نوستالژی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
تکه‌چسبانی خلق‌شده با استفاده از بریدهٔ روزنامه‌های قدیمی به عنوان نوستالژی

نوستالژی (خاطره‌انگیز، یادمانه یا دریغ نگاشت) یک احساس غم انگیز همراه با شادی به اشیاء، اشخاص و موقعیت‌های گذشته است[۱]. آرزومندی عاطفی و احساس گرمی نسبت به موقعیتی در گذشته[۲] که یکی از اصلی ترین جنبه های آن دلتنگی شدید برای زادگاه‌ است. (نُ لُ) (اِمص .) دلتنگی به سبب دوری از وطن یا دلتنگی حاصل از یادآوری گذشته های درخشان یا تلخ و شیرین[۳]. برخلاف قدیم که دریغ خوردن برای گذشته نوعی بیماری تلقی می شد ظاهرا امروز اغلب معتقدند این احساس نتایج بسیار مثبتی برای فرد به همراه دارد هیجان و همزمان وقار را افزایش می دهد، عزفت نفس و ارتباطات اجتماعی را رشد می دهد، با ایجاد ارتباط بین گذشته و حال به زندگی معنی می بخشد و با احساس مرگ مقابله می کند[۴][۵][۶]. هر انگیزشی از طریق حواس چندگانه می تواند ما را به جایی برگرداند که خاطره ای از آن داریم ولی پس از بروز این اتفاق تصور این که لزوما گذشته بهتر از حال بوده است و امروز اوضاع به خوبی قدیم نیست نوعی انحراف و کژکاری در مرکز پردازش عواطف در مغز است[۷].

واژه‌شناسی[ویرایش]

واژهٔ نوستالژی از دو واژه یونانی ساخته شده‌است: nostos که به معنی «بازگشت [به خانه]» است و algia که معنی «رنج/درد کشیدن» می‌دهد[۸]. عی رغم ریشه های یونانی این عبارت در یونان ابستان شکل نگرفت بلکه محصول تلاش های تحقیقی جواهنس هوفر است که علاوه بر نوستالژی دو واژۀ دیگر نیز برای بیماری که کشف کرده بود پیشنهاد نمود: مونومانی (monomania) و فیلوپاتریدومانی (philopatridomania)[۹].

پیشینه[ویرایش]

نخستین بار یک پزشک سوئیسی به نام جوهانس هوفر در مقاله‌ای که برای توصیف حالات روحی دو بیمار منتشر کرد، این واژه را ساخت و به کار برد. این مقاله دقیقاً در تاریخ ۲۲ ژوئن ۱۶۸۸ نوشته شده بود. یکی از بیماران دکتر هوفر، دانشجویی از شهر برن بود که به «بازل» آمده بود و بیمار دیگر این پزشک یک خدمتکار بود. هر دوی این افراد پس از بازگشت نزد خانوادهٔ خود کاملاً بهبود یافتند. در عین حال مواردی از بیماری‌ها و اختلالات هم در میان نظامیان سوئیسی که در خارج کشور خدمت می‌کردند، مشاهده می‌شد، در ابتدا تصور می‌شد که شاید حالات روحی - بدنی این سربازان به علت یک مسئله فیزیولویک و یا ناشی از سفر به مناطق با ارتفاع کمتر باشد. پزشکان سوییسی تصور می کردند نوستالژی مثل سرماخوردگی یک بیماری قابل درمان است که زالوانداختن، مصرف تریاک و سفر به کوه های آلپ در سوییس می تواند نشانه های آن را درمان کند. . همانطور که امروز ژنتیک در پی کشف کدهای اصلی وراثت انسان است، پزشکان آن دوره نیز در پی کشف علت اصلی بیماری انسان بودند و از جمله یکی از پزشکان معتقد بود نوستالژی خودبیمار انگاری قلب (هیپوکوندری کاردیاک) است و علت العلل تمام ناخوشی و کسالت های انسان است. این تشخیص نوستالژی را از یک بیماری درمان پذیر به شر قرن و درد گذر ناپذیر بشر تبدیل کرد تا حدی که برخی پزشکان نشانه های سل را نیز مربوط به نوستالژی دانسته و با درمان نکردن بیماران باعث مرگ آن ها شدند[۱۰].

این واژه مدت ها برای توصیف یک بیماری به کار می رفت ولی از اوایل دوران مدرن در غرب یعنی از دوران رمانتیک اهمیت بسیاری پیدا کرد و برای توصیف حالات شخصیت ها در ادبیات این دوران به کار رفت[۱].

نوستالژی و فیلسوفان[ویرایش]

گرچه نوستالژی در ابتدا یک اصطلاح پزشکی بود ولی به زودی توجه فیلسوف‌ها را هم به خود جلب کرد. هالر در مورد آن مقاله‌ای در دانشنامه Diberot نوشت. روسو شرح داد که چگونه یک ملودی می‌تواند به صورت همه‌گیر برانگیزاننده میل شدید بازگشت نوستالژی در میان سربازان سوئیسی شود. کانت باور داشت که نوستالژی یک بیماری ناشی از تبعید نیست، بلکه فقر مسبب آن است و دارایی و موفقیت‌های اجتماعی می‌تواند آن را از بین ببرد.

یک قرن پس از چاپ مقاله «هوفر»، بین سال‌های ۱۷۸۹ تا ۱۸۱۵، شرایط به‌گونه‌ای شد که تعداد مهاجران و سربازان دور از وطن به شدت افزایش یافت و تعداد موارد بیمارانی که در ان زمان «بیماری نوستالژی» برای آنها تشخیص داده می‌شد چند برابر شد. اما در این زمان پزشکان و به خصوص پزشکان ارتشی، تجربه بالینی بیشتری پیدا کرده بوند. آنها به تجربه آموخته بودند که چگونه این اختلال را تشخیص دهند و آن را روان درمانی کنند و به این وسیله یک یادآوری خوشایند خاطرات گذشته را در بیمارانشان ایجاد کنند. «بارون پرسی»، یکی از این پزشکان می‌نویسد: «درمان این بیماری باید روحی و نه دارویی باشد، تجربه نشان داده‌است که تجویز دارو جز بدتر کردن علایم کار دیگری نمی‌کند.» پس از سال ۱۸۳۰، سبک و سیاق کار پزشکان تفاوت بسیار پیدا کرده بود، آنها برای تشخیص و درمان بیماری‌ها از آسیب‌شناسی و کشف میکروارگانیسمهای مسبب بیماری‌ها بهره می‌بردند. اما مسلماً نه اتوپسی و نه میکروسکوپ نمی‌توانست کمکی به تشخیص و درمان بیماری افرادی کند که وسواس فکری زیادی برای بازگشت به زادگاه داشتند.

نوستالژی و ادبیات[ویرایش]

در مواردی این احساس با بروز یک ادراک حسی در فرد متولد می شود و دنیایی از خاطرات گذشته را به ذهن وی می تاباند. چنان که مارسل پروست در رمان در جستجوی زمان از دست رفته با چشیدن یک مزه به دنیای از خاطره ها پرتاب می شود:

ناگهان خاطره سر رسید. آن مزه از آن کلوچه ای بود که صبح یکشنبه در کومبره هنگامی که به اتاق عمه لئونی می رفتم تا به او صبح بخیر بگویم در چای می خیسانید و به من می داد. تا آن را نچشیده بودم از دیدنش هیچ یادی در من زنده نشده بود. هنگامی که از گذشته ی کهنی هیچ چیز به جا نمی ماند، پس از مرگ آدمها، تنها بو و مزه باقی می مانند که کمتر ماده اند، و پایداری و وفایشان بیشتر است و بنای عظیم خاطره را حمل می کنند. همین که مزه ی کلوچه در چای را که عمه ام به من می داد باز شناختم، یکباره خانه ی کهنه ی خاکستری کنار کوچه هم که اتاق عمه در آن بود و همراه با خانه ی خاکستری، خود شهر و خیابانهایی که برای خرید می رفتم و راههایی که اگر هوا خوب بود در آنها می گشتم، مردمان شهر و خانه های کوچکشان و تمامی کومبره و کلیسا و پیرامونش همه برای من شکل و بُعد گرفتند و شهر و باغها از فنجان چایم سر بر آوردند[۱۱].

با گذشت ۵۰ سال رفته رفته، اصطلاح نوستالژی از متن‌های پزشکی ناپدید شد و دیگر برای توصیف اختلالات بیماران به کار نرفت، اما در همین زمان رفته رفته وارد دنیای ادبیات شد. نوستالژی در ادبیات یک بیماری نبود بلکه به احساسات رمانتیک و غم دیر متولد شدن اشاره داشت.

«نوستالژی در زبان ادبی عصر رمانتیک فرانسه در آثار هوگو، بالزاک و بودلر معنای مختلفی به خود می‌گیرد. در آثار هوگو به معنی درد سوزان دوری از وطن؛ در آثار بودلر به معنی اشتیاق به سرزمین‌های بیگانه؛ اشتیاق برای چیزهای از دست رفته و سرانجام در آثار سارتر به معنی در حسرت یا اشتیاق هیچ بودن.

در آغاز قرن بیستم نوستالژی از یک سو به معنی بی‌وطنی جغرافیایی انسان سربیرون می‌آورد.» ژان ژاک روسو، در مورد نوستالژی سربازان سوئیسی پس از شنیدن یک ملودی خاطره انگیز نوشته شده بود. مارسل پروست در رمان «در جستجوی زمان از دست رفته» می‌نویسد که چگونه قهرمان داستانش پس از نوشیدن یک چای و نوشیدنی خاص به یاد گذشته و دوران کودکی‌اش همراه با عمه‌اش می‌افتد، گذشته شیرینی که در ان یک کودک خوشبخت بود و نه یک مرد بالغ بیزار از دنیا. «شاید بتوان رمان «جهالت» میلان کوندرا را به عنوان تازه‌ترین نمونه از یک اثر نوستالژیک نام برد. می‌بینیم که بسیاری از آثار مهم ادبیات جهان نوستالژی را درون مایه کار خویش قرار داده‌اند.»

در عین حال می‌توان شواهد نوستالژی برانگیخته شده از منظره‌ها، طعم‌ها و بوهای یادآورکننده کودکی را به کرات در رمان‌ها و اتوبیوگرافی‌ها نویسندگان داخلی و خارجی دید و جستجو کرد. یک نویسنده آمریکایی به نام فیشر سرآمد دیگر نویسندگان در نوشتن کتاب‌هایی در مورد نوستالژی ناشی طعم است. لرد بایرون: «اوقات خوش گذشته؛ همه اوقاتی که قدیمی شوند، خوب هستند.» آلبر کامو: «کسانی که برای اوقات خوش گذشته، مویه می‌کنند، به چیزهایی که دوست دارنند، دست یابند اشاره می‌کنند و نمی‌توانند احساس بدبختی شان را نه تسکین دهند و نه خاموش کنند.»

نوستالژی و سینما[ویرایش]

فیلم‌های متعددی با عنوان نوستالژی ساخته شده‌اند، اما يكي از مشهورترین فیلم‌هاي با این مضمون ساخته کارگردان روس آندری تارکوفسکی است. او در فیلم نوستالژی محصول سال ۱۹۸۳، یک شاعر روسی را به تصویر می‌کشد که برای نوشتن زندگی‌نامه یک آهنگ‌ساز روس به ایتالیا رفته‌است و در آنجا برای روسیه احساس دلتنگی زیادی پیدا می‌کند. فیلم نوستالژی نخستین ساختهٔ تارکوفسکی در خارج روسیه و به زبان غیرروسی بود.

نوستالژی و موسیقی[ویرایش]

خوانندگان زیادی در سبک‌های پاپ و راک، ترانه‌هایی با نام «نوستالژی» داشته‌اند که می‌توانید آنها را با جستجویی ساده در سایت‌های جستجوی ترانه بیابید. یانی قطعه‌ای دارد با نام نوستالژی. از ترانه‌های ایرانی نیز می‌توان به ترانه‌ای با این نام با صدای ابراهیم حامدی (ابی) و گوگوش اشاره کرد. ترانه‌سرای این اثر رها اعتمادی و آهنگساز و تنظیم‌کننده‌اش بابک سعیدی می‌باشد و کاری هم از رضا یزدانی به نام نوستالژی.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ Boym, Svetlana (2002). The Future of Nostalgia. Basic Books. pp. xiii–xiv. ISBN 0-465-00708-2. 
  2. "واژه نامه آکسفورد". 
  3. "واژه نامه معین". 
  4. "کارگروه نوستالژی دانشگاه ساوت همپتون". 
  5. Vanessa Köneke: More bitter than sweet - Are nostalgic people rather sad than happy after all? GRIN Verlag GmbH, München 2010, ISBN 978-3640942268.
  6. Schindler, Robert M.; Holbrook, Morris B. (2003-04-01). "Nostalgia for early experience as a determinant of consumer preferences". Psychology and Marketing (in English) 20 (4): 275–302. doi:10.1002/mar.10074. ISSN 1520-6793. 
  7. Morewedge, Carey K. (2013-10-01). "It Was a Most Unusual Time: How Memory Bias Engenders Nostalgic Preferences". Journal of Behavioral Decision Making (in English) 26 (4): 319–326. doi:10.1002/bdm.1767. ISSN 1099-0771. 
  8. "Online etymology dictionary". 
  9. "Atlas of transformation". 
  10. "Atlas of transformation". 
  11. "خبرگزاری جمهوری اسلامی".