شهباز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Standard of Cyrus the Great (Achaemenid Empire).svg

شَهباز یا شاه‌باز نام نوعی پرنده شکاری است. این پرنده در دامنه و کوه‌های رشته کوه‌های البرز و زاگرس و قفقاز می‌زید. نسل این پرنده کمیاب در حال انقراض است. این پرنده از لحاظ جثه از شاهین و باز بزرگ‌تر و شکارچی و گوشتخوار است. پرواز این پرنده همیشه در ارتفاع است و به ندرت مگر برای شکار به زمین نزدیک می‌شود. به جز برای شکار به دامنه کوه‌ها و محل تجمع انسان نزدیک نمی‌شود. رنگ پرهای این پرنده سفید و سیاه‌است که گاه در اثر پرتوهای آفتاب به رنگ نقره‌ای یا طلائی دیده می‌شود که خطای دید است. این پرنده که از نمادها و سمبل‌های ایرانیان باستان و آریائی‌ها بوده بیشتر در کوه افسانه‌ای و مشهور دماوند دیده می‌شود. در بعضی از نوشته‌های کهن از این پرنده به عنوان یکی از خدایان و نجات بخش قوم آریا و هدایت‌کننده فرزندان فروهر به ایران زمین نام برده شده‌است.

برخی فرهنگ‌نویسان آن را باز سفید معرفی کرده‌اند که بسیار کمیاب است و به احتمال بسیار گونه زال باز و هم‌معنی تیقون یا طوغان در ترکی باشد. گاه نیز همهٔ انواع (باز) را شاه‌باز نامیده‌اند.

علی بن احمد نسوی در بازنامهٔ خود می‌نویسد که «در طول شصت سال اشتغالش به بازداری، همه گونه «شِکَرَه» می‌داشته‌است «مگر سُنْقُر و باز سفید».» علی بن حسین مسعودی در مروج‌الذهب می‌نویسد «جمهور اهل معرفت به پرندگان و دیگر جانوران شکاری - از ایرانی و ترک و رومی و هندی و عرب - گفته‌اند که آن بازی که رنگش به سفیدی می‌زند از همهٔ بازها سریع‌تر، زیباتر، به تنْ نیکوتر و به دلْ بیباک‌تر است، از همه آسان‌تر تربیت می‌پذیرد و در اوج‌گیری و بلندپروازی و دورپروازی از همه نیرومندتر است، زیرا آن حرارت سوزان و جرأت که در او هست در هیچ‌یک از دیگر انواع بازان نیست. اختلاف رنگ‌های بازان در اثر اختلاف زیستگاه‌های آنهاست و، ازینرو، به سبب بسیاریِ برف در ارمنستان و خَزَران و گرگان و نواحی همسایه این‌ها در سرزمین تُرکان، بازهای سفید به رنگ سفید خالص در می‌آیند»

در ادبیات و شعر[ویرایش]

شهباز در ادبیات و به خصوص شعر فارسی مورد استفاده بسیاری از شاعران بوده‌است، در بیشتر موارد علاوه بر معنی پرنده به معنی زمانه، تقدیر، سرانجام یا به همان معنی کهن و وظیفه شهباز در افسانه‌ها اشاره دارد.

هاتف اصفهانی:

گوشه‌گیری دام راه کس مبادصید ما از آشیان در چنگل شهباز ماند
حلقهٔ سرگشتگی دارد به گوش گردبادنقش‌پایی‌هم‌گر از مجنون به‌صحرا

بیدل دهلوی:

منت‌کش تکلف اخلاق‌کس مبادگنجشک را چه سود زشهبازآشنا
از هرچه دم زنی به خموشی حواله‌کنبیگانه‌ام ز خویش هم از ناز آشنا

بیدل دهلوی:

کریمی که از لطفش آباد گشتبه هر جا دلی بود از غم خراب
ز چنگال شهباز نیروش چرخزبون چون کبوتر به چنگ عقاب
قضا خیمهٔ دولتش چون فراختبه مسمار تایید بستش طناب

اقبال لاهوری:

دیدن دگر آموز شنیدن دگر آموزما چشم عقاب و دل شهباز نداریم
چون مرغ سرا لذت پرواز نداریمای مرغ سرا خیز و پریدن دگر آموز

اقبال لاهوری:

بی پران را ذوق پروازی دهدپشه را تمکین شهبازی دهد
با سلاطین در فتد مرد فقیراز شکوه بوریا لرزد سریر

ناصرخسرو:

خِرد است آنکه ترا بنده شدستند بدوبه زمین شیر و پلنگ و به هوا بر شهباز

سوزنی:

نظام دین شه میزانیان که بر شاهانخجسته فال تر است از همای و از شهباز

خاقانی:

اگر شهباز بگریزد چو سیمرغز روی رشک معذور است ازیرا

خاقانی:

شهباز سخن به دولت تومنقار برید نوپران را

خاقانی:

شهبازم ارچه بسته زبانم بگاه صیدگرد از هزار بلبل گویا برآورم

از آنگاه که باز شهباز صبح از نشیمن افق پروازکرد تا غراب ظلمت بال بگشاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۷۳). شهباز آفتاب چنگ در پردهٔ غِربیب غراب آویخت .(ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۵۵).

عطار:

گرچه شهباز معرفت بودمریختم بال و پر چه می‌طلبی

سعدی:

سعدی تو مرغ زیرکی خوبت به دست آورده‌اممشکل به دست آرد کسی مانند تو شهباز را

سعدی:

که شهباز من صید دام تو شدمرا بود دولت بنام تو شد

خواجوی کرمانی:

کار خرد ضربت این ساز نیستصید ملخ شیوهٔ شهباز نیست

حافظ:

شهباز دست پادشهم این چه حالت استکز یاد برده‌اند هوای نشیمنم

حافظ:

مرغ سان از قفس خاک هوایی گشتمبه هوایی که مگر صید کند شهبازم

حافظ:

شهپر زاغ و زغن زیبای صید و قید نیستاین کرامت همره شهباز و شاهین کرده‌اند

- شهباز بیضا؛ شهباز سپید:
خاقانی:

کعبه را باشد کبوتر در حرمدر حرم شهبازبیضا دیده‌ام

منابع[ویرایش]

  • راهنمای صحرایی پرندگان ایران - جمشید منصوری - انتشارات ذهن
  • کلیات پرنده‌شناسی، جمشید منصوری، ناشر: سازمان حفاظت محیط زیست، ۱۳۶۹
  • نامنامه فارس: شابک ۹۶۴-۶۷۸۵-۵۸-۹ ردیف ش
  • بازداری، دانشنامهٔ جهان اسلام
  • شاهباز، لغت‌نامهٔ دهخدا
  • [۱]
  • [۲]
  • [۳]