آتنا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
اساطیر یونان باستان
Mattei Athena Louvre Ma530 n2.jpg
آتنا
یونانی: Αθηνη
فرانسوی: آتنا
عنوان: الههٔ خرد، استراتژی جنگ، زیبایی، ادبیات، کشاورزی و صنایع دستی
جنسیت: مؤنث
پدر: زئوس
مادر: متیس
همسر: ازدواج نکرد
مرگ: نامیرا
در تروا: طرفدار یونانیان
موضوع‌های اساطیر یونان باستان

آ ا ب پ ت ج چ خ د ر ز ژ س
ش ف ک گ ل م ن و ه ی

آتنا (به یونانی: Άθηνά، یا Ἀθήνη, Athénē)، در اسطوره‌های یونان، الههٔ نگهبان شهر آتن بود و نام آتن را به افتخار او این چنین نامیدند. او ایزدبانوی عقل و خرد، راهبرد جنگ، هنر و ادبیات، عدالت، کشاورزی و صنایع دستی بود. علاوه بر این، وی یکی از الهه‌های باکره و دختر زئوس بود. او قابل قیاس با مینروا در اساطیر رم باستان است.

تولد[ویرایش]

هنگامی که متیس آتنا را باردار بود، پیشگویی به گوش زئوس رسید که فرزند متیس اگر دختر باشد، از نظر عقل و خرد و قدرت همتای زئوس و اگر فرزند پسر باشد، آن چنان قدرتی دارد که جای پدر را خواهد گرفت. زئوس از ترس به حقیقت پیوستن پیشگویی با حیله متیس را تبدیل به حشره کرد و او را خورد. اندکی پس از خوردن متیس، زئوس به سردرد وحشتناکی دچار شد. سرانجام پس از نه روز زئوس از هفائستوس خواست تا به نحوی سردردش را متوقف کند. هفائستوس با تبر به سر زئوس زد و از سر شکافته زئوس، آتنا با زره کامل رزمی و نیزه بیرون آمد و چنان فریادی از پیروزی کشید که صدایش در آسمان و زمین شنیده شد و همه ایزدان و ایزدبانوان از تولد آتنا شگفت زده و هراسان شدند. با وجود این که آتنا از نظر عقل و خرد با زئوس برابر بود، اما هرگز بر او برتری نیافت و به همین دلیل فرزند مورد علاقه زئوس شد به طوری که تنها او اجازه بازی با آذرخش پدر را داشت و همین موجب حسادت دیگر فرزندان زئوس شد.[۱] روزی آرس به پدرش زئوس گفت: "این دختر که تو به وجود آورده‌ای در قلبش حس و ترحم وجود نداشته و هرکاری را که بخواهد انجام می‌دهد و تو نیز به او هیچ نمی‌گویی، در صورتی که ما ایزدان المپ را به اندک بهانه‌ای مورد بازخواست و تنبیه قرار می‌دهی."

ویژگی‌ها[ویرایش]

علی رغم اینکه او در نبرد شجاع و خشن بود، اما الهه‌ای جنگجو به شمار نمی‌آمد، زیرا نبردهای او همه برای دفاع از حریم خانه و شهر در مقابل دشمنان بوده‌است، اما گاهی هم بی‌رحمانه انتقام می‌گرفت. مثلاً زنی پارچه‌باف به نام «آراکِن» ادعا کرده بود دست‌ساخته‌هایش نسبت به دست‌ساخته‌های آتنا برتری دارد. آتنا او را به مبارزه طلبید و بعد از پیروزی، او را به عنکبوت تبدیل کرد.

او همچنین با تیتانی به نام پالاس جنگید و او را کشت، پوستش را بالاپوش خود کرد و نام او را به نام خود افزود، چنان‌که در حماسهٔ ایلیاد، گاهی هومر او را پالاس می‌خواند. در همان مرجع آمده که جنگ‌افزار محبوب او نیزه‌ای از چوب درخت زبان گنجشک (ون) با نوک برنجی بوده و همچنین ایجس نیز در اختیار او بوده‌است.[۲]

آتنا ایزدبانوی عقل و خرد، راهبرد در جنگ، زیبایی، شهر و شهرنشینی، صنایع دستی و کشاورزی است. او برای تربیت و رام کردن اسب، افسار را اختراع کرد. از دیگر سازه‌های او می‌توان به دوک نخ‌ریسی، چنگ، دیگ، شن‌کش، گاوآهن، کشتی و ارابه اشاره کرد. او فرزند محبوب زئوس به شمار می‌رفت، به همین خاطر اجازه یافت تا از اسلحه پدرش (آذرخش) استفاده کند. درخت مورد علاقهٔ او زیتون و پرنده او جغد (به علامت خرد) بوده‌است. رومیان نیز این ایزدبانو را می‌پرستیدند و او را مینروا می‌خواندند.

نکاتی دیگر درباره ی آتنا[ویرایش]

ظاهر آتنا: زن جوان و زیبایی که زره پوشیده و نیزه در دست دارد و اغلب همراه یک جغد کوچک است.

سمبل آتنا: جغد، به نشانهٔ عقل و خرد؛ سپری کوچک که تصویری از سر مدوسا روی آن است.

قدرت‌های آتنا: منطق، هوش، مدافعی قدرتمند و برنامه ریز درجه اول در جنگ‌ها، اما همینطور صلح جویی قدرتمند و همتای زئوس از نظر عقل و هوش. او به عنوان الهه‌ای خردمند، ایزدبانوی شعر و موسیقی و ادبیات نیز محسوب می‌گردد، اما ارتباط او با حکمت و فلسفه بیش از شعر و موسیقی می‌باشد زیرا او ایزد بانوی عقل و خرد است. آتنا ایزدبانوی صلح نیز به شمار می‌آید. این الهه المپی فرمانروای جنگ و توفان نیز بود. او اندام و قامتی افراخته و ظاهری آرام دارد و متانت وقار وی بیش از زیبایی او به چشم می‌آید. از ویژگی‌های ظاهری او می‌توان به نیزه، سپر، کلاهخود و زره‌ای درخشان اشاره کرد. روی سینه‌اش ایجس می‌پوشید که سینه‌بندی از جنس پوست بز با منگوله‌هایی آویزان به آن است. سپر او گرد بود و بر طبق گفته بعضی منابع تصویر سر گورگون بر روی آن نقش بسته بود (البته در منابعی ذکر شده که خود سر گورگون که پرسئوس به آتنا تقدیم کرده بود بر روی سپر نصب شده بود، خاصیت سپر این بود که هرکس به آن می‌نگریست تبدیل به سنگ می‌شد) آتنا با پرومتئوس دوستی داشت و در اهدای آتش به انسان و همچنین در کار ساختن و پرداختن انسان با او همکاری نمود.

قهرمان‌های مورد علاقهٔ او اودیسئوس و پرسئوس بودند.

حقیقتی دربارهٔ آتنا: یکی از القاب او «چشم خاکستری» (Grey-eyed) است. آتنا به یونانیان درخت زیتون را بخشیده. برگ‌های زیرین درختان زیتون خاکستری رنگ هستند.

آتنا و پوسایدون[ویرایش]

مجسمهٔ نیم تنهٔ آتنا

یکی از داستان‌های بدنام پوسایدون حاصل رقابت او با آتنا، بر سر شهر آتن بود. پوسایدون بعد از آتنا دومین ایزد پراهمیت در شهر آتن به شمار می‌رفت و برای فریفتن دلهای مردم شهر، نیزهٔ سه شاخ خود را بر روی زمین پرتاب کرد و باعث بوجود آمدن چشمه آب شور شد، اگرچه دست آخر آتنا به سبب دادن درخت زیتون به مردم آتن در این نبرد پیروز شد. پوسایدون به خشم آمد و سیلی به راه انداخت اما چون آتنیان بعد از آتنا بیشترین احترام را به پوسایدون قائل شدند، او نرم شد و بر سر لطف آمد. سرانجام، آتنا و پوسایدون با آمیختن نیروهای یکدیگر با هم متحد شدند. با وجود اینکه پوسایدون خدای اسب‌ها بود، آتنا اولین ارابه را درست کرد. همچنین آتنا اولین کشتی را ساخت تا بر روی دریایی که پوسایدون فرمانروای آن بود حرکت کند. علاو بر آتن در بسیاری از شهرهای دیگر یونیان احترام ویژه‌ای برای آتنا قائل می‌شدند و او را حامی و سرپرست خود می‌دانستند و معابد بسیاری را برای پرستش او اختصاص داده بودند اما بدون شک بزرگترین حریم و معبد آتنا، پارتنون در آتن بود. جشن‌های بزرگ پان‌آتنه (Panathena) به افتخار او برپا می شد و بسیار مقدس و محترم بود.

آتنا و آرس[ویرایش]

آتنا و آرس هر دو به عنوان ایزدان جنگ به شمار می‌روند، اما نقطه مقابل یکدیگرند. یونانیان و بخصوص هومر آتنا را برتر می‌دانستند زیرا آتنا آینه ذکاوت و تدبیر است و آرس مظهر خشونت و کینه توزی. در ایلیاد همواره آتنا با آرس مقابله می‌کند و حتی یکبار برای کمک به دیومدس علیه آرس وارد جنگ می‌شود و نیزه دیومدس را بر شکم او فرود می‌آورد که در پی آن آرس با درد شدید از میدان جنگ به آسمان پرواز می‌کند. زئوس به همان اندازه که از آرس متنفر بود آتنا را دوست می‌داشت. آتنا عقل و خردی نجیب داشت و هرگز تمایل نداشت که خود را از زئوس بالاتر بداند.

آتنا در تروا[ویرایش]

در افسانه‌ها آمده روزی جشنی به مناسبت ازدواج پولوس و تتیس (والدین احتمالی آشیل) برپا شد و همهٔ ایزدان و ایزدبانوان به جز اریس الهه نفاق در آن دعوت شدند. اریس حسادت ورزید و با سیبی طلایی وارد مجلس شد. سیبی که بر روی آن نوشته شده بود " برای زیباترین". برای به دست آوردن آن سیب بین آتنا، آفرودیته و هرا که هر سه ادعای زیبا بودن می‌کردند نفاق افتاد و از زئوس خواستند بین آن‌ها داوری کند. اما زئوس امتناع ورزید و از پاریس شاهزادهٔ تروا درخواست کرد قضاوت را بر عهده گیرد. اما پاریس نتوانست تصمیم بگیرد زیرا هر سه بسیار زیبا بودند. پس این سه الهه به او وعده‌هایی دادند. هرا به او قول حکومت بر آسیا و اروپا را داد، آتنا قول حکومت بر تروا و آفرودیت وعدهٔ تصاحب زیباترین زن جهان یعنی هلن که همسر منلائوس، پادشاه اسپارت بود. پاریس که شیفته هلن شده بود او را می‌دزدد و به همین دلیل جنگی در می‌افتد. آتنا در جنگ تروا از طرافداران یونانیان بود و چون خدایان در جنگ درگیر می‌شوند، آتنا آرس را با سنگی به خاک می‌افکند و چون آفرودیته به یاری سربازی می‌شتابد و در نجات او می‌کوشد، آتنا ضربتی بر سینه او وارد می‌کند و بر زمینش می‌زند.[۳] او هم‌چنین به هراکلس، یاسون، پرسئوس، اولیس و کادموس کمک‌های فراوانی کرد.

آتنا این الهه رزمجو، یاریگر قهرمانان و جنگجویان شجاع و ماجراجویان زیرک بود. او هراکلس را نیز یاری داد و هر زمان که هراکلس تصمیم می‌گرفت اقدامی نماید توسط آتنا مسلح می‌گردید. وقتی هراکلس قهرمان و نیمه خدای معروف یونان، گرفتار کارشکنی‌ها و دشمنی‌های هرا گردید، آتنا او را مورد حمایت خویش قرار داد و هراکلس نیز به پاس این خدمات و یاری‌ها پس از بدست آوردن سیب زرین آن را به آتنا پیشکش نمود. در ماجرای بازگشت اودیسئوس از تروا به خانه، که موضوع حماسه مشهور اودیسه هومر است، آتنا در همه موارد از اودیسئوس و تلماخوس حمایت کرد و در نهایت او را در بازگشت به خانه یاری بسیار داد. آتنا شیفته قهرمانانی بود که علاوه بر نیروی جسمانی، زیرک و خردمند نیز بودند و علاقه بسیار او به اودیسئوس و هراکلس تاکید کننده این امر است.

در آثار هومر[ویرایش]

آتنا، در هر دو منظومهٔ مشهور هومر، چکامه‌سرای مشهور یونانی، یعنی ایلیاد و ادیسه نقش کلیدی دارد.