رنج

| بخشی از مجموعه نوشتارها دربارهٔ |
| هیجانها و احساسات |
|---|
رنج یا درد به معنای گستردهتر،[۱] میتواند تجربهای از ناخوشایندی یا گریز باشد که احتمالاً با درک آسیب یا تهدید آسیب در فرد پیوند دارد.[۲] رنج عنصر اساسی است که بار منفی پدیدههای عاطفی را میسازد. نقطه مقابل رنج، لذت یا خوشحالی است.
رنج اغلب به دو دسته جسمانی[۳] و ذهنی[۴] تقسیم میشود. رنج میتواند در تمام درجات شدت، از خفیف تا تحملناپذیر، بروز کند. عوامل مدت زمان و دفعات وقوع معمولاً بر عامل شدت میافزایند. نگرشها نسبت به رنج میتوانند در رنجبرنده یا دیگران بسیار متفاوت باشند، بسته به اینکه رنج تا چه حد قابل اجتناب یا اجتنابناپذیر، مفید یا بیفایده، شایسته یا ناشایسته تلقی شود.
رنج در زندگی موجودات ذیشعور به شیوههای متعدد و اغلب به شکلی چشمگیر رخ میدهد. در نتیجه، حوزههای بسیاری از فعالیت انسانی با جنبههایی از رنج سروکار دارند. این جنبهها میتوانند شامل ماهیت رنج، فرآیندهای آن، منشأ و علل آن، معنا و اهمیت آن، رفتارهای شخصی، اجتماعی و فرهنگی مرتبط با آن،[۵] درمانها، مدیریت و کاربردهای آن باشند.
اصطلاحشناسی
[ویرایش]واژه «رنج» گاهی در معنای محدود درد بهکار میرود، اما بیشتر اوقات به درد روانشناختی اشاره دارد، یا در معنایی گستردهتر به هر احساس، هیجان یا ادراک ناخوشایندی. واژه «درد» معمولاً به درد جسمانی اشاره دارد، اما مترادف رایج «رنج» نیز هست. این دو واژه اغلب به شیوههای مختلف در کنار هم بهکار میروند؛ گاهی بهعنوان مترادف یکدیگر، گاهی در تقابل با هم مانند «درد جسمانی است، رنج ذهنی است» یا «درد اجتنابناپذیر است، رنج اختیاری است»، و گاهی برای تعریف یکدیگر مانند «درد، رنج جسمانی است» یا «رنج، درد شدید جسمانی یا ذهنی است».
توصیفگرهایی چون «جسمانی»، «ذهنی»، «عاطفی» و «روانشناختی» اغلب برای اشاره به انواع خاصی از درد یا رنج بهکار میروند. بهویژه «درد (یا رنج) ذهنی» در تمایز از «درد (یا رنج) جسمانی» برای تفکیک دو دسته گسترده از درد یا رنج استفاده میشود. یک نکته مهم این است که «درد جسمانی» در این تمایز نهتنها شامل «تجربه حسی معمول درد جسمانی» میشود، بلکه دیگر تجربههای ناخوشایند جسمانی از جمله تنگی نفس، گرسنگی، سرگیجه، تهوع، کمبود خواب و خارش را نیز در بر میگیرد. نکته دیگر اینکه اصطلاحات «جسمانی» یا «ذهنی» را نباید بیش از حد به معنای واقعی گرفت: درد یا رنج جسمانی در واقع از طریق ذهن آگاه رخ میدهد و جنبههای عاطفی دارد، در حالی که درد یا رنج ذهنی از طریق مغز فیزیکی رخ میدهد و بهعنوان یک هیجان، جنبههای فیزیولوژیکی مهمی دارد.
واژه «ناخوشایندی» که برخی آن را مترادف «رنج» یا «درد» به معنای گسترده بهکار میبرند، ممکن است به بُعد عاطفی بنیادین درد (جنبه رنج آن) اشاره داشته باشد، معمولاً در تقابل با بُعد حسی آن، همانطور که در این جمله میبینیم: «ناخوشایندی درد اغلب، هرچند نه همیشه، بهشدت با هم شدت و هم کیفیتهای منحصربهفرد احساس دردناک پیوند دارد.»[۶] دیگر واژههای رایج که تعریفی مشابه «رنج» دارند عبارتند از: پریشانی، ناخوشی، بدبختی، گرفتاری، وا، بیماری، ناراحتی، نارضایتی، ناخوشایندی.
فلسفه
[ویرایش]فلسفه یونان باستان
[ویرایش]بسیاری از مکاتب فلسفه هلنیستی با رنج دستوپنجه نرم کردند.
در مکتب کلبیون، رنج از طریق دستیابی به وضوح یا روشنی ذهنی (ἁτυφια: آتوفیا)، پرورش خودبسندگی (αὐτάρκεια)، بیتفاوتی، فضیلت، نوعدوستی، پارسیا و بیاعتنایی به نوسانات زندگی (آدیافورا) کاهش مییابد.
برای مکتب پیرهونی، رنج از جزماندیشیها (یعنی باورها دربارهٔ موضوعات غیرآشکار) سرچشمه میگیرد، بهویژه باور به اینکه برخی چیزها ذاتاً خوب یا بد هستند. رنج را میتوان از طریق پرورش اِپوخه (تعلیق قضاوت) دربارهٔ باورها برطرف کرد، که به آتاراکسی (آرامش ذهنی) منجر میشود.
الگو:Hedonism اپیکور (برخلاف تصورات رایج اشتباه دربارهٔ آموزهاش) توصیه میکرد که نخست باید از رنج پرهیز کنیم (اپیکوریسم) و بزرگترین لذت در آتاراکسی نهفته است، به دور از تعقیب نگرانکننده یا پیامدهای ناخوشایند لذتهای زودگذر. نسخه اپیکوریسم از هدونیسم بهعنوان یک نظریه اخلاقی ادعا میکند که خوب و بد در نهایت در لذت و درد نهفتهاند.
برای رواقیگری، بزرگترین خیر در عقل و فضیلت نهفته است، اما روح از طریق نوعی بیتفاوتی نسبت به لذت و درد بهتر به آن دست مییابد: در نتیجه، این آموزه با خویشتنداری سختگیرانه در برابر رنج شناخته میشود.
فلسفه مدرن
[ویرایش]الگو:Utilitarianism جرمی بنتام فایدهگرایی هدونیستی را پرورش داد، آموزهای محبوب در اخلاق، سیاست و اقتصاد. بنتام استدلال میکرد که عمل یا سیاست درست آن است که «بیشترین خوشبختی برای بیشترین تعداد» را به بار بیاورد. او رویهای به نام محاسبه لذتگرایانه پیشنهاد داد برای تعیین میزان لذت و دردی که هر عمل ایجاد میکند. جان استوارت میل آموزه فایدهگرایی هدونیستی را بهبود بخشید و ترویج کرد. کارل پوپر در جامعه باز و دشمنان آن، فایدهگرایی منفی را پیشنهاد داد که در صحبت از سودمندی، کاهش رنج را بر افزایش خوشبختی ارجح میشمارد: «من بر این باورم که از نظر اخلاقی، هیچ تقارنی میان رنج و خوشبختی، یا میان درد و لذت وجود ندارد. … رنج انسانی مستقیماً خواستار کمک است، در حالی که هیچ نیازی مشابه برای افزایش خوشبختی کسی که به هر حال خوب است وجود ندارد.» دیوید پیرس از فایدهگراییای دفاع میکند که صریحاً هدفش ریشهکنی رنج از طریق بیوتکنولوژی است (جزئیات بیشتر را در بخش زیستشناسی، عصبشناسی، روانشناسی ببینید). نکته دیگری که ارزش ذکر دارد این است که بسیاری از فایدهگرایان از زمان بنتام بر این باورند که موقعیت اخلاقی یک موجود از توانایی آن در احساس لذت و درد ناشی میشود: بنابراین، فاعلان اخلاقی باید نهتنها منافع انسانها بلکه منافع (سایر) حیوانات را نیز در نظر بگیرند. ریچارد رایدر در مفاهیم «گونهپرستی» و «دردمحوری» به همین نتیجه رسید. نوشتههای پیتر سینگر، بهویژه کتاب آزادی حیوانات، نمایانگر پیشرفتهترین شکل این نوع فایدهگرایی برای حیوانات و نیز برای انسانهاست.
آموزه دیگری که به کاهش رنج مربوط میشود بشردوستی است (نگاه کنید به اصول بشردوستانه، کمکهای بشردوستانه). «در جایی که تلاشهای بشردوستانه به دنبال افزودن مثبتی به خوشبختی موجودات ذیشعور هستند، هدف شاد کردن ناشادان است نه شادتر کردن شادان. … [بشردوستی] جزئی از بسیاری از نگرشهای اجتماعی است؛ در جهان مدرن چنان در جنبشهای متنوع نفوذ کرده که بهسختی میتوان گفت بهخودیخود وجود دارد.»[۷]
بدبینان فلسفی این جهان را عمدتاً بد، یا حتی بدترین ممکن میدانند که از جمله با رنج تحملناپذیر و مهارناپذیر دستوپنجه نرم میکند. برخی رنج را ماهیت جهان میدانند و به این نتیجه میرسند که بهتر بود زندگی اصلاً وجود نمیداشت. آرتور شوپنهاور توصیه میکند به چیزهایی چون هنر، فلسفه، از دست دادن اراده به زندگی، و تحمل «همرنجان» پناه ببریم.
فریدریش نیچه، که نخست تحت تأثیر شوپنهاور بود، بعداً نگرش کاملاً متفاوتی پرورش داد و استدلال کرد که رنج زندگی سازنده است، اراده معطوف به قدرت را میستاید، از ترحم و دلسوزی ضعیفانه تنفر دارد و توصیه میکند داوطلبانه «بازگشت جاودانه» بزرگترین رنجها را بپذیریم.
برخی فیلسوفان زیر سؤال بردهاند که آیا رنج دارای همتای مثبت واقعی است. یک استدلال پدیدارشناختی از سوی ماگنوس ویندینگ مطرح میکند که در حالی که تجربههای مثبتی مانند شادی یا هیجان واقعی هستند، نه از نظر پدیدارشناختی و نه از نظر ارزششناختی بهعنوان نقطه مقابل رنج عمل نمیکنند.[۹]
درد (فلسفه) تخصصی فلسفی است که بر درد جسمانی تمرکز دارد و از این طریق به رنج بهطور کلی مربوط میشود.
دین
[ویرایش]رنج در تعدادی از ادیان نقش مهمی ایفا میکند، در موضوعاتی چون: تسلی یا تسکین؛ رفتار اخلاقی (آزار نرساندن، کمک به رنجدیدگان، نشان دادن دلسوزی؛ پیشرفت معنوی از طریق سختیهای زندگی یا آزمونهای خودخواسته (ریاضت بدنی، توبه، ریاضتطلبی؛ سرنوشت نهایی (رستگاری، لعنت، دوزخ). تئودیسه با مسئله شر سروکار دارد، یعنی دشواری آشتی دادن وجود خدایی قادر مطلق و خیرخواه با وجود شر. «تلاشهای چندی برای حفظ همزمان یکتاپرستی و صفات خدا در برابر انواع دوگانهانگاری (مانند گنوسیسم، پولسگرایی، کاتاریسم) و ایده کاهش تعداد صفات خدا به دلیل تنش میان وجود شر و قدرت مطلق و خیرخواهی مطلق الهی صورت گرفت.»[۱۰] برای بسیاری از مردم، شکل اساسی شر، رنج شدید است، بهویژه در کودکان بیگناه، یا در موجوداتی که محکوم به عذابی ابدی هستند (نگاه کنید به مسئله دوزخ).
«چهار حقیقت شریف» بودیسم دربارهٔ دوکا هستند، اصطلاحی که اغلب به «رنج» ترجمه میشود. آنها ماهیت رنج، علت آن، توقف آن، و راه منتهی به توقف آن یعنی راه اصیل هشتگانه را بیان میکنند. بودیسم رهایی از دوکا و تمرین شفقت (شفقت) را پایههای اساسی زندگی مقدس و دستیابی به نیروانا میداند.
هندوئیسم بر این باور است که رنج بهطور طبیعی از رفتارهای منفی شخصی در زندگی کنونی یا گذشته فرد ناشی میشود (نگاه کنید به کارما در هندوئیسم).[۱۱] باید رنج را بهعنوان نتیجه عادلانه و فرصتی برای پیشرفت معنوی پذیرفت. بدینسان روح یا خود حقیقی که از هر رنجی برای همیشه آزاد است، میتواند در شخص تجلی یابد و فرد به رهایی (موکشا (هندوئیسم)) دست یابد. پرهیز از آزار رساندن یا آسیب زدن به دیگر موجودات، که آهیمسا نامیده میشود، اصل محوری هندوئیسم است، و حتی بیشتر از آن در دین هندی دیگری یعنی جینیسم.
در یهودیت، رنج اغلب بهعنوان مجازات گناه و آزمون ایمان فرد تلقی میشود، همانطور که سفر ایوب نشان میدهد.
برای مسیحیت، رنج رستگاریبخش این باور است که رنج انسانی، هنگامی که پذیرفته شود و در اتحاد با «مصائب» (شلاق خوردن و مصلوب شدن) عیسی تقدیم شود،[۱۲] میتواند مجازات عادلانه گناهان را تخفیف دهد و به رشد در عشق به تثلیث، دیگران و خویشتن منجر شود.[۱۳]
در اسلام، مؤمنان باید رنج را با امید و ایمان تحمل کنند، نه مقاومت کنند یا بپرسند چرا، آن را بهعنوان اراده الله بپذیرند و آن را بهعنوان آزمون ایمان تسلیم شوند. الله هرگز بیش از توان تحمل نمیخواهد. همچنین باید برای کاهش رنج دیگران و رنج خود تلاش کرد. رنج نیز برکتی تلقی میشود. رنجدیده از طریق این هدیه به یاد الله میافتد و با او پیوند مییابد. رنج گناهان بشر را میزداید و روح آنها را برای پاداش عظیم آخرت و دوری از جهنم پاک میکند.[۱۴]
بر اساس آیین بهایی، تمام رنجها تجلیای کوتاه و گذرا از زندگی مادی است که منشأ آن جنبههای مادی هستی جسمانی است، و اغلب دلبستگی به آنها، در حالی که در عوالم معنوی تنها شادی وجود دارد.[۱۵]
هنر و ادبیات
[ویرایش]
آثار هنری و ادبی اغلب با رنج درگیر میشوند، گاهی با هزینهای گزاف برای آفرینندگان یا اجراکنندگانشان. چه در ژانر تراژیک، چه کمیک یا ژانرهای دیگر، هنر و ادبیات ابزاری برای کاهش (و شاید تشدید) رنج ارائه میدهند، آنطور که برای نمونه هارولد شوایزر در «رنج و درمان هنر» استدلال میکند.[۱۶]
این نقاشی بروگل از جمله آثاری است که شعر موزه هنرهای زیبا اثر دبلیو اچ. آودن را الهام بخشیده است:
دربارهٔ رنج هرگز اشتباه نمیکردند،
استادان بزرگ؛ چه خوب درکش میکردند
جایگاه انسانیاش؛ که چگونه رخ میدهد
در حالی که دیگری در حال خوردن یا گشودن پنجرهای یا فقط راه رفتن کسلوار است؛
(...)
در ایکاروس بروگل، برای نمونه: چگونه همه چیز روی میگرداند
کاملاً با فراغت از فاجعه؛ (...)[۱۷]
علوم اجتماعی
[ویرایش]«رنج اجتماعی»، بر اساس تعریف آرتور کلاینمن و دیگران، «رنج انسانی جمعی و فردی را توصیف میکند که با شرایط زندگی شکلگرفته توسط نیروهای اجتماعی قدرتمند مرتبط است.»[۱۸] این رنج نگرانی فزایندهای در انسانشناسی پزشکی، قومنگاری، تحلیل رسانههای جمعی و مطالعات هولوکاست است، به گفته ایان ویلکینسون[۱۹] که در حال توسعه یک جامعهشناسی رنج است.[۲۰]
دایرةالمعارف مشکلات جهانی و پتانسیل انسانی اثر اتحادیه انجمنهای بینالمللی است. پایگاههای داده اصلی آن دربارهٔ مشکلات جهانی (۵۶٬۵۶۴ پروفایل)، راهبردها و راهحلهای جهانی (۳۲٬۵۴۷ پروفایل)، ارزشهای انسانی (۳٬۲۵۷ پروفایل) و توسعه انسانی (۴٬۸۱۷ پروفایل) هستند. این اثر بیان میکند که «بنیادیترین مدخل مشترک در بخشهای اصلی، درد (یا رنج) است» و «مشترک در بخشهای اصلی، بُعد یادگیری درک یا بینش جدید در پاسخ به رنج است.»[۲۱]
رالف سیو، نویسنده آمریکایی، در سال ۱۹۸۸ از «ایجاد یک رشته دانشگاهی جدید و پویا به نام پانتیکس برای مطالعه تحمیل رنج» دفاع کرد.[۲۲] انجمن بینالمللی پانتیکس در سال ۱۹۹۱ برای مطالعه و توسعه راههایی جهت کاهش تحمیل رنج انسانی توسط افراد فعال در مشاغل، شرکتها، دولتها و دیگر گروههای اجتماعی تأسیس شد.[۲۳]
در اقتصاد، مفاهیم زیر نهتنها با موضوعاتی که نامهای مثبتشان نشان میدهد مرتبطند، بلکه با مسئله رنج نیز پیوند دارند: کیفیت زندگی، اقتصاد رفاه، اقتصاد شادی، شادی ناخالص ملی، شاخص واقعی پیشرفت.
در حقوق، «درد و رنج» اصطلاحی حقوقی است که به پریشانی ذهنی یا درد جسمانی تحملشده توسط خواهان در نتیجه آسیبی اشاره دارد که خواهان خواستار جبران آن است. ارزیابی درد و رنج برای تعیین جبرانهای حقوقی ضروری است. در جهان غرب این ارزیابیها معمولاً توسط هیئت منصفه به شکلی اختیاری انجام میشود و بهعنوان ذهنی، متغیر و دشوار در پیشبینی تلقی میشوند.
در مطالعات مدیریت و سازمان، با استناد به آثار اریک کاسل، رنج بهعنوان پریشانیای تعریف شده که فرد هنگامی تجربه میکند که تهدیدی برای هر جنبهای از ادامه هستی خود، چه جسمانی، چه روانشناختی یا اجتماعی، احساس کند.[۲۴] دیگر پژوهشگران خاطرنشان کردهاند که رنج از ناتوانی در کنترل اعمالی ناشی میشود که معمولاً دیدگاه فرد نسبت به خودش را تعریف میکنند، و ویژگیهای رنج شامل از دست دادن استقلال، یا از دست دادن روابط ارزشمند یا احساس خود میشوند؛ بنابراین رنج نه توسط تهدید خود، بلکه توسط معنای آن برای فرد و تهدیدی که برای شخصیت او ایجاد میکند تعیین میشود.[۲۴]
زیستشناسی، عصبشناسی، روانشناسی
[ویرایش]رنج و لذت بهترتیب تأثیرات منفی و مثبت، یا لحنهای هدونیستی، یا ظرفیتهایی هستند که روانشناسان اغلب آنها را بهعنوان عناصر اساسی زندگی عاطفی ما میشناسند.[۲۵] نقش تکاملی رنج جسمانی و ذهنی، از طریق انتخاب طبیعی، بنیادین است: از تهدیدات هشدار میدهد، راهبردهای مقابله (پاسخ جنگ یا گریز، گریزگرایی) را برمیانگیزد، و برخی رفتارها را بهصورت منفی تقویت میکند (نگاه کنید به تنبیه (روانشناسی)، بیزارگر). علیرغم ماهیت اخلالگر اولیهاش، رنج به سازماندهی معنا در جهان و روان فرد کمک میکند. بهنوبه خود، معنا تعیین میکند که افراد یا جوامع چگونه رنج را تجربه میکنند و با آن کنار میآیند.

ساختارهای مغزی و فرآیندهای فیزیولوژیکی بسیاری در رنج دخیل هستند (بهویژه قشر جزیرهای و قشر سینگولیت، که هر دو در درد حسگیرانه و همدردانه نقش دارند).[۲۶] فرضیههای مختلفی دربارهٔ تجربه رنج وجود دارد. یکی از آنها، «نظریه همپوشانی درد»،[۲۷] با توجه به مطالعات تصویربرداری عصبی توجه میکند که قشر سینگولیت هنگامی که مغز از پریشانی اجتماعی تجربی و همچنین درد جسمانی رنج میکشد، فعال میشود. این نظریه بنابراین پیشنهاد میکند که درد جسمانی و درد اجتماعی (یعنی دو نوع کاملاً متفاوت از رنج) پایه پدیدارشناختی و عصبشناختی مشترکی دارند.
بر اساس بیانیه آنلاین دیوید پیرس با عنوان «ضرورت هدونیستی»،[۲۸] رنج نتیجه اجتنابپذیر داروینیسم است. پیرس از جایگزینی زیستشناسی رنج با پاسخی روبوتیک به محرکهای مضر[۲۹] یا با شیبهای اطلاعاتمحور از سرور،[۳۰] از طریق مهندسی ژنتیک و دیگر پیشرفتهای علمی-فنی حمایت میکند.
نظریههای مختلف روانشناسی رنج را متفاوت میبینند. زیگموند فروید رنج را چیزی میدید که انسانها بهطور ذاتی برنامهریزی شدهاند از آن بپرهیزند، در حالی که همواره در پی لذت هستند،[۳۱] که به نام انگیزه هدونیستی یا اصل لذت (روانشناسی) شناخته میشود. این آموزه با برخی مفاهیم رفتارگرایی (روانشناسی)، بهویژه شرطیشدن فعال پیوند دارد. در شرطیسازی فعال، یک محرک منفی حذف میشود تا رفتار مطلوبی را افزایش دهد، یا میتوان محرک آزاردهندهای را بهعنوان عامل تنبیهی وارد کرد. در هر دو روش، شرایط نامطلوب برای انگیزه دادن به فرد یا حیوان به سوی یک هدف معین استفاده میشود.[۳۲] با این حال، نظریههای دیگر روانشناسی ایدههای متناقضی ارائه میدهند، از جمله اینکه انسانها گاهی به دنبال رنج میگردند.[۳۳] بسیاری از اگزیستانسیالیستها معتقدند که رنج برای یافتن معنا در زندگی ضروری است.[۳۴] روانشناسی مثبت اگزیستانسیال نظریهای است که به بررسی رابطه میان رنج و خوشبختی اختصاص دارد و بر این باور است که خوشبختی اصیل واقعی تنها از طریق تجربه درد و سختی حاصل میشود.[۳۵]
روانشناسی هدونیستی،[۳۶] علوم عاطفی، و علوم اعصاب عاطفی برخی از حوزههای علمی نوظهوری هستند که میتوانند در سالهای آینده توجه خود را بر پدیده رنج متمرکز کنند.
مراقبتهای بهداشتی
[ویرایش]بیماری و آسیب ممکن است به رنج در انسانها و حیوانات کمک کنند. برای نمونه، رنج ممکن است ویژگی بیماری ذهنی یا جسمانی باشد[۳۷] مانند اختلال شخصیت مرزی[۳۸][۳۹] و گاهی در سرطان.[۴۰] مراقبتهای بهداشتی این رنج را به شیوههای بسیاری، در حوزههای فرعی مانند پزشکی، روانشناسی بالینی، رواندرمانی، پزشکی جایگزین، بهداشت، بهداشت عمومی و از طریق انواع ارائهدهندگان خدمات بهداشتی مورد توجه قرار میدهد.
با این حال، رویکردهای مراقبتهای بهداشتی به رنج همچنان مشکلدار هستند. پزشک و نویسنده اریک کاسل، که بهطور گسترده در زمینه توجه به شخص رنجدیده بهعنوان هدف اولیه پزشکی مورد استناد قرار میگیرد، رنج را «وضعیت پریشانی شدید مرتبط با رویدادهایی که یکپارچگی شخص را تهدید میکنند» تعریف کرده است.[۴۱] کاسل مینویسد: «تعهد پزشکان به کاهش رنج انسانی به دوران باستان برمیگردد. علیرغم این واقعیت، توجه کمی بهصراحت به مسئله رنج در آموزش، تحقیق یا عمل پزشکی داده میشود.» پزشکی که آموزه سنتی دوگانگی جسم و ذهن را بازتاب میدهد، بهشدت درد را از رنج متمایز میکند و بیشترین توجه به درمان درد معطوف میشود. با این حال، بر اساس گزارشهای متعدد، درد جسمانی خود همچنان توجه کافی از جامعه پزشکی دریافت نمیکند.[۴۲] علاوه بر این، برخی حوزههای پزشکی مانند مراقبتهای تسکینی، مدیریت درد، سرطانشناسی یا روانپزشکی، تا حدی به رنج «بهعنوان خودش» میپردازند. در مراقبتهای تسکینی برای نمونه، پیشگام سیسلی ساندرز مفهوم «درد کلی» («رنج کلی» طبق کتابهای درسی امروز) را ایجاد کرد که کل مجموعهای از پریشانی، ناراحتی، علائم، مشکلات یا نیازهای جسمانی و ذهنی آزاردهندهای را که بیمار ممکن است تجربه کند در بر میگیرد.
بیماری روانی
[ویرایش]گری گرینبرگ در کتاب «کتاب وا» مینویسد که شاید بهتر باشد بیماری روانی را بهعنوان پزشکیسازی یا برچسبزنی/نامگذاری رنج ببینیم (یعنی اینکه همه بیماریهای روانی لزوماً ناشی از اختلال یا علت زیستشناختی نیستند، بلکه ممکن است اجتماعی یا فرهنگی/اجتماعی باشند).[۴۳]
تسکین و پیشگیری در جامعه
[ویرایش]از آنجا که رنج چنین تجربه انگیزاننده جهانی است، مردم هنگامی که پرسیده میشود، میتوانند فعالیتهایشان را به تسکین و پیشگیری از آن مربوط کنند. کشاورزان برای نمونه ممکن است ادعا کنند که از قحطی جلوگیری میکنند، هنرمندان ممکن است بگویند ذهن ما را از نگرانیهایمان منحرف میکنند، و معلمان ممکن است بگویند که ابزار مقابله با خطرات زندگی را منتقل میکنند. با این حال در برخی جنبههای زندگی جمعی، رنج بیشتر بهوضوح نگرانی مستقل به خود است. این جنبهها میتوانند شامل بهداشت عمومی، حقوق بشر، کمکهای بشردوستانه، مدیریت شرایط اضطراری، انساندوستی، کمک اقتصادی خارجی، خدمات اجتماعی، بیمه و رفاه جانوران باشند. به اینها میتوان جنبههای امنیت و ایمنی را افزود که به اقدامات احتیاطی توسط افراد یا خانوادهها، مداخلات ارتش، پلیس، آتشنشانان، و مفاهیم یا حوزههایی مانند رفاه، امنیت زیستمحیطی و امنیت انسانی مربوط میشوند.
سازمان تحقیقاتی غیردولتی مرکز ریسک بلندمدت، پیشتر با نام مؤسسه تحقیقات بنیادین شناخته میشد، بر کاهش ریسکهای رنج نجومی (خطرهای s) ناشی از فناوریهای نوظهور تمرکز دارد.[۴۴] سازمان دیگری نیز که بر تحقیق متمرکز است، مرکز کاهش رنج، تمرکز مشابهی دارد. اندیشکده و کنشگر سازمان پیشگیری از رنج شدید (OPIS) از پیشگیری از رنج شدید همه موجودات ذیشعور بهعنوان بالاترین اولویت اخلاقی جامعه دفاع میکند، برای گنجاندن این اصل در تصمیمگیری اجتماعی تلاش میکند و راهحلهای مؤثری را برای برخی از بدترین اشکال رنج ترویج میدهد.[۴۵]
کاربردها
[ویرایش]فیلسوف لئونارد کتز نوشت: «اما طبیعت، آنطور که اکنون میدانیم، در نهایت فقط به شایستگی توجه میکند نه به خوشبختی ما … و برای نظمدهی به گروههای اجتماعی و گزینش در میان آنها، از نفرت، ترس، تنبیه و حتی جنگ در کنار محبت استفاده میکند، همانطور که از درد و لذت برای وادار کردن ما به تغذیه، آب خوردن و حفاظت از بدنهایمان و نیز برای شکلدادن به پیوندهای اجتماعیمان استفاده میکند.»[۴۶]
مردم در بسیاری از حوزههای زندگی انسانی از رنج برای اهداف اجتماعی یا شخصی خاص استفاده میکنند:
- در هنر، ادبیات یا سرگرمی، مردم ممکن است از رنج برای آفرینش، اجرا یا لذت استفاده کنند. سرگرمی بهویژه در ورزشهای خونین و خشونت از رنج استفاده میکند. مقدار کموبیش زیادی از رنج در هنر بدن دخیل است. رایجترین اشکال هنر بدن شامل خالکوبی، سوراخکاری بدن، زخمآرایی، داغگذاری بر پوست انسان است. شکل دیگری از هنر بدن زیرمجموعهای از هنر اجرا است که در آن برای نمونه بدن مجروح میشود یا به محدودیتهای جسمانیاش رانده میشود.
- در کسبوکار و سازمانهای مختلف، رنج ممکن است برای مجبور کردن انسانها یا حیوانات به رفتارهای لازم استفاده شود.
- در زمینه جنایی، مردم ممکن است از رنج برای اجبار، انتقام یا لذت استفاده کنند.
- در روابط بینفردی، بهویژه در مکانهایی مانند خانوادهها، مدارس یا محیطهای کاری، رنج با انگیزههای مختلف، بهویژه به شکل سوءاستفاده و تنبیه استفاده میشود.
- در حقوق، رنج برای تنبیه استفاده میشود (نگاه کنید به حقوق کیفری)؛ قربانیان ممکن است به آنچه متون حقوقی «درد و رنج» مینامند برای دریافت غرامت استناد کنند؛ وکلا ممکن است از رنج قربانی بهعنوان استدلالی علیه متهم استفاده کنند؛ رنج متهم یا مدعیعلیه ممکن است به نفع آنها باشد؛ مقامات گاهی از شکنجه سبک یا سنگین برای کسب اطلاعات یا اعتراف استفاده میکنند.
- در رسانههای خبری، رنج اغلب ماده خام است.[۴۷]
- در رفتار شخصی، مردم ممکن است به شکل مثبتی از رنج برای خود استفاده کنند.[۴۸] رنج شخصی در صورت پرهیز از تلخی، افسردگی یا کینهجویی ممکن است به شخصیتسازی، رشد معنوی یا دستاورد اخلاقی منجر شود.
- در سیاست، تحمیل عمدی رنج در جنگ، شکنجه و تروریسم وجود دارد؛ مردم ممکن است رنج غیرجسمانی را علیه رقبا در مبارزات قدرت غیرخشونتآمیز استفاده کنند؛ افراد یا گروهها ممکن است از رنج گذشته بهعنوان اهرم سیاسی به نفع خود استفاده کنند.
- در دین، رنج بهویژه برای رشد معنوی، کفاره، الهام بخشیدن به شفقت و کمک، ترساندن و تنبیه استفاده میشود.
- در مناسک گذار (نگاه کنید به خوارسازی، استخفاف)، آیینهایی که از رنج بهره میبرند رایجند.
- در علم، انسانها و حیوانات عمداً در معرض تجربههای آزاردهنده برای مطالعه رنج یا پدیدههای دیگر قرار میگیرند.
- در رابطه جنسی، بهویژه در بافت سادومازوخیسم یا بیدیاسام، افراد ممکن است مقدار معینی از رنج جسمانی یا ذهنی را استفاده کنند.
- در ورزش، رنج ممکن است برای پیشی گرفتن از رقبا یا خود استفاده شود؛ نگاه کنید به آسیب ورزشی و «بدون درد، بدون پیشرفت»؛ همچنین ورزشهای خونین و خشونت در ورزش بهعنوان نمونههایی از سرگرمی مبتنی بر درد.
جستارهای وابسته
[ویرایش]| موضوعات مرتبط با رنج | |
|---|---|
| موضوعات مرتبط با درد جسمانی | درد • درد (فلسفه) • درد روانزاد • درد مزمن • کمآبی بدن • گرسنگی • گرسنگی شدید • کمآبی شدید • درد در جانوران (درد در دوزیستان، درد در سختپوستان، درد در ماهی، درد در بیمهرگان) |
| موضوعات مرتبط با اخلاق | شر • مسئله شر • دوزخ • خیر و شر • پیامدگرایی منفی • اخلاق رنجمحور |
| موضوعات مرتبط با شفقت | دلسوزی • خستگی از شفقت • دلداری • بخشایش • همدردی • همدلی |
| موضوعات مرتبط با بیرحمی | بیرحمی • شماتت • اختلال شخصیت سادیستی • سوءاستفاده • آزار جسمانی • آزار روانی • خودزنی • حیوانآزاری |
| موضوعات مرتبط با مرگ | اتانازی • اتانازی حیوانات • خودکشی |
| دیگر موضوعات مرتبط | ریشهکنی رنج • دوکا (رنج) • جهانرنجوری • عاطفهپردازی منفی • درد روانشناختی • عشق به سرنوشت • قربانیشناسی • کیفرشناسی • لذت • درد و لذت • خوشبختی • تردمیل هدونیستی • ریسکهای رنج • رنج جانور وحشی • عدالت سزادهنده |
منابع
[ویرایش]- ↑ نگاه کنید به «اصطلاحشناسی». همچنین مدخل «لذت» در دایرةالمعارف فلسفه استنفورد را ببینید که با این پاراگراف آغاز میشود: «لذت، در کاربردهای فراگیری که در روانشناسی اخلاقی، نظریه اخلاقی و مطالعات ذهن اهمیت دارند، شامل تمام شادی و مسرت میشود — تمام احساسات خوب یا شاد ما. این مفهوم اغلب در تقابل با درد یا رنج فراگیر قرار میگیرد، که به همین شکل شامل تمام احساسات بد ما میشود.»
- ↑ برای نمونه، وین هادسون در فصل ۱۴ کتاب «دیدگاههایی دربارهٔ رنج انسانی» مینویسد: «بر اساس تعریف استاندارد، رنج تجربهای جهانی بشری است که بهعنوان یک احساس یا هیجان منفی بنیادین توصیف میشود و ماهیتی ذهنی از ناخوشایندی، گریز، آسیب یا تهدید آسیب به جسم یا ذهن دارد.»
- ↑ نمونههایی از رنج جسمانی: درد از انواع مختلف، گرمای بیش از حد، سرمای بیش از حد، خارش، گرسنگی، تشنگی، تهوع، تنگی نفس، کمبود خواب.
- ↑ رنج ذهنی را میتوان روانشناختی یا عاطفی نیز نامید (نگاه کنید به درد روانشناختی). نمونههایی از رنج ذهنی: افسردگی، سوگ، غم / تنهایی / قلب شکسته، انزجار، خشم، حسادت، آرزو یا هوس، سرخوردگی، پریشانی (روانشناسی)، انگست، ترس، اضطراب / وحشتزدگی، شرم / احساس گناه، حسرت، شرمساری / تحقیر، آژیتاسیون.
- ↑ Eggerman, Panter Brick، Mark, Catherine (۲۰۱۰). «Suffering, hope, and entrapment: Resilience and cultural values in Afghanistan». Social Science & Medicine. ۷۱ (۱): ۷۱–۸۳. doi:10.1016/j.socscimed.2010.03.023. PMC 3125115. PMID 20452111.
- ↑ Donald D. Price, Central Neural Mechanisms that Interrelate Sensory and Affective Dimensions of Pain, Molecular Interventions 2:392–403 (2002).
- ↑ Crane Brinton, مدخل Humanitarianism، دایرةالمعارف علوم اجتماعی، ۱۹۳۷
- ↑ Nietzsche، Friedrich (۲۰۰۶). Del Caro, Adrian، ویراستار. Thus Spoke Zarathustra, A Book for All and None. New York: Cambridge University Press. صص. ۱۷۶–۱۷۹. شابک ۹۷۸-۰-۵۱۱-۲۱۹۷۵-۷.
- ↑ Magnus Vinding (۲۰۲۳). Essays on Suffering-Focused Ethics. Ratio Ethica. شابک ۹۷۹۸۲۱۵۵۹۱۶۷۳.
- ↑ Calian, Florin George (2024). "Editorial RES 1/2024: Religion and the Problem of Evil (I)". Review of Ecumenical Studies (به انگلیسی). 16 (1): 5–7. doi:10.2478/ress-2024-0001.
- ↑ Kane, P.V. History of the Dharmaśāstras Vol. 4 p. 38
- ↑ R. Peteet, M.D.، John (۲۰۰۱). «Putting Suffering Into Perspective». The Journal of Psychotherapy Practice and Research. ۱۰ (۳): ۱۸۷–۱۹۲. PMC 3330651. PMID 11402082.
- ↑
- ↑ «Sufferings are Divine Grace». ۲۰۱۵-۰۳-۱۴. دریافتشده در ۲۰۱۶-۰۸-۰۱.
- ↑ به گفته عبدالبهاء: «تمام این مثالها برای نشان دادن این است که آزمونهایی که هر قدم ما را فرا میگیرند، تمام غم، درد، شرم و اندوه ما از جهان ماده زاده میشوند؛ در حالی که ملکوت معنوی هرگز باعث غم نمیشود.» سخنان پاریس، ص. ۱۱۰.
- ↑ Schweizer, Harold (۱۹۹۷). Suffering and the remedy of art. Albany, NY: State University of New York Press. شابک ۰-۷۹۱۴-۳۲۶۴-۵.
- ↑ W.H. Auden, Musée des Beaux Arts (1938) در Collected Poems ص. ۱۷۹ (ویرایش E. Mendelson, 1976)
- ↑ Social suffering. Daedalus. Proc Amer Acad Arts Sciences 1996;125(1).
- ↑ Iain Wilkinson, Suffering – A Sociological Introduction, Polity Press, 2005
- ↑ «School of Social Policy, Sociology and Social Research». دریافتشده در ۳۱ ژوئیه ۲۰۰۷.
- ↑ «Encyclopedia of world problems and human potential project – commentaries». Uia.be. دریافتشده در ۲۰۱۳-۰۱-۲۰.
- ↑ Ralph G.H. Siu, Panetics − The Study of the Infliction of Suffering, Journal of Humanistic Psychology, Vol. 28 No. 3, Summer 1988.
- ↑ «ISP». Panetics.info. دریافتشده در ۲۰۱۳-۰۱-۲۰.
- 1 2 Gill، M J. (۲۰۱۹). «The significance of suffering in organizations». Academy of Management Review. ۴۴ (۲): ۳۷۷–۴۰۴. doi:10.5465/amr.2016.0378. از پارامتر ناشناخته
|s2cid=صرفنظر شد (کمک) - ↑ Giovanna Colombetti, Appraising Valence, Journal of Consciousness Studies 12 (8–10), pp. 106–129 (2005).
- ↑ Zaki، Jamil؛ Wager، Tor D.؛ Singer، Tania؛ Keysers، Christian؛ Gazzola، Valeria (آوریل ۲۰۱۶). «The Anatomy of Suffering: Understanding the Relationship between Nociceptive and Empathic Pain». Trends in Cognitive Sciences. ۲۰ (۴): ۲۴۹–۲۵۹. doi:10.1016/j.tics.2016.02.003. PMC 5521249. PMID 26944221.
- ↑ «Pain Overlap Theory» (PDF). دریافتشده در ۲۰۱۳-۰۱-۲۰.
- ↑ «The Hedonistic Imperative: Table Of Contents».
- ↑ نگاه کنید به مصاحبه Vanity Fair با Pearce
- ↑ نگاه کنید به Life in the Far North
- ↑ Laplanche، Jean؛ Pontalis، Jean-Bertrand (۱۹۸۸). The Language of Psychoanalysis. Routledge. شابک ۹۷۸۰۹۴۶۴۳۹۴۹۲.
- ↑ Skinner، B.F. (۱۹۵۳). Science and Human Behavior. Macmillan. شابک ۹۷۸۰۰۲۴۱۱۲۷۰۵.
- ↑ Bloom، Paul (۲۰۲۱). The Sweet Spot: The Pleasures of Suffering and the Search for Meaning. Ecco. شابک ۹۷۸-۰۰۶۲۹۱۰۵۶۱.
- ↑ Frankl، Victor (۱۹۵۹). Man's Search for Meaning. Beacon Press. شابک ۹۷۸۰۸۰۷۰۱۴۲۷۱.
- ↑ Wong، P.T.P (۲۰۰۹). «Existential positive psychology». Encyclopedia of Positive Psychology. ۱: ۳۶۱–۳۶۸.
- ↑ Kahneman, D. , E. Diener and N. Schwartz (eds.) Well-being: The Foundations of Hedonistic Psychology, Russell Sage Foundation, 1999
- ↑ Fleischman، S (۱۹۹۹). «I am … , I have … , I suffer from ...: A Linguist Reflects on the Language of Illness and Disease». Journal of Medical Humanities. ۲۰: ۳–۳۲. doi:10.1023/A:1022918132461. از پارامتر ناشناخته
|s2cid=صرفنظر شد (کمک) - ↑ Fertuck، EA. (دسامبر ۲۰۰۹). «Enhanced 'Reading the Mind in the Eyes' in borderline personality disorder compared to healthy controls». Psychological Medicine. ۳۹ (۱۲): ۱۹۷۹–۱۹۸۸. doi:10.1017/S003329170900600X. PMC 3427787. PMID 19460187.
- ↑ Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (DSM-IV). Washington, DC: American Psychiatric Association. ۱۹۹۴. شابک ۹۷۸-۰-۸۹-۰۴۲۰۶۱-۴.
- ↑ Wilson، KG. (۱ مه ۲۰۰۷). «Suffering With Advanced Cancer». Journal of Clinical Oncology. ۲۵ (۱۳): ۱۶۹۱–۱۶۹۷. doi:10.1200/JCO.2006.08.6801. PMID 17470861.
- ↑ Eric J Cassell, The Nature of Suffering and the Goals of Medicine, 2004.
- ↑ نگاه کنید به National Pain Care Policy Act of 2007
- ↑ Greenberg، Gary (۲۰۱۳). The Book of Woe. Plume. صص. ۱۵. شابک ۹۷۸-۰۳۹۹۱۵۸۵۳۷.
- ↑ «About Us». Center on Long-Term Risk. دریافتشده در ۱۷ مه ۲۰۲۰.
- ↑ «About OPIS». Organisation for the Prevention of Intense Suffering. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۸-۰۶.
- ↑ Katz, Leonard David (۲۰۰۰). Evolutionary origins of morality: cross-disciplinary perspectives. Devon: Imprint Academic. ص. xv. شابک ۰-۹۰۷۸۴۵-۰۷-X.
- ↑ نگاه کنید به آرتور کلاینمن دربارهٔ استفاده و سوءاستفاده از تصاویر رنج در رسانهها.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به انسان در جستجوی معنا ویکتور فرانکل
کتابشناسی
[ویرایش]- Joseph A. Amato. Victims and Values: A History and a Theory of Suffering. New York: Praeger, 1990. شابک ۰-۲۷۵-۹۳۶۹۰-۲
- Florian G. Calian. Religion and the Problem of Evil. Review of Ecumenical Studies, Paradigm, 2024.
- James Davies. The Importance of Suffering: the value and meaning of emotional discontent. London: Routledge شابک ۰-۴۱۵-۶۶۷۸۰-۱
- Casell، E. J. (۱۹۹۱). The nature of suffering and the goals of medicine. New York: Oxford University Press.
- Cynthia Halpern. Suffering, Politics, Power: a Genealogy in Modern Political Theory. Albany: State University of New York Press, 2002. شابک ۰-۷۹۱۴-۵۱۰۳-۸
- Jamie Mayerfeld. Suffering and Moral Responsibility. New York: Oxford University Press, 2005. شابک ۰-۱۹-۵۱۵۴۹۵-۹
- Thomas Metzinger. Suffering. In Kurt Almqvist & Anders Haag (2017)[eds.], The Return of Consciousness. Stockholm: Axel and Margaret Ax:son Johnson Foundation. شابک ۹۷۸-۹۱-۸۹۶۷۲-۹۰-۱
- David B. Morris. The Culture of Pain. Berkeley: University of California, 2002. شابک ۰-۵۲۰-۰۸۲۷۶-۱
- الین اسکاری. The Body in Pain: The Making and Unmaking of the World. New York: Oxford University Press, 1987. شابک ۰-۱۹-۵۰۴۹۹۶-۹
- Spelman، E. V. (۱۹۹۵). Fruits of sorrow framing our attention to suffering. Boston, Mass. , USA: Beacon Press.
- Ronald Anderson. World Suffering and Quality of Life, Social Indicators Research Series, Volume 56, 2015. شابک ۹۷۸-۹۴-۰۱۷-۹۶۶۹-۹