نفرت قومی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

نفرت قومی (انگلیسی: Ethnic hatred) یا تنفر نژادی یا تنش نژادی به احساسات و اعمال تعصب و پیش‌داوری و خصومت نسبت به یک گروه قومی در سطوح مختلف اشاره دارد.

منشأ[ویرایش]

منشأ متعددی برای نفرت قومی و درگیری‌های قومی وجود دارد:

  • در برخی از جوامع این موضوع در قبیله‌گرایی ریشه دارد.
  • در اغلب موارد تعارض قومی با ملی‌گرایی و احساس برتری ملی به وجود می‌آید. به همین علت نفرت بین نژادی با نژادپرستی مرتبط است و اغلب این دو اصطلاح با هم مرتبط می‌شوند.

کارکردها[ویرایش]

نفرت قومی اغلب از سوی بعضی از رهبران سیاسی مورد سوء استفاده قرار گرفته و حتی توسط برخی از رهبران سیاسی به کار گرفته می‌شود تا دستور کار خود را در راستای تحکیم حکومت خود یا کسب رای پیش ببرند و خواستار یک مبارزه متحد علیه یک دشمن مشترک (واقعی یا خیالی) شوند.[۱]

نقش رسانه[ویرایش]

متقاعد کردن رسانه ها در انتشار تضاد و تنفر قومی نقش موثری دارد. رسانه ها با نشان دادن برنامه هایی با مضمون هایی که گروه های خاص قومی را به مردم منفی نشان داده، باعث گسترش تنفر قومی می شوند. به عنوان مثال، نخبگان سیاسی از تأثیر رسانه ها برای تأثیرگذاری در دیدگاه مخاطبان نسبت به یک تبلیغات خاص استفاده می کنند. . در سال 1930 آلمان نازی، حضور رسانه ها در افشای تبلیغات تنفرانگیز به طور مؤثر توسط جوزف گوبلز سازماندهی می شد.[۲] اگرچه اطلاعات اخیر آمريکا (برلسون، لازارزفلد، و مک فی در سال 1954، لازارزفلد، برلسون، گودت در سال 1944) نشان می دهد که رسانه ها به عنوان یک ابزاریست که "تأثیر مستقل چشمگیری" نداشته بلکه رسانه ها " باعث تقویت آمادگی مردم " می شود.[۲] علاوه بر این، بر اساس مطالعات اقتصادی اخیر، تنوع زیستی نقش کلیدی ای در بکارگیری از محتوای رسانه ای برای افزایش تنفر قومی دارد.[۲] تاثیرات رسانه ها بر روی افراد، در سیستم های مختلف تقویت رسانه های جمعی، متغیر است. داده های ارزیابی شده از کشورهای مسلمان نشان می دهد که تاثیرات الجزیره رابطه مستقیمی با ضد آمریکایی بودن در سطوح بالا داشته و رابطه با CNN نسبت به آن ارتباط با ضد آمریكایی بودن كمتری را به همراه دارد.[۲]

تبلیغات[ویرایش]

در کنار رسانه های جمعی، تبلیغات در توزیع پیام ها از نظر تنفر قومی نقش بسیار مهمی بازی می کند. تبلیغات وابستگی بسیاری با رژیم های توتالیتر در قرن بیستم دارند، برای مثال کتاب های 1984 و مزرعه حیوانات جورج اورول که راه را برای تفسیر رژیم ها باز و هموار کرد. هرچند تبلیغات زمانی که دارای مضمون منفی بوده خطرناک می باشند. در معنی اصلی، تبلیغات باعث افزایش اعتقاد و سوق دادن به عمل کردن است.[۳] همچنین، یووت و اودونل تبلیغات را "تلاش عمدی و منظم برای شکل گیری ادراک، دستکاری شناخت ها و سمت و سو دادن مستقیم رفتارها برای دستیابی به پاسخی که هدف مطلوب تبلیغات را افزایش می دهند" تعریف می کنند. این تعریف دستکاری های خودخواهانه را نشان می دهد – فرضیه ایکه اثبات آن دشوار می باشد. شوربختانه تبلیغات نوعی "باور سازمان دهی شده" است که شانس کشف حقیقت را محدود می کند. بکارگیری تبلیغات توسط استالین، هیتلر و موسولینی، تصور نادرست اینکه تبلیغات باعث مخفی ماندن حقیقت برای مدت طولانی می شود را رواج داد. بعلاوه کمپین های تلیغاتی در طول جنگ بزرگ (1914-18) و انقلاب روسیه (1917) باعث ظهور تاثیرات پیچیده ای مانند تلگراف، روزنامه ها، عکاسی، رادیو، فیلم، شرکت های بزرگی که به دنبال بازار جدید بوده، ظهور روزنامه نگاران اصلاح طلبانه، و تاثیر جنبش های هنری، روانشناسی، اجتماعی، بازار، شدند. تنوع تبلیغات و جنگ روانی اساسا فرآیندهای سازماندهی شده با هدف متقاعد سازی هستند.[۴]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Using Ethnic Hatred to Meet Political Ends (about ethnic problems in Indian subcontinent)
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ Petrova, Maria; Yanagizawa-Drott, David (2016-07-01). Media Persuasion, Ethnic Hatred, and Mass Violence: A Brief Overview of Recent Research Advances. doi:10.1093/acprof:oso/9780199378296.001.0001. ISBN 9780199378296.
  3. Arcan, H. Esra (2013-10-01). "Ethnic Conflicts and the Role of the Media: The Case of Turkish Media". Mediterranean Journal of Social Sciences. 4 (10): 338. doi:10.5901/mjss.2013.v4n10p338. ISSN 2039-2117.
  4. Ndonye, Michael M. "Social Media, Ethnic hatred and Peace Journalism: Case of Twitter and FaceBook use in Kenya".