی فرهنگی آمریکا را با آمریکایی شدن یا نظریه بوته ذوب مرتبط می داند. برخی از محققان نیز معتقد بودند که در آمریکا همگون سازی فرهنگی با فرهنگ پذیری مترادف بوده است.

منابع[ویرایش]

  1. Spielberger, Charles (2004). Encyclopedia of Applied Psychology. New York: Academic Press. pp. 615. ISBN 9780126574104.
  2. «آسیمیلاسیون». لغتنامهٔ دهخدا. بایگانی‌شده از اصلی در ۳۰ اکتبر ۲۰۱۳.
  3. «assimilation». Encyclopedia Britannica.
  4. «acculturation». Encyclopedia Britannica.
  5. "assimilation | Definition, History, & Facts". Encyclopedia Britannica. Retrieved 2020-05-28.
  6. «Assimilation, Relocation, Genocide». Indian Country Diaries.
  7. «Indian Boarding Schools». Indian Country Diaries.
  8. "Honouring the Truth, Reconciling for the Future: Summary of the Final Report of the Truth and Reconciliation Commission of Canada" (PDF). Archived from the original (PDF) on 26 June 2018.
  9. Waters, Mary C.; Jiménez, Tomás R. (2005). "Assessing Immigrant Assimilation: New Empirical and Theoretical Challenges". Annual Review of Sociology. 31 (1): 105–125. doi:10.1146/annurev.soc.29.010202.100026.
  10. Waters, Mary C.; Jiménez, Tomás R. (2005). "Assessing Immigrant Assimilation: New Empirical and Theoretical Challenges". Annual Review of Sociology. 31 (1): 105–125. doi:10.1146/annurev.soc.29.010202.100026.