معلولیت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
نمادهای بین المللی انواعی از معلولیت

در ایران فرد کم‌توان[۱] یا فرد معلول به کسی گفته می‌شود که بر اثر ضایعه جسمی، ذهنی، روانی یا توأم، اختلال مستمر و قابل توجهی در سلامت و کارآمدی عمومی وی ایجاد گردد، به‌طوری که موجب کاهش استقلال فرد در زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی شود.[۲] این گروه، شامل معلولین حسی (نظیر ناشنوا و نابینامعلولین جسمی و معلولین ذهنی می‌شود.

در منابع جهانی، ناتوانی به هر شرایطی گفته می‌شود که انجام برخی فعالیت‌ها یا تعامل مؤثر با دنیای اطراف خود (اجتماعی یا مادی) را برای فرد دشوارتر می‌کند. این شرایط یا اختلالات ممکن است شناختی، رشدی، عقلانی، ذهنی، فیزیکی، حسی یا ترکیبی از عوامل متعدد باشد. اختلالاتی که باعث ناتوانی می شود ممکن است از بدو تولد وجود داشته باشد یا در طول زندگی فرد به دست آید. غالباً افراد ناتوان «بی جهت منزوی و از مشارکت کامل در جامعه طرد می شوند.»[۳] در نتیجه اختلالات ناتوانی، افراد دارای معلولیت و ناتوانی می توانند از بدو تولد دچار ناتوانی شوند یا ممکن است در طول زندگی خود برچسب اجتماعی ناتوانی و معلولیت را داشته باشند. کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد حقوق افراد دارای معلولیت، معلولیت را چنین تعریف می کند:

اختلالات درازمدت جسمی، ذهنی، فکری یا حسی که در تعامل با موانع مختلف ممکن است مانع مشارکت کامل و مؤثر [فرد] در جامعه بر مبنای برابر با دیگران شود.[۴]

بر اساس منابع جهان غرب و ویکیپدیای انگلیسی، معلولیت یک مفهوم مورد مناقشه ایست که در جوامع مختلف دارای معانی مختلف است و تعریف معلولیت و ناتوانی در حال تغییر و تکامل است.[۵] از آن به عنوان «تفاوت تجسم یافته و جسمی (به انگلیسی:embodied difference)» یاد شده است،[۶] ، اما این اصطلاح ممکن است به ویژگی های جسمی یا روانی نیز اشاره داشته باشد که برخی از مؤسسات، به ویژه موسسات پزشکی، آن را به عنوان پدیده‌ای که به اصلاح و درمان نیاز دارند ببینند (مدل پزشکی معلولیت یا به انگلیسی:The Medical Model of Disability). همچنین ممکن است به محدودیت های (و ساخت های اجتماعی) تحمیل شده بر مردم و افراد معلول و ناتوان توسط محدودیت های جامعه توانامند و سالم (مدل اجتماعی معلولیت یا به انگلیسی: The Social Model of Disability) اشاره داشته باشد. یا این اصطلاح ممکن است به هویت افراد معلول اشاره کند. معیار Physiological functional capacity (PFC) معیاری از سطح عملکرد یک فرد است که توانایی فرد در انجام وظایف فیزیکی زندگی روزمره و سهولت انجام این وظایف را می سنجد. PFC با افزایش سن کاهش می‌یابد و ممکن است فرد با افزایش سن مبتلا به کهن‌سنی، اختلالات شناختی یا اختلالات فیزیکی شود که همگی ممکن است منجر به برچسب زدن افراد به عنوان فردی معلول و ناتوان شوند.[۷] بر اساس گزارش جهانی در مورد معلولیت، ۱۵ درصد از جمعیت جهان یا یک میلیارد نفر به معلولیت مبتلا هستند.[۸] یک معلولیت ممکن است در فرد به راحتی قابل مشاهده یا ذاتاً نهان و نامرئی باشد.

ناتوانی و معلولیت نهان[ویرایش]

ناتوانی های نهان که به عنوان ناتوانی های پنهان یا ناتوانی های غیر قابل مشاهده (به انگلیسی: Non-visible Disabilities (NVD)) نیز شناخته می شوند، ناتوانی هایی هستند که بلافاصله آشکار یا قابل مشاهده نیستند. آنها اغلب بیماری ها و شرایط مزمنی هستند که به طور قابل توجهی فعالیت های عادی زندگی روزمره را مختل می کنند. ناتوانی های نهان می تواند مانع تلاش فرد برای رفتن به مدرسه، کار، معاشرت و غیره شود. برخی از نمونه‌های ناتوانی‌های نهان عبارتند از ناتوانی‌های ذهنی، اختلال طیف اوتیسم، اختلال کم‌توجهی بیش‌فعالی، اختلالات روانی-ذهنی، آسم، صرع، آلرژی‌ها، میگرن، آرتریت، و سندرم خستگی مزمن.[۹]

گزارش شده است که تبعیض شغلی نقش مهمی در نرخ بالای بیکاری در میان افرادی که تشخیص بیماری روانی دارند، ایفا می کند.[۱۰]

ناتوانی مرحله‌ای[ویرایش]

افراد مبتلا به بیماری‌هایی مانند آرتریت، اختلال دوقطبی، اچ‌آی‌وی یا مولتیپل اسکلروزیس دوره‌هایی از سلامتی بین دوره‌های بیماری دارند. در طول دوره های بیماری، توانایی افراد برای انجام وظایف عادی، مانند کار، می تواند متناوب باشد.[۱۱]

مشارکت اجتماعی[ویرایش]

تصویرنگاشت یک فرد با ناتوانی و معلولیت فیزیکی

افراد معلول باید در تصمیم‌گیری‌ها، به ویژه در خصوص سازمان‌هایی که اعضای آن از معلولان تشکیل شده، یا معلولان در آن عضویت دارند و برای معلولان خدمت‌رسانی می‌کنند، مشارکت جدی و تأثیرگذار داشته باشند. کمک به تشکیل گروه‌های خودیار به منظور حمایت و توسعه جامعه خاص معلولان، از مهم‌ترین اقدامات برای مشارکت این گروه می‌باشد. تشکیل جوامع خاص معلولان نیز می‌تواند پاسخگوی نیازهای آنان باشد. از سوی دیگر، وجود چنین تشکیلاتی، موجب می‌شود تا افراد ضمن برخورداری از رابطه اجتماعی، استقلال اقتصادی، احترام اجتماعی، دسترسی به خدمات تخصصی و نیز زندگی زناشویی و تشکیل خانواده، بتوانند دیدگاه‌ها و ایده‌هایشان را مطرح، و در مورد مسایل مربوط به زندگی خود، تصمیم‌گیری کنند.

آموزش، فرهنگ و ارتباطات[ویرایش]

معلولان باید فرصت یابند تا استعدادهای خلاّق هنری و فکری خود را رشد داده و آن را نه تنها برای منافع خود، بلکه برای غنی‌سازی جامعه به کار گیرند. به این منظور، باید دسترسی آنان برای مشارکت در فعالیت‌های فرهنگی تضمین شود. از شمار این اقدامات، می‌توان تهیه وسایل کمک ارتباطی برای ناشنوایان، منابع و مطالب علمی به خط بریل یا نوارهای صوتی برای اشخاصی که دچار اختلالات بینایی در سطح‌های مختلف هستند و خواندنی‌هایی که از لحاظ کمی و کیفی با توان و استعداد افراد کم‌توان ذهنی مناسب باشد را نام برد.

معلولیت در ایران[ویرایش]

قوانین معلولیت در ایران[ویرایش]

در سال ۱۳۸۳ هجری شمسی مجلس شورای اسلامی، قانونی را تحت عنوان قانون جامع حمایت از معلولان و در ۱۶ مادهٔ قانونی به تصویب رساند؛[۱۲] ۴ سال بعد و در سال ۱۳۸۷، مجلس شورای اسلامی کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت را تصویب کرد[۱۳] تا ایران نیز به این کنوانسیون بین‌المللی بپیوندد. در دولت حسن روحانی لایحه حمایت از حقوق معلولان مطرح شد؛ این لایحه در اسفند ۱۳۹۶ تحت عنوان قانون حمایت از حقوق معلولان به تصویب مجلس رسید و در اردیبهشت ۱۳۹۷ از سوی رئیس جمهور برای اجرا ابلاغ شد. [۱۴] با این وجود مشکلات زیادی در مسیر اجرای این قوانین وجود دارد که باعث شده بخش بزرگی از آن‌ها اجرایی نشود.[۱۵] قانون حمایت از حقوق معلولان مصوب اسفند ۱۳۹۶ است. این قانون ارگانها و ادارات را موظف نموده است که ۳ درصد از سهمیه استخدامی خود را به اشتغال معلولان اختصاص دهند.

سربازی افراد معلول در ایران[ویرایش]

در ایران و بر اساس قانون جامع حمایت از معلولین[۱۶]، معلولینی که دارای شرایط متن این قانون باشند از سربازی معاف شده‌اند و معافیت پزشکی دریافت می‌کنند. گزارش‌هایی از وجود تبعیض در استخدام میان افراد دارای معافیت پزشکی توسط ادارات دولتی و یا خصوصی در میان مردم و رسانه‌ها وجود دارد.[نیازمند منبع] از آنجایی که فشار روحی، روانی و اقتصادی زیادی بر خانواده‌های دارای فرزند معلول وجود دارد، در گذشته امکان معافیت برای یک پسر دیگر و سالم خانواده دارای فرزند معلول نیز وجود داشت. اما هم‌اکنون و بر اساس ماده ۶ قانون جامع حمایت از حقوق معلولان[۱۶]، فقط خانواده های دارای دو فرزند معلول می‌توانند فرزند دیگر و سالم خود را از سربازی معاف کنند. افرادی که بر اساس متن این قانون، والدین آنها دارای معلولیت باشند از سربازی معاف شده‌اند.

جامعه‌شناسی معلولیت و ناتوانی[ویرایش]

معلولیت و افزایش‌ سن[ویرایش]

تا حدودی، اختلالات جسمی و تغییر حالات روانی تقریباً در همه جا توسط افراد زیادی با افزایش سن تجربه می‌شود. جمعیت های سالخورده اغلب به دلیل شیوع بالای ناتوانی مورد انگ اجتماعی می‌باشند.

فقر در افراد معلول[ویرایش]

نقاشی با نام «گدایان» و یا «معلولان» از پیتر بروگل مهتر

نرخ فقر برای افراد دارای معلولیت در سن کار تقریباً دو و نیم برابر بیشتر از افراد بدون معلولیت است. ناتوانی و فقر ممکن است چرخه ای را تشکیل دهند که در آن موانع فیزیکی و انگ اجتماعی ناتوانی دستیابی به درآمد را دشوارتر می‌کند. معلولیت به نوبه خود، از لحاظ اجتماعی دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی و سایر ملزومات برای یک زندگی سالم را کاهش می‌دهد.[۱۷] در جوامعی که خدمات بهداشتی و اجتماعی از بودجه دولتی برخوردار نیستند، زندگی با معلولیت می‌تواند مستلزم صرف هزینه‌های دارویی، ویزیت‌های مکرر مراقبت‌های بهداشتی، کمک‌های شخصی در خانه، و وسایل و لباس‌های سازگار، همراه با هزینه‌های معمول زندگی باشد. گزارش جهانی در مورد معلولیت نشان می دهد که نیمی از همه معلولان در مقایسه با یک سوم افراد توانمند، توانایی پرداخت خدمات بهداشتی را ندارند.[۱۸] در کشورهای فاقد خدمات عمومی برای بزرگسالان دارای معلولیت، خانواده های آنها ممکن است به زیر خط فقر کشیده شوند.[۱۹]

اشتغال افراد ناتوان و معلول[ویرایش]

مطالعات ارتباط بین ناتوانی و فقر را نشان داده‌اند. مشاغلی که به افراد ناتوان ارائه می شود کمیاب هستند. مارتا راسل (Marta Russell) از منظر نقد سرمایه‌داری خاطرنشان می کند که «[یک] مبنای اصلی برای سرکوب افراد ناتوان (کسانی که می توانند با کمک کار کنند) محرومیت آنها از استثمار به عنوان کارگران مزدبگیر است».[۲۰]

فجایع و بلایا[ویرایش]

دانش تحقیقاتی محدودی درباره رابط معلولیت و بلایا (طبیعی و غیر طبیعی) وجود دارد، اما گزارش‌های روایتی و حکایتی زیادی در مورد تاثیر فجایع و بلایا بر افراد ناتوان وجود دارد.[۲۱][۲۲] افراد دارای ناتوانی تا حد زیادی تحت تاثیر بلایا هستند.[۲۳][۲۴] اگر کمک در دسترس نباشد، افراد دارای ناتوانی جسمی ممکن است در هنگام تخلیه‌ (در هنگام زلزله به عنوان مثال) در معرض خطر باشند. افراد مبتلا به اختلالات شناختی ممکن است با درک دستورالعمل هایی که در صورت وقوع فاجعه باید از آنها پیروی کنند مشکل داشته باشند.[۲۵] همه این عوامل می توانند درجه تنوع خطر را در موقعیت های فاجعه با افراد معلول افزایش دهند.[۲۶]

مطالعات تحقیقاتی به طور مداوم تبعیض علیه افراد دارای معلولیت را در تمام مراحل یک چرخه فاجعه نشان داده است.[۲۷] رایج ترین محدودیت این است که مردم نمی توانند به طور فیزیکی به ساختمان ها یا وسایل حمل و نقل و همچنین دسترسی به خدمات مرتبط با بلایا دسترسی داشته باشند.[۲۸] محرومیت این افراد تا حدی به دلیل عدم آموزش مرتبط با معلولیت ارائه شده به برنامه ریزان اضطراری و پرسنل امداد در بلایا است.[۲۹]

هویت[ویرایش]

در موقعیت‌هایی که تفاوت‌های افراد ناتوان قابل مشاهده است، افراد دارای ناتوانی اغلب با انگ اجتماعی (Stigma) مواجه می شوند. مردم اغلب به حضور فرد ناتوان با ترس، ترحم، حمایت، نگاه های سرزده، انزجار یا بی توجهی واکنش نشان می دهند. این واکنش‌ها می‌توانند افراد دارای معلولیت را از دسترسی به فضاهای اجتماعی همراه با مزایا و منابعی که این فضاها فراهم می‌کنند، محروم کنند.[۳۰] جنی موریس (به انگلیسی: Jenny Morris)، نویسنده و محقق در زمینه معلولیت و ناتوانی، نحوه عملکرد انگ برای به حاشیه راندن افراد دارای معلولیت را اینگونه شرح می دهد:[۳۱]

اغلب اوقات بیرون رفتن در انظار عمومی شجاعت می خواهد. چند نفر از ما متوجه می‌شویم که نمی‌توانیم این کار را روز به روز، هفته به هفته، سال به سال، و با یک عمر طرد و نفرت انجام دهیم. این فقط محدودیت های فیزیکی نیست که ما را به خانه‌هایمان و کسانی که می‌شناسیم محدود می کند. این آگاهی است که هر ورود به دنیای عمومی تحت سلطه خیره ها، اغماض، ترحم و خصومت خواهد بود.

علاوه بر این، مواجهه با انگ اجتماعی می تواند به سلامت روانی-عاطفی فرد مورد انگ آسیب برساند. یکی از راه‌هایی که سلامت روانی-عاطفی افراد دارای معلولیت تحت تأثیر نامطلوب قرار می‌گیرد، «درونی کردن ذهنی» ظلم و ستمی است که تجربه می‌کنند. این «درونی کردن ذهنی» می‌تواند منجر به احساس ضعیف بودن، دیوانه و غیر عادی بودن، بی‌ارزش بودن و یا هر یک از ویژگی‌های منفی دیگر در فرد ناتوان شود شود. درونی‌سازی ظلم به عزت نفس فرد آسیب‌دیده آسیب می‌زند و رفتارهای او را به گونه‌ای شکل می‌دهد که با سلطه افراد سالم و غیر ناتوان سازگار باشد.[۳۲] ایده‌های توانایی‌گرا (به انگلیسی: Ableist ideas) اغلب زمانی درونی می‌شوند که افراد ناتوان توسط افراد و نهادهای اطرافشان تحت فشار قرار می‌گیرند تا تفاوت‌های معلولیت و ناتوانی خود را پنهان و کم‌اهمیت جلوه دهند، یا به نحوی از جهانبینی این دیدگاه به نحوی «عبور» کنند. به گفته نویسنده سیمی لینتون (Simi Linton)، عمل «عبور» کردن از طریق وادار کردن افراد ناتوان به تجربه از دست دادن اجتماع، اضطراب و شک به خود، عواقب عاطفی عمیقی را برای آنان به همراه دارد.[۳۳] رسانه ها (منظور رسانه های ایالات متحده) نقش بسزایی در ایجاد و تقویت ننگ مرتبط با معلولیت و ناتوانی دارند. به تصویر کشیدن معلولیت در رسانه ها معمولاً حضور معلولان را در جامعه در کل به عنوان یک امر حاشیه ای نشان می دهد. این تصویرها به طور همزمان درک جامعه عمومی از تفاوت معلولان را منعکس می کنند و بر آن تأثیر می گذارند. تاکتیک‌های متمایزی وجود دارد که رسانه‌ها اغلب برای نمایش حضور معلولان به کار می‌برند. این روش‌های متداول چارچوب‌بندی معلولیت به دلیل غیرانسانی بودن این روش‌ها و عدم اهمیت دادن به دیدگاه‌های افراد دارای معلولیت و ناتوانی به شدت مورد انتقاد قرار می‌گیرند.

در ادبیات، سینما و رسانه‌ها[ویرایش]

ابرمعلول (Supercrip)[ویرایش]

«ابرمعلول» به مواردی اشاره دارد که رسانه‌ها درباره‌ فرد معلولی که دستاورد قابل توجهی داشته گزارشی تهیه می‌کنند و یا یک شخصیت ساختگی معلول و ناتوانی با این ویژگی می‌سازند اما به جای آنچه که آن شخص انجام داده یا بدست آورده است، بر روی معلولیت او تمرکز می کنند. آنها به دلیل استثنایی بودن آن شخص در مقایسه با سایرین با شرایط یکسان یا مشابه به عنوان الهام بخش به تصویر کشیده می شوند. این استناد به طور گسترده در گزارش ورزشکاران معلول و همچنین در به تصویر کشیدن دانشمندان اوتیسم استفاده می‌شود.[۳۴][۳۵]

بسیاری از افراد ناتوان این بازنمایی ها را به عنوان تقلیل دادن وضعیت افراد به جای نشان دادن آنها به عنوان فردی کامل می‌بینند و آنرا محکوم می کنند. علاوه بر این، تصویرسازی‌های ابرمعلولی به دلیل ایجاد این انتظار غیرواقع بینانه مورد انتقاد قرار می گیرند که معلولیت باید با نوعی استعداد، نبوغ یا بینش خاص همراه باشد.

بدذات یا شریر معلول[ویرایش]

شخصیت‌هایی در داستانها که دارای نشانه‌های فیزیکی یا ذهنی متفاوتی از هنجارهای درک شده اجتماعی هستند، غالباً به عنوان شریر در متن قرار می‌گیرند. به عنوان مثال، لیندزی رو-هیولد (Lindsey Row-Heyveld) خاطرنشان می‌کند که «دزدان دریایی بدجنس با پاهای میخ-مانند، چشمی کور، یا دست قلاب‌دار هستند، در حالی که دزدان دریایی قهرمان شبیه جک اسپارو (شخصیت) که بازیگر آن بازیگر سالمی و توانمندی چون جانی دپ است، هستند».[۳۶] تفاوت‌های مشهود معلولان در اینگونه داستان‌ها با اکثریت توانمند برای برانگیختن ترس در مخاطبان است و می‌تواند این ذهنیت که «افراد معلول را تهدیدی برای منافع و رفاه فردی یا عمومی میداند» را تداوم بخشد.

جمعیت‌شناسی[ویرایش]

تخمین تعداد افراد معلول در سراسر جهان و سراسر یک کشور مشکل ساز است. با وجود رویکردهای متفاوتی که برای تعریف معلولیت اتخاذ شده است، اکثر جمعیت شناسان موافق هستند که جمعیت جهانی افراد دارای معلولیت بسیار زیاد است. به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۲ میلادی، سازمان بهداشت جهانی جمعیت جهان را ۶.۵ میلیارد نفر تخمین زد و از این تعداد، نزدیک به ۶۵۰ میلیون نفر، یا ۱۰ درصد جمعیت جهان، از ناتوانی متوسط یا شدید رنج می‌برند.[۳۷] در سال ۲۰۱۸ میلادی، سازمان بین المللی کار تخمین زد که حدود یک میلیارد نفر (یک هفتم جمعیت جهان) دارای معلولیت هستند که ۸۰ درصد آنها در کشورهای در حال توسعه و ۸۰ درصد در سن کار هستند. حذف افراد معلول از نیروی کار تا ۷ درصد از تولید ناخالص داخلی هزینه در بر داشته.[۳۸]

کشورهای در حال توسعه[ویرایش]

ناتوانی در کشورهای در حال توسعه بیشتر از کشورهای توسعه یافته است. تصور می شود که ارتباط بین ناتوانی و فقر بخشی از یک "چرخه فاسد و معیوب (Vicious cycle)" است که در آن این ساختارها متقابلاً تقویت می‌شوند.[۳۹]

جستارهای وابسته[ویرایش]