پرش به محتوا

گایا (اسطوره)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از گایا (افسانه))
گایا
تجسمِ زمین
عضوی از نخستین نسل ایزدان
گایا در حال شفاعت برای پسرانش، گیگانت‌ها، جزئیاتی از فریزِ جنگ تیتان‌ها، محراب پرگامون، موزهٔ پرگامون، برلین.
نام‌های دیگر
  • گِه
  • گِئا
  • ختون
نمادمیوه
والدینخائوس/آشفتگی ازلی
همسراورانوس
زادگاناورانوس، پونتوس، اورئا، هکاتونکایرها، سیکلوپ‌ها، تیتان‌ها، گیگانت‌ها، نرئوس، تائوماس، فورکیس، کتو، اوریبیا، تریتوپاتورها، تایفون
همتای رومیترا

گایا (یونانی باستان: Γαῖα یا Γῆ) در دین و اسطوره‌شناسی یونان باستان، الههٔ زمین و از نخستین ایزدان آغازین بود. او تجسم خودِ زمین و یکی از بنیادی‌ترین نیروهای آفرینش جهان به شمار می‌رفت. در بیشتر روایت‌های کیهان‌زایی، گایا پس از آشوب آغازین (خائوس) پدید آمد و بدون همسر، اورانوس (آسمان)، اورئا (کوه‌ها) و پونتوس (دریا) را به وجود آورد. از پیوند او با اورانوس، نسل تیتان‌ها، سیکلوپ‌ها و هکاتونکایرها زاده شدند و از این راه، گایا به نیای بیشتر خدایان، نیمه‌خدایان و موجودات اسطوره‌ای یونان تبدیل شد.[۱][۲]

گایا در بسیاری از اسطوره‌های مهم یونانی نقشی تعیین‌کننده دارد. او فرزندش کرونوس را برانگیخت تا اورانوس را سرنگون کند و بدین ترتیب زمینهٔ پایان فرمانروایی نخستین آسمان و آغاز سلطنت تیتان‌ها را فراهم ساخت. بعدها نیز در جریان جنگ تیتان‌ها، در کنار فرزندان خود حضور یافت و در برخی روایت‌ها مادر غولان و هیولاهای سهمگینی دانسته شده است که برای مقابله با خدایان المپ آفریده شدند.[۳][۴]

در باور یونانیان، گایا تنها الههٔ زمین نبود، بلکه سرچشمهٔ باروری، زایش، رویش گیاهان و پایداری زندگی نیز به شمار می‌رفت. او همچنین از کهن‌ترین ایزدان پیشگویی بود و برخی سنت‌ها بر این باور بودند که نیایشگاه دلفی پیش از آپولون به گایا تعلق داشته است. از همین رو، پرستش او در سراسر جهان یونانی، به‌ویژه در پیوند با آیین‌های باروری، سوگند، تطهیر و پیشگویی، رواج داشت.[۵][۶] همتای رومی گایا، ترا یا تلوس بود که او نیز به‌عنوان الهه و تجسم زمین پرستش می‌شد.

ریشه‌شناسی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

نام گایا (Γαῖα) که در یونانی باستان گاه به صورت کوتاه‌تر گِه (Γῆ) نیز نوشته می‌شود، در اصل همان واژهٔ یونانی به معنای «زمین» است. صورت گِه در شعرهای هومری و نوشته‌های یونانیِ کلاسیک رایج‌تر است، در حالی که صورت گایا بیشتر در زبان حماسی و به‌ویژه در تئوگونیای هزیود دیده می‌شود.[۷][۸]

ریشهٔ این نام از دیرباز موضوع بحث زبان‌شناسان بوده است. در گذشته، برخی پژوهشگران آن را با ریشهٔ بازسازی‌شدهٔ هندواروپایی غِغوم یا دْهِغوم، به معنای «زمین»، مرتبط می‌دانستند؛ همان ریشه‌ای که واژه‌هایی چون هوموس یا هومو («انسان»، در اصل «خاک‌زاده») در زبان لاتین و کشَم («زمین») در زبان سانسکریت نیز از آن مشتق شده‌اند.[۹][۱۰] با این حال، این دیدگاه امروزه با تردید روبه‌رو است. رابرت اس. پی. بیکس استدلال می‌کند که صورت‌های یونانی گایا و گِه را نمی‌توان به‌طور منظم از ریشهٔ شناخته‌شدهٔ هندواروپایی توضیح داد و ازاین‌رو احتمال می‌دهد که این واژه از یکی از زبان‌های پیشایونانی، یعنی زبان‌هایی که پیش از ورود یونانی‌زبانان در سرزمین یونان رواج داشتند، وام گرفته شده باشد. به باور او، نام گایا احتمالاً بازمانده‌ای از واژگان بومی حوزهٔ اژه است که بعدها وارد زبان یونانی شده و به نام الههٔ زمین تبدیل شده است.[۷]

این نام، مانند نام بسیاری از ایزدان آغازین یونان، در اصل نه یک نام خاص، بلکه واژه‌ای برای اشاره به خودِ زمین بوده است. ازاین‌رو، در کهن‌ترین متون یونانی، «گایا» هم‌زمان هم به معنای زمین به عنوان بخشی از جهان طبیعی و هم به عنوان شخصیت الهیِ تجسم‌یافتهٔ آن به کار می‌رود. این همسانی میان عنصر طبیعی و ایزد، از ویژگی‌های مهم اسطوره‌شناسی یونان در توصیف نیروهای آغازین کیهان است.[۱۱][۱۲]

اسطوره‌شناسی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

آفرینش آغازین و پیدایش جهان

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
موزاییک گایا، سدهٔ دوم میلادی، موزهٔ موزاییک زئوگما، غازی‌عینتاب.

در کیهان‌شناسی یونان باستان، گایا یکی از نخستین موجودات آغازین (پروتوگنوی‌ها) و تجسم خودِ زمین بود. بر پایهٔ روایت هزیود در تئوگونیا، در آغاز تنها کائوس، یعنی خلأ یا آشوب آغازین، وجود داشت. پس از آن، گایا، تارتاروس (ژرف‌ترین بخش جهان زیرین) و اروس، نیروی کشش و زایش، پدید آمدند. گایا از همان آغاز، بنیان استوار جهان و جایگاه همهٔ موجودات زنده و خدایان جاودانه بود؛ ازاین‌رو هزیود او را «زمینِ پهن‌سینه، بنیاد استوار همهٔ جاودانگان» می‌نامد.[۱۳][۱۴] برخلاف بسیاری از ایزدان که برای آفرینش به پیوند با همسری نیاز داشتند، گایا در آغاز به تنهایی و بدون آمیزش، چندین عنصر بنیادین جهان را از وجود خود پدید آورد. نخست اورانوس، آسمانِ ستاره‌بار، را آفرید تا سراسر زمین را دربر گیرد؛ سپس اورئا (کوه‌ها)، جایگاه ایزدان و سرچشمهٔ رودها، و پس از آن پونتوس، دریای بی‌کران و خروشان، را به وجود آورد. این آفرینش‌های آغازین، ساختار اصلی جهان را شکل دادند و زمینه را برای پیدایش نسل‌های بعدی خدایان فراهم کردند.[۱۵][۱۶]

در سنت‌های اورفیکی و برخی روایت‌های متأخر، گایا نیز همچون دیگر نیروهای آغازین، ازلی و همزاد با خودِ جهان دانسته می‌شود و نه آفریدهٔ موجودی دیگر. در این روایت‌ها، او سرچشمهٔ همهٔ حیات، مادر طبیعت و نیروی زاینده‌ای است که تمام موجودات از او پدید می‌آیند و سرانجام دوباره به دامان او بازمی‌گردند.[۱۷][۱۸]

پیوند با اورانوس و سرنگونی او

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پس از آنکه گایا آسمان، کوه‌ها و دریا را آفرید، اورانوس را به همسری برگزید و از پیوند آن دو، نخستین نسل از خدایان و موجودات کیهانی زاده شدند؛ رویدادی که سرآغاز دودمان ایزدان و بخش مهمی از اسطوره‌های آفرینش در یونان باستان به شمار می‌رود.[۱۹] گایا و اورانوس صاحب دوازده تیتان شدند: اوکئانوس، کوئوس، کریوس، هایپریون، یاپتوس، کرونوس، تئا، رئا، تمیس، منموسونه، فیبی و تتیس. آنان همچنین سه سیکلوپِ تک‌چشم، یعنی برونتس، استروپس و آرگس، و سه هکاتونکایر یا «صددستان»، یعنی کوتوس، بریاریوس و گیگس، را نیز به دنیا آوردند.[۲۰][۲۱] اما اورانوس از فرزندان نیرومند خود، به‌ویژه سیکلوپ‌ها و هکاتونکایرها، بیمناک بود و آنان را در ژرفای گایا یا در تاریکی تارتاروس زندانی می‌کرد. این کار رنجی جانکاه بر گایا تحمیل کرد، زیرا فرزندانش در درون او محبوس بودند و نمی‌توانستند به جهان آیند. سرانجام گایا تصمیم گرفت به فرمانروایی اورانوس پایان دهد. او از سنگ چخماق داسی بزرگ ساخت و از فرزندانش خواست علیه پدر برخیزند؛ اما تنها کوچک‌ترین تیتان، کرونوس، جرئت پذیرفتن این کار را یافت.[۲۲][۲۳]

هنگامی که شب فرارسید و اورانوس برای هم‌بستری با گایا بر زمین فرود آمد، کرونوس در کمین نشست و به فرمان مادرش با داس سنگی اندام تناسلی پدر را برید. بدین‌گونه فرمانروایی اورانوس پایان یافت و کرونوس بر جهان چیره شد. خون اورانوس که بر زمین ریخت، گایا را بارور کرد و از آن، الهگان انتقام (ارینیس‌ها)، غول‌ها و پوره‌های زبان‌گنجشک (ملیائه) زاده شدند. همچنین اندام بریدهٔ اورانوس که به دریا افتاد، کف سپیدی پدید آورد و از آن، آفرودیته سر برآورد.[۲۴][۲۵][۲۶]

جنگ تیتان‌ها

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پس از آنکه کرونوس به یاری گایا اورانوس را سرنگون کرد، خود فرمانروای جهان شد؛ اما برخلاف انتظار گایا، او نیز برادران نیرومندش، سیکلوپ‌ها و هکاتونکایرها، را همچنان در تارتاروس زندانی نگه داشت. گایا که از این رفتار ناخشنود بود، پیشگویی کرد که کرونوس نیز همانند پدرش به دست یکی از فرزندانش از سلطنت برکنار خواهد شد. همین پیشگویی سبب شد کرونوس هر یک از فرزندانش را پس از تولد ببلعد.[۲۷][۲۸] پس از آنکه زئوس به یاری رئا از بلعیده شدن نجات یافت و برادران و خواهرانش را آزاد کرد، جنگی بزرگ میان المپ‌نشینان به رهبری زئوس و تیتان‌ها به رهبری کرونوس درگرفت که بعدها «تیتانوماخی» (جنگ تیتان‌ها) نام گرفت. گایا در آغاز بی‌طرف بود، اما پیشگویی کرد که زئوس تنها در صورتی پیروز خواهد شد که سیکلوپ‌ها و هکاتونکایرهای زندانی را آزاد کند و آنان را به یاری فراخواند. زئوس نیز به توصیهٔ او عمل کرد و بدین‌ترتیب متحدانی نیرومند به دست آورد.[۲۹][۳۰][۳۱]

سیکلوپ‌ها برای سپاسگزاری، سلاح‌های ایزدی را برای فرمانروایان آینده ساختند: آذرخش را به زئوس، نیزهٔ سه‌شاخه را به پوزئیدون و کلاه‌خود نامرئی‌کننده را به هادس بخشیدند. هکاتونکایرها نیز با پرتاب صدها تخته‌سنگ بر تیتان‌ها، نقش تعیین‌کننده‌ای در نبرد ایفا کردند. پس از ده سال جنگ، سرانجام زئوس و متحدانش پیروز شدند و بیشتر تیتان‌ها در تارتاروس به بند کشیده شدند؛ جایی که هکاتونکایرها نگهبانی از آنان را بر عهده گرفتند.[۳۲][۳۳]

اساطیر دیگر

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
آتنا، الههٔ نگهبان شهر پرگامون، غول آلکیونئوس را از تماس با زمین جدا می‌کند؛ در همین هنگام، گایا، مادر غولان، از دل زمین سر برمی‌آورد؛ محراب پرگامون، موزهٔ پرگامون، برلین.

گایا پس از پایان تیتانوماخی نیز در بسیاری از اسطوره‌های یونانی نقشی فعال و تعیین‌کننده داشت و اغلب به‌عنوان الهه‌ای خردمند، پیشگو و حامی نظم طبیعی جهان ظاهر می‌شد. برخلاف بسیاری از ایزدان المپ، او کمتر درگیر ماجراجویی‌های شخصی بود و بیشتر در لحظه‌های سرنوشت‌سازِ تاریخ کیهانی حضور می‌یافت.[۳۴][۳۵] یکی از مشهورترین روایت‌ها به زایش تایفون مربوط می‌شود. پس از آنکه زئوس تیتان‌ها را شکست داد و بسیاری از فرزندان گایا را در تارتاروس زندانی کرد، گایا از این رفتار به خشم آمد و از آمیزش با تارتاروس، هیولایی سهمگین به نام تایفون را پدید آورد تا انتقام فرزندانش را بگیرد. تایفون نیرومندترین دشمن زئوس به شمار می‌رفت و نبرد او با فرمانروای المپ یکی از واپسین نبردهای بزرگ کیهانی در اسطوره‌های یونان بود. با وجود قدرت شگفت‌انگیزش، او سرانجام با آذرخش‌های زئوس شکست خورد و در زیر کوه اِتنا یا، بنا بر برخی روایت‌ها، زیر سرزمین کیلیکیه مدفون شد.[۳۶][۳۷][۳۸]

گایا همچنین در اسطورهٔ نبرد خدایان با غولان (گیگانتوماخی) نقشی محوری دارد. غولان از خون اورانوس که بر زمین ریخته بود زاده شده بودند و بنابراین فرزندان گایا محسوب می‌شدند. هنگامی که آنان علیه خدایان المپ شوریدند، پیشگویی شده بود که هیچ خدایی به‌تنهایی توان کشتن آنان را ندارد و تنها همکاری یک انسان فانی با خدایان می‌تواند به پیروزی بینجامد. گایا برای محافظت از فرزندانش در جست‌وجوی گیاهی جادویی برآمد که آنان را شکست‌ناپذیر می‌کرد، اما زئوس پیش از آنکه او گیاه را بیابد، نور خورشید، ماه و سپیده‌دم را پنهان کرد و گیاه را خود به دست آورد. سپس هراکلس در کنار خدایان با غولان جنگید و زمینهٔ پیروزی المپ‌نشینان را فراهم ساخت.[۳۹][۴۰] در سنت‌های مربوط به دلفی، گایا نخستین دارندهٔ نیایشگاه و پیشگوی این مکان مقدس به شمار می‌رفت. بر پایهٔ برخی روایت‌ها، او پیشگویی را به دخترش تمیس سپرد و تمیس نیز بعدها آن را به آپولون واگذار کرد. در روایت دیگری، آپولون با کشتن اژدهای پیتون ــ که نگهبان نیایشگاه گایا بود ــ کنترل دلفی را به دست آورد. از این رو، پرستش آپولون در دلفی ادامه و جانشین سنتی بسیار کهن‌تر دانسته می‌شد که به گایا تعلق داشت.[۴۱][۴۲][۴۳]

گایا، اریختونیوس را به آتنا می‌سپارد. از چپ به راست: هفائستوس، آتنا، اریختونیوس، گایا و آفرودیته. این اثر را منسوب به معبد هفائستوس در آتن می‌دانند. مرمر پنتلیک، حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلادی. موزهٔ لوور.

گایا در اسطورهٔ پیدایش اریختونیوس، شاه افسانه‌ای آتن، نیز نقشی مهم ایفا می‌کند. هنگامی که هفائستوس در پی آتنا بود و نتوانست با او هم‌بستر شود، نطفه‌اش بر زمین ریخت و گایا از آن بارور شد و کودکی به نام اریختونیوس را زاد. سپس نوزاد را به آتنا سپرد تا او را پرورش دهد. این روایت، پیوند عمیق میان گایا و سرزمین آتیک و نیز مفهوم «زادهٔ زمین بودن» مردم آتن را بازتاب می‌دهد.[۴۴][۴۵] در برخی اسطوره‌ها، گایا سرچشمهٔ پیدایش هیولاهای دیگری نیز به شمار می‌رود. او از پونتوس، خدای دریا، موجوداتی چون نرئوس، فورکیس، کتو، ائوریبیا و تاوماس را زاد که بسیاری از هیولاها و موجودات دریایی از نسل آنان پدید آمدند. همچنین از پیوند او با تارتاروس، افزون بر تایفون، اژدهای مادهٔ اخیدنا نیز در برخی روایت‌ها زاده شد؛ موجودی که مادر بسیاری از هیولاهای نامدار اسطوره‌های یونانی، از جمله سربروس، هیدرای لرنه و کیمائرا، دانسته می‌شود.[۴۶][۴۷]

گایا در چندین روایت دیگر نیز نقش داور یا پیشگو را بر عهده دارد. او بود که به زئوس هشدار داد اگر تتیس صاحب پسری شود، آن پسر از پدرش نیرومندتر خواهد بود؛ ازاین‌رو زئوس از ازدواج با تتیس چشم پوشید و او را به همسری پلئوس، پادشاهی فانی، درآورد. حاصل این ازدواج، آشیل، بزرگ‌ترین قهرمان جنگ تروآ، بود.[۴۸][۴۹][۵۰]

آیین‌های پرستش

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
گایا نوزاد تازه‌زادهٔ خود، اریختونیوس، را در حالی که هفائستوس نظاره‌گر است، به آتنا می‌سپارد. استامنوس آتیکی با نقش‌های سرخ، حدود ۴۷۰ تا ۴۶۰ پیش از میلاد.

پرستش گایا در یونان باستان از کهن‌ترین لایه‌های دین یونانی به شمار می‌رفت و بسیاری از پژوهشگران آن را بازماندهٔ آیین‌های بومی پیش از ورود اقوام یونانی می‌دانند. هرچند دربارهٔ منشأ دقیق پرستش او و پیوندش با سنت‌های الههٔ مادر اختلاف نظر وجود دارد، بیشتر پژوهشگران بر این باورند که گایا پیش از تثبیت کیش المپ‌نشینان، یکی از مهم‌ترین ایزدان یونان بوده است.[۵][۵۱] با این حال، در دورهٔ کلاسیک، گایا دیگر در شمار خدایان اصلی قرار نداشت و برخلاف زئوس، آتنا یا آپولون، جشنواره‌ای بزرگ و فراگیر به نام او برگزار نمی‌شد. پرستش او بیشتر در قالب آیین‌های محلی یا در کنار دیگر ایزدان، به‌ویژه خدایان ختونی و مرتبط با باروری، انجام می‌گرفت. از همین رو، پرستشگاه‌های شناخته‌شدهٔ گایا اندک‌اند و بیشتر آن‌ها در مراکز مذهبی کهن قرار داشتند.[۵۲]

یکی از کهن‌ترین مراکز پرستش گایا، دودونا در اپیروس بود؛ جایی که احتمال می‌رود پیش از غلبهٔ کیش زئوس، الههٔ زمین مهم‌ترین ایزد آن به شمار می‌رفت. حتی پس از برتری یافتن زئوس، گایا همچنان در کنار او مورد احترام بود و این هم‌جواری، بازتابی از پیوند دیرینهٔ آسمان و زمین در کیهان‌شناسی یونانی به شمار می‌رفت.[۵۳][۵۴] در دلفی نیز سنت‌های کهن، گایا را نخستین صاحب غیبگاه و پیشگوی این مکان مقدس می‌دانستند. بر پایهٔ برخی روایت‌ها، او نیروی پیشگویی را به دخترش تمیس سپرد و تمیس نیز بعدها آن را به آپولون واگذار کرد. ازاین‌رو، در نمایشنامهٔ ائومنیدها اثر آیسخولوس، کاهنهٔ دلفی نیایش خود را با ستایش «گایا، نخستین پیشگو» آغاز می‌کند. مار پیتون، که نگهبان غیبگاه بود، نیز تجسم نیروهای زمین و جهان زیرین دانسته می‌شد.[۵۵][۴۳][۵۶]

در شهر آیگای در آخایا، گایا با لقب اوری‌سترنوس («پهن‌سینه») پرستش می‌شد؛ لقبی که پیش‌تر هزیود نیز برای توصیف زمین به کار برده بود. در این مکان، تندیس بسیار کهنی از گایا وجود داشت و خدمت در پرستشگاه او بر عهدهٔ دختری باکره بود. بنا بر گزارش پلینی، کاهنهٔ غیبگاه پیش از ورود به مکان مقدس، اندکی خون گاو نر می‌نوشید؛ آیینی که احتمالاً با پیشگویی و ارتباط با نیروهای ختونی پیوند داشت.[۵۷][۵۸] در آتن، گایا با لقب‌های آیینی گوناگونی از جمله کارپوفوروس («آورندهٔ محصول»)، کوروتروفوس («پرورش‌دهندهٔ کودکان») و المپیا پرستیده می‌شد. پاوسانیاس از زیارتگاهی مشترک برای «گایا کوروتروفوس» و «دمتر خلوئه» بر فراز آکروپولیس یاد می‌کند که نشان‌دهندهٔ پیوند نزدیک گایا با باروری، کشاورزی و پرورش کودکان بود. همچنین در نزدیکی المپیئون، محوطهٔ مقدسی به گایا اختصاص داشت که از کهن‌ترین نیایشگاه‌های شهر به شمار می‌رفت.[۵۹][۶۰] گایا همچنین با آیین‌های مربوط به مردگان و جهان زیرین ارتباطی نزدیک داشت. در جشن گنِسیا که در آتن برای بزرگداشت نیاکان برگزار می‌شد، برای او قربانی تقدیم می‌کردند و خانواده‌ها برای مردگان خود نذر و پیشکش بر مزارها می‌نهادند. در میکونوس نیز کتیبه‌های مذهبی از قربانی شدن هفت برهٔ سیاه برای «زئوس ختونیوس» و «گایا ختونیا» خبر می‌دهند؛ آیینی که پس از آن با ضیافتی مذهبی پایان می‌یافت.[۶۱][۶۲] در تتراپولیس ماراتون، گایا به‌عنوان الههٔ حاصل‌خیزی زمین پرستیده می‌شد. در ماه پوسیدئون گاوی آبستن برای «گایا در کشتزارها» قربانی می‌کردند و در ماه گامِلیون نیز گوسفندی برای «گایا کنار غیبگاه» تقدیم می‌شد. این آیین‌ها احتمالاً با باروری زمین، چرخهٔ کشاورزی و آیین‌های رازآمیز الئوسی پیوند داشتند.[۶۳] در شهرهای دیگری همچون المپیا، پاتراس، اسپارت و تب نیز پرستشگاه‌ها یا محراب‌هایی به گایا اختصاص داشت. در تب، او با لقب ماکارا تلسفوروس («خوشبختِ به‌کمال‌رساننده») خوانده می‌شد و با باروری و تکامل محصول ارتباط داشت. در اسپارت نیز زیارتگاهی مشترک برای گایا و زئوس آگورائیوس وجود داشت که نشان‌دهندهٔ پیوند دیرینهٔ الههٔ زمین با فرمانروای آسمان بود.[۶۴][۶۵]

جایگاه در ادبیات و دین یونان

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در حماسه‌های هومر، گایا بیش از آنکه شخصیتی اسطوره‌ای باشد، خودِ زمینِ مقدس و گواه سوگندهاست. یونانیان باستان هنگام ادای سوگند، او را به شهادت فرامی‌خواندند؛ زیرا باور داشتند زمین از هر پیمان‌شکنی آگاه می‌شود. در ایلیاد، هنگام بستن پیمان‌ها، بره‌ای سیاه برای گایا قربانی می‌شود و نام او در کنار زئوس، هلیوس و رودها به عنوان گواهان سوگند ذکر می‌شود. هومر گایا را موجودیتی الهی و واقعی می‌داند، اما برخلاف بسیاری از ایزدان، او را به صورت شخصیتی انسان‌وار با کنش‌های مستقل توصیف نمی‌کند.[۶۶][۱۲] در ایلیاد همچنین آلفایا، مادر ملئاگر، با کوبیدن دستان خود بر زمینِ «بسیارپرور» (پُلیفوربوس)، هادس و پرسفونه را فرا می‌خواند تا انتقام او را از فرزندش بگیرند؛ روایتی که نشان می‌دهد زمین واسطه‌ای میان جهان زندگان و مردگان نیز به شمار می‌رفت.[۶۷] در مقابل، هزیود در تئوگونیا گایا را به یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های کیهان‌زایی یونانی تبدیل می‌کند. او از نخستین موجودات جهان است، آسمان، کوه‌ها و دریا را می‌آفریند، مادر نسل‌های آغازین خدایان و موجودات کیهانی است و در سرنگونی اورانوس و سپس کرونوس نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کند. از همین رو در منابع باستانی با لقب کوروتروفوس («پرورش‌دهندهٔ کودکان») و پام‌مِتور («مادرِ همه») ستوده شده است.[۶۸][۶۹]

در سنت‌های دینی یونان، گایا تنها الههٔ زمین نبود، بلکه سرچشمهٔ باروری و زندگی نیز به شمار می‌رفت. سرودهای هومری او را مادر خدایان و انسان‌ها می‌نامند و لقب فِرِسویوس («بخشندهٔ زندگی») برای او به کار می‌برند. در برخی سنت‌های محلی، گایا با الهه‌هایی مانند کوروتروفوس و تمیس همسان دانسته می‌شد و در آتن با لقب «الههٔ بزرگ» نیز مورد پرستش قرار می‌گرفت.[۷۰][۵۹][۷۱] در ادبیات یونانی، واژهٔ ختون (Χθών) نیز گاه مترادف گایا به کار می‌رود. اگرچه این واژه بعدها بیشتر به معنای «ژرفای زمین» یا «جهان زیرین» رواج یافت، در آثار هومر، آیسخولوس و اوریپید اغلب خودِ زمین یا الههٔ زمین را نیز نشان می‌دهد. هومر برای آن لقب‌هایی چون اوریودیا («گسترده‌دامن») و پُلی‌وتیرا («همه‌پرور») به کار می‌برد که هر دو بیانگر نقش زمین در پرورش همهٔ موجودات‌اند.[۷۲][۷۳] شاعران تراژدی‌سرای یونان نیز گایا را مظهر زایش، باروری و نظم طبیعی جهان می‌دانستند. آیسخولوس در پرومتهٔ رهاشده او را «مادر همه» می‌نامد و در ایرانیان از او با لقب پام‌فوروس («همه‌بارور») یاد می‌کند. در نیایشگران شراب، الکترا گایا را دادخواه ستمدیدگان می‌خواند و سوفوکل نیز در فیلوکتتس او را «همه‌پرور» توصیف می‌کند.[۷۴][۷۵] اندیشهٔ فلسفی دربارهٔ گایا در آثار اوریپید نمود آشکارتری می‌یابد. او زمین را سرچشمهٔ همهٔ موجودات می‌داند و می‌نویسد هر آنچه از زمین زاده شود، سرانجام دوباره به زمین بازمی‌گردد؛ همان‌گونه که هر آنچه از اَثیر پدید آمده، به آسمان بازخواهد گشت. این نگرش، گایا را نه فقط یک الهه، بلکه نمادی از چرخهٔ جاودانهٔ طبیعت و دگرگونی جهان معرفی می‌کند.[۷۶][۷۷]

جستارهای وابسته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  1. Hesiod 1914, Theogony 116–153.
  2. West 1966, pp. 192–196.
  3. Hesiod 1914, Theogony 154–210, 820–885.
  4. Gantz 1993, pp. 45–55.
  5. 1 2 Burkert 1985, pp. 171–174.
  6. Larson 2007, pp. 39–42.
  7. 1 2 Beekes 2010, pp. 261–262.
  8. West 1966, pp. 192–193.
  9. Mallory & Adams 2006, pp. 174–175.
  10. Watkins 2000, pp. 15–16.
  11. Burkert 1985, pp. 91–93.
  12. 1 2 West 1966, pp. 192–194.
  13. Hesiod 1914, Theogony 116–122.
  14. West 1966, pp. 192–197.
  15. Hesiod 1914, Theogony 126–132.
  16. Hard 2004, pp. 34–36.
  17. West 1983, pp. 70–73.
  18. Burkert 1985, pp. 92–94.
  19. Hesiod 1914, Theogony 132–138.
  20. Hesiod 1914, Theogony 139–153.
  21. Hard 2004, pp. 66–68.
  22. Hesiod 1914, Theogony 154–181.
  23. Graves 1955, pp. 37–39.
  24. Hesiod 1914, Theogony 176–206.
  25. Apollodorus, 1921 & 1.1.4.
  26. Hard 2004, pp. 68–71.
  27. Hesiod 1914, Theogony 453–500.
  28. Hard 2004, pp. 71–73.
  29. Hesiod 1914, Theogony 617–720.
  30. Apollodorus, 1921 & 1.2.1.
  31. West 1966, pp. 379–390.
  32. Hesiod 1914, Theogony 501–506, 617–735.
  33. Hard 2004, pp. 73–76.
  34. Burkert 1985, pp. 91–95.
  35. Hard 2004, pp. 65–66.
  36. Hesiod 1914, Theogony 820–880.
  37. Apollodorus, 1921 & 1.6.3.
  38. Hard 2004, pp. 84–87.
  39. Apollodorus, 1921 & 1.6.1–2.
  40. Hard 2004, pp. 87–90.
  41. Pindar, 1997 & Pythian 4.74.
  42. Apollodorus, 1921 & 1.4.1.
  43. 1 2 Burkert 1985, pp. 116–121.
  44. Apollodorus, 1921 & 3.14.6.
  45. Hard 2004, pp. 364–366.
  46. Hesiod 1914, Theogony 233–336.
  47. Hard 2004, pp. 65–70.
  48. Pindar, 1997 & Isthmian 8.27–47.
  49. Apollodorus, 1921 & 3.13.5.
  50. Hard 2004, pp. 499–500.
  51. Nilsson 1950, pp. 457–463.
  52. Burkert 1985, pp. 173–175.
  53. Nilsson 1950, pp. 460–462.
  54. Burkert 1985, pp. 47–49.
  55. Aeschylus, 1926 & Eumenides 1–8.
  56. Hard 2004, pp. 145–147.
  57. Pausanias, 1918 & 7.25.13.
  58. Pliny, 1855 & 28.147.
  59. 1 2 Pausanias, 1918 & 1.22.3. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «FOOTNOTEPausanias19181.22.3» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  60. Burkert 1985, pp. 173–176.
  61. Nilsson 1950, pp. 469–472.
  62. Burkert 1985, pp. 198–201.
  63. Nilsson 1950, pp. 465–468.
  64. Pausanias, 1918 & 3.11.9.
  65. Nilsson 1950, pp. 462–464.
  66. Homer 1999, Iliad 3.103–107.
  67. Homer 1999, Iliad 9.568–572.
  68. Hesiod 1914, Theogony 116–210.
  69. Burkert 1985, pp. 171–173.
  70. Homeric Hymns, 2003 & Hymn to Earth.
  71. Nilsson 1950, pp. 457–460.
  72. Burkert 1985, pp. 171–172.
  73. Beekes 2010, pp. 269–270.
  74. Aeschylus 1926, pp. 314–316.
  75. Sophocles 1994, Philoctetes 391.
  76. Euripides 1994, p. 286.
  77. Plutarch 1936, pp. 387–389.

منابع و برای مطالعه بیشتر

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]